🔙 اگه هنوز جلسه هفتم: بیدارسازی نیروی لاغری درون رو نخوندی، پیشنهاد میکنم اول اونو کامل کنی.
🌱 تصور کن یک دانه کوچک در دل خاک هستی؛ انتظار داری چطور شکوفه بزنی؟
همین انتظار ذهنی، نقش انتظار در کاهش وزن تو را تعیین میکند.
وقتی ذهن تو باور کند لاغری ممکن است و انتظارش را داشته باشد،
بدن آرام آرام همراه میشود و تغییر شروع میشود.
بیایم با هم این راز ساده اما قدرتمند را کشف کنیم! ✨🍃
🔥 نقش انتظار در کاهش وزن: راز پنهان موفقیت یا شکست! 🔥
میدونی، مهمترین عامل تشکیلدهنده شرایط زندگیمون دقیقا انتظار ماست.
سرنوشت؟ همان نقش انتظار در کاهش وزن و تغییر زندگی توست.
چاقی و لاغری، هر دو نتیجهی قدرت انتظار ذهنی ما هستند. 🌟

سالها تلاش کردم لاغر بشم، ولی بیشترین وزنی که کم کردم فقط ۱۰ کیلو بود! 😓
همیشه این سوال تو ذهنم بود: «چرا من بدون زحمت چاق میشم، اما برای لاغر شدن باید هر روز بجنگم؟!» 🤔
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم بزرگترین مشکل من انتظار چاقتر شدن بود؛
در حالی که سخت تلاش میکردم، ذهنم همچنان انتظار چاقی داشت!
هر بار که تصمیم میگرفتم رژیم و ورزش رو شروع کنم، هفتهها طول میکشید تا ذهنم قبول کنه. ⏳
وقتی در اجرای برنامه موفق بودم، انتظار لاغری در ذهنم پررنگ میشد،
ولی حتی یک کم مشکل یا عقبنشینی باعث میشد انتظار چاقی دوباره برگرده! ⚠️
دقیقاً مثل خیلیهای دیگه، انتظار چاقی همیشه در ذهن ما جاری و فعال است،
برای فعال شدنش هم اصلاً نیاز به تلاش یا تصمیم خاصی نیست!
اما برای پررنگ کردن نقش انتظار در کاهش وزن و ایجاد انتظار لاغری، باید فشار و تلاش زیادی بیاری تا ذهن با تو همراه بشه. 💪✨

چگونه نقش انتظار در کاهش وزن را به نفع خودمان تغییر دهیم؟ 🌟
اولین قدم اینه که بفهمیم نقش انتظار در کاهش وزن مثل یک کلید جادوییست که میتونه درِ تغییر رو به روی ما باز کنه یا ببنده.
وقتی همیشه منتظر چاقتر شدن هستیم، انگار داریم با دست خودمون در رو قفل میکنیم! 🔒 اما وقتی انتظار لاغری را در ذهنمون روشن کنیم، درهای موفقیت به روی ما باز میشود. 🚪✨
این انتظار مثبت مثل چراغ راهی میمونه که مسیر درست رو نشون میده.
وقتی به خودمون میگیم: «من میتونم لاغر شم و بدن سالم داشته باشم!»
ذهنمون شروع میکنه باور کردن این جمله و همین باور، انرژی و انگیزهی واقعی میسازه. 🌈🔥
ولی نکته مهم اینه که این انتظار نیاز به مراقبت و تمرین داره؛
هر بار که به خاطر سختیها دلسرد شدی، باید یادآوری کنی که نقش انتظار در کاهش وزن دست توئه و میتونی اون رو کنترل کنی.
مثل این میمونه که هر روز آب دادن به یک گل کوچیکه تا رشد کنه و تبدیل بشه به یک درخت تنومند! 🌱🌳
پس دیگه منتظر چی هستی؟ همین الان شروع کن به ساختن انتظار لاغری در ذهنت و اجازه بده این نیرو به زندگی و بدن تو جان تازهای بده! 💖💪

🌟 ایجاد انتظار چاقی یا لاغری 🌟
انتظار چاقی یا لاغری در ذهن ما ترکیبی از عوامل روانی، اجتماعی و تجربیات شخصی است که به مرور شکل میگیرد.
این روند به تدریج و با تأثیر باورها، خاطرات گذشته، محیط اطراف و افکار روزمره ما به وجود میآید.
در ادامه با هم مهمترین عوامل تأثیرگذار در نقش انتظار در کاهش وزن را بررسی میکنیم:
۱- باورها و ارزشها
باورها مثل پایههای یک خانه، نقش کلیدی در شکلگیری انتظار ذهنی ما دارند.
اگر باور کنیم که لاغری یا چاقی نتیجهی عادات زندگی ماست، انتظار مربوطه در ذهنمان قویتر میشود.
مثلاً:
🍃 باور به اینکه «لاغری در خانواده ما ارثی است» باعث میشود ذهنمان انتظار لاغری و تناسب اندام را بیشتر حس کند.
اما
⚠️ باور به اینکه «چاقی اجتنابناپذیر است» ذهن را پر از ترس و نگرانی میکند و ممکن است به پرخوری و افزایش وزن منجر شود.
۲- تجربیات گذشته
موفقیت یا شکست در کاهش یا افزایش وزن، نقش مهمی در انتظار ذهنی ما دارد.
اگر قبلاً توانسته باشیم وزن کم کنیم، انتظار لاغری در ذهنمان پررنگتر میشود.
اما شکستهای مکرر ممکن است این انتظار را به سمت ناامیدی و باور به ناتوانی سوق دهد. 😔
«مطالعهای در مجله Cognitive Therapy and Research نشان میدهد که ترکیب انتظارات ذهنی با نوع خیالپردازی میتواند مسیر لاغری را تسهیل یا سخت کند.»
۳- تصویر ذهنی بدن
احساس و تصوری که از بدن خود داریم، تعیینکنندهی انتظار ما برای چاقی یا لاغری است.
اگر همیشه خودمان را چاق ببینیم، این تصویر ذهنی روی رفتار و زندگی روزمرهمان تأثیر میگذارد و انتظار چاقی را تقویت میکند.
اما تصور یک بدن متناسب، انتظار لاغری را زنده نگه میدارد. 🌸
۴- تأثیرات محیطی و اجتماعی
محیط اطراف، خانواده، دوستان و رسانهها دائماً پیامهایی درباره بدن و زیبایی به ما میدهند.
این پیامها روی شکلگیری انتظار ذهنی ما بسیار اثرگذارند.
در فرهنگی که لاغری ارزش بالایی دارد، فشار بیشتری برای رسیدن به وزن ایدهآل احساس میکنیم و انتظار لاغری پررنگتر میشود. 🎯
۵- تصویرسازی ذهنی و خودگویی
وقتی خودمان را لاغر تصور کنیم و با جملات مثبت درباره تواناییهای خود صحبت کنیم، نقش انتظار در کاهش وزن قویتر میشود.
اما اگر ذهن ما پر باشد از جملاتی مثل «من هیچوقت لاغر نمیشوم» یا «همیشه چاق میمانم»، این انتظارات منفی را تقویت میکنیم. 💬✨
۶- عوامل روانشناختی
حالات روحی مانند اضطراب، افسردگی یا استرس میتوانند انتظار ذهنی ما را تغییر دهند.
مثلاً فردی که دچار افسردگی است ممکن است باور کند که نمیتواند وزنش را کاهش دهد، چون احساس میکند قدرت تغییر ندارد. 😞
۷- الگوهای تکراری رفتاری
عادتهای روزمره مثل نوع تغذیه و ورزش، میتوانند نقش انتظار در کاهش وزن را جهتدهی کنند.
اگر الگوهای سالم داشته باشیم، انتظار لاغری قویتر میشود، اما عادات ناسالم انتظار چاقی را پررنگتر میکنند. 🥗🏃♂️
قدرت انتظار لاغری
فایل صوتی نقش انتظار در کاهش وزن را با دقت گوش کنید.
👉 برای ادامه این مسیر، برو سراغ جلسه نهم: دوستی با درون برای کاهش وزن.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.51 از 80 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام و درود …..پارت هشتم از دوره ضمیرناخودآگاه..نکات متن این جلسه با عنوان :عوامل موثر در ایجاد انتظارات چاقی و لاغری ___________________
باورها نقش کلیدی در انتظارات ما از بدنمون دارند اگر شخصی باور داشته باشه که چاقی یا لاغری به خاطر عادتها و سبک زندگیشه این انتظار در ذهنش قویتر میشه مثلاً از لاغرها زیاد شنیدیم که میگن لاغری در خانواده ما ارثیه و همین باور اونهارو به سمت افکار و رفتارهای مرتبط با لاغری هدایت کرده از طرف دیگه باور به اینکه به فلان دلیل نمیشه جلوی چاقی رو گرفت و چاقی اجتناب ناپذیره فرد به سمت مرور افکار چاق کننده و سپس ترس و نگرانی از چاق شدن و در نتیجه ترغیب شدن به پرخوری و افزایش وزن کشیده میشه….
اگر تجربه موفقیت یا شکست از برنامههای رژیمی داشته باشیم این روی انتظار ما برای چاقی و لاغری تاثیر میذاره
اینکه من چه جور احساس و فکری درباره بدنم داشته باشم در انتظارات من نقش اساسی داره اگر مدام خودمو چاق تصور کنم به رفتارها و نتایج واقعی در زندگیم تبدیل میشه ….
تبلیغات و پیامهای رسانهای و حرفهایی که در خانواده یا بین دوستان درباره زیبایی و بدن مطرح میشن همه نقش دارند در ایجاد انتظار و فشار برای لاغر شدن…
اگر من مدام خودمو در ذهنم لاغر تصور کنم و درباره تواناییم به وزن ایده آل صحبت کنم انتظارم برای لاغر شدن قویتر میشه….
(استاد ، این اصل و قانون روی من تاثیر گذاشته از وقتی دارم خودمو به تجسم شبانه قبل خواب و نوشتن سناریوهای لاغری در روز مشغول میکنم سبکتر هستم و روی رفتارهای متناسب کننده من تاثیر داشته دو سایز کم کردم …مثلا مصرف چای خوردنم خیلی کمتر شده .. به تجربه ثابت شده که عادت به مصرف چای در بین ایرانیها به گسترش چاقی منجر شده ….شاید بگید مگه نگفتید که عوامل بیرونی به چاقی ربط ندارن خوب چای خوردن یک عامل بیرونیست باید گفت درسته که مبحث خوردن یک عامل بیرونیست اما چگونه و در چه شرایطی خوردن نقش موثری در زمینه چاقی و لاغری ایفا می کنن …مثلا همین عادت چای خوردن اکثرا دیده میشه که روی سیری خورده میشه …طرف خورده سیر شده میگه حالا چی می چسبه ؟ چایی ….. اونم با چی ؟ با شیرینی )
کسی که مضطربه استرس داره و افسرده است احساس میکنه توانایی تغییر نداره و انتظار هم نداره که بتونه لاغر بشه ….
الگوهای رفتاری مثل نوع تغذیه یا ورزش میتونه به انتظارات فرد جهت بده به این صورت که وقتی فردی الگوهای سالم را دنبال میکنه بیشتر از خودش انتظار لاغری داره ولی وقتی عادات ناسالم داشته باشه در فرد انتظار چاقی ایجاد میکنه مثلاً من خودمو میگم وقتی میبینم غذام کمتر شده و در واقع سبکتر هم میشم از خودم انتظار لاغرتر شدن دارم….
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری و تناسب اندام
….. ۹ آبان چهارشنبه
سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی
من لاغر شدم و احساس آزادی و رهایی از افکار چاقی دارم احساس رهایی از تکرار گفتگوهای ذهنی درباره خوردن دارم احساس کوهنوردی را دارم که به فتح قله رسیده و با خوشحالی از خودش و دوستانش در اونجا عکس میگیرند و شادی میکنند من بر مشکل چاقی غلبه کردم حس میکنم با پیروزی و موفقیت به فتح قله تناسب اندام رسیدم حس جوانی فرزی چابک بودن و سلامتی دارم حس خوشبختی و لذت فراوان دارم حس پرواز در آسمان آبی و پر از نور سرزمین لاغرها رو دارم
از صاف و تخت شدن شکمم خیلی لذت میبرم از کوچک شدن باسنم خیلی لذت میبرم از لاغر شدن دست و پاهام خیلی لذت میبرم از جوانتر و زیبا شدن چهرهام خیلی لذت میبرم از نبودن غبغب زیر چانه لذت میبرم ز اینکه لاغر شدم ولی پوست هیچ قسمتی از بدنم چروک نخورده و زشت نشده لذت میبرم از اینکه دور چشمم گود و سیاه نشده لذت میبرم ز نمایان شدن استخوان ترقوهام لذت میبرم از پوشیدن لباسهای سایز مدیوم لذت میبرم از اینکه راحت بدون فشار روی زمین میشینم کتاب میخونم سبزی پاک میکنم فیلم تماشا میکنم حتی غذا میخورم و بعد به راحتی بلند میشم لذت میبرم ز پرپشت شدن موهام لذت میبرم از اینکه فشار از روی کمرم زانوهام ساق و پاشنه پاهام برداشته شده لذت میبرم
وقتی خالم منو دید گفت وای نسرین چقدر خوب شدی چقدر لاغر شدی بهت تبریک میگم خوش به حالت تونستی رژیم بگیری لاغر کنی ولی من که نمیتونم رژیم بگیرم اعصابم به هم میریزه خودت میدونی قلبم که عمل شد دیگه حوصله رژیم گرفتن ندارم بدبختانه تا رژیم نگیریم و غذامونو کم نکنیم که لاغر نمیشیم من به حرفاش با صبر و سکوت گوش دادم بعد یه لبخند لاغری تحویلش دادم و گفتم خاله جان میخوای باور کن میخوای نکن ولی من اصلاً رژیم نگرفتم باشگاه نرفتم پیادهروی نرفتم قرص چربی سوز و کاهنده اشتها نخوردم هیچ دمنوشی هم مصرف نکردم من روی افکار باورها و اصلاح رفتارهای اشتباه کار کردم تعجب و سکوت خالم برام عادی بود و انتظارش رو هم داشتم اون دیگه چیزی نپرسید من هم چیزی نگفتم
لاغر شدن با قدرت ذهن آسانترین کار دنیاست.. بدون رژیم ورزش و دارو هم میشه لاغر شد.. بیندیشیم و لاغر شویم…. برای لاغر شدن باید مسئولیت پذیر باشیم….برای لاغر شدن باید دست از لذت جوییهای بیمورد برداریم… برای لاغر شدن باید متناسبها را الگو قرار بدیم …..برای لاغر شدن باید خودمونو در هر وضعیتی که هستیم بپذیریم و خودمونو دوست داشته باشیم و به خود عشق بورزیم….. ریزه خواری اضافه خواری و پرخوری منشا ذهنی داره برای رفع اونها به دنبال شفا با توسل به عامل بیرونی نباشیم….. بدن بیش از غذا به آب احتیاج داره و بیشتر تمایلات ما به خوردن از تشنگی و کمبود آب منشأ میگیره
وقتی گرسنه هستم و نشانههای واقعی بودنش رو حس میکنم از ساعت نظرخواهی نمیکنم برای کسب تکلیف هر ساعتی میخواد باشه غذامو میخورم ممکنه سر شب میل نداشته باشم هیچ اشکالی نداره آخر شب میخورم مهم اینه که وقتی غذا میل میکنم معدم خالی باشه وقتی هم سیر میشم استپ میکنم تا سه چهار ساعت لب به چیزی نمیزنم حتی چای نبات که آنقدر دوست داشتم در میان وعدهها از میوه سبزیجات آب و چای کم شیرین استفاده میکنم سعی کردم آب بیشتری بنوشم از آوردن چاشنیهای متنوع سر میز غذا خودداری میکنم چون باعث عوض شدن طعم دهان و سپس تمایل به بیشتر خوردن میشن
هر شب تجسم شبانه قبل از خواب رو به یاد داشته باشم تا در ذهنم تصاویر متناسب از خودم ایجاد کنم با نوشتن انیمیشنهای لاغری به تجسم روزانه کمک کنم با نوشتن پاسخ به سوالات روزانه منطق ساز در خودم انتظار لاغری رو تقویت کنم هیچ وقت سایت تناسب فکری استاد عطار روشن رو ترک نکنم هیچ وقت چاقی دیگرانو به رخشون نکشم ، سوال نکنم دلسوزی نکنم و راهکار ارائه ندم تا وقتی که خودشون از من سوال کنند اگر احساس میکنم هنوز کمی چاقم اصلاً بهش توجه نکنم تا تصاویر چاقی کاملاً کمرنگ بشن همیشه با احترام به تعارفات بگم میل ندارم بعداً میخورم
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری و تناسب اندام .
نشان های دریافت شده
سلام و درود
پارت هشتم از دوره ورود به ضمیر ناخودآگاه با عنوان قدرت انتظار لاغری
نکات فایل صوتی :
توصیه استاد در اول فایل این بود که با انجام تمرینات این دوره دنبال نتیجه سریع و زودگذر نباشیم تمرینات این دوره کمک میکنه به تدریج انتظارمون از خودمون و روند زندگیمون تغییر کنه و این نیاز به تکرار و استمرار داره…….
پس انتظار، در انسان به شدت تحت تاثیر عوامل بیرونیه و نوسان داره…. طبق تجربه ثابت شده انتظارات ما درباره رویدادهای بد و نامناسب پایدارتره چون عملکرد مغز اینطور است که میخواد ما رو از خطرات حفظ کنه تا طول عمر بیشتری داشته باشیم مغز به طور طبیعی به اطلاعاتی که در ما ترس و نگرانی ایجاد میکنه توجه زیادی داره چون برداشت مغز این است که این ترس و نگرانی باعث میشه با احتیاط رفتار کنیم تا بلکه اون اتفاق بد رخ نده…
چون مغزاینا رو طبیعت وجود انسان میدونه لزومی نمیبینه که به شکل پایدار به این انتظارات واکنش نشون بده متناسب شدن جزء طبیعت وجودی انسانه وقتی میخوای انتظار لاغر شدن در خودت به وجود بیاری زیاد توجهی نمیکنه جهت پایدار کردن این انتظار….
مگر اینکه خیلی زیاد به این موضوع توجه نشون بدیم
اما چاقی یک رویداده غیر طبیعی و یک نوع بیماری بسیار مهم تلقی میشه وقتی ازش میترسیم و نگران میشیم مغز میاد کاری میکنه که این ترس و نگرانی روز به روز بیشتر بشه….. ترس از چاقی احساسی است که بسیار پایدارتر از احساس امید ما به لاغری است …..
وقتی ما تمرینات لاغری با ذهن انجام میدیم امیدوار میشیم به لاغر شدن و انتظار لاغری در ما ایجاد میشه…..
منظور مغز از گسترش ترس و نگرانی از چاقی اینه که مراقب باشیم کاری نکنیم این اتفاق بیفته ولی ما به اشتباه اونو تبدیل میکنیم به احساس چاقی که این احساس ؛ انتظار چاقی رو در ما ایجاد میکنه و این انتظار؛ خیلی زود باعث اضافه وزن میشه….
دوره ورود به ذهن ناخودآگاه برای ایجاد انتظار لاغری در ذهن و مغزه و این کار نیاز به پیگیری و تداوم روزانه داره وقتی ما هر روز به سوالات پنجگانه جواب میدیم حتی اگر جوابمون تکراری باشه انتظار لاغری در ذهن مرور میشه در نتیجه از مرور انتظار چاقی در ذهن کاسته میشه و این حالت در صدور فرمانهای متناسب کننده از سوی مغز تاثیر میذاره و منجر به انجام رفتارهای متناسب کننده میشه تمرینات این دوره تمرکز و توجه ما رو میبره به سمت لاغری و طبق قانون توجه به هر چیزی که توجه بشه انتظاری مطابق با همون طرز فکر در ما ایجاد و سپس به واقعیت جسم و زندگی ما تبدیل میشه
نشان های دریافت شده
سلام و درود
پاسخ به سوالات منطفی کردن ذهن
: 8 ABAN
حساس خوشبخت شدن دارم ….احساس خوش تیپی دارم ….احساس می کنم عاشق خودم شدم …احساس قدرت و اعتماد بنفس دارم ….وقتی لباس مجلسی قالب تن می پوشم موهای قشنگمو حالت میدم کمی آرایش می کنم کفش پاشنه دار زیبا می پوشم احساس می کنم یه پرنسس جلو آینه ایستاده از متناسب بودنم به وجد می آم و احساس غرور می کنم ….خدارو شکر که تن و بدن سالمی دارم که لاغر شدن برام معنا و مفهوم داره الهی شکر …
:حالا که ۱۵ کیلو براحتی کم کردم بدون خوردن دمنوش و قرص چربی سوز بدون خوردن قرصهای کاهنده اشتها بدون زجر محدودیت غذایی بدون کمخوری و گرسنگی بدون ورزش و پیاده روی اجباری تغییرات جسمم برام شیرینه خیلی شیرین به خوشمزگی عسل خوانسار :)کمرم که باریک بود بهترم شده …اون شکم قلمبه صاف شده بدون اینکه چروک بشه ران و باسن در فرم طبیعی چقدر باعث لذت و خوشحالی منه دستهام کشیده تر و زیباترن دیگه مجبور نیستم کفشای طبی و پهن بپوشم از پوشیدن کفش پاشنه دار لذت می برم …
:یکی از قشنگیاییای لاغر شدنم همین بازخورد اطرافیانه روز نشده که یکی بهم نگه وای چه خوش تیپ و قشنگ شدی …دیروز دایی اسماعیل رو دیدم آمده بود خونه مامان سری بزنه وقتی منو دید نشناخت به مامانم گفت این کیه ؟گفتم واااا دایی منم نسرین…… (از شما دوستان چه پنهون اسمم نسرینه من دو اسمه ام شهربانو مال ثبت احواله )…خلاصه که از اینکه داییم منو نشناخت شوکه شدم نه از ناراحتی بلکه از خوشحالی :))بعدش خندیدم با خوشحالی بغلش زدم گفتم دایی جون منم بابا نسرین …حالا جون من بگو بد و زشت شدم یا خوب و خوشگل ..؟
یه کم ازم فاصله گرفت کمی بیشتر نگام کرد گفت معرکه شدی راستش دایی جون خیلی چاق شده بودی برای سلامتیت نگران شده بودم به مامانتم چند بار گفتم نسرین اینقدر چاق شده براش خوب نیست دیگه داره سنش میره بالا میشه یه زن ۶۰ ساله سنگینی وزن براش خوب نیست …ولی حالا شکر خدا می بینم چقدر عالی شدی :)) با خنده شادمانه ای گفتم دایی الهی فدات شم ممنون که اینقدر بازخورد خوبی بهم دادی دایی خوش به حالت همیشه لاغر بودی حالام لاغر و خوش فرم هستی …..گفت آره دایی من همیشه خوراکم کم بوده حالام همینطورم با اینکه هیچوقت نه رژیم گرفتم نه ورزش… و دایی دیگه حرفی نزد و فقط در سکوت با لبخند نگاهم کرد … احتمالا حوصله نداشت بپرسه که چیکار کردم این همه لاغر شدم منم چیزی نگفتم اما همین حس خوب خوشحالی باعث شد ناهارم از روزای قبل هم کمتر بخورم شنیده بودم لاغرا وقتی ناراحت میشن اشتهاشون کور میشه ولی من از وقتی لاغر شدم توو خوشحالی و غم هر دو اشتهام کور میشه و من از هر چیزی که این دست آویز مهم چاقی رو بزنه کور کنه استقبال می کنم و خوشحال میشم …مثلا وقتی بهم میگن فلان چیزو نخور اشتها کور میشه با خوشحالی میگم خوب بشه
مگه این اشتها چه تحفه نطنزی که از رفتنش فکری بشیم و بخوایم جلوشو بگیریم خوب قهر می کنه میره چه بهتر
.اولین و مهمترین باوری که در من در جهت متناسب شدن به وجود اومده اینه که من میتونم لاغر بشم و کاهش وزن و تناسب اندام برام شدنیه و سن بالای پنجاه مانعی برای لاغری نیست ….اینکه لاغر شدن سخت نیست و اتفاقا خیلی هم آسونه کافیه روی باورهای صحیح تمرکز کنیم که یکی از راههای تمرکز روی لاغری تمرین تجسم اندام متناسب شبانه و روزانه اس … مثلا من وقتی یک متنی رو برای انیمیشن لاغری تنظیم می کنم این میشه تجسم در بیداری…در تجسم شبانه هم کافیه ۵ دقیقه قبل از خواب عمیق خودمونو در جسم لاغر به شکل ذهنی ببینیم و برای اینکار از تصویر یک فرد ناشناس خوش اندام کمک می گیریم ….دوم اینکه قبلاً فکر میکردم اراده ام ضعیفه و لیاقت لاغر شدن ندارم اما حالا میگم اگر من لیاقت نداشتم الان اینجا بعد از سه سال و نیم که از شروع حرکتم در این مسیر میگذره اینجا چه کار میکنم چندین بار لیز خوردم اما بلند شدم و ادامه دادم همین ادامه دادن در این مدت نسبتاً طولانی نشون میده اولاً این مسیر صحیحه و احساس خوب بهم داده و از طرف ناخودآگاه دارم پشتیبانی میشم برای تکرار آموزهها و ادامه دادن دوماً من قبلاً تا ۳۰ سالگی کاملاً لاغر بودم و روی سیستم پیش فرض و خدایی خودم بودم و چیزی که فطری و خدایی باشه هیچگاه از ذهن ناخودآگاه پاک نمیشه و قابلیت اینو داره که دوباره فرمولهاش فعال بشه و تاثیرشو در جسم بذاره سوم اینکه به این نتیجه رسیدم هیچ راهی عالیتر و بهتر از تناسب فکری نیست هر چقدر طول بکشه که به نتیجه برسیم باز هم ارزششو داره چون پایدار و ماندگاره رژیم و ورزش اجباری لازم نداره …..دومین باوری که در من تغییر کرد نگرش منفی و چاق کننده نسبت به مواد غذایی بود خیلی وقته که مطمئنم هیچ ماده غذایی برای چاق کردن من دندون تیز نکرده مواد غذایی برای تولید انرژی و ایجاد نشاط و لذت و توانایی انجام کار و مبارزه با انواع بیماریها و از بین بردن چاقی و اضافه وزن ماموریت دارن نه برای ایجاد اضافه وزن اما وقتی منابع انرژی رو بیش از نیاز وارد بدن کنیم راهی نمیمونه جز انبار شدن انرژیها ی اضافه و بدفرم شدن اندامها این آگاهی باعث شد که تا حدود زیادی ترسم از خوردن از بین بره و با دید مثبت به غذا نگاه کنم و به احساس آرامش در خوردن برسم اما باید مواظب باشم همواره نیاز واقعی بدن رو در نظر داشته باشم و با فرمولهای از پیش تعیین شده ذهنی و تحریکات عصبی هیچ چیزی نخورم حتی یک شکلات حتی چند حبه قند با چای هرگاه اضافهخوریها حذف بشه بدن به سرعت به سمت کاهش وزن میره و روز به روز لاغرتر میشه این آگاهی باعث شد که باور کم بخور تا لاغر بشی از اعتبار خارج بشه
…من کلی سبک شدم چند روز پیش هم متوجه شدم بدون سختی و فشار دو سایز دیگه کم کردم دیگه برام نخوردن عصرونه یه عادت لاغر کننده شده اگر میل به خوردن در وقت عصر داشته باشم میوه یا سبزیجات می خورم ولی اگر نون تازه از راه برسه مقاومت نمی کنم یه مقدار خالی خالی می خورم و لذت می برم آخه نون تازه واقعا خوردن داره ازش نمیگذرم بدون ترس ازش می خورم اما این کار آسیبی به لاغریم نمی زنه اندازه ای که احساس سیری کمی کنم می خورم و کمی آب چند وقتیه نصف شب بیدار میشم چیزی جز آب یا کمی میوه چیزی نمی خورم با حدف خوردنی ها در این دو موقعیت کلی سبک شدم سه وعده اصلی رو هم به اندازه نیازم هر چی که دوست داشته باشم می خورم محدودیت نوع غذا ندارم … با همین چند تغییر کوچیک در رفتار ، که با افکار درست و صحیح پشتیبانی میشن از خودم انتظار لاغری دارم و با همین انتظاره که روزبروز دارم سبکتر میشم …یهو می بینی عین یه بالون رفتم رو هوا :))
چه کیفی داره پرواز در آسمان لاغری در سرزمین رویایی لاغرها :))
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری و تناسب اندام…. <<< 6 آبان >>>
>سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی
حس انسان بودن دارم انسانی با یک روح والا و برگزیده ….حس زیبایی و خوش تیپی دارم….حس قدرت و توانمندی در خلق یک رویا دارم..حس زیبای اعتماد بنفس دارم…حس فرزی و چالاکی دارم…
از اینکه هر لباسی با هر رنگ و مدل دلم بخواد میتونم بپو شم لذت می برم …..از اینکه میتونم بدون زحمت با کمر صاف روی مبل و صندلی بنشینم لذت می برم …از اینکه براحتی می دوم و توپ بازی می کنم لذت می برم ..از اینکه راحت از پله کانها بالا و پایین میرم لذت میبرم.. از اینکه آنقدر سبک وزن شدم لذت میبرم…
شرح بازخورد از یکی از دهها بازخورد اطرافیان و دوستان…
.پزشک جراح پلاستیک
.امروز می خوام از دیدار دوستانه ای که با آقای دکتر داشتم بگم براتون
گوشی رو برمی دارم :_الو سلام دکتر جان خوبین شهربانوام .حتما یادتونه پارسال برام مامو پلاستی انجام دادی _سلام .بله بله یادمه بیمارستان خصوصی سمت سعادت آباد _بله آقای دکتر ..ببخشید مزاحم اوقات شریفتون شدم .امروز آخر وقت می آم مطب ..__خواهش می کنم می تونید تشریف بیارید .برای چه منظوری می آیید ؟
_خیلی متشکرم برای دیدار دوستانه و تبریک روز پزشک _ممنون از شما تشریف بیارید ممنون گوشی رو گذاشتم و با خوشحالی رفتم قنادی برای خرید گل و شیرینی برگشتم خونه
12ظهر کت و شلوار آبی نفتی شیکی که بتازگی خریدم رو پوشیدم یقه انگلیسی جلوش روی هم می آد و چهار دگمه اس یه گل سینه هم سمت چپ داره که خیلی قشنگه جلو آینه قدی ایستادم کفش مشگی رنگ خوش مدل با پاشنه پنج سانتی خودمو هم پوشیدم وای که چه تیپی به هم زدم قشنگ لاغری و تخت بودن شکمم به رخ کشیده می شه موهامو با گل سر زیبایی جمع کردم .نیاز آنچنانی به آرایش چهره نداشتم چون از وقتی با قدرت ذهن لاغر شدم صاف و ،سفید و جوان شده یک کرم ضد آفتاب کافی بود .روسری ساتن مشگی سرم کردم .متاسفانه من نه ماشین دارم نه راننده ام هر جا میرم با اسنپ میرم حتما که می تونم با تکیه بر توانمندی های خودم دوباره برای گواهینامه ثبت نام کنم حتما که میتونم قبلش ماشین از خودم بخرم و تمرین کنم و موفقیتم رو جشن بگیرم
..خلاصه که یکساعت بعد جلو مطب آقای دکتر خیابون شریعتی بودم با خوشحالی بسیار با گل و شیرینی پشت در مطب ایستاده بودم چشمام از خوشحالی برق خاصی داشت زنگ آیفون رو زدم در باز شد قلبم طپش گرفته بود از خوشحالی…
وارد لابی شدم آقای دکتر با اون قد بلند و روپوش سفیدش ته سالن ایستاده بود به گرمی استقبال کرد و گفت به به خانم باقری خیلی خوش آمدی چرا زحمت کشیدید و به سمت من اومد گل و شیرینی رو گرفت و روی میزش گداشت و ازم خواست روی مبل چرمی قهوه ای رنگی بنشینم از جعبه شیرینی چندتا برداشت گذاشت داخل پیش دستی و برام چای ریخت …تشکر کردم …. خودش هم مقابل من روی مبل نشست و با لبخند گفت خیلی خوش اومدی زحمت کشیدی خوشحالم همچنان مثل ماههای گذشته حالت خوبه
با لبخند بهش گفتم آقای دکتر ممنون که اجازه دادید بیام خدمتتون روز پزشک رو مجدد بهتون تبریک میگم.. برای ما هر روزی می آییم و نسخه های شفا بخش از شما دریافت می کنیم اون روز ، روز گرامیداشت پزشکه یادتونه پارسال دو هفته بعد از عمل جراحی که آمدم ویزیت بشم چقدر از بابت بزرگی و حجم شکمم ناراحت بودم ؟ بله یادمه خانمهای چاق بعد از عمل مامو بیشتر از قبل متوجه بزرگی شکمشون میشن و حالشون گرفته میشه و معمولا بعدش می آن برای جراحی و برداشتن چربی های شکم
گفتم بله آقای دکتر ولی من زیاد چاق نبودم فقط ۱۵ کیلو اضافه داشتم
بله خوب خدارو شکر مثل اینکه لاغر شدی و شکمت صاف شده خوش تیپ شدی پیش من که نیومدی برای جراحی
با خوشحالی گفتم نه آقای دکتر پیش هیچ دکتر دیگه ای نرفتم اصلا جراحی نکردم اگر قرار بود که برم من کار شمارو خیلی قبول دارم بازم شمارو انتخاب می کردم عمل مامو که برام انجام دادید ناحیه عملم نه درد داشت نه عفونت کرد از نتیجه کار خیلی خیلی راضی بودم و هستم همیشه بخوبی ازتون یاد می کنم دعای خیر من همیشه پشت سرتونه
دکتر با لبخند گفت ممنون از لطف شما . خوب باریکلا حتما رژیم گرفتی و رفتی بدنسازی
نه دکتر جان هیچکدوم .بعد از گفتن این جمله سکوت کردم و نگاهم به چهره دکتر گره خورد …دکتر هم مثل من چند لحظه سکوت کرد دست به سینه شد کمی جابجا شد به جای دیگه نگاه می کرد .به نظرم داشت فکر میکرد.. بعد با لبخند گفت خانم باقری شوخی می کنی ؟
گفتم نه به خدا .من با روش کاملا نوین کاهش وزن پونزده کیلوئی داشتم نه رژیم داشتم نه زجر گرسنگی و کالری شماری و وزن کشی داشتم نه بدنسازی و باشگاه رفتم نه پوستم چروک خورد نه صورتم لاغر شد نه چشمم گود رفته و بی رمق شد دکتر همچنان با تعجب منو نگاه میکرد.بعدش گفت خوب پس چطور لاغر شدی ؟
گفتم با روش لاغری ذهنی و بعد توصیح دادم این روش رو آقایی به نام استاد رضا عطار روشن ابداع کرده و اول دفعه هم با این روش خودشو از حدود پنجاه کیلو اضافه وزن خلاص کرده بعد از گفتن این جملات عکسای آلبوم شگفتی سازان رو نشون دادم
گفتم اینا شاگردهای ایشونن یکیشونم منم اولین نفر هم خودشونن دکتر گفت خودش کدومه ؟ نشون دادم گفتم ایشون هستن اینم منم (عکسی از خودم که لباس قالب تن مجلسی ُتنمه و روسری ساتن سبز …. وای که چقدر عاشق این عکسم یک زن 57 ساله خوش چهره خوش اندام با قد متوسط ) دکتر با دقت عکسهارو نگاه کرد گفت خیلی جالبه
آقای دکتر جالب که هیچ معجزه اس
___ البته من راجع به قدرت علوم متافیزیک خیلی چیزها می دونم ولی راجع به کاهش وزنهای بالا با این متد نشنیده بودم …
___ آقای دکتر درسته که شما با یک جراحی دو سه ساعته همه این چربیارو از روی شکم برمی دارید به سطل زباله می ریزید مریز وقتی چشمشو باز می کنه می بینه ملافه ای که روشه خبری از برجستگی شکمش نیست اما همین آدم چقدر باید درد ناف بکشه چند هفته با اون همه بخیه دولا دولا راه بره تا چهل روز به پشت بخوابه سقفو نگاه کنه ..پرستار بگیره تا کارهاشو انجام بده و حدود صد میلیونم پیاده بشه …. تازه شاید یک در هزار آمبولی کنه بمیره
___ خوب بله خوشگلی و خوش تیپی این چیزارو هم داره …
__ ولی دکتر من هم خوشگل و خوش تیپ شدم هم از پولم یه شکل دیگه استفاده کردم طلا خریدم احساس ثروتمندی دارم ذوقشو می کنم هم این همه درد و بدبختی نکشیدم .. هم استرس خطرات جانی احتمالی رو نداشتم …بله زمان برد تا شدم اینی که می بینید ولی ارزششو داشت
___ بسیار عالی به شما تبریک میگم …. ولی ما پزشکان جراح هم کار خودمونو می کنیم … همه عاشقان تناسب اندام اینقدر صبور نیستن می خوان به سرعت به اندام دلخواه برسن حتی اگر درد بکشن و پول خرج کنن …دکتر با لبخند ادامه داد ما هم در خدمتشون هستیم …برای شما هم سلامتی و پایدار ماندن تناسب اندامتون رو آرزو می کنم …. ممنون که این همه راه آمدید از دیدنتون و هدیه اتون خوشحال شدم .
.__ ممنون آقای دکتر منم از دیدن دوباره شما خیلی خوشحالم خیلی لطف کردید وقت حضوری دادید …
___ خواهش می کنم .. حالا چای و شیرینیتونو میل کنید …خندیدم گفتم چای سرد شده ..دکتر با لبخند بلند شد یک فنجان چای دیگه برام ریخت داد دستم …گفتم دکتر شیرینیش خیلی تازه اس شما هم بخورید .و بعد یکدونه شیرینی دانمارکی با چای خوردم وبلند شدم گفتم دکتر جان زحمتو کم می کنن از پذیرایی ممنون …
__ خواهش می کنم نوش جانتون
…آقای دکتر منو تا نزدیک درب خروج مشایعت کردن و من از ایشون خداحافظی کردم ….
مهمترین فکر این بود که من توانایی لاغر شدن دارم دلیلش هم واضح بود چون قبلا تا سی سالگی کاملا لاغر بودم همچنین با آموزشهای استاد روشن به این نتیجه رسیدم که دلیل چاقی جسم من چاق شدن ذهن من بوده نه هیچ عامل خارجی .. و اگر عادت کرده بودم پرخوری کنم ریشه ذهنی داشت پرخوری یک علامت بود و مشگل جای دیگه ……مثل بچه ای که تب داره و پزشک میگه مشگل بچه فقط تب نیست این یه جاش عفونت کرده هم باید دارو بخوره برای درمان عفونت هم باید تبش رو پایین بیاریم برا همین هم داروی تب بر براش تجویز می کنه هم آنتی بیوتیک …در دوره های ارزشمند استاد روشن یاد گرفتم که پرخوری من مثل همون تب هست برای بچه تب دار هم باید خودم آگاهانه کنترلش کنم دیگه هردمبیل وقت و بی وقت نخورم و قانون تناسب رو در خوردن رعایت کنم هم به کند و کاو ذهنی ادامه بدم تا ریشه های اصلی رو که یه مشت باور و عادت غلط بود رو بخشکونم شکر خدا موفق شدم … از درگاه خدای متعالی بسیار سپاسگزارم ….مطمئن شدم همونطور که تونستم با قدرت ذهنم چاق بشم همینطور هم می تونم با قدرت ذهنم دوباره لاغر بشم اگر چه ایندفعه کارم سخت تره چون فرمولهای چاقی به راحتی غیر فعال نمیشن و افراد منفی با افکار چاقی در اطرافم زیادن
منظور از رفتار ،واکنشهای ما نسبت به مسئله خوردن هست … در این زمینه هم تغییرات زیادی داشتم …. معتقدم اگر فکر عوض بشه ولی رفتار و طرز غذا خوردن عوض نشه جسم تغییر نمی کنه تغییر رفتار و عملکرد یا باید آگاهانه تغییر کنه یا از طریق ناخودآگاه …تغییر آگاهانه یکم مشگله چون با فرمولهای از پیش تثبیت شده ذهنی مواجهیم اینها مثل دست اندازهای یک خیابان می مونن که سرعت پیشرفت رو کم می کنن اما اگر در مسیر استمرار داشته باشیم بالاخره موانع رو رد می کنیم به مقصد می رسیم و فرمولها و عادتهای لاغر کننده جایگزین و به تثبیت می رسن …تغییر ناخودآگاه از طریق تبحر و مهارت در تجسم شبانه و روزانه و الگو قرار دادن افراد متناسب طبیعی با رفتار صحیح اتفاق میفته و با زحمت خیلی کمتری عادتها و فرمولها جهت متناسب شدت تغییر می کنن
<به هیچ غذایی برچسب چاق کننده بودن یا لاغر کننده بودن نمیزنم چون هیچ غذایی ابتدا به ساکن برای چاقی یا لاغری به وجود نیومده ما غذا میخوریم که انرژی بگیریم برای انجام کارهامون و همچنین تنظیم کارهای حیاتی داخلی بدن توسط مغز برچسب زدن کار بسیار اشتباهی که متناسبها هیچ وقت همچین کاری و برخوردی با مواد غذایی ندارند…..وقتی میخوام شروع به غذا خوردن کنم بسم الله میگم و از اینکه غذایی لذیذ در اختیارم گذاشته شده که انرژی بگیرم و زندگی کنم خدا را شکر میکنم غذا رو کمی بو میکنم و از بوی خوشش لذت میبرم به غذا نگاه میکنم و با یک حس خوب شروع به خوردن میکنم بهش میگم دوست دارم ببخشید که تا به حال فکر میکردم باعث چاقی و بیماری من میشی من از شما عذرخواهی میکنم و با عشق به مفید بودن شما و تنظیم سوخت و ساز بدنم تو رو مصرف میکنم…..با عجله و دهان پر غذا نمیخورم قبل از اینکه به فشار شکم برسم سیر میشم و دست از خوردن برمیدارم در این حالت اگر مقداری غذا اضافه اومده باشه برام مهم نیست یا برای پرندگان میریزم یا برای دفعه بعد نگه میدارمبرای خوردن یا نخوردن از ساعت دیواری نظر خواهی نمیکنم سعی میکنم موقع غذا خوردن به کسی نگاه نکنم و با کسی حرف نزنم تلویزیون هم نگاه نمیکنم از مصرف چای با شیرین کنندهها روی سیری خودداری میکنم یا اینکه مقدار غذامو کمتر میکنم تا نوشیدن چای با شیرین کننده بی اشکال باشه سعی میکنم که قبل از شام یا ناهار یک لیوان آب مصرف کنم و کم کم مقدار مصرف آب رو بیشتر کنم اینها نمونههایی از تغییرات رفتاری من بوده
نشان های دریافت شده
به نام خدای لاغری و تناسب اندام …
..۵ آبان
سوالات مربوط به برنامه ریزی منطق ذهنی…
من یک متناسبم و از اینکه در بهترین حالت جسمی و روحی خودم هستم لذت میبرممن با متناسب شدنم به راحتی میتونم هر کاری رو انجام بدم و لذت ببرممن با متناسب شدنم از خوردن غذاها به اندازه کافی لذت میبرممیتونم بگم که متناسب شدن سراسر حس لذت و خوشی و رضایت از زندگی برام به همراه داره
از اینکه شکمم صاف و تخت شده لذت میبرم….از اینکه باسن و سینههام به اندازه طبیعی دیده میشن لذت میبرم…..از اینکه رانهای متناسبی دارم لذت میبرم…..از اینکه استخوانهای ترقوه از زیر گوشت بیرون اومده وبا پوشیدن لباسهای یقه باز به زیبایی خودشو نشون میده لذت میبرم……از اینکه با لاغری ذهنی موهام پرپشت و درخشان شده لذت میبرم….از نبودن غبغب در زیر چانه لذت میبرم….از نافم که از گودی بیرون اومده قتی سرم رو پایین میگیرم میبینمش خیلی لذت میبرم…
با هر کی از خانواده ام یا دوستانم یا افراد فامیل برخوردی دارم هم خیلی ذوق می کنن هم متعجب میشن هم تبریک میگن هم تشویقم می کنن میگن آفرین به اون اراده ای که به خرج دادی و غول چاقی رو شکست دادی …غافل از اینکه لاغر شدن اراده نمی خواد فقط باید همت کرد تا افکار و رفتار تغییر کنن به میزانی که عاشق باشیم در همون حد هم اشتیاق نشون خواهیم داد …..دلم میسوزه واسه اونایی که چاقن منو با حسرت نگاه می کنن و فکر می کنن که اونا نمی تونن اما من تونستم
تغییرات فکری زیادی داشتم بعد از این مرحله بود تغییرات رفتاری من شروع شد مثل اونایی نبودم که افکارم تغییر کنه ولی رفتارم همون باشه که بود …مثلا وقتی فکرم درباره چاق کننده بودن غذاها تغییر کرد می بایست ترسم از خوردن بریزه و همین هم شد وقتی ترسم از خوردن کم و کمتر شد میزان استرسم هم کم و کمتر شد و باعث شد با مقدار کمتری غذا سیر بشم و این روند لاغر شدنم تاثیر زیادی داشت …. وقتی ترسم از خوردن از بین رفت و خودبخود مقدار غذام کم شد دیگه حرص و ولع نداشتم و فهمیدم نباید با تحریک عصبی و گفتگوهای ذهنی که منو تشویق به خوردن بی مورد می کنن چیزی بخورم متوجه شدم اصلا آدم پرخوری نیستم و حتی اضافه هم نمی خورم پس این فکر در من تقویت شد که می تونم بدون رژیم و سختی و ورزش اجباری کاهش وزن داشته باشم و اصلا نیاز ندارم مواد غذایی رو تفکیک کنم یا کالری شماری کنم یا وقت خاص تعیین کنم …
من که خدارو شکر کاهش وزنم به اندازه کافیه و کاملا متناسبم اما برای اینکه دوباره فرمولهای چاقی فعال نشن می بایست تا روزی که زنده ام رفت و آمد در سایت رو ترک نکنم شده یک ربع نیم ساعت باشم یک دیدگاه بخونم دوتا کامنت بذارم چهارتارو لایک کنم همین مقدارهم کافیه ….می خوام همواره به یاد داشته باشم که غذا خوردن ناهارشام خوردن وقت داره اونم وقتیه که علائم گرسنگیم واضح باشه از ساعت دیواری نپرسم بخورم یا نخورم …. من فقط با فرمان صحیح مغزی حق دارم غذا بخورم حتی میوه خوردن یا هر چیز دیگه معده خالی باشه رو هم خوری قاطی خوری اضافه خوری برای همیشه ممنوعه …تمام