🔙 اگه هنوز جلسه اول: انتخاب تصویر ذهنی رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی تا این جلسه برات کاملتر جا بیفته.
تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه سوم: قدرت تخیل لاغری.
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.47 از 130 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام یکتای بی همتا
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
ورود به ذهن ناخودآگاه.
دو نکته ی اساسی وجود داره دوخلقت ،دو شگفتی که خدا به بنده هاش هدیه داده .
مثل تقلب می مونه، اول اینکه ذهن ناخودآگاه اصل و از بدل تشخیص نمیده .
این فوق العاده است ،چرا ؟
چون من با اون تصویر زیبا و داستانی که خلق کردم ،می تونم باور سازی رو که برای تناسب اندام نیاز دارم بهش برسم .
وقتی باور لاغری رو درش ایجاد کنم ،میرسه به انتظار لاغری و نقشی که از لاغری در ذهن ناخودآگاه بیافرینم اونم خالق جسم زیبای من خواهد شد .
دوم اینکه برای ذهن ناخودآگاه زمان معنایی نداره .
ذهنم متوجه نمیشه این تصویر د لذت مربوط به آینده هست .
ب ای ذهن ناخودآگاه من فقط حال هست .
وقتی من از تصویر و لذت تناسب اندام استفاده کنم ،فکر می کنم این شرایط منه و برام محققش می کنه .
حالا که می تونم شگفتی ساز باشم ،حسابی باید حواسم به منطق و ذهن خودآگاه باشه.
همون خانم غرغرویی که مرتب نق می زنه که ای بابا این که تونیستی، چرا خودتو گول می زنی ،این کجا و تو کجا ،مگه خل شدی، چرا با خودت حرف می زنی ، مردم چی میگن ،…..
ما هم مثل همیشه خودمون رو می زنیم به نشنیدن .
فقط و فقط باید بدونیم که حس ما روی ذهن ناخودآگاهمون تاثیر میذاره .
ما هم این حس خوبو بهش میدیم و اونم به ما جایزه میده .
حالا ببینیم چرا جملات رو اینطوری نوشتیم .
ذهنی که اصل رو از بدل تشخیص نمیده با تصویر و شرح تصویر ذهنی حس می کنه ما در همین شرایط هستیم پس ما این شرایط برای ما فراهم میشه .
باید بتونیم این تصویر و داستانش رو روی ذهن ناخودآگاه بارگذاری کنیم تا عین اونو توی جسممون ببینیم .
این مرحله ساده است ولی نیاز به استمرار داره ،چرا ؟
اگه یادتون باشه در قسمت اول دوره گفتیم ،درسته ما می دونیم تکرار یک عادت روی ذهن ناخودآگاه تاثیر میذاره ولی نمیدونیم چند بار باید انجام بشه .
اگه من باور پرخوری عصبی رو دارم ،نمیدونم این اطلاعات رو چندین بار مرور کردم و رفتارش رو تکرار کردم تا این باور به انتظار چاقی تبدیل شده و در جسمم نمایان شده.
پس الانم نمیدونیم که این تصویر سازی رو چه مدت باید انجام بدیم .
اصل اینه که میدونیم راهمون درسته و از اینکه بخوایم یک کار ساده و لذت بخش رو انجام بدیم ،خسته نمیشیم و رها نمی کنیم .
این جای کار لازمه یک نگاه دقیق تری به ذهن خودآگاه و نا خودآگاه بندازیم .
و کار این دو رو بررسی کنیم .
با شناسایی ذهنمون بهتر می تونیم به آرزومون برسیم.
ذهن خودآگاه و نا خودآگاه :
باشه برای بعد
خدایا شکرت
استاد ممنونم🙏🌺
در پناه خدا باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
در مقدمه ی این دوره یاد گرفتیم که ذهن ما دارای دو بخشه :
ذهن خودآگاه و ذهن ناخودآگاه.
برای آموزش لاغری با ذهن باید بدونیم ما احتیاج به آموزش در هر بخش داریم .
تا بحال هر چه تلاش کردیم برای ذهن خودآگاه بوده پس نتایجی رو هم گرفتیم فقط کوتاه و لحظه ای بوده .
نتایج عالی مستلزم اینه که آنچه آموزش می بینم در ذهن خودآگاه، اونو منتقل کنیم به ذهن ناخودآگاه.
بهتر دیدم یکبار دیگه مراحل چاقی رو بررسی کنم .
اول یک اطلاعاتی درباره ی چاقی رو مثل غذاهای خاص، ارث ،دارو، بارداری ، ازدواج و ….
وارد ذهن خودآگاه ما شده و ما به اون حرف ها توجه کردیم یا اطلاع از از طرف کسی بوده که قبولش داشتیم یا از یک دکتر و رسانه و …بوده .
طوری بوده که ما اعتماد کردیم و باور کردیم که این حرف درسته .
بعد نمونه هایی رو دیدیم و صحه گذاشته شد بر اطلاعات ما .
فقط نمیدونم چرا هیچ وقت خلافش رو ندیدیم شاید بخاطر اون کسی یا جایی بوده که اطلاعات گرفتیم ،طوری بوده که چشم و گوش بسته حرفش برامون سند بوده .
این باور باعث انتظار ما شده و زمانی که این انتظار و باور با تکرار وارد ذهن ناخودآگاه شده ،به واقعیت تبدیل شده .
حالا که مروری بر چاقی کردیم ،باید همین مراحل رو هم برای لاغری بکار بگیریم .
فقط یک مشکلی داریم .
باورش یک کم برامون سخته .چرا ؟
چون توی تمام سالهای زندگیمون درباره ی چاقی حرف زدیم و شنیدیم و طوری مطالب چاقی گسترده هست که حتی افراد متناسب هم ازش خبر دارن ،درسته برای خودشون باور ندارن ولی بلدن به من چاق یاد بدن .
وقتی هم خواستیم لاغر بشیم ،این قدر تلاش کردیم و سختی کشيديم و نشد که الان برامون باور کردنی نیست که بشه و بمونه .
همه ی آدمها هم اطلاعاتی مثل ما دارن و لاغری رو فتح قله ی اورست می دونن .
مهم ترین نکته ای که الان باید براش وقت بذاریم اینه که لاغری رو باور کنیم و تبدیلش کنیم به انتظار لاغر شدن .
دیگه برای همیشه متناسب میشیم .
در قسمت اول یک عکس متناسب با علاقه ی خودمون چه از نظر پوشش ،چه اندام به صورت تمام قد انتخاب کردیم .
و انگار این منه متناسبم .
بعد براش داستان سرایی کردیم .
که ببین چه حال و هوایی داره این تناسب .
اول لایق لاغری بودن رو مرور کردم .
باورت میشه این تویی ؟
آره چرا که نه ،طبیعت بدنم لاغریه .
من متناسبم چون خیلی وقتها اینطوری بودم .
این منم چون من زیباترین مخلوق خداوندم .
چون خالقم عین زیبایی است و هر آفریده زیباست .
این منم چون راه و روش درست زیستن رو آموختم .
این منم چون رفتارهای زیبایی دارم .
حالا که منم ،سرحالم ،سرکیفم ،زیبای، شادم .
دوست داشتنی و مهربان ،سبک و چالاکی.
جوان و سلامتم .
دوستان رو ببین که چه حالی می کنن از موفقیت من .
خانواده ام ،دوستام و حتی جهان هستی شادن ،چون یک زیبایی دیگه به دنیا اضافه شده .
اینا اطلاعات درستی هست که به ذهن خودآگاه دادم ولی برای ایجاد این شرایط باید راهی پیدا کنم تا وارد ذهن ناخودآگاه بشن .
چطوری ؟
بعدا میگم 😄😄
خدایا شکرت
استاد ممنونم 🙏🌺
در پناه خدا باشید .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام و ارادت خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
من دیشب آخر شب دیدگاهم رو توی سایت نوشتم و قبل از اینکه برم بخوابم هم عکس مورد نظرم رو نگاه کردم و هم سوالاتم رو خوندم .
وقتی دراز کشیدم ،حس کردم کمی استرس دارم و ضربان قلب و تنفسم تند تند می زنه چون می خواستم یک کاری رو برای بار اول انجام بدم .
اول سعی کردم خودمو آروم کنم .
اجازه دادم ضربان قلبم بیاد پایین و نفسم آهسته بشه .
خیلی راحت تونستم تصویرم رو توی ذهنم بیارم و کمی از دیدنش لذت بردم و بعد شروع کردم به طرح سوالات و جواب دادن خداروشکر خیلی خوب پیش می رفتم ولی خوابم نبرد .
یکدفعه همسرم اومد و شروع کرد به حرف زدن و من جوابشو دادم .
پس باز دوباره از اول شروع کردم اینبار دیگه یادم نیست چی شد چون خوابم برد.
باید بگم شب کابوس بدی دیدم که دارم با شیطان مبارزه می کنم چون وارد ذهن یک نفر شده بود .
من باهش درگیر شدم که خدا بهت اجازه نداده و ….
تا اینکه همسرم منو بیدار کرد و گفت بهتر شبها کمتر بخوری 😄😄
خیلی ترسیدم و می لرزیدم و تا صبح نتونستم درست بخوابم .
اما خداروشکر صبح بیدار شدم و اول عکسم رو دیدم و مطالبم رو مرور کردم .
خدایا شکرت💞
استاد ممنونم .🙏🌼
در پناه خدا باشید .
نشان های دریافت شده
به نام یکتای بی همتا
با سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
ذهن ما دو بخشه :
ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه.
برای اینکه بتونیم متناسب بشیم و برای همیشه متناسب بمونیم باید عشق به لاغری و باورشو به ذهن ناخودآگاه بدیم .
بارها که تلاش کردیم برای لاغری همه اش در ضمیر خودآگاه ما بوده چون ما تصمیم می گرفتیم تا حدودی موفق به انجامش میشدیم اما چون این تناسب و باورش وارد ضمیر ناخودآگاه ما نمیشده پس فایده ای هم نداشته .
وقتی با سایت آشنا شدم به سرعت تونستم بار سنگین چاقی رو زمین بذارم ،روزای اول خیلی اشتهام کم شده بود و خیلی تعجب کرده بودم که چطوری ،بارها از سایت خارج شدم و برگشتم و هر وقت برمی گشتم دوباره همون حس خوب و رفتارهای خوب رو داشتم تا مدتی ولی به مرور زمان کمرنگ میشد و نتیجه نمی گرفتم .
الان فهمیدم چون تمام اطلاعاتی رو آموزش میدیدم فقط سطحی و در ضمیر خودآگاه من باقی میمونه و وارد بخش اصلی و ماندگار ذهنم نمی شده .
الان برای اینکه بخوام تناسب رو برای همیشه داشته باشم با انجام تمرینات این دوره آنچه رو دوست دارم وارد ذهن ناخودآگاه می کنم .
برای این منظور در گام اول یک تصویر زیبا رو که دوست داشتم برای خودم انتخاب کردم .
عکسی که به واقعیت من نزدیک تر باشه و پوششی رو که دوست دارم داشته باشه .
این تصویر زیبا رو باید هر روز چندین بار ببینم برای همین من روی صفحه ی گوشیم قرارش دادم و از دیدنش هر لحظه لذت می برم .
بعد از اون باید چند تا سوال رو جواب بدم و هر روز تکرارش کنم .
این عکس و سوالات حس خوبی به من میده و این احساس خوبه که منو به خواستم می رسونه .
حالم که حسو حالم از دیدن عکس و جواب سوالات خوبه ،پس حالا باید باورش کنم .
مهم ترین نکته برای رسیدن به تناسب اندام اینه که باید این تصویر رو باور کنم .
تا حالا یاد گرفتم هر اطلاعاتی رو که دیدم و شنیدم و باور کردم پس رفتارم تغییر کردم و جسمم تغییر کرد و شد روند چاقی من .
حالا برای لاغری هم همینه .
فقط مشکل اینه که متاسفانه در جامعه و تمام حرف و حدیث ها چاقی با هر چیزی به راحتی اتفاق می افته ولی لاغری باید جون بکنی و تلاش کنی و اراده کنی .
این کار رو برای من سخت می کنه و باور اینکه مگه میشه من لاغر بشم ، نه بابا مگه ممکنه ،بله معلومه که ممکنه بزودی اتفاق خواهد افتاد .
پس یاد گرفتم مهم ترین عامل لاغر نشدن اینه که باورش برام سخت بوده .
حالا باید باورش رو آسون کنم .
وقتی تصویر رو انتخاب کردم و سوالاتی رو مطرح کنم خواستم با حس لذتی که می برم ،تناسب اندام رو باور پذیرش کنم یعنی من می تونم و چقدر حالم باهش خوبه .
واقعا الان باورش برام چندین برابر شده .
درباره ی ذهن ناخودآگاه باید بگم خداروشکر میشه سرش شیره مالید ،آخه اصلا بدل رو از هم تشخیص نمیده .
برای ذهن ناخودآگاه زمان معنی نداره .
ذهن ناخودآگاه از روی تکرار عمل می کنه .
پس اگه من تصویر و سوالات رو تکرار کنم به مرور زمان وارد ذهن ناخودآگاه من میشه .
وقتی یک مدتی این تصویر و ببینه و سوالات رو بشنوه باورش میشه که این الان منم پس روی جسمم نمایان می کنه .
یک نکته ی اساسی رو خوب باید یادش داشته باشم اینه که اصلا به ذهن خودآگاه و منطقی اجازه ورود به تخیلاتم رو ندم .
زمانی که دارم با خودم حال می کنم نباید بهش توجه کنم .
می دونم مثل همیشه شروع به غرغر می کنه ولی بهش اهمیت نمیدم .
تصویرم رو می بینم و سوالاتم رو با همون حس و حالی که بار اول نوشتم و بارها تکرار کردم و حالشو بردم ادامه بدم .
بارها گفتم که ذهن ناخودآگاه با احساس من در تماسه و هر چی رو بهش توجه کنم به من می رسونه.
با دیدن تصویر و تکرار سوالات می خوام اطلاعات جدید رو روی ذهنم بارگذاری کنم تا منه جدید رو ذخیره کنه .
آشنایی با ذهن خودآگاه و ناخودآگاه
ذهن خودآگاه، همون ذهن منطقی ماست .همونی که همش یکسره غرغر می کنه و زمزمه می کنه و همیشه داره با من صحبت می کنه .
ذهن خودآگاه، یک جوری همون شیطان است که مدام منو از خیلی چیزها می ترسونه و توی دل منو خالی می کنه .
این شیطان در وجود همه ی آدم ها هست و البته با هم متفاوتند چرا ؟
چون اطلاعات و باورهای ما با هم متفاوته .
البته درباره ی چاقی کمی شبیه هستیم ولی در موارد دیگه کمتر شباهت دیده میشه و اون شیطان هر کسی رو بر مبنای باورهای ذهنیش می ترسونه .
حالا چطوری عمل می کنه ؟
همون اطلاعاتی رو که از کودکی از اطراف خودمون دریافت کردیم و باور کردیم حالا شده بلای جونمون .
بزرگترین درس زندگی اینه که مراقب ورودیهای جسمی باشیم باید از گوش و چشم خودمون به خوبی مراقبت کنیم .
و حالا باید مراقب افکارمون باشیم که چه نوعی از افکار رو هر روز با خودمون زمزمه می کنیم .
حالا می رسیم به دهن ناخودآگاه، خداروشکر ذهن ناخودآگاه ما خیلی صبوره و سریع واکنش نشون نمیده .
چون اون تعیین کننده سرنوشت ماست.
ذهن ناخودآگاه ،خالق زندگی ماست .
اون اطلاعاتی رو که تکرار کنیم به اندازه ای که خودش میدونه ،چه خوب و چه بد فرقی نداره اونو به واقعیت تبدیل می کنه .
اگه فکری وارد ذهن ناخودآگاه بشه و باورش کنه دیگه هیچ کسی در عالم نمی تونه جلوی وقوعش رو بگیره .
ذهن ناخودآگاه خالق خواسته های ماست .
اونایی رو که بارها و بارها تکرار کردیم .
وقتی افکارمون وارد ذهن ناخودآگاه بشه به انتظار تبدیل میشه ،یعنی همون انتظار لاغر شدن .وقتی انتظار شد به واقعیت تبدیل میشه .
ذهن ناخودآگاه، خالقه ،پس هر بار بگه موجود باش ،موجود میشه مثل خداوند .
هر وقت تناسب اندام وارد ذهن ناخودآگاه بشه و بره توی فضای موجود باش پس موجود میشه.
هر چیزی رو که در زندگی بفرستی برای خالقت و اون بگه موجود باش پس موجد میشه .
پس یادمون باشه افکار مثبت رو مرور کنیم و تکرار کنیم تا زیبایی وارد فضای موجود باش بشه .
تناسب رو تکرار کنیم و باور کنیم تا وارد بشه و موجود بشه .
راهکار بارگذاری تصویر در ذهن ناخودآگاه
بهترین زمان برای تاثیر گذاری شب فبل از خوابیدن هست .
بارها شده با فکری منفی بخوابیم و شب کابوس ببینیم و از خواب بپریم و صبح هم که بیدار میشیم کسل و بداخلاق هستیم و اینو ههمون تجربه کردیم .
یا اگه با فکر خوب بخوابیم ،تخت تا صبح می خوابیم و صبح زود پا میشیم ولی سرحالیم.
این واکنش ها همون تاثیر افکار بر ناخودآگاه ماست .
پس در نتیجه باید بدونیم قبل از خواب انگار دروازه ی در ناخودآگاه باز میشه و ما می تونیم بهش اطلاعات بدیم .
حالا فکر کنیم اگه دروازه رو باز کنن و لاغری و تناسب اندام وارد بشه چی میشه .
وقتی وارد فضای ناخودآگاه بشه پس موجود میشه .
برای همین قبل از زمان مناسبی است برای مرور خواستمون .
پس کار ما اینجا شروع میشه .
قبل از خواب تصویر زیبای خودمون رو تجسم می کنیم و بعد چند لحظه باهش کیف می کنیم و در ذهنمون سوالات و حس خوبی رو که داریم مرور می کنیم و با اون حس ناب بخواب می ریم .
با تکرار این روند نتیجه حاصل میشه .
من بارها این جور تصور رو در کلاس یوگا داشتم و بسیار لذت بخشه .
استاد دوستانی داشتم که اصلا شب خواب راحتی نداشتن اما توی کلاس یوگا در انتها که تصویر سازی می کنیم مربی یوگا برامون حرفهای شیرین و لذ بخش میزد ، راحت و سریع خوابشون می برد و با حس خوب از خواب بیدار میشدن .
من خودم گاهی که فکر پریشون بود و از حال بد تمام بدنم رو منقبض می کردم و خوابم نمی برد از این ترفند یوگا استفاده کردم و بعد ریلکس کردن بدن و تصویر سازی جایی که دوست داشتم ، تونستم راحت و آرام بخوابم .
استاد شرمنده مجبور شدم خیلی خلاصه کنم ،چون مطالب زیاد بود .
خدایا شکرت ،بی نهایت شکرت 💖💖
استاد بسیار سپاسگزارم
در پناه خدا باشید