زندگی پر از فراز و نشیب است. گاه در اوج قلههای موفقیت قرار میگیریم و گاه در اعماق تاریکی و ناامیدی فرو میرویم. اما آنچه در این میان اهمیت دارد، مقاومت، تلاش و امید به آینده است.
داستانی که در این ویدیو میخواهم برایتان بازگو کنیم، حکایت تغییر شرایط زندگی از زیر صفر تا بینهایت است.
سفری که با چالشها و سختیها آغاز میشود، اما با ارادهای پولادین و روحی بلند پروازانه به موفقیت و پیروزی ختم میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
اشتراک ویژه، دسترسی به جلسات و مطالب ویژهی سایت است. اگر دنبال یک مسیر کامل و قدمبهقدم برای لاغری هستید، دورهی جامع «ورود به سرزمین لاغرها» جدا از اشتراک ارائه میشود.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل اشتراک است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
با آرزوی بهترین ها برای شما استاد عزیز و همه ی عزیزانی که دارن این دیدگاه رو میخونن
زندگی از زیر صفر تا بینهایت و همچنان هم تا بینهایت میتوان ادامه داشت زیرا مسیر موفقیت انتهایی ندارد و همیشه سوپرایزها و معجزات خداوند در مسیر هست که ما را شگفت زده کند و با خودمون بگیم خدایا شکرت که دوباره سوپرایزم کردی و خواسته ام رو برآورده کردی.
من اوایلی که وارد این مباحث شده ام همسرم اصلا علاقه ای به شنیدن این حرفا نداشت و این ها رو حرف های بیهوده میدونست و فکر میکرد که این حرفا کلاهبرداری و میخوان جیب مردم رو خالی کنن ولی حس من متفاوت با این حرفا بود و من اصلا به شوهرم نگفتم که دارم با قدرت ذهن لاغر میشوم من واقعا شروع کردم به تغییر کردن و در مسیر تغییر کردن شاید اوایل دوست داشتم همه اون جوری که من میخوام رفتار کنند تا من راضی باشم ولی رفته رفته یاد گرفتم که رفتار منعطفی داشته باشم که هر کسی انرژی خداوند هست و حق زندگی کردن دارد و اصلا قرار نیست اون جوری که من میخوام باشد بلکه اون شخص طبق افکار خودش رفتار میکند و من باید عوض شوم و روی رفتارهای مثبت اون شخص تمرکز کنم تا در هم زمانی های خوب رفتاری اون قرار بگیرم و متوجه شده ام که کانون و هسته مرکزی تغییرات فقط خودم هستم و اگر قراره کسی تغییر کند نه پدر و نه مادر و نه جامعه و نه شوهرم هست اون کسی که باید تغییر کند شخص خودم هست و شروع کردم به تغییر کردن اوایل تغییر کردن من میخواستم تغییر کنم ولی همچنان بی احترامی و دعوا و جر و بحث ها با شوهرم بود ولی ادامه دادم و کم کم تغییرات شد من آرام شده بوده ام برای همه عجیب بود که آرزوی شلوغ و پر و سر و صدا چرا اینقدر داره آرام حرف میزنه و همه گفتن داره کلاس میزاره ولی بحث کلاس گذاشتن نبود من تغییر کرده بوده ام دیگه داد و بیداد نمیکردم و هر چه به من میگفتن من در جواب میگفتم شما درست میگید و ادامه نمیدادم یا بحث رو عوض میکردم یا محل رو ترک میکردم، کم کم رفت و آمدهای بیخودی من کم شد و دوستانی که باعث آشفتگی ذهنی من میشدند از زندگی من رفتند و من فقط روی خودم کار میکردم و بعد از مدتی تناسب اندام من به دنبال تناسب فکری من شروع شد این هم پاداش و هدیه خداوند به من برای تغییر فکری ام در مسیر لاغری با ذهن بود من شوهرم وقتی دید خیلی متناسب شده ام تعجب کرد که آرزو چکار کردی اینقدر لاغر شدی و من چیزی نگفتم و بهم گفت حتما پیاده روی کردی که لاغر شدی و من گفتم شاید تاثیر پیاده روی باشه و ادامه ندادم و همچنان روی خودم کار میکردم و شروع کردم روی ویژگی های مثبت شوهرم و اطرافیان هم کار کردن یعنی تمرکز از روی ویژگی های مثبت خودم شروع شد و از آنجایی که ذهن همیشه در جهت گسترش است این ویژگی های مثبت روی اطرافیان هم ادامه پیدا کرد و رفتار شوهرم هم کم کم عوض شد، من طرز لباس پوشیدنم کامل عوض شد و به سمت بهتر شدن رفت من اوایل تناسب اندامم از اینکه لباس های ست چه ورزشی یا رسمی بپوشم خجالت میکشیدم ولی من عاشق خودم شده بودم و بار اول که ست ورزشی جردن خریده بوده ام و پوشیده ام همه در مهمانی من رو نگاه کردن و گفتن چقدر تغییر کردی انگار آرزوی دیگه متولد شده و من از همه تشکر کرده ام و واقعا من فقط روزی تصمیم به تغییر کردن گرفتم و این تغییرات در شوهرم هم شروع شد دیگه اخبار گوش نمیداد و شروع کرد به مطالعه کردن و یاد گرفتن نرم افزارهای جدید در کار شخصی خودش و شرکت خودشون بهش یه لپتاپ هدیه داد چون من خودم خانوادهام برای من لپتاپ خریده بودند و بعد شوهرم در کارش پیشرفت کرد و افزایش حقوق بالایی داشت و تونست بعد از چند سال دوری از دانشگاه مدرک فوق لیسانش رو بگیرید و دوباره شروع کرد به یاد گرفتن نرم افزار جدید و حتی لباس پوشیدن و حرف زدن اش هم عوض شده و چند ماه پیش بهم گفت من دوست دارم از مسیری که لاغر شدی من هم تجربه کنم و وارد سرزمین لاغرها شد و عاشق این مباحث شده و با جدیت داره تمرینات لاغری رو انجام میداده و فایل های استاد رو گوش میده و تحسین میکنه و داره ادامه میده و انشاالله نتایج عالی میگیرد، وقتی تغییرات را از خودمون شروع کنیم نگران تغییر کردن شوهر یا اطرافیان نباشیم آنها هم تغییر میکنند به شرط تغییر کردن خودمان.