نوشته fatmhadly85 در بخش نظرات بعنوان متن این قسمت انتخاب شد
یادمه اون زمان که چاق بودم و راه درست لاغری رو بلد نبودم هر وقت که اسم غذاهای چرب و چیلی مثل قورمه سبزی و آبگوشت و قیمه و کله پاچه ….. مییومد من همیشه حسرت میکشیدم که ای کاش لاغر بودم تا مثل لاغرها هر چه قدر که دلم میخواد از هر غذایی که دوست دارم بخورم .
در مورد قورمه سبزی که دیگه نگو چون من عاشق قورمه سبزی هستم اون زمانم که مجرد بودم هر وقت مادرم قورمه سبزی درست میکرد من عشق میکردم هر چه قدر که دوست داشتم میخوردم اصلا هم به چاق بودن غذاها و چاق شدن خودم فکر نمیکردم و چاق هم نمیشدم و تا قبل از ازدواج همیشه وزنم ثابت بود.
با اینکه هر چی دوست داشتم میخوردم حتی یک گرم هم اضافه نمیکردم ولی از زمانی ازدواج کردم نمیدونم چه اتفاقی افتاد که من نسبت به غذاها حساس شدم و اونا در ذهن من دسته بندی شدن و مدام به چاق کننده بودن اونا فکر میکردم و کم کم شروع به چاق شدن کردم و روز به روز به وزنم اضافه میشد .
قورمه سبزی در ذهن من جزو دسته غذاهای چاق کننده بود و هر وقت که با این غذا مواجه میشدم دچار استرس و دو دلی میشدم که آیا از این غذا بخورم یا نخورم و بلاخره تصمیم میگرفتم که خود مو کنترل کنم و کم بخورم تا چاقتر نشوم اما به محض اینکه قاشق به دست میگرفتم و آماده خوردن میشدم همه چیز و فراموش میکردم و در حد سنگینی و فشار شکم میخوردم و بعدش دچار عذاب وجدان میشدم.
ولی از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم دیگه این دسته بندی رو در ذهنم از بین بردم و برام فرق نمیکنه که غذا چی باشه هر چی که باشه در زمان گرسنگی به اندازه نیاز بدنم میخورم و به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کردم دیگه ادامه نمیدم و اصلا به چاق کننده بودن شون فکر نمیکنم.
هر وقت که قورمه سبزی درست میکنم مثلاً اگه واسه ناهار باشه از صبح بار میزارم سبزیها شم حسابی با روغن زیاد تفت میدم چون هم همسرم و هم خودم دوست داریم که حسابی پر روغن باشه اصلا جالب اینجا ست که همسر من کاملا متناسب و خوش اندام هستن ولی دوست دارن که غذا خوش نمک و خوش روغن باشه مخصوصا قورمه سبزی دوست دارن که موقع سرو غذا روغن خورشتش زیاد باشه و اصلا به چاق کننده بودن غذاها فکر نمیکنه.
اتفاقا چند بار که ازش پرسیدم که نمیترسی چاق بشی میگه نه بابا خدا کنه من یکمی چاق بشم تازه معتقد که چربی غذاها واسه بدن مفیده و بدن آدم نیاز به روغن کاری داره که باید از طریق روغن غذاها انجام بشه ایشون حتی یک گرم هم اضافه وزن ندارن و از سالی که ما ازدواج کردیم همون اندام دوران مجردی شون و دارن و الان دختر بزرگ مون 19 ساله شه و ایشون هنوزم همون وزن و دارن
من قبلاً فکر میکردم که ایشون استعداد چاقی ندارن و در عوض فکر میکردم که خودم استعداد چاقی دارم چون به وفور این جمله رو شنیده بودم که ما خونوادگی استعداد و ژن چاقی داریم و همیشه از داشتن اندام نا زیبا و ژن و استعداد چاقی که در وجودم داشتم ناراحت بودم و در مورد این موضوع خداوند و مقصر میدونستم .
همه افراد چاق هنگام مواجه شدن با غذاهای چرب مثل قورمه سبزی دچار ترس و وسوسه و همچنین بعد از خوردن عذاب وجدان میشن در صورتی که افراد متناسب اصلا همچین حسی نسبت به غذاها ندارن چون اونا اصلا به چاق کننده بودن غذاها اعتقادی ندارن و همچنین در حد فشار شکم و سنگین شدن غذا نمیخورند حالا میخواد قورمه سبزی باشه یا هر غذای دیگه اونا به اندازه نیاز بدن شون غذا میخورند و به محض اینکه سیر شدند دیگه دست از خوردن میکشن.
بخاطر همین هیچ وقت دچار عذاب وجدان نمیشن چون زمان مواجه با مواد غذایی و خوراکیها هیچ کار اشتباهی انجام نمیدن که بعدش دچار عذاب وجدان بشن ولی افراد چاق چون اصلا متوجه سیری و گرسنگی شون نیستند و حتی در زمان سیری هم حتی اگه بعد از وعده اصلی غذا شون باشه کسی با جعبه شیرینی و یا غذایی چیزی وارد بشه دوباره جا برای خوردن دارند و چون میدونن که کار شون اشتباست دچار عذاب وجدان میشن وگرنه که اگر آدم کار درستی انجام بده چرا باید دچار عذاب وجدان بشه .
یادمه قبلاً همیشه بعد از خوردن غذا منم این احساس و داشتم ولی خدا رو شکر از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم دیگه این حس و تجربه نکردم چون از مواد غذایی فقط در زمان گرسنگی استفاده میکنم و زمانی که سیر شدم دست از خوردن میکشم.
الان یکی دو ماه که متوجه شدم حتی اگه یک لقمه ته بشقاب غذام مونده باشه خیلی راحت غذا رو رها میکنم و دیگه ادامه نمیدم و این برام خیلی لذت بخشه در صورتیکه قبلاً غذای بشقاب مو کامل میخوردم البته وقتی میگم بشقاب منظورم یک بشقاب پر نیست بلکه در حد یک کفگیر چون از وقتی که تو این مسیر هستم غذام خیلی کم شده.
ولی الان یکی ، دو ماه که دیگه همون یک مقدار کم رو هم اگه باز نتونم بخورم ادامه نمیدم و خیلی راحت دست از خوردن میکشم در صورتی که قبلاً مخصوصا زمانی که مهمونی بودم غذا مو کامل میخوردم یعنی همون یک کفگیر و کامل میخوردم چون فکر میکردم که صاحب خونه شاید ناراحت بشه و بگه حالا همون یک گفگیرم نخورد ولی الان دیگه اگه ناراحتم بشن برام مهم نیست چونکه واقعا نمیتونم بخورم و اگه ادامه بدم حس بدی بهم دست میده.
بعد از غذا هم نمیتونم میوه یا چای …بخورم و باید چن ساعتی رد بشه تا بتونم چیزی بخورم در صورتیکه قبلاً (قبل از آشنایی با این روش) در حد فشار شکم و سیری غذا میخوردم بعدشم اگه بلافاصله میوه آورده میشد میخوردم و به بقیه هم اصرار میکردم که بخورید میوه واسه بدن مفیده و غذا رو هضم میکنه الان که یاد اون دوران میافتم به کارهایی که انجام میدادم خندم میگیره ولی خدا رو شکر که از همه اون افکار و رفتارهای نادرست غذایی رها شدم واین حس شیرین رها شدن و خیلی دوست دارم و بعدش لبخند روی لبم میشینه.
قبلا معتقد بودم چون دست پختم خوبه و همسرمم غذاهای چرب و چیلی دوست داره و منم هر روز درست میکنم بخاطر همینه که میخورم و چاق میشم یا میشه گفت قبلاً با غذاها خاطره بازی میکردم یا وابستگی داشتم ولی الان نه خیلی راحت از کنار اونا در زمان سیری رد میشم و اصلا برام مهم نیستند چون هر روز با خودم تکرار میکنم که غذاها برای رفع نیاز بدن هستند حالا چه میخواد قورمه سبزی، آبگوشت ، کباب ، انواع پلوها ، سوپ ، فست فود ….یا هر چیز دیگه باشه و همچنین با خودم تکرار میکنم که تناسب اندام و سلامت جسمم برام مهمتر از غذاها ست
استاد براتون خیلی خوشحالم که رابطه گرم و صمیمی با همسر تون دارین ان شاالله که همیشه تن تون سالم و لب تون خندون باشه همسر منم خیلی مهربون و مسولیت پذیر هستند و همیشه تو کارای خونه به من کمک میکنن و همیشه همراه و رفیق من هستند منم مثل شما هر روز همچین طعم شیرینی و تجربه میکنم و این برام خیلی لذت بخشه
لاغر شدن آسونترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم
با تشکر از زحمات شما استاد گرامی
منتظر خواندن نوشتههای شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.21 از 47 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

🌼 به نام خدای مهربان 🌼
سلام …
استاد عزیز و مرجان خانم عزیز، واقعا ممنونم ازتون ❤️شاید هر کسی این فایل رو ببینه، در نگاه اول فکر کنه فقط یه طرز تهیه ساده قورمه سبزیه، ولی برای من خیلی بیشتر از این حرفها بود. 😊
امروز یه کم بیحوصله بودم و همینطوری توی سایت میگشتم که چشمم به جمله حالمو بهتر کن افتاد و وارد فایل طرز تهیه قورمهسبزی شما شدم. چیزی که بیشتر از خود غذا و طرز تهیهاش به چشمم اومد، حال خوب، صمیمیت و آرامشی بود که بین شما دوتا جریان داشت.از نوع حرف زدنتون، شوخیهاتون و حتی همون آشپزی ساده، قشنگ میشد فهمید که وقتی روی ذهنمون کار میکنیم، حال و رفتارمون هم تغییر میکنه.اون قسمت از فایل خیلی به دلم نشست، تغییرات مرجان جون، اینکه قبلا اعتمادبهنفس زیادی نداشته و وابستگی بیشتری به مادرش داشته، ولی تونسته خودش رو تغییر بده، رشد کنه و کارهایی رو انجام بده که شاید یه زمانی فکر میکرد از عهدهشون برنمیاد.به نظرم یکی از قشنگترین اتفاقات زندگی اینه که آدم بتونه خودش رو تغییر بده و بهترین نسخه خودش رو اول به خودش نشون بده. وقتی خودمون این تغییر رو ببینیم و باورش کنیم، مطمئنا دیگران هم اون تغییر رو میبینن و از دیدنش لذت میبرن. ❤️مرجان جون، واقعا از دیدن این رشد و تغییراتت خوشحال شدم. اینکه با وجود سه تا بچه و همه فراز و نشیبهای زندگی، بعد از این همه سال تونستی خودت رو پیدا کنی، رشد بدی و یه آدم قویتر و موفقتر بسازی، واقعا باارزش و قابل تحسینه. 🌷
قشنگ حس آرامش و لذت بردن از زندگی توی این فایل موج میزد و عجیب حال منو خوب کرد. 🥰ممنونم از شما دو عزیز که عاشقانه تجربههاتون رو با ما به اشتراک میزارید تا ما هم یاد بگیریم بدون زجر و محدودیت، هم ذهنمون رو تغییر بدیم و هم از زندگی و غذا خوردنمون لذت ببریم. ❤️امیدوارم برکت این انرژی و حس زیباتون به زندگیتون برگرده و شاهد خوشبختی بچه هاتون باشید .
خدا رو شکر برای حال خوب ، برای آرامش ، برای زندکی ، برای تغییر خوب🌸🌸🌸
نشان های دریافت شده
سلام ووقت به خیر عالی بود همسرتون بی پروا روغن ریختند وگفتند نترسید بزای خوشمزگی لازمه جالب بود
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و مرجان خانم و دوستان همراه
از اینکه می بینم با اینهمه مشغله های کاری و سه تافرزند خصوصا آیدا جان هم کوچولو بود این فایل رو باهم ضبط کردید تا باورهای ذهنی ما نسبت به چاق شدن عوض بشه بی نهایت سپاسگزارم .
خصوصا اون قسمتی که مرحان خانوم وقتی داشتند روغن می ریختند داخل ظرف رو نشون دادند وحتی تاکید کردند که برای خوشمزه شدن باید روغن بیشتری در تابه بریزیم تا سبزی خوش طعم بشه .
واون قسمت که قلم گوسفند رو داخل ظرف ریختید اونم چالشم بود که اخیرا ایجاد شد وکمی ترس داشتم وخدا روشکر که غذایی رو برای آموزش انتخاب کردید کا نقطه ضعف چاقها در آن بهش اشاره میشد .
وقتی باچشمام میبینم که رسما هرغذایی که دوست دارید میل میکنید و این تناسب اندام رو دارید کلا دیدم نسبت به غذاها عوض میشه .
تازه من تناسب اندام شما رو خیلی دوست دارم از اونهایی که میرن با باشگاه خودشان رو لاغرمیکنن و بازوهاشون پف کرده هست نیستش و طبیعی و ارگانیک هست جسمتون .
و داره یه آرامش نشون میده که بدون زجر وباشگاه ومحدودیت متناسب هستید ولبخند زیبا وآرامش درونتان در فایلهای آموزشیتون داد میرنه .
از شما دوعزیز بی نهایت سپاسگزارم که عاشقانه دوست دارید تا ماهم متناسب شویم واز زندگی لذت بیشتری ببریم .
سلام استاد عزیز
وقتتون بخیر و شادی
غذای امروز ما قورمه سبزی بود
گفتم خوبه که همزمان با وقت گذاشتن برای آشپزی طریقه ی قورمه سبزی جنوبی ها و بخصوص آشپزخونه لاغری رو هم ببینم
عااالی بود استفاده بردم
از مرجان خانم عزیز و اعضای خانواده تون هم برای همراهی شما سپاسگزار م
مطمئن شدم که هییییچ غذایی تو دسته ی چاق و لاغر قرار نمیگیره
به اندازه ی نیاز بدن و در موقع گرسنگی با لذت و حال و احساس خوب از نعمتهای خدا استفاده کنم و فکرهای بیخود و اشتباه نکنم و به غذا ها برچسب خوب و بد نزنم
با تشکر فراوان از شما و لطف تون
سلام استاد قرار بود از بین نوشتههای دوستان یکی و انتخاب کنید به عنوان متن نمونه بزارید پس چی شد ؟
سلام و درود
انتخاب شد
از اینکه در بهبود سایت تناسب فکری همکاری می کنید سپاسگزارم
ممنون استاد همچنین تشکر از شما که با آموزش های ارزشمند تون کمک میکنید تا من و دوستانم بهتر و زودتر به تناسب فکری و تناسب جسمی برسیم.
در ضمن خیلی خوشحال شدم که متن خودمو به عنوان متن انتخابی این فایل دیدم بازم ممنون بخاطر همه چیز .🌷🌷🌷
سلام خیلی عالی بود
ولی قرمه سبزی رو سخت درست کردیدا .
ما خیلی راحت درست میکنیم . گوشت و پیاز رو با هم تفت میدیم . بعد سبزی سرخ شده رو اضافه می کنیم بعد لوبیا قرمز که از قبل خیس کرده بودیم رو اضافه میکنیم و بعد آب میریزیم و تمام . نیم ساعتم طول نمیکشه آماده سازیش . البته سبزیش رو از قبل سرخ می کنیم .
مثلا ساعت ۸ برای ساعت ۲ بعد از ظهر کاملا جا افتاده است . حدودا ساعت ۱۲ هم ۲ تا لیمو امانی بهش اضافه میکنیم و حالا چاشنیش رو میزون می کنیم و دو ساعت آخرم کاملا جا میفته . البته انقدرم روغن نمیریزیم .لزومی نداره این همه روغن . ولی قلم رو باهاتون موافقم . از نظر طعم خوشمزه تر میشه .
پلو هم اگه بیشتر می موند کاملا ته دیگ دار میشد و ته دیگش قهوه ای میشد . تازه ما گاهی ته دیگ نون میزاریم مخصوصا نون تافتون ته دیگش محشر میشه .
ولی کلا قاعده همینه هر کسی فقط دستپخت خودش و دوست داره و ازش تعریف و تمجید میکنه ولی ذائقه هم یه جور عادته .
تنها چیزی که هست اینه که ذائقه هم نسبیه . هرکسی طبق عادتش میگه فلان غذا خوشمزست یا بدمزه . من دو تا زنعمو دارم . اونقدر از دستپختشون تعریف و تمجید می کنند خدا می دونه . الان غذای شمارو بزاریم جلوشون اصلا قبول ندارن غذای اونا رو هم بزاریم جلوی شما شما اصلا قبول ندارید .
به هر حال از نظر من همش برمیگرده به ذائقه ی افراد .
یه نکته ی دیگه هم اینکه در مورد چاقی و لاغری هم باز نظرها نسبیه . الان که خوب نگاهتون کردم به نظر من شما هردوتون چاق هستید ولی شما میگید لاغر هستید .
الان من از مرجان خانوم لاغرتر هستم ولی به خودم همش میگم چاق . پس چاق دیدن هم نسبیه .
به نظر من کلمه ی تناسب یعنی نسبیت .
همه ی انسانها متناسبن . اما نگاه متناسب از نظر انسانها باز هم با هم متفاوته .
ولی در کل ممنون . جالب بود . فهمیدم که من باید نگاهم رو درست کنم . هم نسبت به اندامم هم نسبت به غذاهایی که میخورم و هم نسبت به رفتارم .
من اگه نگاهم رو متناسب کنم راحت هم خودمو لاغر میبینم هم راحت لاغر میشم .
پیامی که این ویدیو برام داشت . راحتی و اعتماد به نفس بود که یاد گرفتم که خودم رو همینجوری که هستم زیبا و متناسب ببینم .
ممنون از شما و خانومتون
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
به نظر من شما که هم خودتون رو چاق میبینید وهم استاد وخانمشون رو ذهنتون خیلی چاقه که ذهنتون نتونست لاغری چهل کیلویی استاد رو ببینه
استاد وخانمشون ذهنشون در مسیر لاغری و تناسب هستن که میگن لاغرن ذهنشون متناسب هست که خودشون رو لاغر میدونن وبیشتر ازین هم مطمئنا لاغر میشن
درحالی که به زعم شما چاقن استاد ادعای لاغری کامل ندارن همیشه میگن تا تناسب ایده الشون هنوز مونده بیشترش رفته کمش مونده
موفق باشید
به نام خدایی که در این نزدیکیست
با سلام به دوستان هم مسیرم
قورمه سبزی ( آموزش آشپزی + لاغری )
یادمه اون زمان که چاق بودم و راه درست لاغری رو بلد نبودم هر وقت که اسم غذاهای چرب و چیلی مثل قورمه سبزی و آبگوشت و قیمه و کله پاچه ….. می یومد من همیشه حسرت میکشیدم که ای کاش لاغر بودم تا مثل لاغر ها هر چه قدر که دلم میخواد از هر غذایی که دوست دارم بخورم .
در مورد قورمه سبزی که دیگه نگو چون من عاشق قورمه سبزی هستم اون زمانم که مجرد بودم هر وقت مادرم قورمه سبزی درست میکرد من عشق میکردم هر چه قدر که دوست داشتم میخوردم اصلا هم به چاق بودن غذاها و چاق شدن خودم فکر نمیکردم و چاق هم نمیشدم و تا قبل از ازدواج همیشه وزنم ثابت بود ، با اینکه هر چی دوست داشتم می خوردم حتی یک گرم هم اضافه نمی کردم ولی از زمانی ازدواج کردم نمی دونم چه اتفاقی افتاد که من نسبت به غذا ها حساس شدم و اونا در ذهن من دسته بندی شدن و مدام به چاق کننده بودن اونا فکر میکردم و کم کم شروع به چاق شدن کردم و روز به روز به وزنم اضافه می شد .
قورمه سبزی در ذهن من جزو دسته غذاهای چاق کننده بود و هر وقت که با این غذا مواجه میشدم دچار استرس و دو دلی می شدم که آیا از این غذا بخورم یا نخورم و بلاخره تصمیم میگرفتم که خود مو کنترل کنم و کم بخورم تا چاق تر نشوم اما به محض اینکه قاشق به دست میگرفتم و آماده خوردن میشدم همه چیز و فراموش میکردم و در حد سنگینی و فشار شکم میخوردم و بعدش دچار عذاب وجدان میشدم.
ولی از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم دیگه این دسته بندی رو در ذهنم از بین بردم و برام فرق نمی کنه که غذا چی باشه هر چی که باشه در زمان گرسنگی به اندازه نیاز بدنم میخورم و به محض اینکه پیغام سیری رو دریافت کردم دیگه ادامه نمی دم و اصلا به چاق کننده بودن شون فکر نمیکنم .
منم.هر وقت که قورمه سبزی درست میکنم مثلاً اگه واسه ناهار باشه از صبح بار می زارم سبزی ها شم حسابی با روغن زیاد تفت میدم چون هم همسرم و هم خودم دوست داریم که حسابی پر روغن باشه اصلا جالب اینجا ست که همسر من کاملا متناسب و خوش اندام هستن ولی دوست دارن که غذا خوش نمک و خوش روغن باشه مخصوصا قورمه سبزی دوست دارن که موقع سرو غذا روغن خورشتش زیاد باشه و اصلا به چاق کننده بودن غذا ها فکر نمیکنه اتفاقا چند بار که ازش پرسیدم که نمیترسی چاق بشی میگه نه بابا خدا کنه من یکمی چاق بشم تازه معتقد که چربی غذاها واسه بدن مفیده و بدن آدم نیاز به روغن کاری داره که باید از طریق روغن غذاها انجام بشه ایشون حتی یک گرم هم اضافه وزن ندارن و از سالی که ما ازدواج کردیم همون اندام دوران مجردی شون و دارن و الان دختر بزرگ مون 19 ساله شه و ایشون هنوزم همون وزن و دارن من قبلاً فکر میکردم که ایشون استعداد چاقی ندارن و در عوض فکر میکردم که خودم استعداد چاقی دارم چون به وفور این جمله رو شنیده بودم که ما خونوادگی استعداد و ژن چاقی داریم و همیشه از داشتن اندام نا زیبا و ژن و استعداد چاقی که در وجودم داشتم ناراحت بودم و در مورد این موضوع خداوند و مقصر می دونستم .
همه افراد چاق هنگام مواجه شدن با غذاهای چرب مثل قورمه سبزی دچار ترس و وسوسه و همچنین بعد از خوردن عذاب وجدان میشن در صورتی که افراد متناسب اصلا همچین حسی نسبت به غذاها ندارن چون اونا اصلا به چاق کننده بودن غذا ها اعتقادی ندارن و همچنین در حد فشار شکم و سنگین شدن غذا نمیخورند حالا میخواد قورمه سبزی باشه یا هر غذای دیگه اونا به اندازه نیاز بدن شون غذا میخورند و به محض اینکه سیر شدند دیگه دست از خوردن میکشن بخاطر همین هیچ وقت دچار عذاب وجدان نمیشن چون زمان مواجه با مواد غذایی و خوراکی ها هیچ کار اشتباهی انجام نمی دن که بعدش دچار عذاب وجدان بشن ولی افراد چاق چون اصلا متوجه سیری و گرسنگی شون نیستند و حتی در زمان سیری هم حتی اگه بعد از وعده اصلی غذا شون باشه کسی با جعبه شیرینی و یا غذایی چیزی وارد بشه دوباره جا برای خوردن دارند و چون میدونن که کار شون اشتباست دچار عذاب وجدان میشن وگرنه که اگر آدم کار درستی انجام بده چرا باید دچار عذاب وجدان بشه .
یادمه قبلاً همیشه بعد از خوردن غذا منم این احساس و داشتم ولی خدا رو شکر از زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم دیگه این حس و تجربه نکردم چون از مواد غذایی فقط در زمان گرسنگی استفاده می کنم و زمانی که سیر شدم دست از خوردن میکشم الان یکی دو ماه که متوجه شدم حتی اگه یک لقمه ته بشقاب غذام مونده باشه خیلی راحت غذا رو رها میکنم و دیگه ادامه نمیدم و این برام خیلی لذت بخشه در صورتیکه قبلاً غذای بشقاب مو کامل میخوردم البته وقتی میگم بشقاب منظورم یک بشقاب پر نیست بلکه در حد یک کفگیر چون از وقتی که تو این مسیر هستم غذام خیلی کم شده ولی الان یکی ، دو ماه که دیگه همون یک مقدار کم رو هم اگه باز نتونم بخورم ادامه نمیدم و خیلی راحت دست از خوردن میکشم در صورتی که قبلاً مخصوصا زمانی که مهمونی بودم غذا مو کامل میخوردم یعنی همون یک کفگیر و کامل میخوردم چون فکر میکردم که صاحب خونه شاید ناراحت بشه و بگه حالا همون یک گفگیرم نخورد ولی الان دیگه اگه ناراحتم بشن برام مهم نیست چونکه واقعا نمی تونم بخورم و اگه ادامه بدم حس بدی بهم دست میده و بعد از غذا هم نمی تونم میوه یا چای …بخورم و باید چن ساعتی رد بشه تا بتونم چیزی بخورم در صورتیکه قبلاً (قبل از آشنایی با این روش) در حد فشار شکم و سیری غذا میخوردم بعدشم اگه بلافاصله میوه آورده میشد میخوردم و به بقیه هم اصرار میکردم که بخورید میوه واسه بدن مفیده و غذا رو هضم میکنه الان که یاد اون دوران می افتم به کارهایی که انجام می دادم خندم میگیره ولی خدا رو شکر که از همه اون افکار و رفتارهای نادرست غذایی رها شدم واین حس شیرین رها شدن و خیلی دوست دارم و بعدش لبخند روی لبم میشینه.قبلا معتقد بودم چون دست پختم خوبه و همسرمم غذا های چرب و چیلی دوست داره و منم هر روز درست میکنم بخاطر همینه که میخورم و چاق میشم یا میشه گفت قبلاً با غذاها خاطره بازی میکردم یا وابستگی داشتم ولی الان نه خیلی راحت از کنار اونا در زمان سیری رد میشم و اصلا برام مهم نیستند چون هر روز با خودم تکرار می کنم که غذاها برای رفع نیاز بدن هستند حالا چه میخواد قورمه سبزی، آبگوشت ، کباب ، انواع پلوها ، سوپ ، فست فود ….یا هر چیز دیگه باشه و همچنین با خودم تکرار میکنم که تناسب اندام و سلامت جسمم برام مهم تر از غذاها ست
استاد براتون خیلی خوشحالم که رابطه گرم و صمیمی با همسر تون دارین ان شاالله که همیشه تن تون سالم و لب تون خندون باشه همسر منم خیلی مهربون و مسولیت پذیر هستند و همیشه تو کارای خونه به من کمک میکنن و همیشه همراه و رفیق من هستند منم مثل شما هر روز همچین طعم شیرینی و تجربه میکنم و این برام خیلی لذت بخشه
لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه راه شو بلد باشیم
با تشکر از زحمات شما استاد گرامی
با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان
سلام آقای عطار ویدئوی خوبی بود.ولی من از رئیس بازی خانم اصلا خوشم نمیاد.خیلی پرو بال بهش دادین.خدا می دونه قبلا باهاتون چه جوری بوده که الان به نظرتون خوب میاد.جسارت نباشه یا جلوی دوربین اجازه ندین بیا یا اینکه روی عزت نفس و روابط خیلی کار کنید.به خدا بدون غرض می گم.حالم گرفته می شه وقتی می بینم.در اصل شما باید حرف اول واخرو بزنید در اصل شما باید ابهت داشته باشین.ویا حداقل یک حالت تعادل باشه.ولی بنده خدا انگار خیلی اعتماد به نفس کاذب داره.بچه ها از شما توقع خیلی بیشتری دارن.من واقعا از شما معذرت می خوام که رک حرف زدم.خواسش می کنم در رفتارتون تجدید نظر جدی کنین.حالا ما که غریبه هستیم ولی فامیل و آشناهای شما ببینن خب شما استادین اونا هم مطمئن باشین که بدشون میاد.می دونم نظر مردم اهمیتی نداره.عباسمنش چه جوری با خانم شایسته رفتار میکنه؟ ببینین چقدر مقتدرانه و در عین حال عاشقانه.البته که کمتر کسی ظرفیت و جنبه خانم شایسته رو داره.اصلا زبون دراز و پررو و گستاخ نیست.اهل کل کل و رئیس بازی نیست بلکه برعکس بسیار با ادب با ملاحظه و با شخصیته.خلاصا آقای عطار عزیز به خدا وجهه خوبی نداره این رفتاراش جلوی دوربین خصوصا که کار شما آموزشی و شاگردان به شما به چشم یک الگو نگاه می کنن باعث میشه که نظرشون راجع به شما به عنوان یک استاد تغییر کنه.کاش لااقل جلوی دوربین نمی آمد.
بازم منو ببخشین
با احترام و ارادت
سلام آقای روشن وقت به خیر.در مورد ویدئوی قورمه سبزی همه چیز خوب بود به غیر از مرجان.ببخشید ولی این نظر منه و این احساسیه که من دریافت کردم.به نظر میاد خانم لوس و از خودراضی هستند و شما کوتاه می آیید.خیلی زبون درازه.وبه نظرم وجهه خوبی نداره که آدم برا شوهرش زبون دراز باشه مخصوصا توی جمع.فکر می کنم شما در مورد رابطه هنوز جای کار دا رید.بهتره که یه کم جدی تر باهاش رفتار کنین.تا حساب کار دستش بیاد.نه اینکه شل بزنین.اخه همه که ظرفیت بالایی برای تحمل خوبی و نجابت رو ندارن.از اوناست که رو می بینه سوار آدم میشه.اقای عطار شما خیلی نجیب و البته ساده هستید.خلاصه این برداشت من بود.امیدوارم منو ببخشید
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
من نمیدونم چطور دیروز اومدم اینجا شب بود موقع خواب .من این کامنت شما رو ندیده بودم اومدم کامنت ها رو خوندم خودم هم اون زمان که این فایل رو دیده بودم لذت برده بودم .کامنت بی ادبانه وگستاخانه ی شما رو که دیدم گفتم دوباره فایل رو ببینم کجا رفتار مرجان پر رویانه بوده من متوجه نشدم .
از اول تا آخر با لذت دیدم و همش لبخند به لبم اومد با اینکه خسته بودم و کمی هم بابت مسئله ای ناراحت ولی حالم خوب شد نفهمیدم کی فایل تموم شد با اینکه زیاد بود .شب شارژ گوشیم تمام شد و نتونستم دیدگاه بنویسم ولی شاید باورتون نشه نتونستم بخوابم همش با خودم مرور میکردم براتون چی بنویسم یعنی خیلی ناراحت شدم از دیدگاه قضاوت گرایانه و مقایسه ای تون استاد خیلی بزرگوار بودن که پاسخی برای شما ندادن و سکوت کردن ولی من نتونستم ننویسم
.من استاد وخانمشون رو خیلی دوست دارم واز وقتی مرجان جان اومدن جلوی تصویر خیلی به ایشون علاقه مند شدم و شخصیت شاد و خندان اونو دوست دارم .چقدر عاشق استاد هستن و بدون رودربایستی تماس بدنی جلوی دوربین با استاد دارن استاد هم اینطور استاد دست مرجان جان و مرجان به شانه استاد دست میزنن جلوی این همه بیننده و ترس از قضاوت ندارن .
والا من هم عاشق استاد عباس منش و خانم شایسته هستم و اصلا کار درستی نبود که مقایسه کنید اونها رو با استادو مرجان عزیز
حالا که مقایسه کردین بزارید من هم مقایسه کنم
اول اینکه استاد عباسمنش سالها بود خانم شایسته رو پشت صحنه قایم کرده بود و همیشه در سایه بودن و تازه جلوی دوربین میان واین به نظرم به خاطر عدم اعتماد به نفس هردوشون وترس از حرف مردم داشتن که در مورد ظاهر وقیافه وقد و اندامشون نظر بدن
ولی استاد روشن وخانمش با اعتماد به نفس کامل اومدن جلوی دوربین و لحظات خنده دار رو با کل کردن با همدیگه برای ما ایجاد کردن شما خیلی جدی گرفتین حرفهای خانم رو و کلا دیدگاه منفی داشتین و مغرضانه قضاوت کردین این حرفها برای تفریح بود برای لذت بردن
نه خانم مرجان رییس بازی در میاره نه استاد اقتدار نداره
این افکار پوسیده وکهنه رو بریزید دور که آقایون باید هر چی بگن همون بشه رابطه استاد ومرجان خیلی سرشار ازاز عشق و محبت بود وهست و همکاری بینشون عالیه
دررابطه استاد عباس منش وخانم شایسته من تا جایی که دیدم استاد در کارهای خانه و آشپزی هیچ کمکی نمیکنن ولی خانم شایسته در همه کارهای بیرون در کار فنی مردانه همه چیز پایه هستن وحتی بیشتر کارهای سایت رو خانم انجام میدن نه استاد استاد کامنت منتشر میکنن و خانم زیر دست استاد هست و استاد بهشون حقوق میده وخیلی هم سخت گیر هستن برای همین پسرشون رو فرستادن ایران خودشون گفتن تند مزاجن خودبزرگ بین هم هستن به نظرم چرا ایشون از خودشون تعریف. میکنن پای اعتماد به نفس میزارید ولی مرجان از خودش تعریف کرد شد اعتماد به نفس کاذب
ولی استاد روشن در بچه داری در خانه داری در آشپزی به خانم کمک میکنن وکارهای سایت رو خودشون تنهایی انجام میدن واین خیلی تحسین برانگیز ه
خانم مرجان بدون شرکت در دوره ای اینقدر اعتماد به نفس داره کسب وکار شخصی داره متناسب شده سه تا بچه داره شاده خندان هست وعاشق استاد. چقدر از رضا صدا کردنش کیف میکردم ولی هیچ وقت خانم شایسته استاد رو و استاد خانم رو با اسم کوچک صدا نکرده
بیشتر استاد واقا صداش میکنه دیگه استاد تو اشپزخانه که استاد نیست رضا هست در لاغری استاده هر کی هست باشه در خانه شوهرش هست و این نشان از اعتماد به نفس عالی مرجان داره
سالهاست با همن وبا هم صمیمی هستن و عاشق همن
من ندیده بودم استاد عباسمنش با عزیز دلش یه تماس بدنی ساده داشته باشن اینم راحتی اعتمادبه نفس رو نشون میده
به نظرم شما خیلی منفی گرا ودیدگاه منفی دارین از شما بعیده تو سایت استاد بزرگی باشید و اینقدر منفی نگر باشید هیچ خوبی در مرجان نبینید و اینقدر بی ادبانه نظر بنویسید .
من دیدگاه های شما رو تا حالا ندیدم و نخوندم .
شما یک عذرخواهی به استاد بدهکار هستین .
استاد عزیزم از شما خواهش میکنم به خاطر یک نظر مرجان عزیز رو از کلیپ هاتون حذف نکنید
دیشب این کامنت رو دیدم گفتم شاید به خاطر این دیگه مرجان جان نمیان جلوی دوربین
دوستون دارم
سلام . خب اینم یه جور رابطه است . مهم اینه دو طرف لذت ببرند . اینجا اصلا دعوایی نشده بود که استاد بخوان سخت بگیرن یا مرجان خانوم .
همه چیز شوخی و دوستانه بود . فکر کنم شما باید نوع نگاهتون رو تغییر بدید .
برای بقیه ی دوستان که رابطه ی استاد و خانومشون خوشایند بود منم همین عقیده رو داشتم . به نظرم اعتماد به نفس هردوشونم خوب بود . البته اعتماد به نفس شما هم خیلی خوب بود که نظر واقعیتون رو ابراز کردید ولی به نظرم داشتن رابطه ی دلخواه برای افراد فرق می کنه و داشتن روابط هم یه امر نسبیه مهم اینه بتونیم لذت ببریم که البته لذت بردن و رفاقت در ویدیو کاملا در دو طرف محسوس بود .
نشان های دریافت شده
سلام
استاد لوبیا مثل ما میمونه ک ما با اینک چاقیم پر از اگاهی های غلط میایم با ورودی های لاغری با ذهن ک ب خودمون میدیم بعد ب سمت لاغری ک همون پخته شدن هس میرسیم بعد میرسیم ب اون نقطه ک خالی میشیم ار چاقی و ب نقطه تعادل میرسیم وبا ورودی های تمیز
میریم ب سمت لاغری ومتناسب
و بعدش میریم ترکیب میشیم با سبزی و گوشت و همون میشه فریبای شگفتی ساز از لحاط ذهنی و جسم و روح
و ما در مورد قورمه سبزی میدونیم ک باید ی شب تاصبح صبر کنیم تا اون طعم واقعی رو بچشیم و مطمئن هستیم ک قورمه سبزی هس پختیم و عالیه ویقین داریم خوشمزس از نتیجه مطمئنم
مطمینم ک ورودی های من در نهایت میشن لاغری
تغییر کردن خیلی عالیه من داشتم هویج سرخ میکردم و کلی مشغول بودم و خسته
غذا براهمسرم گذاشتم و رفتم ب کارهام برسم همسرم گف برا من چایی نزاشتی و فلان اگه فریبای قبل بود اولا ناراحت میشد بخاطرحرفش ودوما هی میگف کاش میزاشتم کاش فلان اما اون روز من دیدم ک چقدر تغییر کردم و اصلا درگیرش نشدم.نمیگم ناراحت نشدم ولی کش ندادم نموندم تو اون نقطه
این از اعتماد ب نفس میاد قبلا همسرم غذا نمیبرد هی مدام فکرم درگیرش بود ولی الان میگم بزار از بیرون بگیره
ی روز چیزی نمیشه
هی نچسب بهش
بزار جای خالی منو حس کنه
من قبلا خیلی توجه میکردم ب حرفهای منفی ولی الان تمرین میکنم این کارو نکنم
این یک تغییر بزرگ برای من هس
من قورمه سبزی ب ی روش دیگه درست میکنم ک کلا تفاوت داره با روش شما
من گوشت جدا میپزم ولوبیا رو خیس میکنم میجوشونم ی شب تا صبح میزارم بمونه وابو خالی میکنم با اب تمیزمیزارم بپزه بعد سبزی سرخ میکنم بعد بهش گوشت پخته شده اضافه میکنم وسرخ میکنم وفلفل وزردچوبه ونمک یکم رب میزنم
ولوبیا اضافه میکنم وبعد اب گوشت اضافه میکنم میزارم بپزه ودر اخر لیمو میزنم
ویک قورمه سبزی متفاوت اما خوشمزه میشه
میبینید استاد مسیر یکیه اخرش قورمس
اما مثل این میمونه شما ازی کوچه رفتید من از یک کوچه دیگه
تحسین میکنم اعتماد بنفس مرجان بانو رو
و همسری مهربان مثل شما رو
منم شبها زود نمیتونستم بخوابم ب خاطر نجواهای ذهنی ب خاطر خیلی چیزها ولی از وقتی تومسیر لاغری با ذهنم خدا رو شکر میخوابم شکر میکنم
من قبلا ک رژیم میگرفتم دو جور قورمه سبزی میپختم یکی بدون روغن یکی با روغن و چقدر حسرت میخوردم و چقدر عذاب میکشیدم
یا قیمه و تموم غذاها
چقدر درگیر غذا نیستم ک چقدرم زیبا میپزم و ولعم نسبت ب همشون کم شده
اون تابه نچسب ک تا کجش کردید همه مواد ریخت مثل سرازیری لاغری میمونه وقتی تو اون سرازیری قرار بگیری تمومه کار اماده آماده ک شدی سر میخوری ومیری ب سمت لاغری و ترکیب شدن با خوش و زیبایی وشادی وخوش پوشی اندام زیبا وسلامتی اعتماد بنفس
لذت بردم از رابطه خوبی ک دارید
از همکاری خوبی ک دارید