معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار میگیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون میکنند.
معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند میتواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.
از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه میکنیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.34 از 170 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام وهزاران سلام تقدیم روی ماهت استاد
سپاسگذارم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
سپاسگذارم
بستگی دارد که ما خُدا را چگونه درک کنیم :بصورت یک شَخص ؟یا بصورتِ یک دستگاه یا سیستم ؟اگر بتونیم بصورتِ سیستمی باورش کنیم ،خیلی کار راحت تر می شودفایده یِ اینکه خُدا را سیستمی یا بصورت یک دستگاه و یک روش باور کنیم اینست که :۱. دیگر احساسِ گُناه نداری در مورد هیچ موضوعی :چون وقتی بصورتِ یک شخص و انسانی خدا را باور داری ، هر کاری که برای خود و دیگران انجام دهی ، احساس می کنی که نتوانی خوب انجام دهی و یک احساسِ عذاب وجدان و یا گناه همیشه با خود داری ، اما وقتی بصورت دستگاه باورش کنی ، خواهی فهمید که همه چیز به شیوه یِ افکارِ من بستگی دارد و این دستگاه یا سیستم ، نسبت به افکارِ من واکنش نشان می دهد ، و تقریبا دیگر ترسی نخواهی داشت و اگر هم به یک اتفاقِ منفی ای بر بخوری ، قبول می کنی که دلیلش تنها خودم بوده ام ، اما وقتی خُدا را بصورت انسانی درک کنی ، همیشه فکر می کنی که بدهکاری ، اما وقتی بصورت سیستم باورش کنی ، در هرجایی که باشی ، آن را می پذیری و همیشه هر جایی که باشی ، آن را جایِ درست می دانی ، در سیستمی هر هر جا که خوب یا بد باشی ، خودت را دلیلِ خوب و بد می دانی ، اگر موسی (ع) خدا راسیستمی باور نداشت ، با کُشتنِ آن شخص ، همه چیز را در زندگی اش تمام شده می دانست ، ولی او پذیرفت که در آن لحظه در فرکانسِ منفی بوده و آنقدر این فرکانس منفی بوده که مُنجر به یک قتل شده است و بعد از توبه کردن ، پذیرفت که حالا می توانم فرکانسم را ارتقا دهم تا اینکه پیامبر شد ، اصلا در هیچ حالتی احساسِ گُناه نباید باشد ، وقتی خدا را بصورت یک سیستم یا دستگاه پذیرفته باشیم ، خود را دوست داریم چه با اشتباه و چه بدونِ اشتباه ، خود را دوست داریم چه با خطا ، چه بی خطا .۲. بهتر می توانی بر نکات مثبت متمرکز شوی : وقتی که بصورتِ بنیادین پذیرفته باشی و عمل کرده باشی و نتیجه گرفته باشی که خدا یک سیستمِ فرکانس است ، تقریبا خیالت راحت است که دیگر شخصی نیست که مرا قضاوت کند ، خیالت راحت است که با هر اشتباه و خطایی ، نیازی نیست که مورد تایید و قضاوتِ کسی باشی ، بلکه تنها و تنها کافیست خودت را موردِ تاییدِ خودت بدانی ، چرا که خدا ، از هر انسانی با هر نوع خطا و اشتباهی ، استقبال می کند ، او حتی از زلزله ای که در عرض یک ساعت صدها هزاران نفر را به کامِ مرگ می کشاند ، استقبال می کند ، از سیلِ عظیمی که صدها و میلیونها نفر را بی خانمان می کند ، استقبال می کند ، و این نشان می دهد که هر کس در هرجایی ایستاده است ، جایِ دُرستش است ،۳. مثلِ گذشته ، ترس نخواهی داشت : علت ترسی که سالها ما را در آن غرق کرده بودند ، این بود که به خُدا ویژگیهایِ انسانی داده بودند ، و ما احساس می کردیم که هر وقت اشتباه و خطایی مرتکب شدیم ، حتما این شخص که دیده نمی شود و نامش خدا است در یک جایی از زندگی ، جوابِ این خطا و اشتباه را بر کفِ دستمان می گُذارد و چون این یک باور شده بود ، و همراه این باور ، ترس هم با آن گِره خورده بود ، صد در صد جوابی منفی از روزها و سالهای آینده می گرفتیم و اذعان می کردیم این مصیبت و این بلا به آن دلیل بود که من آن خطا را انجام داده بودم ، و غافل بودیم که روحِ خدا نیز از این خطا و اشتباه ، بی خبر بود ، اما پیگیری هایِ مداومِ ما و ترس های مداوم ما ، به آن باور خطا ، رونق داده بود و پیش از اینکه خُدا ، آن مصیبت را به ما بدهد ، ما خودِ خودِ خودِمان آن را خلق کرده بودیم ، ولی آن را به خُدا نسبت می دادیم ، اگر خُدا را به صورت سیستم باور کنی ، اگر آویخته به صدها خطا و اشتباه باشی ، آن خطا و اشتباهات را ، بخشی از مسیر می دانی که در پسِ آن صدها تجربه گفته می شود ، و هر وقت که بخواهی میتوانی رویِ ارتعاش و فرکانس خود کار کنی و ارتقا بیابی ، و به محصولی بالاتر برسی ، اصلا ترسی وجود نخواهد داشت ، چون می پذیری اگر این دستگاهِ خلقت ، به ضررم کار کرده است ، چون من مُحتویاتِ خوبی به آن نداده ام ، اگر بیمار می شوی ، چون جنسِ فرکانس هایِ ارسالیِ من ترس و بیم و گفتگوهایِ بیمارگونه بوده است و بازتابش هر چه باشد ، دُرست است .۴. احساسِ قربانی شدن نخواهی کرد :وقتی خدا را بصورت سیستماتیک باور کنیمی فهمی آن جایی که احساسِ قربانی کنینتیجه ای نخواهی گرفتو کمکی به خود نخواهی کردپس تغییر موضع خواهی دادو احساس پیروزی و فراوانی و وفور را جایگزینِ احساسِ قربانی شدن خواهی کرداحساسِ عشق را جایگزینِ احساسِ نفرت خواهی کرد.احساسِ تحسین را جایگزینِ حسادت خواهی کرداحساسِ اُمید را جایگزینِ نا اُمیدی خواهی کرد. نتیجه اینکه ، با توجه به قوانینِ موجود در این زندگی بشریت که در اطرافِ مان می بینیم و درک می کنیم ، می توان گفت که انسانها در هر اوضاع و شرایطی که قرار دارند ، این شرایط و اوضاع ، بازتابی از خودشان است ، هیچگاه ، هیچوقت ، در هیچ جایی ، ضرر و زیانی از جانبِ منبع به ما نرسیده و نخواهد رسید ، چرا که منبع همیشه شادی ، نشاط ، سرزندگی ، اُمید و خوشبختیِ ما را می خواهد ، منبع هنیشه در حالِ پخش و نشر و پراکندن و جاری کردنِ این موهبت هاست ، و هر گاه غیر از این موارد را تجربه می کنیم ، باید برگردیم به خودمان ، با وجود اینکه ما سرشار از هزاران خطا هم باشیم ، نه تنها خدا همیشه در بهترین فُرمتِ زندگی جاریست طبق قرآن او مستور و پوشاننده است