0

🧠 چاقی ذهنی: وقتی ذهن، بدن را سنگین‌تر می‌کند!

چاقی ذهنی
اندازه متن

«ولش کن بابا، تو که نمی‌تونی؛ اینم مثل قبلیاس!» این صدا رو تقریباً وسط همه‌ی رژیم‌هام می‌شنیدم؛ معمولاً هنوز ده روز هم نگذشته بود. نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و رژیم‌های مختلف، ورزش‌های متنوع و برنامه‌های غذایی جورواجور رو امتحان کردم، ولی هیچ‌کدوم ماندگار نبود. سال‌ها طول کشید تا بفهمم اون صدا از کجا میاد. اسمش رو بعدها گذاشتم چاقی ذهنی.

سال ۱۳۹۳ با قانون جذب آشنا شدم و ظرف یه سال توی کار، رابطه‌ها و وضعیت مالیم تغییرهای بزرگی دیدم. همون موقع تصمیم گرفتم همین نگاه رو برای وزنم هم امتحان کنم؛ بدون رژیم، بدون باشگاه، فقط با تغییر ذهنیت. توی این مقاله تعریف می‌کنم چاقی ذهنی چیه، فکرهای چاق‌کننده چطور شکل می‌گیرن و پنج قدمی که من رو از این چرخه بیرون آورد کدوما بودن. اگه تازه با این مسیر آشنا شدی، از شروع مسیر لاغری با ذهن هم یه سر بزن.

چاقی ذهنی

🧩 چاقی ذهنی چیه؟

فرض کن یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی و جلوی آینه می‌بینی بدنت همون‌قدر چاقه که دیروز بود. ولی امروز یه فرق اساسی هست: ذهنت دیگه اون صدای آشنا رو نداره که می‌گفت «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی لاغر بشی» یا «باز نتونستی رژیمت رو نگه داری».

چاقی ذهنی یعنی ذهن ما قبل از بدنمون چاق شده؛ یعنی قبل از اینکه وزنمون بالا بره، باورهای محدودکننده و فکرهای چاق‌کننده توی ذهنمون جا خوش کردن. چاقی ذهنی مجموعه‌ای از باورها، نگرش‌ها، خاطره‌های تلخ شکست در لاغری و الگوهای فکری سرزنش‌گره که همه با هم جلوی لاغری واقعی می‌ایستن.

مثلاً ممکنه باور داشته باشی که ژنتیکی چاقی و لاغری برات غیرممکنه. من سال‌ها به همه می‌گفتم «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم». یا ممکنه دائم خودت رو سرزنش کنی که چرا اراده نداری. یا حتی ناخودآگاه از لاغر شدن بترسی، چون فکر می‌کنی بعدش بیشتر توی مرکز توجه قرار می‌گیری.

مطلبی در انتشارات سلامت هاروارد توضیح می‌ده که آگاهی موقع غذا خوردن می‌تونه کمک کنه آدم‌ها واکنش‌های خودکار ذهنشون به غذا رو بشناسن. حالا اگه این واکنش‌های خودکار، مثل خوردن موقع استرس یا تنهایی، ریشه در چاقی ذهنی داشته باشن، منطقیه که برای لاغری ماندگار، اول سراغ ذهن بریم نه ترازو.

نتیجه‌ی چاقی ذهنی، رژیم‌های بی‌پایان، چرخه‌های پرخوری و احساس ناتوانی دائمیه. پس اگه تا حالا هر کاری کردی و جواب نگرفتی، شاید وقتشه اول ذهنت رو لاغر کنی.

تسلیم شدن در برابر چاقی ذهنی

🔄 فکرهای چاق‌کننده چطور شکل می‌گیرن؟

اون صدایی که وسط رژیم می‌گه «ولش کن، تو نمی‌تونی»، یکی از فکرهای چاق‌کننده‌ست. این فکرها ریشه در چاقی ذهنی دارن و مثل ترمز دستی عمل می‌کنن؛ نه‌تنها جلوی لاغری رو می‌گیرن، بلکه باعث تکرار شکست، پرخوری احساسی و بی‌اعتمادی به خود می‌شن. بیا ببینیم از کجا میان.

۱. تکرار جمله‌های منفی

جمله‌هایی مثل «من همیشه چاق می‌مونم»، «لاغر شدن برای من غیرممکنه» یا «من از بچگی همین‌طوری بودم» شاید ساده به نظر بیان، ولی وقتی بارها توی ذهن تکرار می‌شن، ذهن اون‌ها رو به‌عنوان واقعیت ثبت می‌کنه. روان‌شناس‌ها به این می‌گن «پیشگویی خودتحقق‌بخش»؛ یعنی وقتی یه فکر رو زیاد تکرار می‌کنی، رفتارت به سمت درست کردن همون فکر کشیده می‌شه.

پژوهشی از دانشگاه واترلو هم نشون داده تکرار فکرهای منفی، عزت‌نفس رو پایین میاره. بیشتر این جمله‌ها رو ما از خانواده و اطرافیان شنیدیم؛ از راه شنیدن وارد ذهن شدن و از راه تکرار تثبیت شدن.

۲. توجه بیش از اندازه به وزن

وزن کردن روزانه یا حتی چند بار در روز، مقایسه‌ی وزنت با خواهرت، دوستت یا آدم‌های اینستاگرام و وسواس روی عدد ترازو، ذهن رو دائم در حالت نگرانی نگه می‌داره. وقتی ذهن فقط عدد ترازو رو ملاک پیشرفت بدونه، کوچیک‌ترین بالا و پایین شدن می‌تونه باعث ناامیدی، رها کردن برنامه یا پرخوری بشه.

۳. خاطره‌های تلخ گذشته

شکست‌های قبلی در رژیم، ورزش‌هایی که وسط راه رها شدن و حرف‌هایی مثل «تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی»، اگه دیده نشن، می‌شن سوخت چاقی ذهنی. ذهن ما خاطره‌های دردناک رو پررنگ‌تر نگه می‌داره. برای همین با هر تلاش تازه، اون خاطره‌ی قدیمی میاد جلوی چشممون و می‌گیم «اون دفعه هم نشد، اینم نمی‌شه». یعنی قبل از شروع، توی ذهنمون شکست خوردیم.

من خودم این رو بارها تجربه کردم. اولین رژیمم رو حدود ۸۵ کیلو شروع کردم و هر بار پنج تا ده کیلو کم می‌کردم و بعد بیشتر از قبل برمی‌گشت، تا جایی که به ۱۳۵ کیلو رسیدم. هر رژیم تازه، یه خاطره‌ی شکست دیگه به این فهرست اضافه می‌کرد و صدای «تو نمی‌تونی» رو بلندتر می‌کرد.

تاثیر چاقی ذهنی بر ذهن و جسم

🧠 چاقی ذهنی چطور خودش رو نشون می‌ده؟

چاقی ذهنی فقط به شکل بدن یا عدد ترازو مربوط نیست. ذهنی که پر از فکرهای محدودکننده، ترس از غذا و باورهای اشتباه درباره‌ی بدنه، رفتارهای غذایی خاصی می‌سازه؛ حتی وقتی بدن به غذا نیازی نداره.

۱. خوردن برای آروم شدن

یکی از واضح‌ترین نشونه‌های چاقی ذهنی، خوردن برای آرامشه، نه برای گرسنگی. خستگی، تنهایی، بی‌حوصلگی یا یه دعوا، آدم رو به سمت یخچال می‌فرسته. من از نوجوونی بعد از تموم کردن هر کاری، از مشق گرفتن تا برگشتن از مدرسه، یه صدا توی ذهنم می‌شنیدم که می‌گفت برو یه چیزی بخور. غذا برای من جایزه بود، نه جواب گرسنگی. این صدا هنوز هم گاهی سراغم میاد و بعضی وقت‌ها هم بهش گوش می‌دم، ولی نه همیشه.

۲. چرخه‌ی رژیم و پرخوری

رژیم سخت، حس کمبود، پرخوری، عذاب وجدان و دوباره رژیم. این چرخه رو ذهنی می‌گردونه که به غذاها برچسب «خوب» و «بد» می‌زنه. من بعد از هر پرخوری قول می‌دادم «فردا به جبران امروز هیچی نمی‌خورم»، ولی فردا یادم می‌رفت و یه صدا می‌گفت: «تو که خراب کردی، اونم بخور.» عذاب وجدان هیچ‌وقت من رو به کمتر خوردن نرسوند.

۳. ذهنی که همیشه درگیر غذاست

چاقی ذهنی باعث می‌شه ذهن دائم درگیر غذا باشه: چی بخورم، چی نخورم، کی بخورم. من اون سال‌ها صبحونه‌ی فردا رو از شب قبل برنامه‌ریزی می‌کردم و ساعت میان‌وعده‌هام ثابت بود. این حجم از فکر کردن به غذا، تمرکز آدم رو از کار، رابطه‌ها و لذت‌های دیگه‌ی زندگی می‌دزده.

۴. خوردن بدون لذت

آدمی که ذهن چاق داره، معمولاً بعد از خوردن حس گناه داره و نمی‌تونه بدون نگرانی از غذا لذت ببره. توی مهمونی‌ها می‌دیدم دوست‌های متناسبم غذاهایی رو که من «چاق‌کننده» می‌دونستم، بدون نگرانی می‌خوردن و وقتی سیر می‌شدن دست می‌کشیدن. من همون غذاها رو با عذاب وجدان، سریع و زیاد می‌خوردم. فرق ما توی غذا نبود؛ توی ذهنمون بود.

رهایی از افکار منفی و چاقی ذهنی

⚖️ نگرانی از وزن؛ دامی پنهان

یکی از اصلی‌ترین فکرهای چاق‌کننده، توجه وسواسی به اضافه‌وزنه. شاید باورش سخت باشه، ولی همین توجه دائمی به جای کمک، ذهن رو بیشتر به سمت چاقی می‌بره. آدم‌های چاق معمولاً فکر می‌کنن اگه مدام مراقب وزنشون باشن، چاق‌تر نمی‌شن. ولی این مراقبت‌ها بیشتر شبیه هشدارهای تکراریه که فقط نگرانی می‌سازه، و همین نگرانی ذهن رو به سمت رفتارهایی می‌بره که چاقی رو بیشتر می‌کنه.

از نگاه من، ماجرا اغلب از جایی شروع می‌شه که یه آدم متناسب برای اولین بار از چاق شدن می‌ترسه. این ترس با تکرار و توجه، کم‌کم توی ذهن ریشه می‌دوونه و بدن هم با گذشت زمان با ذهن هماهنگ می‌شه. بعد از اولین نشونه‌های چاقی، ماجرا سرعت می‌گیره؛ چون حالا آینه، ترازو و حرف دیگران دائم تأیید می‌کنن که «چاق شدم» و تصویر ذهنی چاقی پررنگ‌تر می‌شه.

ذهن همیشه چاق‌تر از بدنه، چون تخیل حد و مرز نداره. برای همین ده کیلو اضافه‌وزن، فقط ده کیلو بار جسمی نیست؛ گاهی بار ذهنیش خیلی سنگین‌تره. و درست همین بار ذهنیه که باید سبک بشه. در لاغری با ذهن، به جای کنترل بدن، روی اصلاح همین فکرها کار می‌کنیم؛ فکرهایی که آروم‌آروم اول ذهن و بعد بدن رو به سمت چاقی بردن. اگه دوست داری بیشتر درباره‌ی تصویرهای ذهنی چاقی بدونی، این مقاله رو هم بخون.

لاغری با ذهن و درمان چاقی ذهنی

🏠 چاقی ذهنی من از کجا شروع شد؟

وقتی به گذشته‌ی خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم چاقی ذهنی من خیلی قبل‌تر از ۱۳۵ کیلو شروع شده بود. خانواده‌ی من همیشه درگیر لاغری بودن. مادرم که خیاط بود، همیشه به فکر لاغر شدن بود و به من توصیه می‌کرد رنگ‌های تیره بپوشم تا لاغرتر نشون بدم. از اون طرف، سر سفره اصرار می‌کرد بیشتر بخورم. من هیچ‌وقت مرز سیر شدن رو نفهمیدم؛ همیشه میل داشتم.

حتی وقتی بعد از یه رژیم لباس‌هام گشاد می‌شد و ازش می‌خواستم تنگشون کنه، می‌گفت: «صبر کن ببینیم می‌مونی یا نه.» هیچ‌کدوم از این حرف‌ها از سر بدخواهی نبود؛ همه از سر دلسوزی بود. ولی همه‌شون یه پیام رو توی ذهن من محکم‌تر می‌کردن: «تو چاقی و لاغریت موقتیه.»

مدرسه هم سهم خودش رو داشت. همکلاسی‌ها مسخره‌ام می‌کردن و برام اسم می‌ذاشتن. توی بسکتبال نمی‌تونستم بپرم و بعد از پنج دقیقه نفسم می‌گرفت. کم‌کم دوست‌هام رو بین بچه‌های چاق انتخاب کردم؛ کسایی که بیشتر وقتمون به حرف زدن درباره‌ی غذا می‌گذشت. بعدها هم که کار دولتی داشتم و فشار کار و درگیری‌ها زیاد بود، وزنم سریع‌تر از همیشه بالا رفت.

هیچ‌کدوم از این‌ها به‌تنهایی من رو چاق نکرد. ولی همه‌شون با هم یه تصویر ساختن: تصویر «منِ چاق». و تا وقتی این تصویر توی ذهنم بود، هر رژیمی که می‌گرفتم، آخرش بدنم به همون تصویر برمی‌گشت. شاید تو هم اگه به گذشته‌ات نگاه کنی، جمله‌ها و تجربه‌هایی پیدا کنی که چاقی ذهنیت رو ساختن.

🌱 پنج قدم برای عبور از چاقی ذهنی

وقتی بفهمیم بخش بزرگی از پرخوری و اضافه‌وزن از ذهن میاد، وقتشه دست به تغییر بزنیم؛ نه تغییر وزن، بلکه تغییر ذهنیت. این پنج قدم کمکم کرد کم‌کم به ذهنی متناسب نزدیک بشم.

۱. باورهای محدودکننده رو پیدا کن

اولین قدم، دیدن باورهاییه که سال‌ها توی ذهن جا خوش کردن: «من همیشه چاق می‌مونم»، «من ژن چاقی دارم»، «فقط با رژیم می‌شه لاغر شد». این باورها رو بارها از خانواده، رسانه‌ها و اطرافیان شنیدیم. اولین قدم خود من این بود که بپذیرم صددرصد مسئول چاقی، اشتها و پرخوری خودم هستم. از اون روز ژنتیک و متابولیسم و غذاها از فهرست مقصرهای من خط خوردن.

۲. فکرهای چاق‌کننده رو بازنویسی کن

هر فکری که ذهن تولید می‌کنه، یه برنامه‌ست. اگه این برنامه می‌گه «تو لاغر بشو نیستی»، باید یه برنامه‌ی تازه جاش بذاری؛ ولی برنامه‌ای که ذهن باورش کنه. اوایل ذهنم بارها مسخره‌ام می‌کرد و می‌گفت «تو لاغر بشو نیستی». من باهاش دعوا نمی‌کردم؛ جواب می‌دادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد می‌گیرم و وقتی به اندازه‌ی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر می‌ذاره.» این جمله دروغ نبود، برای همین ذهنم باهاش نجنگید.

۳. با آگاهی غذا بخور

کسایی که درگیر چاقی ذهنی هستن، معمولاً موقع غذا خوردن اصلاً حواسشون به خودشون نیست. یه وعده رو بدون تلویزیون و گوشی بخور و به مزه‌ی غذا و حس سیری دقت کن. لازم نیست کمتر بخوری؛ فقط آگاه‌تر بخور. همین آگاهی کمک می‌کنه ذهن شلوغ آروم‌تر بشه.

۴. گفت‌وگوی درونیت رو عوض کن

ذهن چاق معمولاً پر از انتقاد و سرزنشه: «باز خراب کردی»، «با این شکم می‌خوای بری مهمونی؟»، «هیچ‌وقت درست نمی‌شی». گفت‌وگوی درونی تازه می‌تونه این باشه: «امروز زیاد خوردم، انتخاب خودم بود و دفعه‌ی بعد بهتر عمل می‌کنم.» من سال‌ها «باید لاغر بشم» می‌گفتم که برام یعنی جنگیدن. وقتی جاش رو دادم به «دوست دارم لاغری رو تجربه کنم»، فضای ذهنم از سرزنش به همراهی تغییر کرد.

۵. تناسب رو در ذهنت ببین

یکی از قوی‌ترین ابزارها برای عبور از چاقی ذهنی، تجسم ذهنیه. روزی چند دقیقه چشم‌هات رو ببند و خودت رو ببین که راحت لباس دلخواهت رو پوشیدی، بدون نگرانی غذا می‌خوری و توی جمع راحتی. من خودم رو با همون رنگ‌های زرشکی و سبزی می‌دیدم که همیشه دوست داشتم ولی سال‌ها به جاشون تیره پوشیده بودم. این تصویرها کم‌کم به باور تبدیل می‌شن.

چاقی ذهنی قابل تغییره، ولی نه با دو روز رژیم یا چند ساعت ورزش. من با همین قدم‌ها، بدون رژیم و باشگاه و قرص، حدود ۳۰ کیلو کم کردم و از اون موقع متناسب موندم. هنوز هم لغزش دارم، ولی دیگه لغزش برام دلیل رها کردن نیست. اگه دوست داری این قدم‌ها رو منظم و عمیق‌تر یاد بگیری، دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها برای همین ساخته شده.

✍️ تمرین: دفترچه‌ی ذهن متناسب

همون‌قدر که دست به غذا بودن ما رو چاق می‌کنه، دست به قلم بودن ما رو لاغر می‌کنه. یه دفترچه‌ی مخصوص بردار و این سؤال‌ها رو جواب بده:

  1. چه باورهایی باعث شدن فکر کنی «من نمی‌تونم لاغر بشم»؟ مثلاً «لاغری فقط با سختی ممکنه» یا «خانوادگی چاقیم».
  2. وقتی زیاد می‌خوری یا عدد ترازو بالا می‌ره، دقیقاً با چه جمله‌هایی با خودت حرف می‌زنی؟ همون جمله‌ها رو بنویس.
  3. برای هر کدوم یه جمله‌ی جایگزین بنویس که هم واقعی باشه و هم مهربون؛ مثل «دارم یاد می‌گیرم».
  4. چشم‌هات رو ببند و خودت رو بدون چاقی ذهنی تصور کن؛ چطور غذا می‌خوری، چی می‌پوشی، چه حسی داری. بعد اون تصویر رو با جزئیات بنویس.
  5. از امروز یه وعده رو با آگاهی کامل بخور و تجربه‌ات رو بنویس.

📝 برام بنویس

تو کدوم نشونه‌ی چاقی ذهنی رو بیشتر توی خودت دیدی؟ تکرار جمله‌های منفی، وسواس روی وزن یا خاطره‌های شکست؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه تمرین رو انجام دادی، یکی از جمله‌های جایگزینت رو هم بنویس. شاید به یه نفر دیگه کمک کنه جمله‌ی خودش رو پیدا کنه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

چاقی ذهنی یعنی چی؟

یعنی ذهن قبل از بدن چاق شده؛ باورها، خاطره‌های شکست و فکرهای سرزنش‌گری که رفتارهای غذایی رو هدایت می‌کنن و جلوی لاغری ماندگار رو می‌گیرن.

فکرهای چاق‌کننده از کجا میان؟

از تکرار جمله‌های منفی، توجه بیش از اندازه به وزن و خاطره‌های تلخ شکست‌های قبلی. بیشترشون رو از خانواده و اطرافیان شنیدیم و با تکرار تثبیت شدن.

چطور از چاقی ذهنی بیرون بیام؟

باورهای محدودکننده رو پیدا کن، فکرهای چاق‌کننده رو با جمله‌های واقعی جایگزین کن، با آگاهی غذا بخور، گفت‌وگوی درونیت رو مهربون‌تر کن و تناسب رو در ذهنت ببین.

بدون رژیم هم می‌شه لاغر شد؟

وقتی ذهن تغییر کنه، رفتارها هم تغییر می‌کنن. من خودم بدون رژیم و باشگاه و قرص، با تغییر ذهنیتم حدود ۳۰ کیلو کم کردم.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 44 رای

https://tanasobefekri.net/?p=7448
46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۴/۰۳/۲۷ ۰۹:۰۹
      مدت عضویت: 1287 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,615 کلمه

      سلام استاد 

      چطور ذهن از بدن سنگین تر میشه ؟

      ۱- تکرار افکار منفی درذهن 

      مغز افکار منفی را که زیاد درذهن تکرار بشه به صورت یک واقعیت ثبت میکنه و کم کم رفتارما به ان سمت کشیده میشه و تکرار افکار منفی باعث کاهش  عزت نفس – کاهش احترام به خودمان – و درنهایت افزایش رفتارهای ناسالم و پرخوری درما میشود 

      ۲- توجه بیش از حد به وزن 

       توجه زیاد به وزن بدن باعث میشود مغز دچار اضطراب و ترس مداوم بشه و کم کم چاقی ذهنی درما به وجود میاید و بدن از مسیر ذهنی رفتارهای ناسالم برای غذا خوردن روزبه روز چاقتر میشود 

      ۳- تکرار تجربیات تلخ گذشته 

      وقتی تجربیات تلخ در ذهن ما پردازش و پاک نشوند میشون سوخت برای ذهن چاق ما دقیقا مثل سوخت بنزین برای حرکت ماشینها چون ذهن ما حافظه داره و خاطرات تلخ گذشته را با آب و تاب بیشتری ذخیره میکنه و این خاطرات قبلی در تصمیم های آینده ما اثر مستقیم دارن بنابراین ما باید با تغییر الگوهای ذهنی این خاطرات را در ذهن پردازش و پاک کنیم 

      من خودم بیشتر در ذهنم گاهی مواقع روی وسواس وزنی و خاطرات تلخ گذشته برای نتیجه نگرفتن لاغری در سالهای گذشته  مرور میشود وکه سعی میکنم زیاد به ان فکر نکنم چون احساس من را بد میکند 

      نکته بسیار مهم : چاقی ذهنی ریشه در ذهن ما داره و اگر پردازش و اصلاح نشوند باعث میشود وقتی بدن نیاز به غذا و انرژی ندارد با تغییر احساسات ما رفتار ناسالم داشته باشیم و پرخوری کنیم 

      رفتارهای ناسالم چگونه خودشان را دربدن نشان میدهند 

      ۱- خوردن احساسی : وقتی ذهن گرسنه باشد نه شکم 

      خوردن برای آرامش ذهنی پاسخ به گرسنگی دربدن نیست بلکه برای واکنش به احساساتی مثل استرس – خستگی – تنهایی – رفع عصبانیت – بی حوصلگی و… میباشد چون با این کارها یاد گرفتیم که ذهن آشفته به آرامش میرسددر حالی که این فکر اشتباهه

      ۲- تکرار چرخه معیوب رژیم و لاغری و ذهن چاق مقصره 

      چرخه معیوب برای ذهن چاق دقیقا به این صورت است 

      رژیم سخت و یا ورزش سخت / احساس محرومیت از غذا / پرخوری/ احساس گناه بعد از خوردن غذا / رها کردن رژیم بعد از سختی بیشتر از سود در این روش / احساس بد داشتن و بی ارادگی /باز تکرار رژیمی دیگر

      و این چرخه ی برای ذهنی است که بر غذا برچسب اخلاقی چاقی و لاغری میزنه یعنی این خوبه این بده و این افراد با کمی پرخوری خودشون را ضعیف و بی اراده می دانند و خود را سرزنش میکنند که چرا من اراده ندارم چیزی نخورم 

      ۳- ذهن همیشه درحال غذا خوردن است وسواس فکری نسبت به خوردن غذا 

      ذهن چاق باعث میشود همیشه درگیر خوردن و یا نخوردن غذا باشیم و این حجم از فکر کردن به غذا باعث میشود تمرکز فرد از کار – لذت زندگی کردن روزمره – روابط – رشد شخصیو…. بازدارد و غذا خوردن بشه محور لذت بردن از زندگی فرد افراد چاق

      ۴- پرهیز از لذت خوردن : وقتی که ذهن چاق لذت غذا خوردن را ممنوع میکنه 

      افراد با ذهن چاق بسیار دچار احساس گناه بعد از خوردن میشون و فکر میکنند لذت غذا خوردن انها را چاق میکند و این یکی از موانع مهم لاغری است 

      جمع بندی : چاقی ذهنی دقیقا مثل یک نرم افزار معیوب عمل میکنه که رفتارهای غذایی مارا کنترل میکنه ما باید توجه کنیم برای متناسب شدن نباید کالری بسوزانیم و یا ورزش کنیم و یا رژیم سخت بگیریم فقط و فقط باید فرمولهای ذهنی خود را از چاقی به فرمولهای ذهنی لاغر اصلاح کنیم بدن ما خودش هوشمنده و کم کم مارا به سمت متناسب شدن میبره 

      فرمولهای چاقی چیست ؟

      افکار و فرمولهای چاقی دقیقا مثل یک دامی درمسیر لاغری است . یکی از مهمترین و اصلی ترین موانع لاغری توجه کردن به اضافه وزن است چون همین توجه کردن کم کم مارا به سمت چاقی میبرد و عجله کردن باعث میشود ما از مسیر درست لیز بخوریم 

      وقتی ما چیزی را بشنویم و ان را باور کنیم ۲تا ۵ سال طول میکشد که ما به ان شرایط برسیم ما وقتی در آیینه خود را کنترل کنیم – حرف دیگران بشود تاییدیه برای ذهن – وزن کردن با ترازو بشود احساس بد شدن برای ادامه مسیر لاغری با ذهن– همگی باعث میشوند تصاویر چاقی درذهن ما تقویت شود و توجه به چاقی یعنی چاقی بیشتر 

      نکته بسیار مهم : ذهن چاق همیشه چاق تر و سنگین تر از بدن ما است چون تخیل و تصویر سازی ذهنی حد و مرز ندارد و بنابراین جسم سعی میکند برای همگام شدن با ذهن چاق تر شود و کم کم جسم چاق تر میشود و چاقی بیشتر ، جنبه روانی دارد تا فیزیکی 

      در روش لاغری با ذهن به جای کنترل بدن باید تمرکز ما روی اصلاح افکار چاق کننده در ذهن باشد چون افکار درابتدا ذهن را چاق میکنند و بعد کم کم بدن به ان سمت میرود 

       روشهایی که کمک میکند ما از ذهن چاق عبور کنیم و کم کم متناسب شویم 

      ۱- پاکسازی باورهای محدود کننده :

      من همیشه چاق می مانم – من ارثی چاقم – من فقط با ورزش و تحرک و رژیم لاغر میشوم و…..

      با داشتن این باورها در ذهن تغییر فرمولهای ذهنی امکانپذیر نخواهد بود بلکه باید انها را با دلایل کافی در ذهن محدودو اصلاح کنیم 

      ۲- بازنویسی افکار چاق کننده 

      هر فکری که درذهن تولید شود یک برنامه است برای اجرا شدن در بدن ما ، پس باید افکار چاقی را محدود کنیم و افکار لاغری را درذهن تولید و جایگزین کنیم تا دربدن اجرا شود 

      فکر چاقی من هرگز لاغر نمیشوم باید جایگزین کنیم با فکر لاغری 

      بدن من توانایی متناسب شدن را داره و من دارم یاد میگیرم و به بدنم کمک میکنم تا متناسب شود 

      ۳- تمرین آگاهی و ذهن آگاهی 

      افراد چاق سالهاست از بدن و احساسشون جدا شدند و این تمرینات ذهنی به ما کمک میکند که به هوشیاری لحظه ای در بدن برگردیم و صدای احساس بدنمان را بشنویم .

      • تمرینات بسیار ساده مثل خوردن آگاهانه غذا خوردن در محیطی ارام و بدون استرس ( بدون دیدن تلویزون – حرف زدن با افراد سر سفره – جواب ندادن به گوشی و….)
      • تنفس آگاهانه در هنگام غذا خوردن و جوییدن دقیق غذاها و توجه به طعم و مزه ی خوب انها
      • توجه به پیغام سیری در هنگام غذا خوردن و داشتن احساس خوب و لذت بردن از غذا خوردن

      این کارها باعث میشود ذهن شلوغ ارام بشه و ما صدای احساس درون بدنمان را بشنویم و دیگر این دو ازهم جدا نباشند و باهمدیگر همراه باشند 

      • تغییر دیالوگهای درونی

      ذهن چاق همیشه پر از انتقاد و سرزنشه . 

      باز تو امروز خراب کردی – هیچ وقت تو لاغر نمیشوی و…..

      دیالوگ مهربانی دربدن میگه 

      من دارم تلاش میکنم تا متناسب شوم /ارزش من خیلی بیشتر از وزن ترازوهه و…

      تغییر این دیالوگها دربدن یعنی عوض کردن فضای ذهنی از سرزنش به فضای همکاری با بدن و احساس و بدن با هم همراه هستند و جدا از هم نیستند 

      • تمرین تجسم ذهنی متناسب شدن

      یکی از قدرتمندترین ابزارهای ذهنی تجسم ذهنی مثبته 

      یعنی خودت را در حالت متناسب شدن – سبک بودن – با اعتماد و راضی بودن از عملکرد خود ببینی و چقدر این تجسم در ذهن باعث آرامش و شور و اشتیاق برای ادامه مسیر میشه چون کم کم به باور ذهنی تبدیل میشه و کم کم ما متناسب میشویم 

      نتیجه : چاقی ذهنی فقط با تغییر الگوهای ذهنی درمان پذیره ما باید بدون عجله کردن – و استمرار در گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات به احساس ارامش در هنگام غذا خوردن برسیم چون تغییر الگوهای ذهنی اولین گام برای لاغری دائمی در ذهن افراد است 

      چاقی یک مسئله فیزیکی نیست ریشه در ذهن و احساس ما دارد وقتی چاقی در ذهن ما اصلاح شود ذهن و احساس به آرامش میرسند و کم کم متناسب میشویم  چون این دو مکمل یکدیگرند و با هم همکاری دارند تا نتیجه خوب حاصل شود در نتیجه: لاغری با ذهن آسانترین کار دنیاست و هیچگونه سختی ندارد فقط باید الگوهای ذهنی چاقی به لاغری اصلاح شود وما به تناسب اندام دائمی برسیم چون پیش فرض بدن همه ی انسانها توسط خداوند مهربان لاغربودن و لذت بردن از تمام نعمتهااست و خداوند منبع نور و انرژی در این جهان است و برای همهی انسانها نعمتها به طور یکسان قرارداده است ما با استفاده از افکارمان از نعمتها میتوانیم استفاده کنیم . 

      چه باورهایی در ذهن تو باعث شدن فکر کنی «من نمی‌تونم لاغر بشم»؟

      باورهایی مثل من ارثی چاقم – من با بیماری تیروئید چاقتر میشوم – من هرگز بدون رژیم وورزش سخت لاغر نمیشوم 

      خدارا شکر از وقتی با این مسیر آشنا شدم بسیاری از این باورهای اشتباه درذهن اصلاح شدند 

      اگر ذهنت دائم بهت می‌گه که «تو شکست‌خورده‌ای»، چطور می‌تونی اون جمله رو بازنویسی کنی؟

      من این باوررا در ذهنم تقویت میکنم من با بودن دراین مسیر دقیقا مثل افراد شگفت انگیز دراین مسیر عاقبت متناسب میشوم فقط باید دراین مسیر عجله نکنم و استمرار داشته باشم و اصلا به وزنم توجه نکنم چون وقتی به وزنم فکر کنم فکرم چاقتر از جسم من میشود و من کم کم در مسیر چاقتر شدن قرار میگیرم 

      معمولاً چطور با خودت حرف می‌زنی وقتی غذا زیاد می‌خوری یا وقتی ترازو بالا می‌ره؟

      من با گفتگوی درونی مهربان با خودم میگویم اشکالی نداره من درمسیر یاد گرفتن هستم و اگر اشتباهی کردم اشکالی نداره چون من روش صحیح را دراین مسیر یاد میگیرم و کم کم ان را در ذهن اجرا میکنم 

      اگر کاملاً از چاقی ذهنی آزاد بودی، سبک زندگی، رفتارهای غذایی و حالت بدن تو چطور بود؟

      بدن من در حالیتی بسیار متناسب و سبک و شاد بودم و رفتارهای غذایی من بسیار صحیح بود و من هرگز به چاقی فکر نمیکردم 

      آخرین باری که با آگاهی کامل غذا خوردی کی بود؟ چه احساسی داشتی؟

      دیروز هنگام ناهار خوردن که نگذاشتم اخبار جنگ را گوش کنند و گفتم باید در ارامش غذا بخوریم و دقیقا این کار نیاز به تمرین زیاد دارد چون در خانواده ای هستم که تکرار این عادتها برایشان عادی شده و باید از الگوی صحیح رفتاری استفاده کنم تا به تناسب اندام دلخواه برسیم انشاالله 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۹/۱۵ ۰۹:۴۳
      مدت عضویت: 1287 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 827 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/9/15 توانستم این فایل را گوش بدهم 

      مراحل مهم در مسیر لاغری با ذهن، شناسایی فرمول های چاقی است.

      یکی از چیزهایی که باعث چاقی بیشتر درما میشود تکرار فرمول های ذهنی چاقی است که درذهن ما براثر تکرار زیاد ذخیره میشوند و باعث توجه بیشتر و نگرانی از چاق شدن می شوند و پس از آن فرمول های رفتاری تکرار شونده وارد عمل می شوند و از طریق تکرار انتظار چاقی را در ما افزایش می دهند. 

      زمانی که توجه زیاد به اضافه وزن خود داشته باشید، توان مقابله با آن را نخواهید داشت.

      استاد چقدر این جمله به جا و صحیح است چون وقتی اضافه وزن ما بیشتر شود هیچ کاری ما نمیتوانیم انجام دهیم و حتی حس و احساس ما هم بد میشود . من با این روش لاغری برای اولین بار سایز بدنم کم شده که قبلا با انواع رژیمها وورزشهای سخت فقط مقدار کمی از وزن من کم میشد که آن هم کسی متوجه نمیشد و با رها کردن دوباره به وزن قبلی و حتی بیشتر برمیگشتم . استاد من وقتی این مسیررا شروع کردم با وزن 89 کیلو بودم و الان 234 روز است دراین مسیرم و خیلی هم راضیم ولی 2 ما پیش وقتی برای وزن کشی رفتم به خودم میگفتم من الان 80کیلو شدم چون خیلی از مانتوها و لباسهایم گشاد شده بودند ولی وقتی وزن 90کیلو را دیدم خیلی تعجب و البته ناراحت شدم و تا الان هم ادامه دارد چون همیشه فکر میکنم من دارم مسیر را اشتباه میروم درحالی که تمام تمرینات را انجام میدهم وچون دریک فایلی خداراشکر استاد گفتند درهر شرایطی بودید از مسیر خارج نشوید چاق تر شدید ناراحت نباشید ادامه بدهید – استرس و فشار روحی دارید ادامه بدهید – اینها طبیعی است و خود ایشان هم دچار این تناقضها بودند و من چون اعتماد 100% به حرف استاد دارم هرروز در این مسیرهستم و  ادامه میدهم . 

      و الان متوجه شدم ذهن من روی وزن من حساس شده و ازآن تصویر برداری کرده درجایی درفایلها استاد گفتند که وقتی به باسن خودشان نگاه نمیکردند زودتر از قسمتهای دیگر بدنشان لاغر شد و این یعنی ما نباید به هیچ قسمت از اعضای بدن ووزن خود توجه کنیم فقط باید دراین مسیر باشیم و ادامه بدهیم من بارها درآینه قدی به شکم خودم توجه میکردم ووقتی بیخیال شدم الان دیروز نگاه کردم دیدم کوچکتر شده است 

      برای رفع چاقی و رسیدن به شرایط لاغری همیشگی باید تمرکز شما بر جنبه روانی اضافه وزن باشد نه خود اضافه وزن 

      استاد من دریافتم دراین مسیر که فشار ذهنی افراد چاق به مراتب بیشتر از فشار وزن آنهاست چون خودم این تجربه را دارم که در حالی که وزن کم نکردم ولی چقدر سبک تر از قبل هستم و احساس شادی و آرامش دارم و این را مدیون شما استاد عزیز هستم که به ما انگیزه میدهید که درهرشرایطی در این مسیر باشیم و عجله نکنیم چون عجله کردن کار شیطان است که مارا ناراحت و افسرده کند چون انسان مومن در هر شرایطی خوشحال و شاد زندگی می کند چون به خدای خودش ایمان و اعتماد دارد که در هر شرایطی به او نزدیک است . زمان نمایش لاغری دربدن هرفرد با توجه به نگرش و نوع تمرینات متفاوت است و هیچ کس دراین مسیر نمیتواند خودش را با دیگران مقایسه کند چون باعث کاهش انگیزه درافراد میشود چون روند چاقی هرفرد با یکدیگر متفاوت بوده است پروسه تبدیل شدن افکار چاقی ذهن به تغییرات جسمی در شروع پروسه چاق شدن بین 2 تا 5 سال می باشددر حالی که برای من از وقتی بدنیا امدم این پروسه وجود داشته است من با وزن 5 کیلو بدنیا آمدم 

      اضافه وزن یک بعد وزنی دارد و یک بعد روانی.

      من درمورد بعد روانی فکرکنم بیشتر موفق بودم چون من اصلا دیگر احساس چاقی دربدن خود نمیکنم – تنگی نفس – عرق ریختن – بلند شدن از زمین با سختی -را ندارم – درد پا و کمرخیلی بهتر شده – احساس شادی و خوشحالی و جوان شدن دارم و از رنگهای روشن استفاده میکنم – ترس از خوردن غذا ر اندارم – ولی بعد وزنی من کمتر نشده است که این فشار ذهنی هنوز برای من دارد 

      استاد می دانم که شاید نباید این سوال را بپرسم ولی من فکر میکنم که توجه زیاد من به وزن کم کردن باعث ایجاد یک مانع ذهنی برای من شده و این مانع را درذهن من تصویر سازی شده و چون سالیان سال من با تکرار رژیمها سعی دروزن کم کردن داشتم و این را یکی از دلایل مهم لاغری می دانستمو این یک فرمول پرتکرار درذهن من است و تکرار این فرمول اضافه وزن را برای من دارد . بنابراین الان همین موضوع باعث فشار ذهنی من شده که شاید من مسیر را بد متوجه شدم و جایی من آموزشها را خوب یاد نگرفتم . ممنون میشوم من را راهنمایی بفرمایید که آیا وزن کم نکردن من طبیعی است و درادامه مسیر و توجه نکردن این مسئله حل خواهد شدو بیشتر من باید توجه به بد روانی اضافه وزن داشته باشم نه خود اضافه وزن  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید