0

به امید روزهای روشن نباش!

راز خوشبختی
اندازه متن

همه ما در جستجوی یک «مدینه فاضله» هستیم؛ جایی که همه چیز عالی باشد، غصه‌ای نباشد و لبخند از روی لبمان نرود. اما بیایید صادق باشیم، چند بار شده به هدفی رسیده‌اید (خرید ماشین، ترفیع شغلی یا شروع یک رابطه) و بعد از مدتی دیده‌اید که باز هم آن حفره خالی درونی پر نشده است؟

حقیقت این است که راز خوشبختی در تغییر دادن دنیای بیرون نیست، بلکه در بازسازی دنیای درون ماست. در این مقاله می‌خواهیم با هم یاد بگیریم که چطور معمار زندگی خودمان باشیم.

خوشبختی: یک انتخاب ذهنی، نه یک شانس اتفاقی

خیلی‌ها فکر می‌کنند خوشبختی مثل قرعه‌کشی بانک است؛ یا برنده می‌شوی یا نه! انگار بعضی‌ها ذاتاً خوش‌شانس به دنیا آمده‌اند و بعضی‌ها محکوم به بدبیاری‌اند.

راز خوشبختی

اما واقعیت این است که خوشبختی بیشتر شبیه به یک «عضله» است که باید آن را تمرین داد، تقویتش کرد و هر روز برایش وقت گذاشت.
درست مثل بدن که بدون تمرین ضعیف می‌شود، ذهن هم بدون تمرینِ درست، به سمت نگرانی و نارضایتی متمایل می‌شود.

آیا شرایط زندگی تعیین‌کننده است؟

بله، شرایط مهم هستند، اما تعیین‌کننده نهایی نیستند. ما آدم‌های ثروتمندی را می‌شناسیم که با وجود داشتن همه چیز، از افسردگی رنج می‌برند و آدم‌هایی را دیده‌ایم که در میانه سختی‌ها، نوری از امید و آرامش درون در چشم‌هایشان موج می‌زند.
اگر پول، موقعیت یا امکانات، تضمین‌کننده شادی بودند، دیگر نباید هیچ فرد موفقی احساس پوچی می‌کرد.

تفاوت این دو دسته در «نگرش» است.

ذهن ما مثل یک فیلتر عمل می‌کند. اگر فیلتر شما کدر و منفی باشد، حتی زیباترین منظره‌های دنیا هم تیره به نظر می‌رسند.
اما اگر یاد بگیرید زاویه دیدتان را تغییر دهید، همان زندگی قبلی می‌تواند معنایی تازه پیدا کند. برای رسیدن به رضایت از زندگی، اولین قدم این است که بپذیریم: «من مسئول احساسات خودم هستم.»
این جمله ساده، یکی از مهم‌ترین کلیدهای راز خوشبختی است.

وقتی مسئولیت حال درونی‌مان را می‌پذیریم، دیگر منتظر تغییر دیگران یا بهتر شدن اوضاع نمی‌مانیم. ما شروع می‌کنیم به ساختن حال خوب، حتی در شرایطی که کامل و ایده‌آل نیستند.
این همان نقطه‌ای است که انسان از حالت قربانی بودن خارج می‌شود و به خالق تجربه‌هایش تبدیل می‌شود.
بسیاری از افراد سال‌ها به دنبال راز خوشبختی در بیرون از خودشان می‌گردند، در حالی که پاسخ، در نوع فکر کردن و تفسیر کردن اتفاقات نهفته است.

چرا هیچ‌کس نمی‌تواند زندگی دلخواه شما را بسازه؟

ما عادت کرده‌ایم که انگشت اتهام را به سمت دیگران بگیریم. «اگر دولتمان بهتر بود…»، «اگر رئیسم مهربان‌تر بود…»، «اگر همسرم مرا درک می‌کرد…».

ذهن ما خیلی راحت برای نارضایتی‌هایش مقصر بیرونی پیدا می‌کند، چون این کار ساده‌تر از پذیرفتن مسئولیت است. وقتی تقصیر گردن دیگران باشد، ما موقتاً احساس سبکی می‌کنیم؛ اما در واقع قدرت خودمان را واگذار کرده‌ایم.

حقیقت این است که تا زمانی که کلید حال خوب‌مان در جیب دیگران باشد، همیشه وابسته و معطل خواهیم ماند. اینجاست که اولین قدم برای کشف راز خوشبختی برداشته می‌شود: برگرداندن مسئولیت زندگی به خودمان. ممکن است شرایط بیرونی ایده‌آل نباشد، اما واکنش ما به آن شرایط کاملاً در اختیار خودمان است.

توهم نجات‌دهنده

بزرگ‌ترین مانع در مسیر کشف راز خوشبختی، انتظار برای یک نجات‌دهنده است. ما ناخودآگاه منتظریم کسی بیاید و حال ما را خوب کند؛ یک شریک عاطفی کامل، یک شغل رؤیایی، یک مهاجرت طلایی یا حتی یک اتفاق معجزه‌آسا. تصور می‌کنیم با آمدن آن «عامل بیرونی»، همه چیز درست می‌شود.

اما حقیقت تلخ و در عین حال رهایی‌بخش این است: هیچ‌کس نمی‌آید.

نه اینکه آدم‌ها بی‌تفاوت باشند؛ نه. موضوع این است که هر کسی درگیر ساختن دنیای خودش است.
هیچ شرکت، دولت یا رابطه‌ای نمی‌تواند خلأهای درونی شما را پر کند. اگر درون شما پر از نارضایتی، مقایسه و احساس کمبود باشد، بهترین شرایط هم فقط برای مدتی کوتاه حالتان را خوب می‌کند.

خیلی‌ها سال‌ها منتظر تغییر دیگران می‌مانند، در حالی که تنها تغییری که واقعاً نتیجه می‌دهد، تغییر نگرش و تصمیم‌های شخصی است. این همان نقطه‌ای است که راز خوشبختی معنا پیدا می‌کند؛ جایی که می‌فهمید آزادی واقعی از درون آغاز می‌شود، نه از بیرون.

اگر شما نتوانید با همین زندگی فعلی‌تان (با تمام نقص‌هایش) آشتی کنید، در بهترین کاخ‌های دنیا هم احساس اسارت خواهید کرد. چون زندان اصلی، مکان نیست؛ ذهن است.

راز خوشبختی این است است که همان ذهنی که می‌تواند زندان بسازد، می‌تواند سکوی پرتاب هم ایجاد کند. قدرت ذهن شما تنها ابزاری است که می‌تواند از محدودیت‌ها، فرصت بسازد و از شکست‌ها، تجربه.

وقتی به جای انتظار برای نجات‌دهنده، خودتان تصمیم می‌گیرید دست به کار شوید، احساس قدرت درونی شکل می‌گیرد. همین حس توانمندی، یکی از عمیق‌ترین ابعاد راز خوشبختی است. شما دیگر قربانی شرایط نیستید؛ شما سازنده مسیر خودتان هستید.

فلسفه «حق مسلم»؛ چرا شما دقیقاً در جای درست هستید؟

شاید شنیدن این جمله کمی سخت باشد: «هر شرایطی که الان داری، حق توست

ذهن ما سریع گارد می‌گیرد و می‌گوید: «یعنی من لایق این مشکلاتم؟» اما منظور از حق، مجازات یا تنبیه نیست.
منظور این است که جهان هستی بر پایه نظم، بازتاب و یادگیری عمل می‌کند.
هر نتیجه‌ای که امروز در زندگی ما دیده می‌شود، حاصل مجموعه‌ای از باورها، انتخاب‌ها، واکنش‌ها و نگرش‌های دیروز ماست.

وقتی این نگاه را بپذیریم، از موضع قربانی بودن خارج می‌شویم و وارد مرحله رشد می‌شویم. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که راز خوشبختی خودش را نشان می‌دهد: پذیرش مسئولیت بدون سرزنش خود.

بسیاری از افراد سال‌ها با واقعیت زندگی‌شان می‌جنگند. مقاومت می‌کنند، انکار می‌کنند، مقایسه می‌کنند.
اما تا زمانی که با «نقطه فعلی» آشتی نکنید، امکان حرکت واقعی وجود ندارد. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست؛ به معنای دیدن حقیقت است. و دیدن حقیقت، اولین قدم برای تغییر آن است. این یکی از عمیق‌ترین لایه‌های راز خوشبختی است.

فرصتی برای رشد، نه بن‌بست

خدا یا کائنات (هر طور که به آن معتقدید) اشتباه نمی‌کند. موقعیت فعلی شما، کلاس درسی است که باید در آن فارغ‌التحصیل شوید. هیچ‌کس تصادفی در شرایطی قرار نگرفته است؛ هر وضعیت، پیامی در دل خودش دارد.

هر شرایطی که دارید، یک «نقطه شروع» است، نه «خط پایان». حتی اگر امروز احساس کنید عقب مانده‌اید، همین نقطه می‌تواند سکوی جهش شما باشد. زندگی مسابقه با دیگران نیست؛ مسیر تکامل شخصی است.

به جای پرسیدن «چرا من؟»، بپرسید «این موقعیت چه چیزی می‌خواهد به من یاد بدهد؟».

به جای تمرکز روی بی‌عدالتی‌ها، روی مهارتی که باید در خودتان بسازید تمرکز کنید.

به جای مقایسه، روی پیشرفت شخصی تمرکز کنید.

این تغییر کوچک در نوع پرسش، سبک زندگی شما را متحول می‌کند. چون سؤال‌های جدید، پاسخ‌های جدید می‌سازند و پاسخ‌های جدید، رفتارهای جدید. و رفتارهای جدید، سرنوشت تازه‌ای خلق می‌کنند.

در نهایت، وقتی بپذیرید که در جای درست ایستاده‌اید — حتی اگر این جایگاه موقت و چالشی باشد — احساس قدرت جای احساس بی‌عدالتی را می‌گیرد.
این همان لحظه‌ای است که از مقاومت به رشد می‌رسید و یک قدم دیگر به درک واقعی راز خوشبختی نزدیک می‌شوید.

چگونه از همین امروز معمار خوشبختی خود باشیم؟ (راهکارهای عملی)

برای اینکه فقط حرف نزده باشیم، بیایید چند تمرین ساده را بررسی کنیم که تفکر مثبت را از یک شعار به یک عادت تبدیل می‌کند.
دانستن کافی نیست؛ تکرار و تمرین است که ذهن را بازسازی می‌کند. اگر این تمرین‌ها را جدی بگیرید، کم‌کم متوجه می‌شوید حال درونی‌تان مستقل‌تر از شرایط بیرونی می‌شود — و این دقیقاً یکی از پایه‌های اصلی راز خوشبختی است.

تمرین شکرگزاری:

تاثیرگذارترین راز خوشبختی این است که هر شب سه اتفاق کوچک که بابت‌شان خوشحال بودید را بنویسید. لازم نیست اتفاق بزرگی باشد؛ یک گفت‌وگوی خوب، یک فنجان چای آرامش‌بخش یا حتی هوای خوب.
این کار ذهن شما را شرطی می‌کند تا به دنبال زیبایی‌ها بگردد، نه کمبودها. ذهن مثل ذره‌بین عمل می‌کند؛ هرجا را بیشتر نگاه کند، همان بخش در زندگی‌تان پررنگ‌تر می‌شود.

پذیرش فعال:

به جای جنگیدن با شرایطی که فعلاً نمی‌توانید تغییر دهید، آن‌ها را بپذیرید. پذیرش به معنای تسلیم شدن نیست، بلکه به معنای آرام کردن ذهن برای پیدا کردن بهترین راه‌حل است.
وقتی مقاومت کمتر می‌شود، انرژی آزاد می‌شود؛ و همین انرژی می‌تواند صرف تصمیم‌های سازنده شود و شما را یک قدم به درک عملی راز خوشبختی نزدیک‌تر می‌کند.

کنترل ورودی‌های ذهن:

اخبار منفی، آدم‌های سمی و مقایسه خود با دیگران در فضای مجازی را به حداقل برسانید. ذهن شما مثل زمین حاصلخیز است؛ هر بذری در آن بکارید، رشد می‌کند.
اگر دائماً خوراک منفی دریافت کند، اضطراب و نارضایتی رشد می‌کند. اما اگر آگاهانه ورودی‌های الهام‌بخش، آموزشی و امیدبخش را انتخاب کنید، کیفیت فکرهایتان تغییر می‌کند — و کیفیت فکرها، کیفیت زندگی را می‌سازد.

راز خوشبختی این است که: یادتان باشد خوشبختی یک مقصد دوردست نیست که روزی به آن برسید؛ مسیری است که هر روز با انتخاب‌های کوچک ساخته می‌شود. همین انتخاب‌های ساده و تکرارشونده هستند که شما را به معمار آگاه زندگی‌تان تبدیل می‌کنند

اگر امروز نتوانی از داشته‌هایت قدردانی کنی، فردا هم با داشته‌های بیشتر همین احساس کمبود را تجربه خواهی کرد.

نتیجه‌گیری: امروز، روز اول زندگی جدید توست

شما از همین لحظه می‌توانید تصمیم بگیرید که قربانی شرایط نباشید. لازم نیست همه چیز کامل شود تا حالتان خوب شود. راز خوشبختی در یک تصمیم ساده نهفته است:

  • «من انتخاب می‌کنم که از زندگی‌ام لذت ببرم، حتی اگر همه چیز عالی نباشد.»
  • یک فکر مثبت را جایگزین یک فکر سمی کن.
  • یک لبخند به آینه بزن.
  • یک قدم کوچک اما آگاهانه بردار.

به یاد داشته باش که تو خالق منحصر به فرد زندگی خودت هستی. هیچ‌کس جز تو قدرت این را ندارد که دنیایت را رنگ‌آمیزی کند.

اگر احساس می‌کنی در این مسیر نیاز به تقویت ایمان، آرامش و بازسازی نگرش داری، دوره «خدا هرگز دیر نمی‌کند» دقیقاً برای همین نقطه از زندگی طراحی شده است؛ جایی که می‌خواهی دوباره به حکمت مسیرت اعتماد کنی و با تکیه بر ایمان، معنای تازه‌ای به اتفاقات بدهی.

در این دوره یاد می‌گیری چگونه از دل تأخیرها، ناامیدی‌ها و سختی‌ها، رشد بسازی و نگاهت را از اضطراب به اعتماد تغییر دهی. وقتی این نگاه درونی اصلاح شود، درک راز خوشبختی دیگر یک مفهوم تئوری نیست؛ به تجربه‌ای ملموس در زندگی روزمره‌ات تبدیل می‌شود.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.27 از 71 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=51578
16 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۴/۱۰/۲۸ ۱۲:۲۸
      مدت عضویت: 1242 روز
      امتیاز کاربر: 10905 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 1,331 کلمه

      با سلام و احترام 

      فایل به امید روزی روشن نباش چقدر به موقع و کامل بود و خداوند من را هدایت کرد به این فایل که بدانم با تغییر مدیر در محل کار من شرایط من تغییری نمیکند اگر کاری برای تغییر افکار خودم وتغییر شرایط هیچ کاری انجام ندهم و منتظربمانم تغییرات از سوی دیگران اتفاق بیفتد که این کار هرگز اتفاق نمی افتد 

      چون هرروز خداوند دقیقا مثل همدیگر شروع میشود و روزها همگی تکراری هستند خورشید هرروز از سمت مشرق طلوع میکند دقیقا هنگام ظهر اذان میگویند و دقیقا طبیعت بدون سرو صدا کارهای هرروز خود را تکرار میکند پس تغییر فقط در نگرش و افکار من است که ان روز را روز خوب بدانم یا نه و اگر احساس رضایت داشتم خوب است و اگر ناراضی بودم بد است و احساس من است که ان روز را بد میداند یا خوب و هرانسانی از ابتدای صبح با توجه به نگرش و افکارش روز خود را شروع میکند 

      نکته : هیچ وقت با تغییرات از بیرون ان روز برای من روز روشن و امیدوار کننده ای نخواهد بود و تا زمانی که افکار من تغییر نکند شرایط به همان منوال خواهد بود و احساس رضایت و خوشبختی ندارم 

      قدرت جذب در تمام کائنات وجود دارد و قانون جذب به صورت انفرادی است و هرگز به صورت جمعی عمل نمیکند و اگر فکر میکنیم ما میتوانیم به صورت گروهی شرایطی را تغییر بدهیم این نگرش اشتباهه و مثلا فکر کنیم با تغییر شرایط جامعه همه ی افراد جامعه شرایط بهتری را پیدا میکنند سخت در اشتباه هستیم و هرگز چنین روزی فرا نمیرسد و در گذشته هم نخواهد بود و درزمان حال و اینده هم اتفاق نخواهد افتاد چون قانون جذب انفرادی و بر اساس سبک زندگی و نگرش هرفرد متغیر است 

      گاهی ممکن است عده ای از افراد به صورت گروهی بر یک نظر باشند و بگویند همه ناراضی هستند واین فقط نظرات مشترک است و هر فردی میتواند با توجه به نگرش و افکار خودش از ان گروه خارج شود و فقط شرایط مشترک است وگرنه نگرشها و افکار در این گروه مشترک با همدیگر متفاوت است و اصلا ربطی یه تعداد افراد ندارد و این ایراد وارد است که فکر میکنیم چون همه یک نوع فکر میکنند پس تفکر این گروه درست است و همه متعقد هستند باید شرایط جامعه تغییر کند 

      این فکر که به واسطه تغییر حکومت – مدیر – همسر – کاهش قیمت دلار و طلا و…. میتوان شرایط زندگی افراد و احساس تک تک افراد را تغییر داد افکار و نگرش اشتباهی است و باید ان را اصلاح کنیم چون هرروز ما با توجه به نگرش و افکار مان شرایطی را به وجود میاوریم که ممکن است از ان شرایط احساس رضایت داشته باشیم یا نداشته باشیم 

      اگر ما فکر میکنیم روزی دراین جهان فرا خواهد رسید که تمام مردم رضایت کامل داشته باشند از شرایط جامعه و احساس رضایت و خوشبختی کنند سخت در اشتباه هستیم و هرگز ان روز روشن فرا نخواهد رسید چون سیستم جهان به این شکل نیست که همه پولدار و خوشبخت باشند و اگر اینکار باید انجام میشد خود خداوند این کاررا برای بنده هایش انجام میداد چون این از عدالت خداوند به دور است که تفاوت در بندگان بگذارد و خودش در قران فرموده خداوند نخواسته که همه در یک شرایط یکسان باشند و با توجه به نگرش و افکار و تقوا احساس رضایت دارند بنابراین شرایط زندگی دراین جهان برای همه ی افراد یکسان نیست و احساس افراد دراین جهان به صورت شناور است چون با توجه به نگرش و افکار ما شرایط متفاوت است 

      احساس خوشبختی و احساس بدبختی درما یک حس شناور است که میتواند درهرلحظه با تغییر افکار ما تغییر کند 

      ترس و نگرانی از حال و اینده یک نوع بدبختی است و داشتن ارامش یک نوع خوشبختی است 

      ارامش زیر بناء و اصل خوشبختی و احساس رضایت است و کسی که ارامش ندارد هرگز خوشبخت نمیشود . احساس ما از ذهن و افکار ما شکل میگیرد و افکار در ذهن ما مرور میشوند و احساس در ذهن ما شکل میگیرد گاهی اتفاق میافتد با فکر کردن به شرایط سخت گذشته خود را دران شرایط حس میکنیم و احساس خوب خود را بد میکنیم پس باید ان فکر را رها کنیم تا به ارامش برسیم و بعد از رها کردن دوباره حس ما  تبدیل به رضایت و خوشبختی  میشود و هیچ ارتباطی به شرایط و محیط پیرامون ما ندارد 

      بزرگترین تله ای که ما دران میافتیم ان است که فکر میکنیم با تغییر شرایط و محیط پیرامون ما شرایط و احساس ما نیز تغییر میکند و باید اوضاع برای همه ی افراد جامعه خوب و عالی باشد تا شرایط زندگی برای ما تغییر کند تغییر شرایط جامعه و زندگی برای همه اشتباهه چون هر فرد با تغییر الگوهای ذهنی خود میتواند شرایط زندگی خود را تغییر دهد و این قانون جذب و کائنات خداوند است 

      با نگاه به گذشته متوجه میشویم در شرایطی که دلارو طلا هم ارزان بود و جامعه ما اسلامی هم نبود خیلی از افراد شرایط خوبی نداشتند وخیلی از افراد دران شرایط احساس رضایت و خوشبختی داشتندو الان هم ان شرایط دوباره تکرار میشود پس با کمی تامل میتوان اگاه شد تغییر شرایط زندگی ربطی به تغییر قیمتها و تغییر شرایط جامعه ندارد و فقط با تغییر الگوهای ذهنی شرایط زندگی تغییر خواهد کرد 

      درک این جمله شاید کمی سخت باشد که هرکس درهر شرایطی است حق مسلم او است و هیچ کس نمیتواند زندگی که ما دوست داریم را برای ما بسازه مگر خود ما چون نظرات و سلیقه های هر فردی برای داشتن یک زندگی خوب و خوشبختی با دیگران متفاوت است و ذهن ما حاکم برما است و دستورات از سوی ذهن برای اجرا صادر میشود 

       از این پس به این اگاهی رسیدم که هر موقع فرد فقیر و یا مستمندی را دیدم این فکر در ذهنم به وجود بیاید که خودش این شرایط را فراهم کرده و از بودن در این شرایط رضایت دارد وگرنه برای تغییر شرایط زندگی خود کاری را  انجام میداد و خداوند هم به او کمک میکرد چون هرگز خداوند برای تغییر شرایط زندگی ما هیچ اقدامی نمیکند تا ما نخواسته باشیم چون درقران امده است که خداوند فرموده ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهیم داد مگر انکه خودش خواسته باشد 

      و هیچ تغییری به صورت فیزیکی انجام نخواهد شد مبارزه سرانجام یک شکستی دارد و تا زمانی که فکر میکنیم تغییر شرایط زندگی ما مربوط به رفتار و عملکرد دیگران است هرگز موفق نخواهیم شد و احساس رضایت نمیکنیم و خود را خوشبخت نمیدانیم باید یاد بگیریم که نگرش و افکار خودمان را از دیگران جدا کنیم و خودمان با تغییرات الگوهای ذهنی زندگی بهتری را برای خود بسازیم چون وقتی دید ما نسبت به چیزها تغییر کند چیزهایی که ما به انها نگاه میکنیم هم تغییر خواهند کرد از نظر ما و اوضاع بهتری را تجربه میکنیم 

      گاهی مواقع یک حسی به ما میگوید اینکاررا انجام بده یا نده و ما گاهی با وسواس و یا بی توجهی از کنار انها عبور میکنیم و بعدها افسوس میخوریم چرا من به ان حس توجه بیشتری نکردم پس این نشان میدهد که خداوند همیشه مارا هدایت میکند چون ما انسانها همیشه تجربه گذشته و شرایط حال خبر داریم ولی خداوند هم از گذشته و از حال و اینده خبر دارد و مشرف براحوالات ما است و چون به همه چیز اشراف دارد گاهی به ما تذکر میدهد پس ما باید به حس های خود اعتماد کنیم و هرکجا که احساس ارامش بیشتری داشتیم ان را انجام دهیم و اگر احساس ترس و نگرانی داشتیم ان را انجام ندهیم 

      من دراین اوضاع و شرایط اصلا اخبارها را دنبال نکردم چون به این درجه از اطمینان رسیده بودم که من با گوش دادن و دیدن این اوضاع فقط استرس و نگرانی را به خودم و خانواده انتقال میدهم و من نمیتوانم هرگز این شرایط جامعه و گرانی را تغییر بدهم پس با کنترل ورودیهای ذهنم دراین اوضاع به خوبی و سلامت زندگی کردم و ایمان داشتم خداوند پشت و پناه من و خانواده ام است 

      خدایا شکرت که من امروز به این فایل هدایت شدم تا بدانم فقط من مسئول تغییر شرایط زندگی خودم هستم نه دیگران . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم