🎯 دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی اینکه بهجای تکیه به دیگران، یاد بگیری خودت بهترین رفیق خودت باشی.
خیلی وقتا فکر میکنیم برای سبک شدن، باید یکی باشه که حرفهامونو بفهمه و دلداریمون بده،
اما واقعیت اینه که قویترین همدلی رو میتونی از درون خودت دریافت کنی 💛
تو مجهز به یه دوست وفادار درونی هستی… فقط باید بهش گوش بدی 🤲🧠
از همین لحظه، رفاقتت رو با خودت شروع کن! 🌱

🚫 دشمنی با درون = دور شدن از آرامش و هدف
سالها عادت داشتم درباره سختیهای زندگی و حتی اضافهوزنم با اطرافیان حرف بزنم. همیشه دلم میخواست دیگران من رو تأیید کنن یا برام ابراز تأسف کنن 😢
هر چی بیشتر میشنیدم که «تو مظلومی»، حس میکردم دوستهای بیشتری دارم که پشتم هستن…
اما در واقع، هرچی این حرفا بیشتر میشد، گلههام هم بیشتر میشد 😩 و شرایط زندگیم سختتر!
🌀 هر بار که با کسی حرف میزدم، یه لیست بلند از مشکلات جدید برای تعریف داشتم…
و این چرخه در مورد چاقی من هم تکرار میشد. مرتب برای بقیه از تلاشهام برای لاغر شدن میگفتم.
و وقتی بهم میگفتن: «تو خیلی تلاش کردی»، یه احساس آرامش کاذب میاومد که انگار من مقصر نیستم! 😶🌫️
ولی پشت این دلسوزیها، واقعیت تلخی بود…
✨ هرچی بیشتر توجیه میآوردم، انگیزهام برای لاغر شدن کمتر میشد…
🌟 دوستی با درون برای کاهش وزن: نقطه عطف تغییر
از وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، اولین چیزی که یاد گرفتم این بود:
❌ درباره چاقی و مشکلاتش با کسی صحبت نکن!
ده ساله که توی این مسیرم و حتی یک بار هم از چاق شدن یا لاغر نشدنم با کسی حرف نزدم 🎯
چون فهمیدم که کلید موفقیت، دوستی با درون برای کاهش وزنه 🔑❤️
من نیاز داشتم یک همراه واقعی، یه دوست صمیمی توی وجود خودم پیدا کنم؛
کسی که وقتی خستهم، وقتی کمانگیزهم، بهم دلگرمی بده ✨
و خیلی زود فهمیدم:
🌈 بهترین دوست من توی این مسیر… خودمم!
💚 از دشمنی به رفاقت: انتخابی که زندگیمو عوض کرد
سالها با خودم در جنگ بودم.
هر بار که به بدنم نگاه میکردم، یه منتقد درونم بیدار میشد و شروع میکرد به سرزنش 😞
و نتیجهاش؟ فقط چاقتر شدن… و خستگی بیشتر! 🧨
اما مسیر ذهنی کاهش وزن یعنی برعکسِ همه اون سالها رفتار کنم.
یعنی به جای دشمنی، دوستی با درون برای کاهش وزن رو انتخاب کنم به خودم عشق بدم 💌
یعنی هر روز به خودم بگم:
«تو داری تلاش میکنی و لیاقت حمایت و مهربونی رو داری» 🌱🫂
✅ حالا توی مسیر لاغری با ذهن، من پشتیبان خودمم
نه قاضی، نه دشمن… بلکه بهترین رفیق خودم! 🤗

✨ اهمیت دوستی با درون برای کاهش وزن
خیلی از ما فکر میکنیم لاغر شدن فقط به رژیم و ورزش بستگی داره،
اما واقعیت اینه که یکی از مهمترین عوامل کاهش وزن پایدار، داشتن رابطهای سالم و صمیمی با خودمونه ❤️
وقتی یاد میگیریم خودمون رو همونطور که هستیم بپذیریم،
وقتی بهجای سرزنش، از خودمون حمایت میکنیم،
یه تغییر عمیق درونی اتفاق میافته که مسیر کاهش وزن رو هموارتر میکنه 🧘♀️🌿
وقتی با خودت دوست باشی، دیگه لازم نیست برای تأیید شدن دنبال نگاه بقیه باشی 👀
با خودت صادقانه میگی:
«من کامل نیستم، اما در حال رشدم!» 🌱
این نوع پذیرش، پایهی دوستی با درون برای کاهش وزنه
و عزت نفس تو رو قویتر میکنه 💪
تا حالا شده فقط به خاطر یه پرخوری کوچیک، خودتو سرزنش کنی؟
این قضاوتها مثل یه زنجیر دور ذهنته ⛓️
اما وقتی با خودت دوست باشی، به جای دعوا، دنبال درک علتش میگردی 🔍
💡 نتیجه؟
استرس کمتر، آرامش بیشتر و کنترل بهتر روی رفتارهای غذایی 🍽️✨
در مطالعهای جدید از Drexel University آمده است که وقتی افراد پس از لغزش غذایی به جای سرزنش، با خودشان مهربانتر رفتار میکنند، حالت روحیشان بهتر شده و توانایی کنترل رفتار غذاییشان افزایش مییابد .
وقتی با خودت در صلحی، بهتر میتونی تصمیم بگیری.
نه از روی احساس گناه، نه برای خوشایند بقیه…
بلکه چون میدونی چی برات خوبه 💚
این وضوح ذهنی سبب دوستی با درون برای کاهش وزن و در لاغری نقش مهمی داره و باعث میشه کمتر به رفتارهای افراطی رو بیاری 🎯
وقتی مسیر کاهش وزن از درون شروع میشه، ماندگارتره 💫
دوستی با درون برای کاهش وزن یعنی تمرکز روی رشد شخصی، نه فقط سایز لباس!
یعنی آرامآرام، عمیق و واقعی تغییر کردن… نه یه تغییر سطحی و موقتی.
وقتی با خودت خوب باشی، با دیگران هم راحتتری.
کمتر دنبال تایید میگردی، بیشتر خودِ واقعیت رو نشون میدی 🫶
و همین حس خوب، انرژی لاغر شدن رو بیشتر میکنه؛ چون دیگه از درون احساس قدرت و حمایت داری 💥
دوستی با درون
فایل صوتی دوستی با درون برای کاهش وزن را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.60 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خداوند جان و خرد
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و گرامی 🌷⭐🥰
🌞✨ ما امروز یاد گرفتیم که… ✨🌞
ما امروز یاد گرفتیم که در این مسیر شگفتانگیز رشد و آگاهی، **برای هر چیزی باید به خودمان متکی باشیم**؛ چه در روزهای غم، چه در لحظههای شادی 🌿🌈
فهمیدیم که هیچکس جز خود ما، نمیتواند حال درونمان را خوب کند.
دیگران شاید قصد نصیحت داشته باشند، شاید بخواهند کمک کنند، اما حقیقت این است که **نه به نصیحت دیگران نیاز داریم، نه به دشمنیشان**.
آرامش ما، از درون ما آغاز میشود… نه از حضور یا حرفهای دیگران. 🕊️💖
🌸 دوستی با خود؛ اولین داروی آرامش
برای آرام کردن خودمان، اولین و مهمترین قدم این است که با خودمان **مهربان، صبور، و دوستداشتنی** برخورد کنیم 🤍✨
وقتی نیاز به حرف زدن با خودمان پیدا میکنیم، بیاییم از **خوددوستی** شروع کنیم:
از نقاط قوتمان، از زیباییهای درونیمان، از تلاشهایی که کردهایم.
اگر جایی حواسمان نبود و اشتباهی کردیم،
به جای تندی و سرزنش،
بهتر است **خود درونیمان را ببخشیم**، در آغوش بگیریم، و با کلمات آرامبخش نوازشش کنیم 🌼🤲💛
به او یادآوری کنیم که ما حواسمان به رفتار غذاییمان هست…
که یک اشتباه کوچک، ما را از مسیر زیبایی که انتخاب کردهایم خارج نمیکند.
به او بگوییم:
«من و تو یک تیمیم… و من همیشه کنار تو هستم. حتی وقتی اشتباه میکنی، باز هم دوستت دارم.» 💞🧠
این “درون کوچک و لطیف” باید بداند:
ما او را تنبیه نمیکنیم،
به او گرسنگی نمیدهیم،
با او دشمنی نمیکنیم…
بلکه **دوست مهربانش هستیم**. 🌸🤝✨
🚫 درباره چاقی با دیگران صحبت نکنیم
ما یاد گرفتیم که در مورد **چاقی، لاغری و مشکلات مرتبط با آن** با هیچکس صحبت نکنیم.
چون بیشتر مردم به جای کمک، سرزنش میکنند یا راههایی را پیشنهاد میدهند که بارها امتحان کردهایم و هیچکدام برای ما مؤثر نبودهاند 😔
ما در این مسیر قرار نیست نظر دیگران را جمع کنیم…
بلکه قرار است **به درون خودمان سفر کنیم**
و با دوستی، آگاهی و مهربانی این مسئله را حل کنیم. 🕊️💫
وقتی با دیگران صحبت میکنیم، دوباره وارد چرخهی مقایسه، اضطراب و ناامنی میشویم.
پس بهتر است راهی را برویم که **به آرامش ختم میشود، نه به آشفتگی**.
⚖️ ریشه را حل کنیم، نه ظاهر را
من امروز فهمیدم که اگر هر مسئلهای را **از ریشه** حل کنیم،
برای همیشه حل میشود.
هزاران بار رژیم گرفتم، ورزشهای سخت انجام دادم، ولی تا وقتی با خودم مهربان نبودم، نتیجه پایدار نمیماند.
هر زمان با مهربانی با خودم رفتار کردم و به صدای بدنم گوش دادم،
به شکل طبیعی و زیبا **لاغر شدم** 🌸🌿✨
✨ متناسب بودن چه حسی دارد؟
متناسب بودن یعنی…
حس **رهایی** 🕊️
حس **آرامش عمیق** 🍃
حس **اعتماد به نفس واقعی** ✨
زیبایی، سبکی، سلامتی، و لبخندی که از ته دل میآید 😊💖
💫 از چه تغییراتی در جسمت لذت میبری؟
• کوچک شدن بدنم،
• صاف و خوشگل شدن شکمم،
• ظریف و تازه شدن صورتم،
• و لذت بردن از دیدن خودم در آینه ✨💗
اینها حس فوقالعادهای دارند؛ حس رسیدن به خودِ واقعیام 🌼🌟
🌷 بازخورد اطرافیان
دیگران با ذوق و شوق میگویند:
«وای چقدر کوچولو و قشنگ شدی! چیکار کردی اینقدر لاغر شدی؟» 😍💬
خواهرم با افتخار نگاهم میکرد…
در چشمانش آرامش و خیال راحت را میدیدم.
این یعنی، من فقط خودم را خوشحال نکردم؛
بلکه آرامشی به اطرافیانم نیز هدیه دادم 💖✨
🌱 تغییرات زیبا در افکار و رفتار
• به اندازه غذا میخورم
• وقتی سیرم، دست از غذا میکشم
• قبل از خوردن هلههوله میپرسم: «واقعاً گرسنهام؟»
• اگر گرسنه باشم، اول غذا میخورم؛ بعدش معمولاً میل به خوردنیهای دیگر از بین میرود
• صبورتر و آرامتر شدم
• غذا برایم وسیلهی سرگرمی نیست؛ فقط انرژی و حیات است 🌿
این یعنی من در مسیر آگاهی هستم، نه اجبار.
🌟 چه اصلاحاتی میتوانم اضافه کنم؟
• هنگام گرسنگی واقعاً غذا بخورم
• وقتی سیر شدم، ادامه ندهم
• به جای خوردن شکلات در زمان گرسنگی، اول غذای واقعی بخورم
• کاری به کالری و حسابوکتابها نداشته باشم
• با آرامش غذا بخورم؛ بدون ترس، بدون عجله، بدون گناه 🌸🍽️
💖✨ نتیجه نهایی
راه لاغری پایدار، نه رژیمهای سخت است، نه ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه راهی است از جنس **عشق، دوستی، صبر، آرامش و گفتوگوی مهربانانه با خودمان**.
ما امروز یاد گرفتیم که با خودمان همراه باشیم،
نه دشمن خودمان😍❤️🤗⭐🦄
سلام و درود بی کران خدمت اسنتاد عطار روشن و دوستان هم مسیر
یادمه چند ماه پیش از اینستا وارد دوره رایگان لاغری شدم چون دغدغه اصلی من لاغری بود سعی کردم تو گروه فعال باشم ما باید سر یه تایم های مشخص جلو دوربین غذا میخوردیم و کارشناسانی ما رو زیر نظر میگرفتن و اگر مشکلی بود تذکر میدادن
من کلا راحت صحبت میکردم ولی مسئول این آکادمی آقایی بودن فوق العاده بد دهن و شخصیت خورد کن
وقتی سوال میپرسیدن باید میکروفن رو باز میکردی و سریع جواب میدادی و اگر جواب باب میلش نبود تحقیرت میکرد تصمیم گرفتن دوره سواد خوردن بزارن و گفتن هر کسی میتونه شرکت کنه و مربی سواد خوردن بشه گفتن تو این دوره هر کسی کارکردش عالی باشه میتونه ادامه دوره رو شرکت کنه من برای چند جلسه ای که حضور داشتم خیلی تلاش کردم و با تمام وجودم تمرینات رو انجام دادم ولی برای ورود به مرحله بالاتر اسم من تو لیست نبود وقتی میکروفون باز کردم گفتم اسم من چرا نیست گفتن جزوه که گفتیم تو چاپ کنی رو یک ساعت دیرتر عکس گذاشتی در صورتی که کلاس قرار بود سه روز بعد شروع بشه
من از خودم دفاع میکردم و اون آقا توهین و منو یک زن … خطاب کرد و وقتی همسرم متوجه شد یه تحقیر هم از سمت همسرم
اونروزا خیلی داغون بودم و خودمو سرزنش میکردم از اینکه اینقدر به وزنم و چاق بودن گیر داده بودم که هم شخصیتم خورد شده بود و هم از اینکه با همسرم در میون گذاشته بودم که از طرف همسرمم سرزنش شده بودم بیشتر خودمو سرزنش میکردم و هی تکرار میکردم دهن گشادت رو پیش کسی باز نکن ، دهن گشادت رو پیش کسی باز نکن
از اون روز تصمیم گرفتم اگر خیلی داستانها حتی داره منو زجرمم میده دهن گشادم رو باز نکنم
و الان به همسرم نگفتم دوره تناسب فکریه فقط در مورد زندگی با طعم خدا اونم تو یه شرایطی متوجه شد باهاش صحبت کردم
درست میگید وقتی با دیگران در مورد کارها ، رفتارهامون صحبت میکنیم سریع انگشت قضاوت به سمت خودمون نشونه گرفته میشه
اگر راهی رو تجربه کنیم و بفهمیم اون راه درست نیست سرزنش میشیم که زود اون کارو رها کردی تو کلا این مدلی هستی
یا رژیم میگیریم و یه مدت لاغر بعد که اوضاع به قبل بر میگرده با خنده میگن عه دوباره چاق شدی؟
و تمام این رفتارها فقط اعتماد بنفس ما رو ضعیف تر میکنه
الان یاد گرفتم سکوت میکنم و لبخند میزنم هر صحبتی هم در مورد وزنم بشه جوابی نمیدم و به خودم میگم صبور باش تا نتیجه رو هم خودت ببینی هم دیگران
خدا رو شکر برای هدایت من به مسیر نور و آگاهی
خدا رو شکر خدارو شکر خدا رو شکر
نشان های دریافت شده
به نام خدا
متناسب بودن چه حسی داره ؟
برای من متناسب بودن یعنی آزادی ، انتخاب ، تجربه های شیرین ، خرید راحت ، سبکی ، شادی ، طراوت .
از چه تغییراتی در جسم خودت لذت میبری ؟
از اینکه شکمم تخت شده ، بازو و رانهای خوش فرم و باسن متناسب دارم لذت میبرم .
چه بازخوردی از اطرافیانت دریافت کردی ؟
همسرم و بچه هام منو تحسین و تشویق میکنند و اطرافیانم از راز لاغری من میپرسند.
چه تغییراتی در افکار و رفتار خودت مشاهده میکنی ؟
دیگه به ارثی بودن چاقی در هیچ کس باوری ندارم ، غذاها ، دارو و بیماریها رو عامل چاقی نمیدونم ، از نخوردن بدون نیاز لذت میبرم ، بدون هیچ سختی و فشار و با رضایت دست از خوردن میکشم ، وسوسه ی خوردن هله هوله ندارم .
چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت میتونی انجام بدی ؟
من با بالا بردن انتظار لاغری در خودم میتونم نتایج بهتری کسب کنم ، من باید بیشتر روی بخش متافیزیک لاغری خودم کار کنم و ایمان داشته باشم که با داشتن رفتار درست متناسب شدن من حتمیه.
قبلا فکر میکردم وقتی به درد و دل کسی گوش میکنم به اون طرف کمک میکنم و با درد و دل کردن با کسی به آرامش میرسم ولی این آرامش و سبکی مقطعی بود و چاره کار نبود و هیچ کس مثل خودم نمیتونستم به خودم کمک کنم .
از روزی که با قانون جذب آشنا شدم فهمیدم که با این کار من به جذب اتفاقات بد در زندگیم کمک میکنم و در اصل من با خودم دشمنی میکنم ، سعی کردم که این کار رو نکنم و خیلی موفق بودم .
از زمانی که وارد مسیر لاغری با ذهن شدم و فهمیدم که وقتی در مورد چاقی با کسی حرف میزنم به چاقی توجه میکنم و اون رو جذب میکنم ، دیگه این اشتباه رو مرتکب نشدم .
روزهایی بوده که من احساسم بد شده ، رفتار اشتباه داشتم ، نا امید شدم و یا به دلایلی نتونستم اون روز عملکرد خوبی داشته باشم ولی یاد گرفتم که تو حال بد نمونم و خودم دست به کار شدم و از هر راهی حالم رو خوب کردم .
چند روز بود که خواهرم عمل زیبایی انجام داده بود و مهمون ما بود و من به درستی نتونستم فایلها رو گوش کنم و حتی گاهی از عملکردم راضی نبودم ولی خودم رو زود پیدا میکردم و این رو مدیون آگاهی های این دوره میدونم ، من فهمیدم که اینکه من گاهی اشتباه کنم طبیعیه ولی اینکه در اشتباه خودم نمونم مهمه ، حتی استاد هم با این همه تجربه گاهی اشتباه میکنه و از رفتار خودش راضی نیست .
من یاد گرفتم احساس ما همیشه در نوسانه و مدیریت احساس ما به عهده خود ماست و هر کس باید مسئولیت کار اشتباه خودش رو برعهده بگیره و در صدد جبران اون بربیاد.
ما باید دلیل رفتار اشتباه خودمون رو پیدا کنیم تا بتونیم اون رو اصلاح کنیم .
یادمه که مادرم همیشه از شیرینی بدش می اومد و میگفت شیرینی چربی خون رو بالا میبره و برای همین توی خونه ما شیرینی خیلی کم پیدا میشد مگر اینکه یه نفر برای ما شیرینی می آورد و این باعث شده بود که همیشه ولع خوردن شیرینی داشته باشم ، ماه رمضونها حتی دوست داشتم به جای خوردن هر غذایی زولبیا بامیه بخورم و یادمه تا چند سال قبل حتی توی سحرها اگه زولبیا بامیه داشتیم میخوردم و انگار سیر نمیشدم .
تا همین الان هم بیشترین ولع من در رابطه با خوردن مواد شیرینه که فکر میکنم به ناگاه با شنیدن صحبتهای استاد متوجه شدم که دلیلش محدودیت بودن و خوردن شیرینی در خونه ما بوده .
من در این مسیر یاد گرفتم که عاشق خودم باشم و خودم رو دوست داشته باشم و برای همین از هیچ تلاشی برای خوب کردن احساس خودم دریغ نمیکنم و منتظر نمیمونم که کسی از راه برسه و حال من رو خوب کنه بلکه خودم دست به کار میشم و بهترین کار رو برای تغییر حالم انجام میدم.
نشان های دریافت شده
سلام به زیباترین خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد خدایی که هدایتکننده است و همیشه بوده و هستش و خواهد بود
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
ورود به ضمیر ناخودآگاه برای لاغری _دوستی با درون برای لاغر شدن (جلسه نهم)
ما امروز یاد گرفته ایم که نباید به بقیه تکیه کنیم باید یاد بگیریم که بهترین رفیق خودمان باشیم ما مجهز به یک دوست وفادار و صمیمی درونی هستیم که قویترین همدلی را می توانیم از درون خودمان دریافت کنیم ما بخاطر سبک شدن خودمان ودلداری هیچ کسی احتیاج نداریم دشمنی کردن با درونمان می تواند ما را از آرامش و هدفمان دور کند هر موقع که دوست داشتیم که دیگران برایمان دلسوزی بکنند حس آرامش کاذبی درما بوجود آورده است که ما را از انگیزه مان برای لاغر شدنمان کمتر کرده است
اما نقطه عطف تغییراتمان دوستی کردن با درون برای کاهش وزنمان است از روزی که وارد این مسیر زیبای لاغری با ذهن شده ام اولین چیزی که یاد گرفته ام آرامش داشتن بود و همین طور یاد گرفته ام که در مورد چاقیم و لاغریم و مشکلاتم با هیچ کسی حرفی نزنم و نخواهم زد من چند سال است که در این سایت هستم و در مورد چاقیم با هیچ کس حرفی نزدم چون حالا می فهمم که کلید موفقیتم دوستی کردن با درون برای کاهش وزنم هستش
ما هممون که اینجا هستیم احتیاج به یک دوست صمیمی یک همراه واقعی در وجودمان هستیم. یکی باشه وقتی که خسته هستیم، انگیزه مان کم می شه بهمون دلگرمی بده و حالا من خودم می فهمم که بهترین دوست من در این مسیر زیبای لاغری با ذهن خودم هستم من در این مسیر به جای دشمنی کردن با خودم دوستی با درون برای کاهش وزن را انتخاب کرده ام و به خودم عشق می ورزم و همیشه به خودم می گویم که تو لایق بهترینها هستی و حمایت شدن و مهربانی را داری و خیلی خوب داری سعی و کوشش می کنی و پیش می روی و هر روز حالت بهتر می شود حالا من نه خودم را قضاوت می کنم و نه با خودم دشمنی می کنم بلکه بهترین رفیق خودم شده ام و دارم در این مسیر زیبا خودم را پشتیبانی می کنم
من قبلا در تمام مدت طول عمرم فکر می کردم که اگر بخواهم لاغر شوم باید حتما رژیم بگیرم ورزش کنم پیاده روی کنم و….
ولی مهمترین عامل کاهش وزن پایدار و ثابت، داشتن یک رابطه سالم و صمیمی با خودمان است زمانی که یاد بگیریم آنگونه که هستیم خودمان را بپذیریم و بجای سرزنش خودمان را حمایت کنیم و با خودمان مهربان باشیم یک تغییر عمیق درونی رخ خواهد افتاد که مسیر کاهش وزنمان هموارتر خواهد شد
من همیشه در مورد خیلی چیزها شک داشتم و همیشه مواد غذایی رو تفکیک می کردم یا نمی خوردم یا شامم رو حذف می کردم و همیشه می گفتم که اگر این غذا را بخورم چاق خواهم شد و یا کالری زیادی به بدنم می رسانم و سوزاندن اون برایم مشکل خواهد بود چون برای سوزاندنش بایدمیدویدم، ورزش میکردم و چون من نمی توانستم تحرک زیادی داشته باشم و می گفتم اگر بخورم سوزاندن کالریش برایم مشکل هستش و من دچار اضافه وزن و تجمع چربی خواهم شد و من همیشه در خوردن مشکل داشتم اگر می خوردم خودم را سرزنش می کردم و اگر نمی خوردم حسرتش را می کشیدم در دو حالت در حال عذاب کشیدن بودم و اذیت می شدم و من از زمانی که در این سایت هستم دیگر به اون چیزها فکر نمی کنم و از ذهنم هیچ چیزی نمی گذرد که بخوری اینطوری می شی نخوری طور دیگر، الان بسیار آرام شده ام و خیالم آسوده شده است و دیگر هیچ ترسی و شکی در مورد خوردن و نخوردن ندارم
من حالا چند سال است که در این سایت هستم و بجای سرزنش کردن خودم دارم رفتارهای اشتباهم را شناسایی می کنم و حالا عملکردم خیلی بهتر از قبل شده و من دیگر حس بدی نسبت به خودم ندارم و حالا یاد گرفته ام که بخاطر اشتباهات کوچکی که انجام می دهم خودم را سرزنش نکنم بلکه تلاش کنم دوباره اون رفتارها را تکرار نکنم من حالا دیگر اگر سیر شدم اگر یک قاشق در بشقابم باشه نمی خورم چون حالا دیگر به خودم ارزش قائل هستم و حالا دیگر ذهنم بهم آلارم می ده که بسه سیر شدی ادامه نده
و حالا من خیلی از خودم، رفتارهایم و افکارم راضی هستم و اگر مواقعی که یک اشتباهی بکنم زود آن را جبران می کنم که دیگر اون اتفاق نیفتد. همین .
حالا پاسخ به سوالات مطرح شده
۱_ متناسب بودن چه حسی دارد؟
متناسب بودن حس آزادی و رهایی از افکار مربوط به چاقی و خوردن در من می شود. متناسب بودن حس قدرتمندی و توانمندی و تسلط بر زندگی به من می دهد متناسب بودن حس زیبایی، جوانی، شادابی و زندگی بهتری به من می دهد متناسب بودن حس عملکرد خوبی در من بوجود می آورد متناسب بودن با کلاس بودن و مرتب بودن، تمیزی و لیاقت به من می دهد، متناسب بودن حس اعتماد به نفس بالاتر سبک بال تر و حال خوب در من می شود و…….
۲_ از چه تغییراتی در جسم خودت لذت می بری؟
از اینکه هر روز چربیهای بدنم آب می شود لذت می برم. از اینکه سینه هایم چربیهایش آب می شود و کوچک و خوش فرم می شوند لذّت می برم. از اینکه خودم را متناسب حس می کنم لذّت می برم. از اینکه شکمم کوچک، سفت و تخت و چربیهایش آب می شود لذت می برم از اینکه پاهایم و بازوهایم صاف، کشیده و باریک می شوند لذّت می برم از اینکه لباسهای زیبا می پوشم راحت کارهایم را انجام می دهم راه می روم و لباسهای سایز کوچک تنم می کنم لذّت می برم از اینکه هر روز متناسبتر می شوم، شادابتر، زیباتر، جوانتر، خوشحالتر، خوش فرم تر پرانرژی تر با نشاط تر، سبک بال تر و…..می شوم لذّت می برم و…..
۳_ چه باز خوردی از اطرافیانت دریافت می کنی؟
اطرافیانم وقتی که می بینند من لاغرتر، زیباتر، جوانتر، شادابتر، پرنشاط تر، پرانرژی تر، اعتماد به نفس بالاتر، سبک بال تر ،سالمتر و…می شوم لذّت می برند و مرا تحسین می کنند وقتی که می بینند من در لباسهای زیبا در اندام عالی در مجالس و میهمانی ها می درخشم کلی ذوق می کنند و مرا تحسین می کنند و من همیشه لبخند لاغری روی لبهام نقش میبندد
۴_ چه تغییراتی در افکار و رفتار جدید خودت مشاهده می کنی؟
من حالا در خودم حس سلامتی زیادی می بینم و فکر های منفی را از خودم دور کرده ام من بخاطر خیلی بیماریهایی که داشتم دارو مصرف می کردم و همیشه داروهایم را با خودم می بردم اما از وقتی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام دیگر هیچ دارویی مصرف نمی کنم و خیلی حالم خوب شده است و تغییرات زیادی در من بوجود آمده است و رفتارهایم بسیار عالی شده است انرژی زیادی در خودم می بینم و هر کاری که انجام می دهم با تجسم لاغری انجام می دهم و این حس زیبایی در من بوجود می آورد و…
۵_ چه اصلاحاتی در جهت بهبود روند متناسب شدن خودت می تونی ایجاد کنی؟
موقع پختن، سرخ کردن، کشیدن، جمع کردن، گرم کردن غذاها به آنها ناخنک نزنم موقعی که سیر شدم دست از خوردن بکشم موقعی که غذا می خورم تند تند و سریع غذا نخورم و به خودم احترام بگذارم و گله و شکایتی نکنم و به نظر دیگران و خودم احترام بگذارم .
و این رمز تغییر دادن باورهایم به تکرار، تکرار وتکرار کردن دارد چون ذهن ناخودآگاهم با تکرار کردن برنامه ریزی می شود و من بصورت اتوماتیک وار به طرف تناسب اندام ایده آلم پیش می روم و سرعت ترمیم در بدن من کمتر از دیگران نيستش
خدایا ازت ممنونم که مرا لایق بهترینها و زیباترینها می دانی و نعمتهایت را از من دريغ نمی کنی و مرا اشرف مخلوقات قرار داده ای ممنونم سپاسگزارم متشکرم خدایا شکرت
استاد گرامی از شما هم نهایت تشکر را دارم بابت این آگاهیهای ناب که در ما بوجود می آوری نه فقط در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان خدا پشت پناهتان
یا حق
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
استاد چقدر این فایل خوب و لازم بود و من خیلی بهش نیاز داشتم
و جواب خیلی از سوال هام رو هم گرفتم
و نکته ی دیگه اب هم ک بود در رتبطه با توضیحاتتون وقتی گفتید خود شماهم ممکنه رفتار اشتباهی ازتون سر بزنه شاید یکم بار فشار ذهنی از روی دوشم کمتر شد و کمتر ب توبیخات رسیدم
و یکم بیشتر خودم رو پذیرفتم و درک کردم
من هم مشکلم دقیقا همینه
تو اکثر غذا هاو … خیلی خوب شدم و تقریبا شبیه به یک فرد متناسب شده رفتار غذاییم
ولی درمورد شیربنی و کیک و بیسکوییت هنوزم ک هنوزه یهو ب خودم میامو میبینم ۴ تا یا ۵ تا خوردم و بعدش اصلا شبیه کسایی میشم ک راه رو گم کردن و سرگردونم و ناامید میشم و حالمم یکم بعد ولی خب خداروشکر درجا نمیزنم و ادامه میدم
ولی این حس ها رو خیلی تجربه کردم
و نمیدومم علتش چیه
دقیقا موقعی ک شیربنب هست من هم کیمین میکنم و منتظرم کسی حواسش نباشه و من شیرینی بخورم
یا ببینم چ مدل هایی هست
یا وقتی بهم تعارف میشه ۲ تا بردارم و ….
و واقعا این موضوع اذیتم میکرد
الان ک شما توضیح دادید و فکر کردم
دیدم ما کمو بیش تو خانواده شیرینی تیه میشده و بوده
ولی چیز دبگ اب ک ب ذهنم رسید این بود ک من تقریبا از ۸ سااگی بهم گفتن تو ب خاطر هله هوله خوردن و شیرینی و کیک چاق شدی و از همون سنین کم کم منو منع میکردن و من خیلییی زیاد قایمکی کبک و و .. میخوردم یا میخریدم یا از دوستام تو مدرسه میگرفتن
قشنگ یادم افتاد ک عاشق این بود تاینی و های بای ببرم مدرسه اما چون تپل بودم بهم نمیدادن ببرم و میگفتن چاق میشی
و دختر عموم ک لاغر بود و ما باهم تو ی مدرسه لودیم هرروز این خوراکی هارو داشت
و من ابن قضیه تا شاید ۱۷ سالگیم ادامه داشت
و یه منعیت خاصی درمورد این موضوع همیشه بوده برام
و شاید برای همینه ک بدنم شبیه قحطی زده ها رفتار میکنه و در کمین میشینه ک تا اونجایی که میتونه شیرینیجات بخوره حتب افراطی!
واقعا چقدر عجیب
من خیلی وقته با این موضوع مشکل دارم و نتونسته بودم علتش رو پیدا کنم
و الان ک اومدم دیدگاه نوشتن اینها یادم افتاد و خودم هم هم متعجب شدم هم شگفت زده
چون من اینهمه ساله در دوره هام تاحالا به ابن نکته نرسیده بودم
و اللن قانع هم شدم ک چرا کنترلم دست خودم نی
و حالا راحت تر میتونم خودم رو درک کنم و دوست بشم باهاش و اروم اروم پیشرفت کنیم
ممنون برای آگاهی های زیباتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
دوستی با درون یک عامل مهم برای رسیدن به خواسته هست وقتی با درون خودم دوست هستم خودم رو لایق میدونم که یه سری لذت هارو تجربه کنم
مهمترین اون دوستی با درون هست اینکه بتونم باور کنم که میتونم به لذت برسم ولیاقت رسیدن به خواسته که هرلذتی که به من حال خوب میده. از جمله لاغری و این احساس لایق بودن یا نبودن هم به دوستی داشتن من با درون خودم برمیگرده اگه من ازش جدابشم اونم از من فاصله میگیره و هرچقدر هم که از هم فاصله بیشتری وجود داشته باشه احساس نا امیدی ولیاقت نداشتن در من زیاد میشه واین خودش باعث میشه که من نتونم خودم رو در اون تصویر ذهنی بااون هدفی که تصویرش تو ذهنمه هم کفه کنم اما من باور نمی کنم بتونم به اون برسم یا وقتی که میخوام بشینم به فکر کردن بهش ادامه بدم اونو زود خط میزنم و کاری میکنم که فراموشش کنم و این همون احساسی هست که یه لحظه به وجود میاد اما من چون اون طوری که باید با خودم ودرون خودم دوست نیستم پس نتیجه نمیگیرم ودر آخر به نتیجه نمیرسم و خودم از خودم بیشتر فاصله میگیرم . درون من همون قالب من هست که به من متصل میشه اما من به خاطر این عدم فهمیدنش و نخواستن اون چون باهاش دوست نیستم همیشه حالم بده و نگران و اضطراب و استرس دارم و هرچقدر هم که حالم به خاطر چاقی بدباشه چاقتر میشم ویاتومسیر چاقی باقی میمونم واین احساس چاق بودن منو اذیت میکنه و باید فکری به حالش بکنم و دوم اینکه باید سعی کنم به هر شکلی شده خودمو بپذیرم تا بتونم با خودم ودرون خودم راحت باشم.
نشان های دریافت شده
من خودم تجربه این موضوع رو داشتم خب آدم با یه بار شکلات زیاد خوردن یا یه بار شیرینی زیاد خوردن چاق نمیشه. اما وقتی خودت رو نمیبخشی اون چاقت میکنه.
مثلاً فرض کنید دستتون بخوره یه لیوان آب بریزین خب این عیبی نداره ولی وقتی میگی حالا که دیگه آب ریخت پس بذار یه پارچ آب بریزم!
این کار غیرمنطقیه
اما همیشه من این کار رو انجام دادم نه فقط در مورد رژیم و لاغری بلکه در تمام کارهای زندگیم
مثلاً میگفتم خب حالا که من چند ساعت هدر دادم دیگه فایده نداره بقیه روز رو درس بخونم
حالا که نمیرسم یه ساعت ورزش کنم پس اصلاً کلاً ورزش نمیکنم
حالا که نمیتونم کل خونه رو تمیز کنم پس اصلاً کلاً خونه رو تمیز نمیکنم
یا زمانی که رژیم میگرفتم و کالری شماری میکردم میگفتم حالا که فلان اشتباه را انجام دادم پس کل روزم خراب شد و کلاً رژیمم خراب شد و کلاً همه چی خراب شد
و روز بعد میگفتم چون دیروز خراب شد پس کل هفته خراب شده پس بذارم هفته بعد
در صورتی که مسیر موفقیت یک مسیر مستقیم و همیشه سبز و آباد نیست گاهی پستی بلندی داره گاهی سختی داره گاهی اشتباه و خطا داره افتادن داره…
موضوعی که استاد مطرح کردند در مورد اینکه باید با خودمون رفیق باشیم خودمون رو ببخشیم خودمون رو دلداری بدیم موضوع بسیار بسیار مهمی است.
نشان های دریافت شده
✨به نام الله بی همتا✨
سلام به تمام هم مسیر ها🍀
سلام به استاد عزیز و راهنمای مسیر🌿
ان شاالله که حال دل همتون عالی باشه🌷🪴
باز هم یک گام عالی که چشم منو در مسیر باز در میکنه😇
🌳الهی شکرت🌷🌻
برسم سر اصل مطلب …
مشکل اصلی که ما و از لاغر ها جدا میکنه چیه؟!
جسمه؟!ذهنه؟!رفتاره؟!
اینا درسته اما به عنوان اصلش نه!!!
مشکل اصلی ما،احساس است!!!!!
اگه از یک متناسب سوال بپرسم که نمیترسی که چاق بشی؟!
میگه نه برای چی آخه؟!🧐
اونا هیچ شکی ندارن اما چاق ها چی؟!🤨
شک از این مسیر که نکنه نشه؟! با وقتی میخوری میگی،نکنه چاقم کنه و همش شک شک شک
همش نکنه نکنه نکنه ….😔
همین طور که استاد همین واژه هارو تکرار میکردند قشنگ درک کردم و هی مرور میشد تمام شک هام
اصلا گام امروز انگار آب روی آتش بود 🙂
چون استرس داشتم و اصلا نمیفهمیدم چمه بعد که این گام رو خواندم فهمیدم حالم برای این خوب نیست که با خودم خوب رفتار نکردم شاید ظاهری خوب بودم اما در باطن همش خودمو سرزنش میکردم و میگفتم تو چقدر عصبی هستی و همش میخوای داد بزنی با این حالی که خیلی دوستشون داری و حتی موقعی که داد میزنی از دست خودتم عصبانی هستی که چرا دارم این رفتار رو انجام میدم ولی بازم به خاطر غرور مسخرت همیشه دعواشون میکنی…🥺😭
این تنها یکی از اون سرزنش ها بود ولی حالا..
فهمیدم این حال بدم برای اینه که با خودم هم بد بودم 😥
هی میگفتم خدایا من چرا اینطوری هستم؟!؟
الهی شکر ..
خدایا تو خواستی که حالم خوب بشه برای همین منو به این مسیر خود سازی هدایت کردی ممنونم ازت🥺❤
راز رسیدن به موفقیت همینه !!
مدیریت احساس
دختر ، باید بپذیری که هیچ کس بهتر از خودت نمیتونه بهت کمک کنه
خدا و ائمه جای خودشون رو دارن ، اوناهم اگه درکمون بره بالا میفهمیم که از خودمون هستن برای همین اوناهم همدم هستن
ولی اگه بخوام غیر اونا بگم ..
کسی بهتر از خودت ، همنشین تر ، باحال تر ، صمیمی تر ، رفیق تر ، بامرام تر ، همراه در و…
خلاصه کسی بهتر از خودت برای دلداری دادن و تشویق کردن پیدا نمیشه!!
باور کن !!
این تمام حقیقته!!!!
تو باید باخودت رفیق باشی و خودت به داد خودت برسی 🍃
زمانی که دیدی لغزیدی و دم پرتاب شدن به دره هستی ، خودت باید دست خودتو بگیری و مدیریت کنی و خودت رو به مسیر صاف و درست هدایت کنی !!
خیلی ها این هنرو ندارن و تا حالشون بد میشه به درد و دل کردن با رفقا و دوست و همسایه میپردازن
ولی این اشتباهه رفیق من!!
دردو دل خوبه ها
ولی با اهلش ، به وقتش
یعنی چی؟!
یعنی درد و دل با خدا آرومت میکنه ، باولی خدا همهمین طور … اما جنسش متفاوته
اونا تایید نمیکنن که جا بزنی !
اما از این ها بگذریم هنر اینه که که نپذیری حال بدت رو !! بادرد و دل کردن دلیل الکی نیاری که ببین فلانی هم تایید کرد پس من واقعا بد بختم و…
نه تو باید شرایط رو درست کنی !پس دردودل بیخودی ممنوع❗
بامدریت افکار و احساست ، انتظارت ، و رفتارت تغییر میکنه و جسمت و روحت و افکارت لاغرب میشه😍
نباید سرزنش کنی ، باید رابطه دوستانه داشته باشد و. بعدش ریشه کاری که باعث لغزش شده رو پیدا کنی❗
لحظه های زندگیت را از دست نده!!
فکر کن اگر دیگر فردایی نباشد…
پس همین امروز بیا با احساس لاغری زندگی کن و نگذار که این آرزو با تو خاک شود!!!
یادت نره که موفقیت زمانی نیست که به مقصد رسیده باشی!!
موفقيت زمانی است که در راه صحیح قدم برمیداری
آن وقت هر قدم تو موفقیت است❗
یاعلی مدد🌱
جلسه نهم: دوستی با درون
به نظر من درون ما، وجود خداوند قرار دارد. همه آن الهاماتی که ما از درونمون میگیریم یا بهم الهام میشود که کاری را انجام بدهیم، تصمیمی بگیریم یا نه، همه از درون ما میاد که وجود خدواند در وجود ماست. ما برای هر چیزی دنبال یادگیری هستیم، ولی نه درباره درونمون.مثلا ما میریم به دنبال اینکه وقتی بچه دار شدیم؛ چه جوری باهاش رفتار کنیم یا با همسرمون چطور رفتار کنیم یا با خانواده اش یا فامیلهاش و غیره، ولی ما یادگیری نحوه ارتباط با خودمون را بلد نیستیم و اصلا دنبال یادگیری آن نیستیم؛ چون تمرکز ما روی خودمون نیست.
ما باید عاشق خودمون باشیم، آن موقع با تمرین هرروز عشق کارهایی که باعث بشه خودمون را دوست داشته باشیم به سراغ ذهنمون میاد و ما کم کم روی خودمون متمرکز میشیم. ما صدای خودمون را میشنویم، ما احساس امنیت پیدا میکنیم و نهایتا ما به ارامش میرسیم.
صلح درون یا inner peace به معنای داشتن حس هارمونی، سلامت احساسی و کامیابی در زندگی علیرغم مشکلات کنونی میباشد. من دوست دارم یاد بگیرم که ارام باشم و همیشه خوشحال باشم. من میتوانم بر چیزهایی که بخاطرشان سپاسگزارم؛ تمرکز کنم. این جمله را جایی خواندم که دوستش داشتم:« ارامش، هنر نیندیشیدن به چیزهایی است که ارزش فکر کردن ندارند. »
قانون جذب، قانون طبیعت است که دقیق است و قاطع.
نشان های دریافت شده
به نام خالق هستی بخش❤️
سلام و عشق نثار دوست دوست داشتنی و شگفتی سازم لاله عزیزم
عاشقانه و از صمیم قلبم تناسب اندام و شگفتی ساز شدن را به شما دوست آگاه و بیدارم تبریک میگویم گوارای وجودت باد💖🥰
عشق و تناسب قانون اصلی زندگی و حق طبیعی ماست و ما چه خوشبختیم که در این مسیر سبز بهشتی با همراهی عاشقانهٔ استاد عزیزمان روز به روز با اصل خودمان همسوتر و غرق در خوشبختی و آرامش الهی میشویم. وقتی به انرژی بیکران منبع وصلیم، همه چیز برای ما تبدیل میشود به خیر و برکت و خوبی و کیفیت زندگیمان ارتقا پیدا میکند و زمانی که ذهنمان را با پاکسازی و پالایش آرام میکنیم شروع میکنیم به برگشتن به تنظیمات اولیهٔ خلقتمان و تمام هستی به سمت ما شروع به حرکت میکند و ما را عاشقانه هدایت و غرق در معجزه و بی نیازی میکند.
امیدوارم در تمام مراحل زندگیت خوشبخت و شگفتی ساز شوی و هر لحظه حضور دوست داشتنی ات را به زیبایی جشن بگیری و از بودنت نهایت لذت را ببری🌿🌹🌿
سلام سحر جان
ممنونم سحر عزیزم از ابراز این همه محبت و عشق. واقعا باید هنر را لمس کرده باشی و هنرمند باشی تا بتوانی این جملات را بنویسی. ممنونم از تو دوست خوبم. الان ساعت ۵:۳۰ صبحه و خیلی خوشحالم که دیدگاه تو را اول صبح خواندم.
اینقدر لاغری برام عادی شده که وقتی دو هفته پیش مریض شدم، همون هفته باز در حال رنج از شدت انفولانزا؛ باز هم لاغر شدم و بعد یک هفته خیلی توی کارم سرم شلوغ بود؛ کمتر توانستم فایل گوش بدهم و لی باز هم وزن کم کردم. خودم هم شگفت زده شده ام، ولی توی این ۴ سال و نیمی که ساکن این سایتم؛ انگار که دیگه باور لاغر شدن برام عادی و همیشگی شده.
آن اطمینانی که هر هفته وزن کم میکنم باهام است. خیلی این احساس اطمینانم را دوست دارم. من در طول یکسال گذشته با وجود اینکه فهمیدم که بیماری سرطان دارم، عمل جراحی و پرتو درمانی داشتم و حتی شاهد آن بودم که مادرم رفت پیش خدا و آسمانی شد؛ ولی باز هم در مجموع؛ ۱۰ کیلوگرم وزن کم کردم.
من یک لباس سایز ۸ برای خودم خریدم که توی کمرش حالت جذب دارد. این لباس قدم را بلند تر نشان میدهد. همسرم بهم گفت « لاله، واقعا چقدر خوب لاغر شدی که میتوانی این چنین لباسی را بخری. » من بابت این سایت و تمرینهای ساده ولی باارزششش؛ و وجود شما همراهان عزیز و دوست داشتی و استادی که صادقانه همه تجربیاتش را با ماها به اشتراک میگذارد، بی نهایت سپاسگزارم و خدا را شاکرم.
🙂
در پناه حق شاد، سالم و زیبا باشی دوست خوبم.