0

من سپاسگزار نعمت‌های الهی ام هستم (قدم ۵)

نعمت های الهی
اندازه متن

سپاسگزاری نزدیک‌ترین و قوی‌ترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می‌شود.

استفاده از عبارت «سپاسگزارم» می‌تواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می‌شود.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 85 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.47 از 88 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42322

85 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۴/۱۰/۰۵ ۲۰:۱۶
      مدت عضویت: 2211 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 198 کلمه

      بنام خدا 

        حسرت خوردن درمورد زندگی دیگران نمی‌دونم  شاید من فکر می کنم فقط یابقیه هم بامن هم عقیده هستن که ما ایرانی ها ونه فقط ماکه همه ی مردم دنیا حس ت زندگی همدیگه رو میخوریم حالا یه سریازیاد  یه سری هاکم. امامن واقعا با تمام وجود چیزهای زیادی برای حسرت زندگی دیگران رو خوردن وحسادت و تنفر داشتن از کسی که اون نعمت روداره . من در زندگیم به شکل‌های مختلف دچارش شدم‌.ومیشم همیشه . اما  میدونم که نمیتونم مثل اون شخص باشم چون اون شخص معلوم نیست با چه شرایطی داره زندگی می‌کنی واصلا باطن زندگیش چیه پس حسرت خوردن نداره . دیشب شب آرزوها بودازخدا خواستم منو به خواسته هام برسونه این بار این خواسته ها فقط برای خودمن . نه برای کس دیگه یعنی مثلاً من با اشک واه ازخدامیخوام که این مشکل روبرام حل کن درصورتیکه میگم برام اماواقعیتش برای کس دیگه ای  دارم دعامیکنم به اسم خودمه وای واقعیت برای دیگری به خاطر همین هم هست که برآورده نمیشه یااگرهم میشه نتیجه ی مناسب ودلخواه منو ندارن چون بامن هماهنگ نیست  . من لیستی از آرزوهام  .  من به  خاطر نعمت های که خدابهم داد ه سپاسگزارم.و به خداوند ایمان دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۵ ۱۹:۰۹
      مدت عضویت: 2211 روز
      امتیاز کاربر: 13728 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 704 کلمه

      بنام خدا

      سپاسگزاری . شاید در ظاهر به نظر بیاد دارم سپاسگزاری می کنم .اماایاواقعا ازته دلم دارم انجام میدم؟؟؟؟

      این سوالیه که همیشه ازخودم میپرسم .و همیشه هم میدونستم جواب چیه من خیلی به نظر آدم نماز خونی بودم وخب می‌خوندم همیشه اما چیزی که برام همیشه سوال بوددلیل اینکه میخونم چیه وچرامیخونم همیشه فقط برام یه چیزدیکته شده بود مهر نمازروبیار بشین ونماز بخون قبلنا ایستاده می‌خوندم رکوع و سجود به ترتیب انجامش میدادم درست و دقیق سعی میکردم اما واقعا نمی‌دونستم واقعیت .چیه .داستان .من یه زمانی باخدارابطه پیداکرده بودم زمان نه سال پیش  باخدا حرف میزدم .وگاهی هم با گریه وزاری ازش طلب میگردم چیزی که همیشه یادگرفتم از دیگران .واینکه خب چند جا به جواب می‌رسیدم که واقعا هم رسیدم ولی بعداز ازدواج وچندتجربه ای که برام به وجود اومد  باخودم میگفتم می‌خوام بشینم نماز بخونم حالا که چی وقتی جوابی نمی‌شنوم وقتی لقمه میرسه به دهن به قول مادرم میگه لقمه به دهن میرسه اماهمون لحظه اون قسمت یکی دیگه میشه یا اصلا نمیشه .اونوقت من باخودم میگفتم که چطور ممکنه چی بزارم به دست بیارم وقتی فقط میام چندتاحرکت عادتی انجام میدم وبعدهم تموم میکنم گاهی حتی نمی‌دونم تورکعت چندمم .وبعدش هم مجبورمیشم دوباره بخونم اینکه آدم از روی لذت یه کاری بکنه نتیجش یه چیزه بااینکه از روی حس اجبار.من درصورتیکه مجبورنبودم اماهمش احساس جبرمیکردم .حتی موقعی که میگفتم خدایا شکرت اثرش همون لحظه ای بود که میگفتم دیگه بعدازاون هیچ حسی نبود . ولی این چند وقته  یه سری چیزا برام روشن شده اینکه من دارم نماز میخونم برای خودم که حالم خوب باشه وسپاسگزاری میکنم برای اینکه حالم خوب باشه . یه سریا هستن که وقتی باهاشون حرف می‌زنیم میگن خدا نیاز به نماز روزه ی مانداره . ولی وقتی توواقعیت میری می بینید کلی التماس وگریه وزاری که من فلان میکنم برات خدا ازاین به بعد این طوری فلان نذرمیکنم .درصورتی که رفتارش نشون میده برعکس از اون چیزی داره عمل می‌کنه اون حرف ورفتار چیز دیگه ای میگه .که رفتارش نشون میده که خدانیاز داره به فلان نذری که درست می‌کنه اون آدم تااون روبه چیزی که میخوادبر سونه درحالیکه خیلیامون میدونیم که درست نیست اما برامون درست جلوش دادن و ذهن هم پذیرفته .من حقیقتا نمونه نمی‌شناسم دراطراف خودم که مثلا نگاهش به زندگی دیگران نباشه حتی اگر هم کم حرف بزنن اما وقتی متوجه میشم می بینم دقیقا اونایی که به نظرمن توجه ندارن به زندگی اطرافیان اماتوحر فاشون میشه دقت کرد که اوناهم حواسشون به دیگران وزندگیشون هست .من نعمتی که برایش زحمت نکشیدم و وارد زندگیم شده یه بار تو پاساژ وسایل دیجیتالی رد می‌شدیم 

      بعد به همسرم گفتم درباره‌ی یه  اسپیکر .من بهش گفتم خیلی خوشکلن .ردشدم .بعداز اون . من چندروز بعدش برام یه پاکت خوشگل آورد بهم گفت این ازاونایی که میخواستی گفتم چی؟گفت بازش کن .ودیدم همونه ایشون تو بلور ولوازم خانگی کارمیکنه .وبه خاطر همین اون روزداشتن که اجناس رو ترتیب بندی وقیمت گذاری میکردن یه دونه هم ازسرکارخریده بود وبرام آورده بود . 

      بعدازاون برام یه واکمن آورد البته من چندتاداشتم یکی خراب شده بود وخیلی وقت بود میخواستم وازهدست های مختلف بلوتوثی استفاده میکردم .ولی به خاطر زیاداستفاده کردن .خب دیگه طاقت نمیوردن و خراب میشدن تااینکه یه واکمن فانتزی وخوشکل آورد ومن اونوهدیه دادم بعداز یکی دوبار واتفاقا اون شخص هم میدونستم که دوست داره . خب وقتی لیست ارزوهارومینوشتم فایل مقدمه . نوشتم که یه هندز فری می‌خوام که خوب باشه .ودقیقاپنج روز پیش همسرم برام یکی خیلی خوبشوگرفت.ونوشته بودم که یه قالی خوشگل می‌خوایم برای اتاق که پنج شنبه رفتیم خریدمش وزاقیمت خیلی خیلی مناسب قشنگ ترین فرش نه متری رودپریروز خریدیم وهمین که اومدیم فرش روتواتاق پهن کردیم ومن الن نشستم دارم روهمون فرش مینویسم وتایپ میکنم باموبایلم واون فرش نو وقشنگ روفقط باسه میلیون تومان خریدیم و الان داریم لذتشومیبرم . وحالادارم بیشتردرک میکنم 

      من هم خیلی چیزها روبه اجبار خواستم داشته باشم ووقتی هم به دست آوردم لذتی ازش نبردم ..مثل  پالتو که خریدم فقط دوبار ازش استفاده کردم وله خاطر اینکه چاقیمونمایش میداد توکمدم داره خاک میخوره . و همیشه باخودم میگم کی بشه من بپوشمش .قبلااینومیگفتم ولی حالا نه فقط بهش نگاه میکنم و میگم میپوشمش بالاخره .من دارم راهی رومیرم که نتیجش مشخصه .پس نه فقط لاغری بلکه همه‌ی زندگیم بالاخره تغیرمیکنه .وتغییرات شروع شده.

      باتشکر فراوان 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید