0

خداوند بزرگتر از نیازهای من است (قدم ۲۳)

بزرگی خداوند
اندازه متن

بسیاری از انسانها تحقق آرزوهایشان را در توان خداوند نمی‌بینند.

شاید در کلام به بزرگی خداوند و بی‌نهایت بودنش عقیده داشته باشیم اما اگر در عمل نتوانیم تحقق خواسته هایمان را به او واگذار کنیم به این معنی است که عقیده ای به کلام خود نداریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 36 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 55 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42885

36 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

36 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرانک یونیک
      ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ ۲۳:۴۳
      مدت عضویت: 2404 روز
      امتیاز کاربر: 9863 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,127 کلمه

      🌸 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم 🌸

      🌹هست کلیدِ درِ گنجِ حکیم🌹 

      سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همه دوستان خوب و هم‌مسیرم در سایت تناسب فکری. 🌺🌿

      استاد عزیز، هر جلسه که جلوتر میرم بیشتر متوجه می‌شم که سال‌ها چقدر خدا رو اشتباه شناخته بودم. نه اینکه خدایی که می‌شناختم خدای مهربونی نبود، اما ناخودآگاه همیشه احساس می‌کردم خدا بیشتر منتظره اشتباهاتم رو ببینه تا نعمت‌هاش رو بهم نشون بده. همیشه یه گوشه ذهنم این باور بود که اگر اتفاق بدی افتاده، حتما خدا از دستم ناراحته یا دارم تاوان کاری رو پس میدم. اما امروز هر چه بیشتر به زندگی خودم نگاه می‌کنم، بیشتر می‌بینم خدا هیچ‌وقت دنبال تنبیه کردن من نبوده، بلکه همیشه دنبال بیدار کردن من بوده است. 🌸

      بزرگی خدا آن‌قدر عظیم است که هیچ واژه‌ای توان توصیفش را ندارد. هر چه انسان بیشتر فکر می‌کند، بیشتر متوجه می‌شود که عقل محدود ما اصلاً نمی‌تواند عظمت او را درک کند. خدا زمان را آفریده، پس اسیر زمان نیست. خدا جهان را آفریده، پس محدود به هیچ قانونی نیست. خدایی که میلیاردها ستاره را بدون کوچک‌ترین اشتباه اداره می‌کند، مگر حل شدن مشکل من و شما برایش سخت است؟من هر وقت به گذشته زندگی‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از چیزهایی که تصور می‌کردم پایان دنیا هستند، امروز حتی یادم هم نمی‌آید چطور حل شدند. آن زمان اشک می‌ریختم، حرص می‌خوردم، استرس داشتم، اما خدا آرام‌آرام همه چیز را کنار هم چید؛ آن‌قدر زیبا که بعدها فقط ماندم و گفتم: «خدایا این کار فقط از خودت برمی‌اومد…» 🌷خدا هیچ‌وقت با چرتکه نمی‌نشیند که ببیند امروز چند بار اشتباه کردم تا بعد بخواهد مرا مجازات کند. برعکس، هر جای قرآن را که باز می‌کنم، می‌بینم خدا بارها و بارها می‌گوید اگر برگشتی، اگر پشیمان شدی، اگر صدایم کردی، من هستم… همین جمله‌ها قلب آدم را آرام می‌کند. خدایی که خودش بارها دعوت به بازگشت می‌کند، چطور می‌تواند خدایی باشد که فقط منتظر مجازات کردن بندگانش باشد؟به نظرم خدا بیشتر از آنکه قاضی باشد، پدر مهربانی است که دوست دارد فرزندش رشد کند، یاد بگیرد، زمین بخورد، بلند شود و دوباره راه برود. شاید بعضی اتفاق‌ها تلخ باشند، اما امروز باور دارم خیلی از آن‌ها تنبیه نبودند؛ درس بودند، بیدارباش بودند، تلنگر بودند تا مسیر درست را پیدا کنم. 🌹یکی از چیزهایی که این مسیر به من یاد داده، صحبت کردن با خودم است. قبلاً اگر جلوی آینه می‌ایستادم، فقط ایرادهای خودم را می‌دیدم. فقط اضافه‌وزنم را می‌دیدم، فقط شکست‌هایم را می‌دیدم، فقط خودم را سرزنش می‌کردم. انگار بزرگ‌ترین دشمن زندگی‌ام خودم بودم.اما امروز آرام‌آرام دارم یاد می‌گیرم با خودم مهربان‌تر باشم. وقتی اشتباه می‌کنم دیگر خودم را نابود نمی‌کنم. به خودم می‌گویم: «اشکالی نداره… تو داری یاد می‌گیری… تو داری رشد می‌کنی…» 🌼قبلاً برای کوچک‌ترین اتفاقی به خدا گله می‌کردم؛ می‌گفتم چرا من؟ چرا زندگی من این‌طوری شد؟ چرا چاق شدم؟ چرا فلان مشکل برای من پیش آمد؟اما امروز بیشتر از گله کردن، تشکر می‌کنم. بابت نفس کشیدنم… بابت خانواده‌ام… بابت سقفی که بالای سرم هست… بابت اینکه هنوز فرصت دارم زندگی‌ام را تغییر بدهم… بابت اینکه هنوز امید در دلم زنده است… بابت اینکه خدا هر بار دستم را گرفته، حتی وقتی خودم متوجه حضورش نبودم. 🍀من همیشه با خودم حرف می‌زنم. گاهی بلند، گاهی در دلم. گاهی برای خودم آرزوهایم را تعریف می‌کنم، گاهی آینده‌ای را تصور می‌کنم که هنوز نرسیده، اما انگار یک بار آن را زندگی کرده‌ام. احساس می‌کنم وقتی با خودم مهربان حرف می‌زنم، خدا هم لبخند می‌زند.صحبت کردن با خدا برای من همیشه عجیب بوده است. هر وقت می‌خواهم با خدا حرف بزنم، بغض می‌کنم. انگار از کودکی در ذهنم حک شده که حرف زدن با خدا یعنی گریه کردن، یعنی آه کشیدن، یعنی درد دل کردن. اما حالا دارم کم‌کم یاد می‌گیرم که می‌شود با خدا خندید، می‌شود با خدا شوخی کرد، می‌شود بابت نعمت‌ها از ته دل ذوق کرد، می‌شود فقط نشست و گفت: «خدایا… دوستت دارم.»خدا اشک‌های من را لازم ندارد. خدا رنج کشیدن من را نمی‌خواهد. خدا ایمان مرا می‌خواهد؛ ایمانی که باعث شود وقتی همه درها بسته شد، باز هم بگویم: «خدایا، می‌دانم تو راهی داری که من هنوز نمی‌بینمش.» 🌸در زندگی خودم بارها بزرگی خدا را دیده‌ام. سال‌ها ارث خانوادگی ما تقسیم نمی‌شد و همه ناامید شده بودند. هیچ‌کس امیدی نداشت. اما یک روز انگار همه گره‌ها یکی‌یکی باز شدند و در مدت کوتاهی همه چیز حل شد.یا زمینی داشتیم که سال‌ها برای فروشش تلاش می‌کردیم. هر بار مشتری می‌آمد، معامله به هم می‌خورد. کم‌کم همه ناامید شده بودیم. اما درست زمانی که دیگر رهایش کرده بودیم، در کمتر از یک ماه فروخته شد و زندگی ما تغییر کرد.اگر کسی از بیرون نگاه می‌کرد، شاید می‌گفت شانس بود؛ اما من می‌دانم شانس نبود. خدا زمانش را انتخاب کرده بود. خدا بهتر از ما می‌دانست چه موقع باید آن اتفاق بیفتد. 🌿همین اتفاق‌ها باعث شده امروز باور کنم هیچ خواسته‌ای برای خدا بزرگ نیست. آنچه گاهی دیر می‌شود، ناتوانی خدا نیست؛ شاید هنوز زمانش نرسیده، شاید هنوز من آماده نیستم، شاید قرار است چیزی بهتر نصیبم شود.گاهی ما مثل کودکی هستیم که اصرار دارد همین حالا اسباب‌بازی‌اش را بگیرد، اما پدر و مادرش می‌دانند اگر کمی صبر کند، هدیه بهتری نصیبش می‌شود. خدا هم همین‌طور است؛ مهربان‌تر از آن است که چیزی را از روی بخل از ما دریغ کند.از امروز دلم می‌خواهد بیشتر به خدا لبخند بزنم. هر بار که لبخند می‌زنم، انگار در دلم خدا را در آغوش می‌گیرم و می‌گویم:«خدایا… می‌دانم بزرگی تو فراتر از تصور من است. می‌دانم اگر همه دنیا بگویند نمی‌شود، اگر تو بخواهی، می‌شود. اگر همه درها بسته باشند، تو دری باز می‌کنی که هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کند. من دیگر نمی‌خواهم همه چیز را کنترل کنم. فقط می‌خواهم یاد بگیرم به تو اعتماد کنم، به حکمتت دل بسپارم و آرام قدم بردارم.»امروز بیشتر از هر زمان دیگری می‌فهمم که آرامش، بزرگ‌ترین هدیه خداست. شاید خیلی چیزها هنوز در زندگی من کامل نشده باشد، اما وقتی خدا را کنار خودم حس می‌کنم، انگار هیچ کمبودی ندارم. احساس می‌کنم کسی هست که همیشه حواسش به من هست، حتی وقتی خودم از خودم غافل می‌شوم. 💚و در پایان، از ته دل با لبخند به خدا می‌گویم:🌸 خدایا، به لبخندم قسم، ایمان دارم که فراوانی و برکت را به زندگی من و خانواده‌ام جاری می‌کنی.🌸 خدایا، به لبخندم قسم، ایمان دارم سلامتی جسم و آرامش روح را به من و عزیزانم هدیه می‌دهی.🌸 خدایا، به لبخندم قسم، ایمان دارم عشق، مهربانی و نور حضورت را در قلبم بیشتر و بیشتر می‌کنی.🌸 خدایا، به لبخندم قسم، ایمان دارم بهترین مسیر را برای زندگی من انتخاب کرده‌ای، حتی اگر امروز هنوز همه آن را نبینم.🌸 خدایا، به لبخندم قسم، ایمان دارم دستم را تا رسیدن به آرامش، سلامتی، تناسب، شادی و خوشبختی واقعی رها نخواهی کرد.خدایا… من به بزرگی تو ایمان دارم؛ ایمانی که هر روز آرام‌ترم می‌کند، امیدوارترم می‌کند و یادم می‌اندازد تا وقتی تو را دارم، هیچ بن‌بستی در زندگی وجود ندارد. 🌺🤲💚

      😍🌹❤️🎉 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما منصوری
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۷ ۱۲:۴۰
      مدت عضویت: 232 روز
      امتیاز کاربر: 2135 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,236 کلمه

      بنام رب وهاب و هدایتگرم

      سلام به دوستان عزیزم 

      خدایاشکرت برای این آگاهی ها که کاملا با آنچه با خدا گفت و گو میکنم هماهنگی دارد 

      یعنی دیگه قشنگ بم الهام میکنه، این سوالی که داری میپرسی از من، این چیزی که داری میگی خدایا چیکارش کنم راه حلش چیه، الان این قسمت از زندگی با کمک خدا رو میخونی و بت گفته میشه

      تو این قسمت بم گفت که من بزرگتر از همه نیازهای تو هستم 

      من بزرگتر از آنچه که فکر میکنی پیچیده‌ست حل کردنش

      من بررگتر از همه خواسته هات هستم 

      و میتونم به راحتی به آسانی برات فراهمشون کنم 

      یا به آسانی برات رفعشون کنم 

      خدایا من به سریع الحساب بودنت ایمان دارم و وقتی این ورس رو تکرار میکنم حالم خوب میشه

      خدایا من به بی نهایت بودنت بی نهایت بودن قدرتت بی نهایت بودن ایمان دارم و این رو که تکرار میکنم حالم خوب میشه

      خدایا من ایمان دارم به نشانه هایی که بم میدی تا امیدوار باشم 

      خدایا من ایمان داره به معجزاتت دقیقا جاهایی که از نظرم غیرممکن بود، تو ممکنش کردی به راحتی به راحتی

      الانم میتونی معجزه کنی تو بزرگتر و عظیم تر از هر خواسته و معجزه ای هستی 

      تو قادر مطلقی و وعده دادی هر شرایطی رو میتونی تغییر بدی و من به وعده هات ایمان دارم 

      هر چیزی که تو ذهنم بخواد به معمایی به پیچیدگی ای تبدیل بشه، قبلش میگم خدا از این بزرگتر و عظیم تره، قطعا میتونه حلش کنه، این که براش چیزی نیست، براش خیلی آسونه، خودش خلق کرده خودش داره هدایت میکنه، پس قطعا براش آسونه 

      مثل این میمونه که بگی کسی که یه نرم افزاری تولید کرده باشه، قطعا به همه امور اون نرم افزار وارده و هیچ جای نرم افزارش براش سوال نیست، و هر لحظه داره بهبودش میده 

      حالا دیگه خدا که نرم افزار چه عرض کنم ذهنی که بتونه هر لحظه از این نرم افزار ها رو تولید کنه خلق کرده 

      سیستم جهان رو خلق کرده که ما تازه ذره ای از اون هم نیستیم و داره اینجوری اینقدر عالی مدیریتش میکنه. 

      به شکلی که نگران نباشی که یهو خورشید یا ماه از آسمون نیفته. 

      آسمان و ابر و کوه و تمام این ها رو خلق کرده اونموقع من فک میکنم، اونموقع افکار من چیز دیگه ای میگن در مورد مشکلات 

      آیات سوره حشر رو که گذاشتین، بشدت ازشون لذت بردم چقدر مقتدرانه چقدر زیبا خدا خودش رو توصیف میکنه که آدم دلش گرم بشه

      واقعا چجوری دیگه باید خودش رو معرفی میکرده تو قرآن تا من ایمان بیارم

      اگر قرار بود هم به معجزاتش ایمان بیارم که معجزه کرده قبلا برام 

      اگر قرار بود نشانه بده که نشانه هاااا داده

      اگر قرار بود عظمتش رو نشون بده و بگه اسما تو هر جوری راجع به من فکر کنی، تفکر من راجع به تو رو تغییر نمیده، تو بخوای نخوای من بخشندم

      تو بخوای نخوای من مهربونم 

      تو بخوای نخوای من کریمم

      و هر بار من ناامید بودم، اون باران رحمتش رو بر من میبارید و من رو سیراب میکرد و همیشه در حد بزرگی خودش با من رفتار کرده و این چیزی هست که خیلی بش مطمئنم و حالم باش خوبه که من هرجوری باشم خدا از من میگذره، دوستم داره، بم سخت نمیگیره، و میخواد که من حالم خوب باشه. 

      از بچگی همیشه تنها مامن من خدا بود 

      از بچگی که میگم منظورم راهنمایی بود که اون فطرت خداجو شدیدا گل میکنه تو همه در من گل کرد 

      شدیدا از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود، بودم و میخواستم بدونم قضیه چیه

      با همون شرایط یاد گرفتم، باید با خودش حرف بزنم

      نخوام به بقیه بگم خدا رو برام تعریف کنن

      یک رابطه خصوصی هست بین من و خدا 

      و نمیخوام نه برای کسی بگمش چون وقتی میگفتمش تو رو ساده لوح فرض میکردن و نه میخوام از رابطه بقیه بدونم با خدا چون اونموقع حسودیم میشد، نکنه خدا بیشتر از من دوستش داره، نکنه رابطه خدا با اون بهتر از من باشه و سعی کردم تو این قضیه سرک نکشم و حواسم به رابطه خودم و خودش باشه

      میدونستم هر چی میخواستم باید راجع بش با خدا حرف بزنم و بعدش دیگه حله و واقعا همه چی حل میشد، اونموقع اجتماعی که توش بودم کمتر بود و هر چی وارد اجتماعات بزرگتر شدم این رابطه محو و محوتر میشد، ولی همیشه در درونم باش حرف میزدم منتها حرفام از جنس بیان مشکلات بود یک نوع بیان خواسته با احساس بد 

      کمرنگ تر شدن رابطم با خدا احساسم کلی زندگیم رو بد کرده بود و به جایی رسیدم که نیاز داشتم از همه ریزاین بدم تا رابطم باش درست بشه 

      ارشد بودم که همش میخواستم شرایطی پیش بیاد سریعا دفاع کنم و برسم به این قضیه 

      آقا از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم اخر ننمایی وطنم، سطحی میدونستم یه چیزایی، چیزی که بقیه گفتن ولی محکم و درست نبود، قلبم درست نمیپنداشتش، نیاز داشتم به چیزی بزرگتر محکم تر زیباتر

      به لطف الله بازم طاقت نیووردم و به میزانی که من برای شناختش اشتیاق داشتم من رو سریعا هدایت کرد و برام اشتیاق داشت

      همزمان روی پایان نامه کار میکردم و کتاب های مختلف میخوندم

      میگفتم این دیگه باید حل بشه

      باید بفهمم میخوام چجوری باشم باهاش 

      باید بفهمم قضیه من و اون چیه

      تا اینکه هر روز حال من رو بهتر از قبل میکرد 

      و روزنه امید به پیوند دوباره من با خدا بیشتر باز میشد 

      از احساسی که به خدا داشتم راضی‌تر بودم

      به قولی تجربه زندگیم داشت بهتر میشد البته بین من و خدا فقط 

      و باعث شده بود عملکردم هم بهتر بشه

      بعد دفاع عالی هم، بیشتر و بیشتر غرق این رابطه شدم

      و به بهترین شکل هدایتم کرد

      و گفت که مسیر رسیدن به چیزی که میخوای از اینجاست و نگران نباش من هواتو دارم 

      نگران بودم میترسیدم از تغییر میترسیدم و خدا بم امید میداد، لازمه ورود به این مسیر برای من نیاز به تغییر بزرگی داشت و خداوند بزرگتر از آنچه که من یا هر کس دیگه ای فکر میکنه بوده و هست و من رو تغییر داد به راحتی به قشنگی به نرمی جوری که دیگه نترسم ک نگران نشم که میخواد چی بشه

      و الحق که همه چی بهتر شد

      آرامش وارد شد آرامش عالی از نوع خاص و فشنگش

      از اون نوعش که تجربت رو تو زندگی بهتر تر کنه و عملکردت خود به خود خوب بشه بطوریکه اصلا بش فکر نکنی ولی راحت بهتر بشه. 

      خدا بزرگتر از تمام مشکلات من بوده بزرگتر از تمام مسائل من بوده و خواهد بود 

      و میتونه به راحتی به راحتی من رو به چیزهای که میخوام برسونه و شرایطی که میخوام رو ایجاد کنه. 

      خدایا من بزرگیت ایمان دارم 

      ذهن من هر کاری کنه نمیتونه عظمت تو رو دریابه تو به ذهن من کاری نداشته باش، و همینطور برای من بزرگی کنه، بدین گونه که تو هر کاری بخوای میتونی انجام بدی

      بدین گونه که تو قادر مطلقی و آگاه تر از من به قلبم

      وقتی این تمرین لبخند زدن رو انجام دادم دیشب موقع خواب خیلی احساسم خوب شد و اشک شوق ریختم

      رب من به لبخندم قسم،  که تو میتونی به راحتی به آسانی شرایطی که میخوام و خواسته هایی که ازت میخوام رو برام فراهم کنی

      رب من به لبخندم قسم، که تو چیزی که من قادر به بیانش نیستم رو از توی قلبم میفهمی و برام انجامش میدی

      رب من به لبخندم قسم، تو مهربونتر و قشنگتر از هر چیزی هستی که من دیدم و تو با فضل و کرمت با من رفتار میکنی و این چیزیه که در مورد تو عاشقشم 

      رب من به لبخندم قسم، که برطرف کردن چیزی که همین الان تو ذهنم هست و ایجاد شرایط فوق العاده رو تو میتونی به راحتی برام انجام بدی چون تو بی نهایتی چون تو قادر مطلقی 

      باشد که ایمان قلبیم بت بیشتر و بیشتر بشه.

      رب من به امید خودت❤️❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ناهید هلالی
        ۱۴۰۵/۰۲/۲۹ ۰۱:۴۷
        مدت عضویت: 161 روز
        امتیاز کاربر: 1410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام ب اسما جون عزیز 

        چقد احساس خدایی داشت کامنتت

        و چقد گریه کردم 

        چ همزمانی داشت خوندن کامنتت با حال دلم و درخواستهایم از خداوند 

        چقد تحسینت کردم برای این وصف حال درونیت و و ابراز احساست با خدایت 

        برات ارزوی موفقیت و شادی دارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۶ ۲۱:۲۶
      مدت عضویت: 1173 روز
      امتیاز کاربر: 4565 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 512 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      1.من شخصا بزرگی خداوند رو در وفور نعمت،بخشندگی،ایجاد آرامش و خوشحالی و تمام چیزهای خوب دنیا میبینم که از سمت خدا میرسند…عذاب فقط و فقط بدست خود انسان اتفاق می افته و خدا انقدر عاشق بنده هاشه که هیچوقت اونا رو عذاب نمیکنه ،انسان ها خودشون خودشون رو عذاب میدن و گرفتار میکنن…

      2.بخش زیادی از روز رو با خودم صحبت میکنم چه توی ذهنم چه روی کاغذ و یادداشت کردن و…نه تنها خیلی راحته برام تازه عضو واجباته !ینی برای هرچیزی این گفتگو کردن باید باشه 

      3.نه هیچ آداب خاصی نیاز نداره!و خب مشکل اکثر آدما اینه که فکر میکنن برای اینکه بخان با خدا صحبت کنند نیازه که حتما مراسم خاصی رو برگزار کنن یا آداب خاصی رو رعایت کنن که خدا حرفشون رو بشنوه!در صورتی که اینجور نیست و حرف زدن با خدا همون حرف زدن با خودته…که البته نیاز به یه درک عمیق داره که آدم متوجه بشه وقتی داری با خدا حرف میزنی در واقع داری با خودت حرف میزنی و وقتی با خودت حرف میزنی در واقع داری با خدا حرف میزنی!

      4.برای من یکیش میشه شروع شدن کار اینترنتی خودم؛اینکه همیشه از خدا یه شغلی میخاستم که از توی خونه به راحتی انجامش بدم و درآمد داشته باشم!تا اینکه خدا در قالب این شغل ،این درخواستم رو اجابت کرد!چیزی بود که حتی هیچ ایده ای راجع بهش نداشتم که قراره چجوری و چطور انجام بشه؛اصلا وقتی درخواست میکردم که شغلم اینجور باشه اونجور باشه هیچوقت هیچ عنوان شغلی ای توی ذهنم نمیومد!فقط شرایط کار رو میخاستم و مطرح میکردم…

      5.در تمام سالهای زندگیم و مخصوصااااااااا این یکسال و خرده ای کاملا برای من واضح و روشن شده که هرچیزی در زندگی هرچقدر هم که بزرگ به نظر بیاد آخرش خدا ازون بزرگتره !پس اونه که همه چی رو دست گرفته و همه کارا رو انجام میده …این موضوع همیشه باعث آرامش من میشه…

      6.خیلی خوبه؛در کنار ایمان قلبی ای که در آدم ایجاد میشه ،مثل این میمونه که یه چیزی توی ذهنم میگه:امنیت برقراره ! و این فقط در اثر لبخند زدن به خداوند ایجاد میشه در من!

      7.خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو بزرگتر از همه ی آرزوهای من هستی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو تمام کارها و برنامه های منو پیش میبری!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو بهترین انسان ها رو در زندگی من قرار میدی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو درآمد من و بی نهایت افزایش میدی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو مواظب من و خانواده و همه ی عزیزانم هستی !

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو بهترین و زیباترین نعمت هات رو وارد زندگیم میکنی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو فرصت های فوق العاده ای پیش روی من و خانوادم قرار میدی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو داری زندگی من رو اداره میکنی !

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو روز به روز منو به جایگاه های بالاتر و بهتر میرسونی!

      خدایا به لبخندم قسم،من ایمان دارم که تو روز به روز منو آروم تر،خوشحال تر،سالم تر،خوشبخت تر و زیباتر از قبل میکنی!

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۱۱/۳۰ ۰۰:۳۰
      مدت عضویت: 877 روز
      امتیاز کاربر: 25840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 65 کلمه

          به نام پروردگار عالمین

      خداوندا،به لبخندم سوگند که تو بزرگتر از مشکلات مالی من هستی.

      خداوندا،به لبخندم قسم باور دارم که بزرگتر از مشکلات من در موسیقی هستی.

      خداوندا،به لبخندم قسم ایمان دارم که تو بزرگتر از آرزوهای من هستی.

      خداوندا،به لبخندم قسم باور دارم که تو بزرگتر از تمام نیازها و خواسته های من هستی.

            من باور دارم که خداوند بزرگتر از نیازهای من هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار امین قرایی نژاد
      امین قرایی نژاد
      ۱۴۰۳/۱۰/۱۲ ۱۱:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      با سلام

      نحوه هدایت من به این سایت 

      از پروردگار تقاضای هدایت کردم که چگونه مثل استاد عباسمنش منطق های قوی ای برای باورهای خودم بسازم تا ترمز هایم سریع تر برداشته شوند و خداوند عزیز خواسته من را اجابت کرد و با سرچ در گوگل که چگونه باور ارزشمندی را ایجاد کنم به یکی از صفحات سایت شما هدایت شدم و بسیار از مطالب بی نظیر شما استاد گران قدر و نحوه منطقی سازی استفاده کردم و لذت بردم هم برای خودم و هم برای دانشجوهایی که به آنها این مطالب را آموزش میدهم 

      سپاس گزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۹ ۱۰:۱۶
      مدت عضویت: 877 روز
      امتیاز کاربر: 25840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان.

      خداوند بزرگتر از نیازها و آرزوهای من هست.

      سلام استاد عزیز،سپاسگزارم از شما بابت قرار دادن این مطالب در سایت و سپاسگزار بی نهایت از خداوند هستم که مرا به این سایت هدایت فرمود.

      تمرین:۱,در گذشته فکر میکردم خداوند بسیار ظالم هست و روز قیامت کباب پزون داریم و همه قراره بسوزیم، اما حالا درک کردم که خداوند مهربانتر از این حرفهاست که سر هرچیز الکی بخواهد ما را بسوزونه،بلکه خداوند خودش ما را خلق کرده،کلی نعمت بهمون داده،در توبه را برایمان گشوده تا هر وقت اشتباه کردیم ازش معذرت خواهی کنیم الان میدونم که بزرگی خداوند برای تحقق خواسته های منه برای یاری رساندن به من.بزرگی خداوند برای بهتر زندگی کردن هست. خداوند بزرگه و بهم کمک میکنه تا بهتر و زیباتر زندگی کنم.

      ۲,درمورد صحبت کردن با خودم نه میتونم بگم آره،نه میتونم بگم نه،چون من در بعضی مواقع با خودم به راحتی صحبت میکنم،اما در بعضی مواقع نه،به هرحال خدا را شکر چون در این زمینه هر روز دارم بیشتر پیشرفت میکنم و بیشتر با خودم در صلح میشم.

      ۳,بله،به راحتی میتوانم با خدا صحبت کنم، شرایط خاصی برای صحبت کردن با او نیست،در حال نشسته در خواب در بیداری،هنگام ظرف شستن. هنگام جارو کردن. به نظر من هر لحظه که احساس خوب داری در حال صحبت کردن با خداوند هستی. 

      ۴,چند وقت پیش کرایه خانه ما عقب افتاده بود و از خداوند درخواست کردم که ان را پرداخت کند و طولی نکشید که پرداخت کرد و این نشان میدهد که خداوند بزرگتر از خواسته من بود،من در طول زندگی ام دوست داشتم دوچرخه بخرم و وقتی ازدواج کردم همسرم که دستی از دستان خدا بود این آرزو را برایم محقق کرد که نشان داد خدا بزرگتر از خواسته های من هست. در گذشته که موسیقی کار میکردم نمیتونستم صدای نی را دربیاورم و از خداوند درخواست کردم و خداوند درخواست مرا اجابت کرد و نشان داد که بزرگتر از خواسته من هست.و….

      ۵,مثالهای بالا و هزاران مثال دیگه،از داستانهای قرآنی گرفته و تا در زندگی اطرافیان خود به ما نشان میدهد که خداوند بزرگتر از هر خواسته و نیازی هست چون اون خالق تمام انهاست. ایمان به بزرگی خداوند از هر خواسته ای برای تجربه خوشبختی خداوند بهتر است.

      ۶,احساس بسیاری خوبی دارم،جوری که الآن حس میکنم تمام خواسته هام برآورده شده و باید خواسته های بزرگتر و بیشتری را بخوام. احساس بودن در اغوش خداوند را دارم خدایا شکرت.

      ۷,خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که یاری ام میکنی تا امشب اجرای با آرامش و خوبی را داشته باشم.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که پول خرید لباس برای شب چله را جور میکنی. 

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که کمکم میکنی تا نفس گیری را در بالابان نوازی یاد بگیرم.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که کمک میکنی تا دستگاه های موسیقی ایرانی را یاد بگیرم.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم مرا به تناسب اندامم میرسانی.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که مرا در گروه موسیقی قرار میدهی تا بیشتر پیشرفت کنم.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم هزینه خرید دوره ورود به سرزمین لاغرها را برایم تهیه میکنی.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که سلامتی کاملم را بهم برمیگردونی.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که شهریه کلاسهایم را کامل پرداخت میکنی.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که به تک تک درخواستها یم پاسخ مثبت میدهی.

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که مرا هر روز یک قدم به اهدافم نزدیک میکنی.

      خدایا به لبخندم قسم،ایمان دارم که خودتو بهتر و بهتر بهم میشناسونی و یاری ام میکنی تا توحیدی تر بشم. 

      خدایا به لبخندم قسم ایمان دارم که هستی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۸ ۰۹:۱۵
      مدت عضویت: 877 روز
      امتیاز کاربر: 25840 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم.

      آیا گمان می کنید بیماری شما به قدری گسترش یافته است که خداوند از پس برطرف کردن آن بر نمی آید؟

      واقعا متحولم کرد،چندسالی هست متاسفانه دچار بیماری دیسک گردن و کمر هستم،همچنین سردردهای میگرنی.

      همیشه بر این باور بودم که این سه تا درد درمان نداره و من باید تا اخر عمر بسوزم و بسازم با این درد تا اینکه امروز به این جمله رسیدم. ترکیدم،دلم میخواست فریاد بزنم که شما سه تا درد فکر کردید میتونید منو از پا دربیارید،نخیر،اشتباه نکنید،این منم که با کمک و تکیه بر عظمت و بزرگی خداوند شما را از پا در می آورم. حالا هرچقدر هم میخوای فکر کن بزرگی دیگه بزرگتر از خدا که نیستی،درمانت میکنم،خداوند مرا شفا میدهد هم شفتی جسم هم شفای روح. نمیدونم دیگه چی بگم از این جمله که انگار امروز روز شفای من بود با این جمله، یا من اسمه دوا و ذکره شفا. این سوال حکم این آیه را برام داشت. زهرا چرا فکر میکنی این سه تا درد از خدا هم بزرگتر هست اونا توانایی مقابله با عظمت خدا را ندارن.پس فقط از خودش شفا بخواه که خداوند بزرگتر ازهر آرزو و خواسته ی توست.خداوند بزرگتر از کل جهان هست. خدا خالق هست. خدا شفا میدهد.خدایا شکرت. بوس بوس بوس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۴ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 2567 روز
      امتیاز کاربر: 140513 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,011 کلمه

      سیزدهم نوامبر بیست بیست و چهار:

      دوره زندگی با کمک خداوند – قدم ۲۳

      سپاسگزار خداوندی هستم که بزرگ‌تر از نیازهای من هست

      سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر رشد و تغییر 

      من خیلی اوقات یادم می‌رود که چه چیزهایی بدست آوردم و شرایطم قبلا چجوری بود تا اینکه با افراد دیگری برخورد میکنم که افکار متفاوتی دارند و یا ارزوی شان این است که فقط کمی به خواسته های بدیهی زندگی من نزدیک بشوند

      و وقتی این افراد را میبینم یاد گذشته خودم قبل از آشنایی با این سایت و این دوره می افتم و خداراشکر میکنم

      چند وقتی هست که بخاطر پروژه هایی که دارم نمیرسم کامنت بنویسم و البته بیشتر بخاطر عدم تمرکز و کنترل ذهن است و فقط بهانه هست که من توی سایت وقت نگذارم

      هرچند که هر روز حتی شده یکی دو تا فایل رایگان گوش میدهم

      اول میدیدم که دست و دلم به خواندن مطالب دوره نمیرود

      و رفتم قدم دوازدهم دوره داستان فوق العاده االه عزیز را خواندم و بعد هم کامنت خودم را خواندم و خیلی انرژی گرفتم و بعد بخاطر مسافرتهای کاری و باز کمرنگ شدم تا اینکه شروع کردم بخاطر شرایط حال حاضرم و تفاوتم با سال‌های قبل  شکرگزاری کردن ، اینقدر زیاد بودند که بیستر از دوساعت طول کشید و هنوز قسمت زیادی مانده بود

      الان بخاطر تغییر ساعت‌های، موقع رفتن به سرکار طلوع زیبای خورشید را هنگام رانندگی میبینم و لذت میبرم

      وقتی سؤال‌ها را خواندم به خودم گفتم که من فکر نمیکنم که به بزرگی خداوند ایمان داشته باشم ولی دقت که کردم و نتایج مخصوصا یکسال اخیرم را بررسی کردم که بدون داشتن کار و درآمد و یا حتی پول مناسب خانه بسیار زیبایی خریدم و کلی مسافرت رفتم اونوقت تازه یادم اومد که من توی اون شرایط فقط روی خدا حساب میکردم و ذهنم را براحتی کنترل میکردم

      بله با اطمینان میگویم که قدرت را به خداوند دادم و نه دیگری و خداوند هم فراتر از انتظارم بهم پاسخ داده و نتیجه وارد زندگیم کرده است

      من قبلا موقع صحبت کردن بیشتر داستان سازی میکردم که مثلا فلان اتفاق افتاده و من توانسته ام حقم را بگیرم و یا همه تحسینم میکنند و یا احساس قربانی شدن بهم دست میداد

      الان این حالت کمتر شده

      اابته آهی اوقات خودم را سرزنش میکنم ولی جدیدا با اموزشهای این دوره و نیز دوره لاغری با ذهن ذهنم را منحرف میکنم

      اتفاقا دو روزی هست که بخاطر اشتباهی که در نقشه ها داشتم کارفرما خیلی شاکی شده و نامه نامناسبی را به مدیریت شرکت نوشته و اسم کن را ذکر کرده است

      مدیریت ازم پرسید و با اینکه من میتوانستم این ایراد را گردن بخش های دیگر بندازم ( مهرداد سابق همیشه اینکارو میکرد) ولی اینبار به خودم گفتم هر اتفاقی که بیفتد خدا با من هست و با شجاعت هم حضوری و هم ایمیلی به مدیریت گفتم که اشتباه از من بوده است

      مهم نیست چه اتفاقی رخ میدهد ولی هرچی که بشود در نهایت خدا با من هست و من را بسمت خواسته ام هدایت میکند و اتفاقات عالی در نهایت برایم رخ میدهد

      در رابطه با سوال سوم و صحبت کردن با خداوند؛ هنوز اونقدر احساس صمیمیت نمیکنم که خودمونی و راحت باهاش حرف بزنم و یا جتی درخواست کنم

      نمیدانم ولی باید بیشتر روی این موضوع کار کنم

      ولی بیشتر اوقات با دیدن یک صحنه زیبا و یا طلوع آفتاب یا غروب آفتاب احساس نزدیکی به خدا میکنم، یعنی با دیدن زیبایی ها یاد خداوند میافتم

      همین خانه و ماشینهایی که دارم و یا هماهنگی هایی که برای کارهایم و پروژه های شخصی ام خداوند برایم انجام میدهد نشانه بزرگی خداوند در زندگیم هست

      یکی از هایپرمارکتهای نزدیک خانه ما به میزان خریدت کوپن تخفیف در پمپ بنزینش را اریه میده. چند روز پیش حال خوبی نداشتم و دنبال نشانه از بزرگی خداوند میکشتم و رفته بودم خرید وقتی به صندوق رسیدم  (که خودمون خریدهایمان را اسکن میکنیم و هزینه اش را پرداخت میکنیم) یک آقای مسنی هم همزمان با من از طرف دیگر به صف رسید و اینجور مواقع من بهشون تعارف میکنم که جلوی من بایستند ولی اینبار ایشان اصرار بمن کرد که من جلوتر از ایشان قرار بگیرم، منم گفتم حتما خدا بهتر میداند و وقتی نوبتم شد دیدم که نفر قبلی رسید قبضش را از دستگاه برنداشته است و همین که امرا برداشتم دیدم که کوپن تخفیف به میزان هفت سنت در اون هست و بسیار خوشحال شدم و خداراشکر کردم

      برگشتم خانه و دو ساعت بعد همسرم ازم خواست که مجددا برای خرید ماست بروم و موقعی که دوباره به فروشگاه رسیدم قبل از وارد شدن نجوا اومد و این ها در ذهنم مرور شد که خدا حالا یکبار بهت حال داده و کوپن تخفیف بهت هدیه داده دیگر این اتفاق رخ  نمیدهد و حالا اگر دوست داری دوباره درخواست بکن ببین ضایع میشوی!!! 

      همینجوری یکدفعه بر زبانم جاری شد که خداجون بهم بزرگی ات را دوباره نشان بده!

      رفتم داخل فروشگاه و موقع حساب کردن پای دستگاه باز دیدم اینبار مشتری قبلی فیش رسیدش را برداشته ولی کوپن تخفیف چهار سنتی بنزین را برنداشته، و این را باز هم به بزرگی خداوند ارتباط دادم که خداوند حواسش بمن هست!

      اینقدر از این اتفاق خوشحال شدم و لذت بردم و گفتم خداوند همیشه حواسش بمن هست و من باید حواسم باشه که نشانه ها را درک کنم

      حتی الان که دارم این متن را مینویسم نجوا اومد که ببین کوپن تخفیف دفعه دوم کمتر از اولی بود و اگر خدا دوستت داشت مثل دفعه اول و یا حتی بیشتر بهت هدیه میداد

      همیشه نجواها هست و کمرنگ میشود ولی از بین نمیرود 

      یاد فایل خیمه ها افتادم که استاد میگوید، اگر فکر میکنی که کاری هست که از عهده خداوند بر نمی اید باید اون دنیا جواب پس بدهی و همینطور اگر فکر میکنی که کاری هست که از عهده خداوند بر می اید و ازش درخواست هم نمیکنی یعنی به توانایی اش ایمان مداری و باز هم  باید اون دنیا پاسخ باید بدهی

      لبخند زدن به خداوند را دوست داشتم احساس آرامش و سبکی داشتم و دلم آرام شد 

      یاد جمله آخر فایل تجسم لاغری افتادم که اونجا هم از همین مضمون استفاده شده است

      خداراشکر بخاطر اینکه توانستم کنترل ذهن داشته باشم و این کامنت را به اتمام برسانم

      منتظر خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۰۷/۱۱ ۱۵:۵۶
      مدت عضویت: 895 روز
      امتیاز کاربر: 7275 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 577 کلمه

      بنام خدای بزرگ و توانا و درود برشما استاد توانا 

      خداوند خیلی خیلی بیشتر از نیازهای من هست چون که این عظمت و قدرت و بزرگی رو بارها در زندگی خودم مشاهده کردم از همان دوران کودکی هر آنچه که برای من اتفاق افتاده خوشایند بوده از بزرگی و لطف خدای مهربانم بوده و هر آنچه که ناخوشایند و غلط بوده از عملکرد خودم بوده واین باور دارم وقتی انسان در زندکی بسراغ غیر خدا می‌ره برای حل مشکلاتش یعنی وجود خدا و بزرگی خدارو نقض می‌کنه و بوجودش شک می‌کنه و نتیجه هم ناملایمات و اشتباهاتی میشه که می‌تونه بهمون آسیب بزنه و بعدش هم همش رو تقصیر خدا مینداریم و گله و شکایت ها شروع میشه 

      البته که خدا بزرگ هست ولی اگر مثلا بشینم تو خونه وفقط این جمله رو تکرار کنم هیچ فایده ای نداره باید به این بزرگی ایمان بیارم باورش کنم و توانایی های اورا بپذیرم و در ادامه در جهت بر آورده شدن خاسته ام تلاش کنم و نتیجه هردو اینها موفقیت و نتیجه فوق العاده رو در بر میگیره 

      برای خداوند هیچ‌چیزی پیچیده نیست وقادر به بر آورده شدن همه آرزوهای من هست او قادر مطلق این جهان هست واگر انرژی و با حال و احساس خوب ازش بخام و تلاش کنم تمام ناممکن های زندگی منو ممکن می‌کنه خداوند منو دوست داره واین بارها بهم ثابت شده اگر الان در این شرایط از زندکی هستم همش لطف خداوند هست خدایا من به لبخندم قسم میخورم که تو منو به همه آرزوهام میرسونی من تا الان هم تونستم به خیلی از آرزوهایی که در گذشته داشتم برسم ولی یه نکته ای که همیشه بامن بوده این که من فقط از خداوند کمک گرفتم‌

      یادم میاد یه دوره ای از زندکی به مشکلی خوردن ویکی از اقوام بهم گفت باید بری دعانویسی ودعا بگیری و من داشتم میلغزیدم برای انجام دادن این کار ولی هرگز این کار نکردم چون رفتن من پیش دعا نویس و این حرفها شک کزدنم به بزرگی خدا بود وگفتم که خدای من حتما از بنده اش توانمند تر هست و هرگز به غیر خدا رو نمیارم خداروشکر اون مشکل من در مدتی کوتاه بر طرف شد و من بازهم عظمت خدارو دیدم 

      جواب سوال یک     من ایمان دارم که هر چی برکت و خوبی بوده از طرف خداوند بوده و هرچی شر بهم رسیده از طرف خودم بوده 

      جواب سوال دو  من خیلی با خودم صحبت میکنم و از بچگی هم همینطور بودم زیاد با خودم خلوت میکنم و از این کار لذت میبرم 

      جواب سوال سه  من هرگز برای صحبت کردن با خدا آداب رسوم خاصی انجام نمیدم و عقیده دارم که هر زمان هر مکان وبا هر زبانی که خودم دوست.داشته باشم زبان فارسی خودم با خدا صحبت میکنم من در رختخواب با خدا صحبت میکنم واین که فقط باید نماز بخونی تا بتونی با خدا صحبت کنی یا مثلا شب خاصی باشه یا زمان خاصی یا مکان خاصی باشه رو نمیپزیرم 

      جواب سوال چهار  تمام عمرم در زندگیم شاهد بزرگی خداوند بودم اگر الان سلامت هستم سقفی دارم و زندگی خوبی دارم همش نتیجه بزرگی خدا میدونم‌

      جواب سوال پنجم  عقیده دارم که صد درصد خداوند بزرگی و برتری داره در مورد نیازهای من و نیاز من برای خداوند مثل ذره ای از اقیانوسی هست که می‌تونه انجامش بده 

      جواب سوال شش من با لبخند زدن به خداوند بازهم پیوندم رو محکم‌تر کردم برا اطاعت و بندگی کردنش و ایمان دارم که خاسته منزل بشکل هدیه و رحمت و بهم عطا می‌کنه 

      خدایا شکرت بازهم به هدایت او امیدوار شدم ومطمعن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۸ ۲۲:۵۹
      مدت عضویت: 1510 روز
      امتیاز کاربر: 22791 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,225 کلمه

      ۱- نگرش شما درباره بزرگی خداوند چیست؟ آیا بزرگی خداوند را در جهت مراقب انسان بودن برای محاسبه گناهان و اعمال امتحان الهی می دانید یا بزرگی خداوند را در جهت تحقق خواسته ها و کمک به رفع مسائل زندگی تان می دانستید؟

      من حقیقتا بزرگی خدا رو شنیده بودم ولی اصلا باور نداشتم حتی گاها تقریبا مطمئن میشدم که انگار خدایی نیس و همون طور که بعضی از دانشمندا میگن ما یه طور تصادفی و شانسی وارد این دنیا شدیم .برای همینم اگه گاها گناهی هم مرتکب میشدم با خودم میگفتم اصلا مهم نیس این همه آدم این کار رو انجام میدن و هیچ اتفاقی نمی افته ، اگه خدا بزرگ بود جلو اون اتفاق وحشتناکه رو می‌گرفت ،اگه خدا بر همه چیز برتری داشت که نمیزاشت این همه آدم توی بدبختی نبودن و از اینجور حرفا ….

      وقتی وارد این سایت شدم اوایل خیلی گارد داشتم و اصلا قبول نداشتم این حرفا رو، مثلا اینکه می‌شنیدم هیچ چیز اتفاقی نیس ، یا هر کی هرجاست حقش و جای درستش همون جاست ولی به مرور آگاهیم بالاتر رفت و فهمیدم زندگی شخصی ما هم قانون داره ، فهمیدم چون خدا داره فرمانروایی می‌کنه پس همه چیز درسته!!و فهمیدم این همه بدبختی ما آدما به خاطر ایمان ضعیفمون نسبت به برترین نیروی جهان هستی هستش .

      حالا دارم کم کم باور میکنم که خدا بزرگتر از همه آرزوهای منه انسانه، من فقط یکی از انسان هایی هستم که قراره آرزو هاش رو برآورده کنه ، خدا تا الان آرزوهای خیلی ها رو برآورده کرده و در آینده هم برآورده خواهد کرد و حتی توی همین زمان هم بی نهایت خواسته های آدما بوده که توسط خداوند برآورده شده ، پس خدا خیلی بزرگتر از تمام خواسته هامه.

      ۲- صحبت کردن شما با خودتان چگونه است؟! به راحتی می توانید با خودتان صحبت کنید؟

       منم خیلی وقتا خیلی وقتا صحبت کردن با خودم به صورت سرزنش وار بوده ، یا هم داشتم به موضوعات بی اهمیت می‌پرداختم و خودمو درگیر میکردم 

      یادمه در دوران راهنماییم به صورت کاملا ناخودآگاه به مدت یکسال با خودم به صورت الهام جان عزیزم صحبت می‌کردم ، هر چی میخواستم به خودم بگم یا برنامه ای بریزم این رو اولش میگفتم و جالبه نتیجه اون سال احساس آرامش و پیشرفت عالیم توی درسا و روابط اجتماعیم بود، اعتماد به نفسم ناخودآگاه بالاتر رفته بود پس بهتر با دیگران حرف میزدم پس روابط خیلی بهتری رو با دوستام تجربه کردم .

      من الان به راحتی با خودم صحبت میکنم،خیلی بهتر صحبت میکنم البته هنوز الانم به خودم میگم باید فلان کار رو کنی و بعضی وقتا خودمو سرزنش میکنم ولی می‌دونم با ادامه دادن در این مسیر درست و بهتر میشه .

      ۳- به راحتی می توانید با خداوند صحبت کنید؟ تصور شما از صحبت کردن با خداوند چیست؟ آیا برای صحبت کردن با خداوند باید آداب و شرایط خاصی داشته باشید؟! نگرش خود را شرح دهید.

       واقعا قبلا فکر میکردم که باید شرایط خاصی داشته باشم تا خدا بهم توجه کنه مثلا چون بارها از مامانم شنیده بودم که دعا هنگام سحر مستجاب میشه دیگه فکر میکردم باید اون موقع بلند شم و دعا کنم و قرآن بخونم تا خدا بهم توجه کنه و کارام رو به راه بشه و چون هیچ وقتم نمی‌تونستم برای مدت طولانی از خواب شبم بزنم دیگه انتظاری از خدا هم نداشتم فکر میکردم دیگه فایده نداره حتی لیاقت دعا کردن در دل شب رو هم ندارم و گرنه خدا بلندم میکرد ،پس حتما خدا نمی‌خواد !!!

      الان فهمیدم این تئوری ها عین بی ایمانیه ، این یعنی اینکه بقیه ساعات دیگه خدا حواسش به ما نیس در حالی که خدا گفته من همواره به نهان و آشکار شما آگاهم ،همواره مراقب شمام و از رگ گردن هم بهتون نزدیک ترم .پس دیگه چه فرقی می‌کنه کی و کجا و چجوری باشم ، این خدا همواره بامنه و میخواد بهم کمک کنه .

      ۴- مثال هایی از زندگی خود یا اطرافیان ذکر کنید که نشانه ای از بزرگی خداوند در برابر مسائل و خواسته های انسانهاست.

      بزرگی خدا رو زمانی دیدم که فراتر از عقل و منطق ما توی زندگی ها جریانات و اتفاقات پیش میاد که به نفع آدما تموم میشه .

      • مثل زمانی که من از رژیم و ورزش بیزار و خسته شدم و گفتم خدا کمکم کن و اومدم توی این سایت 
      • مثل زمانی که هیچچ امیدی به کنکورم نداشتم و به خدا گفتم دیگه واقعا کاری از دستم بر نمیاد، دست خودت و قبول شدم.
      • مثل زمانی که عمل داشتم توی بچگی و مامانم میگه دکترا ازم قطع امید کرده بودن و میگفتن به خاطر تصادف باید انگشتهای پام قطع بشه ولی مامانم دست به دعا برداشت و می‌گفت فقط از خدا میخواستم سلامتیت رو و اجازه نداد انگشتهای پام رو قطع بشه ، برای همین عمل پیوند انجام شد و به لطف خدا موفقیت امیز بود 
      • مثل اتفاقات معجزه واری که توی زندگی دوستم افتاد تا از شرایط بغرنج زندگی بیرون بیاد 
      • مثل زمانی که حضرت یونس توی شکم ماهی گیر افتاده بود و هیچ راه نجاتی نداشت و خدا براش راه نجات قرار داد 
      • مثل زمانی که یوسف ته چاه گیر کرده و هیچ کس به دادش نرسید و خدای بسیار آگاه و توانا راه نجات رو قرار داد .
      • مثل زمانی که عنکبوت قسمتی رو که پیامبر و یارانشون مخفی شده بودن رو تار زد تا از دست دشمنا در امان بمونن
      • مثل زمانی که نیاز های همه موجودات جهان هستی داره در تمام ابعاد برآورده میشه و هزاران هزار مثال دیگه 
      • مثل زمانی که به اذن خداوند حضرت عیسی به سخن درمیاد تا حضرت مریم رو از طعنه های مردم مصون کنه .
      • مثل زمانی که کودک شیرخوار یه سخن میاد تا راستگویی حضرت یوسف اثبات بشه .

      ۵- برای ذهن تان منطقی کنید که بزرگی خداوند بر همه خواسته ها و نیازهای شما برای تجربه خوشبختی در دنیا برتری دارد.

       همه مثالای بالا نشون داد که خدا فراتر از عقل ما می‌تونه عمل کنه و اگر من بنده ای باشم که نگاهم به خدا باشه و باایمان باشم بهش ، از اونجایی که خداوند بین بنده هاش تفاوتی قائل نیست پس حتما برای زندگی من بارها و بارها فرار از عقل من راه باز میشه و من به خواسته هام میرسم چون این خدا بی نهایته و هزارتا مسیر بلده برای رسیدن من به خواسته هام .

      پس خدا واقعا کافیه برای هر چیزیی خودش می‌تونه از سریع ترین روش مارو به خواسته هامون برسونه.

      ۶- احساس خود از لبخند زدن به خداوند و پیمان بستن با او برای ایمان به بزرگی خداوند را شرح دهید.

       احساس خوبی دارم احساس اینکه دیگه کارایی که دیگه از دست من خارجه رو، قراره خدا از راهی که نمی‌دونم چیه انجام بده برام ، قراره با خیال راحت تر خواسته هام رو بهش بسپارم و بگم از اینجا به بعدش با تویه و تو باید برام به بهترین شکل انجام بدی چون تو خدای بزرگ و بینهایت منی !!!😍

      ۷- عبارت (خدایا به لبخندم قسم، …..) را برای خواسته ها و نیازهای خودتان بنویسید.

      •  خدایا مطمئنم که بزرگتر از تمام خواسته های منی 
      • مطمئنم بهترین راه حل ها دست تویه 
      • مطمئنم به بزرگی و بی نهایتی تو و ازت می‌خوام بهترین آدما سر راه زندگیم قرار بگیرن و از اونجایی که وعده اجابت دادی پس این اتفاق قشنگ می‌افته برام 
      • مطمئنم به خاطر بزرگی تو ترتیب همه کارا به بهترین شکل میدی 

      خدایا ممنون ازت که خدایی 💞

      بهترین وجودی هستی که میتونی بهمون کمک کنی 

      ممنون ازتون استاد عزیزم من واقعا از شروع این دوره دارم سعی میکنم فکرم رو کنترل کنم و طبق این آگاهی ها فکر کنم و زندگی کنم 

      خدایا بارم شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید