0

اگر از خودت انتظار لاغر شدن داری، همین حالا شروع کن! (گام ۱۵)

انتظار لاغر شدن
اندازه متن

خیلی از آدم‌های چاق کلی تلاش می‌کنن تا وزن کم کنن، اما چون انتظار لاغر شدن از خودشون ندارن، نتیجه‌ای نمی‌گیرن! 😟
اونا ته دلشون باور ندارن که واقعاً می‌تونن لاغر شن… پس ذهنشون هم همراهی نمی‌کنه.🧠❌

📍 این جلسه ادامه گام ۱۴ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

واقعیت اینه که ما قبل از اینکه چاق بشیم، یه جورایی انتظار چاق شدن داشتیم! همیشه یه ترس پنهونی باهامون بود که “نکنه چاق‌تر بشم؟” و خب همون شد… 😬

هر بار که یه کیک اضافه خوردیم یا تو آینه به شکممون نگاه کردیم، تو ذهنمون داشتیم چاق شدن رو تصور می‌کردیم!

حالا وقتشه همون قدرت رو برعکس کنیم… باید از ته دل، انتظار لاغر شدن داشته باشیم ✨ باور کنیم می‌تونیم… چون ذهن ما همیشه طبق انتظاری که ازش داریم عمل می‌کنه 💫💪

نقش انتظار چاق شدن

چاقی من از همون بچگی شروع شد… راستش هیچ‌وقت تصویری از خودِ متناسب تو ذهنم نداشتم 😔

هر خاطره‌ای که از بچگیم شنیدم، با جمله‌هایی مثل “از همون اول تپلی بودی!” یا “چه نی‌نی تپل و بانمکی!” همراه بود 🍼🍩

برای همین نمی‌تونم بگم قبل از چاق شدن، انتظارش رو داشتم… ولی چیزی که خیلی واضحه اینه که تو تمام سال‌های چاقی‌م، یه حس همیشگی باهام بود:

انتظار چاق‌تر شدن! 😬

اون ترس پنهونی که می‌گفت: “حتماً بازم چاق می‌شی!” – همیشــــه باهام بود.

هر سال قبل از عید، کاملاً مطمئن بودم که بعد تعطیلات، وزنم بالاتره 🧁🍚

ماه رمضان که می‌رسید، فقط کافی بود زولبیا و بامیه‌ها رو ببینم تا همون‌جا، تصویر خودم با چند کیلو اضافه‌تر رو تو ذهنم ببینم 🤯

حتی یه شام عروسی ساده، برام نشونه‌ی اضافه وزن بود! 🍽️

هرچی بیشتر چاق می‌شدم، انتظارم برای چاق‌تر شدن هم بیشتر می‌شد…

تا جایی که با هر مهمونی، هر سفر، هر مناسبت خاص، منتظر چاق شدن بودم…

اما حالا که فهمیدم چقدر ذهنم تحت تأثیر این انتظار چاق شدن بوده، تصمیم گرفتم همه‌چیزو عوض کنم!

✅ حالا دارم تمرین می‌کنم تا جای اون فکرای قبلی، تو ذهنم فقط و فقط “انتظار لاغر شدن” داشته باشم 🌱✨

دارم تصویر خودم رو سبک‌تر، خوشحال‌تر و آزادتر می‌سازم 🎈

چون ذهنم قدرت داره… و من انتخاب می‌کنم که ازش به نفع خودم استفاده کنم 💪💖

✨ تأثیر جادویی انتظار لاغر شدن

تا حالا از یه فرد چاق بپرسید: «واقعاً فکر می‌کنی ممکنه چاق‌تر بشی؟»

تقریباً همه با اطمینان می‌گن: «آره! اگه رعایت نکنم، معلومه که چاق‌تر می‌شم!» 😬🍩

حتی اونایی که سال‌ها وزنشون تغییر نکرده، باز ته دلشون یه ترس دائمی هست…

🔁 انتظار چاق‌تر شدن یه باور ریشه‌داره

ما سال‌ها این حس رو تو ذهن‌مون تمرین کردیم… هر بار با خودمون گفتیم:

«عید بیاد حتماً چاق‌تر می‌شم»، «ماه رمضون با این زولبیا و بامیه‌ها، وای به حالم!»

یا حتی: «فقط کافیه یه سفر بریم، کارم تمومه!» ✈️🍱

اما یه چیزی هست که خیلیا نمی‌دونن…

ما همه منتظر چاق‌تر شدن بودیم، اما تقریبا هیچ‌وقت واقعاً “منتظر لاغر شدن” نبودیم! 😲

🌱 وقتی “انتظار لاغر شدن” فقط یه توهمه…

گاهی فکر می‌کنیم منتظر لاغر شدن هستیم، اما راستش اون انتظار واقعیه نیست…

چی باعثش شده؟ رژیم گرفتن، ورزش سنگین، خوردن دمنوشای لاغری یا وقتی از هر روشی برای لاغری استفاده می‌کنیم.

تا وقتی رژیم رو ادامه می‌دادیم، فکر می‌کردیم داریم لاغر می‌شیم و امید داشتیم.

اما به محض اینکه رژیم سخت شد یا خسته شدیم از ورزش، اون انتظار لاغر شدن هم دود شد رفت هوا! 🎈

چرا؟ چون اون انتظار به یه چیز بیرونی وابسته بود… و ذهن ما یاد گرفته بود که:

«اگه رژیم نگیرم، چاق می‌شم» یا «اگه ورزش نکنم، همه چی برمی‌گرده!»

یعنی ته ذهنمون هنوز همون فرمول قدیمی فعال بود: تو همیشه چاق می‌مونی! 🔁🧠

🧩 راز توقف کاهش وزن چیه؟

یادتونه اون روزای اول رژیم چقدر وزن کم می‌کردیم؟ چقدر هیجان‌زده بودیم؟

اما کم‌کم همه چی کند می‌شد، تا جایی که ترازو دیگه تکون نمی‌خورد…

ما فکر می‌کردیم باید سخت‌تر کار کنیم، رژیم رو شدیدتر کنیم، بیشتر ورزش کنیم…

اما نمی‌فهمیدیم که اون چیزی که واقعاً تغییر کرده، انتظار لاغر شدن ماست! 😓

چون ذهن‌مون باور داشت: «لاغر شدن آسون نیست، باید کلی زجر بکشی!»

و وقتی نمی‌تونستیم اون زجرا رو ادامه بدیم، ذهن‌مونم لجبازی می‌کرد و پیشرفت‌مون متوقف می‌شد 😣

رهایی از چاقی

🧠✨ لاغری با ذهن و نقش مهم انتظار لاغر شدن

یکی از بزرگ‌ترین موانعی که خیلی از دوستان تو مسیر لاغری با ذهن باهاش روبه‌رو می‌شن، اینه که با وجود تمرین و تکرار، انتظار لاغر شدن از این روش رو ندارن! 🤷‍♀️💭

یعنی چی؟

یعنی با عشق و اشتیاق فایل‌ها رو گوش می‌دن، تمرین‌ها رو می‌نویسن، توی مسیر ثابت قدم هستن…

اما تهِ ذهنشون هنوز یه صدای کوچولو هست که می‌گه:

  • «آخه مگه می‌شه فقط با فکر کردن لاغر شد؟! 🤔»
  • «من فقط وقتی رژیم گرفتم یه ذره وزن کم کردم…» 🥗🏃‍♀️

این صدا همون باوریه که سال‌ها تو ذهن‌مون ذخیره شده:

“فقط با رژیم، دارو یا ورزش می‌تونی لاغر شی!” در حالی که واقعیت اینه که لاغری هم مثل چاقی، از ذهن شروع می‌شه! 🧠💡

ما چطور چاق شدیم؟ بدون هیچ رژیم یا برنامه‌ای! فقط چون انتظار چاق شدن در ما شکل گرفته بود، کم‌کم ذهن‌مون اونو به واقعیت تبدیل کرد! ⚖️🍔

پس حالا هم می‌تونیم با ساختن باور جدید، با آموزش و تمرین، تو ذهنمون یه انتظار تازه بسازیم:

انتظار لاغر شدن! 🌱🌟

باور کن همون‌طور که بدون رژیم چاق شدیم، بدون رژیم هم می‌تونیم لاغر بشیم!

فقط کافیه ذره ذره، هر روز، ذهنمون رو با آگاهی‌های درست تغذیه کنیم 💖📚 و با تکرار و استمرار، این بار نه بدن‌مون، بلکه ذهن‌مون رو متناسب کنیم ✨🧘‍♀️

یادت باشه:

اگه واقعاً منتظر لاغر شدن باشی، ذهنت برات معجزه می‌سازه! 🎁💪😊

💡 اگه می‌خوای این «انتظار لاغری» رو با یه برنامه کامل و تمرین‌های عملی توی ذهنت بسازی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ اینکه چرا این انتظار رو نداریم؛ در ادامه هم توی گام ۱۶ سراغ «قدرت ذهن یا قدرت فکر؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 257 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.25 از 138 رای

https://tanasobefekri.net/?p=24834

257 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

257 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 1076 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 937 کلمه

      سلام به همگی

      اول یه مقدمه ای رو بگم، من الان چند وقته که سفت و سخت دوره رو شروع کردم و حتی اگر خیلی سرم شلوغ باشه سعی میکنم حداقل یه فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم و اینکه معمولا تمرینام رو توی دفترم مینویسم چون خیلی حس بهتری دارم و نوشتن توی دفتر رو خیلی دوست دارم اما نمیدونم  یه حسی بهم گفت که بیام و امروز تمرینم رو توی سایت انجام بدم، و اینکه من جدیدا خیلی به رفتار آدم های چاق و لاغر دقت میکنم مثلا چند وقت پیش یه مهمونی رفته بودیم و اونجا ناهار خوردیم و بعد از حدودا دو، سه ساعت برای عصرونه آش آوردن و ناهار هم پاستا بود و همه هم خیلی سیر بودن ولی توی جمعمون چونکه اکثرا چاق بودن با اینکه سیر بودن بازم آش خوردن من خودم ناهار رو به اندازه ی کافی خوردم و اصلا حس سنگینی یا بدی نداشتم و زمان عصرونه کاملا گرسنه بودم آش هم زیاد نخوردم، کلا جدیدا اصلا مثل قبل روی غذا خوردن وسواس ندارم که انقدر باید بخورم، نکنه زیاد خوردم، الان فلان نشه و… به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم و از روی تمرینا برای خودم یه تمرین جدا درست کردم اینکه هر وقت فکر غذا میوفتم به خودم میگم الان گرسنمه یا میخوام از روی احساس غذا بخورم؟ 

      و بعد از این سوال تصمیم میگیرم که چیکار کنم و خیلی بهم کمک کرده که هی مدام فکر غذا نباشم و فقط وقتی گرسنمه غذا بخورم، خلاصه برگردیم سر موضوع مهمونی، من اونجا یه چیزی رو متوجه شدم اینکه اکثر آدمای اونجا داشتن از روی هوس و عادت و به اجبار آش میخوردن با اینکه هیچ فردی اونارو مجبور نکرده بود اما هم خوشحال بودن از غذا و هم ناراضی از شکم درد و زیاد غذا خوردن، بعد از عصرونه حدودا ساعت ۹ و خورده ای شب بود که شام رو آوردن و یکی از فامیلا که خودش هم مهمونی گرفته بود داشت میگفت که خیلی سیره و حالش داره بد میشه و با این حال رفت سر سفره و غذا خورد ولی خواهر خودم از باشگاه برگشته بود و خیلی هم گرسنه بود براش پاستا آوردن خورد و دیگه هیچی نخورد نه شام نه آش و نه هیچ چیز دیگه حتی چایی و برام جالب بود که چقدر نگرش این دو نفر باهم فرق داره که اون فرد چاق با وجود اینکه حالش بد شد بازم هر غذایی که بود و خورد ولی فرد متناسب فقط به اندازه ی نیاز بدنش خورد و دیگه لازم نمیدونست که بیشتر غذا بخوره من خودم اون روز اصلا شکم درد نگرفتم با اینکه از همه ی غذا ها خوردم ولی کاملا کنترل شده و اگر حس سیری داشتم نمیخوردم و فقط وقتی گرسنه بودم غذا خوردم، یا بین دوستام وقتی نگاه میکنم خیلی دقت میکنم که کی چه رفتاری میکنه و تقریبا هم برام سرگرمیه و هم تمرین و سعی میکنم عادت های اشتباه خودم رو پیدا کنم و اصلاحشون کنم و خودم خیلی حس میکنم که لاغر شدم و همش فکرم توی لاغری و وقتی خودم و توی آینه نگاه میکنم حس رضایت دارم. 

      خب بریم سراغ تمرین ها 

      ۱_تمرین اول (فقط جواب هارو نوشتم): من معمولا موقع رژیم گرفتن و ورزش و…  هی حس میکردم که نتیجه نمیده و یه ذره عجول بودم و کلا حس خوبی بهشون نداشتم شاید روزای اول خیلی ذوق داشتم و بنظرم جالب بود ولی بعدش خسته میشدم، نتیجه هم تا حدودی میگرفتم ولی خیلی برام رضایت بخش نبود

      ۲_تمرین دوم: عذاب وجدان میگرفتم و احساس میکردم که دوباره شکست خوردم و قراره برگردم به وزن قبلیم و این حس خیلی اذیتم میکرد، هی به خودم حس ناکافی بودن میدادم و فکر میکردم هیچ وقت نمیتونم لاغر بشم

      ۳_تمرین سوم: یه بار یه رژیم کتوژنیک گرفتم با استاد سرشناس و خیلی اعتقاد داشتم که باید حتما نتیجه بگیرم و دروغ نگم نتیجه اشم هم مال اون بازه ی زمانی ای که من رژیم و انجام دادم واقعا خوب بود اما واقعا سخت بود جز گوشت هیچ چیز نمیشد خورد و فقط تعداد انگشت شمار مجاز بودیم چیزای متفرقه بخوریم و اصلا دوسش نداشتم مثلا برای منی که عاشق قرمه سبزی و ماکارانیم خیلی سخته که کربوهیدارت نخورم و وقتی بوی قرمه سبزی توی خونه پیچیده بشینم یه گوشه گوشت و کلم بخورم

      ۴_تمرین چهارم: من از اطرافیانم خیلی تاثیر گرفتم و اوتا خیلی انتظار و ترس چاقی رو توی دل من مینداختن و فکر میکنم همین ترس باعث شد که من چاق بشم

      ۵_تمرین پنجم: من خیلی فکر کردم گفتم اگر لاغری با ذهن نتیجه نمیده پس چجوری این همه آدم نتیجه گرفتن؟ با خودم گفتم ضرری که ندارم انجام میدم فوقش نتیجه نمیده دیگه اما بعد از انجام تمرین ها و گوش دادن فایل ها و درک نکات فهمیدم که بهترین راه لاغری همین راهه و دارم با عشق و علاقه ادامش میدم و همون طور استاد توی یکی از فایل ها گفته بودن ما همون طور که بدون هیچ رژیم و تلاشی چاق شدیم میتونیم بدون هیچ رژیم و تلاشی هم لاغر بشیم و من خیلی امید دارم و سعی میکنم صبور باشم و از مسیر لذت ببرم

      ۶_تمرین ششم: من برای خودم تمرین های زیادی درست کردم و بعضی هاش ناخودآگاه روی من تاثیر گذاشته مثلا بدون اینکه بخوام رفتارو آدم های چاق و لاغر رو باهم مقایسه میکنم و برای خودم توی ذهنم نوت برداری میکنم، 

      هر وقت میرم جلوی آینه به این فکر میکنم که چقدر لاغرتر شدم نه اینکه چاق تر شدم یه جورایی نیمه ی پر لیوان رو میبینم،  از خودم و اندامم نفرت ندارم و باهاش کنار اومدم و به خودم امید میدم تا ادامه بدم و کاملا متناسب بشم

      و همین مرسی که وقت گذاشتین دیدگاه من رو خوندین (◠‿◕) 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم