دیدگاه عموم انسانها درباره رابطه بین موفقیت و شادی به این شکل است که اگر در زندگی به ثروت، موفقیت شغلی و رابطه عاطفی دلخواه دست پیدا کنید میتوانی احساس شادی و خوشبختی داشته باشید.
درصورتی که کلید موفقیت این است که اگر احساس شادی و رضایت درونی از خود و زندگی داشته باشید میتوانید به هرآنچه برای تداووم احساس خوب نیاز دارید دسترسی پیدا کنید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت شما استاد عزیز
همه انسانها فکر میکنن که موفقیت باعث شادی نهایی اونا میشه و تلاش میکنند که موفقیتهای بزرگتون در زندگیشون به دست بیارند تا خوشحال زندگی کنند،مثلاً تلاش میکنند که خونه مورد علاقشون رو بخرن شغل مورد علاقهشون رو داشته باشند ماشین مورد علاقه رو به دست بیاره تا به شادی و حس خوب دست پیدا کنند،
اثر اشتباهی که وارد ذهن ما و باور ما شده اینه که موفقیت باعث شادی میشه،
ولی ادمی که با حس خوب و باور های درست بدون گله و شکایتی از هر شرایطی که درون هست از خودش راضی باشه و حس خوبی داشته باشه میتونه شاد باشه و در احساس خوب باشه و بعد شادی رو پیدا کنه و با این احساسات خوب شادی و ارامش موفقیت رو بدست بیاره،
مثلاً وقتی که حس خوبی داریم درباره رفتن به یک فروشگاه لباس که قراره لباس مورد علاقه مون رو بخریم اول توی ذهنمون خوشحال میشیم که میتونیم بریم و به هدفهامون برسیم بعد به اون هدف که میرسیم احساس موفقیت میکنیم،
یعنی اول از همه شادی باعث فکر نکردن به مشکلات و دغدغههای کوچک و بزرگی هستند که ممکنه حتی اتفاق هم نیفتند ولی به خاطر ذهن ناخودآگاه ما دائماً دچار مرور کردن افکاری هستیم که اول باید به اون موفقیت برسیم تا شاد بشیم،
سوالهای زیادی من توی فایل فعالیت میکنم و از زمانی که گله و شکایت را از زندگیم حذف کردم و به دنبال راههای خوبی برای کنترل ذهنم و تنظیم افکارم روی مدار خوب بودم،فهمیدم که اول باید خودم شاد باشم و در آرامش زندگی کنم تا بتونم به خواستههام برسم و اونا رو تجربه کنم تا بعد موفقیت رو کسب کنم،
همه آدما فکر میکنند موفقیت فقط برای جهان فیزیکی و مادیه اما موفقیت من طی این مدت تغییر باورها و تغییر خودم بوده و این برام بیشتر از همه چیزها با ارزشه،
چون فهمیدم که جهان درون ذهن من بسیار قدرتمنده و من میتونم با احساس درونی خودم با قدرت ذهنم خالق زندگی خوبی برای خودم باشم پس تصمیم گرفتم که با شادی و حال خوب به سمت موفقیت هام برم و توی این مسیر دست به دست خدای مهربونم با توکل و ایمان به اون میتونم که به قلههای موفقیت میرسم،
باتشکر از شما
با سلام خدمت شما استاد عزیز
به نظر منم شادی اصلی ترین دلیل ارامش درونی بوده برای من طی این سال هایی که تونستم اگاهی بدست بیارم و احساس خوبی رو در بیشتر لحظه های زندگیم تجربه کنم.
ولی بعضی ادم ها رو دیدم که منتظر خوشبختی یا موقیت هستن تا بعد بتونن شادی کنند و برای موفقیتشون جشن بگیرند یاد گرفتن که اول با خوشون درگیر باشند و حتی شاید در این راه اگر موفق هم نشدن همه رو مقصر میدونن
خوشبختانه من تا اینجای زندگیم میتونم به قاطعیات بگم که در این لحظه بسیار احساس شادی درونی میکنم نه این که بخام کار خاصی انجام بدم برقصم بخندم درونم شادی رو حس میکنم و حال این لحظه ی من خوبه
من تونستم شادی زو درونم پیدا کنم شادی دیدن تغییر مسیر زندگیم که از اون بسیار خوشحالم من تونستم شادی دریافت نعمت های الهی رو دریافت کنم و از داشته هام سپاسگذار باشم راضی باشم و دیدم که نتیجه ی این حسم تجربه ی خواسته هم بود و از این بابت هم بیسار خوشحالم
من تونستم هر روز با احساس خوب بیدار بشم و از زنده بودنم خوشحالم هر روز دلم میخواد به زندگی لبخند بزنم و از ته دلم بخندم و با زندگی در شادی روزم رو شروع کنم
من امروز برای هدایتم حتی به این سایت بسار ارزشمند شادم که میتونم با تکرار و تمرین اگاهی های خوبی کسب کنم که باعث تغییر افکار روزانه ی من میشه
من امروز شادم اره از داشتن سلامتی خودم از وجود خانوادم در کنارم از دیدن زیبایی های جهان از این که هر غذای دلم میخواد میخورم
و من بذر شادی رو در زمین ذهنم کاشتم و مخیوام که ازش مراقبت کنم و نزارم حتی گاهی اوقات دلم بگیره و افکارم منفی بشه مثلا امروز نمیدونم چش شد خیلی الکی باز شکایت کردم به مادرم از تنها بودنم
بعد از چند لحظه حتی تن صدام بالاتر رفت و گفتم حتی تو منو درک نمیکنی و از این رفتارم خودم تعجب کرده بودم در همون حال باز سعی کردم به مسیر برگردم و تصمیمی که گرفتم این بود که بیادم و اینجا احساس خوب و ارامش بدست بیارم که موفق شدم
این بد نیست که گاهر هم حال دلمون بد میشه و اسمون دلمون میگیره و ابری میشه این بده که بعد از این همه شناخت و تمرین اگاهی و بودن در مسیر خوب نتونیم احساس مون رو کنترل کنیم و به مسیر برگردیم که من به این اشتباهم در لحظه اگاه شدم و بهد از 5 دقیقه به صورت اگاه به مسیرم برگشتم
و من امروزم هم تصمیم میگیرم در شادی و ارامش باز هم با اگاهر و داشتن افکار خوب بهترین خودم باشم
باتشکر از شما