تا حالا چند بار با شوق زیاد آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی، حس کردی سبک شدی، لاغر شدی، حتی ذوق داشتی لباسهای قدیمیت رو امتحان کنی… 👗✨
اما بعد از یه مدت همهچی سرد شد، اون حس قشنگ پر کشید… چرا؟
چون تصویر ذهنیات فقط توی ذهن خودآگاهت ساخته شده بود و هیچ انتقالی به ناخودآگاهت انجام نشده بود. 🧠🚫
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه همون مرحله طلاییه که اگه جا بمونه، همه اون احساسهای خوب اولیه، فقط یه تجربه گذرا میشن نه یه تغییر واقعی…
✨ چرا لاغر نمیشیم؟ چون تصویر ذهنی، مسیر درست رو نرفته…
تا حالا چند بار با کلی شوق و انگیزه، آموزشهای لاغری ذهنی رو شروع کردی؟
حس کردی سبک شدی، چهرهات تغییر کرده، لباسهات اندازهت شدن، حتی توی ذهنت جشن گرفتی! 🥳👗
این حس خوب واقعیه، چون ذهن خودآگاهت تازه تصویر لاغری ذهنی رو ساخته و باهاش حال میکنه…
اما چند هفته بعد چی میشه؟ چرا دیگه اون اشتیاق رو نداری؟ چرا انگار مسیر لاغریت یهو ایست میکنه؟ 😕
پاسخ در یک نکته ساده ولی کلیدیه:
تصویر ذهنی تو فقط در ذهن خودآگاهت مونده؛ و هنوز انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفتاده!
وقتی این انتقال انجام نشه، ذهن خودآگاه که با هیجان، تازگی و احساسات لحظهای کار میکنه، خسته میشه… و ذوق ادامه دادن کمکم محو میشه. 🔄🕯️
اما ذهن ناخودآگاه قانون متفاوتی داره:

ناخودآگاه فقط با تکرار قانع میشه! اون چیزی رو قبول میکنه که بارها دیده، بارها شنیده، و بارها تجسم شده باشه.
پس اگه تصویر لاغری ذهنی فقط یه حس موقتی باشه و انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق نیفته، تغییری هم در بدنت ایجاد نمیشه.
اما زمانی که این انتقال بهدرستی انجام بشه، یعنی تصویر ذهنی به ناخودآگاه برسه، مسیر لاغری تو مثل یه قطار روی ریل میافته 🚆
بدون نیاز به فشار، بدون نیاز به انگیزه لحظهای… ذهن ناخودآگاه خودش همهچی رو پیش میبره، چون حالا برنامه جدید رو پذیرفته.
🧠 از اونجایی که ذهن انسان ویژگی فیزیکی نداره، نمیتونیم با رژیم یا ورزش تصویر ذهنی بسازیم یا انتقالش بدیم.
تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه، از طریق تمرین ذهنی، تکرار و تصویرسازی درست انجام میشه. ✨
و دقیقاً برای همینه که آموزشهای لاغری ذهنی اگر بدون تمرکز روی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه انجام بشه، فقط یه تجربه هیجانی زودگذر میشن.
اما وقتی این تصویر به ناخودآگاه منتقل بشه، بدن هم خودش باهاش هماهنگ میشه… کمکم، بیصدا، ولی واقعی و موندگار 🌱

🧠 ذهن خودآگاه و ناخودآگاه؛ دوتا دنیا با دو زبان مختلف!
اگه بخوای انتقال تصویر ذهنی به ناخودأگاهت برای لاغری واقعاً توی وجودت جا بیفته، باید بدونی داری با کدوم بخش از ذهنت کار میکنی.
ذهن ما دو تا بخش داره:
یکی ذهن خودآگاه که باهاش فکر میکنی، تصمیم میگیری، انگیزه میگیری… و یکی ذهن ناخودآگاه که بیسروصدا همه رفتارهای ناخودآگاه ما رو میسازه! 🎯
ذهن خودآگاه مثل یه مدیر پرانرژیه که صبح تا شب تصمیم میگیره، ولی ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اجراییه که فقط به چیزهایی واکنش نشون میده که بارها تکرار شدن.
مثلاً اون لحظههایی که بیهوا سراغ یخچال میری یا ناگهانی وسوسه میشی چیزی بخوری 🍩… اینا تصمیمهای ناخودآگاهتن!
پس اگه فقط با انگیزه و شور و شوق اولیه تصویرسازی کنی، ذهنت ممکنه چند روزی همراهی کنه، اما به محض کم شدن هیجان، همهچی خاموش میشه…
💡 ولی وقتی انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه اتفاق بیفته، دیگه نیازی به انگیزه و انرژی لحظهای نداری؛ ذهن ناخودآگاه خودش همهچیز رو ادامه میده، چون وارد برنامه اصلیش شدهای!
انتقال تصویر لاغری ذهنی به ناخودآگاه:
✅ ۷ قدم ساده و طلایی برای انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه
اگه بخوای لاغری برات تبدیل به یه مسیر ماندگار بشه، باید کاری کنی که ذهن ناخودآگاهت هم توی این سفر همراهت باشه. نه فقط برای چند روز، بلکه برای همیشه!
تو این قسمت قراره انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه رو قدمبهقدم یاد بگیریم که مثل یه پل، تصویر ذهنی تو رو از ذهن خودآگاه 🎨 به ذهن ناخودآگاه 🧠 منتقل میکنه. آمادهای؟ 😌

چند دقیقه قبل از خواب، بدن و ذهن در آرامترین حالت ممکن قرار دارن. این همون لحظه جادویی برای ارتباط با ناخودآگاهه ✨
پس هر شب قبل از خواب، چشمهات رو ببند، نفس عمیق بکش… و تصویر بدنی که عاشقشی رو توی ذهنت بیار. مثل فیلمی که داری با عشق تماشا میکنی 🎬
یه عکس از اندامی که دوستش داری انتخاب کن؛ نه برای مقایسه، بلکه برای جهتدهی به ذهن.
چند بار در روز نگاهش کن، بذار جزئیاتش بره توی حافظه تصویریت. هر چی شفافتر، بهتر!
تو تمرینهای قبلی، شرحی از اندام متناسبت نوشتی. الان وقتشه که اونا رو با دقت بخونی، حسشون کنی، انگار که همین الان داری اون بدن رو زندگی میکنی.
وقتی شب میخوابی و آماده تمرین میشی، نوشتههات و تصویر انتخابیت رو با هم ترکیب کن.
بدن جدیدت رو با همون حس و حالی که توی نوشتههات هست، تجسم کن. مثلاً تصور کن با اون اندام داری راه میری، لباس مورد علاقهتو پوشیدی، راحت نفس میکشی… 😍
شاید اولش تصویر شفاف نباشه یا تمرکزت کم باشه، ولی این کاملاً طبیعیه!
انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه با تکرار شکل میگیره، نه با تلاش لحظهای. مثل بذری که کاشتی و نیاز به آفتاب و آب داره، فقط با استمرار رشد میکنه 🌱
کلید طلایی ورود به ناخودآگاه تکراره.
هر شب این تصویرسازی رو تکرار کن. حتی اگه حس نداری، حتی اگه خستهای. هر بار یه آجر کوچیک توی ذهن ناخودآگاهت میذاری… و بالاخره ساختمون کامل میشه 🧱🏛️
صبح بعد از تمرین، یه خط، فقط یه خط از حس شب قبلت رو بنویس.
این نوشتن مثل پین کردن تمرین شبانهته توی ذهن خودآگاهه و کمک میکنه مسیر ارتباط این دو بخش تقویت بشه ✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.46 از 120 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
در مورد مرور کردن خواسته هامون قبل از خواب و بلافاصله بعد از بیداری چیزهایی شنیده بودم و چند روز رو روی این جلسه گذاشتم و اگر چه که دیدگاهم رو روز اول ننوشتم ولی تلاش میکردم تا بتونم تصویر انتخابی خودم رو در ناخوداگاهم ذخیره کنم و هر شب تمرین میکردم و هنوز خیلی باید روی این کار تکرار و تمرین کنم ولی احساس خیلی خوبی رو بهم میده و سعی میکنم این احساس رو حتی در بیداری و زمان پیاده روی هم تجربه کنم .
در این جلسه فهمیدم که تصویر لاغری اگر تکرار نشه در بخش خوداگاه و منطق ما میمونه ولی با تکرار به بخش ناخوداگاه ما فرستاده میشه و اونجا دیگه میتونه در جسم ما خودش رو نشون بده .
ذهن اصل رو از بدل تشخیص نمیده و همیشه در زمان حال سیر میکنه و زمانی که ما درباره لاغری و احساس خوب خودمون صحبت میکنیم ذهن نمیدونه که ما هنوز لاغر نشدیم و بنا رو بر حال خوب ما و لاغری ما میزاره و اونجا شروع به خلق جسم متناسب ما میکنه .
ذهن ما خلاقه و کارش خلق کردنه ما به واسطه ذهن ناخوداگاه و تصاویری که بهش دادیم چاق شدیم و الان دیگه باید تصاویر رو به تصاویر لاغری تغییر بدیم و با مرور اون تصاویر ، انتظار لاغری رو در خودمون ایجاد کنیم .
سالها از خودمون انتظار چاقی داشتیم ، باورهای چاق کننده داشتیم ، صحبتهای چاق کننده کردیم و چاق شدیم و حالا وقتشه که انتظار لاغری رو در ذهن خودمون دنبال کنیم ، من باید باورهای متناسب کننده رو در ذهنم زنده کنم ، من دائم با خودم مرور میکنم که لاغری حق منه ، من بارها تناسب رو تجربه کردم ، خداوند منو متناسب آفریده و در من قدرت تغییر قرار داده تا بتونم زندگی خودم رو تغییر بدم و شرایط رو اون جوری بچینم که دوست دارم ، من باید شاد باشم و زندگی شادی داشته باشم و مسلما وقتی متناسب باشم تجربه های شاد بیشتری رو خواهم داشت .
الان که دارم درباره تناسبم مینویسم هم احساسم خوب میشه و ایمان دارم که حتی همین نوشتن از حال خوب و تناسب هم جزو مرور تصاویر ذهنی لاغریه .
زمان طلایی باز شدن دروازه ناخوداگاه ، قبل از خواب و دقیقا بین خواب و بیداریه و باید از این لحظه استفاده کنیم تا اتفاقات خوب رو برای خودمون رقم بزنبم .
من بارها درمورد این لحظه طلایی شنیده بودم ولی جدی نگرفتم ولی سعی دارم در ابتدا برای خلق تناسب و بعد از اون برای خواسته های دیگرم استفاده کنم .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که در همین نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
جلسه دوم: بارگذاری تصویر ذهنی، جادوی لاغری با ذهن
زمانی که تصویر ذهنی تنها در ذهن ناخودآگاهمان ساخته شده باشد و اصلا به ناخودآگاهمان انتقال داده نشود حتی اگر با شوق و اشتیاق بیشتری آموزشهای لاغری ذهنی را آغاز کرده باشیم بعد از مدتی همه چیز سرد شده و اون احساس خوبی که داشتیم از بین می رود
چون انتقال دادن تصویر ذهنی به ناخودآگاهمان همان مرحله طلایی هستش که اگر جا بماند تمام اون حسهای خوب اولیه تنها یک تجربه گذرا خواهد شد نه یک تغییر دادن واقعی
چرا لاغر نمی شویم؟چون که تصویر ذهنیمان مسیر صحیحی را طی نمی کند
چون ذهن ناخودآگاهمان تنها با تکرار کردن قانع خواهد شد ذهن ناخودآگاهمان چیزی را می پذیرد که هر دفعه می بیند، می شنود، و هر موقع تجسمش می کند
و اگر تصویر لاغری ذهنی تنها یک حس موقتی باشد و تصویر ذهنیمان به ناخودآگاهمان انتقال داده نشود اصلا تغییر در بدنمان هم بوجود نخواهد آمد چون تنها راه انتقال تصویر ذهنی به ناخودآگاه از روش تمرین دائمی و تکرار کردن تصویرسازی درست انجام می شود
اگر تصویر درست را به ناخودآگاهمان منتقل کنیم بدن هم خودش را با اون هماهنگ و همسو می کند و آرام آرام و بدون صدا اما واقعی و ماندگار خواهد بود
من هر روز با یک حس خوب تصوری که برای خودم انتخاب کرده ام را می بینم و تکرارش می کنم
چون ذهن ناخودآگاهمان زمان نمی شناسد و در زمان حال زندگی می کند و خودش را در آن شرایط خواهد دانست من از وقتی که در این مسیر زیبای لاغری با ذهن قرار گرفتهام چاقیم در نظرم خیلی کمرنگتر شده است چون من همیشه عادت داشتم که فکرهای خوب و مثبتی به ذهن ناخودآگاهم بدهم و حالا خیلی زیاد این کار را انجام می دهم و بخاطر همین انتظارات خوبی از ذهن خودم دارم و اتفاقات خوبی یکی پس از دیگری برایم می افتد
من از روزی که در این سایت هستم لاغری را به ذهنم می دهم و اون داره در من بوجود می آید چون قبلا همیشه چاقی را به ذهن ناخودآگاهم می دادم و چاقتر می شدم اما حالا دارم برعکسش رو انجام می دهم و حالا باید اینقدر تکرارش کنم، تکرارش کنم و ادامه بدهم تا ملکه ذهنم بشه و من به اون اندام ایده آلم برسم یا باید لاغر شوم یا باید حتما لاغر شوم و یا اینکه بمیرم چون می خواهم ذهن ناخودآگاهم فقط لاغر شدن را برایم بوجود آورد.
من از همان زمان کودکیم چاق بودم اما همیشه عاشق لاغری خودم بودم و همیشه دوست داشتم که یک اندام زیبا و ایده آلی داشته باشم و حالا در این مسیر زیبای لاغری با ذهن به آن می رسم چون اگر این شرایط ایده آل برای من باور پذیر باشد روند لاغریم خیلی خوب شروع خواهد شد
من از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمده بودم و چاقی را باور کرده بودم که من همیشه چاق خواهم ماند و لاغر شدن برایم امکان ندارد
چون من قبلا از خوردن ترس داشتم از چاق شدن ترس داشتم و با فکرهای منفی و تکرار کردنشان سبب چاقیم شده بودم اما امروز که در این سایت هستم دارم باور می کنم که من هم می توانم لاغر شوم اون هم برای همیشگی و دائمی.
چون ذهن ناخودآگاهمان اصل را از بدل تشخیص نمی دهد بخاطر اینکه وقتی ذهن ناخودآگاهمان چیزی را باور کند به زمان حال خواهد بود و حالا من اون تصویر ذهنی را که انتخاب کرده ام و به اون اندام زیبای که می بینم فکر می کنم منطقم را کنار می گذارم و اون تصویر ذهنی را در ذهن خودآگاهم بار گذاری می کنم و می فرستمش به ذهن ناخودآگاهم اون هم با تکرار کردن، استمرار کردن، ادامه دادن و با انجام دادن تمریناتم
و اون شیطانی که خداوند گفته است همان ذهن خودآگاهمان است که همیشه در گوشمان می خواند و ما را از خیلی چیزها می ترساند و ما را توسط رسانهها، خانواده و بقیه افراد در مورد چاقیمان ترسانده است چون سرنوشتمان را ذهن ناخودآگاهمان تعیین می کند و همیشه به ما گفته بودند که از هر چیزی بترسی سرت می آید چون وقتی ما از چیزی بترسیم و زیاد بهش فکر کنیم ذهن ناخودآگاهمان آن را این گونه تلقی خواهد کرد که ما از اون موضوع خوشمان می آید و دوست داریم که
تجربه اش کنیم و بخاطر همین اون را به واقعیت زندگیمان تبدیلش می کند و این ذهن ناخودآگاهمان همان خدای درونمان است چون اگر ما به افکار لحظه ای مان واکنش نشان می دادیم اون موقع ما باید خودمان را از بین می بردیم چون در تمام طول عمرمان چندین هزار افکار منفی ونادرست در ذهنمان رد و بدل می شود و هیچ وقت ذهن ناخودآگاهمان صلاحمان را در نظر نمی گیرد و تنها اون فکرهایی که هر وقت بیشتر تکرار می شوند را به واقعیت تبدیل می کند و امروز می خواهیم فکرهای صلح آمیز در
ذهن ناخودآگاهمان به وجود آوریم
و حالا می دانیم که دروازه ذهنمان قبل از خواب باز می شود و اگر ما قبل از خواب با افکار مثبت بخوابیم اون فکرها تکرار می شوند و خیلی راحت وارد ذهن ناخودآگاهمان می شود
و حالا من می خواهم تصویر ذهنی مناسب را به ذهن ناخودآگاهم بدهم و شبها چند دقیقه قبل از خواب انجامش بدهم و قبل از اینکه بخوابم تصویری را که انتخاب کرده ام را تجسم کنم و حس خوبی ازش بگیرم و با تمرین کردن، فکر مثبت و حس خوب داشتن اون اندام زیبا را هر شب به ذهنم بیاورم و تکرارش کنم تا ملکه ذهنم بشه
از وقتی که وارد این سایت شده ام آگاهیهای درستی را آموزش دیده ام و فرمولهای جديد لاغر کننده وارد ذهنم شده است و فرمولهای چاق کننده خیلی کمرنگ شده اند و تغییراتی زیادی در من بوجود آمده است چه در احساساتم، رفتارهایم و افکارم و…و حالا من اینجا هستم و انتظار لاغری از خودم دارم و اطمینان دارم به اون تصویری که انتخاب کرده ام خواهم رسید و می رسم ان شاءالله
من در این مسیر زیبای لاغری با ذهن خواهم ماند و تصویری که انتخاب کرده ام را در ذهنم حک خواهم کرد تا به اون اندام ایده آل و دلخواهم برسم و خواهم رسید ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق
سلام استاد عزیز
همینطور که گفتید من قبل از خواب به تصویر ذهنی که انتخاب کرده بودم فکر کردم و بعد از بیداری هم دوباره ناخودآگاه اومد توی ذهنم هر چند کم بود اما تلاشم رو کردم قبل از خواب بعد از بیداری حس خوبی داشتم به تصویر ذهنی چیزهای قنشگی میومد توی ذهنم
امروز میخوام این آموزشی که دیروز گوش دادم رو امروز بگم چه چیزهای در موردش فکر کردم
خوب ما یک ذهن ناخودآگاه داریم یک خودآگاه
که خودآگاه ما میشه همون بخش منطق و ترس و … ما من براش مثال آوردم مثلاً بخش خودآگاه ما میگه زهرا خاله ات دیدی گفت چیزهای شیرین چاق کننده هست پس نخور وگرنه چاق میشی و من میترسم از شیرینی جات چون فکر میکنم خالم بزرگتر از کنه متوجه ! و میدونه!! و بارو میکنم و بعد هی چیزهای مختلفی که در مورد مواد غذایی میگن رو باور میکنم مثل اینکه برنج چاق کننده است یا نون برنج بخوری دیگه اصلا تو خیلی چاق میشی و….. و تمام اینها تکرار میشن و به صبوری و کم کم میرن روی ضمیر ناخودآگاهمون و ما واقعان باور میکنیم من راستش باور میکردم تا اینکه یاد یکی از دایی هام افتادم که ایشون متناسب و لاغر هستن ایشون هر غذایی رو با نون میخورن ! اما من هر وقت میبینمشون فرقی نکرده اندامشون و فقط نون رو جزئیه از علاقه میدونه توی غذا فقط همین !! نمیگه من باید مواد غذایی و…. چاق میشم فلان .!
همه به من میگفتن زهرا تو ژنتیکت به بابات رفته اما وقتی من رفتم نگاه کردم جوانی هام پدرم رو نگاه کردم دیدم چقدر متناسب بودن حتی خودم توی بچگی هام لاغر بودم دیروز داشتم به اینا فکر میکردم که چرا باور کردم؟؟ چرا ترسیدم ؟؟( که این جمله اومد توی ذهنم پیشگیری بهتر از درمانه) همیشه فکر میکردم من باید پیشگیری کنم وگرنه چاق میشم سال های سال فقط به خاطر این جمله که زهرا پیشگیری کن اینارو نخور رژیم سخت بگیر وگرنه چاق میشی مریض میشی و آنقدر این جمله ها میومد توی ذهنم که میگفتم ولش رژیم سخت میگیرم اما مریض نشم مسخره نشم بدنم شل نشه آنقدر به این ترس ها بها دادم من!! فقط به این زهرا پیشگیری کن زهرا اینو نخور زهرا اون مواد غذایی رو نخور زهرا برنج چند قاشق بخور زهرا کم بخور گرسنگی بکش زهرا چیزی نخور شکلات نخور شیرنی جات نخور میوه نخور و………..
وقتی فکر میکنم میبینم والا حق داره ناخوادآگاهم که این شکلی بشه جسمم چون من اطلاعات دادم چون باور کردم اما ناراحت نیستم اتفاقا الان آنقدر خوشحالم میگم راهی هست اون آموزش لاغری با ذهن هست خداروشکر
الان از جایی اومدم و خسته بودم گفتم ولش کن فردا یا بعداً مینویسم اما گفتم استاد گفت حتی خسته بودید انجام بدید
استاد بابت آموزشتون که آنقدر آدم رو توی فکر فرو میبره و آگاه میکنه هم حس خوب میده مچکرم(: خدا حفظتون کنه
سلام وقتتون بخیر،استاد عطاروشن عزیز من عکس با چهره خودم درست کردم ، و بهش نگاه میکنم ،
و جمله خدایا شکرت ک ب سادگی و ب زیبایی و عزتمندانه ،تناسب زیبایی در بدنم جریان دارد☺️🫠 رو روزی یک صفحه قبل از خواب میخونم و مینویسم
و با حس عالی مینویسم ،ووقتیک توی خواب هستم این جمله تکرار میشه توی ذهنم ، خوابم ولی تکرار میشه و چون با لباس قرمز درست کردم ، اون قرمزی لباس باعث میشه اندام مورد نظرم بهترو واضح و شفاف تر بشه برام.
امیدوارم کلماتم و رنگ لباس ک انتخاب کردم درست باشه ،و منتظر درست بودن این تمرین از سمت شما با عشق هستم🙏🌺
نشان های دریافت شده
سلام صبح همگی بخیر
خپا رو شکر میکنم که خیلی اتفاقی وقتی در سایت بودم و انگیزم کم شده بود دنبال یک مطلب دیگه ای بودم ولی به صفحه این دوره رایگان هدایت شدم
و واقعا مثل یک تیکه از مهم ترین قسمت های پازل هستش و با خوندن و گوش کردن این قسمت حالا متوجه شدم چرا اوایل اینکه دوره سرزمین لاغر هارو شروع میکنم خیلی شور و اشتیاق دارم ولی یکم بعد این اشتیاقه خیلی کم رنگ تر میشه، همه این ها بخاطر تکرار نکردن و وارد نشدن اون عمل یا تصویر به ذهن ناخودآگاه ما هستش
دیشب طبق گفته های این قسمت قبل از خواب تمرین تجسم رو انجام دادم و اینقدر به اون تصویر و اندام متناسب فکر کردم و حسش کردم که نمیدونم کی خوابم برد اما تا صبح از خواب بیدار شدم تا چشم هامو باز کردم لاغری و اون عکس جلوی چشمام بود و دوست داشتم سریع تر بیام در سایت و مطلب بخونم
برای خودمم خیلی جالب بود که این تمرین باعث شده من شور و آشتیاق مو فراموش نکنم و این تصویر اینقدر در ذهن من تثبیت بشه که همه اش جلوی چشمم باشه
نشان های دریافت شده
بنام خدا
دوروزه که شروع کرد م طول کشید تا بتونم یک تصویر خوب که ذهن منو آروم کنه و حس بد بهم نده رو استفاده کنم . از اونجایی که دیگه نمیتونم مثل قبل از موبایل استفاده کنم اما گفتم استفاده کردن از موبایل دزحد یک ساعت فقط در روز برای خواندن و نوشتن زیاد سخت نیست اما انجامش بدم خیلی بهتره حداقل خودم آرامش دار م به دلایلی دکتر منو از استفاده از موبایل منع کرد اما دیدم که طی این مدت نه تنها دارم آرامش ذهنیمو از دست میدم بلکه دارم وزن هم اضافه میکنم اون هم اضافه وزن قابل توجهی گفتم که دوباره انجام بدم. واز اونجایی هم که به امید خدا یه مسافر کوچولو درراه دارم نه رژیم ونه هیچ چیز دیگه ای به جز سایت و تمرینات ذهنی کمک نکرد وتوی این سه روز حالم خوبه و تصمیم گرفتم حالا که کسی کاری به کارم نداره درمورد لاغری تواین زمان بهترین فرصت هست که تمرین کنم و بنویسم . وله وزن اهمیت ندم بااینکه مجبور میشم برم رووزنه اما اهمیت ندم . ومیدونم که میتونم آرامش بیشتری داشته باشم و میدونم هم خودم ساختمش این اتفاق رو و اون باورهای که پنهان شده بودن رو اومدن . والان میتونم آرامش داشته باشم و آرامش ذهنی در بارداری رو احساس کنم اتفاقا به دنبال خرید این دوره بودم اما گفتم حالا که شرایط خریدشو ندارم میتونم از دوره ها استفاده کنم و بنویسم واحساس خودم رو و آروم باشم .هرچقدر مینویسم آروم تر میشم خیلی وقت بود میخواستم ذوارد سایت بشم اما حقیقت از موبایل ترس و وحشت داشتم ب.ه خاطر مشکلی که در سلامتی من به خاطر موبایل به وجود اومد ولی تصمیم گرفتم برای یه ساعت هم که شده تمریناتم رو انجام بدم و وید یو هارو هم ببینم و کارهای مربوط رو انجام بدم تا هم آرامش ذهن داشته باشم و هم آرامش عملی .
نشان های دریافت شده
سلام ما درگذشته چاق بودیم وهرروزاراندام نافرم رنج میبردیم وهمیشه درحسرت لباس موردعلاقه بودیم وقبول کرده بودیم چاقی ماارث هست وبارژیم ودمنوش ورزش جسم روتحت فشارمیزاشتیم ماباذهن چاق شدیم باذهن میتونم به تناسب اندام میرسم ذهن ناخوداگاه انی هست یاهمون موجودباش واصل وازبدل نمیشناسه ما گفتیم باذهن چاق شدیم برالاغری میایم ازهمین ذهن استفاده میکنیم برالاغری یک عکس روانتخاب میکنیم وهرشب تجسم میکنیم دهن خوداگاه یاشیطان ما وقتی یک موضوعی واردش میشه هی تکرار واردناخوداگاه وبه موجودباش تبدیل میکنه درمسیرلاغری نبایدبه منطق ذهن توجه کرد درموردلاغری رواون تصویرانتخابی تجسم کرده دراثرتکرارواردذهن ناخوداگاه وبه موجودباش تبدیل میکنه وما با تجسم دایم به اندام دلخواه میرسیم اصلا نبایدنه به چاقی فکرکردنه درموردحرفی زد فقط به مسیرادامه داداونم بالذت درکنارش به اون پنج سوال جواب داد
نشان های دریافت شده
سلام ماباافکارچاق شدیم طبق اون گفته ها باورذهنی ما ازش الگوپذیری کرده که گفتن چاقی توارثیه ویاازدواج باعث چاقی میشع همه اینها باعث شده ذهن ناخوداگاه ما چاقی روباورکرده ولاغری رونه ذهن ناخوداگاه لحظه ایی هست اصل ازبدل رونمیشناسه همون لحظه چیزی روباورمیکنه ومرتبط میده بهمون لحظه وما باانتخاب تصویر اول دهن خواداگاه یاشیطان درون اونوباورمیکنه ودراثرتکرارواردناخوداگاه شده واونوبه موجودباش تبدیل میکنه وما به اون اندام دلخواه میرسیم ودرطی مسیربه اون ذهن خوداگاه یاشیطان نبایدتوجه کردچوم مانع میشه نمیزاره مابه اون هدفمون برسیم چون اطلاعات چاقی درذهن ما بوده همش ازدیدن وشنیدن دردهن خوداگاه ماذخیره شده ومثل کرونا چقدرافرادازترس فوت شدن ازهرچیزی بترسیم برماغلبه میکنه چاقی هم مثل همون ویروس ماروترسونده هرغذایی خوردیم فوری نگرش ذهن مااینجورسروصداکرده توچاق میشی