زندگی پر از فراز و نشیب است. گاه در اوج قلههای موفقیت قرار میگیریم و گاه در اعماق تاریکی و ناامیدی فرو میرویم. اما آنچه در این میان اهمیت دارد، مقاومت، تلاش و امید به آینده است.
داستانی که در این ویدیو میخواهم برایتان بازگو کنیم، حکایت تغییر شرایط زندگی از زیر صفر تا بینهایت است.
سفری که با چالشها و سختیها آغاز میشود، اما با ارادهای پولادین و روحی بلند پروازانه به موفقیت و پیروزی ختم میشود.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
اشتراک ویژه، دسترسی به جلسات و مطالب ویژهی سایت است. اگر دنبال یک مسیر کامل و قدمبهقدم برای لاغری هستید، دورهی جامع «ورود به سرزمین لاغرها» جدا از اشتراک ارائه میشود.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل اشتراک است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.49 از 96 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خلاقی بی همتایی هستی خدای بخشنده مهربان
سلامب استاد عطار روشن وهمه دوستان
به شکر خدا من دترمدوره زندکی با ادره خدا رولرای باره دوم انجام میدم این بار کلی تعبیر خوب با درک امروزم دارم اونمسبر ذو ژب میکنموجالب هست انکاراصلا من این دروه رو ندیدم یا خیای اگاهینافص وکمی ازش دارم جون هم زمان با دوره ورد به سرزمین لاغرها هم زمان سد اون زمان انقدر فرمولهای شلوغ تو ذهنم هنور کم رنگ نشده بود بعضی مژلب روتا خدود کم فهنیدمولی این بتره دارم اول با تمرمز ویاداشت برذاری می کنم شبفب اول یادداستم رومرور کردموفایل ۱۹ و۲۰ زو با دقت خوب کار مردمدیدمچقدرحای کار داره وبه زمام نیازهست که بتوانم ان همه تغیبررو به شکل کامل انجام بدم
رسیدم به خود بزرک بینی وکلی نمونه درخودن داشتم به کلی روکم رنگ کردم دیدمولی کامل نشده و بایدبیشتر بشه شبدخترم با دامادم صحبت داستن به شکل ناهواسته تو صخبتش به یی مورد اشاره کرد توبخش یاد گیری که اون کل بر نامه داره ولب همه گذاسته که اول حتما لاغر بشه ولد انحام بده وتو صحبتش به اینمورد اشاره کرد کهماکان عحله نداره منتظر هیت ولی داذه کاره میکنه منتغاوت خودمبا دخنرکله من ثابت سد که منهنور نتیجه خیای زباد نکرغتمولب برعیمنتیجه خیای شور سوق علافه استمرارتمرین عمل کرد دارم که امروز و لبست عمل کرد تو هفته کذشته از ۲۱ روزاز ۹۰روز رو برای دوره اصلاح پرخوری واشتها فرستادم اول خدا رو شکرکردم که ۳ هفته بهتری رو داشتم که افکارم توبخش ارامنر به پیش رفته تازه به خودم قول دادم توابن هفته با کم شدن اشتباهتم یشترشدن عمل کرد خوبم باشه
وفتی منلرای باره دوم شروع مارم تولخش زندکی با ارده خدا رو شروع کردماولین فکر همین دریافت کادو از انجام دوباره این مسیر بود وفتی که فمرمیکرذماول توکل کردم له هدا وهرجیری که تهبه بشه بی شک لازم من هستذ که برامتهبه بشه وفبول با حس خوب روبراش گزاشتم
دو هفته پبس همسرم میهوایت با پسرم برای خردی جای سازه برفی مم فقط،بهش گفتمدو تا قابلمه دمدستی وبا چنند دست لیوان نیاز دارم ان رفت با پسرم وفتی انها رفتن گفتکای کاش،کفته بودمستی بخره بازم گفتم اجازه بدمدسری بد اگه خواست بره به یادش می اندازم
وفتی پسرم با همسرم امدن منزل من تواشپز خونه بودمدیدم هی پسرم وسایل میاره تو پزاریی وفتی نگاه کرد جندین کارتون بزرک کوچم روی هم تو پزاریی بود اول جشم افتاد به بسته لیوان گفتم ازاین شروع کنم به باز کردن وفتی لیوانها که همسرم خرید بود دبد بهش کفتم کلک خیلی خوشکل پسند کرذی افرین خنده از سر نشاط کرد هی اسرا که اون بسته بازکن پفتی بسته دستم کرفتم بهش کفتم سینی هست همسرن تعحب مرد مه جژپر در بسته بازنکرذم رپی بسته هیجنسانی وعمسی نیست من قادر به تسخیص سدن اره دپتا سبنی زیبا تودوتا سایز تهیه مرده بود بد رفتم سراغ جای ستزه اون زیبا خوشکل بود ورسیدم به کارتون ۱۵ پارجه سرپیس قابلمه هی پسرم به من کیداد من دپنه به دونه بار میمرذم ساد میشدم مم بهش کفتم دوتا فبلنه تازه انتطار خرید همون دوتا رو نداشتم توافکارم این بود که شاید فقط،چای سازه تهیه کنه این وسایل دیگه اصلا انتطارش نداشتم اث به این تعداد به این زیادی هی کارتنها رو باز کردم دورم پر شد بود ازکارتون خای وسایل که ازکارتون خارح میشد تو افکارم اول ازخداوند تشکر کردم که زمان نداد من تازه فکر کنم فایل ۱۰ از این دره ۴۹ فابل نزاشت فوری زود کادویی من فرستاد اینم به این میزان وبا ابن دفت که تو افکار من نبود
برای بسیار لذت بخش بود با خنده شادی ابراز محبت ازهمسرم تشکر کردم اون خیلی خو شحال شد که من من خردیش رو دوست داشتم وفتی فرزنذانم متوجه شدن کلی خندبد به من تبریک کفتن دارمشون ومن فردا کلی ظرف که خراب بود تو پلاستک کرده دادم ازخونه بیرون از فردا از همین ظرفهای که همسرم تهیه کرده شروع به استفاده کردم جرا من خودم لایق بهترنه پیدا کردم وازبهترینها وسایل باید بهر ببرم برای لذت از معدن ثروت دارایی خداوند عزیزم یکی از ۷ خصوصیش همین کسترش هستکه تو حهان هست رشت و کسترش تومنزل من امده پس نیاز نیست مثل سابق بزار برای زمانی کهمهمان مییاد ازش استفاده کنم خودمو فرزندانم وبخصوص همسرم استفاده کنیم وکیف نعمت خدایی خلاق رو ببریم
خدا پشت وپناهتوت یا حق حق نکه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام برخالق بی همتایی هستی
سلام بر استاد عطار روشن وهم مسیران
سلام شنبه ارزوزهایی هر فردچاق که با امدن راه نجات هرفردچاقی توتصورات اون افرد وازجمله من بود ولی هیج زمان اون رویا به واقعیت تبدیل نشد جون روی مهم ترین بخش اصلی هیجکاری انجام نشد طی این همه سال من هیجکاره مهم رو بخش ذهنمواقعا انجام ندادم
واین شنبه هست که یی دوره ای دیگه تهیه کردم و برای پاک کردن ذهنم ازهرچیره الوده که تاره انها رو کشف کردم
یی سال پر از تلاش ودریافت اگاهی خوب وزمانی که صرف شد تودومسیر با شکوه که رازش تازه سب فبل به من اثابت شد که چرا خداوند من بدازمسیر دوره ودربه سرزمین. لاغرها ایده تهیه دورها خدا هرگز دیر نمیکند رو به من داد
برنامه کاری من تو این مسیر که تو ذهنم چیدم اول یاد گیری تو بخش رایگان و رفتن انجام دادن رها شدن از چاقی تو همون بخش که حدود صد خوردیی روز که خدا برام نظر گرفته به حالت زود کذر بهش نگاه داشتم
ولی اینمسبر زمان برهست وتازه ه میخوام به واون تناسب موردنظر برسم نیازبه زمات بلند مدت هست ابره خرید به من داده شد تهیه دوره ودر به سرزمین لاغرها هست همون روز اقدام به خربد کردم یادهست ۵ عید سال پیش بود و شرایط به شکلی شد که کافینت طرف منزل من بسته وبودن من باید جروز اول چاپ میکردم بد شروع به بادگیری ودریدفت اطلاعات وتمرین میشدم
به اجبار تونگاهم ولی کاره خداوند ن نا انتهای صد قدن رو طی کررن واونکنسر رو تمام کرده وبا خیال اسوده ۱۹ فروردین شروع به کارکردم
انجه که بدو اموزش و یادگیری وبه وحود امدن حس خوب که توبخش رایگان به شکل خوبش اون کسب کردم ویقین برای من ایحاد شد که خداوند راه نجات من رو توهمین مسیر قرار داده پس اگه من اینجا نتیجه نکیرم اخرین تیر عمل کردن معده بود که به اجبار اون جیزی رودوست نداشتم ا اررش فراری بودم روانجام بدم
ترس این عمل چنان درمن به شکرخدا زیاد بود که همبن ترس راه نجات از عمل نکردن بود پس تو بعضی زمان داشتن ترس تو نگاهم امروزر مخصوص اگه با ترس از عوافب کاره باشه برای من که خوب بود ولی تو جنبه های دیگه نه ابن اولین بهترین ترسی من.ار انجام ندان واز عمل منع کرد ن
راه نحات شد برای دریافتهای عالی که تو این مسبر برای من خدای عزیزم جیده جیدمان عالی که بدازدره اولین ایده تهبه دوره خدا هرگز دیر نمیکند بود خودم برام جای سوال بودچرا طبق این مسیر من و باید پاکسازی ذهن تهیه کنم ولی جرا ایده خربد یی دوره دیگه هست بی هیچ جون جرایی خرید رو انجام دادم امرورز با دلی قرص واطمبتان به خودم میکمخدا مسبر رو برام چیده که بداز هردوره چه دوره برای باید درونش باشم انجام وبدم به سطح بالاتری برم وربد دروه دیگه رو ایده می کریم کمک کننده وهست اون تهیه مبکنم برای خودم خودم بهترین دست اورد رو داره
حالا هر دورهای این اموزش های خودم. تو جند جنبه تو زندگی تغییزلت عجبی روبه زندگی رقم زده منهمون فرد سال پیش نیستم جنان دست اودرم دارن که برای نوشتن نمیدونم ارکودم بخش بگم برای فردی به سن من انقدر مشکلات ناشی از اضافه وزن وحود داشت که من اولین نگاه فقط ،همین کم شدن وزن رو رویا پردازی درخواستن داشتم
اخرین و بهترین دست اور تو افکارم همین کم شدن وزن بود ا صلا تو تصورات تغییر تو جندین جهت رو نداشتم حالا ابراز میکنم این تغیبرات رو خودم شاهد
هستم
که تواین دو روز گذشته فقط بخوام بنویسن تو جندین جهت دست اور داشتم یی جندتا شون مینویسم شاید برلی یی عده که تازه دارن پا تواین مسبر میزارن دلگرم کننده باشه اولین که وزنی خوبی رو ازدست دادم با هیج حرکت که بهش بگبم راه رفتنن ورزش،کردن هیج هیج وتازه دوره پیارروی موثر توهمین دو هفته گذشته تهبه کردم هنوز موفق به راه روفتنبا یی فایل این تو رمان کامل نشدم
شایداز فایل اول روی هم با نشتن پا شدن روی مبل بشه با ورزش دادن پامبشه روی هم مفید ۳۰ دقیقه اون کمی راه رفتن بیشتر نشتن پام جرکت دادن وگرمکردن پا پس راه ردفتنکاملا تعطیل بوده ویی فایل روهمین روز گذشته توبخش تخیف خورد ودادم امتیاز تهیه کردم ا که هنوزموفق به دبدن نشدم توفرصتی که در روزهایی اینده انشالله به دستمیارم ارزش استفاده میکنم
خوب توبخش شناخت ازخدایی عزیزم که همه رو دوره با شکر ه خدا هزگر دیرنمیکند کسب کردنم متوجه شدماصلا چطور درخواستی رو داشته باشم چطور ارسال کنم چه زمانی که دارم روی خودمکاره میکنمچه زماتی به من ایده داده میشه خلاصه دنبای دانش دورنش هست که هرجی بنویسن امکان نداده حق مطلب رو ادعا کنم باید زمان گذاشت تا به درک این مسبر رسبد ونتجه شد همین امسال تعویض وسایل منرلم اونچیزی که جندین سال هست که دوست داشتم انجام بدم وسایل رمنرل روعوض کردممبل برای من داستنش یی دست بود ولی خدا دو دست شیک مبل وارد متزل منکرد لوسترهای منزل که تازه خون جدید که۱۲ سال هست یعنی جیزی حدود ۳۲ سال لوستر واصلا عوض نکردم و تو افکار عوض شدنی نبود وخونه مت از نوعی وتازکی که هرروز با جسن بازکردن اونوحس لم نیونمچنان نشاط دورنی دو من ایحادمیکنه که حساب تداره طریقه خریداین وسایل خودش ی داستان داره که همه نشون ازکمک خدای عزیزم توبهترین شرایط با کمترین قیمت درکمترینپولی که توحساب هسرم و منبود به خونه ما امدم ساله های لی که تو حساب همسرمپول فراواتی بود جرا این خرید انجامنسد درست وتوهمین سال با این شرایط برای من انجام شد کاره خداهست وبس
تو بخش ر بطه جنان تغییرخوبی رورقم زرمکه اصلا بازم توتصورات نبود همسر با من برخودر خیلی بهتری داره جیزی که تو ذهنم وفرزتدانم بود به دختر بزرگمگفتن با تغییرتوذ هن ونگاهم به موضوع حالا هرجی باشه اون تغییرمیکنه منقصددارم این قانون روی با پدرت به اجرا بزرارم دخترمخنده بلندکرد کفت بابا امکان نداره بد از۳۸ سال زنی مشترک این امکتن نداره تغییر کنه ولی شد همونی که شما گفتید جرا جون من تغییرات افکار دادم
منودوب ذهنمکاره کردم ونتیجه بسیار بیستر ازانتظازم ارخودم وبوده هست
توبخش برخودربا فرزدانم چنان تغیبرخوبی رو شاهد هستم که روز گذشته با دختر که ۲۴ سال داره فردی بسیار باهوش هست وتحصلات خوبی رو با نمرات عالی رداره توکاره بسیار به شکرخدا باهوش عمل میکنه
خیلی زمان میشد که و اون ار کارش از هدفش دست اودش توبخش کارش صحبت میکرد ولی من وافعا متوجه نمشدم که واون داره ارجی حرف میزن و وزماتی میسد من ازمتن حرف و صحبتش شایدکمی متوجه میشدم
حدوود یی ساعت صحبت داشتن ویی مورد روبهش یاد اودی شدمکه با تعجب دخترم گفت تومامان ازکجا این میدوننی من با روانشناس صحبت کردم درباره مشکلی که تودسرکارش برای توجه به یی موضوع ایحاد شده من طریقه اونتوجه بهش گفتم وگفنم اون فرد که توجه بهش داره قصدش ازاین حرکت کشیدن دخنرم به دسطح پایین تر ازخود دخترم هستچون اون روی خودش کاره نکرده توان بالا امدن وهم سطح شدن با دخترم رو نداره با عمل کرد خودش قصدش کشیدن دخترم به سطح فکری خودش هستکه ازپیش رفت دخترم جلو کیری کنه
وفتی این مور روبهش گفتمدختر با تعجب کفت با یی رواشناس هم صحبت کرده اون همین حرف زد من از بخشی تناسب فکری ی ازبخش که با دیگران که توبخش،منفی هستند هم. کلام نشیم درد دل انها رو سعی کنیمگوش نکنیم جرا چون این وافراد کاری که ما توذهنم انجاممیدن رونمیده هم فرکانس مانیست برای داشتگوش شنوا که ازدست ندن من رو به سطخ خودشون به پایین میکشن استفاده کردم واینمورد روبهش گفتم
همین برخور با پسرم هم داشتن یی ساعت ازبازی کیمخودس ونحوهوانجانش تعریف میکرد ازصحبت پسرمبو دوواخر من بهش یی راهکار دادم همبدنمکاملا درست هست ولی اون کمی اسرا داست که درست نیست من اجازه دادمکه خودش بره فکر کنه شایدنتیجه بهتری دریافت کنه من توابن و برخور داشتن رابطه با جوانان خودم خیلی موفق بودم و محبت بهشون هم از طرف من زیاد شده وهم و از طرف فرزندانم واین مشکلم ابن بخش رو برطرف کردم
منجه کاره روانجام دادم جزاین که متحوای ذهنی خودم روکه مرکز وسلطان جسم هست رو روش کاره کردم ورنتبحه های به این بزرکی رو به زندگی وارد کردم میدنم در اینده رشت و پپشرفت من بسیار خواهدشد چون من دارم توبخشهای دیگه واینمسیر همپا گذاشته مشکل بیشتری از ذهنم رو اول پاک و برطرف میکنم انشالله که دریافت کمک از جانب خالقم هست بوده خواهد بود چون خدای من هیج زمانی برای هیج بندهای دیر نمیکنه اون هست اگه وبنده جشم بسته خودش رو باز کنه غبار رو چشمش پاککنه اون مه ابحاد شده روی شیشه عینک رو پاککنه بهتر خدایی عزیز رو بینه متوجه مبشه که جقدرراسون راحت به هرانجه خواسته خوب یا بد خدای نکرده میرسه
امیددارم همه دوستان هرانجه درخواست خوب توبخش مثبت دارن بهش بی هیج کمکاستی تو زمانی که خدا براشون درتظر دا ره برسن امین
خدا پشت وپنا هتون با حق. حق نگه دارتون