خیلی از آدمهای چاق کلی تلاش میکنن تا وزن کم کنن، اما چون انتظار لاغر شدن از خودشون ندارن، نتیجهای نمیگیرن! 😟
اونا ته دلشون باور ندارن که واقعاً میتونن لاغر شن… پس ذهنشون هم همراهی نمیکنه.🧠❌
واقعیت اینه که ما قبل از اینکه چاق بشیم، یه جورایی انتظار چاق شدن داشتیم! همیشه یه ترس پنهونی باهامون بود که “نکنه چاقتر بشم؟” و خب همون شد… 😬
هر بار که یه کیک اضافه خوردیم یا تو آینه به شکممون نگاه کردیم، تو ذهنمون داشتیم چاق شدن رو تصور میکردیم!
حالا وقتشه همون قدرت رو برعکس کنیم… باید از ته دل، انتظار لاغر شدن داشته باشیم ✨ باور کنیم میتونیم… چون ذهن ما همیشه طبق انتظاری که ازش داریم عمل میکنه 💫💪
نقش انتظار چاق شدن
چاقی من از همون بچگی شروع شد… راستش هیچوقت تصویری از خودِ متناسب تو ذهنم نداشتم 😔

هر خاطرهای که از بچگیم شنیدم، با جملههایی مثل “از همون اول تپلی بودی!” یا “چه نینی تپل و بانمکی!” همراه بود 🍼🍩
برای همین نمیتونم بگم قبل از چاق شدن، انتظارش رو داشتم… ولی چیزی که خیلی واضحه اینه که تو تمام سالهای چاقیم، یه حس همیشگی باهام بود:
انتظار چاقتر شدن! 😬
اون ترس پنهونی که میگفت: “حتماً بازم چاق میشی!” – همیشــــه باهام بود.
هر سال قبل از عید، کاملاً مطمئن بودم که بعد تعطیلات، وزنم بالاتره 🧁🍚
ماه رمضان که میرسید، فقط کافی بود زولبیا و بامیهها رو ببینم تا همونجا، تصویر خودم با چند کیلو اضافهتر رو تو ذهنم ببینم 🤯
حتی یه شام عروسی ساده، برام نشونهی اضافه وزن بود! 🍽️
هرچی بیشتر چاق میشدم، انتظارم برای چاقتر شدن هم بیشتر میشد…
تا جایی که با هر مهمونی، هر سفر، هر مناسبت خاص، منتظر چاق شدن بودم…
اما حالا که فهمیدم چقدر ذهنم تحت تأثیر این انتظار چاق شدن بوده، تصمیم گرفتم همهچیزو عوض کنم!
✅ حالا دارم تمرین میکنم تا جای اون فکرای قبلی، تو ذهنم فقط و فقط “انتظار لاغر شدن” داشته باشم 🌱✨
دارم تصویر خودم رو سبکتر، خوشحالتر و آزادتر میسازم 🎈
چون ذهنم قدرت داره… و من انتخاب میکنم که ازش به نفع خودم استفاده کنم 💪💖

✨ تأثیر جادویی انتظار لاغر شدن
تا حالا از یه فرد چاق بپرسید: «واقعاً فکر میکنی ممکنه چاقتر بشی؟»
تقریباً همه با اطمینان میگن: «آره! اگه رعایت نکنم، معلومه که چاقتر میشم!» 😬🍩
حتی اونایی که سالها وزنشون تغییر نکرده، باز ته دلشون یه ترس دائمی هست…
🔁 انتظار چاقتر شدن یه باور ریشهداره
ما سالها این حس رو تو ذهنمون تمرین کردیم… هر بار با خودمون گفتیم:
«عید بیاد حتماً چاقتر میشم»، «ماه رمضون با این زولبیا و بامیهها، وای به حالم!»
یا حتی: «فقط کافیه یه سفر بریم، کارم تمومه!» ✈️🍱
اما یه چیزی هست که خیلیا نمیدونن…
ما همه منتظر چاقتر شدن بودیم، اما تقریبا هیچوقت واقعاً “منتظر لاغر شدن” نبودیم! 😲
🌱 وقتی “انتظار لاغر شدن” فقط یه توهمه…
گاهی فکر میکنیم منتظر لاغر شدن هستیم، اما راستش اون انتظار واقعیه نیست…
چی باعثش شده؟ رژیم گرفتن، ورزش سنگین، خوردن دمنوشای لاغری یا وقتی از هر روشی برای لاغری استفاده می کنیم.
تا وقتی رژیم رو ادامه میدادیم، فکر میکردیم داریم لاغر میشیم و امید داشتیم.
اما به محض اینکه رژیم سخت شد یا خسته شدیم از ورزش، اون انتظار لاغر شدن هم دود شد رفت هوا! 🎈
چرا؟ چون اون انتظار به یه چیز بیرونی وابسته بود… و ذهن ما یاد گرفته بود که:
«اگه رژیم نگیرم، چاق میشم» یا «اگه ورزش نکنم، همه چی برمیگرده!»
یعنی ته ذهنمون هنوز همون فرمول قدیمی فعال بود: تو همیشه چاق میمونی! 🔁🧠
🧩 راز توقف کاهش وزن چیه؟
یادتونه اون روزای اول رژیم چقدر وزن کم میکردیم؟ چقدر هیجانزده بودیم؟
اما کمکم همه چی کند میشد، تا جایی که ترازو دیگه تکون نمیخورد…
ما فکر میکردیم باید سختتر کار کنیم، رژیم رو شدیدتر کنیم، بیشتر ورزش کنیم…
اما نمیفهمیدیم که اون چیزی که واقعاً تغییر کرده، انتظار لاغر شدن ماست! 😓
چون ذهنمون باور داشت: «لاغر شدن آسون نیست، باید کلی زجر بکشی!»
و وقتی نمیتونستیم اون زجرا رو ادامه بدیم، ذهنمونم لجبازی میکرد و پیشرفتمون متوقف میشد 😣

🧠✨ لاغری با ذهن و نقش مهم انتظار لاغر شدن
یکی از بزرگترین موانعی که خیلی از دوستان تو مسیر لاغری با ذهن باهاش روبهرو میشن، اینه که با وجود تمرین و تکرار، انتظار لاغر شدن از این روش رو ندارن! 🤷♀️💭
یعنی چی؟
یعنی با عشق و اشتیاق فایلها رو گوش میدن، تمرینها رو مینویسن، توی مسیر ثابت قدم هستن…
اما تهِ ذهنشون هنوز یه صدای کوچولو هست که میگه:
- «آخه مگه میشه فقط با فکر کردن لاغر شد؟! 🤔»
- «من فقط وقتی رژیم گرفتم یه ذره وزن کم کردم…» 🥗🏃♀️
این صدا همون باوریه که سالها تو ذهنمون ذخیره شده:
“فقط با رژیم، دارو یا ورزش میتونی لاغر شی!” در حالی که واقعیت اینه که لاغری هم مثل چاقی، از ذهن شروع میشه! 🧠💡
ما چطور چاق شدیم؟ بدون هیچ رژیم یا برنامهای! فقط چون انتظار چاق شدن در ما شکل گرفته بود، کمکم ذهنمون اونو به واقعیت تبدیل کرد! ⚖️🍔
پس حالا هم میتونیم با ساختن باور جدید، با آموزش و تمرین، تو ذهنمون یه انتظار تازه بسازیم:
انتظار لاغر شدن! 🌱🌟
باور کن همونطور که بدون رژیم چاق شدیم، بدون رژیم هم میتونیم لاغر بشیم!
فقط کافیه ذره ذره، هر روز، ذهنمون رو با آگاهیهای درست تغذیه کنیم 💖📚 و با تکرار و استمرار، این بار نه بدنمون، بلکه ذهنمون رو متناسب کنیم ✨🧘♀️
اگه واقعاً منتظر لاغر شدن باشی، ذهنت برات معجزه میسازه! 🎁💪😊
🤔 چرا انتظار لاغر شدن ندارم؟!
شاید از خودت بپرسی:
«من که دارم با عشق فایلهای لاغری با ذهن رو گوش میدم و تمرین میکنم،
پس چرا هنوز اون حس واقعیِ انتظار لاغر شدن تو دلم شکل نگرفته؟!» 😕💭
جواب سادهست:
تو سالهاست که باور کردی لاغر شدن یعنی رژیم، محدودیت، ورزش سنگین و برنامهریزی دقیق!
تو ذهنت پر از اطلاعاتیه که بارها از منابع مختلف شنیدی:
چه بخوری، چقدر بخوری، کی بخوری، چقدر ورزش کنی… 🥗⏰🏋️♀️ و چون این روشها همهجا تبلیغ میشن و آدمای زیادی دنبالش هستن، یه جورایی قانع شدی که:
«خب حتماً باید همین راه رو برم تا لاغر شم!» ✅
و اینجاست که یه حس آرامش ظاهری بهت دست میده:
«دیگه نیاز نیست زیاد فکر کنم، چون فلان برنامه گفته چی بخورم و چقدر بدوم، پس حتماً لاغر میشم!»
اما در واقع اون آرامش، یه تسلیم شدن به باوری قدیمیه نه ساختن یه انتظار واقعی از لاغر شدن! 😬🧠
از اون طرف، چون روش لاغری با ذهن هنوز به اندازه رژیم و ورزش همهگیر نشده، ذهنمون باور نداره که:
«مگه میشه فقط با تغییر فکر و نگرش لاغر شد؟!» 🤨
برای همینه که حتی وقتی وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها میشی، هنوز هم گاهی اون باورهای قدیمی میآن وسط و جلوی پیشرفتت رو میگیرن.
ذهن ناخودآگاهت هنوز به روشهای سنتی وفاداره و هنوز انتظار لاغر شدن از راه ذهن رو باور نکرده! 😐🧩
🌟 چگونه انتظار لاغر شدن را در خود بسازیم؟
اول از همه باید بدونی که برای اینکه تو مسیر لاغری با ذهن موفق بشی، باید انتظار لاغر شدن رو تو ذهنت پررنگ کنی. ✨
یعنی دیگه وقتش رسیده باورهای قدیمی درباره روشهای مختلف لاغری که نتیجهی ماندگار نداشتن رو کم کنی و روی روش اصولی و واقعی لاغری با ذهن تمرکز کنی. 🎯🧠
پس هر چی بیشتر قبول کنی که انتظار لاغر شدن واقعی و پایدار فقط با ذهن اتفاق میافته، زودتر به هدفت میرسی. 💪🌱



یه راه خیلی خوب برای ساختن این انتظار قوی:
مطالعه تجربهها و داستانهای موفقیت کسانی که با لاغری با ذهن نتیجه گرفتن و دیدن عکسهای قبل و بعدشون 💖📸
این باعث میشه باور کنی که این راه، ساده و واقعیترین راهه!
اما یه نکته مهم:
طبیعیه که تو رسانهها یا جمعهای چاق، خیلی کم درباره این روش حرف میزنن و حتی ممکنه وقتی میگی داری از روش ذهن استفاده میکنی، مسخرهات کنن. 🙃❌
پس مسئولیت ساختن و تقویت این انتظار قوی فقط به عهده خودت هست، چون این مسیر، مسیر خاص و متفاوتیه و کسی قراره بهت کمک نکنه جز خودت! 🌟👊
با استمرار و تمرکز روی این موضوع، انتظار لاغر شدن در وجودت شکل میگیره و روند لاغری با ذهن شروع میشه! 🌈🧘♀️✨
✍️ تمرین آموزشی 📖
بهترین راه برای ساختن انتظار لاغر شدن، دقت در مشاهده محتوای آموزشی و انجام مداوم تمرینهاست.
- در گذشته، هنگام استفاده از روشهای مختلف لاغری، چگونه انتظار لاغر شدن در شما شکل گرفته بود؟
- بعد از اتمام یا رها کردن رژیم یا برنامه ورزشی، انتظار شما درباره لاغر شدن یا چاق شدن چگونه بود؟
- آیا با روشهای قبلی واقعاً میتوانستید انتظار لاغر شدن داشته باشید؟
- شرح دهید که در گذشته چه عواملی باعث شکلگیری انتظار چاق شدن در شما شدند.
- چطور میتوانید در مسیر لاغری با ذهن، انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنید؟
- لیستی از کارهایی که باید هر روز انجام دهید تا انتظار لاغر شدن در شما قویتر شود بنویسید.
با توجه به محتوای ویدیوی آموزشی، تمرین خود را ساخته و در بخش نظرات، تمرینی که باید انجام دهید را به اشتراک بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 136 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام به همگی
اول یه مقدمه ای رو بگم، من الان چند وقته که سفت و سخت دوره رو شروع کردم و حتی اگر خیلی سرم شلوغ باشه سعی میکنم حداقل یه فایل رو گوش بدم و تمرینش رو انجام بدم و اینکه معمولا تمرینام رو توی دفترم مینویسم چون خیلی حس بهتری دارم و نوشتن توی دفتر رو خیلی دوست دارم اما نمیدونم یه حسی بهم گفت که بیام و امروز تمرینم رو توی سایت انجام بدم، و اینکه من جدیدا خیلی به رفتار آدم های چاق و لاغر دقت میکنم مثلا چند وقت پیش یه مهمونی رفته بودیم و اونجا ناهار خوردیم و بعد از حدودا دو، سه ساعت برای عصرونه آش آوردن و ناهار هم پاستا بود و همه هم خیلی سیر بودن ولی توی جمعمون چونکه اکثرا چاق بودن با اینکه سیر بودن بازم آش خوردن من خودم ناهار رو به اندازه ی کافی خوردم و اصلا حس سنگینی یا بدی نداشتم و زمان عصرونه کاملا گرسنه بودم آش هم زیاد نخوردم، کلا جدیدا اصلا مثل قبل روی غذا خوردن وسواس ندارم که انقدر باید بخورم، نکنه زیاد خوردم، الان فلان نشه و… به اندازه ی نیاز بدنم غذا میخورم و از روی تمرینا برای خودم یه تمرین جدا درست کردم اینکه هر وقت فکر غذا میوفتم به خودم میگم الان گرسنمه یا میخوام از روی احساس غذا بخورم؟
و بعد از این سوال تصمیم میگیرم که چیکار کنم و خیلی بهم کمک کرده که هی مدام فکر غذا نباشم و فقط وقتی گرسنمه غذا بخورم، خلاصه برگردیم سر موضوع مهمونی، من اونجا یه چیزی رو متوجه شدم اینکه اکثر آدمای اونجا داشتن از روی هوس و عادت و به اجبار آش میخوردن با اینکه هیچ فردی اونارو مجبور نکرده بود اما هم خوشحال بودن از غذا و هم ناراضی از شکم درد و زیاد غذا خوردن، بعد از عصرونه حدودا ساعت ۹ و خورده ای شب بود که شام رو آوردن و یکی از فامیلا که خودش هم مهمونی گرفته بود داشت میگفت که خیلی سیره و حالش داره بد میشه و با این حال رفت سر سفره و غذا خورد ولی خواهر خودم از باشگاه برگشته بود و خیلی هم گرسنه بود براش پاستا آوردن خورد و دیگه هیچی نخورد نه شام نه آش و نه هیچ چیز دیگه حتی چایی و برام جالب بود که چقدر نگرش این دو نفر باهم فرق داره که اون فرد چاق با وجود اینکه حالش بد شد بازم هر غذایی که بود و خورد ولی فرد متناسب فقط به اندازه ی نیاز بدنش خورد و دیگه لازم نمیدونست که بیشتر غذا بخوره من خودم اون روز اصلا شکم درد نگرفتم با اینکه از همه ی غذا ها خوردم ولی کاملا کنترل شده و اگر حس سیری داشتم نمیخوردم و فقط وقتی گرسنه بودم غذا خوردم، یا بین دوستام وقتی نگاه میکنم خیلی دقت میکنم که کی چه رفتاری میکنه و تقریبا هم برام سرگرمیه و هم تمرین و سعی میکنم عادت های اشتباه خودم رو پیدا کنم و اصلاحشون کنم و خودم خیلی حس میکنم که لاغر شدم و همش فکرم توی لاغری و وقتی خودم و توی آینه نگاه میکنم حس رضایت دارم.
خب بریم سراغ تمرین ها
۱_تمرین اول (فقط جواب هارو نوشتم): من معمولا موقع رژیم گرفتن و ورزش و… هی حس میکردم که نتیجه نمیده و یه ذره عجول بودم و کلا حس خوبی بهشون نداشتم شاید روزای اول خیلی ذوق داشتم و بنظرم جالب بود ولی بعدش خسته میشدم، نتیجه هم تا حدودی میگرفتم ولی خیلی برام رضایت بخش نبود
۲_تمرین دوم: عذاب وجدان میگرفتم و احساس میکردم که دوباره شکست خوردم و قراره برگردم به وزن قبلیم و این حس خیلی اذیتم میکرد، هی به خودم حس ناکافی بودن میدادم و فکر میکردم هیچ وقت نمیتونم لاغر بشم
۳_تمرین سوم: یه بار یه رژیم کتوژنیک گرفتم با استاد سرشناس و خیلی اعتقاد داشتم که باید حتما نتیجه بگیرم و دروغ نگم نتیجه اشم هم مال اون بازه ی زمانی ای که من رژیم و انجام دادم واقعا خوب بود اما واقعا سخت بود جز گوشت هیچ چیز نمیشد خورد و فقط تعداد انگشت شمار مجاز بودیم چیزای متفرقه بخوریم و اصلا دوسش نداشتم مثلا برای منی که عاشق قرمه سبزی و ماکارانیم خیلی سخته که کربوهیدارت نخورم و وقتی بوی قرمه سبزی توی خونه پیچیده بشینم یه گوشه گوشت و کلم بخورم
۴_تمرین چهارم: من از اطرافیانم خیلی تاثیر گرفتم و اوتا خیلی انتظار و ترس چاقی رو توی دل من مینداختن و فکر میکنم همین ترس باعث شد که من چاق بشم
۵_تمرین پنجم: من خیلی فکر کردم گفتم اگر لاغری با ذهن نتیجه نمیده پس چجوری این همه آدم نتیجه گرفتن؟ با خودم گفتم ضرری که ندارم انجام میدم فوقش نتیجه نمیده دیگه اما بعد از انجام تمرین ها و گوش دادن فایل ها و درک نکات فهمیدم که بهترین راه لاغری همین راهه و دارم با عشق و علاقه ادامش میدم و همون طور استاد توی یکی از فایل ها گفته بودن ما همون طور که بدون هیچ رژیم و تلاشی چاق شدیم میتونیم بدون هیچ رژیم و تلاشی هم لاغر بشیم و من خیلی امید دارم و سعی میکنم صبور باشم و از مسیر لذت ببرم
۶_تمرین ششم: من برای خودم تمرین های زیادی درست کردم و بعضی هاش ناخودآگاه روی من تاثیر گذاشته مثلا بدون اینکه بخوام رفتارو آدم های چاق و لاغر رو باهم مقایسه میکنم و برای خودم توی ذهنم نوت برداری میکنم،
هر وقت میرم جلوی آینه به این فکر میکنم که چقدر لاغرتر شدم نه اینکه چاق تر شدم یه جورایی نیمه ی پر لیوان رو میبینم، از خودم و اندامم نفرت ندارم و باهاش کنار اومدم و به خودم امید میدم تا ادامه بدم و کاملا متناسب بشم
و همین مرسی که وقت گذاشتین دیدگاه من رو خوندین (◠‿◕)