0

من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم (قدم ۵)

نعمت های الهی
اندازه متن

سپاسگزاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می شود.

استفاده از عبارت «سپاسگزارم» می تواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می شود.

اخطاریه

سپاسگزاری در قرآن

ریشه کلمه سپاسگزاری یا شکرگزاری در قرآن عبارت «شکر» می باشد که ۷۵ بار در قرآن استفاده شده است و نشان از اهمیت این موضوع در هدایت انسان دارد.

برخی از کاربردهای «شکر» به شرح زیر است:

  • پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزاری کنید.
  • پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
  • اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا می‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره حق‌شناس‌ داناست.
  • و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و برای شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزاری می‌کنید.
  • و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، [نعمت‌] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.» 
  • و اوست آن کس که برای شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید.
  • و راستی پروردگارت بر [این‌] مردم دارای بخشش است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌دارند.
  • آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟ آیا شما آن را از [دل‌] ابر سپید فرود آورده‌اید، یا ما فرودآورنده‌ایم؟ اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس نمی‌دارید؟ 

آنچه واضح است همواره خداوند انسان را به شکرگزار نعمت های الهی بودن دعوت کرده است.

شکرگزاری را یکی از راه های موثر در بخشیده شدن توسط خداوند معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای رهایی از عذاب الهی معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای دریافت نعمت های بیشتر قرار داده است.

همچنین انسان را دعوت به شکرگزاری برای نعمت های الهی مانند باران، اندام بدن و … کرده است.

بنابراین سپاسگزاری و قدردان نعمت های الهی بودن مزایای بی شماری دارد که قابل شمارش و بررسی کردن نیست.

نعمت های الهی

سپاسگزار نعمت های خود بودن

نکته جالب توجه درباره سپاسگزاری این است که هرگز در قرآن به این موضوع اشاره نشده است که برای نعمت های الهی دیگران سپاسگزاری کنید یا قدردان آنچه دیگران دارند باشید.

اتفاقا از این کار انسان را منع کرده است:

«و زنهار چشم مدوز به آنچه از زينت زندگى دنيا به گروهى از آنان داده‌ايم، تا آنها را در آن امتحان كنيم، و روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.»

بدینوسیله خداوند به پیامبر توصیه می کند چشم به نعمت های دیگران نداشته باش و به روزی خودت از پروردگار دلخوش باش که بهتر و پایدارتر است.

نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه و عمل قرار داده شود.

زمانی که ما به آنچه دیگران دارند توجه می کنیم احساس کمبود و نقص در زندگی خود می کنیم و حسرت می خوریم یا حسادت می کنیم و این نوعی از ناسپاسی است.

حتی اگر با دیدن نعمت های دیگران خوشحال شویم به آنها تبریک بگوییم و آن نعمت را هدیه از سوی خداوند به آنها بدانیم احتمال اینکه با خود بیاندیشیم که چرا خداوند از این هدایا و نعمت ها وارد زندگی من نمی کند بسیار زیاد است.

بنابراین باید نسبت به توجه کردن به نعمت های دیگران هوشیار و مراقب باشیم چون عمل قدرتمندی است که باعث ایجاد احساس کمبود، حسرت و ناسپاسی در انسان می شود.

با گسترش روز افزون شبکه های مجازی افراد به سادگی بهترین حالت ها و شرایط زندگی خود را منتشر می کنند.

دیدن امکانات زندگی دیگران یا شرایطی که در حال تجربه کردن هستند به سادگی می تواند باعث ایجاد احساس حسرت و ناامیدی در بیننده شود.

شاید تا کنون این جمله را با خود تکرار کرده باشید یا حتی به دیگران گفته باشید که اگر اینها زندگی می کنند پس ما دقیقا داریم چه کاری انجام می دهیم؟!

نعمت های الهی

توجه کردن به نعمت های الهی دیگران به سرعت باعث بی ارزش شدن داشته ها و شرایط خودتان می شود.

بنابراین همواره به این موضوع دقت داشته باشید که به آنچه دیگران دارند توجه نکنید، درباره آنچه دیگران دارند صحبت نکنید.

متاسفانه صحبت کردن درباره شرایط دیگران در گفتگوهای افراد امری عادی و البته از سوی شیطان بسیار جذاب جلوه داده شده است.

در گذشته بارها درباره شرایط دیگران با دوستان و اطرافیانم صحبت می کردم و همیشه ابراز تعجب می کردم که چطور و چگونه این فرد در این شرایط قرار گرفته است یا این همه ثروت و دارایی دارد.

این نگرش سبب شده بود که همیشه نسبت به شرایط و نعمت های الهی خودم ناراضی باشم و احساس نارضایتی همان ناسپاسی کردن نسبت به نعمت های خداوند است.

یکی از مهمترین نتایج ناسپاسی، تشدید احساس دور شدن از خداوند است.

هرچقدر در زندگی به خاطر نعمت های الهی دیگران یا شرایط آنها احساس حسادت و ناامیدی کنید در حال ناسپاسی کردن هستید و احساس دور شدن از خداوند و بی ارزش بودن خواهید کرد.

اگر شرایط و نعمت های الهی خود را با دیگران مقایسه کنید نه تنها از شرایط زندگی خود ناراضی خواهید شد بلکه نسبت به خودتان و حتی همسرتان احساس بی ارزشی می کنید.

تصور میکند که انسان ارزشمندی نیستید یا فردی که با او زندگی می کنید آدم ارزشمند و به دردبخوری نیست که شرایط زندگی شما مانند دیگران نیست.

ارتباط توجه کردن به نعمت های الهی دیگران با احساس ناسپاسی و شک کردن به خداوند به حدی شدید و جدی است که خداوند به پیامبر نسبت به این حربه شیطان هشدار داده است.

نعمت های الهی

آگاه نبودن نسبت به زندگی

آنچه باعث انحراف انسان از سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی اش می شود این است که نسبت به قوانین جهان هستی آگاهی ندارد.

همانطور که هر گونه از گیاهان در منطقه ای از کره زمین قادر به رشد و تکامل است هر نعمت متعلق به شرایط خاص خودش می باشد.

همانطور که اگر درخت موز را در مکانی نامناسب کشت کنید هرگز نتیجه مطلوب نخواهد داد اگر نعمت هایی که در زندگی دیگران وجود دارد را بدون فراهم شدن شرایط و موقعیت فرد وارد زندگی دیگری کنید هزگر نتیجه مطلوب در زندگی او نخواهد گذاشت.

این موضوع را به وضوح می توانید در زندگی خود و دیگران مشاهده کنید.

در جهان هستی انسانها از نظر چگونگی برخورداری از نعمت های الهی به دو گروه تقسیم می شوند.

گروه اول: عده ای هستند که به شکل عالی به زندگی خود ادامه می دهند و توجهی به نعمت های الهی و شرایط دیگران ندارند و در روند عالی زندگی با احساس خوب زندگی می کنند و نعمت های متفاوت وارد زندگی آنها می شود.

گروه دوم: عده ای هستند که در زندگی چشم به نعمت های الهی دیگران دارند و برای داشتن آنچه دیگران دارند از مسیر عادی زندگی خارج می شوند و تلاش می کنند به هر شکل ممکن مانند آنچه دیگران دارند را داشته باشند. در این حالت آنچه به دست می آورند تاثیر و نتیجه لذتبخشی که در زندگی گروه اول داشته است را در زندگی آنان ندارد و در بسیاری از موارد باعث رنج و ناراحتی آنها می شود.

اثبات این فرضیه نیاز به فکر کردن زیاد ندارد و با اندکی فکر کردن به آنچه تاکنون وارد زندگی خودتان و اطرافیانتان شده است به راحتی می توانید به درست بودن آن پی ببرید.

نعمت های زیادی هستند که به شکل عادی در روند زندگی وارد زندگی شما شده است و برای مدت طولانی از آنها استفاده کرده و لذت برده اید.

اما مواردی هم وجود دارد که به دلایل مختلف که معمولا حسادت یا روکم کنی بوده است تلاش کرده اید تا به هر شکل که شده آن را به دست بیاورید اما آن تاثیری که آن نعمت در زندگی فردی که مورد توجه و حسادت شما بوده است گذاشته است در زندگی شما نذاشته است و باعث رنج و ناراحتی شما شده است.

برای لذت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن از نعمت های الهی را به عادت در خود تبدیل کنیم.

نعمت های الهی

سپاسگزار بودن نه به این معنی که به خاطر داشته باشیم در طی روز بارها عبارت «سپاسگزارم» یا «خدایا شکرت»‌ را بر زبان جاری کنیم بلکه به این معنی که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم.

باید این موضوع را درک کنیم که شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس،‌ افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است.

درک این عبارت و زندگی بر مبنای آن کار ساده ای نیست اما تلاش برای نهادینه کردن این نگرش دروازه های جدیدی از آرامش و نعمت های بی پایان را به زندگی شما باز خواهد کرد.

من همواره سعی می کنم بر مبنای این نگرش فکر و عمل کنم.

هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد.

هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد.

اگر من فکر می کنم که داشتن خانه بزرگتر باعث آرامش و لذت بیشتر من از زندگی خواهد شد و شرایط خرید آن را ندارم نگرش من درباره زندگی و آنچه دارم اشتباه‌ است و باید اصلاح شود.

در گذشته به این صورت عمل نمی کردم بلکه هرآنچه دیگران داشتند و من نداشتم باعث ایجاد حسرت در من می شد و فکر می کردم که اگر من هم فلان گوشی، موتور، ماشین،‌خانه یا …. را داشته باشم چقدر احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت.

بنابراین تلاش می کردم تا به هر شکل ممکن از طریق وام گرفتن، قسطی خریدن، قرض کردن و … صاحب آن وسیله یا شرایط شوم اما باز هم تاثیری پایدار و همیشگی در وجود من ایجاد نمی شد و باید به فکر تهیه کمبود بعدی می بودم.

اما به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و از خداوند درخواست پرداخت بدهی ها و اقساط بانکی را کردم تا احساس آزادی و رهایی در زندگی را تجربه کنم زودتر از آنچه خودم تصور می کردم این خواسته من برآورده شد و من تمام اقساط و بدهی های خودم را تسویه کردم.

من به این نتیجه رسیدم فقط در صورتی می توانم در زندگی لذت ببرم و احساس خوشبختی کنم که آرامش ذهنی داشته باشم. بنابراین رهایی از بند قرض و وام چنان آرامشی در من ایجاد کرد که الان بعد از ده سال به هیچ عنوان حاظر نیستم برای رسیدن به شرایط یا نعمتی از وام یا قرض گرفتن استفاده کنم و آرامش خودم را برهم بزنم.

هرآنچه برای شما نباشد و از طریق وام یا قرض گرفتن وارد زندگی خود کنید توانایی مقابله کردن با استرس و نگرانی که قرض و وام و بدهکاری در وجود شما ایجاد خواهد کرد را ندارد و هرگز نمی تواند موجب آرامش و بهبود احساس خوشبختی شما شود.

تاکید می کنم این نگرش من در زندگی شخصی ام است و انتظار ندارم شما یا دیگران با آن موافق یه کورکورانه به آن عمل کنید.

نعمت های الهی

نتایج رهایی از نارضایتی

خداوند در قرآن می فرماید اگر سپاسگزار باشید شما را می افزایم. این وعده خداست و خداوند نسبت به تحقق وعده های خود وفادار است.

در سال ۱۳۹۳ زمانی که تازه با موضوع جذب آشنا شده بودم بعد از ده سال کار کردن توانسته بودم ماشین مدل ۸۳ بخرم.

همیشه از داشتن این ماشین ناراضی بودم و هر وقت افرادی را می دیدم که ماشین بهتر از من دارند حسادت می کردم و گله و شکایت می کردم که خداوند چرا به من این شانس را نداده است که ماشین بهتر داشته باشم.

تقریبا ۵ سال بود که آن ماشین را داشتم و از نظر ظاهر بیرونی و داخلی در شرایط نامناسبی بود اما توانایی تعویض یا بهبود شرایط ماشین خودم را نداشتم.

زمانی که با موضوع سپاسگزاری آشنا شدم به این فکر کردم که چه چیزی در زندگی من وجود دارد که بخواهم بخاطر آن سپاسگزار باشم.

با خودم گفتم قطعا این ماشین گزینه مناسب یا لایقی برای سپاسگزاری کردن نیست. شرایط مالی مناسبی هم نداشتم که بخواهم برای آن سپاسگزاری کنم.

از نظر روابط عاطفی هم در شرایط مناسبی نبودم و اوضاع و احوال سلامتی ام که به شدت تحت تاثیر چاقی و برخی بیماری های دیگر بود.

بنابراین نمی توانستم خودم را راضی کنم که برای شرایط کنونی ام باید هرطور که شده سپاسگزاری کنم چون اصلا مورد رضایت من نبود.

از طرفی در همه کتاب های موفقیت و حتی در قرآن بر سپاسگزاری بر نعمت های الهی تاکید شده بود اما نمی توانستم خودم را راضی کنم که باید بخاطر آن شرایط سپاسگزار باشم.

احساس می کردم دارم خودم را گول می زنم و از طرفی می گفتم خداوند بر نهان و آشکار من مسلط است و قطعا متوجه فیلم بازی کردن و الکی سپاسگزاری کردن من خواهد شد.

بنابراین به این موضوع فکر کردم که چطور باید در آن شرایط به احساس خوب و رضایت از زندگی دست پیدا کنم و تنها راهی که به نظرم رسید که البته الهام و ایده خداوند بود متوقف کردن گله و شکایت کردن درباره شرایط موجود بود.

با خودم گفتم درست است که نمی توانم به زور برای شرایط فعلی سپاسگزار باشم ولی می توانم درباره این شرایط گله و شکایت نکنم.

این به نظرم منطقی می آمد که اگر از شرایط فعی راضی نیستی نباید درباره آن صحبت کنی ولی اینکه بخواهم از شرایطی که ناراضی هستم احساس تشکر و سپاسگزاری داشته باشم اصلا به نظرم منطقی نبود.

بنابراین تصمیم گرفتم راه ساده تر و منطقی تر را در پیش بگیرم و سعی کردم گله و شکایت کردن درباره شرایط زندگی را متوقف کنم.

نعمت های الهی

کار ساده ای نبود و بارها به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم. ولی ناامید نمی شدم و هرکجا متوجه کلام خودم می شدم سعی می کردم گله و شکایت کردن را متوقف کنم.

بعد از آن متوجه شدم که تقریبا می توانم گله و شکایت کردن خودم به صورت کلامی را کنترل کنم ولی پیوسته در ذهنم در حال مقایسه کردن شرایط خودم با دیگرات و گله و شکایت هستم.

به این نتیجه رسیدم که گله و شکایت نکردن کلامی مرحله اول رهایی از گله و شکایت است و مرحله بعدی گله و شکایت نکردن های ذهنی است.

اینجا بود که متوجه شدم برای متوقف کردن گفتگوهای ذهنی باید توجهم را از نعمت های الهی دیگران بردارم.

چون متوجه شدم وقتی به نعمت های الهی یا داشته های دیگران توجه می کنم به شدت ترغیب به گله و شکایت می شوم و به همین دلیل همیشه درباره شرایط نامساعد خودم یا شرایط مساعد دیگران با اطرافیانم صحبت می کردم.

از وقتی هم که تصمیم گرفته بودم با دیگران درباره مسائل و مشکلات گله و شکایت نکنم خیلی خوب عمل کرده بودم ولی همچنان در ذهنم مشغول این کار بودم.

بنابراین تصمیم گرفتم به نعمت های الهی دیگران توجه نکنم تا بتوانم گفتگوهای ذهنی ام را کنترل کنم.

در روزهای اول به محض مشاهده ماشین های بهتر متوجه شروع گفتگوهای ذهنی ام درباره بدبختی های خودم می شدم و سعی می کردم این گفتگوی ذهنی را ادامه ندهم و به چیز دیگری توجه می کردم.

به مرور در انجام این کار مهارت و تسلط بیشتری پیدا کردم و متوجه شدم به نسبت گذشته به میزان قابل توجهی گله و شکایت های زبانی و ذهنی من نسبت به نعمت های الهی دیگران کمتر شده است.

من سالها بود نسبت به داشتن آن ماشین گله و شکایت می کردم و همیشه به همسرم می گفتم خدا کنه بتونم یک وام ۵ میلیونی دیگه بگیرم و ماشین یکی دو مدل بالاتر بخرم که شرایط بهتری داشته باشه.

اما از وقتی نسبت به نداشتن ماشین خوب در زندگی خودم و داشتن ماشین خوب دیگران گله و شکایت نمی کردم به مرور احساس بهتری نسبت به همان ماشینی که همیشه ازش ناراضی بودن داشتم.

همان ماشینی که هیچ علاقه ای به تمیز کردنش نداشتم را هفته ای یک بار تمیز می کردم.

با هزینه اندک روکش نو برای همان ماشین خریدم و شکل و شمایل بهتری پیدا کرد.

براش دور فرمان خریدم، خوشبو کننده خریدم و به هر شکلی که می توانستم از همان وسیله نقلیه که تا قبل از آن احساس می کردم بی ارزش و آبروی مرا می برد استفاده بهتری می کردم.

احساسم نسبت به آن ماشین تغییر کرد و تا حدود زیادی نارضایتی من از اینکه چرا ماشین مدل بالاتر ندارم کمتر شد.

نعمت های الهی

دریافت نعمت های الهی

رها شدن من از احساس نارضایتی که ناآگاهانه هر روز شعله های آن را در وجودم بلندتر می کردم باعث شد احساس رضایت و آرامش نسبت به شرایط فعلی خودم داشته باشم.

این طریقی که من به صورت ناآگاهانه در پیش گرفته بودم دقیقا منطبق بر آیات خداوند در قرآن بود که به پیامبر توصیه کرده بود نگاه خود را از دارایی های دیگران بردار و به آنچه خودت داری توجه کن.

همین کار ساده باعث شد تا به شکل قابل توجهی از احساس نارضایتی من کاسته شود. این درحالی است که شاید کار خاصی برای بالابردن احساس سپاسگزاری انجام نداده بودم چون هنوز به نظرم تغییری در زندگی من ایجاد نشده بود. و چیزی بعنوان نعمت های الهی وارد زندگی من نشده بود.

اما کم کردن میزان نارضایتی خودبخود باعث بهبود شرایط احساسی و گسترش آرامش در وجود انسان می شود.

همین کافی بود تا رابطه احساسی من با خداوند بهتر و بهتر شود و در نتیجه انتظار من از خداوند برای دریافت نعمت های الهی تغییر کرد.

من در گذشته هیچ انتظاری از خداوند برای دریافت نعمت های الهی نداشتم و تازه انتظار داشتم همواره مرا مورد عذاب و امتحان الهی قرار دهد چود خودم را بنده ناسپاس و گناهکاری می دیدم که از درگاه خداوند رانده شده است.

اما با تغییر نگرشی که نسبت به نعمت های الهی و شرایطم در زندگی ایجاد کردم بعد از به صلح رسیدن با خودم گویی با خداوند هم در صلح قرار گرفتم و انتظارم از خداوند تغییر پیدا کرد و به جای اینکه منتظر مشکلات و گرفتاری ها باشم منتظر دریافت نعمت های الهی بودم.

دیگر مثل قبل احساس دور افتادن یا رها شدگی نمی کردم. احساس نمی کردم که خداوند به همه نعمت های الهی بیشمار داده است و فقط حواسش به زندگی من نیست.

علاوه بر اینها بهبود شرایط موجود که در مورد مثال ماشین نظافت کردن و بهبود هرآنچه که با شرایط آن روزگار من متناسب بود سبب شد تا احساس بهتری نسبت به نعمت های الهی خودم پیدا کنم.

همین روند ساده باعث شد که کمتر از دو سال بعد از شروع این روند شرایط خرید ماشین جدید برای من فراهم شد آن هم نه دو سه مدل بالاتر بلکه در حد صفر کیلومتر.

و به لطف خداوند یک سال بعد توانستم ماشین به مراتب بهتر و در حد صفر بخرم.

جالب توجه اینکه من چندین سال بود آن ماشین را داشتم و همیشه از داشتن آن احساس نارضایتی و شرمندگی می کردم و هرچه تلاش می کردم شاید بتوانم با ماشین دو سه مدل بالاتر آن را تعویض کنم موفق نمی شدم.

اما وقتی در روند نگرش و عملکرد خودم تغییر ایجاد کردم در کمتر از سه سال توانستم دو بار ماشین بهتر خریداری کنم آن هم نه چند مدل بالاتر بلکه ده ها مدل بالاتر از نظر کیفیت و مدل و قیمت.

این از شگفتی های رهایی از نارضایتی بخاطر داشته های خود و توجه به نعمت های الهی دیگران بود که منجر به دریافت نعمت های الهی فراتر از انتظارم شد.

اگر به نعمت های الهی دیگران توجه کنیم به سادگی داشته های خودمان در نظر ما بی ارزش می شوند.

اگر به داشته های دیگران توجه کنیم به طرز فزاینده ای احساس می کنم نداشته های زیادی هستند که از نبود آنها در زندگی مان احساس بدبختی خواهیم کرد.

بنابراین سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی که در همین شرایط در زندگی ما جریان دارند راه حل بهبود شرایط و دریافت نعمت های بیشتر و بهتر است.

نعمت های الهی

نکته مهم برای موفقیت در این مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی دریافت می کند.

پذیرش این نگرش کار ساده ای نیست چون می توانید هزاران دلیل و نمونه پیدا کنید که اثبات می کند فلانی نعمت ها و دارایی هایش فراتر از لیاقتش است.

به این دو نکته توجه داشته باشید:

اول: نعمت های الهی شامل دارایی هایی که افراد به شکل های مختلف از طریق وام یا قرض و … وارد زندگی خود کرده اند نباید ملاک دارایی و داشته های آنها باشد چون این نعمت های الهی به شکل عادی وارد روند زندگی آنها نشده است و موجب رضایت و شادی درونی آنها نمی شود.

دوم: معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانها برای ورود نعمت های الهی از نظر خداوند با معیارهای انسانی بسیار متفاوت است. شاید از نظر ما فردی لایق نباشد اما نظر ما معیار خداوند و جهان هستی برای ورود نعمت ها نیست.

بنابراین اگر می خواهید شرایط فعلی زندگی خود را تغییر دهید و از نعمت های الهی بیشتری برخوردار شوید راه و چاره ای جز پذیرش آن ندارید. باید با پذیرش شرایط فعلی خود به احساس آرامش دست پیدا کنید تا بتوانیم قدم زنان در مسیر زندگی فعلی به حرکت خود ادامه دهید تا به سرزمین مجاور که شرایط متفاوت با شرایط فعلی شما دارد وارد شوید.

برای اینکه بتوانید شرایط فعلی خود را بپذیرید بهترین راهکار این است که این نگرش را هرطور که شده برای خودتان منطقی کنید.

«هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

این نگرش به این معنی است که هرکس در هر شرایطی است دقیقا همان جایی است که باید باشد.

این نگرش به این معنی است که من در حال حاظر در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم در دنیای مادی قرار دارم.

شرایط بهتر نیاز به لیاقت بیشتر دارد و لیاقت بیشتر در گرو داشتن افکار و نگرشی متفاوت است.

به اندازه ای که افکار و نگرش شما درباره خودتان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند شما لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهید شد.

اخطار

تمرین:

۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.

۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

Rating 4.50 from 48 votes

https://tanasobefekri.net/?p=42322
برچسب ها:
46 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار اسما غضبان
      1402/12/05 19:09
      مدت عضویت: 1244 روز
      امتیاز کاربر: 5549 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 704 کلمه

      بنام خدا

      سپاسگزاری . شاید در ظاهر به نظر بیاد دارم سپاسگزاری می کنم .اماایاواقعا ازته دلم دارم انجام میدم؟؟؟؟

      این سوالیه که همیشه ازخودم میپرسم .و همیشه هم میدونستم جواب چیه من خیلی به نظر آدم نماز خونی بودم وخب می‌خوندم همیشه اما چیزی که برام همیشه سوال بوددلیل اینکه میخونم چیه وچرامیخونم همیشه فقط برام یه چیزدیکته شده بود مهر نمازروبیار بشین ونماز بخون قبلنا ایستاده می‌خوندم رکوع و سجود به ترتیب انجامش میدادم درست و دقیق سعی میکردم اما واقعا نمی‌دونستم واقعیت .چیه .داستان .من یه زمانی باخدارابطه پیداکرده بودم زمان نه سال پیش  باخدا حرف میزدم .وگاهی هم با گریه وزاری ازش طلب میگردم چیزی که همیشه یادگرفتم از دیگران .واینکه خب چند جا به جواب می‌رسیدم که واقعا هم رسیدم ولی بعداز ازدواج وچندتجربه ای که برام به وجود اومد  باخودم میگفتم می‌خوام بشینم نماز بخونم حالا که چی وقتی جوابی نمی‌شنوم وقتی لقمه میرسه به دهن به قول مادرم میگه لقمه به دهن میرسه اماهمون لحظه اون قسمت یکی دیگه میشه یا اصلا نمیشه .اونوقت من باخودم میگفتم که چطور ممکنه چی بزارم به دست بیارم وقتی فقط میام چندتاحرکت عادتی انجام میدم وبعدهم تموم میکنم گاهی حتی نمی‌دونم تورکعت چندمم .وبعدش هم مجبورمیشم دوباره بخونم اینکه آدم از روی لذت یه کاری بکنه نتیجش یه چیزه بااینکه از روی حس اجبار.من درصورتیکه مجبورنبودم اماهمش احساس جبرمیکردم .حتی موقعی که میگفتم خدایا شکرت اثرش همون لحظه ای بود که میگفتم دیگه بعدازاون هیچ حسی نبود . ولی این چند وقته  یه سری چیزا برام روشن شده اینکه من دارم نماز میخونم برای خودم که حالم خوب باشه وسپاسگزاری میکنم برای اینکه حالم خوب باشه . یه سریا هستن که وقتی باهاشون حرف می‌زنیم میگن خدا نیاز به نماز روزه ی مانداره . ولی وقتی توواقعیت میری می بینید کلی التماس وگریه وزاری که من فلان میکنم برات خدا ازاین به بعد این طوری فلان نذرمیکنم .درصورتی که رفتارش نشون میده برعکس از اون چیزی داره عمل می‌کنه اون حرف ورفتار چیز دیگه ای میگه .که رفتارش نشون میده که خدانیاز داره به فلان نذری که درست می‌کنه اون آدم تااون روبه چیزی که میخوادبر سونه درحالیکه خیلیامون میدونیم که درست نیست اما برامون درست جلوش دادن و ذهن هم پذیرفته .من حقیقتا نمونه نمی‌شناسم دراطراف خودم که مثلا نگاهش به زندگی دیگران نباشه حتی اگر هم کم حرف بزنن اما وقتی متوجه میشم می بینم دقیقا اونایی که به نظرمن توجه ندارن به زندگی اطرافیان اماتوحر فاشون میشه دقت کرد که اوناهم حواسشون به دیگران وزندگیشون هست .من نعمتی که برایش زحمت نکشیدم و وارد زندگیم شده یه بار تو پاساژ وسایل دیجیتالی رد می‌شدیم 

      بعد به همسرم گفتم درباره‌ی یه  اسپیکر .من بهش گفتم خیلی خوشکلن .ردشدم .بعداز اون . من چندروز بعدش برام یه پاکت خوشگل آورد بهم گفت این ازاونایی که میخواستی گفتم چی؟گفت بازش کن .ودیدم همونه ایشون تو بلور ولوازم خانگی کارمیکنه .وبه خاطر همین اون روزداشتن که اجناس رو ترتیب بندی وقیمت گذاری میکردن یه دونه هم ازسرکارخریده بود وبرام آورده بود . 

      بعدازاون برام یه واکمن آورد البته من چندتاداشتم یکی خراب شده بود وخیلی وقت بود میخواستم وازهدست های مختلف بلوتوثی استفاده میکردم .ولی به خاطر زیاداستفاده کردن .خب دیگه طاقت نمیوردن و خراب میشدن تااینکه یه واکمن فانتزی وخوشکل آورد ومن اونوهدیه دادم بعداز یکی دوبار واتفاقا اون شخص هم میدونستم که دوست داره . خب وقتی لیست ارزوهارومینوشتم فایل مقدمه . نوشتم که یه هندز فری می‌خوام که خوب باشه .ودقیقاپنج روز پیش همسرم برام یکی خیلی خوبشوگرفت.ونوشته بودم که یه قالی خوشگل می‌خوایم برای اتاق که پنج شنبه رفتیم خریدمش وزاقیمت خیلی خیلی مناسب قشنگ ترین فرش نه متری رودپریروز خریدیم وهمین که اومدیم فرش روتواتاق پهن کردیم ومن الن نشستم دارم روهمون فرش مینویسم وتایپ میکنم باموبایلم واون فرش نو وقشنگ روفقط باسه میلیون تومان خریدیم و الان داریم لذتشومیبرم . وحالادارم بیشتردرک میکنم 

      من هم خیلی چیزها روبه اجبار خواستم داشته باشم ووقتی هم به دست آوردم لذتی ازش نبردم ..مثل  پالتو که خریدم فقط دوبار ازش استفاده کردم وله خاطر اینکه چاقیمونمایش میداد توکمدم داره خاک میخوره . و همیشه باخودم میگم کی بشه من بپوشمش .قبلااینومیگفتم ولی حالا نه فقط بهش نگاه میکنم و میگم میپوشمش بالاخره .من دارم راهی رومیرم که نتیجش مشخصه .پس نه فقط لاغری بلکه همه‌ی زندگیم بالاخره تغیرمیکنه .وتغییرات شروع شده.

      باتشکر فراوان 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 28 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/12/03 00:27
      مدت عضویت: 179 روز
      امتیاز کاربر: 3425 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      سلام 

      من معمولا نسبت به داشته های مادی دیگران بی تفاوتم 

      از وقتی بچه بودم یادم میاد هیچ وقت نسبت داشته های دیگران حسادت نمی‌کردم و الآنم همین طوره برام مهم نیست کی چی خریده چند خریده ،حتی بعضی اوقات اضافه شدن مال دیگران یا تغییر دادن لوازمشون اصلا به چشمم نمیاد و حواسم نیست که تبریک بگم ،و بعدا که متوجه میشم با خودم میگم حتما خیال کردن از روی حسادته،در صورتی که فقط از روی بی تفاوتی.

      فایل هاتون خیلی جالبه آقای عطارروشن، مخصوصا همین تمرینایی که میدین،یهو یه چیزی میندازه تو ذهن آدم که تا بحال اصلا یه ذره هم فکرشو به خودش مشغول نکرده و انگار یه در جدید وا میشه،تا بتونی بهتر خودت رو بشناسی.

      پاراگراف اولمو که خوندین به شرایط مادی کسی حسادت نکردم و خودمو مقایسه نکردم حتی به شرایط احساسی و رابطشون ، اگر هم بوده گذرا و ناچیز بوده، برای همین ازین لحاظ خدا رو شکر راضی بودم .

      حالا گاهی اوقات  شرایطی پیش اومده ،مشکلاتی بوده، اما باز هم راضی بودم .

      چیزی که همین الان به ذهنم خطور کرد اینه که اگه از لحاظ مادی خودم رو مقایسه نکردم اما از لحاظ رفتاری خودمو با دیگران مقایسه کردم،چون یاد گرفتم که ازین لحاظ خودمو مقایسه کنم چون مقایسه شدم توسط خانوادم حتی تو دوران بزرگسالی!

      حالا  دنبال مقصر نیستم و اونا رو سرزنش نمی کنم.

      می‌خوام خودم رو با متن فایل تطبیق بدم;

      اگه شرایطت رو با دیگران مقایسه کنی، کم و کاستی های زندگیت به چشم میاد و اون وقت تو ناراضی میشی و وقتی ناراضی باشی دیگه شکرگذاری نمیکنی،

      و وقتی شکرگذاری نکنی نعمت هات کم میشه و به اونی داده میشه که لایق و سزاوار باشه.

      من همیشه  ،رفتارم رو با دیگران مقایسه کردم،و کم و کاستی رفتارم و نقطه ضعف هام رو با این کار بزرگ کردم و مدام تو ذهنم مرور کردم و از خودم هی ناراضی تر شدم.

      هر چی ناراضی تر شدم افسرده تر شدم،اعتماد بنفسم کمتر شد ،احساس ناکارآمدی و بی عرضگی بیشتری کردم،

      همیشه برام سوال بود،من که توی دخترای فامیل از همه هم سن و سالام درسام بهتر بود،باهوش تر بودم،قدرت یادگیریم بالاتر بود،خلاق تر بودم (فک نکنید تعریف از خود میکنم،هر چند این هم یه جور مقایسه ست ،اما حقیقت داشت و خودشون هم قبول داشتن) منی که اینطوری بودم

      چرا هیچ کاره نشدم ؟ ،چرا خونه دار موندم؟

      چرا احساس درجا زدن می کنم؟

      چرا به آرزوهام نمی رسم؟

      فقط به جرم اینکه زیادی درون گرا بودم و همین باعث شد که مداااام مقایسه م کنن و خودم هم یاد بگیرم خودم رو از لحاظ رفتاری مقایسه کنم.

      من امشب فهمیدم دلیل اینکه به آرزوهام نرسیدم بی عرضگی  نیست،همون مقایسه کردن زیاده که هنوز هم دارم انجامش میدم.

      و منی که تمام این سالها فکر میکردم شرایط خودم رو هیچ وقت بادیگران مقایسه نکردم و به این اخلاقم می بالیدم ،امشب فهمیدم هم مقایسه کردم ،هم حسادت کردم،هم غبطه خوردم،حسرت خوردم، اون هم به چیزی مهمتر و با ارزش تر از مال ،به روح و روان دیگران ،به شخصیت دیگران!

      و این خود کم بینی چه ضربه ای به رابطه ام با خودم و خدا زد.!

      کاش میتونستم همون‌طور که چیزای مادی در زندگیم رو با دیگران مقایسه نمیکنم ،رفتارم رو هم مقایسه نکنم.

      کاش بتونم به دخترم  یاد بدم که قابل مقایسه با هیچ کسی نیست!

      دریچه جدیدی رو نسبت به خودم برام باز کردید استاد !

      هزاران بار ازتون ممنونم.🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار تینا.عالی
        1402/12/08 00:28
        مدت عضویت: 73 روز
        امتیاز کاربر: 9373 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 614 کلمه

        بنام کسی که به عدالت ذره ارزنی را جا ننداخته و نمی اندازد، 

        و درود خداوند منان بر  بنده عزیز و محترم و سخاوتمندش استاد گرامی و ارجمند،

        مهل اجان سلام و درود و مهر خالص خدا تقدیم شما همراه دوست داشتنی ،

        من داشتم پیام اسما خانوم را می‌خواندم نمی‌دونم چرا به پیام شما هم هدایت شدم که البته حکمت دقیق خداست،

        بعد از خواندن پیام اسما خانوم من متن شما رو هم  سعادت نصیبم شد و به لطف الله خواندم
        ،

        من اینها رو با تاکید به خودم هم میگم و تکرار میکنم تا باورم شوند:

        خداوند در وجود ما همه ارزشها و استعداد ها را به یک میزان آفریده و تقدیم ما کرده،

        ما باورهای محدود کننده خودمون هست که حس کم بینی و کمبود را در خودمون ایجاد کرده و این یعنی مغایرت داره با عدالت خدا،

        خداوند عاشق تک تک ماست همه را عاشقانه دوست دارد،

        و وقتی عدالت خدا رو اعتقاد نداشته باشم 

        کافی یک در از یکی از صفات منفی باز بشه،

        مثل زنجیره صفات منفی پشتش لبریز میشه،

        اون در را سعی میکنم همیشه ببندم عادت دارم میکنم که کوچکترین صفت و لغت را می‌بندم در ذهنم و رهاش میکنم و میگم 

        منم عالی هستم اگر که انتخابم و باورم عظمتی باش که خدا به منم دادش به ما گفته اشرف مخلوقات قرار نبوده فقط 

        عقدس خانوم یا بیتا خانوم رو بگه اشرف مخلوقات با ما همه ما بوده خداوند، 

        خداوند مرا همینطوری بدون هیچ کاری هم دوست داره ما کامل و عزیزیم براش مثل رابطه شما با فرزندت هزار برابر به ما خدا عشق داره باور کنیم تک تک ما خاص و منحصر به فرد و دارای تمام استعدادها هستیم و هر چیزی رو که کافی بخوایم به قول استاد استمرار کنیم و باور کنیم برامون خدا فراهم می‌کنه اصلا غم هیچی نخور و به خودت قول بده هر لحظه را شادی کنی چون برای لذت به این دنیا آمدیم تو هر شرایطمون،حتی اگر پیشرفت هم بخواهیم اتفاق میفته، 

         من هر روز صبح بیدار میشم میگم اخ جون تینا خانوم‌ لاغر خوش اندام بیدار شدی به به! خوب حالا امروز قرار چطوری حال کنیم اهنگ میزارم صبحانه مفصلی می‌چینم با همسرم میخورم  من البته متعادل میخورم قبل سیر شدن دست میکشم و اصلا دیگه حریص نیستم به لطف خدا  و خداروشکر همینکه  اجازه و موافقت ذهنم را میبینم که پیشرفت کرده و من با آزادی کامل غذامو میخورم بدون هیچ محدودیتی در مواد غذایی برام میشه شادی در کل جهان هستی و شکر خدارو میکنم،و صدای استاد مدام تو گوشم و  حرف میزنم تو ذهنم مدام با خدا و مرور گفته های استاد و در سایت میرم که دیگه تمرین کنم مدام ،،

        باورتون میشه مهلا جون من حتی برا خدا هم میرقصم اوازم میخونم بعضی وقتها یعنی فکر کنم خدا اون لحظه خیلی بیشتر از نمازهام حال می‌کنه ههههههههههه وظیفه خودمون میدونم شاد باشم باخدا کلا با خدا عشق میکنم،راز پیروزی هم در متعادل خوردن و رفتار کردن :

        هر موقع گرسنه واقعی بشم میخورم و قبل سیر شدن دست میکشم ،به خودمم میگم چه با کلاس شدی مثل خارجیا غذا میخوری دیگه میرم دنبال کارهای خونم منم خونه دارم اما مربیگری آنلاین ورزشی هم هستم ،

        ازدواج کردم طی ده سال ده کیلو اضافه کردم اصلا از فرم خارج نشده بدنم الحمدالله اما از لحاظ ورزشی میدونم‌این وزن من نباید باش از زمانی هم که ازدواج کردم به لطف تشویق پدر شوهر مهربانم چاق شدم می‌گفت بخور عروس لرها شدی باید قوی باشی ههههههه،

        و اینم بگم البته در حد تعادل گاهی هم حسادت و  مقایسه رقابت هم خوب چون باعث میشه به خودمون بیایم تلنگری به خودمون بزنیم ببینیم خودمون کجای کاریم،هر چی هم که می‌خوایم و از خدا درخواست کنیم به لطف استعدادهامون و باورمون به خدا حاضر میشه حتما ،

        در پناه حضرت الله در شگفتی سازان ببینمتون ،

        دوستدار پیشرفت شما:

        خدا 

        استاد 

        و من

        \"🧚\"/
        \"🌸\"/
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مهلا
          1402/12/09 14:51
          مدت عضویت: 179 روز
          امتیاز کاربر: 3425 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 60 کلمه

          سلام تینای عزیز،

          ممنون از پیام پر مهرت🌹

          درست میگی وقتی به عدالت خدا فکر بکنیم  می بینیم هیچ کم و کاستی در ما نیست و مقایسه کردن خودش یه جور ناشکری به حساب میاد.

          امیدوارم شما هم همیشه شاد و سرحال باشی و همینطور که میگی با انرژی برای خدا برقصی😉😉

          خیلی خوشحالم که اینجا دارم دوستای خوبی مثه شما پیدا می کنم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم رمضاني
      1402/12/02 10:08
      مدت عضویت: 1202 روز
      امتیاز کاربر: 17450 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 957 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      سپاسگزاری نزدیکترین و قوی ترین فرکانس به خداوندهست و این نزدیکی یعنی داشتن حس آرامش عمیق درونی که همسو با خداوند ه 

      کلمه شکر گذاری ۷۵ بار در قرآ اومد یعنی اهمی زیادی داره 

      خداوند همیشه مارو به شکرگزاری نعمتهاش رهنمون کرده و شکرگزاری رو راه دریافت نعمتهای بیشتر و رهایی از عذا معرفی کرده 

      و هرگز در قرآن نگفته که شکرگزار نعمتها دیگران باشید و اتفاقا از اینکار انسان رو منع کرده 

      وقتی ما به داشته های دیگران توجه میکنیم احساس کمبود و حسرت پیدا میکنیم و این یعنی ناسپاسی 

      پس نباید به داشته های دیگران فکر کنیم و یا ازش صحبت کنیم چون باعث ناسپاسی و احساس دوری از خداوند میشه ،داشته های دیگران نتایج زندگی اونا با یه طرز فکر و نگرشی هست که ما نمیدونیم و غیر منطقی هست که نتایج زندگی اونا رو با نتایج زندگی خودمون مقایسه کنیم و بعد حس اینکه خدا به اون داده به من داده میاد سراغمون و فکر می‌کنیم خدا بین بنده هاش فرق گداشته و این میشه شک کردن به خدا ،پس عدالت خدا کووووو!!

      علاوه بر اینکه دیگه دارایی های خودمون به نظرمون اصلا بدرد نمیخوره ،خدا رو هم دور از خودمون میبینیم چون اگه خدا همراه من بود که به منم میداد!!

      نعمت هایی در زندگی ما هستند که به راحتی وارد زندگی ما شدند  و ما مدتها از داشتنشون لدت بردیم ،من یادمه که وقتی گوشی آیفون جدید به من هدیه داده شد مدتها از داشتنش لدت میبردم 

      برای لدت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن برامون عادت بشه ،البته نه مثل قبلا که می‌گفتیم خدایا شکرت فقط به کلام و حتی من وقتی دقت کردم دیدم زمانی که حس بدی دارم از یه مسئله یا اتفاقی میگم خدایا شکرت که اینم از باور من که خدا برام این اتفاق بد رو خواسته میاد و اینکه من که کاره ای نیستم فقط میتونم تحمل کنم و بگم خدایا شکرت که دیگه بدتر از این نشه 

      با دریافت آگاهی ها در دوره های عالی استاد عزیز تازه متوجه شدم که گفتن خدایا شکرت و یا نوشتنش سپاسگزاری نیست فقط یه کلامه که ما اونو به زبان میاریم که فایده ای هم نداره 

      سپاسگزاری یعنی احساس رضایت درونی از اینکه هستم از شرایط و امکانات زندگیم 

      و من تازه دارم تا حدی این احساس رضایت رو تجربه میکنم و میبینم که چقدر لدتیخشه که من در این دنیا هستم و دارم توانایی خودم رو در خلق کردن تجربه میکنم و این حسی هست که من تا چند ماه قبل هیچ وقت تجربه نکرده بودم 

      دیروز که دخترم از مدرسه اومد گفت مادر معلممون دستبند مرواریدش رو که وسطش یه پلاک طلا داره و پاره شده داده به من درستش کنم و گفته که اگر هم نتونستی خودت رو اصلا اذیت نکن مهم نیست میدم طلافروشی درست کنه ،توی دلم کلی این رفتار معلمش رو تحسین کردم 

      دخترم ۹ ساله م  دستبند درست میکنه ولی این مدلی تا حالا درست نکرده بود ،زدیم اینترنت و چند تا فیلم دیدیم و شروع کردیم به انجام ولی به نظرمون کار سختی اومد ،به دخترم گفتم اگه میخوای یاد بگیری باید تمرین کنی و هر دو شروع کردیم به تمرین کردن چندین بار اینکارو انجام دادیم و نشد و یک لحطه در دهنم مرور شد بیا با نخ مکرومه که کلفتر هست امتحان کن بهتر مشخص میشه اینکارو انجام دادم و دیدم شد کلی دوق کردم به دخترم هم توصیح دادم و اونم انجام داد و تونست ،من و دخترم به شدت حس خوبی پیدا کردیم ،دقیق یه حس رضایت درونی که منم میتونم و یه دستبند برای دخترم درست کردیم و دستبند معلمش رو هم درست کردیم و از ته ته دلم گفتم خدایا ممنون 

      و این سپاسگزاری فقط و فقط از یه حس رضایت درونی بود و حتی اگر هم نمیگفتم خدایا شکرت بازم سپاسگزاری بود 

      من این حس رو تازه چند ماهه دارم تجربه میکنم از خلق کردن یه کیف یا جامدادی به قدری حس خوب بهم دست میده که به قدرت خداوند که در وجود من قرار داده پی میبرم و این میشه سپاسگزاری حتی اگه کلمه ای به زبون نیاد 

      من می‌پذیرم که هر شرایطی رو که تجربه کردم و دارم تجربه میکنم حقمه و لیاقت همین بوده

      و دقیقا از زمانی که با تغییر نگرش تونستم بهتر بپذیرم که شرایطی که دارم حقمه و میتونم تغییرش بدم یواش یواش دارم تغییرش میدم چون باور کردم که خودم باعث شرایط زندگیم هستم چه خوب و چه بد البته از نطر خودم 

      هر آنچه که ما نیاز داریم برای لدت بردن از زندگی وجود داره چون من متوجه شدم احساس ،لدت،شادی،رضایت فقط و فقط درونیه و این شرایط ما نیست که باعث لدت و یا ناراحتی ما میشه بلکه ما هستیم که با اطلاعات مغزیمون میتونم شاد یا ناراحت بشیم 

      پس رسیدن به هر چیزی که من میخوام باعث آرامش و شادی من نمیشه بلکه تغییر نگرش منه که باعث حی خوب من ،آرامش من میشه 

      و من دارم کلام خداوند رو تجربه میکنم ؛

      اگه سپاسگزار باشین به شما می افزایم 

      منی که دارم حال خوبم رو حفط میکنم و با هدایت خداوند قدم به قدم پیش میرم و از وجود خودم حس رضایت دارم یعنی سپاسگزارم و این خداونده که داره به من اضافه میکنم حس رضایت بیشتر و آگاهی بیشتر و خلق کردن بیشتر 

      چقدر مهمه که ما بتونیم گله و شکایت رو از کلام و از فکرمون پاک کنیم و تازه چشمامون باز میشه که چقدر نعمت تو زندگیم هست که من تا حالا نمیدیدمش و اصلا نعمت زندگی که مهمترین اتقاق هست که من در این دنیا هستم و میتونم زندگی کنم الیته با آگاهی به اینکه من اومدم تا حس خوب تجربه کردن رو لمس کنم 

      به اندازه ای که افکار و نگرش ما درباره خودمون و شرایطمون و خداوند صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کنه ما هم لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی میشیم 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      1402/12/02 05:05
      مدت عضویت: 1647 روز
      امتیاز کاربر: 14395 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 571 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      وقت بخیر عزیزان 

      سپاسگزاری نزدیکترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است .که باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می شود .استفاده از سپاسگزارم می تواند کلام ما را به سمن توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می شود .

      در قرآن هم ایه های زیادی دوباره سپاسگزاری هست . آنچه واضح است همواره خداوند انسان را به شکرگزار نعمت های الهی بودن دعوت کردن .

      چشم به نعمت های دیگران نداشته باشید . فکر کنم قبلا من اینطوری بودم فلانی شوهرش همه کار می کنه … زیاد از این حرفا می زدم .و واقعا هم همینه زمانی که ما به آنچه دیگران دارند توجه می کنیم احساس کمبود و نقص در زندگی خود می کنیم و حسرت می خوریم یا حسادت می کنیم و این نوعی ناسپاسی است . اره ولی خدا بعضی ها یه جوری از چیزهامون تعریف می کنن که انگار آدم مجبوره که گوش بده . توجه کردن به نعمت های الهی دیگران به سرعت باعث بی ارزش شدن داشته ها و شرایط خودتان می شود .به آنچه دیگران دارند توجه نکنید .درباره آنچه دیگران دارند صحبت نکنید .یکی از مهمترین نتایج ناسپاسی ،تشدید احساس دور شدن از خداونده .

      هر چقدر در زندگی به خاطر نعمت های الهی دیگران یا شرایط آنها احساس حسادت و ناامیدی کنی در حال ناسپاسی کردن هستید .احساس دور شدن از خداوند و بی ارزش بودن خواهید داشت .و تصور می کنید که انسان ارزشمندی نیستید .

      این هم درسته ممکنه چیزهایی که اونها دارن و تو می خوای داشته باشی اگر وارد زندگیت بشه خیلیم خوشحال نشی . 

      انسانها از نظر چگونگی برخورداری از نعمت های الهی به دو گروه تقسیم می شن 

      ۱- عده ای هستن که به شکل عالی به زندگی خود ادامه می دن توجهی هم به دیگران نمی کنم و با احساس خوب زندگی می کنن و نعمت های متفاوتی وارد زندگی آنها می شه 

      ۲-عده ای هستن که در زندگی چشم به نعمت های الهی دیگران دارند و از مسیر خارج می شن برای اینکه می خوان چیزهایی که اونها دارن و داشته باشن 

      برای لذت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن از نعمت های الهی را به عادت در خود تبدیل کنیم .

      سپاسگزاری که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم .

      شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس ،افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است .. من همواره سعی می کنم هر آنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد .فقط در صورتی می تونم در زندگی لذت ببرم و احساس خوشبختی کنم که آرامش ذهنی داشته باشم .

      منم یاد گرفتم از این دوره که از چیزهایی که دوست ندارم صحبت نکنم و گله و شکایت نکنم .

      اره من هر روز می گم هدفم بهتر زندگی کردن است از همین چیزهایی که دارم با همین ها بهترینها و سعی می کنم ازشون استفاده کنم . گوشه کنارها رو تمیز می کنم الان شروع کردم خونه تکونی مثلا چند وقت یه دفعه وسایلم و عوض می کنم مثلا کیف چند تا دارم هر چند وقت یه ماه یه بار کیفم و عوض می کنم از این کارها .

      و خوب آدم این رانشو یاد بگیره نعمت ها وارد زندگیش می شن .  مثلا چند وقت پیش همسرم یه میز اشپزخونه برام درست کرد البته من خیلی گفته بودم ولی هی کی گفت بعدا .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maryam
      1402/11/29 21:22
      مدت عضویت: 1623 روز
      امتیاز کاربر: 1590 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,598 کلمه

      به بسم الله می خوانم خدا را

               زمشتی خاک آدم ساخت ما را 

      سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و همراهان خوب هم مسیرم  

      زمانی که متن این قسمت رو خوندم به صورت ناخودآگاه یاد این شعر زیبا افتادم و رفتم شعر کاملش رو دوباره خوندم و لذت بردم و گفتم قطعاً بی دلیل یاد این شعر نیفتادم و به سمتش هدایت شدم پس تصمیم گرفتم در قسمت تمرینم بنویسم تا شما هم براتون یادآوری بشه و از این شعر زیبا لذت ببرید البته چند بیتش رو حذف کردم برای اینکه زیاد طولانی نشه 

      فضل خدای را که تواند شمار کرد؟  

      یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد؟

      ترکیب آسمان و طلوع ستارگان                از بهر عبرت نظر هوشیار کرد

      بحر آفرید و بر و درختان و آدمی    خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار کرد

      الوان نعمتی که نشاید سپاس گفت       اسباب راحتی که نشاید شمار کرد

      از چوب خشک میوه و در نی شکرنهاد       وز قطره دانه‌ای درر شاهوار کرد

      مسمار کوهسار به نطع زمین بدوخت    تا فرش خاک بر سر آب استوار کرد

      اجزای خاک مرده، به تأثیر آفتاب            بستان میوه و چمن و لاله‌زار کرد

      این آب داد بیخ درختان تشنه را               شاخ برهنه پیرهن نوبهار کرد

      چندین هزار منظر زیبا بیافرید               تا کیست کو نظر ز سر اعتبار کرد

      توحیدگوی او نه بنی آدمند و بس       هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

      شکر کدام فضل به جای آورد کسی؟     حیران بماند هر که درین افتکار کرد

      گویی کدام؟ روح که در کالبد دمید           یا عقل ارجمند که با روح یار کرد

      لالست در دهان بلاغت زبان وصف         از غایت کرم که نهان و آشکار کرد

      سر چیست تا به طاعت او بر زمین نهند؟       

       جان در رهش دریغ نباشد نثار کرد

      بخشنده‌ای که سابقه‌ی فضل و رحمتش      

       ما را به حسن عاقبت امیدوار کرد

      پرهیزگار باش که دادار آسمان  

             فردوس جای مردم پرهیزگار کرد

      نابرده رنح گنج میسر نمی‌شود             مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

      هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت    دانه نکاشت ابله و دخل انتظار کرد

      دنیا که جسر آخرتش خواند مصطفی   جای نشست نیست بباید گذار کرد

      دارالقرار خانه‌ی جاوید آدمیست            این جای رفتنست و نشاید قرار کرد

      چند استخوان که هاون دوران روزگار        

       خردش چنان بکوفت که خاکش غبار کرد

      ظالم بمرد و قاعده‌ی زشت از او بماند     عادل برفت و نام نکو یادگار کرد

      عیسی به عزلت از همه عالم کناره جست

         محبوبش آرزوی دل اندر کنار کرد

      قارون ز دین برآمد و دنیا برو نماند      بازی رکیک بود که موشی شکار کرد

      ما اعتماد بر کرم مستعان کنیم           کان تکیه باد بود که بر مستعار کرد

      بعد از خدای هرچه پرستند هیچ نیست   

        بی‌دولت آنکه بر همه هیچ اختیار کرد

      وین گوی دولتست که بیرون نمی‌برد     الا کسی که در ازلش بخت یار کرد

      بیچاره آدمی چه تواند به سعی و رنج چون هرچه بودنیست قضا کردگار کرد

      او پادشاه و بنده و نیک و بد آفرید     بدبخت و نیک بخت و گرامی و خوار کرد

      سعدی به هر نفس که برآورد چون سحر   

       چون صبح در بسیط زمین انتشار کرد

      هر بنده‌ای که خاتم دولت به نام اوست      

       در گوش دل نصیحت او گوشوار کرد

      بالا گرفت و دولت والا امید داشت         هر شاعری که مدح ملوک دیار کرد

      شاید که التماس کند خلعت مزید         

       سعدی که شکر نعمت پروردگار کرد

      تمرین:

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

      من پیش از اینها بارها شده بود که وقتی یک نعمتی رو میدیدم که خودم آرزوی داشتش رو دارم و یک نفر دیگه اون نعمت رو خیلی راحت در اختیار داره حسرت می خوردم ولی نه به این شدت که حسادت کنم و در دل آرزو کنم کاش اونم این نعمت رو نداشته باشه 

      فقط دلم می خواست که منم این نعمت رو داشته باشم

      وقتی با مسائل ذهنی آشنا شدم متوجه شدم که حسرت خوردن ما رو از اون نعمت دور می کنه و کار اشتباهیه و درست اینه که وقتی شخصی رو می بینیم که یک نعمتی رو داره باید در دل اون شخص رو تحسین کنیم که به آرزوی ما رسیده و همچنین دعا کنیم خدا بیشتر بهش بده و همین نعمت رو به ما هم بده 

      اما با خواندن این مطالب متوجه شدم کلاً نباید به داشته های دیگران توجه کنیم چون باعث میشه داشته های خودمون در نظرمون بی اهمیت بشن و دیگه اونا رو نبینیم و همش نگاهمون به داشته های اطرافیانمون باشه 

      متوجه شدم فقط باید شکرگزار کوچکترین نعمتهایی که توی زندگی خودمون هست باشیم و به داشته های خودمون دلخوش باشیم . 

      ۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.

      همسر خودم یکی از افرادیه که نه تنها چشمش به دنبال مال و ثروت کسی نیست بلکه به همه هم کمک می کنه و حتی از خودش می گذره که دیگران بهتر زندگی کنن ! 

      مثلاً با اینکه خودش گاهی تو شرایط خوبی از لحاظ مالی نیست و مشتری هایی که براش میان دوست و آشنا باشن و وضع مالیشون خیلی هم از ما بهتره یا ازشون پول نمی گیره یا اگر خیلی اصرار کنن مبلغ خیلی کمی می گیره و من بارها شده ازش پرسیدم چرا پول نگرفتی ؟ اینکه وضع مالیش خیلی خوبه نیازی به بخشش تو نداره !

      چون می دونم خودش شرایط درستی نداره میگه خدا نگاه به قلب آدما میکنه اگه ببخشی بهت می بخشه و به خاطر همین کارهاش توی دوست و آشنا همه بهش احترام میذارن و دلشون می خواد یه طوری براش جبران کنن ! 

      حتی افرادی رو دیدم که به شدت خسیس هستن و به هیچ کس تخفیف نمیدن ولی به همسرم تخفیف خیلی خوبی دادن 

      برام جالبه که وقتی میریم یه مغازه ای که حتی نمیشناسنش هم به مقدار قابل ملاحظه ای تخفیف میدن و دلایل بامزه میارن مثلاً میگن از اخلاقت خوشم اومده یا از تیپت خوشم اومده دوست دارم بهت تخفیف بدم !

      پیش دوستاشم میریم خرید می کنیم قسم می خورن قیمت خرید یک کالا رو حساب می کنن و میگن شما به گردن ما خیلی حق داری و … 

      من در اطرافیان خودم متاسفانه کسی رو نمی شناسم که صد درصد نگاه به مال دیگران نکنه اما کسانی رو می شناسم که درصد حسادتشون یا حسرت خوردنشون کم یا زیاده 

      و به وضوح می تونم از زندگیاشون تشخیص بدم کی چقدر حسادت داره یا چقدر حسرت زندگی دیگران رو می خوره 

      چون سعی می کنم به رفتارها دقت کنم و عبرت بگیرم که خودم این رفتارها رو توی زندگیم به صفر برسونم 

      از بعد از خوندن درس جدید تا نگاهم یا فکرم میره به سمت مال دیگران سعی می کنم فکرم رو متمرکز کنم رو داشته های خودم و به این شکل به خودم تمرین میدم که به نعمتهای خودم توی زندگیم توجه کنم 

      ۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خود بخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

      من می دونم نعمتهایی که من تو زندگیم داشتم و دارم به قدری زیادن که هر چقدر تلاش کنم تمی تونم حق مطلب سپاسگزاری اونا رو ادا کنم چون خدا همیشه چندین پله از بنده هاش جلوتره و ما هنوز نتونستیم سپاسگزاری نعمتهای قبل رو به جا بیاریم کوهی از نعمتهای جدید رو وارد زندگیمون کرده 

      بله دوستان خدا به این شکل عمل می کنه و ما بنده ها هر چقدرم سپاسگزار باشیم نمی تونیم اونطور که باید و اونطور که شایسته اون نعمته سپاسگزار باشیم چون هنوز حق مطلب سپاسگزاری نعمت قبلی رو ادا نکردیم خدا پیش قدم میشه یعنی ما تازه نیت می کنیم که سپاسگزاری کنیم و هنوز اقدام نکردیم خدا نعمت جدید رو فرستاده حالا چطوری می تونیم شکرگزار اینهمه نعمت باشیم ؟

      من این مطلب رو به وضوح بارها و بارها تو زندگی خودم دیدم اینکه خدا همیشه چند قدم جلوتر ایستاده و منتظره ما یک قدم بریم سمتش بازم چند تا قدم میره جلوتر 

      یه نمونه براتون مثال میزنم 

      مثلاً من چند وقت پیش بدون اینکه بنویسم یا سپاسگزاری کنم فقط توی فکرم می گذشت که چقدر زندگیم از قبل تغییر کرده و داشتم به ظرفهای قشنگی که داشتم فکر می کردم و ته دلم خوشحال بودم از داشتنشون

       بعد همون روز بعدازظهرش همسرم منو برد بازار و دو دست سرویس رویال اوپال جدید چهارگوش برام خرید من این بار نوشتم و سپاسگزاری کردم

       دوباره گفت بریم کاسه آبگوشت خوری هم می خواستی برداریم 

      و رفتیم و من سه دست کاسه آبگوشتی طرح جدید و دو دست قاشق چنگال دسته چینی که بهترین و گرونترین مدل قاشق چنگال بود و دو تا لیوان بزرگ نیم لیتری و یک سینی فر شیشه ای طرح جدید عالی و چندین چیز دیگه خریدم و به خاطر تک تکشون سپاسگزاری کردم

      و دوباره همسرم چند روز بعدش گفت دوستم زنگ زد گفت سرویس جدید آجیل خوری آورده و خلاصه رفتیم و من چند دست سرویس کامل عصرونه خوری جی سی سی و چاقو و قندان و … خریدم 

      و  بعد از اون که از تمام ظرفهای جدیدی که خریدم سپاسگزاری کردم ماشین ظرفشویی خریدم و به همین ترتیب هی ادامه پیدا کرد و خیلی برای خودم جالب بود که چطوری شکر نعمت نعمتت افزون کند . 

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

      من در زمانی که مجرد بودم اصلاً به داشتن طلا فکر نمی کردم و یادمه بابام اصرار داشت پول تو جیبی های ماهیانه مون رو اصلاً خرج نکنیم و تا تولد هر سالمون یه پولی پس انداز کرده باشیم و موقع تولدمون هم همه به هم پول بدیم و بتونیم با پولهامون طلا بخریم 

      دو خواهر بزرگترم قبول کردند و کل پول تو جیبیشون رو می گذاشتن توی قلکشون که باهاش طلا بخرن اما من دوست نداشتم و برام مهم نبود طلا بخرم و اگر به خاطر اصرار بابام نبود همون یک دونه گوشواره و انگشتر طلا رو هم نمی خریدم 

      اما وقتی عقد کردم متوجه شدم همه ی زنهای فامیل خودم و همسرم میزان محبت همسرم به من رو با طلاهایی که برام می خره می سنجن ! و وقتی میدیدن همسرم چقدر برام طلا خریده می گفتن خوش به حالت پیداست که شوهرت خیلی دوستت داره ! 

      خلاصه این جریان گذشت تا بعد عروسی که همسرم مجبور شد کل طلاهای من حتی حلقه ی ازدواج خودم و خودش رو بفروشه و من اون زمان برام زیاد مهم نبود اما ته دلم یکم می ترسیدم که بقیه چه فکری می کنن و همسرم قول داد دوباره هر وقت پول دستش رسید برام طلا بخره 

      من نگران نبودم چون می دونستم به محض اینکه بتونه دوباره طلا می خره اما در اون زمان همسرم مجبور بود برای زیاد کردن سرمایه مغازه اش پولش رو جنس برای مغازه بخره 

      کم کم حرف و حدیث اطرافیان شروع شد 

      و زمانی که توی مجالس زنانه شرکت می کردم همه بهم گوشه و کنایه میزدن که مردا همه شون همینطورن و خرشون که از پل می گذره دیگه به زنشون محبت نمی کنن من با این حرفا مخالفت می کردم چون من و همسرم خیلی همدیگه رو دوست داشتیم 

      اما حتی مادرشوهر خودم به خاطر طلاهاش به من فخر می فروخت و من تا میومدم از همسرم تعریف کنم می گفت پس کو دنبه ات ؟ من اول متوجه منظورش نمی شدم تا اینکه یه بار که تنها بودیم ازش پرسیدم یعنی چی ؟ گفت یعنی کو طلاهات ؟

      اولین بار که این حرف رو شنیدم خیلی تعجب کردم گفتم چه ربطی به طلا داره ؟گفت وا خوب مردی که زنش رو دوست داره برای زنش خرج می کنه گفتم خوب بنده خدا اینهمه خرج می کنه ! دیگه چکار باید بکنه ؟ 

      گفت کو چه خرجی ؟ ما که نمی بینیم ! گفتم خوب اینهمه چیز می خره برا خونه و خورد و خوراک گفت اینکه هنر نیست همه می خرن گفتم لباس و کفش و … گفت اونم وظیفه شه نمی تونی که بی لباس بگردی ! 

      مهم اینه که چیزی رو برات بخره که تو دوست داری و فقط به درد تو می خوره مثل طلا نه این چیزا 

      خلاصه از اون روز به بعد من همه ی تلاشم این بود که بتونم طلا بخرم تا بقیه بهم گوشه و کنایه نزنن و از بقیه چیزی کم نداشته باشم و مرتب به همسرم می گفتم برام طلا بخر اونم تلاشش رو می کرد ولی با این حال مثلاً دو تا النگو می خرید اونم با چک و قسط و …

      بعد یه مدت کوتاه مجبور می شدیم بفروشیم و کل این سالها به همین شکل سپری شد و همسرم تا طلا می خرید بیشتر از چند ماه نمی تونستیم نگه داریم و بازم شده بودم مضحکه بقیه 

      تا حتی مامان خودم طلا می خریدم می خندید می گفت مبارک باشه ولی کی می فروشید ؟ البته مامانم دوست داشت نفروشم اینجوری می گفت که دیگه نفروشم ولی من نمی تونستم وقتی همسرم به پولش نیاز داره مخالفت کنم 

      ۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

      خیلی موافقم چون احساس لیاقت داشتن توی زندگی خیلی خیلی مهمه ! تا این حد که اگر تمام تلاشمون رو به کار بگیریم و کل زندگی سخت کار کنیم اما احساس لیاقت نداشته باشیم به هیچ کدوم از خواسته هامون نمی تونیم برسیم 

      و این مسئله در هر زمینه کاربرد بسیار مهم داره مثلاً یک فرد چاق اگر خودش رو لایق لاغر شدن ندونه هر چقدر تلاش کنه به ۶یچ عنوان نمی تونه لاغر بشه ! 

      مثل خودم و خواهرام و خیلی از اطرافیانمون که هر چقدر تلاش کردیم نتونستیم به هدف لاغری برسیم و یا تا یه مقدار کم وزن کم می کردیم خیلی سریع دوباره به وزن قبل یا حتی بیشتر بر می گشتیم !

      یک فرد فقیر اگر احساس لیاقت ثروتمند شدن رو نداشته باشه هر چقدر هم که بتونه پول به دست بیاره به راحتی تمام اون پول رو از دست میده مثلاً یکی از اقوام یک ارثی بهش رسید اما چون احساس لیاقت اون پول رو نداشت  با کل اون ارث رفتن مسافرت و کل پولشون تموم شد ! 

      یکی دیگه از اقوام یه ارث بهشون رسید و در همون لحظه چند تا از وسایل منزلشون مثل یخچال و آبگرمکن و ماشین لباسشوییشون خراب شد و مجبور شدن کل اون پول و حتی بیشترش رو بدن پای خرید مجدد این وسایل !

      به گفته ی خودشون می گفتن نفهمیدیم پوله چطوری اومد و چطوری رفت !

      یکی دیگه از آشناها که یک کارگر ساده بود یکدفعه به خاطر شرایط خاصی که براش پیش اومد ترفیع گرفت و حقوق خیلی بالاتری می گرفت اما چون احساس لیاقت ثروتمند شدن نداشت یا پولشون خرج مریضی میشد یا چیزای دیگه و در نهایت بعد از گذشت مدتها هنوز از لحاظ مالی پیشرفت چشمگیری نداشتن ! 

      خیلی از اطرافیانم رو می شناسم که آرزو داشتن در رشته دندانپزشکی یا داروسازی یا پزشکی تحصیل کنن اما به دلیل نداشتن احساس لیاقت اون رشته یا مرتب پشت کنکور موندن یا در آخر مجبور شدن در رشته ای درس بخونن که هیچ علاقه ای بهش نداشتن ! 

      با آرزوی موفقیت و احساس لیاقت روز افزون برای همه ی شما عزیزان خدانگهدار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عسل بانو
      1402/11/29 13:40
      مدت عضویت: 1605 روز
      امتیاز کاربر: 1539 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 228 کلمه

      بنام آفریننده هستی بخش

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان  

      من به معجزات خداوند ایمان دارم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم. 

      من به زمانبندی خداوند ایمان دارم. 

      من به برنامه الهی ام ایمان دارم 

      من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم

      باتوجه به این مطالب ارزشمند من دریافت کردم که توجه به نعمت های دیگران ناخواسته حس حسادت درونم روشن میکنم واینکار نه تنها خوب نیست بلکه باعث دوری من از خواسته ام و خدا میشه 

      من در گذشته به داشته های دیگران توجه داشتم و همیشه میگفتم مگه من از فلانی چی کمتر دارم که زندگیمون باهم فرق داره بعد هم بخاطری که خودم آروم کنم میگفتم خدا اونو لایق این نعمت دانسته و ما را به تماشای جهان آورده 

      در صورتی که متوجه شدم این حرف خودم باعث شده که من حس لیاقت در برابر دریافت نعمتهای الهی درون خودم نداشته باشم در صورتی که ما بندگان خدا هیچ فرقی باهم نداریم .

      «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

      من تصور میکردم که خداوند بین بندگانش فرق گذاشته و به هرکسی که دوست داشته نعمتهای فراوان داده  چون طبق گفته استاد من داشتن لیاقت را چیزای میدونستم که با معیارهای خداوند کاملا فرق داشت ولی الان فهمیدم که لیاقت هر کسی درونی هست وربطی به بیرون اون شخص نداره .

      سپاسگذارم از شما که دیدم رو نسبت به لیاقت داشتن برای دریافت خواسته هام عوض کردید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسمان ابری
      1402/11/29 13:04
      مدت عضویت: 272 روز
      امتیاز کاربر: 10320 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 643 کلمه

      به نام خداوند مهربان وتوانا

      سلام براستاد وهمه ی دوستان

      واقعا سپاسگزاری مطلب بسیار زیبایی است ودر جامعه  ودنیای ما خیلی جاش خالیه.

      متاسفانه اغلب ما ادم ها در این دوره زمونه بیشتر حالت طلبکار داریم.انگار دنیا به ما بدهکار ،ادمها به ما بدهکارند .هر کی برای ما کاری یا لطفی درحقمون میکنه انگار وظیفه اش بوده.وهمین کار باعث شده مهربانی وشفقت خیلی کمتر شود وهمه از همه چیز ناراضی باشند وبخاطر همین آرامش کمتر شده واسترس واضطراب فراوانه.

      خداوند انسانها را به سپاسگزار بودن دعوت میکنه چون باعث ایجاد اثرات مثبت زیادی در زندگیشان میشود .واین اثر را حتی در روابط انسانها هم میتوان دید مثلا من خودم وقتی آشپزی میکنم یا کارهای خانه را انجام میدهم هنگامی که از طرف همسر ودخترم از من تشکر میشه واز غذای که درست میکنم لذت میبرند خیلی خوشحال میشم وهمین امر باعث میشه تا تمام تلاشم رو بکنم ودفعه ی بعد غذای بهتری بپزم وان ها را بیشتر شاد کنم درواقع سپاسگزاری وانرژی مثبتی که به من میدهند را سعی میکنم چندین برابر به خودشان برگردانم  وبرعکس ان هم صدق میکنه مثلا وقتی که من تمام تلاشم را میکنم ولی اصلا به چشم انها نمی اید وانها را جز وظایف من میدانند (درصورتی که هیچ کس در قبال کسی واقعا وظیفه ای ندارد هر کس هر کاری را درهرحق کسی میکند از روی مهر ومحبت اوست البته این نظر من است) من هم کم کم دلسرد میشوم وتلاشهایم را کم وکمتر میکنم.

      در واقع شکر گزاری یک تعامل پویاست که هردو طرف رو درگیر میکند و باعث رشد هردو طرف میشود.

      یک مانع دیگه در سپاسگزاری،همین چشم وهم چشمی ها و سرک در زندگی دیگران کشیدن است.

      من خودم ،یه مدتی بود که احساس میکردم هیچ پیشرفتی در زندگی نمیکنم وهمه دارند پیشرفت میکنند ووسایل جور واجور میخرند وما داریم درجا میزنیم وهمش از خودم میپرسیدم علت اینکه در زندگی من ورود نعمت کم شده است چیست؟

      اولین  دلیلش به نظرم اینستاگرام امد وپیجهایی که همش شو اف بود وزندگی خودشان را به رخ میکشیدند وهرروز تصاویر وسایل ولوازم خانه شان را به اشتراک میگذاشتند وهمین امر باعث میشد  حس نارضایتی درمن بیشتر شود واحساس کنم وسایل و لوازم من کهنه وفرسوده است.

      یک روز وقتی عکسهای  گالری گوشیم را مرتب میکردم متوجه عکسی شدم که خیلی اتفاقی دخترم از خانه گرفته بود.چقدر لوازم و وسایل خانه ام درعکس زیبا بود مثل بلاگرها ،ومن متوجه ان نبودم شاید چون لوازم ووسایلم برایم عادی شده بود.ونیاز به یک تلنگر داشتم .بخاطر همین تمام پیجهای اینطوری را در اینستاگرامم انفالو کردم وچندوقتی است که احساس ارامش بیشتری دارم.

      دوست من اگر تو هم احساس گذشته ی من را داری شاید فقط باید عکسی از زندگی خود بگیری تامتوجه زیبایی ان شوی.

      دلیل بعدیش این بود که اگر من وسیله ایی داشتم خداوند ان را به راحتی واسایش داده بود به من ومثل خیلی ها در قرض ووام و…غوطه ور نبودم.

      مثلا من خودم را با دوستم مقایسه میکردم که توانسته بود درمدت خیلی کوتاهی تمام وسایل خانه اش را نو کند ولوازم برقی گوناگونی بخرد ومن همش حسرتش را میخوردم که ببین مردم چقدر زود پیشرفت میکنند ومادرجا میزنیم.

      اوایل دوستم خیلی راضی بود ولی بعداز مدتی همش گلایه میکرد که شوهرم هیچگاه خانه نیست وهمش مشغول کاره  تا بتواند وام ها وقرض ها را تسویه کند وبچه ها همش دلتنگش هستند.

      انجا بود که  فهمیدم به قول استاد این پیشرفت نیست که با وام وقرض و…بخواهی زندگیت را لوکس کنی وهمیشه نگران پرداخت انها باشی  درواقع اینگونه تو برده ی لوازم ات شده ای وهیچ لذتی نمیبری.

      وقتی به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم خداوند به من  نعمت های زیادی داده که اکثر انها با راحتی واسایش وحتی بدون داشتن تقاضای ان چیز بوده است.

      وهمه ی اینها بخاطر حس سپاسگزاری ولذتی بوده که از زندگی ام داشته ام.دوست دارم دوباره خودم را به تنظیمات کارخانه ام باز گردانم واز زندگی وهرانچه که دارم لذت ببرم وهمیشه سپاسگزار خداوند مهربان باشم تا اینگونه گردش انرژی مثبت هم در زندیگم بیشتر شود.

      یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mehrdad Zabihi
      1402/11/29 11:01
      مدت عضویت: 1597 روز
      امتیاز کاربر: 17438 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,527 کلمه

      شنبه هفدهم فوریه بیست بیست و چهار:

      سپاسگزار خداوندی هستم که به وعده هایش عمل میکند

      سلام به دوستان و همراهان مسیر رشد و پیشرفت

      خدایا سپاسگزارم بخاطر وجودم و حضورم در این دنیا خدایا سپاسگزارم بخاطر چشمانم که مثل عقاب میبیندخدایا سپاسگزارم بخاطر گوشهایم که میشنود و بخاطر دهانم که میتوانم حرف بزنم

      من تا زمانی که مریض نشوم قدر سلامتی این نعمت گرانبها را نمیدانم

      دیشب مهمانی بودیم و چند باری بحث‌هایی صورت گرفت و من تمایلی به شنیدن آنها نداشتم و برای اینکه اون حرف‌ها را نشنوم با فردی که کنارم نشسته بود شروع به صحبت کردم و وقتی متوجه شدم که پزشک متخصص در زمینه شنوایی هستم شروع کردم راجع به تخصص شون سوال پرسیدم و تا حدی طرز کار گوش را میدانستم ولی تازه دیشب متوجه عظمتی که خداوند خلق کرده است شدم. صوت باعث لرزیدن پرده گوش میشود و من فکر نیکردم اونها همونجا تبدیل به پیامهای عصبی شده و وارد مغز میشود ولی متوجه شدم که اشتباه فکر میکردم

      متوجه شدم که دقیقا مثل برنامه های تلویزیون ، تصویر و صدا ضبط میشود و بعد تبدیل به موج و فرکانس میشود و اون فرکانس هزاران کیلومتر حرکت میکند و بعد در تلویزیون خانه ما دوباره اون امواج تبدیل به تصویر و صدا میشوددر گوش ما این تبدیل صوت به امواج رخ میدهد و اصطلاحا کدینگ گفته میشود و بعد دوباره در مغز دیکدینگ صورت میگیرد و پیامهای عصبی تحلیل و بررسی میشودیک نکته دیگر هم متوجه شدم که یک رشته عصبی که کار کنترل قفسه سینه و سیستم تنفسی را دارد یک انشعاب هم در داخل حفره گوش دارد که هنوز کسی نمیداند چرا اون انشعاب از رشته های عصبی اونجا قرار دارد و چه چیزی را کنترل میکند و اون فرد میگفت ما میدونیم که اون انشعاب از رشته عصبی کجا قرار دارد و وقتی اون را تحریک کنیم فرد یکدفعه عطسه میکند و یا سرفه میکند 

      و کلی اطلاعات علمی راجع به نحوه کارکرد گوش یاد گرفتم

      دیشب شکرگزاری ام یک جور دیگری بودمخصوصا وقتیکه متوجه شدم اگر کسی گوشش کر باشد حرف هم نمیتواند بزند

      و البته درس دیگری هم گرفتم و اون این بود که این را بدانم که همه افراد خداوند را اونجوری که من دارم میشناسم نمی شناسند! وقتیکه من میگفتم اینها نشانه عظمت و لطف و قدرت خداوند هست، اون فرد میگفت دیدگاه دیگری داشت! و یاد گرفتم حتی اگر هم میخواهم از خداوند سپاسگزاری کنم توی دل خودم اینکار را انجام بدهم 

      وقتی که حسرت زندگی دیگران را میخوریم وقتیکه زندگی خودمان را با بقیه مقایسه میکنیم ، وقتی افسوس میخوریم و یا حسادت میکنیم در حقیقت اینها یعنی اینکه از وضعیت خودمان ناراضی هستیم و یعنی در حال ناسپاسی هستیمحتی وقتی خودمان را با افراد پایین تر از خودمان مقایسه میکنیم و احساس دلسوزی میکنیم هم در حال ناسپاسی هستیمچون در تمام موارد دلیلی برای اینکه اون افراد دچار مشکلاتی بیشتر از ما هستند و یا اینکه سطح زندگی پایینتری دارند پیدا نمیکنیم و اونوقت میگوییم قانون جهان غلط هست و میگویم حق اون افراد چنین شرایطی نیست! باز هم در حال ناسپاسی هستیمو از همه بدتر وقتی که خودمان را با پایین تر از خودمان مقایسه میکنیم من به خودم میگویم خداراشکر که من حداقل خانه و ماشین دارم ولی فلانی هنوز اجاره نشین هست و این باعث میشود که ذهنم احساس کند که من در موقعیت مناسبی قرار دارم و دیگر انگیزه ای برای رشد و پیشرفت نداشته باشم

      من گله و شکایت بصورت زبانی بسیار کم داشتم ولی در ذهنم بسیار غر میزدم و خودم و شرایطم را با بقیه مقایسه میکردم و به داشته هایم توجهی نداشتمو دلسوزی هم بسیار زیاد میکردم که الان کمتر شده است

      در دوستان و اشنایانم بودند افراد موفق و ثروتمندی که اصلا کاری به شرایط زندگی دیگران نداشتند و در این زمینه سرگرم زندگی خودشان بودند و هر روز هم جهان نعمتهای بیشتری را وارد زندگیشان میکرد

      وقتی احساس ناسپاسی داریم یعنی از شرایطی که داریم راضی نیستیم و از داشته هایمان راضی نیستیم و از اونجایی که ما برای شرایط بهتر تلاش میکنیم ولی به خواسته مون نمیرسیماونوقت احساس بی ارزشی احساس عدم لیاقت میکنیم و دنبال دلیل میگردیم که راحت‌ترین کار هم انگشت اتهام زدن به عوامل بیرونی و خارج از کنترل ما هست و میگوییم مثلا اون پدرش پولدار بوده که توانسته موفق بشود و باز مقایسه میکنیم و به خودمان میگوییم چون پدرم پولدار نبوده پس من هم موفق نمیشوم و احساس بی لیاقتی میکنیم

      وقتی نسبت به قوانین جهان هستی آگاه باشیم متوجه میشویم که درخت موز در جای سردسیر رشد نمیکند پ محصول نمیدهد و اگر کسی مراحل رشد و تکاملش را طی نکرده باشد انوقت اگر نعمت های زیادی را وارد زندگیش کنیم ، براحتی همه را از دست میدهد

      اگر سرگذشت افرادی که لاتاری برنده شده اند را بخوانید متوجه میشوید که تمامی آنها در کمتر از دوسال به شرایط قبلی و یا بدتر برگشته اند

      من برای کسب ثروت قبلا چند جا کار میکردم و اضافه کاری هم انجام میدادم تا پول بیشتری وارد زندگیم بشود ولی مالیات زیادتری پرداخت میکردم و بعد یکدفعه چشم بهم میزدم و میدیدم که ته حسابم چیزی نیست

      شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی هست

      وقتی هر خواسته ای برایم بدیهی و دست یافتنی میشد و خودم را لایق داشتن اون میدانستم، با اینکه‌هنوز وارد زندگیم نشده بود ولی انگار اون را داشتم و بعد از مدتی بهش میرسیدممثل پیدا کردن کار پیدا کردن خانه برای اجاره کردن ، خریدن خانه، خرید ماشین، مهاجرت و ازدواج و …اینها خیلی طبیعی و براحتی و بدون زور زدن و تقلا کردن وارد زندگیم شد

      الان که ماشین جدید میخواهم قصد دارم از همان دستورالعملی که استاد برای خرید ماشین استفاده کردند، من هم استفاده کنم و از اونچه که دارم لذت ببرم

      من ادمی نبودم که دنبال چشم و  همچشمی باشم و با دنبال قرض و وام باشم تا بتوانم چیزی بخرم، هر چند که خانه ام در اینجا را با وام خریدم ولی انرا بزودی بازپرداخت خواهم کرد

      ولی افراد زیادی از همکارانم را میشناسم که با قرض و وام خانه و ماشین خریده اند و این باعث شده که برای پرداخت اقساط آنها بشدت نیازمند حقوق شرکت باشند و بنابراین هرچیزی که رییس شرکت بگوید اونها مجبور هستند انجام بدهند و تمام آنها برای حفظ رضایت رییس شرکت، حاضر هستند که اضافه کاری بدون دریافت حقوق انجام بدهند . چون در صورت بیکار شدن و عدم پرداخت اقساط منزل و ماشین، آنها توسط بانک ضبط میشود!

      من خیلی اوقات فراموش میکنم که هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود میشود ولی این حرف را خودم لمس کرده ام و تجربه کردموقتی احساس لیاقت کردم که میتوانم لاغر بشوم دوره لاغری با ذهن را شروع کردم

      و میخواهم این را اضافه کنم که در هر جنبه از زندگی ، به هر اندازه ای که ما احساس لیاقت داشته باشیم، به همان اندازه نعمت وارد زندگی مان میشودافراد ثروتمندی را دیدم که رابطه عاطفی مناسبی نداشتند 

      و افراد ثروتمندی را دیدم که شبها بخاطر استرس و ناراحتی بیشتر از دوساعت نمیتوانست بخوابدافرادی را دیدم که سطح ثروت متوسطی داشتند و رابطه عاطفی بدی داشتند و بسیار چاق بودندافرادی را دیدم که سطح ثروت متوسطی داشتند و فرزندان خوبی هم داشتند ولی همیشه مریض بودند و دنبال دوا و درمان!افراد ثروتمندی را هم میشناسم که هم رابطه عاطفی عالی دارند و هم سالم و متناسب هستند

      من چون به پلن خداوند ایمان دارم میخواهم زندگی ام در تمام جنبه ها و ابعاد تغییر کند و در تمام زمینه ها احساس لیاقت و ارزشمندی ام رشد کند

      اون جایی که هستم جای درستی هست که بخاطر پیش فرضهای ذهنی و باورها و افکارم و نگرشم اینجا قرار دارم یعنی بخاطر سطح آگاهی هایم در این نقطه قرار دارم، اگر شرایطم خوب هست و راضی هستم که هیچ ولی اگر از شرایطم ناراضی هستم باید سطح آگاهی هایم را تغییر بدهم و نگرش و افکارم را تغییر بدهم و پیش فرضهای ذهنی ام را تغییر بدهم و اونوقت خودبخود نعمت وارد زندگیم میشود

      احساس لیاقت درونی هست و هیچ چیزی نمیتواند انرا از انسان بگیرد و اینکه من نمیتوانم اون را در بقیه انسان‌ها ببینم و بنابراین نمیتوانم اونها را قضاوت کنم که اونها ایاقت داشتن  اون شرایط و موقعیتی که الان هستند ، را دارند یا خیر

      وقتی احساس لیاقتم را تغییر بدهم، حتی اگر خودم هم نخواهم جهان جلی من را عوض میکند

      مثلا من احساس میکردم که شرکتم بهم حقوق بالاتری نمیدهد و اتفاقا از چند جا هم پیشنهاد کار داشتم ولی در ناحیه امن خودم مانده بودم و نمیخواستم جابجا بشوم تا اینکه جهان کاری کرد که اون شرکت بهم کفت دیگر از فردا نیا! و من مجبور شدم که دنبال کار بگردم و رفتم توی همون زمینه توی موقعیت شغلی بهتر با حقوق بالاتر مشغول بکار شدم

      سپاسگزاری به زبان نیست و احساست مهم هستفایلی که استاد لینکش را در متن قرار داده بودند بسیار عالی مفهوم سپاسگزاری را بیان کردند و یک جورهایی تمرین عملی برای نحوه سپاسگزاری بود(من اطلاعات تدوین فیلم و صدا را ندارم ولی کاش میشد که قایل صوتی آن را هم در سایت قرار میدادید)من سپاسگزاری کردن را به شیوه همان فایل انجام دادم برای خانه و ماشین و همسر و سلامتی و … که دارم

      منتظر شنیدن خبرهای عالی من باشید

      شاد و رو به رشد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 420 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 257 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیز و همراهان همیشگی سایت وزین تناسب فکری

      به نظر بنده این جمله که «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»، کاملا درست است. به نظر بنده معیار تشخیص داشتن یا نداشتن لیاقت “فاصله تا سرچشمه ثروت (خداوند)” است و معیار تشخیص فاصله تا خداوند، درصد زمانهایی است که در طول شبانه روز، آرامش و شادی معنوی را تجربه می کنیم، چرا که “ أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ (ترس) عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ (غم)”.

      پس از تجربه عمیق آرامش و شادی معنوی، هدف گذاری بسیار راحت تر می شود. چرا که احساس نزدیکی به خداوند در کنار آرامش و شادی معنوی، اتوماتیک ذهن انسان را باز می کنه و هدف گذاری و خواسته ها باکیفیت تر می شه. انسان احساس می کنه زندگی باید کیفیتش افزایش پیدا کنه و دغدغه افزایش کمیت مثلا در حوزه ثروت، دیگه اونو راضی نمی کنه. (گرچه به طور اتوماتیک ثروت به قدری داده می شه که اصلا موضوع ثروت دیگه دغدغه انسان نمی شه). در ادامه هم احساس لیاقت انسان به دلیل نزدیکی به منبع (خداوند)، روز به روز افزایش پیدا می کنه تا جائیکه انسان به راستی خودش را خلیفه خداوند بر روی زمین می دونه و طبیعتا همه چیز برای انسان رنگ و بوی خدایی پیدا می کنه و به مانند حضرت سلیمان نبی، غرق در معنویت در کنار ثروت، قدرت، همسر عالی و روابط زیبا با سایر موجودات می شه. خوش به حال من و شما که در مدار دریافت این آگاهی ها هستیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Darya_sy
      1402/11/28 13:56
      مدت عضویت: 1504 روز
      امتیاز کاربر: 2670 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      به نام خداوند معجزه گر 

      سلام به همه دوستان عزیز 

      خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم دقیقا وقتی که بیشتر از هرموقع به وجود خداوند احتیاج داشتم 

      به احساس کردن وجود خداوند در زندگیم احتیاج داشتم 

      ۱. بنظرم واقعا این مقایسه کردنه دلیل وجود بیشتر مشکلات و حس عدم ناکافی بودن هست که خب امروزه به لطف فضای مجازی خیلی راحت تر همه میتونن زندگی خودشونو با ویترین خوشگل زندگی بقیه افراد در اینستاگرام مقایسه کنن و باید همیشه یاد مون باشه کسی که داره از لایف استایل یا زندگیش استوری یا پست میزاره ما فقط اون بخش از زندگی اون فرد رو میبینم پس نباید با باطن زندگی خودمون مقایسه اش کنیم 

      کلا زندگی کردن با حسرت و چشم و هم چشمی که بقیه چیکار کردن ما هم همون کار رو بکنیم واقعا زندگی کردن نیست و من در اطرافیانم دیدم که با اینکه هرکی هرچی میخره یا هرجایی میره اون ها هم همون کار رو انجام میدن ولی باز هم خوشحال نیستن و وفتی پای حرف هاشون میشینی میبینی چقدر نا آروم و درگیر هستن چون واقعا مقایسه آفت هر زندکی و رابطه ای هست

      ۲. افرادی رو میشناسم که اصلا غیبت نمیکنن و اصلا زندگی دیگران توجه نمیکنن که کی چی خرید منم برم بخرم و هرکس و واقعا تو زندگیشون خیلی خیلی  موفق تر هستن و آرامش خیلی خیلی بیشتری دارن و توجه شون رو موفقیت خودشون هست نه دیگران و واقعا زندگی رو زندگی میکنن با آرامش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1402/11/26 23:25
      مدت عضویت: 263 روز
      امتیاز کاربر: 9902 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,456 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی 

      ۱_ در گذشته من مدام به داشته های دیگران توجه میکردم و مدام در حال مقایسه کردن شرایط خودم با دیگران بودم و مدااام دچار حس بد میشدم که چرا خداوند تا این حد تبعیض قائل شده و کلا خداوند رو یک خدای تبعیض گر میدونستم اما وقتی کم کم با موضوعات قانون جذب آشنا شدم و بخصوص الان که مدام در نوشته ها میخونم خداوند پاسخ دهنده به انتظار و نگرش های ماست و چیزی رو برای ما تعیین نکرده و ما هر لحظه با فرکانسمون با نگرش خودمون با احساس غالب خودمون خالق زندگی مون هستیم شدت مقایسه کردن ها کمتر شده و خب اون صفت تبعیض گر بودن خداوند برام کم رنگ تر شد تا جایی که با بحث لاغری با ذهن آشنا شدم و تجربه اش کردم بله به عدالت خداوند آگاه شدم و دیگه اون حس قبلی رو نسبت به خدا واقعا ندارم.

      بنظرم واقعا راه حلی که استاد با استناد به آیه ای از قرآن توضیح دادن واقعا خیلییی موثره. چون من متوجه شدم همین الانم وقتی به داشته های دیگران توجه میکردم سعی میکردم حسرت نخورم و حسادت نکنم اما بیشتر تلاش ذهنی بود تا نگرش واقعی و ناخودآگاه، من فکر میکنم واقعا بهتره که انسان ابتدا نگرش خودشو نسبت به داشته هاش بهبود ببخشه و به حس خوب برسه و بتونه در عمل سپاسگذار باشه بعدا میبینه که وقتی هم به داشته های دیگران توجه کرد اون حس حسرت و بی ارزش شدن داشته هاش ناخودآگاه نمیاد سراغش.یعنی مرحله ای هست به این ترتیب که ما سعی کنیم تمرکزمون روی زندگی خودمون باشه روی داشته های خودمون باشه و گله و شکایت کردن رو ابتدا به صورت کلامی و بعدا ذهنی قطع کنیم که این ترک کردن گله و شکایت در مرحله ی ذهنی زمانی امکان پذیر و راحته که ما توجه مون رو از داشته های دیگران برداریم و مقایسه نکنیم تا احساسمون نسبت به اونچه که در زندگیمون داریم بهتر بشه. وقتی که احساسمون بهتر شد و در عمل در استفاده از داشته هامون بهبود پیدا کردیم کم کم میبینیم به صورت ناخودآگاه دیگه به داشته های دیگران برای مقایسه کردن اصلا توجه نمیکنیم و اگر از داشته های مردم اطلاع پیدا کردیم ناخودآگاه دیگه حسرت نمیخوریم چیزی که ما عملا در مورد لاغری در دوره ورود به سرزمین لاغرها تجربه کردیم.

      قبل از ورود به سایت شما استاد عزیز ما مدااام از جسممون متنفر بودیم و هر شخص لاغر و متناسبی که میدیدیم حسرت و حسادت میومد سراغمون انگار دنیا رو سرمون آوار میشد و لحظه به لحظه از زندگی مون از خودمون متنفرتر میشدیم اما اما با آموزش های این دوره و توجه نکردن به چاقی و درک این موضوع که ما چاقی رو خلق کردیم و میتونیم لاغری رو احیا کنیم با افکار و نگرش مون و تجربه تغییرات روحی و جسمی الان میتونم بگم واقعا حسرت و حسادت به لاغرها تکاملی از بین رفته و من با خوندن متن این جلسه واقعااا نگرش جدیدی پیدا کردم خدارو شکر و تلاش میکنم در عمل رعایتش کنم.

      ۲_من یک دوستی رو میشناسم که در محیط کار باهم آشنا شدیم اینها خانوادگی آدم های آروم و خوش اخلاق ومهربون هستن و همه چیز برای اینا خوب پیش میرفت و در عین حال آسون و اصلا در حال چشم و هم‌چشمی نبودن و در واقع میشه گفت سرگرم زندگی خودشون بودن و در رفاه به سر میبرن و واقعا میشد دید که اهل گله و شکایت کردن نبودن و اینکه دیگران فلان چیزو دارن ما نداریم. و الان که متن این جلسه و این سوال رو خوندم بلافاصله یاد این دوستم افتادم.

      ۳و ۴_ استاد من متوجه شدم که اوایل شاغل شدنم و تا قبل از شروع تغییرات فکریم و نگرشم و بخصوص  قبل از آشنا شدن با آموزش های شما، خیلییی از اوضاع اقتصادی و اوضاع مملکت و کار گله و شکایت میکردم و مدااام وضعیت خودم رو با همکارام مقایسه میکردم واقعا اوضاعم بد و بدتر میشد و با سختی هر چیزی رو وارد زندگیم میکردم بعضا با فشار اوردن به خودم تا جایی که متوجه میشدم وقتی هم با سختی و به صرف چشم و هم‌چشمی چیزی رو وارد زندگیم میکردم واقعا باعث رنج میشد نه لذت چون با تقلا وارد زندگیم کرده بودم صرفا تغییرات مادی بودن نه ذهنی اما واقعا حس کردم و متوجه شدم وقتی آموزش های سایت رو دنبال کردم و احساس کردم از لحاظ ذهنی تغییر کردم بیشتر مشغول خودم بودم سرگرم خودم و فایلا و تمرینات بودم و هستم احساسم تغییر کرد متوجه شدم دیگه توجهم به زندگی و داشته های دیگران خیلیییی کمتر شد و این ویژگی چشم و هم‌چشمی رو واقعا از زندگیم حذف کردم و متوجه شدم بیشتر خودم هستم و خودم رو همون طور که هستم نشون میدم.خدارو شکر میکنم بخاطر این تغییرات ذهنی چون واقعا قبل از این تغییرات ذهنی من واقعا در رنج بودم و حسم همیشه بد بود اما با آموزش های ذهنی واقعا دارم یاد میگیرم که سرگرم خودم و زندگیم باشم. 

      ۵_در مورد این جمله، باید بگم که قبلا اصلا نمیتونستم این نگرش رو قبول کنم و واقعا معتقد بودم که تبعیض و بی عدالتی ویژگی بارز جهان ماست و برای همینم وقتی دعا میکردم نماز میخوندم حس خوبی نداشتم امیدی نداشتم که خواسته هام اجابت بشه و فکر میکردم چون شرایط کنونی من اینجوریه پس کلا از همه نعمت ها خیلییی دورم مگر اینکه شدیداااا تقلا کنم سختی بکشم تاااا شاید شرایطم بهتر بشه.

      اما استاد با آشنایی با قانون جذب و بخصوص آموزش های سایت خیلییی درکم بهبود پیدا کرد در حال حاضر میتونم بگم این نگرش و قبول دارم و تا حد قابل قبولی نگرش منم هست و باهاش موافقم به همین علت دیگه مثل قبل ناامید نیستم به تغییر شرایط زندگیم به بهبود شرایط زندگیم خیلییی امیدوارم و احساس میکنم هر چیزی که الان در زندگیم نیست بخاطر کم کاری خودمه و ربطش نمیدم به عوامل بیرونی و در حال حاضر هر کسی رو که میبینم شرایط زندگیش خیلی خوبه و آرامش داره میگم بله حقشه چون طرز فکرش نگرشش با من تفاوت داره و در جهت مخالف هم میران دلسوزیم خیلییییی کمتر شده چون وقتی شخصی رو میبینم که شرایطش خیلی بده به خودم میگم این نتیجه طرز فکرشه، و هر زمان که از ته قلبش از خدا بخواد قطعا هدایت میشه به مسیر رسیدن به خواسته هاش یادآوری این مطلب به خودم باعث میشه که دلسوزی نکنم که نگم بی عدالتی و تبعیض ذات این جهانه.

      چون من زمانی که با تمام وجودم از خدا برای لاغری راه حل آسون خواستم خداوند هدایتم کرد و وقتی که روی فایل ها شروع کردم تمرکزی کار کردن به عینه دیدم که خدا چقدددر زمان برام ایجاد کرد.چون من خواستم پاسخ هم دریافت کردم.در مورد موفقیت در تحصیلاتم و قبولی در آزمون وکالت هم من از خدا خواستم که کمکم کنه و راهم رو هموار کنه و همیشه در تمام مقاطع تحصیلیم عالی پیش رفتم.

      در زندگی اطرافیانم هم استاد به وضوح دارم میبینم کسایی که همیییشه گله و شکایت میکنن و همممه عوامل بیرونی رو موثر در اوضاع و شرایطشون میدونن و خودشون رو محکوم به پذیرش شرایط بد زندگی میدونن بشدددت در اوضاع سختی دارن زندگی میکنن و هر روز شرایطشون بدتر میشه.

      اینو هم در اطرافیانم دیدم که هدفی برای زندگیشون تعیین نکردن و هر روز مسائل و دردسرهایی پیش میاد که باید حلشون کنن. مثلا در عین حال که بچه هاشون ازدواج کردن اما مشکلات و اختلافات خانوادگی رو میارن پیش پدرشون که براشون حل کنه.بدهکاریا اختلافات خانوادگیشون، بردن به دکتر خرابی، وسایل خونه….خلاصه هر روز یه مساله که حل کردنشون به عهده اونا گذاشته میشه.

      اما در آشنایان دیدم اشخاصی که اصلا مسائل رو سخت نمیگیرن و سهل گیر هستن و برای خیلییی مسائل اصلا توجه و تمرکز نمیذارن.اصلا اهل گله و شکایت نیستن در مورد گرونی صحبت نمیکنن و در عین حال که سنشون بالا رفته و به اصطلاح وقت بازنشستگیشون هست اما برای خودشون کسب و کار راه انداختن،هدف تعیین کردن باور فراوانی دارن، توکلشون به خدا زیاده؛ زندگیشون عالی داره پیش میره و نعمت ها از جایی که فکرشو نمیکنن و ایده ای براش ندارن وارد زندگیشون میشه.

      به واقع نگرش صحیح نگرش هماهنگ با قوانین جهان، نگرشی که حال آدم رو خوب میکنه باعث میشه به همان میزان از نعمت ها و برکات جهان بهره مند بشیم واقعا باید خدارو باید شکر کرد که فقط افکار و نگرش های مارو در میزان دریافت برکات موثر قرار داده، یعنی ما با ذهنی که داریم فقط باید افکارمون رو جهت دهی کنیم، اگر جهت این افکار هماهنگ با قوانین جهان باشه ما بدون تقلا و سختی و آسان از راه های آسان به نعمت ها میرسیم.

      خدارو شکر که در مسیر آگاهی هستیم و در زمانی که درخواست کمک از خداوند داشتیم خدا مارو به آسانی در زمان مناسب به این دوره ارزشمند هدایت کرد.

      استاد سپاسگذارم 🙏🏻

      سایه تون مستدام باشه دوستتون دارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah
      1402/11/26 15:53
      مدت عضویت: 1119 روز
      امتیاز کاربر: 3887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 936 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم 

      من به معجزات خداوند ایمان دارم 

      من به وفاداری خداوند ایمان دارم. 

      من به زمانبندی خداوند ایمان دارم. 

      من به برنامه الهی ام ایمان دارم 

      🌷🌷من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم

      سپاسگزاری نزدیک ترین فرکانس به خداوند است این نزدیکی به معنی نزدیکی مکانی نیست از لحاظ روحی ومعنوی واحساسی سپاسگزار بودن پذیرش اون چیزی هست که داریم دانستن اینکه ما هر کجا که هستیم وهرچه که داریم بدون شک لیاقتش رو داشتیم لیاقت رو خودمون ایجاد می کنیم با طرز فکرمون با شناخت قوانین هستی گاهی مطمعن هستیم عده ای از مردم واقعا لیاقت چیزی که دارن رو نداشتن وخدا عدالت برقرار نکرده در دادن نعمت هاش وهمین باعث دلسردی نسبت به خداوند می شه وکم کم شکاف عمیقی بین بنده وخالق ایجاد می شه اما همین آدم که طرز فکرش اینجوریه مدام در حال مقایسه است مدام نگاهش به زندگی بقیه است چیزهایی که خودش داره اونقد به چشمش حقیر میاد که انگار اصلا نداره این عین ناشکری وناسپاسی هست این باعث می شه تراز لیاقت ما مشخص بشه 

      دودسته از مردم هستن یکی اونهایی که همیشه سرشون به کار خودشونه واز زندگیشون راصی هستن وخداوند هم سیل نعمت ها رو به زندگیشون سرازیر می کنه وگروه دوم کسایی هستن که همیشه چشمشون به دارایی بقیه است وبا زور وسختی سعی می کنن شبیه اونا بشن هرچی اونا دارن رو تهیه می کنن وهرگز هم از اون چیزایی که به بدبختی تهیه کردن لذت نمی برن چون باز کسای دیگه ای هستن وچیزایی دارن که اینجا دلشون بخواد داشته باشن این گروه بخاطر حسادت نمی خوان کسی بالاتر از خودشون رو ببینن ودر عین حال هیچ چیز خودشون رو قبول ندارن 

      وقتی بیایم خوب به زندگی خودمون نگاه کنیم می بینیم چیزی های داریم که هرگز به چشممون نیومده ونقش بزرگی در زندگیمون داشتن مثل نعمت خانواده در کنار هم بودن عزت وآبرویی که بین کزدم داریم سرمون که بالاست تن درستی رزق حلال همین چیزها کافیه تا آدم احساس خوشبختی کنه بقیه چیزها اسباب بازی هایی هستن که ما باهاشون خودمون رو سرگرم می کنیم ونبودش نباید حس بدبختی وناسپاسی نسبت به خداوند رو به ما بده

      من الان در خونه ای هستم که بدون اینکه دیده باشمش همسرم رهن کرده بودن خودم شهر دیگه ای بودم وهمسر تنها رفته بود دنبال خونه وشرایط محیط ومقدار پولی رو که داشته بود رو در نظر گرفته بود ودیگه براش مهم نبوده داخل خونه چطور باشه این چیزا اما برا خانم ها مهمه چون مدام خونه هستن دلشون می خواد خونه مجهز باشه 

      وقتی اومدم خونه رو دیدم خیلی گریه کزدم قابل مقایسه با خونه قبلی نبود دست ودلم به جمع کردن وسایل نمی رفت همسرکم خیلی ناراحت بود از ناراحتی من ومدام می گفت موقته وخونه بهتری می گیریم من مدتم غر می زدم وبهش گی می دادم بهانه می گرفتم مدتی گذشت ومن خونه رو چیدم ودیدم بعد گذاشتن وسایل به اون بدی هم نبود به خودم اومدم وزود از خدا عذرخواهی کردم وگفتم خدایا شکرت همینم خوبه همین که جمعمون جمعه وخودم وشوهرم دخترم زیر این سقف جمع شدم ودرکنارهم هستیم کافیه هرگز وقتی رفتم خونه کسی با مقایسه خونه خودم با اونا خودمو عذاب ندارم هرگز چشمم به خونه و زندگی کسی نبوده اعتقادم اینکه هرکس باید باهرچی که داره حس خوشبختی کنه اگه احساس خوشبختی درونی نباشه خونه و وسایل وماشین نمی تونه احساسش رو تعقیر بده چون اونا رو هم کم می دونه بازم به دنبال بیشتر داشتن وبیشتر خواستن 

      اما در اطرافیانم کسانی هستن که مدام در حال مقایسه هستن داعم می گن من چرا نباید مثل فلانی باشم چرا نباید مثل اون داشته باشم من قبل از اون زندگی رو شروع کردم درآمد من بشتر اون بوده خانواده من از اون بهتر بوده چرا اون باید اینجوری پیشرفت کنه ومن نه 

      یا یه خانمی رو می شناسم که مدام باخانواده برادرش وزن برادرش خودش مقایسه می کنه درگیر چشم وهم چشمیه هرچی اونا بخرم دلش می خواد داشته باشه خونه عوض کنن اینم باید حتما این کار رو بکنه وسایل خونه حتی بچه آوردن مسافرت رفتن طلا خریدن ماشین خریدن هرکاری کرده اونم باید انجام بده ولی هرگز در حال آرامش ندیدمش همیشه انگار هیچی نداره واز هیچی راضی نیست همیشه در حال تعقیر وسیله های خونس 

      سگاسگزای فقط به زبان نیست وباید دلی باشه واز اعماق وجودت سپاسگزار بود واینکه دروغ نگیم وقتی از چیزی ناراضی هستیم به دروغ وزبانن شکر گزاری کردن فایده نداره باید دلیل رو در وجود خودمون پیدا کنیم متوجه طرز فکر وعقیده خودمونم باشیم که چرا خداوند که عاشق ماست وبه همخ بنده هاش به یه چشم نگاه می کنه وهمیشه در حال. فرستادن نعمت های زیادی برای بنده هاشه ما باید از نعمت کمی برخوردار باشیم مطمعنن مشکل کار در نگاه ما به زندگی وقتی به نا داشته هامون فکر می کنیم وروی اونها متمرکز می شیم دیگه داشته هامون کمرنگ می شن خودمون رو گناهکار می دونیم ومی گیم خدا از ما ناراضی وبه من هیچی نمی ده خودمون رو لایق توجه خدا نمی بینیم اما اگه همون داشته ها هرچند کم هرچند ساده به چشممون بیاد از طرف خدا بدونیمش شکر کنیم بخاطر داشتنش کم کم سیل نعمت ها به سمت ما جاری می شه چون دیگه با خدا در صلح هستیم انتطار مون از خدا بالا میره واونم ما رو با سوپرازهایی خودش غافل گیر می کنه 

      من همیشه با نعمت های خداوند سوپرایز می شم 

      خداوند همیشه منو غافلگیر می کنه ونعمت هاش رو یکی پس از دیگری در زندگیم جاری می کنه 

      خدای خوبم از تو سپاسگزارم بخاطر تمامی نعمت هات بخاطر لطف وتوجهت برای رفاه وآرامش وسلامتی ووجود خانواده م 

      ازت سپاسگزارم بخاطر این فضا واین جا که الان هستم واین کلمات که تایپ می کنم هزاران هزار بار شکرت🤲

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سکینه
      1402/11/25 23:58
      مدت عضویت: 182 روز
      امتیاز کاربر: 3340 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      بنام خداوندبزرگ وقدرتمند

      سلام وعرض ادب خدمت استاد وتمام هم دوره ای های گلم

      من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم

      خداوند هدایتگرم را از صمیم قلبم بابت ورودم به این سایت سپاسگزارم

      چقد این آگاهی ها قلبم را آرام کرد خدایا شکرت 

      من بارها از خداوند خواستم که لذت وعشق سپاسگزاری واقعی را در دلم قرار دهد واین متن استاد عزیزم خیلی برام لذت بخش بود  وهمین جا از استاد عزیز م سپاسگزاری میکنم واز خداوند میخوام که سپاسگزاری را در درونم نهادینه کنه  خدایا شکرت

      نکاتی که من از این متن درک کردم

      نارصایتی از زندگی وشرایط وامکاناتش نوعی ناسپاسی هست ،توجه به داشته های دیگران چون احساس کمبود وبی ارزشی در ما ایجاد میکنه باز نوعی ناسپاسی هست وویکی از راههای که‌میتوان از شرایط فعلی خود احساس رضایت داشته باشیم متوقف کردن گله وشکایت از زندگی هست ،ومن تصمیم دارم که به لطف خداوند زیپ دهنم را بببندم وقتی میخوام از وضعیت زندگیم گله وشکایت کنم،واینکه هر کسی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی از نعمت های خداوند برخوردار هست واین لیاقت نتیجه افکار ونگرش واحساسات‌ماهست که خودمون را لایق زندگی بهتر بدانیم یا نه وخداوند طبق قوانینش عمل میکنه وما باید هماهنگ باآن باشیم تا نعمتها به راحتی وارد زندگی مان شود اگه نمیشود پس باید در آن زمینه نگرشمون را تغییر دهیم واگر بازور وتقلا نعمتی را وارد زندگیمون بکنیم آن نعمت باعث رصایت وآرامش همیشگی ما نمیشود، خداوندا بایت این آگاهی از این نکات مهم در زندگیم سپاسگزارتم، من در کل در زندگیم زیاد اهل مقایسه کردن زندگیم با دیگران نیستم ولی هر جا که به ندرت به داشته های دیگران توجه کردم طبق گفته شما استاد عزیزم برا م حس بی ارزشی وحال بد همراه داشته که همین جا قول میدهم که این اندک مقایسه ها را هم از بین ببرم چون برام با دلیل ثابت کردین استاد عزیزم که این کار یک جور نارضایتی وناسپاسی را برام ایجاد میکند که باعث دور شدن از نعمت ها در زندگیم میشود بازهم سپاس استاد از آگاهیهاتون

      من تاقبل از آشنایم با این مباحث فکر میکرم لیاقت ربطی به دریافت نعمت نداره وخیلی کسا قیاقتشون کمتر از دارایشون هست وخیلی کسا لیاقتشون بیشتر از دارای وشرایط زندگیشون هست چون طبق گفته استاد من داشتن لیاقت را چیزای میدونستم که با معیارهای خداوند کاملا فرق داشت ولی الان فهمیدم که لیاقت هر کسی درونی هست وربطی به بیرون اون شخص نداره ،خداوندا کمکمان کن تا لیاقتمان را برای دریافت نعمتات بیشتر وبیشتر  کنیم

      برای همگی آرزوی موفقیت دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooo.drp
      1402/11/25 13:25
      مدت عضویت: 1210 روز
      امتیاز کاربر: 31478 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,140 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی 

      خدایا شکرت که پنجره ی آگاهی بخشی رو برای دیدن زیبایی های بیشتر در زندگیم باز کردی استاد چقدر این دوره آرامش بخش و لذت بخش و چقدر فرکانس این دوره بالاست و عجیب احساس خوبی ایجاد میکند، من خواستم گام پنجم رو شروع کنم ساعت برای من جفت شد و مطمئن شدم که این مسیر الهی است و من باید در این مسیر قدم بردارم و ادامه دهم چون مسیر روشنی بخش وجود من است،خدا رو سپاسگذارم به خاطر حضورم در این دوره ی زیبا و سپاسگذاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است و باعث آرامش عمیق درونی می‌شود و انگار از خداوند پر میشوی و دیگه انگار اون ترس های برات معنی ندارد و یک شجاعت عجیب با گام های محکم در وجودت ایجاد میشه که به سمت هدفت حرکت کنی بدون توجه به حرف اطرافیان و اوضاع اقتصادی کشور و موضوعات دیگر.

      من قبلا به شدت درگیر مقایسه کردن خودم با دیگران بودم که این هم برمی‌گردد به دوران بچگی که همیشه والدین ما رو مقایسه میکردن با دیگران به خیال خودشون داشتند انگیزه و تشویق در ما ایجاد میکردن برای پیشرفت ولی نتیجه عکس میداد چون در ما بیشتر تشنج و استرس ایجاد میشد و اون حرکت موفق ایجاد نمیشد من وقتی ازدواج کردم وضعیت مالی آنچنان خوبی نداشتم و با اینکه شوهرم خوش اخلاق و مهربون بود ولی من خودم رو با دیگران و وضعیت مالی آنها مقایسه میکردم و وقتی میدیم ندارم عصبی میشدم و حسادت میکردم و سر شوهرم خالی میکردم و در زندگی ما تشنج ایجاد میشد و همیشه فشار شوهرم از رفتارهای من بالا بود و دچار فشار خون شده بود و خودم هم در حالت آرامش نبودم و همیشه خودم و شوهرم در حال دویدن بودیم که وضعیت مالی‌ مان رو بهتر کنیم که دیگران از ما تعریف کنن و بعد ما خودمون فکر کنیم که چقدر شاهکار کردیم که دیگران دارند از ما تعریف می‌کنند ولی خودمان زیر بار فشار داریم له میشیم بدون حتی لحظه ی آرامش، من چون خودم دیر باردار شدم حتی حسرت خانواده هایی رو که بچه داشتند رو میخوردم که چرا خدا به بعضی ها اینقدر راحت بچه میده ولی به من نمیده یعنی این مقایسه کردن ها علاوه بر حسرت و حسادت باعث میشه که منکر وجود خداوند هم بشوی و خودت دست به کار شوی که مسلما نتیجه خوبی نمیدهد و آرامشی هم ایجاد نمی‌کند.

      ولی من متوجه شده ام عروسمون که خیلی آروم بود و آرامش داشت و اصلا کاری نداشت که کی بچه داره یا نه و کلا توی حال و هوای خودش بود و فقط به فکر علایق و مد و لباس بود و در دنیای خودش زندگی می‌کرد کمتر از دو ماه بعد از عروسی باردار شد بدون رفتن به دکتر و کاملا طبیعی این باعث یک تلنگری به من شد که چرا بدون اینکه کاری کند اینقدر راحت به خواسته اش رسید کمی آرام شدم بعد مثال های دیگه پیدا کردم باز هم دیدم خیلی زنها به آسانی دارند دوران بارداری رو تجربه میکنن و در من یک حالت آرامش ایجاد شد و بعد وارد دوره بارداری شدم که اونجا کلا افکار و نگرش ام راجع به این موضوع عوض شد و توجه و تمرکزم فقط روی خودم رفت و از اون به بعد سلامتی من شروع شد و در دوره ورود به سرزمین لاغرها کاملا متناسب و لاغر شدم و حتی بیماری های زنانه من کاملا برطرف شدند و تبدیل به آرزوی سالم شدم و این حاصل برداشتن توجه خودم از دیگران بود و بعد گذاشتن توجه و تمرکز روی خودم بود و نعمت های الهی در وجود من شروع شد و به لطف خداوند الان کاملا سالم و سلامت شدم و همچنان دارم فقط روی خودم کار میکنم و می‌دانم که نتایج خیلی هم عالی‌تر می‌شوند چون به این مسیر صد در صد ایمان دارم.

      ما سالها ماشین پراید داشتیم و تمام اطرافیان ما ماشین های مدل بالاتر داشتن من توی این مورد حسادت نمیکردم و اصلا ماشین داشتن خودم رو با دیگران مقایسه نمیکردم و همون پراید رو که داشتیم آنچنان از داشتنش لذت می‌بردیم براش روکش میخریدم و سقفش رو رنگی کردیم و کاملا ظاهر یک ماشین چشمگیر رو داشت و بارها من خدا رو شکر میکردم که براحتی می‌توانیم به این شهر اون شهر بریم و لذت ببریم بعد خیلی راحت این پراید تبدیل به تیبا ۲ بعد کوئیک و بعد پژو slx و بعد پژو پارس و خیلی خود به خودی و به آسانی تبدیل به سورن پلاس شد و من بارها خدا رو شاکر هستم که واقعا این نعمت ماشین کاملا راحت و با آرامش بدون گرفتن وام و آسان وارد زندگیمان شد و باعث لذت ما شد، ولی خونه خریدن رو ما از سر چشم و هم چشمی خریدیم و با وام گرفتن خودمون رو به صفر رسوندیم که فقط مردم بگن آره شما هم خونه دار هستید ولی حتی بعد از خرید خونه آرامش که نداشتیم تازه باید بدو بدو رو بیشتر میکردیم که اقساط خونه رو بدیم و به جای آرامش فقط استرس وارد زندگیمان کرد که همون خونه قبلی که رهن بودیم حداقل آرامش رو داشت و این تقلا کردن و از دیگران عقب افتادن و اینکه نکنه در مسابقه زندگی ما عقب بیفتیم و حالا باید با تلاش و کوشش به خط پایان برسیم نه خط پایانی برای این زندگی تعریف شده و نه مسابقه ای در کار فقط لذت بردن از زندگی است و دیدن زیبای های مسیر زندگی خودم است نه دیگران.

      اینکه من چه افکار و نگرش و باوری داشته باشم من رو در مسیر دریافت نعمت الهی وارد می‌کند من قبلا از ورود به سرزمین لاغرها فکر میکردم چاقی ارثی است و خودم رو لایق لاغر شدن و متناسب شدن بطور طبیعی نمیدونستم ولی بعد از ورود به سرزمین لاغرها با تغییر افکار و باورها، نگرش من نسبت به موضوع چاقی و لاغری تغییر کرد و بعد انتظار لاغری در من ایجاد شد و من خودم را لایق لاغری دونستم که من هم میتوانم لاغر و متناسب شوم و پیش فرض وجودی من تناسب اندام است و من براحتی لاغر و متناسب شدم.

      لیاقت برمی‌گردد به افکار و باورهای ما، خداوند با کسی لج نیست این ما خودمان هستیم که داریم به خودمان ظلم میکنیم، لیاقت با گذاشتن ساعت ملیاردی ایجاد نمیشه حتی با عمل کردن بینی هم ایجاد نمیشه من قبلا فکر میکردم اگه دماغم رو عمل کنم اعتماد به نفسم بالاتر میره و باارزش تر میشم در نتیجه موقعیت های کاری بیشتری برای من ایجاد میشه و این کار رو هم انجام دادم و خدا شاهد در احساس لیاقت من هیچ تغییری ایجاد نشد شاید دیگران به من گفتن چقدر زیباتر شدی ولی خودم از درون هیچ تغییری نکردم و متوجه شدم برای تغییر شرایط باید درونم رو تغییر بدهم نه ظاهرسازی کنم.

      من سپاسگذار نعمت های الهی هستم به شرط اینکه من هم تغییراتی در خودم ایجاد کنم و لایق دریافت نعمت های بیشمار خداوند باشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 27 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      1402/11/25 12:08
      مدت عضویت: 361 روز
      امتیاز کاربر: 14741 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,119 کلمه

      سپاسگذاری و تشکر کردن برای من معنای دیگری داشت شاید خیلی مسخره و یا عجیب باشد ولی تشکر کردن برای من در اکثر جنبه های زندگی یک حس اجبار داشت اینکه از آدمها بخاطر کارهایی که برایم چه انجام داده اند و چه انجام نداده اند اجبار بود تا بهشون بگم حس من مدیون شما هستم برام داشت تا باز هم برایم کاری انجام دهند و من محتاج شما هستم و سپاسگذاری در برابر خداوند و حس عمیق داشته ها از ترس بود اینکه اگه سپاسگذار نباشم خدا به زمین گرم مرا میزند سپاسگذاری برای من به این معنی بود که همینی که داری را شُکرش را بگو خیلی ها همین را هم ندارند و یا اگر اتفاقی می افتاد باید شکر به جا میاوردم چون بدتر از اون برایم رخ ندادهحتی در سپاسگذاری هم دید منفی در من اثر داشت و اجبار که اگه الان شکرگذار نباشم چه اتفاقی میوفتهو حتی الان هم متوجه میشوم در گفتگوهام در اولویت هام در سپاسگذاری هام به صورت یه ترس عمیق درونی هنوز در وجودم هست که به عنوان باید و اجبار در من هست که باید به زبان بیاورم و یا یه جوری رفتار کنم و نشان دهم که خدایا من راضی هستم و ازت ممنونم انگار که خدا آدم هست و من میتونم براش فیلم بازی کنم خدا با قلبم مرا میشناسه 

      خدایا مرا ببخش و بیامرز

      خدایا ازت ممنونم‌ برای این لحظه و این آگاهی های ناب

      استاد دقیقا درست میگید حس خوب، احساس سپاسگذاری،راضی بودمن از خود و زندگی و شرایطی که در اون هستیم همگی با مقایسه خود با دیگران در ما شکل گرفته بوداون هم به دو صورت اگر بالاتر از دیگران بودیم به این جمله ختم میشد که برو خدا رو شکرش کن مثل اونها نیستی و اگر هم پایین تر از دیگران مقایسه میکردم به این جمله که چه فایده داره اونها کجا و ما کجا

      ولی اصل داستان اینه خودت چی؟از چی خودت راضی هستی؟

      من دارم یاد میگیرم از بودن با خودم ،از زندگیم،از داشته هام لذت ببرم،کیف کنم،قدردان باشمچیکار دارم دیگران چگونه هستندالان من هستم اینجا و تمام چیزهایی که برای من هست از این لحظه از این وجودم نهایت استفاده ببرم  

      باید این موضوع را درک کنیم که شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس،‌ افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است.

      چقدر این متن مهم و تاثیر گذار هست اینکه چقدر خودم را لایق داشته هایم و آنچه که میخواهم میدانمبرای من اینطور معنی شده بود که هر چیزی با سختی به دست میاید و اگر برای داشته هایم سختی نکشم فایده ای ندارد و برام قابل قبول نبود و چقدر زیبا خداوند هدایتم کرد به این باور غلط و فوق العاده زهر آلود که چقدر اثرات مخربی در زندگیم داشت

      اینکه همیشه بهم گفته بودند هر چیزی که با سختی بدست اوردی و برایش جوووون کندی اون موقع قدرش را میدونی و ازش استفاده میکنی،و چقدر باور سمی بود و هست 

      خدایا چقدر زیبا این سَد و بلوک سیمانی در ذهنم را بهه من شناسوندی

      دقیقا هر جا در زندگیم کاری برایم به آسونی انجام میشد منتظر یه حادثه بودم،انگار باید برای به دست اوردن یه تقلایی میکردم که قابل قبول باشه 

      مگر‌من برای نفس کشیدن فشاری بهم وارد میشه و کلی از این مثالها که با توجه بهشون متوجه میشم چقدر همه چیز آسون و راحت هست

      خداوند تمام این زیبایی را خلق کرد و هیچ کجا نگفت که من چقدر سختی کشیدم 

      همه چیز آسان و راحت هست

      اگر به نعمت های الهی دیگران توجه کنیم به سادگی داشته های خودمان در نظر ما بی ارزش می شوند.

      اگر به داشته های دیگران توجه کنیم به طرز فزاینده ای احساس می کنم نداشته های زیادی هستند که از نبود آنها در زندگی مان احساس بدبختی خواهیم کرد.

      بنابراین سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی که در همین شرایط در زندگی ما جریان دارند راه حل بهبود شرایط و دریافت نعمت های بیشتر و بهتر است

      خدا رو شکر میکنم که به این دوره و این آگاهی ها هدایت شدم اونهم با درکی که خداوند برایم ایجاد کرده و عمل به آگاهی هایشدقیقا درست میفرمایید این مطلب شما را با مثالی توضیح میدم که چقدر باید از زندگی خودمون رضایت داشته باشیم و شکر گذار باشیم

      در مورد اتفاقاتی که برایم رخ داده تعریف کرده ام و اینکه چقدر تغییرات در تمام جنبه های زندگی برایم ایجاد شده چند روز پیش همراه با همسرم به دیدار پدر و مادرم رفتیم این را بگم که ما در یک شهر دیگه هستیم و پدر و مادرم هم در شهر دیگه ای

      همیشه با این فکر میرفتم که کمکی بهم کنند و یا طوری رفتار کنم که موقع برگشتن کلی وسیله و یا مقداری پول ازشون گرفته باشم و وقتی هم اونجا بودم مدام به این طرف و اونطرف سرک میکشیدم که چی هست که ازشون بگیرم و یکم به یک وسیله در زندگیم جلو بیوفتم😁😁😁 و یا با این فکر که پدر و مادر هستند و وظیفه شون هستو اگر هم متوجه میشدم که وسیله ای خریده اند بسیار تو ذهنم خودخوری میکردم و با خودم دعوا میکردم و اونها را مورد شماتت قرار میدادم که از وضعیت من خبر دارند و میداند که من چقدر نیاز دارم خوب این را پولش را به من میدادند که کارم راه بیوفته ولی اینبار همه چی برام متفاوت بود همه چیز درونم تغییر کرده بود به دنبال چیزی نبودم با خودم در صلح بودم فقط برام دیدار و صلحه رحم ارجحیت داشت گشت و گذاری به داشتهاشون نبود که چی هست که ازشون طلب کنم

      متوجه شدم که ماشین لباشوییشون را تعویض کردند و همین طور پمپ و تانکر اب خریده اند 

      خدایا تو چقدر خوبی

      الان با این جلسه با این آگاهی ها متوجه میشوم که استمرار و ماندن در مسیر و ادامه دادن چقدر تاثیر گذار هست و اتفاقاتی در وجود آدمی میگذارد که معجزه ها ایجاد شده

      در ذهنم بخاطر اینکه اینقدر توانمند شده اند و میتواند داشته باشند شکر گذاری کردم درسته اون شکر گذاری سطحی بود ولی گله و شکایتی نبود نارضایتی ای وجود نداشت به دنبال این نبودم که باید برای من انجام میدادند قدردان خدایم شدم که چقدر زندگیم تغییر کرده چقدر توانمند شدم که بدنبال داشته های دیگران نیستم بلکه میتوانم تحسینشون کنم و از اینکه میتوانند خوشحال شوم

      چقدر ظرف وجود ایم بزرگ شده چقدر خدایم مرا ارزشمند کرده خدایا سپاسگذارم

      و الان سپاسگذاری برایم حس عمیق عشق داره این از داشته هایم دارم لذت میبرم اینکه دارم میبینم که چی دارماز یک تمیزکاری دارم کیف میکنم و حس متفاوتی در زندگیم ایجاد کرد چون این تمیزکاری دیگه بر انجام وظیفه نبود بلکه با عشق و لذت و سرشار از شادی بود و وقتی تموم شد انگار همه چیز تازه بودند تازه خریداری شده اند یه تنوع جدید یک حس جدید یک رنگ و بوی متفاوتچی شد همه چیز که همانی هست که بوده

       الان چرا همه چیز متفاوته 

      چون خدا حضور داشت

      و خدایی که به شدت کافیست

      ۱۴۰۲.۱۱.۲۵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 40 از 8 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      1402/11/25 11:00
      مدت عضویت: 1625 روز
      امتیاز کاربر: 23420 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,018 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      با سلام و خدا قوت مجدد و تشکر فراوان 

      دیشب بعد از انجام تمرینام باز این سوال رو در ذهنم مرور میکردم و کاملا به یاد آوردم که  

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

      من بارها و بارها بخاطر این که از دیگران عقب نمونم رژیمهای چالشی متعددی رو تست کردم و هر بار به در بسته خوردم 

      فلان دوستم میگفت اون رژیم رو گرفته و کلی کم کرده منم سریع میگرفتم و شکست میخوردم 

      یا چالش گروهی مسابقه ای برای انگیزه دادن و رو کم کنی پیاده رویهای سامسونگ هلث که با گوشی خودمو مجبور میکردم با وجود درد شدید پاهام که با همین پیاده رویهای اجباری با وزن سنگین به زانوهام آسیب زدم و دکتر ارتوپد هم رفتم بهم گفت دچار ارتروز شدی و فقط اجازه داری بری استخر و تو آب راه بری وگرنه هی شدیدتر میشه 

      ولی من باز برای اینکه از دیگران عقب نمونم با تقلای فراوان رفتم باشگاه و به مربیم گفتم دکتر اینجوری بهم گفته خیلی هوامو داشت 

      و هر وقت به تمرینات پرشی میرسیدیم که برای زانو درد و کمر درد بد بود بهم اخطار میداد شما انجام نده چون من دوره آمادگی جسمانی میرفتم و یک ساعت حرکات ایروبیک داشتیم 

      و با دو مربی دیگه کار کردم اصلا تذکر نمیدادن و من آخرش فلج شدم تو باشگاه با اینکه خودمم مواظب بودم حرکت اشتباه نزنم ولی به این مربیها اعتماد نداشتم 

      با مربی اولم که عاشقش بودم نه درد داشتم و نه بهم فشار میومد بالاخره با تلاش فراوان نتیجه ناچیزی هم میگرفتم و همش تشویق و حمایت میشدم و برای تشکر از زحمات مربیم سعی زیادی میکردم چون لبخند رضایتشو میدیدم  این برای من به دنیا می ارزید 

      ولی بازم خودم تمام نگاهم به راه باقیمانده بود چون من از وزن ۱۰۶ کیلو باشگاه رفتم و چاق ترین فرد باشگاه بودم به ۷۶ کیلو رسیدم و همش جلو دیگران میپرسید شما چند کیلو کم کردی با افتخار برای مربیم  که انگار زحمات ایشون روی من جواب داده تا وزن ۳۰ کیلو کم کردنم رو از جانب ایشون میدیدم 

      و انقدر از خودم بیزار بودم همه میگفتن اراده ات آهنیه خوب کم کردی و فلان ولی من خودمو لایق تعریف و تمجید نمیدیدم و حتی میگفتم با اینهمه زحمت چه راه درازی هنوز برام باقی مونده 

      لباسامو تنگ نمیکردم   اصلا به خودم اعتماد نداشتم که این شرایط ماندگار بمونه چرا که بارها با احساس فاجعه و تنفر و گله و شکایت و حسادتی که به لاغرا داشتم باز برمیگشتم خونه اول و حس رضایت اصلا نداشتم گاهی فکر میکردم دیگه تو بحران نیستم ولی هنوز فقط به راهی که باید براش جون بکنم هنوز فکر میکردم 

      و لاغری که برام اومد اصلا با حس آرامش و سلامتی نبود و همش دردام زیاد میشد مخصوصا که به فلج شدن رسیدم و اونموقع اصلا نمیدونستم من روماتیسم دارم 

      فکر میکردم فقط بخاطر پرانتزی بودن پاهامه دردام انقدر به زانوهام ظلم کردم که خدا میدونه 

      انقدر با تلوزیون ورزش کردم برای اینکه از دیگران عقب نمونم ولی بلد هم نبودم بیشتر آسیب میزدم 

      و پیاده رویهای سخت و طاقت فرسا که به حدی حالم بد میشد که بارها زمین میخوردم 

      و اصلا نتایج خوبی برام باقی نگذاشت به جای اینکه چاق سالم میموندم یه لاغر مریض و علیل از من باقی میموند 

      اوایل امیدم این بود که لاغر بشم از فشار رو زانوهام برداشته میشه و خود به خود خوب میشم 

      ولی از زبان خیلیا شنیدم که لاغر هستن ولی با رماتیسم مفصلی عین من فلج میشن و نمیتونن راه برن از چند نفر هم شنیدم هم دیدم هم برام اثبات شده بود و میدونستم برای من زندگی بدون درد و گله و شکایت وجود نداره و سهم من از دنیا فقط مریض بودنه 

      واقعا برای سلامتی از راههای اشتباه زیادی رفتم ولی نتیجه نداد و هر روز افسرده تر و منزوی تر شدم 

      الانم خواهرم دقیقا تو همون روزای افسردگی من داره تقلا میکنه و فقط به عمل معده فکر میکنه و هر چقدر از خطراتش میگن بازم فکر میکنه تنها راه باقی مونده براش همونه و شب و روز خودشو سیاه و تاریک کرده دقیقا عین گذشته من 

      واقعا نمیدونم چرا از من درس عبرت نمیگیره و به منم همش متلک میگه که عین کبک سرتو کردی زیر برف

      تو دوره لاغری با ذهن شرکت کردی لاغر بشی ولی فقط حالت خوب شده که الان دیگه کاملا یاد گرفتم هیچ بحثی نکنم و سکوت کنم 

      ولی واقعا  مگه من از لاغری چی میخام جز حال خوب داشتن و حس رضایت و آرامش و شکر گزاری از نعمتهای بیشمار الهی که خودمو از هیچکدوم محروم و محدود نکنم که من لایق تمام نعمتهایی که خدا برام قرار داده هستم  که نه ترس از آینده داشته باشم و نه غم گذشته رو داشته باشم و مومن بشم 

       در صورتیکه با نهایت تاسف خودش زیر خروارها برف حبس کرده و شکنجه میکنه و راه نجاتی برای خودش باقی نمیزاره و به مردن و خودکشی هم زیاد فکر میکنه  با این تلاشهایی که برای عقب نیفتادن از دیگران انجام میده و هیچ نتیجه ای هم نگرفته و تمام دوستامم شدیدا دلسوزی میکنن براش که این طفلک قربانی ترینه و ترحم‌ شدید دارن بهش 

      خدا الهی همه چاقها رو به این سایت فوق العاده هدایت کنه تا از رنجهاشون گنج استخراج کنن و بتونن به آرامش و سلامت و ثروت و خوشبختی واقعی برسن که در همه جنبه های زندگی دنیوی و تضمینی اخروی  تغییرات چشمگیر و روز افزا داره و آخر خوشبختی و سعادته 

      مهم ترین همین ترک گناه های کبیره حسادت و قضاوت و تهمت زدن و تنفر و گله و شکایت کردن و ناسپاسی در برابر خدای مهربون و کفران نعمت به راحتی و آسونی و لذت بردن و شادی امکان پذیره و بهترین مسیر دنیاست بدون شک و تردیدی 

      و باز هم بی نهایت متشکرم و این حرفها بهم الهام شد و از صبحم نمیتونستم بخابم و کل فکرمو درگیر کرده بود و نمیتونستم گام بعدی رو انجام بدم تا این سوال رو درست جواب ندادم 

      در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و من لایق خوشبختی و آرامشم و شجاع ترین و توانمند ترینم 

      لاغری با قدرت ذهن آسان ترین و لذت بخش ترین کار دنیاست و عمل صالح 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 14500 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 807 کلمه

      با سلام و درود فراوان خدمت خدای عزیزم استاد مهربانم و دوستان پرتلاشم

      نوشتن این تمرین همراه با اشک زیاد که استاد عزیز من نمیدونم این اشک حاکی از چبست ؟ نمیدونم باید بگم خوشبختانه یا متاسفانه

      در خصوص تمرین اول من هیچ وقت به جرات میگم هیچ وقت حسرت مال دیگران رو نخوردم اصلا بلد نبودم که چشم و  هم چشمی و یا حسادت داشته باشم که نمیدونم این صفت خوب بود یا نه 

      فکر کنم اگه یه کم حسادت داشتم شتید شرایط زندگی ام بعد از این همه سال بهتر بود و این همه بدهی تو زندگی ام نبود چون بدهی دارم کاری هم برا خودم نکردم همش رضایت دیگران مد نظرم بود و از همه مهمتر اینکه از معلمان ووو شنیده بودم باید قانع باشی و از خدا زیاد طلب نکنی دو نا پیراهن نباید تو خونه ات باشه اگه دو تا داری یکی رو باید به فقرا ببخشی و این بود گه گاهی هم که از وضعیتم خواستم بهوخدا شکایت کنم اول از ترس خدا که نباید شکایت کنم و دوم اینکه باید قانع و راضی باشم و سوم اینکه با افراد پایین تر از خود با همیشه خودت رو مقایسه کنی همبشه این سه مورد مد نظرم بود و با تمام وجود سعی بر نابود کردن خواسته هام داشتم و تا حد زیادی هم موفق شدم بنابراین لیاقت من همین جایی هست که الان هستم !!!

      همیشه به خدا میگفتم حتما تو صلاح من رو در این دیدی که مال و ثروت نمیدی اگه ثروت داشتم شاید به بیراهه میرفتم شاید گناه میکردم دوباره به خودم گفتم خدایا تو که همین مقدار رو  که به من دادی دهرم به دیگران میدم حالا یه مدت بهم بده اگه گناه کردم بگیر دوباره حس کردم گناه بزرگی کردم که این گفتگوهای ذهنی رو داشتم سرکوب کردم  و بل این نگرش ها و افکاری گه یاد گرفنه بودم ادامه دادم 

       از ترس اینکه خدا عزیزانم رو از من نگیره مدام میگفتم خدایا شکرت باز هم گفته بودن که اگه ناسپاسی کنی کمترین تاوانش مرگ عزیرات هست و مثال های واقعی برا ما می آوردن  وای وای وای الان که فکر میکنم میبینم سرتاسر شکرگزاری من اولا زبانی بوده و نه دلی و دو اینکه از ترس بوده ترس از خدا ترس از خدا همان خدای مهربانی که تو ذهنم هیو لا ازش ساخته بودن اینقدر از شیطان تصور وحشتناک نداشتم که از خدا داشتم

      خدا جونم روز به روز به خودت نزدیکم کن تو رو خدا به خودت نزدیک و نزدیکم کن تا هر لحظه ام به طور واقعی هر لحظه ام تو داخل ذهنم چرخ بخوری توفیق بده در حرف زدن با بچه ها م ک همسرم و گلا اطرافیانم تو مدنظرم باشی در غذا درست کردن در ظرف شستن در کار اداری که الان ازش متنقرم  در پیاده روی ان که هر ماه یک بار انجام مبشه و تین هم خیلی قابل تامل هست و اینکه درونم خیلی مشکل داره که نمیتونه حداقل هفته ای یکبار پیاده روی کنه ؟؟؟؟؟؟!!!!!!

      من یادم نیست بخصوص از زمانی که وارد سایت شدم گله و شکایت کرده باشم اما گله و شگایت نکردن من هم  به اون صورت باعث ایجاد احساس بهتری نسبت به داشته هام نشده و این نشون میده که  در ناخودآگاه ذهنم غوغایی هست که خودم هم نمیدونم !!!!!

      تغذیه روح و روان من باید شادی و احساس خوب باشه اما استاد برا این نغذیه به نظرم باید بیشتر ازتون راهنمایی بخوام .

      علیرغم تلاشی که برای تغذیه روحم دارم میکنم فعلا نتیجه آنچنانی نداشنه نمیگم نداشته چرا نتیجه داشته اما خب زندگی پستی و بلندی های خودش رو داره و مهم اینکه در همه شرابط بتونم عمسو با اراده خداوند حرکت کنم و احساس خوب رو حفظ کنم  . احساس خوب احساس خوب احساس درونی خوب . سر منشا هر کاری احساس خوب و درون من هست .خدایا به درونم نفوذ کن البته در درونم هستی خدایا میخوام همیشه از درون حس ات کنم در مورد تمرین دوم 

      دایی من از افراوی هست که خدای مهربان به اون ثروت زیادی داده الان گه دقت .میکنم میبینم دایی ام فقط و فقط بر حسب افکار خودش و چگونگی ارنباطش با خدا انطور که خودش راحت بوده و اعتقاد داشته  برخورد میکرده و روز به روز بر مالش افزوده میشه به طوری که عنوان داشت خدا بیش از حد به من داده خیلی باید مدیریت کنم و تا زنده ام باید تلاش کنم الان حدود ۷۰ سال سن داره اما مثل یک جوان ۲۰ ساله داره با روحیه بالا و ایمان به خدا کارش رو انجام میده و عاشق ماه رمضان هم هست

      روزها رو میشمره تا ماه مبارک بیاد میگه حال و هواش رو خیلی دوست دارم 

      در مورد تمرین ۳

      چیزی به ذهنم نمیدسه که به راحتی به دست اومده و باعث آرامش من شده

      تمرین ۴ 

      نعمتی به این شکل اصلا وارد زندگی من نشده

      تمرین ۵

      در مورد تمرین ۵ کاملا موافق هستم و من الان با افکار و نگرشم  درست جایی هستم که باید باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mrmr19791357@gmail.com
      1402/11/24 23:28
      مدت عضویت: 549 روز
      امتیاز کاربر: 28179 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 940 کلمه

      ب نام خداوند یگانه 

      خداوند در قرآن در سوره اسرا آیه ۶۷ می فرماید:و چون در دریا ب شما خوف و خطری رسددر آن حال ب جز همه آنهای ک ب خدای می خوانید از یاد شما بروند و آن گاه ک خدا شما را ب ساحل سلامت رسانید،باز از خدا روی می گردانید و انسان بسیار کفر کیش و ناسپاس است.

      در این آیه بیان می کند که انسانهای ک هر چی در اختیارشون هست ولی خدا را ب بزرگی یاد نمی کنند ولی وقتی مقداری در ناراحتی یا گرفتاری افتادند در آن حال رو ب سوی خداوند می آورند.ولی وقتی مشکلشان حل شد یا ب عبارتی وقتی از غرق شدن نجات پیدا کردند دیگر خدارا فراموش می کنند ودیگر اورا ب بزرگی یاد نمی کنند.

      یعنی ناسپاس بودن انسانهارا بیان می کندیعنی اینکه انسان در هر حالی در هر شرایطی باید خداوند را ب بزرگی یاد کند باید همیشه شاکر و سپاسکزار خداوند باشد و انسان را از ناسپاسی کردن منع می کند.

      ایا خداوند متعال در بین این چن میلیارد انسان ک بر روی کره زمین زندگی می کنند فرقی قائل می شود؟خیر ب هیچ وجه،در نظر خداوند انسانها هیچ فرقی با هم ندارند ودر نتیجه لیاقت آنها هم هیچ فرقی ندارد.چرا ما باید فکر کتیم ی نفر لیاقت خیلی کمتری دارد ودیگری لیاقت خیلی بیشتری دارد؟ و باز هم روایت است ک همانا گرامی ترین شما در نزد خداوند با تقوا ترین شما می باشد.پس در سایر موارد ما هیچ وقت نمی توانیم خود را بی ارزش تر یا بی لیاقت تر از دیگران بدانیم.

      خداوند ب هر شخصی‌ ب هر نوعی نعمتهای یا موهبتهای عطادفرموده و امکان ندارد ک شخصی همه چیز و همه موارد را یک جا داشته باشد و مطمعنا ی شخصی ی چیزهای دارد و موارد دیگر را ندارد.وب نظرم نداشته های ما ب هیچ وجه دلیل بر بی ارزشی یا بی لیاقتی ما نمی باشد وما باید سعی وتیم ک هیچ وقت ب داشته های دیگران حسادت نورزیم نباید چشم ب دارای دیگران داشته باشیم وهم اینکه هیچ وقت ب زور و اجبار نباید چیزی از خداوند بخواهیم چ آنکه آن موَوع دقیقا ممکن است علیه ما کار کند.پس اول باید در هر موردی اول از خداوند طلب خیر و صلاح کنیم از خداوند بخواهیم اگر آن خواسته ب نفع و صلاح ما است خداوند آن را ب ما هدیه کند.

      پس همیشه و همواره باید سپاسگزار داشته های خوداز خداوند  باشیم.وقتی انگشتان یگ دست را می بینیم پنج انگشت در کنار یکدیگر در یک دست قرار دارند وهمه هم در اندازه های مختلف هستند،یک انگشت کوچک یکی بزرگتر یکی متوسط ودر اندازه های مختلف هستند،آیا اون انگشت کوچکتر بخاطر اینکه کوچکتر است باید ب بقیه حسادت کند؟ یا بگوید چون من از همه کوچکترم ب معنی این است که لیاقت من از بقیه انگشتان کمتر است؟خیر ب هیچ عنوان،اینها همه لیاقت و ارزششان ب یک اندازه است فقط از نظر شکل با هم متفاوت هستند و هر کدام یک کار کرد و جایگاهی دارند واگر یکی از اینها نباشند کارکرد دست انسان با مشکلات زیادی مواجه می شود.

      پس ما هر کدام از انسانها یک جایگاهی در این عالم داریم هر کدام دلیلی برای زنده بودنمان داریم یعنی هر کدام از ما وظیفه ای در این جهان داریم ک باید آن را ایفا کنیم پس این دلیل با ارزش بودن تک تک ما انسانها می باشد ما باید همواره سپاسگزار خداوند باشیم.شکر نعمت،نعمتت افزون کند،کفر نعمت از کفت بیرون کند.

      یعنی هرچه با داشته هامون خدار شکر کنیم خداوند هم راه را برایمان باز می کند مسیر را برایمان هموار می سازد ما هرچه سپاسگزاریمون رو بیشتر کنیم،نعمتهای بیشتری از خداوند را ب سمت خود جلب و جذب می کنیم.

      من چرا خدارا شکر نمی‌ گویم،در حالی که هنوز زنده هستم زندگی می کنم و نفس می کشم.من تا حد امکان سعی کردم ب داشته های دیگران چشم ندوزم ب آنها حسد نورزم تنها دلیل ناراحتی من دردهای شدید من است ولی من هیچ وقت نخواستم و نگفتم ک چرا بقیه سالم هستند ومن این طور هستم ولی بعضی اوقات ک فشار روحی بهم وارد میشه مقداری با خودم شکایت می کنم گ اخه چرا من تا این سن هنوز این نارحتیهام تموم نشده پس چ وقت تموم میشه،بعد دیگه ی فکری ب نظرم رسید،ب خودم گفتم خوب من مطمعنا چیزهای خیلی خوب هم داشتم خیلی اتفاقات خوب هم داشتم و بهتره ک یکی یکی ب آنها فکر کنم وسعی کنم کمتر ب ناراحتی‌ها فکر کنم.قدلر

      من خدارو شکر می کنم ک سقفی بالای سردارم من خدارو شکر می کنم در کنار خانواده عزیزم هستم م خدای را سپاس می گویم ک پدر مادرم بالای سرم هستم وتا الان ازم حمایت کردن من خدارو شکر می کنم بدون داشتن هیچ شغلی  بدون درآمدی در حال حاضر حساب بانکیم مقداری پول هست م خدارو شکر می کنم چنتا برادر زاده نازنین دارم من خدارو شکر می کنم از نعمت آب برق گاز تلفن و اینترنت بر خورداریم من خیلی خیلی خدارو سپاس می گویم چون چشمان سالم دارم دست و انگشتان سالم دارم گوش و حس شنوایی سالم دارم زبان سالم و قدرت تکلم دارم.من خیل خیلی مواهب دارم ک از بواسطه آن خدارو شکر می گویم یکی ازین مواهب خانه ویلایی ییلاقی مان هست ک بدون هیچ سختی وارد زندگیمان شده ک باعث آرامش ما می شود.وخیلی چیزهای دیگر ک در اطراف هر شخصی‌ ممکن وجود داشته باشد ک کسی حتی ب آنها فکر نمی کند واینکه بخاطر اینکه دچار روز مرگی خودمان می‌ شویم مقداری از فکر کردن ب داشته هامان فاصله می گیریم واین باعث ناسپاسی ما می شود.

      وقتی همیشه شاکر خداوند باشیم خداوند آن ناداشته هایمان را هم ب سوی ما ساری و جاری می فرماید.

      پروردگارم بخاطر همه موهبتهای ک ب من ارزانی داشته ای ازت سپاسگزارم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      1402/11/24 22:57
      مدت عضویت: 121 روز
      امتیاز کاربر: 5945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      خدایا چقدددر سپاسگزاری بهت بدهکار هستم .من هیچ وقت سپاس نعمت های که بهم دادی رو بجا نیاوردم همیشه اون نمیه خالی لیوان رو‌دیدم و تمرکزم روی مشکلات بود .میدونم اتو همه جتبه های زندگیم نیازمند سپاسگزاری هستم.

      جسم خانواده علم دارایی سلامتی و هزاران مورد دیگه که اصلا به چشم نمیاد.

      اول باید دست از ناسپاسی با زوم‌کرذن روی مشکلات بردارم .من کمتر با کسی در مورد مشکلات حرف میزنم اما تو ذهنم مدام مرور می‌کنم چرا فلان چیز رو‌ندارم چرا شرایطم اینطور هست که نمیخوام چرا و‌جراهای فراوان.

      راستش من سال هاست که سعی می‌کنم سپاسگزاری انجام بدم ولی چون مقدماتی انجام نمیدادم نتیجه عکس میکرفتم چون با حس بد به زور میخواستم سپاسگزاری کنم و ارتعاش مثبت بدم در کمال تعجب میدیدم در مورد هرچی سپاسگزاری می کنم یه اتفاق بد تو همون زمینه میوفته.

      مثلا در مورد  وسایل خونه مثل کولر سپاسگزاری میکردم چند روز بعدش کولر خراب می‌شد یادمه ادامه دادم و کولر ماشین هم خراب شد در مورد لوستر سپاسگزاری میکردم لامپ‌میسوخت. 

      با استاد درمیون گذاشتم گفتن اتفاقی هست ‌مربوط به همزمانی پدیده ها

      ولی من خودم فکر می کنم یکدفعه از حال بد نمیشه رفت رو فرکانس شکرگذاری و حتما باید مقدمااش طبق فرموده استاد که دست برداشتن از نارضایتی در زیان و ذهن هست رو انجام داد تا ذهن آماده سپاسگزاری باشه

      من همزمان با فرکانس سپاس فرکانس نارضایتی قویتر میفرستادم

      راستش با اینکه خدا از انواع نعمت ها بهترینش رو‌نسبت به دیگران به من داده ولی من یادم نمیاد زمانی راضی و سپاسگزار بوده باشم و همیشه نعمت ها به چشمم نمیومد. شاید من بنده بد خدا باشم ولی از حالا به بعد میخوام طبق فرموده های خداوند با راهنمایی استاد عمل کنم و تبدیل به چیزی بشم که خداوند دوست داره

      اول اینکه بی نهایت از خداوند سپاسگزارم که علیرغم ناسپاسی همچنان نعمت میداد و اگر سپاسگزار بودم الان در چه شرایطی بودم ؟!!!

      خداپند شمرگذارم بخاطر عفو و بخشندگیت و فقط خودت‌میدونی چه سپاس ها که بهت مدیون و بدهکارم .من هیچ وقت حق نعمت رو اونطور مه باید و شاید بجا نیاوردم و‌او هر بار تلنگر زدی و‌یلداوری کردی که سپاسگزاری کنم تا بیشترش کنی.

      خدایا من راه سپاسگزاری رو بلد نبودم تو بواسطه استاد عزیز بهم یاد دادی ازت بی نهایت ممنونم اکه کمکم کردی سپاست رو بجا بیارم .چون سپاسگزاری هم اجازه و‌ توفیق می‌خواد.

      من همیشه حس بد به هیکلم و صورتم داشتم در حالیکه همه میگفتن زیبایی 

      همین الان با اینکه اضافه وزن زیادی دارم ولی خیلی ها دوست داشتن هیکل منو‌داشتن و در کمال تعجب میبینم بعضی ها میگفتن فقط هیکل فلانی خوبه؟!!!!

      خدایا تو ‌از هرچیزی بیشترینش رو بهم دادی قد بلندتر عضله و‌جربی بیشتر همین جای سپاس داره بعضی ها در حسرت همین هستن 

      میشه افراد چاق اینجوری حسشون رو خوب کنن نسبت به جسمشون و واقعا هر چی خدا داده جایزسپاسگزاری داره.

      من همیشه دوست داشتم و‌دارم یه خونه نوساز با شیک ترین لوازم رو‌داشته باشم الان از خونم راضی نیستم با اینکه رایگان توش نشستم و‌دستی به سرورش کشیدم و ظاهر مرتبی داره هر بار به هوای خونه نو اناسپاسی می کنم در موردش .مرتب تو ذهنم که این چه خونیه 

      فکر می کنم هر آرزویی داریم باید اپل یه قدم واسش برداریم در حالیکه من به امید خدا نشستم که یه اتفاقی بیوفته و اوضاع یجوری پیش بره که من صاحب یه خونه کلید اپل بشم با تمام امکانات.

      مطمئنم با سپاسگزاری درهای ایده ها و‌نعمت های الهی به روم باز میشه و همیشه این خودم بودم که با گله و شکایت و تمرکز روی مشکلات درها رو بروم بستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      1402/11/24 17:55
      مدت عضویت: 1625 روز
      امتیاز کاربر: 23420 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,410 کلمه

      بنام خدای بخشنده مهربان 

      با عرض سلام مجدد ادامه تمرین 

      ۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید

      واقعا دقیقا در اطراف من خیلی از افراد هستن که هیچوقت چشمشون دنبال ثروت و اموال بقیه نیس مخصوصا همین دامادمون و برای من الگوی فوق العاده ای هست 

      و همیشه سعی داره با دیگران با تمام قدرتش کمک کنه و خیلی از خودش مایه میزاره و اکثرا هم خوبی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند 

      زیادم بهش تهمت میزنن و میخان خرابش کنن از روی حسادت ولی به هیچ وجه نمیتونن چون خدا پشتشه 

      از نیات و اعمالش خبر داره و همیشه هم خدا کمکش میکنه و رفع اتهام و و خدا به دو گروه میخنده و هیچکس رو وقتی خدا میخاد ببره بالا در پاداش اعمالش نمیتونن بیارن پایین 

      و اون کساییم که الکی میخان خودشونو بزرگ کنن از روی بدجنسی خدا میارشون پایین و رسوا میشن سر بی گناه بالای دار نمیره 

        روز به روزم مالش بیشتر میشه که کاملا حقشه و لایقشه 

      البته ایشونم یه سری باورهای منفی دارن که بهش توجه میکنه و نمیزاره به آخرین حد لیاقتش برسه

       زیاد اخبار منفی میبینه و دلش خیلی برای ندارها میسوزه و این تنها عیبشه و دولت و مسئولینم زیاد مقصر میدونه و خیلی دروغها رو حقیقت میدونه 

       و تمام دوستاشم براش زیاد ناله میکنن چون میدونن چقدر دلسوزه و طاقت نمیاره و کمکشون میکنه و زیاد ازش سواستفاده میکنن و بیشتر توجهشو میبرن سمت نداری وگرنه خودش اصلا بخاطر حسادت یا چشم و هم چشمی زندگی نمیکنه 

       و مطمئنم با این مدل اخلاقش که چشمش دنبال زندگی دیگران نیس میتونست میلیاردر و ثروتمندترین آدم روی زمین بشه چون لایق ترین فردیه که میشناسم هم خودش هم خواهرم که همسرش هست  بخشنده ترین هستن و صحبتشم همیشه اینه که خوشحاله از اینکه همه زیاد داشته باشن و همش میگه کاش خدا روزیشونو بیشتر کنه و آرامشم خیلی زیاده از لحاظ حسادت کردن 

      و واقعا ثروتمندای زیاد دیگه ای هم میشناسم که همین آرامش رو دارن و از قانون قرآن پیروی میکنن و دقیقا هم خدا پاداششون رو که نعمت بیشتر و آرامش و روابط عالی و سلامتی بیشتره 

      و دقیقا نقطه مقابلش آدمهای زیادی رو میشناسم و دقیقا جهان دو قطبیه که چشمشون همش دنبال زندگی دیگرانه و همیشه هشتشون گرو نهشونه و هیچوقت رنگ خوشبختی رو نمیبینن با اینکه هر چی تو زندگی دیگران دیدن و خریدن باز هم طمع که سه سوراخ داره درش غرق هستن و هیچوقت راضی و شاد نیستن و بی نهایت خودشونو عذاب میدن و به هیچ و پوچ زندگی رو شدیدا به خودشون تلخ میکنن و اعصاب ندارن و همیشه میترسن کسی از اونها بیشتر داشته باشه و حرفاشونم فقط تنفره و کینه و تهمت زدن که طرف دزده از کجا آورده میخاد از مال دیگران سواستفاده کنه میخاد کلاه بزاره تو معامله ها تا سود بیشتر ببره محض رضای خدا که موش نمیگیره و قضاوتهای اشتباه و دقیقا طرفو از چشم خودشون میبینن و کوچک ترین حرفی رو منت میدونن کلا خیلی نظر تنگ و بخیل و حسود هستن و همه رو از نگاه خودشون میبینن و نیمه های تاریک خودشونو سایه بقیه میدونن و دقیقا اون چیزی که نسبت میدن به طرف مقابل شخصیت خودشونه و بر اساس آگاهیهای خودشون قضاوت میکنن و دور و اطراف هممون پره از این آدمهای حسود که گول شیطان درونشون رو میخورن که آتش حسادت تمام وجودشونو به آتش میکشه 

      هم آدمهای شدیدا شکر گزار و خوشبخت و دستشون تو دست خداست و هرگز محتاج دیگری نمیشن و روز به روزم مالشون بیشتر میشه در همه جنبه های زندگی 

      ۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

      واقعا یکی از بزرگترین نعمت هایی که خود به خودی وارد زندگیم شده همین سایت تناسب فکریه بدون هیچ بزرگنمایی میگم که هر چی دارم همین گنجه که پر از مسیرهای خوشبختیه و آرامش و همه چی زندگی منو روزافزون کرده و هر وقت شکر گزارش هستم بیشتر و بیشتر میشه 

      و به محض دور شدنش نعمت ازم گرفته میشه و آلارم میده که برگرد و نشانه ها رو کاملا متوجه میشم که مگه عقلت رو از دست دادی قشنگ جی پی اس فعاله و دستم گرفته میشه و خدا رو هزاران رار شکر که دارمش 

      یکی دیگه هم همین خانواده ام که دارمشون و خواهرای عزیزم و خدمتهایی که به من کردن چه خودشون و چه شوهراشون و مامان و بابام و داداش اصلیم و  داداش مجیدم که بهترین داماد دنیاست  و خدا بهم این گنج رو هدیه داده 

      دوستان فوق العاده ای که در این مسیر هم کلاسی من هستن هر کدوم برای من کنج بزرگی هستن که خود به خود بدون اینکه از قبل بشناسمشون از نزدیک الان شدن یار تنهاییام و بهترین استادایی که میتونم ازشون درسهای بزرگ بگیرم 

      تختم که داداش مجیدم که همین دامادمونه برام خرید همین گوشی تو دستم که داداش مجیدم برام خرید تعمیر چندباره  تبلتم که هر چی خواستیم پولشو بدیم قبول نکرد و رنگ کاری خونمون  و کاغذدیواری و فرش و پرده و مبل و سقف کاذب یعنی پی وی سی  آشپزخونه و کلا هر چی که به کمکش نیاز داشتیم و خراب شد خود به خود برامون درست میکرد انقدر زیادن که اگه حتی بخام نام ببرم نمیتونم حتی با مخالفت و ترسهای  بابامم روبرو میشد ولی میگفت به بابام غمت نباشه من دلم دریاست و خدا بزرگه و میرسونه  مسافرت بردن شمالمون که حسرتشو داشتم در بهترین ویلاها و امکانات و داداش مجیدم ما رو برد دریا آرزوی من بود باورم نمیشد ببینمش داداش مجیدم اولین بار بردم و خیلی خیلی زیادن لطفهایی که این داداش عزیزم تو زندگی ما همیشه آورده و دست اندر کارش بوده 

      البته از طریق بقیه اطرافیانمم نعمت تو زندگی ما زیاد وارد شده و همشونم خود به خودی بودن 

      مخصوصا اولین ماشینی که خریدیم پسرعمه پرفسورم برای داییش که بابامه هدیه خرید و گفت به هیچکس نگو و سورپرایزمون کرد و بعد از مدتها ما ماشین دار شدیم و بعد خودمون تونستیم ماشین بهتر بخریم وقتی برای خرج و مخارجی فروختیم که خدمت بزرگی بود و پاداششم بزرگ تر شد چون ما ماشین رو آ دوگانه سوز داشتیم برای خرج کفن و دفن بابابزرگم فروختیم و بعد تندر ۹۰ خریدیم خیلی هم طول نکشید بهترش اومد تو زندگیمون حتما دعای خیر پدربزرگم بوده 

      و همین خونه ای که داریمم شوهر عمم که کویتیه و از عمم هم طلاق گرفتن ولی برامون خرید چون بابام هیچ بی احترامی بهش نکرده بود و من همیشه تو خونه خودمون زندگی کردم و من یکی دو سالم بود که اومدیم تو این خونه که بمباران شد و دوباره ساختیمش سال ۶۵ و همونجورم مونده و هر بازسازی داشته دامادمون که داداش مجیدمه بیشتر انجام داده هز وقتی اومد تو زندگیمون و هیچوقتم طعم تلخ اجاره نشینی رو حس نکردم 

      و اگه بخوام دونه دونه نام ببرم که خیلی خیلی زیادن و پایانی نداره و متن طولانی میشه 

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

      هر چی فکر کردم و زور زدم الان چیزی یادم نمیاد به این علت وارد زندگی ما شده باشه کلا اهل این اعتقادات نیستیم هر چی وارد زندگیمون شده بر اساس نیاز بوده شاید تلوزیون بزرگ تر خریدیم ولی واقعا دلیلش این بوده که نیاز بوده نه برای عقب نموندن نمیدونم شایدم بوده ولی واقعا هم رضایت داشتیم و خوشحال بودیم و ما زیاد تلوزیون تو خونمون عوض شده ولی نه به خاطر چشم و هم چشمی برای لذت بیشتر بوده واقعا هم رضایت داشتیم و گام به گام تغییر کرده حتی اوایل سیاه و سفید بود 

      بعد با تلق رنگی روش بود که تیکه تیکه رو رنگی میکرد روش چسبوند بابام و کلی براش ذوق میکردیم 

      بعد رنگی شد و هی بزرگ تر و الانم ۵۴ داریم که تو هال ۹ متری هست و خوب بزرگه نسبت به مکانش و بیشترم تو مارک سامسونگ بودیم این آخری پاناسونیک هست ولی واقعا برای عقب نموندن نبوده بر اساس علاقه بوده فکر میکنم 

      ۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

      در مورد این سوال مثال در مورد لباس زدم 

      ولی مورد دیگه مثلا ظرف و ظروف که ما اکثرا از قاشقهای بدرد نخور یا ظرفهای لب پر شکسته استفاده میکنیم و همیشه ظرف قشنگا برای مهمونه

      و من در این مورد اکثرا دلم میخاست ولی خودمم کلی مثلا در مورد ظرفهای سورمه ای ویترینیه خواهرم از این لب طلاییها اوردیم توش خوردیم همش ترس داشتیم و خودمونو لایق خوردن توش نمیدونستیم کلی میترسیدیم بشکنه و این خیلی بده که خودمونو لایق اون نمیدونیم ولی مهمون و ویترین رو لایق تر از خودمون میدونیم 

      شاید اون ظرفها برای مهمون راحت تر استفاده میشه ولی خودمون با هزارتا عجب غلطی کردم زودتر بزارم سر جاش سرویس ناقص نشه 

      دقیقا هم انقدر ترس پشتشه که همونم میفته میشکنه و قشنگ از زندگی خارج میشه چون میگه تو لایق استفاده اش نیستی 

      ما یه سرویس بلور برای باقیمانده جهاز مامانم داریم که اکثر بلورامون تو بمباران خورد و خاکشیر شد 

       فقط عید به عید میاد بیرون و توش آجیل خورده میشه و همیشه التماس میکردیم مامانم بزاره خودمون توش چیز بخوریم مامانم میگفت نه برای مهمونه 

      اکثر چیزهای خوب دیگه هم یاد گرفتیم برای مکان خاص و شرایط خاص هست و ما هم دیگه دلمون نمیاد استفاده کنیم برای همینم نعمت زیاد نمیشه و دقیقا بر اساس حس لیاقت هست ولی این که خودمون ازش نمیتونیم لذت ببریم دقیقا یعنی ناسپاسی 

      شکرانه اش اینه که خودمون مگه چش هستیم مگه آدم نیستیم خوب کیفشو ببریم 

      لباسهای خوب و مرتبمون رو استفاده کنیم و مطمئن باشیم به قانون فراوانی و افزایش که از همین جنس هی زیاد میشه 

      چیزی که کنار باشه توجه روش هم کمتره 

      من خیلی کادوها از دوستام گرفتم تو کارتنه و منتظرم اتاق دار بشم بعد از کارتن در بیارم و این یعنی ناشکری و هیچوقتم فرصت استفاده اش پیدا نمیشه مثلا یه سرویس فنجان قهوه ۶ نفره رو هر روز از تو ویترین مغازه دیدم و دیوانش شدم ولی حتی یبارم توش قهوه نخوردم و تو زیر زمین تو جعبش خاک میخوره انگار نه انگار دارمش و خودمو لایقش ندونستم 

       ولی مطمئنم به زودی ازشون به بهترین شکل استفاده میکنم و من این عادتهای اشتباه رو میزارم کنار و کلی تغییر میکنم الانم حتی با شک دارم مینویسم ولی مطمئنم واقعا شرایط دست به دست هم میدن و هدایای من قابل استفاده و بیشتر شدن هیچ مانعی دیگه نمیتونه مانع از شکرگزاری عملی من بشه و من قدرتمندترینم برای ترک عادتهام و جایگزین کردن عادتهای درست چون قوانین جهان هوشمندترین هستن و مو لای درزشون نمیره عین قانون جاذبه عمل میکنه 

      و من اگه نعمت فراوانی رو باور دارم حتی بشکنه بهترش میاد دقیقا مثل ماشینمون و من میتونم صاحب نعمت ثروت و سلامتی و آرامش روز افزون باشم 

      چون 

      من به معجزات الهی ایمان دارم 

      من به وفاداری الهی ایمان دارم 

      من به برنامه ریزی الهی ایمان دارم 

      من به زمانبندی الهی ایمان دارم 

      و من به شکرگزاری الهی ایمان دارم  

      و گام به گام اینا رو دارم یاد میگیرم و به باور و اعتقاد تبدیل میشن و من با نور الهی این آگاهیها تاریکیهای وجودمو روشن میکنم و من شجاع ترین و توانمندترینم 

      و خدا من خاسته که من باشم و مسئول رسیدن به تمام ارزوهام و خاسته هام و خدا منو هدایت و حمایت کرده و معجزات بیشمار در انتظار منه 

      من اگه از جام راضی نیستم جامو عوض میکنم چون من یک درخت نیستم 

      و من به تمام آرزوهام قول رسیدن دادم 

      استاد بزرگوارم خیلی خیلی به من درسهای بزرگی دادین و فوق العاده لذت بخش و ارامش بخش و آگاهی دهنده است 

      واقعا منم سرشار از گله و شکایت و حسادت بودم ولی روز به روز دارم تمرین میکنم که ظاهرا گله و شکایت نکنم اول زبانم بعد قلبم و احساسم و بعد ذهنم و فرمول سازی عالی و دقیقا هم من لایق اینچنین زندگی شادی هستم که خودم میسازمش و من جبرا اختیار دارم از تمام نعمتهای زندگی به شکل درست استفاده کنم و خوشبخت ترین باشم و اشرف مخلوقات واقعی بشم 

      و خودمو به اون چیزی برسونم که جانشین خدا هستم و لایقشم برای زندگی بر روی این بهشتی که در دنیای الانم میسازم و در دنیای بعدم خود به خود در ادامه این جهان ساخته میشه و هر جوری که اینجا زندگی کنم اونجام همینه و من لایق بهترینها هستم 

      و دقیقا وقتی که تووزندگیم بارها و بارها سعی کردم شکر گزار بشم اتفاقات به ظاهر نامطلوب زندگیمم رنگش عوض شد و عامل رشد من شدن و بزرگ تر و عاقل تر و پخته تر شدم و هیچ رنجی نباید تو زندگیم هدر بره و رنج من گنج منه و قدرشناسی بیشتر رو درک میکنم 

      چیزهایی که دارمشون و بهشون توجه نمیکنم اونقدر برای من ارزش ندارن در برابر چیزهایی که خودم خلق میکنم و بدستشون میارم 

      و من اینو هم یاد گرفتم اکثرا میگن چرا تا ما شکر گزاری رو شروع میکنیم و برعکس میشه نتایج چون دقیقا ادما وقتی میخان درخواست و دعا داشته باشن حسشون خیلی مهمه موقع دعا کردن ناخودآگاه توجهشون بیشتر میره سمت نداشته ها و قدر نشناس تر میشن  روی دارییهاشون و با قدرت ذهن خودشون باعث میشن با گله و شکایت و حسادتی که الان کاملا درکش کردم و بهم الهام شد خرابی وسایل اتفاق بیفته 

      و منم چندبار این موضوع اتفاق افتاد که از سر اجبار شروع کردم و درست شکرگزار نبودم و از این موضوع غافل میشدم و الان تو این گام این حقایق برای من آشکارتر شد و واضح تر و بهتر تونستم درکش کنم 

      و الکی فکر میکنن تا ما شکر گزاری رو شروع کردیم از در و دیوار داره برامون میباره انگار وقتی شکرگزاری نمیکردیم خیلی بهتر بود و چون ما وارد نیستیم و آموزش درست ندیدیم و فوتهای کوچک کوزه گری رو بلد نبودیم ممکنه از ناخودآگاه اتفاقهای نادرست خلق کنیم 

      ولی با اموزش درست دقیقا میفهمیم باید چجور شکرگزار باشیم و چجوری نعمت رو بیشتر کنیم 

      خدای مهربونم خالق تمام هستی دوستت دارم و عاشقتم و بینهایت شکرت از دست و زبان که برآید کز عهده شکرت بدر آید 

      استاد گرامی دمتون گرم و قلمتون همیشه داغ و پر شور و اشتیاق و درسهاتون ماندگار و سرنوشت ساز 

      آسیه جونم ایول دمت گرم تو لایق بهترینهایی 

      دوستان ارزشمند هم مسیرم از همتون متشکرم و آرزوی بهترینها خوندن بهترین خبرها رو ازتون دارم  در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و هر چه این به ظاهر تکراریهای قشنگ رو مینویسم بیشتر لذت میبرم و سر و پا شور اشتیاق 

      متشکرم متشکرم متشکرم 

      خدا یار و نگهدار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      1402/11/24 16:06
      مدت عضویت: 1630 روز
      امتیاز کاربر: 5923 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 824 کلمه

      با درود خدمت استاد عزیز و هم مسیران نازنین

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم🙏

      همه اتفاقات خوب، برای انسانهای مثبت اندیش می افتد! انسان هایی که زیبا فکر می کنند،با دیگران با محبت رفتار می کنند،شکرگزارند.

      آدمایی که خودشان را دوست دارند،و به زندگی لبخند می زنند…انسانهایی که حتی در بدترین شرایط و رویدادها، سعی می کنند جنبه مثبت قضایا را پیدا کنند و ببینند…

      انسانهایی که با جنس زندگی و عشق هماهنگ هستند و همیشه، در هر مکانی بذر امید و شادی می پاشند. آدمایی که عادت کردن که همیشه سپاسگزار داشته هاشون باشند.

      من قبل از آشنایی با قوانین جذب و انرژی مثبت سپاسگزاریم فقط زبانی بود چه بسا تو همون خدایا شکرت هزار تا حسرت هم نهفته بود. 😥

      حتی گاهی خودمو با بقیه مقایسه می کردم و سطح انرژیم حسابی میومد پایین که پس چرا شرایط من تغییر نمی کنه!!

      اما خدا رو شکر از وقتی با قوانین جذب آشناتر شدم دید مثبت تری پیدا کردم، گله گذاریم کمتر شد، و تو هر قضیه ای جنبه های مثبتشو در نظر می گیرم و تلاش خودمو می کنم که مثبت فکر کنم البته که هنوز خیلی نیاز دارم رو خودم کار کنم.

      بین همکارم کسانی هستن که شرایط مالی خوبی دارن واصلا هم توجهی به داشته های دیگران و وضعیت بقیه ندارن و همیشه روی دارایی خودشون و کاراشون متمرکزند.

      بین اقوام هم داریم کسانی رو که خیلی وضعیت مالی بالا ندارن و کلی با قسط و وام و… خودشونو بالا می کشن ولی هر وقتم می بینیشون در حال نالیدن از اقساط وسایل و… هستن و نمی بینم که از داشته هاشون لذت آنچنانی ببرند.

      اما خودم اهل خرید قسطی نیستم فقط برای خرید خونه مجبور شدیم وام بگیریم و خوب تو زمان پرداختش هم شرایط واقعا سخت بود چون همیشه باید مبلغی رو برای پرداخت قسط نگه می داشتیم و شاید خیلی خریدا رو انجام نمی دادم تا بتونم به موقع قسط رو پرداخت کنم

      اوایل زندگیم تا مدتها اجاق گاز ساده داشتم و هر وقت می خواستم کیک درست کنم واقعا سختم بود بعدش یه فر ساده خریدم و کلی از اون خرید لذت بردم، ماشین لباسشویم ساده بود ولی بعدها ماشین تمام اتومات خریدم و کلی ذوقشو کردم.وقتی اولین بار ماشین سمند خریدیم خیلی از داشتنش راضی بودیم و واقعا لذتشو بردیم و دیگه نمی گفتم چرا مدل ماشینمون اینه یا مقایسه نمی کردم.

      یه مدت برای پیاده روی مشکل داشتم و همون موقع دوست همسرم می خواست تردمیلش رو بفروشه با یه قیمت مناسب همسرم واسم خرید و خیلی از داشتن این وسیله لذت بردم و خدا را شکر کردم.

      حقیقتش در مورد سوال چهار چیزی یادم نمیاد چون همیشه خریدام طبق نیازم بوده و هیچوقت به خاطر چشم و هم چشمی وسیله ای نخریدم یا نعمتی رو به زور وارد زندگیم نکردم.

      اما در مورد سوال پنجم:

      «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

      اول این که باید این نکته رو دقت کنم که احساس لیاقت و ارزشمندی یه حس درونیه و اینجور نیست که من بگم من آدم ارزشمندی هستم و همه چی جور بشه.یعنی فقط در کلام اینو قبول داشته باشم و در اعماق باورهام چیز دیگه ای جا گرفته باشه.

      وقتی باور من در مورد خودم حس لیاقت وارزشمندی باشه حتما رفتارم مطابق این میل درونی تغییر می کنه یعنی حتی اگه چیزی رو نداشته باشم برام بهتره تا به داشتن یه چیز بی کیفیت رضایت بدم.

      برای اینکه یه آدم  بتونه شرایط فعلی خودشو بپذیره بهترین راهکار اینه که قبول کنه شرایطی که همین الان داره بهترین شرایطی هست که باید داشته باشه.

      سطح زندگی ما آدما به باورامون ارتباط مستقیم داره من الان تو هر شرایطی که هستم حتما لیاقتم همین قدر بوده و اگه ظرف وجودیم تغییر نکنه مطمئنا همیشه تو همین شرایط می مونم.

      اما اگه ظرف وجودیم تغییر کنه، باورام و تموم اون چیزایی که توی ذهنم هست رو باور کنم شرایط من هم تغییر می کنه و خیلی راحت نعمت های الهی وارد زندگیم میشه.

      این جمله استاد همیشه یادم می مونه که از هر نعمتی که  در این جهان هست یکی هم برای من هست پس نیازی به حسادت و مقایسه کردن خودم با دیگران ندارم فقط باید اون طوری پیش برم که شرایط دریافت اون نعمت برای من هم مهیا بشه و بتونم دریافتش کنم.

      برای رسیدن به شرایط بهتر نیازهست که  لیاقت بیشتری داشته باشم  و لیاقت بیشتر هم نیازمند داشتن افکار و احساسات متفاوت است.

      جهان هستی انعکاس باورهای خودمونه و بر اساس باورهامون شکل میگیره، باورها افکاری هستند که بارها و بارها تکرار شده و در ضمیر ناخودآگاه ما ثبت شده و به یقین تبدیل شده اند.اگر باور کنیم هر روز فرصت ثروتمند شدن بیشتری بدست می آوریم جهان هم ثابت میکند که هرروز راههای زیادی برای ثروتمند شدن ایجاد میشه.

      اگر باور داشته باشیم که زندگی سخت است جهان به ما  ثابت میکند که زندگی واقعا سخت است.بنابراین جهان انعکاس باورهای ماست و چیزهایی را در دایره تجربیاتمان قرار میدهد که ما آنها را باور داریم.پس باید باور کنم که من انسان ارزشمندی هستم و لیاقت دریافت بهترین نعمت های الهی را دارم🙏🌸

      خدایا شکرت🙏🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      1402/11/24 16:04
      مدت عضویت: 1625 روز
      امتیاز کاربر: 23420 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,751 کلمه

      بنام خدای بخشنده مهربان روزی دهنده بی پایان 

      با سلام و دورود و خدا قوت ویژه خدمت استاد گرامی و دوستانی همچون گنج 

      گام پنجم نعمت های الهی صد در صد برای همه هست و قانون شگرگزاری 

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 

      تمرین:

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

      من زیاد به اموال دیگران حس حسادت ندارم و خیلی توجه نمیکنم و خیلی بندرت مال و اموال و ثروت کسی برام حسرت داشته 

      البته اتاق داشتن همیشه جزو آرزوهای بزرگ من بود و همیشه هم حسرتشو داشتم و اصلا حس رضایت از زندگی گله ای نداشتم‌ با اینکه از طرفی هم  فکر میکردمم چقدر خوبه از هم دور نیستیم و زندگیمون سرد نیس 

      و بیشتر خودمو قانع میکردم ببین تو فیلما اونا که اتاق دارن همشون از هم دورن ولی اعتقادم داشتم دوری و دوستی 

       ولی از طرفی درگیری زیادی هم بین ما خواهرا و برادرم بود و جنگ و دعوای شدید مخصوصا سر کنترل تلوزیون 

      حتی برای دیدن زندگی بلاگرها که اکثرا با لذت اینکه اینا دارن منم قطعا بهش میرسم و دلم میخاد بیشتر ازشون ایده بگیرم و تصویر سازی واقعا حس داشتن آشپزخونه با امکانات بیشتر و کلوزت روم و اتاق مستر و دیدن رویایی برای  آشپزخونه تمیز و آشپزخونه ای جدا برای آشپزی و اینا و هیچوقت حس بد نمیگیرم 

      ولی خیلی از دوستام و نزدیکان رو میبینم که میگن اگه اینا زندگی میکنن پس ما چی هستیم و حتی در کلامشون تنفر نسبت به اون شخص دارن و از حسادت شدیدشون و چشم و هم چشمی شدید رنج‌ میبرن 

      شاید من الان بخاطر تغییر کلی نگرشم اینجور فکر میکنم چون در گذشته و دید خرابی که داشتم اینستا نداشتم و اینجور زندگیهای  لوکس رو نمیدیدم 

      البته زیادم اهل لوکس و مد گرایی نیستم و بیشتر سادگی و شیک بودن رو دوست دارم و تکنولوژی و آسایش بیشتر و رفاه 

      بیشتر حسادت من روی روابط تحریک میشد و دوست داشته شدنها مخصوصا فرق گذاشتن مامان و بابام که همیشه کوچیکه عزیزتر بود و منم که اولین دختر خانواده و هیچ وقت حق با من نبود 

      چون اکثرا خودمو تنها میدیدم و یه جورایی عقده و حقارت و کم بینی داشتم مخصوصا بخاطر چاقی که همیشه تنفر داشتم ازش و فکر میکردم چون چاقم همه با من بد رفتاری میکنن 

      همیشه عشق شدید قلبی به دیگران مخصوصا معلم هام مربی باشگاهم و چندتا از دوستان مدرسه ام  پیدا میکردم و این محبت شدید رو به دیگران میدادم تا شاید اون حس بی محبتیهام و نیاز شدیدم برای روابط جبران بشه که بیستر سرخورده میشدم و تنفرم از خودم بیشتر میشد و روابط بسیار خرابی داشتم چون همراه با گله و شکایت بود 

      به اندام و هیکل اطرافیانمم زیادحسرت میخوردم و همش خودمو لعن و نفرین میکردم چرا من نباید مثل بقیه خوش تیپ بگردم و لذت ببرم و هرگز روی ارامش رو نمیدیدم و با اکثر دوستام که حسادت شدید به لاغرها داشتن شدیدا حسادت میکردم 

      به مدل زیاد خوردنشون و چاق نشدنشون حسرت داشتم یبار منم مثل اونا بیخیال هر چی دلم میخاد بخورم چون من تفریح و لذو رو توی خوردن میدیدم 

      خدا رو هم هیچوقت تو زندگیم دوست و یاور نمیدیدم و همیشه منتظر عذابش بودم نه پاداشش 

      واقعا همیشه توجهم به نداشته هام بود تا داشته هام 

      اولین باری که کتاب شکرگزاری راندا برن رو دیدم و سعی کردم جور دیگه ای شکر گزار داشته هام بشم حیرت کردم که چرا من تا حالا این چیزا برام پیش پا افتاده بود و اصلا نمیدیدمشون خیلی خیلی هم معجزه دیدم 

      ولی تا به تمرین روابط معجزه اسا رسیدم دیگه نتونستم ادامه بدم 

      و بارها و بارها نصفه نیمه رها کردم 

      ولی چند مدل دوره شکر گزاری دیگه بود کامل انجام دادم و کلی نتایج عالی گرفتم چون خیلی تکنیک ها توش بود که تونستم بهشون عمل کنم و یاد بگیرم  و اصلاح کنم 

      و شکر گزاری سه نوع هست 

      شکر گزاری زبانی و شکرگزاری قلبی و شکر گزاری عملی 

      شکر گزاری زبانی که اولین مرحله هست و نباید تو همین متوقف شد و خیلی تاثیرات و نتایج عالی داره و مخصوصا که شکرگزار کمک دیگران که دستهای خداوند بر روی زمین هستن باعث حس خوشایند در آنها میشه و انگار باز هم از خدا تشکر کردین و دیدن رد پای خدا برای هدایت بیشتر و افزایش کمک دیگران از سمت خدا و هر آنکس شکر نعمت بجا بیاره بیشتر و بیشتر میشه 

      و بارها شده ناسپاسی کردم از کمک کسی از کف من رفته مثلا به بابام که برام تبلت خرید بعد از مدتها بی تبلت بودم چون رنگ طلایی میخاستم و از رنگ تبلتم یهو شوک شدم و خیلیم اشتباه کردم که ناراحت شدم و گفتم دقیقا همون رنگی بود که نمیخاستم بابامم خیلی دلش گرفت و گفت به جای تشکرته و دقیقا تبلت من از روز نو بودنش همش تو تعمیرگاه بود و کلا باطریش مشکل دار بود و مدام ری استارت میکرد 

      ولی شکر گزاری قلبی حس ارامش و اسایش بیشتر داره و اون احساس گله و شکایت و نارضایتی رو از ما دور میکنه و مهارت شکر گزاری رو تقویت میکنه و نعمت و ثروت و سلامتی و روابط عالی بیشتری رو وارد زندگی ما میکنه 

      و توجه کردن به اموال و دارایی های دیگران و حسرت خوردنش و در قران هم به پیامبر گفته شده که چشمت رو از روی اموال دیکران بردار و نهی شده که ما چشممون دنبال مال بقیه باشه 

      و حتی خیلی از داراییهای دیگران از وام و قرض ایناست که همین باعث نگرانی و استرس و لذت نبردن میشه که موعد پاس کردن چک میرسه و باعث میشه همش فکر کنم چه اشتباهی کردم اینو با قسط خریدم و ناسپاسی کنم و آسایش و ارامش کمتر بشه 

      واقعا ما همه زندگیمون بر اساس قسطی خریدن و وام بود بابام چون کارمند بود و محدود بود فقط میتونست بخشی از حقوقش رو مثلا برای خرید یه وسیله جدید بده 

      و همیشه هم ترس و عذاب داشت از بدهکاریاش و خیلی بیماریها هم گرفت بخاطر همین ترسها و کلی هم دولا پهنا با سودش میگرفتن پول این وسیله رو 

      ولی واقعا چیزایی که قسطی نخریدیم هم خیلی لذت بخش تر بود هم آرامش داشته تو زندگیمون و من شدیدا به این باور رسیدم 

       

      خب خدا رو شکر ادامه متن رو میتونم بنویسم چون غذام رو بار بود نزدیک بود بسوزه و رفتم نهار رو درست کردم و تمرینمو ادامه بدم قسمت قلبی رو کامل کردم 

      و شکر گزاری عملی که استفاده بهینه کردن از وسایلی که داریم و نعمتهامون به پذیرش و صلح برسیم و با همینی که داریم به شکر گزاریش عمل کنیم تا نعمت جدید بیاد 

      مثلا منی که الان که اتاق ندارم واقعا به این حس رسیدم که تخت من اتاق کوچک منه فقط دیوار نداره و یه سری امکانات اتاق رو کمتر داره و به پذیرش و صلح بیشتری بهش رسیدم هر چند مشکلات هم خودنمایی میکنن و میخان حس خوب منو کمتر کنن مخصوصا که من الان شدیدا گرمایی شدم و بقیه سردشون هست و هر جای دیگه اتاق میخام برم داداشم رضایت نمیده 

      و من چون باور سوخت و ساز پایینمو حل کردم الان منی که شدیدا سرمایی بودم و همش حسم بود تو فریزر بودم بخاطر رژیمهای غلطم که اصلا سوخت و ساز تو بدنم نبود و تو فاز قحطی بودم و شدیدا بدنم ذخیره میکرد و حرارتی تو بدنم نبود 

      الان شدیدا گرمایی شدم خود به خود و خیلی گاهی بهم میگن خودخواهی ما سردمون هست و الکی میگن جات رو عوض کن ولی بی فایده و من تمام تلاشم اینه که لب به گله و شکایت باز نکنم 

      و خیلی از افراد انباردارهای خوبی هستن منم شدیدا اینجوری هستم وقتی وسیله نو میخرم تا مدتها دلم نمیاد استفاده کنم اولا و بعدشم مثلا لباس قشنگ داشته باشم شکرشو برای خودم به جا نمیارم میزارم مهمونی خاصی باشه بپوشم که با لباسم آبروداری کنم و این خودش باور نداشتن به فراوانی هست و نعمت زیاد که باعث میشه نعمت هم تو زندگیم زیاد نشه 

      ولی مثلا دامادمون تمام لباسهای شیکش رو میپوشه و میره سر کار و اوضاع کاسبیش خیلی خوبه 

      و کمد لباساش همیشه در حال انفجار  انگار که داره میره عروسی و همیشه هم لباسهای عالیش رو میبخشه بازم زیادتر میشه چون انفاق شدید داره 

       از زبان استاد هم تو فایل نتایج شنیدم که شدیدا خوش پوش شدن سر کار که همه بهشون میگفتن جایی میخایی بری و همین باعث زیاد شدن لباسهای شیک میشه چون انگار مدام کارت دعوت میفرستی برای لباسهای بهتر و شیک تر 

      انگار تمام لباسهای قشنگ دنیا میگن بریم پیش این ادم این بلده از ما لذت ببره 

      اون یکی که فقط لباساشو تو مراسما میپوشه هم به فقر اعتقاد داره و هم به کمبود لباس و لباسها حس هوشمندی کائنات میگه نریم پیش این ما رو نمیخاد که انداختتمون برای روز مبادا و معمولا لباس نوی استفاده نشده میپوسه و میگنده چون مورد استفاده و توجه صاحبش نیس و خودشو لایقش نمیدونه 

      پس نعمت زیادی هم به سمتش نمیره و همون که داره بسشه بیشت از این لازم نداره 

      منم خیلی این عادت اشتباه رو دارم 

      حتی مثلا رو تختی نو خریدم رو تختم نمیکشیدم که عید بیاد و چون رو تختی قبلیم در حال پاره شدن بود و خودم دلم نمیومد بندازم دور و گذاشته بودم روتختی جدیدم رو مثلا عید بندازم 

      دامادمون برام این کار رو کرد و من شدیدا جیغ میزدم نه هنوز میشه استفاده اش کرد حیفه واقعا حس خساست داشتم و جرات دور ریختن نداشتم 

      الان که که یکی برام انداخت دور بالاخره به وسیله نو رسیدم انقدر تو صرفه جویی غرق شده بودم که روتختی نو رو استفاده نمیکردم میگفتم بشور بپوش میخامش میگفت حالا بعدا بهتر و نوترش رو میخری و این یعنی ناسپاسی در برابر نعمت جدید که خودم نمیزاشتم وارد زندگیم بشه با اینکه داشتمش 

      و این یکی از باورهای قوی نگهبان منه و کشفش کردم و انگار مقاومت دارم بهش 

      وای شاید حتی این باور نگهبان در استفاده به باورهای جدید هم در من در بعضی جاها باشه و الان که دارم مینویسم برام داره واضح تر میشه و چون بعضی از باورهای جدیدمو سریع نمیتونم هضم کنم زمان بیشتر میخام برای استفاده از باور جدید و گاهی همون عادتهای غلط زورشون بیشتر میچربه

      مخصوصا در مورد از بین رفتن ترسهام وای دقیقا همینه و من الان دارم متوجه میشم 

      و هر چی بیشتر دنبال شکر و استفاده از باورهای جدید باشم زودتر تغییر میکنم و ترسها دور ریخته میشن و جرات بیشتر و ببشتر و باور و اعتقاد محکم و شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند 

      با تشکر فراوان ادامه تمرین در بخش بعدی خیلی طولانی شد همین یه سوال 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسیه رفیعی
      1402/11/24 14:43
      مدت عضویت: 1625 روز
      امتیاز کاربر: 23420 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 867 کلمه

      بنام خدای بخشنده مهربان روزی دهنده بی پایان 

      با سلام و دورود و خدا قوت ویژه خدمت استاد گرامی و دوستانی همچون گنج 

      گام پنجم نعمت های الهی صد در صد برای همه هست و قانون شگرگزاری 

      من سپاسگزار نعمت های الهی هستم 

      تمرین:

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

      من زیاد به اموال دیگران حس حسادت ندارم و خیلی توجه نمیکنم و خیلی بندرت مال و اموال و ثروت کسی برام حسرت داشته 

      البته اتاق داشتن همیشه جزو آرزوهای بزرگ من بود و همیشه هم حسرتشو داشتم و اصلا حس رضایت از زندگی گله ای نداشتم‌ با اینکه از طرفی هم  فکر میکردمم چقدر خوبه از هم دور نیستیم و زندگیمون سرد نیس 

      و بیشتر خودمو قانع میکردم ببین تو فیلما اونا که اتاق دارن همشون از هم دورن ولی اعتقادم داشتم دوری و دوستی 

       ولی از طرفی درگیری زیادی هم بین ما خواهرا و برادرم بود و جنگ و دعوای شدید مخصوصا سر کنترل تلوزیون 

      حتی برای دیدن زندگی بلاگرها که اکثرا با لذت اینکه اینا دارن منم قطعا بهش میرسم و دلم میخاد بیشتر ازشون ایده بگیرم و تصویر سازی واقعا حس داشتن آشپزخونه با امکانات بیشتر و کلوزت روم و اتاق مستر و دیدن رویایی برای  آشپزخونه تمیز و آشپزخونه ای جدا برای آشپزی و اینا و هیچوقت حس بد نمیگیرم 

      ولی خیلی از دوستام و نزدیکان رو میبینم که میگن اگه اینا زندگی میکنن پس ما چی هستیم و حتی در کلامشون تنفر نسبت به اون شخص دارن و از حسادت شدیدشون و چشم و هم چشمی شدید رنج‌ میبرن 

      شاید من الان بخاطر تغییر کلی نگرشم اینجور فکر میکنم چون در گذشته و دید خرابی که داشتم اینستا نداشتم و اینجور زندگیهای  لوکس رو نمیدیدم 

      البته زیادم اهل لوکس و مد گرایی نیستم و بیشتر سادگی و شیک بودن رو دوست دارم و تکنولوژی و آسایش بیشتر و رفاه 

      بیشتر حسادت من روی روابط تحریک میشد و دوست داشته شدنها مخصوصا فرق گذاشتن مامان و بابام که همیشه کوچیکه عزیزتر بود و منم که اولین دختر خانواده و هیچ وقت حق با من نبود 

      چون اکثرا خودمو تنها میدیدم و یه جورایی عقده و حقارت و کم بینی داشتم مخصوصا بخاطر چاقی که همیشه تنفر داشتم ازش و فکر میکردم چون چاقم همه با من بد رفتاری میکنن 

      همیشه عشق شدید قلبی به دیگران مخصوصا معلم هام مربی باشگاهم و چندتا از دوستان مدرسه ام  پیدا میکردم و این محبت شدید رو به دیگران میدادم تا شاید اون حس بی محبتیهام و نیاز شدیدم برای روابط جبران بشه که بیستر سرخورده میشدم و تنفرم از خودم بیشتر میشد و روابط بسیار خرابی داشتم چون همراه با گله و شکایت بود 

      به اندام و هیکل اطرافیانمم زیادحسرت میخوردم و همش خودمو لعن و نفرین میکردم چرا من نباید مثل بقیه خوش تیپ بگردم و لذت ببرم و هرگز روی ارامش رو نمیدیدم و با اکثر دوستام که حسادت شدید به لاغرها داشتن شدیدا حسادت میکردم 

      به مدل زیاد خوردنشون و چاق نشدنشون حسرت داشتم یبار منم مثل اونا بیخیال هر چی دلم میخاد بخورم چون من تفریح و لذو رو توی خوردن میدیدم 

      خدا رو هم هیچوقت تو زندگیم دوست و یاور نمیدیدم و همیشه منتظر عذابش بودم نه پاداشش 

      واقعا همیشه توجهم به نداشته هام بود تا داشته هام 

      اولین باری که کتاب شکرگزاری راندا برن رو دیدم و سعی کردم جور دیکه ای شکر گزار داشته هام بشم حیرت کردم که چرا من تا حالا این چیزا برام پیش پا افتاده بود و اصلا نمیدیدمشون خیلی خیلی هم معجزه دیدم 

      ولی تا به تمرین روابط معجزه اسا رسیدم دیگه نتونستم ادامه بدم 

      و بارها و بارها نصفه نیمه رها کردم 

      ولی چند مدل دوره شکر گزاری دیگه بود کامل انجام دادم و کلی نتایج عالی گرفتم چون خیلی تکنیک ها توش بود که تونستم بهشون عمل کنم و یاد بگیرم  و اصلاح کنم 

      و شکر گزاری سه نوع هست 

      شکر گزاری زبانی و شکرگزاری قلبی و شکر گزاری عملی 

      شکر گزاری زبانی که اولین مرحله هست و نباید تو همین متوقف شد و خیلی تاثیرات و نتایج عالی داره و مخصوصا که شکرگزار کمک دیگران که دستهای خداوند بر روی زمین هستن باعث حس خوشایند در آنها میشه و انگار باز هم از خدا تشکر کردین و دیدن رد پای خدا برای هدایت بیشتر و افزایش کمک دیگران از سمت خدا و هر آنکس شکر نعمت بجا بیاره بیشتر و بیشتر میشه 

      و بارها شده ناسپاسی کردم از کمک کسی از کف من رفته مثلا به بابام که برام تبلت خرید بعد از مدتها بی تبلت بودم چون رنگ طلایی میخاستم و از رنگ تبلتم یهو شوک شدم و خیلیم اشتباه کردم که ناراحت شدم و گفتم دقیقا همون رنگی بود که نمیخاستم بابامم خیلی دلش گرفت و گفت به جای تشکرته و دقیقا تبلت من از روز نو بودنش همش تو تعمیرگاه بود و کلا باطریش مشکل دار بود و مدام ری استارت میکرد 

      ولی شکر گزاری قلبی حس ارامش و اسایش بیشتر داره و اون احساس گله و شکایت و نارضایتی رو از ما دور میکنه و مهارت شکر گزاری رو تقویت میکنه 

      ادامه دارد با تشکر فراوان  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/11/24 12:41
      مدت عضویت: 317 روز
      امتیاز کاربر: 17420 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,169 کلمه

      سلام استاد 

      تولد امام حسین علیه السلام را به شما و همه شیعیان جهان تبریک عرض میکنم و انشاالله خداوند با سپاسگزاری بهترینها را برای ما رقم میزند

      سپاسگزار بودن از خداوند مهربان نزدیکترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است که باعث میشود هرانسانی در هرموقعیتی باشد به آرامش درونی برسد 

      استفاده از کلمه سپاسگزارم درقرآن زیاد امده است که این مارا به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت میکند و ناسپاسی و ناشکری مارا از خداوند دورو دورتر میکند .پس ما باید ناشکری نکنیم و راضی باشیم به شرایطی که الان درآن هستیم و شکرگزار خداوند باشیم تا خداوند شرایط بهتر را برای ما فراهم اورد خداوند می فرمایند : اگر شما سپاسگزار باشید من به نعمتهای شما میافزایم و این وعده ی خداست و خداوند به وعده های خود وفادار است 

      امروز روز تولد امام حسین است مثل امام حسین درآن شرایط سخت صحرای کربلا اصلا از خداوند گله و شکایت نکردند و هر دم سپاسگزار خداوند بودند چون به خداوند ایمان کامل داشتند که هرشرایطی که برای آن فراهم شده است حکمتی دارد و با صبر و استقامت ادامه دادند که الان بعد از 1400 سال هنوز شهیدان دشت کربلا مثل روز اول برای همه الگو هستند پس ما هم باید از امام حسین الگو بگیریم که درهرشرایطی از زندگی بودیم راضی باشیم و سپاسگزار باشیم تاهمانطور که شما گفتید : هر انسانی به اندازه لیاقتش دردنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود میشود 

      چون انسانها تا موقعی که از شیطان نفس خود پیروی کنند و هرروز از شرایط زندگی گله مند باشندو ان را با زبان و ذهن خود تکرار کنند هرروز اتفاقات بدتری برای آنها رقم خواهد خورد که هرروز گله مندتر ازروزهای قبل باشند و شرایط زندگی آنها بهتر نخواهد شد .

      درجهان هستی دو نوع انسان زندگی میکنند 

      1- افرادی که به صورت عادی زندگی میکنند و توجهی به داشته های دیگران ندارند و هرگز حسرت نمیخورند و از داشته های خود بسیار راضی هستند و با امید به پروردگار خود برای بهتر شدن زندگی عادی خود زندگی میکنند و درروند زندگی با احساس خوب به همه چیز خواهند رسید و راضی هستند و از زندگی لذت میبرند 

      2- افرادی که با حسرت و چشم داشت به داشته های دیگران از مسیر عادی زندگی خارج میشوند و با حسرت و استرس برای داشتن چیزهای جدید با وام و قرض آن شرایط جدید را برای خود به وجود میآورند ولی اصلا از این شرایط راضی و خشنود نیستند و باز گله و شکایت دارند و از شرایط موجود ناراضی هستند و با حسرت خوردن آرامش را ازخود و اطرافیان سلب میکنند و همه را به دردسر میاندازند ولی باز هم قانع نمیشوند و راضی و سپاسگزار نیستند و باز به داشته های دیگران با حسرت صحبت میکنند .

       خدارا شکر من فرد حسودی نیستم و از بهتر شدن موقعیت دیگران خوشحال میشوم و بارها دیگران هم بهم گفتند که خداراشکر اصلا شما حسود نیستید و این دررفتار و اعمال شما پیدا است و خدارا شاکرم برای داشتن چنین صفتی درخودم بعضی از افراد حسود را میبینم که چقدر خود را به آب و آتش میزنند تا شرایط خود را تغییر بدهند حتی به قیمت اذیت شدن خود و دیگران چون نمیتوانند درزندگی پیشرفت دیگران را ببینندو این نشان از توجه کردن به ذهن منفی باف در ذهن که همان شیطان است می باشد .در تعجب هستم که مگر ما چقدر دراین دنیا هستیم که عمر خود را صرف اینگونه مسائل کنیم و از لحظات خوب زندگی استفاده نکنیم و دران دنیا حسرت بخوریم که چرا این کاررا نکردم و از شرایط فعلی خودم سپاسگزار نبودم تا شرایط من روزبه روز تغییر کند .

      ما باید از خداوند به خاطر تک تک نعمتهایی که به ما داده است و الان درزندگی ما وجود دارد سپاسگزار باشیم و نکته ی بسیار مهم برای موفقیت دراین مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی را دریافت میکند پس با پذیرش شرایط فعلی به احساس آرامش دست پیدا کنیم تا درمسیر پیشرفت برای داشتن نعمت های بیشتر قدمی برداشته باشیم .

      بارها شده است  نعمتی را که دوست داشتم درزندگی داشته باشم خود به خود و بدون زحمتی برای من فراهم شده است ویا آن را هدیه گرفتم و مثلا چند روز پیش داشتم میگفتم من هوس آش رشته کردم و یکساعت بعد همسایه آش رشته برای من آورد و بچه ها گفتند مامان کاش چیز دیگه ای از خدا خواسته بودی و  یا من خیلی به گلدان در پله ورودی خانه علاقه داشتم و بارها خواستم این تصمیم خود را عملی کنم نشد ولی یکدفعه خواهر شوهر من به کرج رفت و تمام گلدانهایش را مجانی به من داد و من صاحب گلدانهای زیبا شدم این یعنی سپاسگزاری از نعمتهای خداوند ،و تمام این اتفاقات این را به ما یاد میدهد که  باید سپاسگزار باشیم تا نعمتها به سوی ما سرازیر شوند و احساس خوبی داشته باشیم .

      درمورد اتفاقاتی که به خاطر دیگران خود را به تقلا انداخته باشم چیزی به یاد نمیآورم چون من قبل از هراقدامی با همسر و فرزندانم مشورت میکنم و اگر خرید فلان چیز لازم نبود صرف نظر میکنم و دیگر هم به آن فکر نمیکنم چون اگر لازم باشد خود به خود خودم برای خرید آن اقدام خواهم کرد و کاری به داشته های دیگران ندارم و در همه شرایط می گویم خدایا من به تو اعتماد و ایمان دارم که بهترین شرایط را برایم رقم خواهی زد .

      در مورد هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» ؟

      چقدر این جمله انسان را به آرامش میرساند و به ما یاداوری میکند تا نگرش ما درمورد خود و خدای خودمان تغییر نکند لیاقت ما به دنیا برای چیزهای مادی به همان مقدار خواهد بود چون تا موقعی که از شرایط خود راضی و خرسند نباشیم و مرتب گله و شکایت داشته باشیم لیاقت من همین جایگاه خواهد بود و برای تغییر این جایگاه باید ابتدا سپاسگزار باشیم تا ما درمسیر زمانبندی خداوند قرار بگیریم و یکی یکی نعمتها به سوی ما بیاید وگرنه با ناسپاسی ما از خداوند دورتر میشویم و زمانبندی خداوند برای دریافت نعمتها به عقب می افتد پس  به اندازه ای که افکار و نگرش ما درباره خودمان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند  لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهیم شد.

      خداوند مهربان از تو سپاسگزارم بابت این همه نعمت که درطول زندگی بدون هیچگونه تقلایی به من هدیه نمودی و باز سپاسگزارم بابت نعمتهایی که قرار است درآینده به من و همسر و فرزندانم عنایت فرمایی چون من با ایمان به تو که به من نزدیکی و هرموقع که به نعمتی نیاز داشتم بدون هیچ منتی آن را برای فراهم خواهی کرد در این دنیا بدون حسرت و با آرامش زندگی میکنم چون خودت من را اشرف مخلوقات خلق کردی و من را برای شناخت بیشتر خودت و نعمتها به این سایت هدایت نمودی انشاالله با متناسب شدن بیشتر سپاسگذار تو و نعمتهایت خواهم بود . خدایا شکرت و سپاسگزارم بابت همه نعمتهایی که تاکنون به من دادی  چون زبانم قاصر است برای سپاسگزاری نعمتهایی که به من دادی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1402/11/24 08:46
      مدت عضویت: 1647 روز
      امتیاز کاربر: 17658 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 703 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من سپاسگزار نعمتهای خداوند هستم 

      سپاسگزاری قویترین فرکانس در کائنات هست چون بیشترین احساسات مثبت وانرژی بخش رو دارد احساس رضایت درونی بيشترين احساس مثبت برای انسان رو داره 

      به نظرمن کسی خوشبخت وخوشحال واقعی هست که از تک تک نعمتهای زندگیش راضی .

      و خوشنود باشه واز اونها نهایت لذت ونهایت استفاده‌ رو ببره هر چند نعمتهای او از دیدگاه دیگران کم ارزش باشه 

      من بعد آشنایی با قانون جذب خیلی انسان سپاسگزاری تری شدم وتا قبل اون اصلا با سپاسگزاری آشنا نبودم چون خانواده ام به‌خصوص مادرم همواره از زندگی گله و شکایت میکردند هیچ وقت من سپاسگزار بودن رو یاد نگرفتم. 

      سپاسگزاری احساس قلبی و درونی هست نه زبانی من دارم پله پله هر سال به سپاسگزاری درونی نزدیک تر میشم و واقعا اینو احساس میکنم درقلبم قبلاخیلی می‌نوشتم ولی تازگی‌ها واقعا احساسش میکنم من عاشق تمام نعمتهای زندگیم هستم وازشون لذت میبرم حتی از یک تغییر  دکوراسیون منزل لذت میبرم از یک گلدون گل زیبا از غذاهایی که میخورم از خونه ای که داریم از برف باران زندگی از گوشیم از دیدن همسرم از لباسشوییم از چیزهای کوچک زندگیم شاید به نظر ديگران خیلی کوچک باشن ولی من بینهایت لذت میبرم وبرای من بزرگ هستند چیزهای کوچک 

      خداروشکر میکنم که خداوند مرا با قانون سپاسگزاری آشنا کرد. 

      در مورد نعمت‌هایی که با قرض و وام به زندگی ما وارد میشن من هم با نظر استاد موافقم که حس خوب وخوشایند ندارن وسرشار از انرژی منفي هستن چون فکر طرف همش درگیر نگرانی واسترس هست که چطور قسط این ماهو جور کنم یا بدهی طرفو بدم از قضا انرژی منفی  بدهی داشتن به افراد مختلف دو طرفه هست هم گیرنده  هم دهنده درگیر میشن دهنده هم همش تو فکره اینه که کی این بدهی مارو طرف صاف میکنه وهزار جور فکر منفی که حتما نمیخواد بده یا حتما داره ونمیده واین جور فکرها 

      مثال میزنم 

      مستاجر ما چند ماه اجاره ی مارو دیر پرداخت کرد وما هم اونموقع خیلی نیاز داشتیم درین چندماه رابطه ی دوستی ما با این مستاجر شکرآب شد درحالی که چند ماه بود خیلی صمیمی وعین خواهر بودیم ولی به خاطر بدهی اونها من حسم خیلی منفی شد وهمش بهشون گوشزد میکردم که کی اجاره رو پرداخت میکنید اونها هم همش در ناراحتی و رنج بودن که بدهی مارو زودتر پرداخت کنن البته شرایط اونها هم بد شده بود وحقوق از شرکتشون نمیدادن وما فکر می‌کردیم دروغ میگن چون می‌دیدیم که همش در حال خرید برای خونه هستن وبعدها فهمیدیم که چکی خرید میکردن 

      مثال دیگه خواهر شوهر من کارمنده سه طبقه خونشو با چندین وام وقسط وبدهی درس کرد وحالا اصلا حالش خوب نیست وتمام حقوقش برای قسطهاخرج میشه وخیلی زندگی بی سروسامان داره وداره از همسرش طلاق میگیره و درین چند سال خیلی شکسته شده وحال خوبی نداره دخترش از یه طرف اذیتش میکنه از یه طرف شوهرش طلاقش نمیده وبلاتکلیف مونده 

      خونه ساخته شده ولی ارامش وراحتی نداره وبا خودش درگیره وبه نظرم فکر طلاقش هم بیشتر به خاطر بدهی هایی که بالا آورده وعقلش خوب کار نمیکنه فکر می‌کنه طلاق وازدواج مجدد باعث راحتی وشادیش میشه وشوهر جدیدش تمام بدهی هاشو میده وچون شوهر الانش پول نداره میخواد ترکش کنه این خون زندگی چه ارزشی داره نه ارام نه شاد درونی نه چیز 

       من خونه ای از خودم ندارم ولی خیلی راحتم وخداوند رو شکر میکنم 

      خدا خودش همه رو به راه راست هدایت کنه

      من با جمله استاد که میگه ما به آنچه لایق اون باشیم میرسیم کاملا موافقم داشته های هر کس مطابق احساس لیاقتی هست که داره کمی درد ناکه ولی باید قبول کنیم که ما در جای درست خودمون هستیم وهیچ بی عدالتی در حق ما نشده ما لایق انچه داریم هستیم 

      اگر از انچه داری راضی نیستی بايد افکار ورفتار واحساستو تغییر بدی واحساس لیاقت کنی تا به نعمتهای جدیدتر وبهتر هدایت بشی 

      هر کس هر جایی هست حقش اونجاس لایق هرآنچه هست وداره هست پس اگر راضی نیستیم باید روی احساس لیاقتمون خیلی کارکنیم. 

      ونکته ی اساسی که استاد گفتن در مورد شکرگزار  ی که یادم رفت گله وشکایت نکردن هست استاداینو در دوره خلق آرزوها گفتن ومن ازون موقع به بعد خیلی روی این موضوع کار کردم وخدارو شکر بازم اینجا استاد یادم اورد که گله نکردن از ارکان سپاسگزاری قلبی هست ومن نباید از هیچ چیزی گله کنم وباید دهانم رو ببندم وقتی خواستم شکایت وگله کنم 

      ممنونم استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85
      1402/11/24 07:40
      مدت عضویت: 1123 روز
      امتیاز کاربر: 4332 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 19 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️

      واقعاً عالی بود ، آگاهی و درس های زیادی داشت لذت بردم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      1402/11/24 01:13
      مدت عضویت: 200 روز
      امتیاز کاربر: 505 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      تمرین گام  پنجم 

      خدایا سالهای بسیاری از عمرم را با حسرت ونگاه مایوسانه سپری کردم وخیلی اززمانها به نعمتهای دیگران توجه میکردم وحال واحساسم بطرز وحشتناکی بد میشد البته دردوسال اخیر بسیار کمتر شده حالا یاد گرفته ام به هیچ وجه اینکار رانکنم نه کلامی نه ذهنی حتی ازاین بابت که این نعمتها هست ومن هم میتوانم داشته باشم بهرحال یک افسوسی سراغ انسان میآید 

      همسرم ویکی از برادرانم بسیار بسیار کم به نعمتهای دیگرام توجه حسرت گونه میکنند

      ۷ سال پیش خیلی طولانی دنبال خریدوتعویض خانه بودم چندماهی طول کشید اما بطور شگفت انگیزی محله ایی را که اصلا فکرش را نمیکردم وبه آن نزدیک هم نمیشدم برای خرید خداوند نصیب من کرد 

      چه تقلاها و سختی هایی کشیدیم برای تهیه بعضی از چیزها که با مکافات جورشد اما سبب آرامش نشد اما این صفت را خیلی خیلی کم تر داشتم ولی بهرحال اتفاق افتاده 

      پذیرش این جمله که هر کس به اندازه لیاقتش از نعمتها بهره میبرد بسیار غیر قابل هضم است 

      اما بتدریج با این آگاهی کنار آمدم 

      خدایا لیاقت دریافت  نعمتهایت را نصیبم کن وسپس نعماتت را 

      آمین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1402/11/23 21:23
      مدت عضویت: 1620 روز
      امتیاز کاربر: 9141 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام استاد

      تولد مولا و سرورم حسین بن علی را بر همگی تبریک میگویم

      شاکر نعمتهای خداوند هستم شاکر نعمت عشق سلامتی پویا بودن و بهره مند شدن

      بسیار زیبا فرمودید که بر زندگی دیگران چشم داشتی نداشته باشیم البته من بسیار بر داشته های دیگران خوشحال میشدم اما این نوشته بسیار به من کمک کرد کلا به نوعی که اصلا نبینم به هیچ وجه نیازی نیست نعمتهای دیگران را ببینم بلکه چه عالی است که نعمتهای خودم را ببینم

      همسر من به هیچ وجه دارایی های دیگران را نگاه نمیکند و داشته های خودش برایش بسیار با ارزش است همیشه اسوده خیال و فراق بال است

      بله واقعا درسته نعمتهایی که خود به خود وارد زندگی من شد بافث ارامش من شدن اما انچه که برای چشم رو هم چشمی خریدیم باعث ازار من در زندگی شده

      هر انسانی به اندازه لیاقتش مورد موهبتهای الهی قرار می گیرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      1402/11/23 20:14
      مدت عضویت: 269 روز
      امتیاز کاربر: 2830 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      به نام خدای مهربان  

      سلام به استاد عزیزم وودوستان گلم  

      از وقتی فهمیدم سپاسگزاری چقدر  اهمیت داره هر روز پا میشدم و ده تا از نعمت هامو می‌نوشتم و شکر گزاری میکردم بابتشون 

      ولی اون حس خویی که ازش تعریف میکردن خبری نبود 

      هی به مرور فهمیدم شکر گزاری به زبان نیست با قلبی باشه 

      ولی بازم من نمیتونستم این حس قلبی رو داشته باشم  

      و جرات  اینم نداشتم که بپرسم یعنی میگفتم با خودم میگن یه شکر گزاری رو هم بلد نیست این یعتی ولی عمیقا دوست داشتم  این حس رو تجربه کتم از شرایط مالی زندگیمون اصلا راضی نبودم و برام مسخره بود

      میگفتم آخه چرا خدا کار به این سختی میخادیا وقتی مریص میشوم اینکه بخام برای اعضای سالمم سپاسگزاری کتم به نظرم کار سختی بود 

      تمام تمرکزم میرفت رو اینکه آخه چرا خدا باید مریضی باشه

      چی میشد این مریضی نبود

      ولی نکته امروز انگار دریچه ای روشن و امید بخش بود برام 

      کفتم کار من در قدم اول اینه که غر نزنم به صورت کلامی 

      خوب برای خودم بارها اومده بودم تمرین برای غیبت نکردن گداشته بودم که اگر با فلانی حرف زدم خیلی مراقب حزف زدنم میشم و وقتی تو اون مکان قرار میگرفتم همه جی فراموش میشد

      ولی الان که دقت کردم دیدم هر وقت که نیت این کار رو میکردم یه صدایی درونم میگفت ادامه نده ولی من بهش گوش نمیکردم 

      بعدم میگفتم ای بابا آدم یادش نمیمونه ناخودآگاه این کارو میکنه  

      و همین حرف رو ذهنم بهم گفت یعنی گفت بابا تو میگی غر نمیخای بزنی ولی مگه یادت میمونه 

      و با یاداوری اینکه موقع غیبت کردن هم وقتایی. که اراده میکردم این کار رو نکنم یه صدایی تو گوشم یاداوری می‌کرد

      پس اینم مثل مهارت های دیگه است با تکرار من میتونم توش بهتر بشم و برم مرحله بعدی امتحانش میارزه

      از دیروز که تصمیم به این کار گرفتم یه جاهایی به خودم اومدم دیدم گلایه کردم ولی به خودم یاد اوری کردم که من مثل یه آدم تازه کارم به مرور حرفه ای میشم فقط ادامه بده زینب  

      من ماها دنبال این بودم چطوری شکرگزار واقعی باشم   و حالا که به جواب رسیدم باید ادامه بدم و تعهدم رو نشون بدم 

      مرسی استاد بابت این آگاهی ها 

      هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد. 

      هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد 

      وقتی مرور کردم به زندگیم دیدم بیشتر چیزایی که خواستم خیلی راحت و ساده وارد زندگیم شدن 

      یه موردی که اخیراباهاش برخوردم والان میفهمم چرا اذیتم میکنه 

      ما ماشینمون چندین سال پراید. بود و آرزوی اینو داشتیم که عوضش کنیم خوب با حساب و کتاب خودمون نمیشد تا پارسال که تصمیم گرفتیم عوض کنیم من بیشتر مواقع سعی میکنم با توجه به بودجه ای که دارم خرید کنم و همیشه از این کار راضی بودم ب ای ماشین اطرافیان گفتن حالا که می‌خواهید عوض کنید مدل بالا بگیرید پول ما خیلی کم بودخب باورهای ما ایراد داشت وفک میکردیم جز وام گرفتن راهی نداریم 

      وام گرفتیم و باقی پول رو دوستی گفت که بهمون قرض میده و ما ماشین که دوست داشتیم رو گرفتیم ولی امان از آسترس قرض

      چون من فک میکردم به زودی پرداخت می‌کنیم و امید بسته بودم به یه پولی و جور نشد

      من عجله داشتم برای رسیدن به این خواسته و شاید اجاره ندادم آماده باشموقتی با وام و قرض گرفتم روزها خودم رو بخاطر  این کار سرزنش کردم 

      ولی دقت کردم به وسایلی که خیلی راحت رفتم تهیه کردم و چقدر لذت بردم از داشتنشون 

      حالا درسی که این موصوع برام داشت این بود که هرچیزی که من لایقش باشم راحت وارد زندگیم میشه عجله نکنم خدا دز زمان درستش وارد زندگیم میکنهحالا بهتر درک میکنم اینکه میگید بدون وام و قرض چیزی رو بگیری

       یعنی من‌آماده دریافت اون نعمت هستم خدا زمانبدی درستی داره 

      خدایا شکرت بخاطر هدایتم به این دوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1402/11/23 13:16
      مدت عضویت: 1647 روز
      امتیاز کاربر: 20817 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 473 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

      من سپاسگزار نعمتهای الهی ام هستم

      در این فایل چقدر زیبا سپاسگزار بودن تعریف شده است

      سپاسگزار بودن به این معنی است که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم

      حتی احتیاج نیست آنرا به زبان بیاوریم البته وقتی می گوییم خدایا سپاسگزارم در ما احساس نزدیک بودن به خداوند ایجاد می‌شود

      من خوشبختانه در گروه های مجازی نیستم تا ببینم چه کسی چکار میکنه و یا چی داره اصولا علاقه ای هم به دونستنش ندارم و هیچوقت هم با کسی و یا حتی پیش خودم نمی‌گویم که فلانی چی داره و چرا من ندارم

      از چشم همچشمی هم خیلی بدم میاد و دلم میسوزه برای کسانیکه خودشان را به آب و آتش می‌زنند تا از لحاظ مادی از کسی عقب نیافتند 

      با گرفتن وام و قرض کردن وسایل خونه می‌خرن و یا به مسافرت می‌روند که از بقیه عقب نیافتن

      به نظر من این افراد آرامش درونی ندارند و از چیزهایی هم که تهیه کرده اند لذت نمی برند 

      یکی از دوستان قدیمی همسرم که با هم بزرگ شدند هر چند وقت از همسرم تقاضای کمک مالی می‌کند

      دفعه آخر همسرم برایش پول فرستاد تا برای خونه اش کولر خریداری کنه اما او چکار کرد از اون پول برای رفتن چندین باره به مکه استفاده کرد

      حالا بماند که دفعات قبل هم که به مکه رفته با قرض گرفتن به اسم خودش و به اسم فامیل هایش بوده

      اینها را چشم هم چشمی می‌گویند که فلانی چندین بار به حج رفته پس من هم باید به اندازه او بروم

      من حقیقتا هیچ از این نگرش سردر نمی آورم

      در اینجا باید بگویم استاد عزیز من هم با شما هم عقیده هستم 

      تجربه های داشتن مال و اموال که با قرض وارد زندگی شود نه تنها لذت نمی آورد بلکه باعث استرس و درد روانی می‌شود

      از نعمتهایی که بطور ساده وارد زندگی ام شده است میتوانم بگویم که از طرف عمده فروشهایی که برای مغازه مان لاستیک خریداری میکنیم من و همسرم ۴ بار به کشورهای خارجی برای دیدن کارخانه های لاستیک مسافرت کردیم

      عمده فروش مبلغ مشخص شده ای در ماه را برای ۶ ماه به ما پیشنهاد می‌کند و زمانیکه ما آن مبلغ را خریداری میکنیم واجد شرایط برای مسافرت با پرداخت تمام مخارج از طرف آنها می‌شویم که البته چند ساعت بازدید از کارخانه لاستیک است و بقیه اش رفتن به جاهای دیدنی

      ما هردو چقدر از این مسافرت‌های مجانی لذت می‌بردیم که پول بلیط هواپیما پول هتل ۴ ستاره و تمام غذا در مدت یک هفته  از طرف آن کمپانی برای تعداد حدود ۱۵ نفر پرداخت میشد 

      گله و شکایت نکردن واقعا راه ساده ای برای شکرگزار بودن است که از این طریق نعمت ها وارد زندگی مان می‌شود 

      اصلا گله و شکایت نکردن به آدم احساس آرامش و شادی می‌دهد و همینطور بهتر کردن شرایطی که در آن هستیم به ما شور و شوق برای بکار بردن روشهای تازه برای بهتر کردن موقیعت مان میدهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      1402/11/22 23:14
      مدت عضویت: 233 روز
      امتیاز کاربر: 6405 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان 🙏❤

      باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر ✋🥰

      گام ۵ :من سپاس گذار نعمت های الهی ام هستم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

       نکته مهم درباره سپاس گذار بودن داشتن

       فرکانس قوی و نزدیک به خداوند هست

       نه خاطر فاصله بلکه به خاطر ایجاد احساس آرامش عمیق درونی که بوجود میاره، 

      من چند سالی هست که علم و آگاهی در باره شکر گذاری پیدا کردم واقعا وقتی از درون شکر می کنم فرکانس واحساس روحی فوق العاده ای رو تجربه کردم ولی متاسفانه زمان های بوده که فراموشم شده و کفر ناسپاسی داشتم وخیلی حالم بد شده و دوباره به راه راست که همون سپاس گذار بودن،  هدایت شدم واکنون زمانی احساسم بد میشه که توجه به داشته های دیگران می کنم ودر خودم لیاقت رسیدن به خواسته هام و نمی بینم ناامید شده واحساس بد رو تجربه کرده ام واکنون در این صفحه از سایت تعهد می کنم که  از همین لحظه ازتوجه به نعمت های دیگران دست بردارم و سپاس گذار داشته های خودم باشم دست از گله و شکایت در کلام و ذهن وافکار رو متوقف کرده وبه خواسته هایم وداشته های خودم فکر کنم و سپاس گذار باشم تا احساس لیاقت در من دوباره مثل دوران کودکیم سبز بشه و رشد کنه وقتی احساس لیاقت در من جون بگیره وسبز بشه

      اون وقت که من هم معجزات خداوند رو دوباره تجربه می کنم واین معجزات با سپاس گذار بودن من از وجود خودم ونعمتهایمایجاد میشه ،احساس لیاقت مثل هورمون رشد در من رشدمی کنه اون وقت که در زندگیم شاهد رشد مالی معنوی وسلامتی و عشق خواهم شد خدایا برای وجودت و وجودم و عشق بی نهایتت سپاس گذارم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      درباره جواب سوال که توجه به نعمتهای خود ودوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران ؟توجه به نداشته هاو توجه به داشته های دیگران  واقعاحس آدم خیلی بد می کنه واز لحظه لحظه زندگیت لذت نمی بری،جهنمی برای خودت درست می کنی  فکر شو هم نمی کردی 

      من وقتی ناخودآگاه توجه وذهنم کنترل نمی کنم وبا دیدن موفقیتهای دیگران احساس حسادت سراغم می یاد خیلی نجواهای شیطان در ذهن من شنیده میشه که باعث میشه من به بی لیاقتی در خودم برسم و خودمو سر زنش کنم واحساس ناتوانی و ضعف کنم واین احساسات باعث میشه من باورم بشه که من نمی تونم ولی باید نگرشموعوض کنم با دیدن موفقعیت دیگران آنها رو تحسین کنم وبه خودم بگم من هم می تونم به خواسته‌ها وموفقعیتهای مختص خودم هست برسم چون این انسانها رسیدن من هم با احساس خوب خواهم رسید باید ذهنم رو کنترل کنم تا در من احساس بد ایجاد نکنه

      انسانهای بزرگی هستن که درباره دیگران وداشته هاشون نه صحبت میکنن ونه توجه وحسرت می خورن واقعا در زندگیشون پیشرفت کرده وحتی راهنمای دیگر انسانها شده اند واز اون طرف انسانهای رو می شناسم که درحال حسادت کردن ودنبال چشم هم چشمی هستن و همیشه ناراحت هستن گله و شکایت درکلام وافکار ورفتارشون دیده میشه اصلا زندگی کردن رو فراموش کرده اند ودر دام نجواهای شیطان این طرف و اون طرف میرن 

      درباره نعمت های که به شکل ساده وخود به خودی وارد زندگیم شده و ایجاد آرامش و راحتی در زندگی من شد شاید خیلی باشه ولی متاسفانهما انسانها فراموش کار هستیم یکی از معجزات که راحت وارد زندگیم شد همسرم بود  چون من خیلی سخت پسند بودم واصلاجواب دادن به خواستگارها در زمان خودش برام یک چالش بزرگی بود وقتی همسرم ازمن خواستگاری کردن خیلی راحت همه چی جور شد حتی آنها منتظر جواب من نشدن قرار مدار رو گذاشتن ووقتی به خودم اومدم شب نامزدی بودوبعدخداوند مهر همسرم رو در دلم جا کردچون اون خیل عاشقم هست وپاک ترین همسری بوده که خداوند همراه من قرار داده ومن بادیدن عشق اون عاشقش شدم و الان که  فکر می کنم خدا خودش جفت و جور کرد 

      در یک برهه ای من اصلا تصور نمی کردم همسرم ۲۰۶ بخره فکر کنم این قضیه به ۱۱سال پیش بر می گرده توی اون سالها خیلی از طرف خدا معجزه وارد زندگی ما شد یکیش همون ۲۰۶بودما اصلا تلاش خاصی برای داشتنش نکردیم ولی وارد زندگی ما شد خیلی باعث راحتی ولذت بردن ما شد وبرای تمام سواریهای که به ما با احساس خوب داد سپاس گذارم واقعا هدیه خداوند بود 

      وپارسال هم ماشین پژو ۴۰۵مدل ۹۵ با ۶۰میلیون به راحتی وارد زندگی ما شد طوری بود که ما همون مقدار پول هم نداشتیم ولی به لطف خداوند اکنون ازش لذت می بریم 

      وبرای تمام سواری هاش سپاس گذارم

      درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید ؟.

      خدارو شکر من زیاد اهل چشم هم چشمی نبودم در این مسیر اشتباه نیفتادم ولی خوب در موارد کوچکی مثل فلان آموزشگاه خوبه یا فلان آرایشگاه خوبه یا فلان مارک خوبه استفاده کردم یا رفتم تجربه کردم  دیدم اون طوری که دیگران می گفتن خوب نبوده تازه باعث احساس پشیمانی در من شد به این نتیجه رسیدم که یک کالا یا امکاناتی شاید برای کسی در اولیتش باشه ومورد استفاده ولذت اون بشه مطمئنا برای من چیزه دیگه ای کارایی داره وباعث ایجاد احساس بهتری در من میشه باعث  بهتر شدن شرایط زندگیم میشه

      نگرش خودمو در باره عبارت هر انسانی به اندازه  لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال وشرایط خاص خود هست واقعا قبول دارم ولی در گذشته قبول نداشتم و شاید از دید انسانی خودم، بعضی افرادرو لایق داشته‌هاش نمی دونستم ولی الان به این نگرش رسیدم هر کس درباره هر موضوعی در اون احساس لیاقت داره بهش می رسه  وقتی شخصی نگرشش قناعت کردن و قانع بودن رو دلیل خوب بودن در درگاه خدا بدونه هرگز خودشو لایق ثروت داشتن نمی دونه پس وقتی با نگرش خودش به (کسی که نگرشش داشتن ثروت بیشتر برای این که خدارو بخشنده ودهنده میدونه تا اون هم با خلق ثروت به دیگران ببخشه)نگاه می کنه اون شخص قضاوت می کنه براساس نگرش خودش، واون لایق داشته هاش نمی بینه واون فرد شاید دنیا پرست وپول دوست ببینه ولی خداوند هر دو نفر رو لایق داشته هاشون میدونه چون انسانها خودشون لیاقتهاشون کم وزیاد میکنن ولی خدا همه رو لایق بهترین های هردو جهان میدونه 

      خدایا شکرت که تو بهترین هارو برام در نظر گرفتی 

      پس من هم لایق بهترین های خودم هستم 

      استاد سپاس فراوان از بخشندگی در علم و آگاهی که ارزانی می بخشید🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤🌹🌹🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 25352 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,492 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      چه دست نوشته عالی بود سپاسگزاری کردن یاد آوری کرد من خیلی وقت بود که داشتم سپاسگزاری میکردم ولی متوجه نشدم چی شد که کلا یادم رفت سپاسگزاری کردن و تصمیم دارم از تمرین  نشانه گذاری استفاده کنم   تا دیگه فراموش نکنم 

      من یه اشتباه بزرگی دارم مرتکب میشم من سپاسگزاری میکنم ولی نمیدونم چرا یادم میره از خداوند انتظار پاداش داشته باشم برای عمل صالح انجام دادم جواب داد 

      پس سپاسگزاری هم خیلی مهم در قرآن ۷۵ بار به آن اشاره شده یه جورایی خدا ند به انسان پیشنهاد سپاسگزاری کرده من تصمیم گرفتم از الان بیشتر سپاسگزاری کنم و انتظار پاداش داشته باشم 

      استاد من خیلی سپاسگزاری میکنم برای نعمتهای دیگران نمیدونستم نباید برای نعمتهای دیگران سپاسگزاری کنم 

      من مثلا برای دخترم جهیزیه خریدم و الان هر وقت میرم خونشون یادم میاد یا حرفی زده میشه من خدارو شکر میکنم که براش وسایل یه زندگی تهیه کردم بگذریم از مشکلاتش ولی همیشه خداروشکر میکنم 

      یا میرم بیرون یه ماشین زیبا میبینم خداروشکر میکنم که این فرد تونسته بخره پس منم میتونم بخرم یا هر کسی هر چیزی بخره من خوشحال میشم و سپاسگزاری میکنم برای اینکه تونسته مثلا یه ماشین بگیره 

      من به زندگی کسی چشم داشتی ندارم  یه وقت از یه جایی رد میشم میبینم عجب خونه زیبایی منم دوست دارم اون خونه رو داشته باشم میگم که حقمه لایقش ام منم بنده خدا هستم ولی هیچ وقت بهش حرف بدی نمیزنم که بگم کوفته بشه ایشالا من تو خونه ۷۰ متری زندگی کنم اون چند طبیگقه خونه بزرگ و شیک داشته باشه میدونم که زحمت کشیده بدستش آورده الانم که متوجه شدم خدای خودت داشته باشی همه چیز داری دارم کم کم درکش میکنم این جمله رو 

      خدایی هر وقت به هر کسی حرفی زدم از اعماق وجودم اون حرف اومده گفتم  فکر میکردم احساس حسادت نکردم ولی شاید همینکه منم دوست دارم اون شرایط تجربه کنم یه جور احساس حسادت دیگه منم اون کمبود در وجودم حس کردم که گفتم منم دوست دارم تجربه کنم اون شرایط پس سعی میکنم دیگه به داشته‌ای کسی توجه نکنم چون ناسپاسی میکنم 

      من خدارو شکر میکنم که درباره زندگی دیگران صحبت نمی‌کنیم  گفتم گاهی از یه جایی رد میشدم چرا هم در دهنم صحبت می‌کردم هم بعدش مثلا می‌رسیدم خونه مامانم اینا به خواهرم میگفتم ولی اینجوری بشینم فکر به زندگی کسی کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر ندارم این بزرگترین نعمت حدا اقل اینجوری ناسپاسی نمیکنم 

      من الان که فکر میکنم میبینم خیلی قبلنا این احساس بی ارزشی خودم و همسرم داشتم  الانم دارم ولی کمتر شده پس بخاطر اینکه توجه به زندگی دیگران میکنم خودم و همسرم بی ارزش میدونم 

      درسته من به شکل مستقیم زیاد غر نمیزنم نمیزنم ولی در دهنم غر میزنم که ای بابا هر وقت میگم پول بده میگه ندارم طلب دارم هنوز نریختن و…همین احساس ناراحتی من یه جور ناسپاسی خدایا منو ببخش به تو و قدرت تو ایمان نداشتم که تو میتونی به هر شکلی که من بخوام تبدیل بشی احساس نا امیدی کردم و بنده ناسپاس تو بودم دیگه غر نمیزنم به زندگی کسی توجه نمیکنم که احساس کمبود و بدبختی بیچارگی کنم  و بنده نا سپاس خداوند باشم 

      خدایی من به زندگی کسی توجه نمیکنم چون از تجسس کردن به زندگی دیگران متنفرم  اگر در خونه کسی باز باشه من نگاه نمی‌کنم ولی گاهی پیش میاد خونه یه نفر تو خیابون فرشته عظیمه تک شاید خیلی بزرگ نباشه ولی چند طبقه‌ای از همه نو تر و شیک تره خدایی وقتی از اونجا رد میشم به اون خونه توجه میکنم شاید اون لحطه برام پیش نیاد که احساس کمبود کنم شاید بعدا برام احساس کمبود پیش اومده نمیدونم ولی خیلی سعی میکنم حسادت نکنم 

      یعنی هر نعمتی که میخوام باید همسو با اون خواسته بشم تا به من داده بشه  پس من همسو با خواسته‌ام نیستم که به من داده نمیشه 

      من در زندگی خودم میبینم همسر من رفتیم خونه دوستی اونها تلوزیون ال ای دی ۵۵ خریده بودن همسر من خیلی خوشش اومد منم خوشم اومد اما همسرم تصمیم گرفت هر طوری شده یکی بخره خوب تونست با قرض و اینکه همه پولی که پس انداز داشت رو هم بده طوریکه دیگه هیچ پولی براش نموند و تازه نصف مبلغ هم قسط بده و الان در طول سال کلی قسط داره که باید پرداخت کنه واقعا دارم میبینم که برای منو دخترم تلوزیون جدید با قدیمی هیچفرقی نداشت ما نگاه نمی‌کنیم اینم یه جور نا سپاسی که من انجام میدم بالاخره نعمت وارد زندگیم شده ولی همش میگفتم کاشکی یک چهارم اون پس انداز فقط میدادی ماشین لباسشویی درست میکردی بدهکارم نبودی یه قسط کمتر داشتی ولی خودش خیلی دوست داشت و هر کسی هم میبینه میگه کاشکی اول لباسشویی درست میکردی الانم فقط خودش نگاه میکنه چرا ما هم گاهی یه چیزی مستند حیواناتی چیزی می‌بینیم 

      من جز دسته سوم هستم چون نه جز دسته اولم نه دوم من فردی هستم که سعی میکنم هیچ چشم داشتی به زندگی کسی نداشته باشم خدایی هم موفق بودم  و خدارو شکر جز دسته دوم هم نیستم چشم به زندگی دیگران داشته باشم  هر طوری شده خودم به آب و آتیش بزنم تا اون نعمت وارد زندگیم کنم 

      من سرم به زندگی خودم گرم واقعا از اعماق وجودم از اینکه هر کسی هر نعمتی داشته یا دوستانم شگفتی ساز شدن یا دیدم که اونها در خیلی از جهات زندگی  درک بهتری داشتن بهتر عمل کردن واقعا از اعماق وجودم خوشحال شدم اینم بگم خیلی دوست داشتم منم بتونم مثل اونها درک کنم بهتر زندگی کنم از زندگیم لذت بیشتری ببرم ولی هرگز نگفتم خوش بحالش کاشکی منم مثل اون بودم  به هر حال میگم انسان ناسپاسی بودم و سعی میکنم از الان به بعد انسان سپاسگزاری باشم 

      من هم سعی میکنم از الان به بعد بر مبنای این فرمول رفتار کنم و احساس لیاقت هم کنم که شرایط زندگی من را افکارم احساسم نگرش تعیین می‌کند و احساس لیاقت 

      استاد من فکر میکردم که خیلی احساس لیاقت دارم الان انگار آب سردی روی من پاشیده باشن خیلی شوکه شدم یعنی من احساس لیاقت ندارم که شرایطم تغییر نکرده من از خداوند بزرگ و مهربانم خواستارم که خدایا به من کمک کن تا براساس افکارم احساسم رفتارم عمل کنم و خدایا به من کمک کن تا بتونم احساس لیاقت رو در خودم ایجاد کنم تا شرایط منم تغییر کنه  از این یکنواختی رها بشم 

      این جمله رو خوندم هر آنچه لایقش باشم وارد زندگی من میشه  یعنی من این همه سال دارم روی خودم کار میکنم احساس لیاقت ندارم که شرایطتم تغییر نکرده اشکالی نداره ادامه میدم نا امیدی هم یه جور ناسپاسی من دیگه میخوام انسان سپاسگزاری باشم سعی میکنم احساس لیاقت در خودم ایجاد کنم از خدا خواستم درباره اش مینویسم  خدا هم مرا هدایت میکنه ایدهایی میده که من بتونم شرایط زندگیم تغییر بدم 

      من اینجوری رفتار نکردم که هر چه دیگری داره من هم باید داشته باشم و اون زمان چون فکر میکردم اعتماد به نفس ندارم دوست داشتم فلانی اونجوری غذا درست کرده منم یاد بگیرم همون طوری درست کنم تا غذای منم خوشمزه باشه ولی خدایی خیلی به وسایل خونه دیگران توجه نمیکردم 

      خوب من خیلی دوست داشتم وسایل نو بخرم چون بیشتر وسایل زندگی من مال دیگران بود میخواستن بندازن دور من میگرفتم الان متوجه لیاقت نداشتن خودم شدم  دوست داشتم که وسایل نو داشته باشم  و من تا بیشتر از ۲۰ سال زندگی مبل نداشتم وقتی دوستم خرید ما هم خریدیم نو بعد فرش تلوزیون ظبط واینا خریدیم   و همه رو هم نقد خریدم 

      اینجوری نیستم بخاطر اینکه فلانی داره منم برم قسطی و…بخرم  برای همین که الان ۱۲ سال همین جا زندگی کردم نتونستم حتی یک رنگ بخ خونه بزنم گفتم که بگم اینجوری نبودم به زندگی دیگران توجه کنم به زور نعمتی وارد زندگیم کنم 

      نظر شخصی شماست اما من هم کاملا اونو زندگی ودرک کردم و با تمام وجودم دارم تجربه میکنم پس من ممنون و سپاسگزارم که نطر خودتونو برای من هم گفتید تا من هم بتونم زندگیم تغییر بدم ممنون و سپاسگزارم 

      منم الان ایدهای به ذهنم اومد که خیلی خوشحال شدم حالم خیلی بهتر کرد بابت اونم از خداوندم در دفترم سپاسگزاری کردم 

      که تو هم بیا این کارو انجام بده در هر قسمت از زندگیت که راضی هستی شکر گزار خداوندوت باش در هر جنبه از زندگی که ناراضی هستی دیگه دربارش صحبت نکن غر نزن گله و شکایت هم نکن دیدم ایده بسیار عالی بود که دریافت کردم خدایا شکرت برای اینکه این ایده رو به من هدیه دادی من منتظر ایدهای بعدی هم هستم که به من هدیه کنی 

      پس تصمیم گرفتم هر جا که باید سپاسگزاری کنم شگر خدارو بجا میارم هر جایی هم که ناراضی هستم گله و شکایت نمیکنم دربارش صحبت نمیکنم  و با این کار سعی میکنم افکار مناسب و آرامش بخشی در وجودم ایجاد کنم خدایا بینهایت از ایدهای که به من همین الان هدیه دادی سپاسگزارم متشکرم ممنونم قدر دانم خدایا شکرت پس من از الان این کارو انجام میدم بالای دفترم مینویسم تا بیشتر ببینم 

      استاد خیلی دوست دارم منم برای خونه ای که دارم ازش استفاده میکنم همین کارو انجام بدم اما وقتی فکر میکنم میبینم مثلا بخوام رنگ کنم کلی پول رنگ و کارگر و….رو باید پرداخت کنم تازه خیلی سخت تر اونه که وقتی وسایل تو خونه‌ا ت هست و خودت داری توش زندگی میکنی یه کارگر هم بیاد خونه رو رنگ کنه بیخیال این موصوع شدم 

      ولی سعی میکنم بتونم یه پرده خوب بخرم بتونم فرشها رو بشورم این کارها رو انجام بدم تا یکم بیشتر احساس رضایت کنم 

      اینم بگم  یکساعت قبل با بچه ها رفتم بازار من فکر میکردم اصلا به نعمتهای دیگران توجه نمیکنم و فکر میکردم خیلی گله و شکایت نمیکنم 

      اما دیدم به محض اینکه رسیدم بازار غر زدنهام داره شروع میشه کاش پول داشتم اینو می‌خریدم  کلی نیاز داشتم که نمیشد تهیه اش کنم فهمیدم که من خیلی غر میزنم سریع به خودم گفتم ساکت ساکت داری خیلی غر میزنی همسری آرام شدم 

      فکر میکردم به نعمتهای الهی دیگران توجه نمیکنم در بازار بودم که میدیدم انسانهای متفاوت در سنهای متفاوت شغل دارن من ندارم میخواستم غر بزنم که یادم افتاد ساکت شدم به خودم اومدم دارم اینجوری به نعمتهای الهی دیگران توجه میکنم 

      اصلا فکر نمیکردم اینم میشه توجه کردن به نعمتهای الهی دیگران فکر میکردم حتما باید تجسس کنم در زندگی کسی تا به نعمتهای الهی افراد توجه کنم  

      الان که فکر میکنم بیشتر نعمتهایی  که وارد زندگی اطرافیان من شده به شکل عادی روند زندگی اونها وارد زندگیشون نشده  بیشتر با قرض وام اینا وارد زندگیشون شده اونها تونستن دارایی داشته باشن این موضوع به من آرامش میده که این جز دارایی افراد نیست که باعث حسادت من بشه 

      پس من می‌خواهم شرایط فعلی خودم را بپذیرم و اینم می‌پذیرم که من در هر شرایطی هستم حق منه و به اندازه لیاقتم دارم زندگی میکنم اشکالی نداره سعی میکنم انسان سپاسگزاری باشم سعی میکنم به دارایی های افراد توجهی نداشته باشم سعی میکنم احساس لیاقت بالا ببرم در نتیجه حتما شرایط بهتر رو تجربه میکنم 

      تمرین 

      من متوجه شدم که توجه کردن به داشته‌ای دیگران باعث نارضایتی من از زندگیم میشه باعث میشه من کمبودهای بیشتری در زندگیم احساس کنم باعث میشه من از همه کس و همه چیز ناراضی باشم از خودم که نتونستم از شغلم درآمد کسب کنم از همسرم که بعد از این همه تلاش زحمت نمیتونه زندگی ما رو ساپورت کنه ازخدا ند که چرا به من آنقدر نعمت نمیده که حتی من راحت زندگی کنم باعث میشه من بسیار انسان ناسپاسی باشم باعث میشه من گله و شکایت بسیاری داشته باشم قدر نعمتهای خودم ندونم اونها رو اصلا نبینم و برام مهم نباشن به چشمم نیاد 

      من در بعضی از شرایط زندگیم سعی زیادی کردم انسان سپاسگزاری باشم کلی فایل دیدم در سایت درباره سپاسگزاری کردن اما الان متوجه شدم من بعصی اوقات سپاسگزار بودم بیشتر اوقات ناسپاس چون من به داشته‌ای دیگران به شکل غیر مستقیم توجه میکردم 

      من گاهی شده که مثلا رفتم شهرستان فردی دیدم که برای خودش قصر ساخته من حتی یه خونه کوچیکم ندارم بارها گفتم کاش منم یه خونه داشتم الان کلی چیزها برام واضح تر شد که احساس لیاقت توجه به داشته‌ای دیگران افکار و احساس رفتار نا مناسب همه اینها دخیل هستند در وارد شدن نعمت به زندگی من 

      مادر من خیلی توجه به داشته‌ای دیگران داشت مثلا همش میگفت منو فلانی و فلانی فلانی با هم از دوام کردیم منظورش اینکه در یک سال ازدواج کردن اما فلانی ببین چه زندگی داره منو ببین شروع می‌کرد پدرم بدو بیراه گفتن که من این شرایط دارم 

      ولی کس دیگه‌ای نمیشناسم که توجه به زندگی دیگری کنه 

      میدونید همیشه این هست که آدم توجه به زندگی یا دارایی شخص دیگه‌ای داشته باشه مثلا دختر من همش میگه دیدی با من چه رفتاری دارن با جاریم که اصلا اونها رو آدمم حساب نمیکنه چه رفتاری دارن چقدر احترام بهش میذارن این در تمام زندگی انسان‌ها به نظر من هست منم در این شرایط خیلی بودم  این میشه توجه به زندگی دیگران 

      یا میگن دیدی فلانی برای تولدش کباب داد اما ما برای خودمون میخوایم بخریم میگن اسراف نکنید که به پسرشون یه وقت فشار نیاد پول بیشتری هزینه کنه 

      و بقیه افراد توجهی به دارایی یا زندگی کسی ندارن یا من ندیدم و خداروشکر آنقدر که من دیدم آرامش دارن 

      بجز موضوع تلوزیون خداروشکر مورد دیگه‌ای نداشتم 

      اینکه من حدود ۲۵ سال پیش چرخ گوشت نداشتم و من به چرخ گوشت و همین طور مخلوط کن نیاز داشتم یه روز دوستی اومد خونمون متوجه شد ما مخلوط کن نداریم گفت اشکالی نداره همسایه ما مغازه لوازم خانگی داره میتونم از اون براتون بگیرم اون زمان ۲۲۰ تومن یه مخلوط کن خریدم نقد پولشو دادم 

      یه دورای از زندگیم من تازه رفته بودم عظیمه گفتم براتون گرایه خونمون که ماهی ۲۰۰ هزار تومن بود سال ۸۸ راحت پرداخت میکردم سه ماه سه ماه جلوتر 

      اینکه همون زمان من فرش دوتا دوازده متری یکی شش متری با دوتا رو فرشی ۱۲ متری یکی شش متری یکجا نقد خریدم  

      بعد تلوزیون ال سی دی با مبل خریدم نقد 

      تقریبا دو سال پیش فرش و مبل نو خریدم نقد 

      خونه خریدم نقد  اینا خودبه خود وارد زندگی من شدن و باعث شادی آرامش لذت من و خانواده و اطرافیان من میشد 

      حتما که درسته اما برای من منطقی نیست که فردی آدم خوبی باشه اما چون احساس لیاقت نمیکنه نعمتهای الهی نمیتونه دریافت کنه یعنی این همه آدم که نعمتهای بیشماری دارن همشون احساس لیاقت میکنن برام موضوع رصایت داشتن از زندگی خیلی منطقی تره یا احساس لیاقت من خیلی با زندگی دیگران در ارتباط نیستم ببینم فلانی احساس لیاقت داره که این زندگی داره و چون من میدونم انسانها وقتی افکارشون درست کنن احساسشون درست کنن رفتار مناسبی هم خواهند داشت در نتیجه نتایج فراتر از انتطارشون دریافت میکنن بعد من هیچ وقت نمیتونم احساس لیاقت کسی رو بسنجم چون نطر من با نظر خداوند زمین تا آسمون تفاوت داره 

      شاید از نطر من یه فرد معتاد لایق زندگی کردن نباشه اما نظر خداوند کاملا متفاوت شاید نظر خداوند این باشه اون فرد از من که معتاد نیستم خیلی بهتره 

      من نمیتونم احساس لیاقت در انسانها بسنجم شاید همون فرد معتاد از نطر خودش خیلی احساس لیاقت کنه خیلی انسان سپاسگزاری باشه اصلا هم به زندگی کسی به دارایی کسی توجه نکنه آنقدر که یه غذایی در طول روز بخوره شکمش سیر باشه موادش برسه راضی باشه از زندگیش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهين
      1402/11/22 12:24
      مدت عضویت: 393 روز
      امتیاز کاربر: 8645 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      سلام به دوستان خوبم واستاد عزيز

      مبحث سپاسگزاري عالي بود

      من قبلا همينجوري ورد زبونم بود سپاسگزاري ميكردم وبا شخصي در هواپيما هم صحبت شدم. ايشون كشيش كليسا در امريكا بود مسلط به زبان فارسي 

      من اب خوردم وگفتم خداجون شكر

      بعد ايشون گفت چقدر به حرفت ايمان داري

      من متعجب شدم گفتم خيلي 

      گفت;مثلا خيلي چقدره توضيح بده من وافعا مونده بودم چه توضيحي بدم من ياد گرفته بودم فقط بگم شكر وفكر ميكردم چقدر كارم درسته

      وبعد بهشون گفتم بر حسب عادت

      بعد براي من توضيح داد به اب چه جوري نگاه ميكني اگه خداوند اين اب درست نكرده بود ايا انسان اوليه قادر بودند اب درست كنند من در جواب گفتم نه  اياميدوني اب چقدر مولكول داره اكسيژن داره واتم داره

      ايا ميدوني چند درصد اب در كره زمين هست .

      ميدوني چند درصد بدنت از اب تشكيل شده

      خلاصه كلي حرف زد بهم گفت وقتي شكر گزاري ميكني بايد از خالق خود سپاسگزاري كني شرايطشو براي تو مهيا كرده است ونگرشت تو به پرودگار عوض كن بايد از ته وجود از خدا تشكر كني ويه لذت خاصي در وجود شما ايجاد شود كه قابل مقايسه به هيچ چيز ديگه اي نباشه ومن واقعا متوجه شدم كه سپاسگزاري واقعي قلبي بايد باشه نه كلامي واز انروز به بعد حتي چايي ميخورم از خالق خودم 

      سپاسگزارم.

       وبعدبراي افرينش اون محصول بعد براي كشاورز ش وبعد براي كارخانه دار وبعد براي تاجر خلاصه از همه  كساني كه زحمت كشيدن تشكر ميكنم وطلب بركت براي تمام اون افرادي كه زحمت كشيدن تا اين چايي دست من برسه ومن از خوردنش لذت ببرم واز اون به بعد ارامش خاصي در وجود من ساكن شد واز همه لحظه هاي زندگيم لذت ميبرم

      ازاينكه خداوند بهم فرصتي داده من از زندگيم لذت ببرم 

      ولي شما هم خيلي قشنك توضيح داديد

      وتجربه هاي قشنگي پيدا كرديد

      واين تغيير نگرشتون چقدر اتفاقاي قشنگي براي زندگيتون افتاده 

      منم تصميم گرفتم نگرشمو در مورد چاقي وپول ثروت تغيير بدهم واز راهكارهاي شما به نحوء احسن استفاده ميكنم 

      در مورد سوال هاي كه مطرح كرديد

      من از موقعه اي كه تصميم گرفتم سپاسگزاري 

      قلبي داشته باشم خيلي اتفاقات قشنگي برايم افتاد .

      واحساس ارامش زياد وشادي  دارم هميشه لبخندي روي لبم هست واون حس ارامشي به ديگران ميدم وهمه بهم ميگن ما خيلي از تو ارامش ميگيريم 

      به نظرم اين بزرك ترين و قشنك ترين اتفاق زندگيم هست 

      من اعتقاد دارم اگه ادما اگاهي داشته باشند ميتونم اين جمله رو بگيم

      (هر انساني به اندازه لياقتش در دنيا مادي صاحب اموال وشرايط خاص ميشود)

      واقعا يه ادم نا اگاه محكوم به نااگاهي ميشود زندگي خودشو واطرافيانش را بد خط خطي ميكند

      واميدوارم همه ادماي كره زمين از وجود خداوند در زندگيشون لذت ببرند وارامش خداوندي در وجودشون لبريز بشود زندگيشون پر شوداز اگاهي ناب وخالص

      بازم از شما متشكرم تجربيات زيباتون به رايگان در اختيار من وديگران ميگذاريد 

      اميدوارم تونسته باشم احساس خوبم منتقل كنم

      💫🌟🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      1402/11/22 10:23
      مدت عضویت: 121 روز
      امتیاز کاربر: 5945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 670 کلمه

      خدایا چقدددر سپاسگزاری بهت بدهکار هستم .من هیچ وقت سپاس نعمت های که بهم دادی رو بجا نیاوردم همیشه اون نمیه خالی لیوان رو‌دیدم و تمرکزم روی مشکلات بود .میدونم تو‌همه جنبه های زندگیم نیازمند سپاسگزاری هستم.

      جسم خانواده علم دارایی سلامتی و هزاران مورد دیگه که اصلا به چشم نمیاد.

      اول باید دست از ناسپاسی با زوم‌کرذن روی مشکلات بردارم .من کمتر با کسی در مورد مشکلات حرف میزنم اما تو ذهنم مدام مرور می‌کنم چرا فلان چیز رو‌ندارم چرا شرایطم اینطور هست که نمیخوام چرا و‌جراهای فراوان.

      راستش من سال هاست که سعی می‌کنم سپاسگزاری انجام بدم ولی چون مقدماتش انجام نمیدادم نتیجه عکس میکرفتم چون با حس بد به زور میخواستم سپاسگزاری کنم و ارتعاش مثبت بدم در کمال تعجب میدیدم در مورد هرچی سپاسگزاری می کنم یه اتفاق بد تو همون زمینه میوفته.

      مثلا در مورد  وسایل خونه مثل کولر سپاسگزاری میکردم چند روز بعدش کولر خراب می‌شد یادمه ادامه دادم و کولر ماشین هم خراب شد در مورد لوستر سپاسگزاری میکردم لامپ‌میسوخت. 

      با استاد درمیون گذاشتم گفتن اتفاقی هست ‌مربوط به همزمانی پدیده ها

      ولی من خودم فکر می کنم یکدفعه از حال بد نمیشه رفت رو فرکانس شکرگذاری و حتما باید مقدمااش طبق فرموده استاد که دست برداشتن از نارضایتی در زبان و ذهن هست رو انجام داد تا ذهن آماده سپاسگزاری باشه

      من همزمان با فرکانس سپاس فرکانس نارضایتی قویتر میفرستادم

      راستش با اینکه خدا از انواع نعمت ها بهترینش رو‌نسبت به دیگران به من داده ولی من یادم نمیاد زمانی راضی و سپاسگزار بوده باشم و همیشه نعمت ها به چشمم نمیومد. شاید من بنده بد خدا باشم ولی از حالا به بعد میخوام طبق فرموده های خداوند با راهنمایی استاد عمل کنم و تبدیل به چیزی بشم که خداوند دوست داره

      اول اینکه بی نهایت از خداوند سپاسگزارم که علیرغم ناسپاسی همچنان نعمت میداد و اگر سپاسگزار بودم الان در چه شرایطی بودم ؟!!!

      خدایا شکرگذارم بخاطر عفو و بخشندگیت و فقط خودت‌میدونی چه سپاس ها که بهت مدیون و بدهکارم .من هیچ وقت حق نعمت رو اونطور مه باید و شاید بجا نیاوردم و‌ تو هر بار تلنگر زدی و‌یاداوری کردی که سپاسگزاری کنم تا بیشترش کنی.

      خدایا من راه سپاسگزاری رو بلد نبودم تو بواسطه استاد عزیز بهم یاد دادی ازت بی نهایت ممنونم اکه کمکم کردی سپاست رو بجا بیارم .چون سپاسگزاری هم اجازه و‌توفیق می‌خواد.

      من همیشه حس بد به هیکلم و صورتم داشتم در حالیکه همه میگفتن زیبایی 

      همین الان با اینکه اضافه وزن زیادی دارم ولی خیلی ها دوست داشتن هیکل منو‌داشتن و در کمال تعجب میبینم بعضی ها میگفتن فقط هیکل فلانی خوبه؟!!!!

      خدایا تو ‌از هرچیزی بیشترینش رو بهم دادی قد بلندتر عضله و‌جربی بیشتر همین جای سپاس داره بعضی ها در حسرت همین هستن 

      میشه افراد چاق اینجوری حسشون رو خوب کنن نسبت به جسمشون و واقعا هر چی خدا داده جای شکرگذاری داره.

      من همیشه دوست داشتم و‌دارم یه خونه نوساز با شیک ترین لوازم رو‌داشته باشم الان از خونم راضی نیستم با اینکه رایگان توش نشستم و‌دستی به ظاهرش کشیدم و ظاهر مرتبی داره هر بار به هوای خونه نو اناسپاسی می کنم در موردش .مرتب تو ذهنم که این چه خونیه 

      فکر می کنم هر آرزویی داریم باید اول یه قدم واسش برداریم در حالیکه من به امید خدا نشستم که یه اتفاقی بیوفته و اوضاع یجوری پیش بره که من صاحب یه خونه کلید اول بشم با تمام امکانات.

      مطمئنم با سپاسگزاری درهای ایده ها و‌نعمت های الهی به روم باز میشه و همیشه این خودم بودم که با گله و شکایت و تمرکز روی مشکلات درها رو بروم بستم.

      مراقبت از ذهن خیلی کار سختیه ولی باید مراقب بود که در ذهن در حال کله و شکایت و توجه به مشکلات نباشیم.

      من تا بخودم میام میبینم چند دقیقه است که در حال ناسپاسی هستم پس نعمت و گشایش ممنوع!

      اکه قرار هست انسان متناسبی باشیم باید ذهنمون رو درس‌تکنیک اصلا همه چیز اپل از ذهنن شروع میشه.

      وقتی ذهن از حالت منفیزبیرون‌اپمد و خالی از هر فکر منفی سد اونوقت آماده برنامه ریزی برای دریافت نعمت های بیشمان میشه

      خوبیش اینه که ذهن فوق العاده قدرتمنده و با اولین تلاش بلافاصله جواب میده و باعث‌امیدپاری به ادامه راه میشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 36575 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 664 کلمه

      به نام خدا 

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

      قدم پنجم :✓ من سپاسگذار نعمت های الهی ام هستم ✓

      ۱_یه مدتی بود در گذشته خیلی حسرت نداشتن یه زندگی آروم رو می خوردم و میگفتم چه فرقی با مثلا فلان دوستم دارم که نباید در اون شرایط باشم ، کجای کار من اشکال داشت که اینجوری شد ،ولی شکر خدا هدایت شدم به مسیری که ایمانم رو به پروردگارم بیشتر کرد و همیشه مامانم میگفت هر چیزی هر نوع زندگی که می خوای از خدا بخواه ، بهت میده ،خدا یه پسر خوب بهت بدهکاره 🙂 و من همیشه سعی می کردم درست زندگی کنم و شکر خدا اکثر آرزوهام برآورده شد .الان هم ۲سالی هست که در این مسیر تناسب فکری هستم و خیلی تغییرات عالی داشتم و حسادت نمی کنم به هیچ وجه به تناسب اندام دیگران ، به ثروت و هر چی که دارند چون یادگرفتم به ضرر خودمه و باید برعکس ،خوشحال باشم از شرایط خوب دیگران تا من هم به اون شرایط برسم .همیشه هم بخاطر هر چیزی که دارم شکرگذاری میکنم و خوشحال میشم از داشتنش .

      [اتفاقا یکی از فامیل هامون دقیقا تمام مشکلاتی که استاد در این توضیحات فرمودند رو داره و در طول زندگیش همیشه هم خودش هم همسرش خیلی تلاش کردند ولی چون همیشه حسرت خوردن که فلانی این رو داره ، اون رو خریده و حسادت دارند و اذیت میشن بخاطر هر پیشرفتی که در دیگران می بینند پس هرگز ندیدم پیشرفت کنند و متاسفانه همیشه بدهکارند و باید کلی وام و قسط هر ماه پرداخت کنند ، هیچ وقت ندیدم و نشنیدم بخاطر چیزهایی که دارند شکرگذار بوده باشند و همیشه در حال گله و شکایت از وضعیت زندگی و مردم هستند .]

      ۲_خیلی ها هستن از نزدیکان خودم ،که هرگز ندیدم به حالت حسادت و حسرت در مورد چیزهای دیگران صحبت کرده باشند و اکثرا احساس خوبی دارند و خیلی ریلکس مشغول تلاشند و شاهد پیشرفت و موفقیت هاشون هستم .

      ۳_در گذشته یکی از آرزوهام پیدا کردن شغل بود و وقتی وارد دانشگاه شدم ترم دوم بودم که شغل پیدا کردم و با اولین حقوقم یه دوچرخه ثابت خریدم چون جزء خواسته هام بود و خیلی لذت بردم از داشتنش و راحت وارد زندگیم شد .قبول شدن دختر داییم در همون دانشگاهی که من بودم ،بسیار برام لذت بخش بود و همخونه شدن باهاش خیلی زندگیم رو تغییر داد و یه نعمت بود از طرف خداوند .

      چند بار پول وارد زندگیم شده که خیلی حس خوبی بهم داده و نعمتی بوده که باعث آرامشم شده در اون لحظات .

      زندگی که الان دارم و دختر نازنینم ،نعمت هایی هستند که داشتنشون بسیار باعث آرامشم میشه .

      گل‌هایی که الان تو خونه م دارم ،نعمت هایی هستند که قبلا آرزوشون رو داشتم و خیلی بهم آرامش میدن .

      ۴_ این مورد رو باید بگم یادم نیست چیزی رو بخاطر کسی وارد زندگیم کرده باشم ، یعنی کلا خیلی اهل تقلید از دیگران نیستم .

      ۵_توضیح این مورد خیلی سخته ، اما تا حدی متوجه منظور استاد شدم که نگرش و افکار ما تاثیر مستقیمی در خوشبختی ما دارد ،اگر ما خودمون احساس لیاقت و ارزش بکنیم و حس و حال خودمون رو خوب نگهداریم قطعا خوشبخت میشیم چون جهان و خداوند با توجه به احساس ما هر چیز خوب یا بد رو برامون رقم میزنند ،پس احساس خوبمون باعث میشه اتفاقات خوب برامون بیفته.کسی که میگه من خیلی بد شانسم ،هر کاری میکنم درست نمیشه… ،همیشه افکار منفی در ذهن داره  ، هرگز خوشبخت نمیشه و جهان هم مثل فکر خودش باهاش برخورد میکنه ،چون خودش احساس لیاقت نداره،خداوند هم اون فرد رو لایق نمیدونه ،من این افراد رو واقعا دیدم از نزدیک .

      اما یکی از فامیل هامون از کوچکترین فرصت استفاده میکنه برای خندیدن و شاد بودن ، همیشه پر انرژی و سرحال هست ، حتی اگر جاییش درد بکنه سعی میکنه در موردش نگه تا تشدید نشه اون مشکلش و کاملا خودش رو لایق بهترینها میبینه و تا جایی که دیدم شرایط خیلی خوبی داره .

      خدایا شکرت ،ممنونم برای این همه نعمت .

      « استاد گرامیم سپاسگذارم »  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 1758 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      سلام به استاد بزرگوارودوستان همراه

      واقعا درست است که توجه به داشته های دیگران ومقایسه مارااز مدار شکرگزاری به مدار ناسپاسی واز آرامش به غم واسترس تنزل میدهد.

      از مطالب استاد در سایر مطالب  در سایت تقلب میکنم😜جهان هستی زبان احساس را درک میکند وبه کلمات ما کاری نداردواقعا مقایسه زندگی خودمان با دیگران چند درجه تا به حال مارا خوشحال تر کرده؟ وچقدر ناکامی وغم در ما ایجاد کرده؟درک همین مورد برای خطرناک بودن مقایسه وتوجه به نعمت های دیگران کافی است تا این کار را متوقف کنیم.

      در مورد دستیابی نعمت ها براساس لیاقت یادم هست در دوره ی عالی خدا هرگز دیر نمیکند راجع به احساس لیاقت ویا عدم احساس لیاقت فایل فوق العاده ای داشتیم ودر آنجا بحث زیبایی شکل گرفت که خود لیاقت را هم انسان با احساساتش میتواند دست کاری کندواین خبر خوبی است که برای تغییر شرایط میشود لیاقت را هم جابه جا کردالبته با ورود آن از طریق احساس خوب.

      بله اتفاق افتاده که بخواهم از دیگران کم نیاورم وبافشار ومشکلات نعمت هایی را وارد زندگیم کنم مثلا اینکه خواهر هایم ملکی یا املاکی به نام خودشان دارند چرا من ندارم بعد از مدتی دنبال ویلا خریدن  در شمال خسته وبی رمق خوشبختانه خیلی زود فهمیدم ویلا ی رقابتی باعث شادی وآرامش در زندگیم نمیشود وآن پول را در جایی هزینه کردن که شادی وآرامش بیشتری در زندگیم تجربه کردم گرچه هنوز ملکی به نامم نیست😂 ولی در آن کار سنگینی وسختی زیادی احساس کردم

      از خدای عزیرم به خاطر همه ی داشته های پنهان وپیدایم سپاسگزارم من بنده ی خدا هستم پس لیاقت داشتن همه ی نعمت های خوب جهان هستی را دارم.اصلا خدا میخواهد همه ی نعمت هایش را برای من خرج کند اگر من باور کنم🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/21 18:22
      مدت عضویت: 73 روز
      امتیاز کاربر: 9373 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،

      و درود و رحمت و هر چه سلامتی برکت آگاهی و محبت و رشد خداوند جاری به زندگی شما استاد مهربان عالیقدر بزرگ قلب،

      استاد از خداوندم شاکرم از شما هم ممنونم انشاالله سلامتی و برکت هار لحظه به خودتان و خانواده محترمتان جاری باشد،

      استاد در رابطه با شکرگزاری هر وقت اینکارو کردن واقعا لبخند خدا رو دیدم درون خودم آرامشی گرفتم که بیشتر بی نیازی میاد سراغم خندم میگیره میگم من که جهان رو دارم خدا جهان را برایمان آفریده ولی چون باید هدف داشته باشم آرزو داشته باشم و واقعا حس خوبی و جزو واجبات و وظیفه من داشتن نعمت و ثروت و حال خوب و سلامتی من باید بخوام و انتخابم اینا باشه و ازهداوندم شکر گزاری میکنم و حتما درخواست میکنم تا زندگی کنم شادی کنم و پیشرفت کنم آزادی بیشتر و لذت بیشتری ببریم خدایا هزاران بار بخاطره اینکه مارا آفریدی دنیا را برای ما آفریدی خانواده خوبی بهم دادی همسر محترم و عالیقدری بهم دادی و خانواده همسر خوب و با صداقت و با دروس بهم دادی خدایا ممنونم من در این سایت هستم و با استاد خوبم آشنا شدم الهی شکر،

      تمرین:

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

      استاد شده از دستم در بره در اینستا ببینم بگم چه خبره هر وقت میبینم طرفو در مسافرت یا در خرید،البته هر چند کمتر این اتفاق برام افتاده چون من از اون طرف کمی افتادم یعنی چی؟یعنی اینکه اشتباهی که الان متوجه شدم این میگفتم ببین طرف اینو ندارن شمر که من دارم خیلی اینم الان فهمیدم عادت بدی بوده من داشتم خدایا مرا ببخش و شکرت.

      ۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.

      دقیقا نمونه نزدیکترین فرد به خودم همسر غالیقدرم اصلا نگاه به کسی ندارم فقط خودشو با خودش میسنجه و از دونه به دونه لحظه به لحظه اش لذت میبره اصلا دنیای قوی و شادی داره الهی شکر نگاهش میکنم میگم خدایا چه معلم خوبی همراه خوبی به من دادی فراتر از تصوراتم خدایا شکرت.

      ۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

      استاد ورود ثروتم به زندگیم ورود همسرم ورود خانواده همسر خوبم ورود حتی همین سایت به زندگیم داشتن شغل عالیم.

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.نمونه‌زنانه اش رفتن به همان آرایشگاه یا خرید همون لباس و رفتن به همون مدل مسافرت اصلا هم خوب نبود انگار از ریشه هی کمه یک چیزی .

      ۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنیددقیقا من خودم خواستم به زور یکسری افرادیچپ مثلا کمک کنم یا خودم زودتر بالا برم بهار بیشتر شود برام دیدم چه خرابکاری ها که فرد جنبه آسو نداشت یا خودم یک اخلاقهایی ازخودم نمود پیدا کرد گفتم تینا این تویی که این گندو زدی خدا منو ببخش و هدایا شکرت همه چیزی دقیق 

      استاد واقعا ممنونم ازتون خیر ببینید کارا آگاه میکنید و یادآور میشید میتوانیم ازوه راههای بهتر جلو بریم پیشرفت کنیم منطبق با قانون خداوند مهربانمان.

      ممنونیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/11/21 16:56
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 44385 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,494 کلمه

      سلام بر خدایی مهربان واستاد کرامی  

      به شکرخدا من‌ازخانواده همسر بسیار راضی هستم با خواهرشوهر مثل خواهرایم با جاریی که دوستی خوبی رو تواین ساله داشتم‌چرا که مادر شوهرمهربان داشتم‌رکه هیج زمان بین عروسها ودخترش هیج فرقی  قرار نمیداد محبتش بی اندازه بود  بود هبج زمان بین‌ ما حرفی رو  رعد بدل نمیکرد ما هم‌تو این همه سال احترام‌همدیگر. رو دارم مثل دوستان خوب با هم رفنار داشیبم خدا همه رفتگان خاک رو قرین رحمت کنه اموات من روهم چه خانوده خودم وچه خانواده همسر  رد بیامرزه 

      من توبخش زندگی  فقط  یی باره دچارحسزت کشید ن شدم  وسایل منزل توبخش برقی کم‌کاستی زیاد داشتن باره وفتی منزل خواهر شوهر مراجعه می کردم‌ رفت آمد تو منزل خواهر شوهر کوچکم که چندسال از،من بزرکتر هست  خیلی زیاد بود شوهر ش هم دوست صمیمی همسر توزمان که مجرد بود  با هم بودن بعد خواهر شواهرم باهش ازدواج کرده  میدیم‌ که همسرش  برای راحتی خانمش وسیله  برقی تازه خردیداری کرده که خواهر شوهرم باهش راحتر کارهای خونه رو  انجام بدم درصورتی که همسر من‌ کارش ازاد هست در آمدش بشتری رو داشت ولی برای من این کاره رو انجام‌ نمی داد  آخرین باره گه رفیتم‌ منزلشون بازم برای خواهرشوهر چرخ خیاطی تهیه کرده بود  اون داشت باهش دوخت دوز انجام میداد برای اولین باره واقع حسرت حسادت من‌ به شکل بدی خودش رو نشون داد وفتی منزل آمدیم یادم‌نیست که این ناراحتی به شوهرگفتم یا نه ولی فردا که داشتم وسایلی که شوهرخواهرشوهر براش خریده  مرور  کردم‌ دوباره ابن حس بد به سراغ  من آمد نمیدنم چی   کاری تو  پله داشتم وفتی حرکت میکردم چنان پام محکم کوبید به پله که  دلم از حال رفت داشتم با درد پام رو مسارژ میدادبه این شکل برای آخرین اولین باره داین حسادت رو درخودم کم‌ رنک کردم  گفتم‌حقت حقت چرا انقدر حسادت کردی تواصلا به داشته‌ای خودت توجه کردی تو شوهرت خونه داره  ماشین داره کلی امکانت دیگه داری اون بنده خدا که ابن‌ امکانت تو رو نداره جرا به  به این خریدکم‌ هم‌ توجه کردی نتواستی حس راحتی زندگی  که اون داره رو بیتیی پس خودت دبزارجای اون نه خونه داده نه ماشین تو داشته ات از اون بنده خدا که بشتر ارهست صبرکنم خدا برات درست میکنه  یی چند هفته به این شکل که دیگه اصلا توجه به خریدهای خونه خواهرشوهر نداشتم میریفتم‌منزرلشون کاری به خریدهای که شوهرش براش انجام داده بود نداشتم‌  تبرک می گفتم وحسم توبخش بد نبود توجه ازاین بخش بیرون‌کشیدم چند زمانی نگذشت یی روز دیدرم همسر برام‌ آب میوه گیری گرفته دوروز بعد برام‌چرخ گوشت گرفت. پی جند زمانی گذشت برام‌ چرخ خیاطی گرفت یی زمانی گذشت کلی وسایل منزل برام من‌ تهیه کرد. درصورتی من  گفته بودم دودست بشقاب نیازدارم اون برام‌۶ دست می‌گرفت  که من اصلا هیجی بهش نگفتم حتی یاد هست دیگه بهش میگفت جیزی نخر تودمنزل تو کابیت جا نیست ولی اون می خرید انکار خداوند داشت به من‌ می گفت دیدی نبودحسادت چه نتیجه برات داشت  

      تو بخش سلامتی من این‌ کار رو انجام دادم‌ تو افکار فکرمی کردم دارم درست رفتار میکنم اویل که درد پا داشتم اون توجه به شکل حسرت نبود ولی به مرور که شدت درد بیشتر شد راه رفتم‌ هی کم کمتر شد کارم‌ این شده بودکه ازپنچره منزلم‌ تو  خیابان نگاه می کردم افسوس می خوردم‌،که دیگران چه راحت دارن راه میرن‌ حرکت داران وای من نمتوانم‌ وبه افردی  که هم سن من‌ که میرسید این حسرت به شکل حسادت شد ولی به مرو این توجه همون راه رفتن‌ کم از من‌ گرفت  تا سال فبل که وارد  سایت شدم متوجه شدم من دارم مشکل به این شکل بزرکتر می کنم این کاره رو رها کردم‌ و دیگه اصلا طی این مدت انجام  ندادم  به شکر خدا دارم‌ تو بخش سلامت اول  باوره اون رو بخش شناخت پیدا میکنم وادارم آرزوی بخش سالمتی کاره میکنم‌ حسرت تو این بخش رو دیگه ندارم  خودم لایق داشتن تنی سالم‌ دارم  پس به شکر خدا به ترمیم‌ ابن‌ بخش خواهم رسید تا این زمان هم از استفاده ازعصا تومتزل راحت شدم‌کلی گار رو ی بخش خدا هرگز نمی کنند انجام دادم  تا به این بخش رسیدم‌که داسته بخش سالمت بدنم رو به شکل جدی انجام دادم‌ تمرین این بخش رو به شکل کامل انجام دادم اول بخشهای سالم ازسر تا نوک پا  بقدری  دقیق درست با انجام دادم‌ هیج بجشبع شکرخدا بادرک آموزم  رو جا نزاشتم خودم  توبجش  لایقت بازم‌تمرپن او نبخش روبی کم‌ کاست انجام دادم  با کمک گرفتن از خالقم  یی روز ۲۴ /۱۰   ایستادم وراه رفتن تو منزل رو شروع کردم با عصا ایستاده رو رها کردم‌  خودم روارزش جدا کردم‌ سخت راه میریم‌ تو منزل ولی بودن عصا  یی سال نیم‌ هست‌که اصلا به هیچ عنوان اماکن حرکت نداشتم اون بدن عصا این یی شفا هست که ازطرف خدا وند دارم حدود ۲۸ روزهست ودیگه بدون عصا تو منرلم ره میریم 

      خودم این حرکت رو شفا مینم‌ چند رور  جلوتر ر یی روز   صبح ازجا خودم‌ به زور بلتدکردم با عصا  دوقدم فاصله داشتم هرکاری کردم هر که فاصله دوقدی تا عصا رو یی حرکت کوجک کنم یی قدم بردارم خودم به عصا ابستاده برسونم هی به خودم تهب زدم‌که برو نترس  نشد که نشد به اجبار روی زمبن نشتم اه ازته فلبم بیرون زده که شده بود به زمین بخوری  باید یی  قدم برمیداشتی چون   جون بازم داشتم به عصا فکار  می کردم‌ددر صورتی که خدا برای راه رفتم‌ بدون‌ عصا رو در نظر گرفته بود هنوز این‌کاره روبیرون‌ منزل  انجام بندادم آخر دوره خدا هرگز دیرنمیکند من  حتما به کمک خداوند حرکت تو. بیرون‌ منزل روهم خواهم داشت چون‌کمک درراهدهست اول بایرون کل وجودم‌کار کنم‌هموزفیا ۳۶ این مسبر هستم‌ تااخراین مسیرکه شاید تا عید یا بعدعیدبکشه  هنوز کلی کاریروی بخشهای وجودی خودن دارم‌که هنوز بهش ترسید یقین دارم‌که واخراین‌مسیرحرکتدوبیروندمتزل رورهم با خداوند انجام‌خواهم‌داد جون این مسیرجدید کمک خداوند. هست رو هم بهش اضافه کردم بشی شک کمک تو راهر هست  انشالله  

      من‌ برای  اطراف که توجه داشتن یی نعمت که مد نظر خداوند نبوده  دزمی درخواست به حالت واجبارازخداوند گردن‌کلی مشکل برای خودشون ازبودن واون پیدا کردن هستم‌ افردی رو داشتم‌ که درهمسایگی ما زندگی میکرد که ازخداوند به اجبار فرزندی روخواست خود اون فرد می گفت داشتن یی دختر برای من از. هر جیزی عزیزتر مهم تر  بود چندپسر داشتم ولی دلم دختر  میخواست  حتی توگفته خودش این خواستن  رو به شکل اجبار اززخداوند درخواست داشته خداوند  هم دختر بهش داد  بود که اون دختر  به قول خداوندنه ولی به قول مردم  دیوانه بود  حتی مادر اون  دختر که من شاهد اذیت ازری که این دخترهای به مادر بودم و باره هی می گفت ازخداوند چیزی روبه اجبار نخواهید من خواستم‌ نتیجه این شده که باید درپی دختر باشم که به  کسی اسبیب نزنه  یا کسی اون ارز نده حتی یادهست‌که این‌ مادر اروزش شده بود تا زمانی که زنده هست دخترش فوت‌ کنه که بعد از اون دجار مشکات بیشتری نشه روزی که این دختر فوت کرد  مادر از خدا اول گله داشت که جرا به همه دختری سالم داده به اون نداده درپی اون بازم‌ شکر می گفت  خداوند تشکر می کردرکه به واین درخواستم جواب داده  وردخترش  ارزش گرفته که اون هنگام رفتن  به پیش خداوند نگران دخترش نباشه  این خواسته هم بهش رسید چندسال بد مادر مهمان دختر شد 

      سوال ۵ رو به این شکل جواب میدم‌.وفتی مشکل من حاد شد که دیگه توجه به نداشتن حرکت جلب شد کم‌کم درمن این‌حس قویی شد که من‌ فردی چاق هستم‌درد پا دارم راه نمتوانم برم لباس نمیتوان تهیه کنم حتی لباس گران هم خریدم‌که دوختم‌ شاید قیمت اون لباس عیبهای ومن  روپوش  بده ولی  اون زمان حتی  لایقت  داشتن   جسم لاغر  پای سلام‌ رو برای خودم‌  دیگه نداشتم خودم رو کاملا فردی که هیچ لایقتی دیگه نداره حساب می کر دم چاقی در من‌کل حس خوب رونابود کرد ولی به شکر خدا ابن‌ یی سال گذشته درپی درخواستم ازخداوند هر جیزی  که چاقی ازمن  گرفته بود به شکل بزرکتر به من برگشت کرده  یاداون فایل که شما باره هی میگفتید شما ازچاقی هرچیزی روازشما گرفته بودپس گرفتید افتادم هنوز فردی متناسب نشدم هنوزمسیرخدا هرکز دیرنمکند روتمام‌ نکردم ولی دست آوردی روبه من داد که هیج زمانی تصورش رودنداشتم روزی که شما راه مسبر من رو تو کنج‌ پنهان توبخش ۶ برای من‌گذاشتید دریافتی این‌  امسیرم تو اوج خودش به من رسید خودم‌ تصور یی خطی نوشته یی جمله تو  افکارم رو داشتم‌ ولی خالقم درپی در خواست من‌ یی فایل کنج پنهان  اون برای من‌ تو سن بالایی  ۵۷  برای من در نظر گرفت پس دریافتی من افکاری که انجام دادم تو نظرم خودم لایق بهترینها دیدم که به بهترینها هم رسیدم هنوزهم به بهترنه دارم میرسم هنوزدتمام نشده هی داره به دریافتی من اضافه میشه  کم‌ نمیشه من‌ تو شرایط خواست بودم وادر این‌ مسبر  شدم دریافت شرایط خواست داره از بابت دریافت خواستم‌ هم‌ تشکر وسپاس دارم‌ دوست دارم دریافتی من درمن هیچ غرور وهیچ بی علاقه ای وبرانگیرگی  ایجاد نکنه چون من‌ محتاج دریافتی خیلی خواستر هستم  انشاله کهدوموفق مسیر خودم باشم‌وهمه ودوستا ندبه درخواست‌های خوبش برسن  امین  یا رب العالمین 

      خدا پشت وپناه تون. یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1402/11/21 15:17
      مدت عضویت: 498 روز
      امتیاز کاربر: 61429 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 764 کلمه

      به نام خدای نور ، بی نهایت ِمهربانی که هرگز دیر نمی کند…🌟

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین

      خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره شگفت انگیز سپاسگزارم.
      خدایا بابت فرصت طلایی سپاسگزاری که از سر لطف ومهر در اختیارما قرار دادی، سپاسگزارم.

      🌟سپاسگزاری: راز بزرگ هستی :
      بزرگترین و بزرگترین نقطه عطف زندگی من، حضور در دوره های استاد هست. و بزرگترین نقطه ی عطف این دوره ها، اون جلسه ای بود که در دوره ی خدا هرگز دیر نمیکند، درباره ی راز شکرگزاری رو آموختم.
      بارش بی امان نعمت ها و برکات به شدت غیر قابل وصفی آغاز شد…
      از جاهایی که حتی به فکرم نمیرسید…
      هر خواسته ای…
      هر آنچه میخواستم و از صمیم دل بابتش شکرگزاری میکردم، چندین برابرش رو دریافت کردم…
      اوایل این پروسه برام فقط یک تمرین بود که استادم از ما خواسته بود، روزانه انجام بدیم.
      اما خیلی زود تبدیل به بخشی از مایند ست و سیستم فکریم شد.
      و امروز…
      تمام وجود و فکر و نظام فکریم رو در بر گرفته…
      امروز با شوق و شعف عجیبی سمت خدا میرم و از طریق سپاسگزاری باهاش ارتباط برقرار میکنم…
      امروز شب و روز، و روز و شب، با ایمان و اشتیاق سپاسگزاری میکنم…
      بابت هر چیزی…
      آگاهی هایی که دریافت میکنم…
      بیداری درونم… قدم هایی که هر روز در مسیر برمیدارم…
      چشمانی که به دیدن زیبایی باز شد…
      زبانی که از شکوه شکایت خاموش، و به شکرگزاری باز شد…
      گوش هایی که به شنیدن و دریافت آگاهی ها، باز شد…
      حرف های قشنگی که میشنوم یا میگم..
      هر لحظه فرصت زندگیم
      هدایت از طرف خداوند به این مسیر زیبا
      هر وعده غذاییم که با ارامش میخورم ودیگه مثل گذاشته
      عذابم نیست
      فراوانی و فزونی نعمت و برکت در جهان هستی و زندگیم
      فراوانی و فزونی نعمت عشق در جهان هستی و در زندگیم
      وهر چیزی بزرگ و کوچیکی که شاید به چشم خودم پیش از این نمی امد….

      هر روزم رو با سپاسگزاری آغاز، و هر شبم رو با سپاسگزاری پایان میدم. و هرچه با عمق جان بیشتری سپاسگزاری میکنم ظرف و ظرفیت درونیم وسیع تر میشه و در نتیجه ی این وسعت درون من ، بیرون زندگیم هم گسترش پیدا میکنه..

      چشم بستن بر روی نعمت ها و زندگی دیگران، و چشم گشودن بر روی زندگی و داشته هامون، شکوه شکایت نکردن و به جاش شکرگزاری کردن، بزرگترین و قشنگ ترین راز زندگیه که باعث شروع بارش نعمت های بی پایان الهی میشه.
      اگر به من بگن فقط اجازه داری از تمام زندگی، رازها و معناهاش، کلیدهای موفقیت و شادیش فقط بهت اجازه میدیم فقط یک مورد انتخاب کنی، بدون شک، و بدون شک، کلید VIP سپاسگزاری رو انتخاب میکنم چون تا وقتی این کلید رو در دست داشته باشیم، تمام نعمت های ریز و درشت زندگی رو خواهم داشت.

      گرچه نتایجی که تا کنون از سپاسگزاری گرفتم، خیلی بیشماره و براحتی در کلام نمی گنجد، اما واضح ترین ش این هست که درامدم سه برابر از 6 ماه پیش شده، و حدودا 12 برابر پارسال این موقع هست، بدون اینکه شغلم رو تغییر بدم، و یا شغل دومی داشته باشم. در همون شغل در همون شرایط شغلی بدون ارتقا با همون مدرک تحصیلی که تا پارسال کار میکردم. بعد شغل من طوری هست که به ظاهر درامد مشخصی داره. و مثل مشاغل آزاد نیست که حالت تجارت داشته باشه و بشه انتظار چندین برابری شدن درامد رو داشت. و شغلی با حالت حقوقی ثابت هست. و من واقعا نمیدونم چی شد و چطور شد که به این افزایش رسیدم….
      من فقط از یک جایی به بعد دست از گله و شکایت برداشتم، گله و شکایت از هر چیزی.. نه فقط مربوط به مسائل مالی.
      و شروع کردم با تمام جان، سپاسگزاری کردن.
      طوری سپاسگزاری میکنم که انرژی زیر پوستم گز گز میکنه… و قلبم از شوق می لرزه…
      اصلا حتی واژه ی سپاسگزاری به گوشم میاد باز همین شوق بهم دست میده. و ایمان دارم اولین، مهمترین و طلایی ترین گام در هر مسیری ، برای رسیدن به هر هدفی، برای تجربه ی هر شرایطی ، فقط و فقط سپاسگزاری هست. و هرچه بیشتر سپاسگزاری کنیم ذهن مون برای سپاسگزاری خلاق تر میشه و داشته ها و نعمت های بیشتری مقابل چشم ِ جان مون میاره.
      به قول هاتف اصفهانی:
      چشم دل باز کن که جان بینی
      آنچه نادیدنی است آن بینی

      سپاسگزاری چشم دل رو باز میکنه….جدی بگیریمش….

      خدایا سپاسگزارم که الان باید برم به ادامه ی کارم بپردازم و شغلی دارم که بخاطرش وقت ندارم در کامنتم موضوعات بیشتری درباره تجربیاتم از سپاسگزاری بنویسم.
      خدایا شکرت بابت شغل و شرایط شغلی دلخواه ایده آلم.

      استاد عزیزم، روشنی راهم سپاسگزارم. الهی همیشه امید در قلب تون مواج 🌟🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 45 از 9 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 25352 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        محتوای دیدگاه: 106 کلمه

        با سلام خدمت دوست و همکلاسی عزیزم خلنم السا فرزانه 

        دیدگاه شنا رو خوندم بینهایت لذت بردم خیلی خوشحال شدم سرشار از انرژی و شوق و اشتیاق بود خداروشکر میکنم که شما موصوع سپاسگزاری خیلی خیلی خوب درک کردید  و تونستید یه زندگی عالی برای خودتون بسازید بینهایت خوشحالم که شاهد پیشرفت‌های چشمگیر شما بودم  خداروشکر میکنم که ارتقا درآمد داشتید  من نکات مهمی از دیدگاه شما یاد داشت کردم که به اونها عمل کنم منم پیشرفت چشمگیر تجربه کنم براتون آرزو بهترینها دارم امین آرزو دارم که لحظه لحظه زندگیمونو همین جور شاد و خوشحال با انگیز پرشور سلامت باشید امین در پناه خدا باشید امین 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار السا فرزانه
          1402/11/21 21:39
          مدت عضویت: 498 روز
          امتیاز کاربر: 61429 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 82 کلمه

          درود و مهر هم کیهانی نازنینم 

          سپاسگزار وجود نازنین تون که انقدر به من محبت دارید عزیزم

          وقتی پاسخ تون رو به دیدگاهم خوندم از شوق بغض کردم. چقدر به انچه نوشته ام لطف دارید. 😍🙏

          الهی که هزاران برابر آنچه من بدست آوردم، شما بدست بیارین. و بدون شک همینطور خواهد بود چون شما بسیار متعهد هستید به پیشرفت خودتون. و تعهد پیش فرض موفقیت هست.

          مهر و فزونی و فراوانی بر شما باد نازنینم

          مشتاقانه منتظر شنیدن خبرهای خوش موفقیت تون هستم

          در نور باشید 😍

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      1402/11/21 14:36
      مدت عضویت: 484 روز
      امتیاز کاربر: 13795 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      باسلام خدمت شما استاد عزیز 

      سالهای پیش قبل از اینکه توسط خداوند و به واسطه عمه عزیزم هدایت به سایت شوم که تغییر کنم و آرامش و آگاهی‌ام برایم با ارزش‌تر است حرف و زندگی دیگران باشد،

      من هم گله و شکایت داشتم تا قبل از این شرایط بالا که گفتم،

      از همه کس شاکی بودم هر روز که از خواب بیدار می‌شدم اولین کاری که می‌کردم اسم دیگران رو می‌آوردم و حال خودم رو بد می‌کردم و از اون‌ها شاکی بودم و پیش خدا گله داشتم،

      شکایت از اینکه چرا من تنها هستم و هیچ دوست و رفیقی ندارم که با اون‌ها تفریح کنم بیرون برم کافی شاپ یا ….. 

      همیشه به مادر خودم می‌گفتم هیچ وقت برای من وقتی نمی‌گذارید و به هدف‌ها و خواسته‌های من گوش نمی‌دید تا برام شرایطی رو که دوست دارم فراهم کنید و من رو به سفر و تفریح و بیرون ببرید،

      شکایت از این داشتم که چرا شغل مورد علاقه خودم رو ندارم و در این سن یعنی ۲۳ سالگی من هیچ حقوقی دریافت نمی‌کنم همیشه شکایت از این داشتم که چرا به دانشگاه نمیرم یا مثلاً گواهینامه ندارم،

      اون زمان بیشترین شکایتی که من از خداوند و دیگران داشتم این بود که من در مقایسه با دیگران به هیچ پیشرفتی نرسیدم و همیشه دیگران از من بهتر بودند در ذهن خودم همیشه گله  داشتم که چرا به خواسته‌های خودم نمی‌رسم،

      شکایت از این داشتم که چرا دیگران هرچه دوست دارند می‌خورند و در سلامتی هستند و من باید با ترس و تردید و شک غذای مورد علاقم رو بخورم و بعد نگران باشم که آیا سلامتی من به خطر نمی‌افتد،

      همیشه نعمت‌های الهی خودم رو با دیگران مقایسه می‌کردم با دوستانشان با مدرک تحصیلی شان با گواهینامه‌شان و از شرایط و نعمت‌های الهی در زندگی خودم راضی نبودم و داشته‌های خودم برایم کم و بی‌ارزش بودند،

      حتی استعدادها و هنرهایی که داشتم مثل طراحی یا نواختن موسیقی برام بی‌اهمیت بودن و این‌ها رو نمی‌دیدم و گله و شکایت می‌کردم که همیشه باید از دیگران عقب‌تر باشم،

      تا زمانی که یک روز که با این سایت خوب ارزشمند و مفید توسط فرشته ی  نجات خودم یعنی عمه عزیزم  آشنا شدم،فهمیدم که چقدر دلم می‌خواهد تغییر کنم و انسان بهتری از گذشته باشم اول از همه سعی کردم گله و شکایت‌های خودم و مقصر دونستن دیگران رو متوقف کنم،

      شروع کردم به نوشتن خواسته‌های خودم و هیچ انتظاری نداشتم که در همون لحظه خواسته‌های من برآورده شود فقط نوشتم و با احساس خوب از داشته‌های خودم سپاسگزاری کردم،

      در دفتر خودم و در ذهنم مرور کردم که در زندگی من چه چیزهایی ارزشمند هستند و اون‌ها رو برای خودم نوشتم مثلاً همین که هر روز زنده هستم نفس می‌کشم و احساس خوبی دارم در خانه خودم هستم،

      کم کم با یک سال تمرین و کسب آگاهی از سایت سعی کردم که حالا که یاد گرفته بودم شکایت و گله را متوقف کنم انتظارهای خودم رو از انسان‌ها به خداوند بگویم و تغییر باور  بدهم،

      زمانی که من در شناخت درست خداوند و جهان هستی بودم دریافتم که اشتباه من چقدر زیاد بوده که از انسان‌ها انتظار خوشحالی خودم رو داشتم یا تغییر رفتار خودم رو از دیگران می‌خواستم که اونها عوض بشن،

      الان دیگه داشته‌ها و نعمت‌های الهی خودم را با احساس خوب درونی و عمیقی می‌بینم شکر وجود داشته‌های خوبم هستم نعمت‌هایی که بی‌شمار هستند و زندگی رو برای من آرامش بخش میکنند،

      نعمت‌هایی که به خودی خود وارد زندگی من شدند زمانی که من باورها و نگرش‌هام رو عوض کردم مثل سلامتی فکر می‌کردم با خوردن غذاها به خطر می‌افتند و قدرت ذهنم رو داده بودم دست غذاهایی که هیچ قدرتی ندارند،

      مثل مدرکت تحصیلی یا گواهینامه که در مقایسه با دیگران فکر می‌کردم من از دیگران عقب مانده‌تر و بی‌لیاقت تر هستم و هیچ ارزشی یا هیچ دارایی ندارم به هیچ پیشرفتی نرسیدم و یا کار مفیدی در زندگیم انجام نداده‌ام ندارم،

      وقتی از این افکار دست کشیدم و رهاشون کردم و با آگاهی به دنبال توجه به نعمت‌های الهی در زندگی خودم رفتم و برای چیزهایی که در زندگیم داشتم سپاسگزار بودم،

      خودبه خود به خواسته های خودم دست پیدار کردم و هر روز خوشحال تر و راضی تر و سپاسگزارتر از نعمت‌های الهی در زندگیم بودم،

      و کم کم به من ثابت شد که هر انسانی به اندازه لیاقتش یعنی سطح افکار خودش و آگاهی که از جهان هستی و خداوند انتظار دارد نعمت‌ها را دریافت می‌کند یعنی که با افکار خودش دّر نعمت‌ها رو به روی زندگیش بسته و همیشه در گله و شکایت دست و پا می‌زند و رضایتی از خودش و داشته‌های زندگیش نداره بدون شک لیاقت دریافت ان همه خوبی و نعمت‌های الهی رو تنها زمانی پیدا میکند که تغییر کنید،

      پس این ذهن قدرتمند ما هست که با خلق لحظه‌های زندگیمان آینده را برای ما روشن می‌کند و خروجی زندگیمون رو مشخص می‌کند وقتی از ورودی افکار خوبی برخوردار باشیم قطعاً نتیجه خروجی افکارمان و دریافت نعمت‌های الهی مطلوب خواهد بود و از زندگی رضایت خواهیم داشت این گونه است که سپاسگزاری ما واقعی می‌شود،

      امروزه من با تمام این آگاهی‌ها سپاسگزار تمام داشته‌ها و مهم‌ترین نعمت خودم یعنی سلامتی و آرامش در زندگیم هستم که با افکار خوب خودم این نعمت الهی رو دریافت کردم و راضی از خودم هستم و نعمت های خودم رو میبینم و سپاسگزارم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 29 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1402/11/21 13:37
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 44385 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,013 کلمه

      سلام برخاق بی مانند من خدایا پرستش ستایش تو را سزاست که خاقل این جهان هستی تشکر و سپاس بی دپکران برای آفرینش هستی که من‌ جزو این آفرینش هستم خدایا برای داشت چقدر دلشاد هستم‌ خدایا برای هدایتی که من دورنش قرار دادی دارم‌ به کل و جودم‌ کمک‌ رسانی خودت رو  انجام‌ میدم حسم  تو  بهترین زمانش هست حال دلم بسیار خوب هست افکار  تو بهترین مکان داره دور میزنه گفتار رو بایددقت کنم‌ که اون همسو بشه من دارم بخش های وجودی خودم رو ترمیم میکنم برای دانشی که تو این مسبر دریافت کردم‌ از خودت بسیار سپاس گزارهستم 

      خدایا نگه داره انسانهای باشم‌که و جودش کمک کننده هست  برای نجات بشریت انسانهای مثل استادم آقای عطار روشن که به زندگی افردی مثل من‌ نور و روشنایی بخشیده من به زندگی برکشتم با وجود ایشون بود برای داشتن استادی مثل ایشون  افتخار میکنم 

      سلام براستاد عطار روشن وفتی این مسبر جدید رو هروز دارم‌ با راهنمایی شما طی میکنم از خدایی خودم‌ هر جی سپاسگزار باشم‌کم‌هست هم زمانی عالی رو برای من رقم زده کم‌ کارترین زمان وهست برای داشتن این مسیرتازه ونو که هروز. دورنش دارم‌ پرواز میکنم‌ انتظار می شکم‌کی فایل جدید بیاد من‌ یی پرواز دیگه رو تجربه  کنم 

      خدایا چقدر دوست دارم خدایا دلم بعضی زمان با این‌ مسیر با این‌ موسیقی میره برای رها  کردن  این رها کرن تونگاه  با گذستن یادگرفت اگاهی درست کسب کردن  برای من نشد ایجادشد و به غیر این بود شاید می کفتم راه کردن ولی نه واقعا رهانکرده بودم تو ذهنم‌ بود تومرو بود توگفتم بود شاید یی بخش میتواستنم کنترال کنم‌ولی به شکل واقعی راهاشدنی نبود فقط کنترال بود این شده اصلا زمان فبل رها هرچی مشکل تو زندگیم داشتم برای من رها  کردن رو بسیار  راسون راحت کردی چقدر رها کردن و  پرواز کردن در اثر سبک شدم دلنشین هست با همراه کردن انکار هیجی  وزن ندارم‌ آسون راحت ساده اوج  می گیرم که پروازم دلنشن تر بشه 

      من حدود ۵ ماهی هست که و این سپاسگزاری رو هرروز تودفترم دارم انکارتازه جشم ازعبار ندیدن بیرون آمده تازه به نگاهی دست پیدا کردم‌ که درک‌ درستی از هستی اون درحد همین زمان همین کار کردم به من میده امروز تو بخش آب تولید این‌ ماده حیاتی با نگاه به آیه ومعنی اون تو همین فایل بهش رسیدم که می‌شد نباشه ولی به شکر خداوند هست تو بهترین طمع و مزه هست برای بر طرف کردن تشنگی که وفتی به سراغم‌ میاد هیچ ماده و هیچ نوشیدنی به هیچ عنوان جاکزین این ماده نخواهد بود و در یافت از خداوند امروز تو همین فایل برای من‌ بخش ،سپاسگرای  امروزم  رو تو این بخش قرار داد تو هر بخش تا امروز بودن به غیر از آب توخیلی از بخشهای رقتم اتفاق مثبتی که انتظار رو داشتم‌ تو دفتر نداشتم که برام‌ اتفاق بیفته همین درد کتاب وحیانی که ازش تو کل جهانی هست اگه نباشه جهانی نیست هستی  دچار اشکال خواهد شد شاید کل هستی از هم پاشیده  بشه پس درک  این‌ ماده حیاتی چقد در زندگی کل جهان از اهمیت عالی برخوردهای  ولی من هنوز  موفق  به تشکر وسپاس برای داشتن این ماده زندگی بخش نبودم  تو نگاه دارم‌  پله به پله سپاسگزارم  هم رشد میدم

       این از خالقم  دارم‌ نه خودم چون اون در من این توان رو ایجاد کرده که ازخلقتش تشکر کنم بعضی روزها هی باید بگردم جستجو کنم که کودم بخش قسمت من بشه برای سپاسگرازی امرورز با این فایل بخش بزرگی رو به من‌ نشون دادکه هنور 

       بعد از ۵ ماه من اراین داشته الهی که تو منرلم به راحتی با بازکردن شیر آب و ریختی اون تو لیوان نوشبدش تو نگاه خیلی آسون راحت بود ولی به درک ایحاد شده این‌ ماده که چطور به چه سیستمی و قوانین تولید شده و وارد  زندگی خونه من‌میشه دست پیدا کرده بودم برای درک آگاهی امروز باید شکار سپاسگزار باشم 

      سالهای زیادی هی می گفتم خدایا تشکر خدایا سپاس انکار داشنم این سپاسگزرای رو تو هوا انجام مبداد حس داشت ولی هیج  زمان‌ به ابن‌ قویی نبود اگه بود توزمان خیل کوتاه زود کم رنک میشد موقع حج واجب که حدود ۱۹ سال فبل خداوند قسمت کرد این حس دلشتن چند ماهی اون قویی بود ولی وفتی به زندگی معمولی خودم  برکشت کردم‌ اون‌کم کم‌ کم رنکترشد چرا چون من به زندگی معمولی خودم  برکشتم  همون قالب  همون کاره همیشه تحول ایجاد شده توفضایی ایردار و اخباره مشکل داره صحبت با افراد که‌ کلی دلیل برای مشکل دارن‌ و هم صحبتی باداین افراد نور این تحول رو کم رنک کرد  من اون زمان تغییر نکررم‌که اون تحوال بزرک تو وجودم به همون شکل همون قوت باقی باشه حسش هست بعضی زمان دلم هوای اون حس روداشت  ولی تو این مسبر داره هررو به شعله اون اضافه میشه به شکر خدا  اون حس به من برکشت‌ کرده  برای داشتن  این حس هم از  خداوند تشکر دارم  چون دارم با خودش همراه میشم برای دریافت کمک که اون تومسبر برام‌ در نظر داره پس حسش مثل زمان حج برام‌ شده من هر روز دارم چون نگاهم رو تغییر دادم با خدایی خودم بهتر بشردوستی  دارم‌ کلی ترس این بخش رو کم رنک‌ کردم‌ تو  نگاه دوست واقعی من خدایی مهربان  هست امروز داشتم درس زبان کار. می کردم معلم زبان به وانگلیسی سوال کرد گفت شما بهترین دوستان کی هستش من اول گفتم تو حال حاضر  مسیر تناسب فکری، بهترین دوست من هست ولی حالا اون اصلاح می کنم  خدای  این مسبر بهترین دوست من هست جون و این مسبر هم ازخدایی مهربان دارم‌ پس  دوست واقعی من  خدایی خودم هست دوستی که از هربخش وجودم اطلاع داشت جای من فرستاد که اگه میخوام باهاش   باشم  دوستی بهتری رو داشته باشم‌ اون  همه  بخش مشکل دارم.رو ترمیم‌. کنم‌  که منز با خودش توز بهترین  شرایطر این دوستی شکل بگیره نه  اضافه  وزنی  باشه  نه مشکل سسلامتی  باشه هیج‌ اشکال تو هرجنبه  که داشتم رو برطرف کنم‌  تو کسب کاره باشه استقال مالی باشه اول فرستادم این‌ مسبر که اول هدفم واقعی ر رو شناسای کنم برطرف کنم مشکل و جودم رو  که دوستی میان من و خدای عزیز بی هیج اشکالی صورت بگیره 

      خدا پشت و پنا هتون یا حق. حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه حیاتی
      1402/11/21 11:24
      مدت عضویت: 204 روز
      امتیاز کاربر: 7200 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 282 کلمه

      به نام خدای هستی بخش 

      جهان کارزار لیاقت هاست . عمیق ترین جمله ای که از خوندن این متن دریافت کردم که اگر واقعا اونو درک کنیم دیگه دست از خیلی از گله و شکایت هامون برمیداریم اینکه متوجه بشیم در هرجایی که قرار داریم درست ترین جا برای ماست و لیاقت ما بودن در همون جایگاه ست دیگه جایی برای گله و شکایت نمیمونه اینکه خواسته خودمون بوده که در اون جایگاه باشیم چه بطور خود آگاه چه ناخودآگاه که اکثر ما به صورت ناخودآگاه شرایط نامطلوبی رو برای خودمون رقم میزنم چرا میگم ناخودآگاه ؟چون فک میکنیم که متوجه کارهامون هستیم و برای تغییر شرایط مون تلاش میکنیم و تغییر شرایط از دست ما خارج ولی درواقع خودمون با ناسپاسی کردن از نعمت هایی که داریم و توجه کردن به نعمت های زندگی دیگران باعث به وجود آوردن شرایط موجود شدیم به طور ناخودآگاه . شاید در ابتدا که متوجه بشیم که شرایط زندگی مون  اندازه لیاقت مونه باعث ناراحتی مون بشه ولی این یه حقیقت باید اونو بپذیریم و برای بالا بردن سطح لیاقت مون تلاش کنیم تا بتونم شرایط بهتری از این دنیا رو تجربه کنیم .لیاقت نداشتن شخصیت و ذات مارو زیر سوال نمیبره بلکه نگرش و افکار ما رو هدف قرار میده ذات همه انسان ها یکسان فقط افکار و نگرش ما باهم فرق میکنه که اون هم توسط اطرافیان ایجاد میشه و البته اجازه دادن خودمون و براساس اون زندگی ما رقم میخوره.پس دست از سرزنش کردن خودمون و خدا برداریم مشکل ناعادل بودن خداوند در تقسیم نعمت ها نیست مشکل لیاقت ماست که اون به دست آوردینه و خداوند فرمولش رو بهمون داده شکر نعمت نعمتت افزون کند کفر نعمت از کفت بیرون کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم