معجزات الهی رخدادها و اتفاقاتی هستند که به یک باره در مسیر زندگی ما قرار می گیرند و شرایط زندگی مان را دگرگون می کنند.
معجزات الهی ممکن است در طی چند ساعت، روز، هفته، ماه یا سال وارد زندگی ما شوند اما از آن جهت که فراتر از انتظار ما هستند اطمینان داریم که فقط خداوند می تواند آن شرایط را برای ما رقم زده باشد.
از طرفی مطمئن هستیم شرایطی که با آن مواجه شده ایم در شرایط عادی زندگی مان نیاز به زمان بسیار بیشتری برای تحقق دارد درحالی که با کمک خداوند در مدت زمان کمتر نتایج فراتر از انتظار را تجربه می کنیم.
درک نگاه خداوند
من باور دارم نگاه خداوند به من همیشه فراتر از نگاهی است که من به خودم دارم.
این باور درباره همه انسانها صدق می کند. به این معنی که نگاه خداوند به همه انسانها بسیار فراتر از آن چیزی است که آنها درباره خودشان تصور می کنند.
اگر من خودم را لایق فلان شرایط در زندگی می دانم، خداوند مرا لایق صدها و هزاران برابر آنچه برای خودم می پسندم می داند.
اگر من عقیده دارم استعداد خاصی ندارم یا توانایی های من معمولی و پیش پا افتاده هستند، نگاه خداوند درباره من این است که سرشار از استعدادها و توانایی های خارق العاده هستم.

هر نگاه یا نگرشی درباره خودتان دارید، باور کنید نگاه خداوند هزاران برابر بزرگتر از آن چیزی است که درباره خودتان می دانید یا تصور می کنید.
اگر با نگاه خودتان زندگی کنید قطعا نمی توانید از توانایی ها و استعدادهایی که خداوند در وجود شما قرار داده است استفاده کرده و شرایط زندگی خود را تغییر دهید یا حداقل از زندگی کردن لذت ببرید.
اما اگر با نگاه خداوند به خودتان حرکت کرده و در جهت خواسته های خود تلاش کنید نتایج عالی و شرایط فراتر از انتظار را تجربه خواهید کرد.
همه ما تجربیات و مثال هایی از زندگی خود و دیگران داریم که مطمئن هستیم رخ دادن آن شرایط فقط کار خداوند بوده است. این اثبات می کند که نگاه خداوند به انسانها همواره بزرگتر از آن چیزی است که آنها درباره خودشان تصور می کنند.
من زمانی که آموزش لاغری با ذهن را شروع کردم تصورم این بود که شاید برخی از اطرافیانم که همه چاق بودند به این موضوع علاقمند باشند.
من در آن زمان هرگز تصور نمی کردم آموزش های لاغری با ذهن روزی قرار است توسط انسان های زیادی در سراسر جهان مورد توجه و استفاده قرار بگیرد.
نگاه خداوند به من هزاران برابر آن چیزی بود که من درباره خودم، توانمندی هام و نتایجم فکر می کردم و انتظار داشتم.
آموزش های لاغری با ذهن، سایت تناسب فکری و هرآنچه از طریق کلام و دستان من در این فضای مجازی به واقعیت تبدیل می شود قطعا معجزات الهی است که در مسیر زندگی من رخ داده است.

هر رؤیایی که برای خود در نظر می گیرید، خداوند هزاران برابر آن را برای شما در نظر گرفته است.
هر سرنوشت یا تقدیری را برای خود باور کرده اید، خداوند هزاران برابر آن را برای شما در نظر گرفته است.
هر شرایط و موقعیتی را در زندگی برای خود واقعیت می دانید، خداوند می تواند هزاران برابر آن را به واقعیت زندگی شما تبدیل کند.
تجربه و دریافت آنچه خداوند برای شما در نظر گرفته است فقط نیاز به باور کردن دریافت معجزات الهی دارد.
اینکه باور کنید خداوند بعنوان خالق، همواره مراقب و پشتیبان شما در زندگی است.
اینکه باور کنید خداوند اگر در زندگی با در بسته ای مواجه می شوید، حتما کلید آن نزد خداوند است و به موقع آن را به شما خواهد داد تا آن در بسته را باز کنید.
اینکه باور کنید حضور شما در این دنیا یکی از معجزات الهی است و شما اینجا هستید تا معجزات بی نهایت خداوند را تجربه کنید.
بسیار مهم است که همواره به خاطر داشته باشید با چشمان خداوند و از نگاه او به خودتان و توانایی ها و شرایطی که می توانید در زندگی کسب و تجربه کنید نگاه کنید.
نگاه خداوند به خودتان را جایگزین نگاهی که درباره خود دارید کنید تا انگیزه و اشتیاق شما برای حرکت کردن و خلق رویاهای تان چند برابر شود.

معجزات الهی
ممکن است تصور کنید اوضاع فعلی تان همیشگی است.
مدت هاست در این شرایط هستید و همه شواهد تایید می کند که این شرایط همیشگی است و تغییر آن امری محال و غیرممکن است.
من سی و چهار سال چاق بودم و هیچ امیدی برای لاغر شدن نداشتم.
من بیش از دوازده سال بود که ازدواج کرده بودم و هیچ امیدی به تغییر شرایط عاطفی با همسرم نداشتم.
من بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه سه سال مغازه خدمات کامپیوتری داشتم، پس از آن هشت سال کارمند دولت بودم، سپس سه سال شاگرد نجار بودم و ۵ سال مغازه ابزار و یراق داشتم، اما هیچ نشانه امیدی از بهبود شرایط در زندگی ام احساس نمی کردم.
به افراد مختلف بدهکار بودم و چندین وام بانکی داشتم که توان پرداخت اقساط آنها را نداشتم.
خودم را انسان گناهکاری می دانستم که از فضل و رحمت خداوند محروم شده است.
خودم را لایق بلاها و مصیبت های زندگی می دانستم چون باور کرده بودم از خداوند دور شده ام و او مرا رها کرده است.
همه شرایط حاکی از این بود که من رنگ خوشبختی را در زندگی نخواهم دید. من قادر به تغییر شرایط زندگی ام نیستم.
من باور کرده بودم که به دلیل متولد شدن در خانواده ای متوسط، به دلیل ایرانی بودن، به دلیل زندگی در شهری کوچک، به دلیل نداشتن پشتوانه مالی، به دلیل نداشتن سرمایه، به دلیل نداشتن شانس، به دلیل نالایق بودن دولت، به دلیل زود ازدواج کردن، به دلیل نداشتن مدرک دانشگاهی بالا، به دلیل نداشتن مغازه ملکی و به صدها دلیل واضح دیگر همیشه در این شرایط زندگی خواهم کرد.
اما زمانی که به لطف خدای مهربان به مسیر تغییر زندگی هدایت شدم و نگاه و نگرش تازه ای درباره خداوند در وجودم شکل گرفت نور امید در وجودم شکل گرفت و به بخشش و رحمت او امیدوار شدم.
به محض اینکه این نگرش در وجودم شکل گرفت که نگاه خداوند به من با نگاهی که من به خودم دارم از زمین تا آسمان متفاوت است نور امید در قلبم روشن شد.
با آنکه هنوز باور نکرده بودم که خداوند مرا دوست دارد یا مرا می بیند و همیشه آماده است تا به من کمک کند اما انتظار تجربه بزرگی و عظمت خداوند در من شکل گرفت.

من منتظر تجربه معجزات الهی در زندگی ام بودم.
من منتظر مشاهده تغییرات عظیم و باورنکردنی در زندگی ام بودم.
من هر روز را با این انتظار که خداوند زندگی مرا دگرگون خواهد کرد سپری می کردم.
و آن روز سریع تر از آنچه تصورش را می کردم فرا رسید و من شاهد رخ دادن معجزات الهی در زندگی ام یکی پس از دیگری شدم.
هرآنچه سالها درباره خودم تصور می کردم دگرگون شد.
دیگر من آن انسان افسرده، ناامید، مضطرب، پرخاشگر و عصبی مزاج نبودم بلکه نگاه خداوند درباره خودم را باور کردم و من انسانی شاد، امیدوار، آرام و پر جنب و جوش و عاشق زندگی کردن شدم.
من آن انسان چاقی که باور کرده بودم چاقی من ارثی است و خداوند مرا چاق آفریده است نبودم بلکه این نگاه خداوند که برای من سلامتی و تناسب اندام را در نظر گرفته است باور کردم و رنچ سی و چند سال چاقی در مدت کوتاهی پایان یافت و لذت و شادی تناسب اندام در زندگی من جاری شد.
دیگر من آن مرد عصبی و پرخاشگر و تندخو در زندگی با همسرم نبودم، بلکه نگاه خداوند درباره خودم که لایق تجربه عشق و مودت در زندگی و در کنار همسرم هستم را باور کردم.
نگاه من درباره اینکه تا ابد بدهکار خواهم بود را با نگاه خداوند که زندگی سرشار از نعمت و فراوانی را برای من درنظر گرفته بود تغییر دادم و همه بدهی های چند سال کسب و کار ناموفق را در کمتر از یک سال پرداخت کردم.
نگاه من درباره کسب و کارم که هرگز رشد و پیشرفت نخواهد کرد را با نگاه خداوند که گسترش و برکت را برای من در نظر گرفته است جایگزین کردم و کسب و کار من در کمتر از چند سال در سراسر جهان گسترش پیدا کرد و مورد استقبال قرار گرفت.
اینها بخشی از معجزات الهی است که فقط در طی چند سال اخیر در زندگی من رخ داده است. معجزاتی که هرگز با تلاش و کوشش قادر به رقم زدن آنها نبودم بلکه فقط با توکل و ایمان به دریافت معجزات الهی توسط خداوند در زندگی من ایجاد شدند.

معجزه زندگی خودت باش
من شما را نمی شناسم اما باور دارم اگر در به سمت این صفحه و خواندن نوشته های آن هدایت شده اید قطعا در صف انتظار دریافت معجزات الهی قرار دارید.
خداوند شما را در صف تغییر و تحول زندگی وارد کرده است.
مهم نیست در چه شرایطی هستید یا چند سال است تلاش می کنید شرایط زندگی خود را تغییر دهید اما موفق نشده اید.
مهم نیست چقدر احساس ناامیدی می کنید یا خود را در اسارت افکار و یا حتی اشخاص می دانید و تصور می کنید تا با آنها زندگی می کنید رنگ خوشی را نخواهید دید.
مهم نیست اگر همواره در حال سرزنش کردن خودتان هستید که چرا آن اشتباه را مرتکب شدید یا آن تصمیم را گرفتید و یا آن اقدام احمقانه را انجام دادید.
حتی مهم نیست اگر تا به امروز تصور می کردید به واسطه گناهان بی شماری که مرتکب شده اید یا سهل انگاری های زیادی که در عبادت های خود داشته اید از خداوند دور شده اید یا خداوند شما را رها کرده و یا حتی نفرینتان کرده است.
اکنون و برای این لحظه فقط این مهم است که باور کنید خداوند شما را فرا خوانده است تا معجزه زندگی خودت باشی.
باور کنید خداوند از طریق این نوشته شما را صدا می زند و فقط کافی است در وجود خود به او پاسخ دهید.
به ندای خداوند (بله) بگویید.
در وجود خود صدای خداوند را بشنوید که نام شما را صدا می زند. سپس به او پاسخ دهید: بله
من در وجودم صدای خداوند را می شنوم: رضا …… رضا …… رضا
و هر روز و هر لحظه به او پاسخ می دهم: بله …… بله ……. بله
برای شروع همین کافی است.

من به معجزات الهی ایمان دارم
این عبارت را با خودتان تکرار کنید.
اگر نمی توانید با صدایی بلند آن را تکرار کنید اصلا مانعی نیست. زیر لب تکرار کنید: من به معجزات الهی ایمان دارم.
حتی اگر زیر لب هم قادر به تکرار این عبارت نیستید، اشکال ندارد. در ذهن خود این عبارت را تکرار کنید.
من به معجزات الهی ایمان دارم.
…………. من به معجزات الهی ایمان دارم.
…………………….. من به معجزات الهی ایمان دارم.
………………………………… من به معجزات الهی ایمان دارم.
ممکن است این فکر در ذهن شما مرور شود که: تو نمی توانی در زندگی به آرزوهایت برسی. تو قادر به پرداخت بدهکاری هایت نیستی.
هر طور حساب و کتاب کنی امکان ندارد بتوانی از این شرایط خلاص شوی و زندگی بهتری داشته باشی.
این نگاه تو به خودت و نگرش تو درباره خداوند است.
اما نگاه خداوند به تو و پیام خداوند برای تو چیز دیگری است.
تو هنوز معجزات مرا ندیده ای.
تو هنوز عظمت بی حد و حصر مرا ندیده ای.
تو هرگز خیر و برکاتی که می توانم وارد زندگی ات کنم را نمی توانی تصور کنی.
نگاه من به تو فراتر از نگاه تو به خودت است.
خودت را از نگاه من ببین.
به خودت با چشمان من نگاه کن و درباره خودت آنگونه که من درباره تو فکر می کنم فکر کن.
خداوند همیشه با روش های معمولی و به آن صورتی که تو فکر می کنی در زندگی ات عمل نمی کند.
مواقعی وجود دارد که من کم کم نعمت هایم را وارد زندگی ات می کنم.
در این شرایط تو باید ایمانت را حفظ و با توکل و امیدواری به زندگی ادامه دهی و روزها را سپری کنی.
در این صورت معجزات خودم را وارد زندگی ات می کنم.
به جای اینکه از مرحله ۷ به ۸ و سپس به ۹ وارد شوی تو را از مرحله ۷ به ۸ و سپس به ۶۳ و ۶۴ و … وارد خواهم کرد.
این نتیجه ایمان به دریافت معجزات الهی خواهد بود.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
تمرین:
۱- احساس و برداشت خود از آگاهی که کسب کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
۲- مواردی در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید که نشانه ای واضح از معجزات الهی در زندگی بوده اند.
۳- در ذهن خود بر اساس این نگرش که در صف دریافت معجزات الهی هستید، مسیری فرضی و آسان برای تجربه چند تا از مهمترین خواسته هایتان را بنویسید. (بسیار مهم)
امتیاز 4.34 از 158 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدایی که جان آفرید
زمین و زمان و مکان آفرید
بشر ، ماورای جلالش نیافت
بصر ، منتهای جمالش نیافت
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز در این مسیر شگفتی آفرین
گام اول زندگی با کمک خداوند
۱. احساس و برداشت خود از آگاهی که کسب کردید را در بخش نظرات ثبت کنید.
[ من به معجزات الهی ایمان دارم ]
احساس خیلی خوبی دارم و خوشحالم از کسب این آگاهی جدید که یاد گرفتم خودم رو از دریچه نگاه خدا ببینم
فهمیدم من انسان ارزشمندتری هستم فقط نگاه خودم نسبت به توانایی های خودم آنطور که باید بزرگ نیست !
ما انسانها عادت کردیم که خودمون رو بی ارزش تر از چیزی که هستیم ببینیم و توانایی هامون رو کوچک بشماریم !
حس می کنم با خواندن این مطالب پرده ای از جلوی چشمام کنار رفت و یاد چیزایی افتادم که تا به امروز می دیدم اما آگاه نبودم من در اطرافیانم انسانهایی رو می شناسم که اعتماد به نفس بسیار بالایی دارند و خودشون رو بالاتر از چیزی که ما می بینیم می بینند !
تا به امروز وقتی با اون افراد مواجه می شدم در دلم می گفتم عجب اعتماد به سقف کاذبی داره !
گاهی هم برای خودم هم برای نزدیکانم این سوال پیش میومد که این شخص لایق چیزهایی که داره نیست ! و ما ندونسته اون شخص رو قضاوت کردیم و بارها شنیده بودم که در مورد این شخص می گفتن که ما موندیم این هیچ هنری نداره و استحقاق این جایگاه در زندگیش نیست ! پس چطور به این جایگاه رسیده ؟
ولی امروز آگاه شدم که این افراد نگاه درستی به خودشون دارن و دلیل موفقیتشون هم همین مسئله ست
و در مقابل این افراد انسانهای زیادی رو می شناسم که بسیار خود کوچک بین هستند و توانایی ها و استعدادهای بسیار منحصر به فرد و بالایی دارند اما حتی این استعدادها رو به حساب هم نمیارن و وقتی بقیه ازشون تعریف و تمجید می کنن بسیار متواضعانه میگن من لایق اینهمه تعریف شما نیستم و … و این حرف یک تعارف ساده نیست این افراد واقعاً توانایی ها و استعدادهای خودشون رو کوچک می شمارند و به همین دلیله که توی زندگی به جایی که لیاقتش رو دارند نمی رسند چون به خودشون و توانایی هاشون نگاه انسانی بسیار حقیر دارند !
حتی به خودم عمیقتر شدم توی هر مسئله ای که خودم رو با نگاه بالاتری می دیدم پیشرفت چشمگیرتری داشتم و چقدر برام جالب شد که من توی زندگیم و توانایی هام همه جا سطح لیاقت خودمو ارزیابی کردم و طبق همین ارزیابی به خودم نمره دادم و اجازه ندادم پامو فراتر بزارم و خودمو در محدودیتهای ذهنم حبس کردم !
ولی امروز خوشحالم که سطح آگاهیم بالاتر رفت و دیواری که سد راه پیشرفتهای زندگیم بود دیدم
من از امروز به خودم قول میدم که به هیچ دیواری اجازه ندم بین من و خدای من فاصله بندازه چون من پشت دیوار محدودیتهام ایستاده بودم و خدای نامحدودم رو ندیدم که آنسوی دیوار دستش رو به سمت من دراز کرده تا از اون دیوار عبور کنم و دیوار محدودیتهام رو بشکنم
خدا بیشتر از من دوست داشت که من به موفقیت برسم اما من ترسیدم به خدا اعتماد کنم اما از امروز دستم رو میذارم تو دست خدا و به خدا اعتماد می کنم تا با کمکش به آرزوهام برسم
من از امروز به تمام آرزوهام قول رسیدن دادم چون:
( من به معجزات الهی ایمان دارم )
۲. مواردی در زندگی خود و اطرافیانتان پیدا کنید که نشانه ای واضح از معجزات الهی در زندگی بوده اند.
خدای من همون خداییه که حضرت ابراهیم رو از آتش نمرود نجات داد
خدای من همون خداییه که حضرت یونس رو از شکم ماهی نجات داد
خدای من همون خداییه که حضرت یوسف رو از برده به عزیز مصر تبدیل کرد
خدای من همون خداییه که زلیخا رو بینا و جوان کرد و بهش عمر دوباره بخشید
خدای من همون خداییه که رود نیل رو برای حضرت موسی و یارانش شکافت
خدای من همون خداییه که برای حضرت مریم از بهشت غذا می فرستاد و با یک سیب بهش حضرت عیسی رو هدیه داد
خدای من همون خداییه که به حضرت عیسی دستور داد در گهواره سخن بگه و …
اگر بخوام از زندگی خودم و اطرافیانم مثال بزنم
خاله من زمانی که خیلی جوان بود و تازه عقد کرده بود متوجه میشن که سرطان داره و مدتی شیمی درمانی و … میکنه و بعد تمام دکترای قم و چند تا شهر دیگه جوابش می کنن ولی همسر خاله ام که خیلی دوستش داشته می برتش مشهد و همونجا خاله ام یک خواب می بینه که بهش میگن شفا گرفتی بعد که دوباره آزمایش میده اثری از بیماریش نبوده
خودم وقتی راهنمایی و اول دبیرستان بودم خیاطیم افتضاح بود جوری که مامانم همیشه بهم می گفت تو هیچ وقت تو زندگیت خیاط نمیشی چون حتی نمی تونستم یک کوک ساده به مقنعه ام بزنم
که حتی خواهرامم بلد بودن اما من سر یکسری مسائل کلاس اول دبیرستان کل امتحانام به جز چند تا درس رو برگه سفید دادم و زمان انتخاب رشته فقط سه تا اولویت داشتم
و من تصمیم گرفتم برم رشته ی طراحی و دوخت کارو دانش که با مخالفت شدید بابام روبرو شدم چون فکر می کرد مخارج این رشته بالاست و ما از لحاظ مالی ضعیف بودیم و به من گفت باید یکبار دیگه اول دبیرستان رو بخونی و یک رشته نظری قبول بشی !
اما من تصمیم خودم رو گرفته بودم و بابام با کمال نارضایتی و دعوا و قهر و فقط با این شرط قبول کرد که کوچکترین پولی برای من خرج نکنه و کوچکترین حمایتی از من نکنه و من قبول کردم
و همونجا با دل شکسته از خدا خواستم کمکم کنه و خودش همه جوره حمایتم کنه و دستمو بگیره و کمکم کنه به خودم و بابام و همه خودمو ثابت کنم و من در این دو سال معجزاتی رو با چشم دیدم که خودم هنوز باورم نمیشه انگار توی اون مدرسه همه یک جورایی دست خدا بودند برای کمک کردن به من !
از مدیر گرفته تا سرپرست مربی های کارگاه خیاطی همه بهم کمک می کردند و پارچه و وسایل مورد نیازم رو بدون هیچ گونه منت گذاشتن در اختیارم می گذاشتند !
و اتفاقاتی برام افتاد که هنوز که بهش فکر می کنم حیرت می کنم من به حدی هر روز در حال پیشرفت بودم که نه تنها شاگرد اول و شاگرد نمونه کل مدرسه بودم بلکه کاپشن دوزیم توی کل کشور اول شد!
و من سر گروه سرگروه های کارگاه شدم و تنها دانش آموزی بودم که اجازه داشت زنگ های تفریح وارد دفتر معلمها بشه و مربی به من درس میداد و من به سرگروه ها درس می دادم و سرگروهها هر کدوم به زیر گروههای خودشون درس میدادن
و در آخر هر کس مشکل داشت یکراست میومد پیش خودم
و بعد از اون بابام کاپشنی که برای خودش و برادرم دوخته بودم برد پیش کت و شلوار دوزش که بهترین خیاط شهرمون بود که براش جادکمه بزنه و کت و شلوار دوزش به حدی از کار من خوشش اومده بود
و کلی تشویق و تمجید کرده بود که بابا حسابی خوشحال شده بود و بهم گفت واقعاً بهت افتخار کردم و حتی از من دعوت به کار با حقوق بالا کرده بود که من در اون زمان شرایطش رو نداشتم که برم سر کار
معجزه ی دیگه ای که توی زندگیم رخ داد مربوط به کارم بود که بابام خیلی مخالف بود و اجازه نمیداد من برم سرکار اما من از خدا خواستم که راضی بشه و به طرز معجزه آسایی راضی شد و من چندین جای مختلف کار کردم حتی یکی از جاهایی که برای کار می رفتم خودش صبح های زود من رو می برد می رسوند سر کارم که واقعاً جز معجزه نمی شد اسم دیگه ای روش گذاشت !
حتی من چند تا شغل داشتم و هم چند جای مختلف مربی سرود و خیاطی بودم هم توی خونه شاگرد خصوصی داشتم هم برای مشتریهام تک دوزی می کردم و حتی مشتریهامم خودشون معجزه بودن و از جاهایی میومدن که من واقعاً حیرت می کردم که اینا چطوری منو پیدا کردن !
چون من تبلیغاتی برای کارم نکرده بودم فقط از خدا خواسته بودم برام مشتری بفرسته و الان که دارم اینا رو می نویسم حالم دگرگون شده چون خدای مهربون من داره یکی یکی معجزاتشو به رخم می کشه و میگه ببین من همون خداییم که این معجزات رو وارد زندگیت کردم !
و اما یکی از عجیب ترین معجزات زندگی من همسر نازنینم بود که من خیلی قشنگ مشخصات همسر دلخواهم رو به خدا سفارش دادم و ازش خواستم که خودش این شخص رو برام بفرسته و خدا زیباترین معجزه ی زندگیم رو فرستاد و این در شرایطی بود که من دختر سوم خانواده بودم
و دو خواهر بزرگترم هنوز مجرد بودند و بابام روی این مسئله هم تعصب داشت که اول خواهران بزرگترم باید ازدواج کنند
و همچنین اینکه همسر من تا اول راهنمایی درس خونده بود و بابای من به شدت براش تحصیلات مهم بود و همیشه به مامانم می گفت اول از خواستگار بپرس چقدر تحصیلات داره اگه دیپلم نداشت به هیچ عنوان قبول نکن بیان برای خواستگاری و تا به اون روز خواستگاران زیادی رو به همین علت رد کرده بودیم اما اینبار من از اراده ای فوق اراده ها خواسته بودم
که خودش همه چیز رو برام درست کنه و نکته ی جالبش اینجا بود که من اصلاً از انتظار خوشم نمیومد و اینم از خدا خواسته بودم که خیلی سریع همه چیز اتفاق بیفته و در عین ناباوری همه پنجشنبه غروب مادر و خاله ی همسرم و چند نفر دیگه که واسطه این ازدواج بودند اومدن خواستگاری و با اینکه مامانم بهشون گفت که به خاطر تحصیلات پسرتون باباش قبول نمی کنه اما آقای واسطه ای که بابام خیلی بهش اعتماد داشت اومد همون شب بابام رو راضی کرد که فردا ساعت ۱۱ صبح به همراه همسرم و پدرش و چند تا از بزرگان فامیل بیان خواستگاری و بعدازظهر اومدن شناسنامه من رو گرفتن و خبر دادن فردا صبح زود میان دنبال من که بریم برای آزمایش خون و چون شب تولد پیامبر و امام صادق بود گفتن سه روز طول می کشه تا جواب آزمایش بیاد که باز هم معجزه ی بعدی که همسرم توی آزمایشگاه یه آشنا پیدا می کنه و یک ساعته جواب آزمایش رو می گیره و بعد دوباره اون واسطه که بابام خیلی بهش اعتماد داشت اومد بابام رو راضی کرد که بعدازظهر بیان برای بله برون و بابام در عین ناباوری ما قبول کرد و مراسم بله برون خیلی راحت و بی دغدغه به همراه بزرگان فامیل دو طرف انجام شد و پدر همسرم از بابام اجازه گرفت همون موقع عاقد بیارن توی خونه و عقدمون کنه و بابام قبول کرد و ما همون شب عقد کردیم !!!
یکی دیگه از معجزات زندگی من آشنایی با شما استاد عزیز بود که قبلاً در قسمت نظرات مربوط به این قسمت نوشتم
من معجزات خیلی زیادی در زندگی خودم و اطرافیانم رخ داده که چند تا از مهمترینهاشو گفتم که متنم زیادم طولانی نشه
۳. در ذهن خود بر اساس این نگرش که در صف دریافت معجزات الهی هستید ، مسیری فرضی و آسان برای تجربه چند تا از مهمترین خواسته هایتان را بنویسید.
من برای پاسخ به این سوال خیلی فکر کردم و واقعاً نمی دونستم چه جوابی بدم و در اینجا باز هم از خداوند خواستم که کمکم کنه بهترین جواب رو بتونم بدم
و راستش با خواندن و مواجه شدن با این سوال مغزم هنگ کرد و هر چی به خودم فشار آوردم مسیر فرضی برای رسیدن به ساده ترین خواسته ام رو بنویسم هیچ ایده ای به ذهنم نرسید و فقط گفتم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
در شب ظلمانیم نور نشانم بده
و صدای زیبای نور مطلق زندگیم از درونم باهام حرف زد و گفت نگران نباش من اینجام پیشتم هواتو دارم
گفت مگه تو تا حالا مسیری رو انتخاب کردی ؟ و از قبل به مسیر رسیدن به خواسته هات فکر کردی ؟
دیدم نه من فقط همیشه درخواست کننده بودم و فقط از خود خدا خواستم و تا حالا هیچ وقت به مسیر رسیدن به خواسته هام فکر نکردم چون من اصلاً بلد نیستم چطوری باید مسیر یابی کنم و کنار هم بچینم
فهمیدم این کار اصلاً کار من نیست!
کار من فقط درخواست کردنه و خدای قادر و توانای ما خیلی عادل و مهربونه میگه تو فقط بخواه و سفارش بده باقیش با من همچین برات ردیفش کنم کیف کنی
میگه تو فقط یک درصد خودتو انجام بده نود و نه درصد باقیمونده با من
میگه بنده ی من کار راحته با تو سختاش همه با من اینجاست که میگن
خدا گفته تو اگه یه قدم به سمت من برداری تا صد تا قدم برات ورندارم ولت نمی کنم
اینه عدالت خدای یکتای ما
تقسیم کار از این عادلانه تر دیده بودید؟
حالا من یه سوال از شما دارم
میشه یه همچین خدایی داشته باشیم و عاشقش نشیم ؟؟؟
من که میگم به والله نمیشه
خدا جونم بی نهایت عاشقتم عاشق شکوه و عزمت و بزرگی و بخشندگیت عاشق عدالتت عاشق تمام صفات قشنگی که در تو شروع میشه و تا بی نهایت ادامه داره مثل خودت که نامحدودی تمام صفاتت و زیباییهات هم نامحدود
استاد عزیز و گرانقدر از شما هم بی نهایت ممنونم که یادم انداختید خدای من چقدر تو زندگیم معجزه کرده و من خیلیاشو یادم رفته بود
با آرزوی سلامتی و موفقیت روزافزون شما استاد عزیز و دوستان خوبم خدانگهدار
نشان های دریافت شده
ب نام پروردگار زیباییها
جهانی ک در آن زندگی می کنیم از معجزات الهی پر است و چون ب دلیل اینکه ما اینقدر غرق مادیات و روزمرگی شده ایم که اصلا متوجه این معجزات نمی شویم همین طلوع هرروزه خورشید معجزه است غروب خورشید معجزه است وجود ستارگان معجزه است بارش برف و باران معجزه است هر گیاه هر گل زیبایی که می روید معجزه است هر نوع موجود زنده ای که ب این دنیا می ایدمعجزه است وجود کوهها دریاها وهزاران جانوارن با هزاران رنگ زیبا معجزه است اصلا این همه رنگهای زیبا ک وجود دارد معجزه است هر کودکی که متولد می شود و پا ب این کره خاکی می گذارد یک معجزه خیلی بزرگ است.
اصولا هر زایشی یک معجزه است، کره زمین و تمام کرات وهمین منظومه شمسی یک معجزه است.واصلا همین زنده بودن من و ما همش معجزه است همین ک شب می خوابیم وهمین ک صبح سالم و زنده بیدار می شویم یعنی اینکه یک معجزه بزرگ شامل حال ما شده که توانستیم یک روز دیگر زنده بمانیم.وچون اینقدر ما ب این چیزها عادت کرده ایم ب نظرمان نمی رسد ک همه این چیزها یک معجزه بزرگ محسوب می شود.
هر شادی یک معجزه محسوب می شود هر اتفاق خوبی یک معجزه محسوب می شود هر جشنی هر خبر خوبی یک معجزه محسوب می شود.ما اینقدر ب همه این چیزها عادت کرده ایم که فکر می کنیم معجزه باید حتما باید یک مورد بزرگ و عجیب ودست نیافتنی باشد در حالی که با اندکی نگرش و تفکر در می یابیم ک جهان پیرامون ما پراست از معجزات قشنگ.
در مورد خواسته ها یا آرزوها خوب آروزهای انسان از کودکی تا بزرگسالی مقداری متفاوت می باشد.ب نظرم خواسته های انسان ناخودآگاه از همان دوران نوزادی در انسان شکل می گیرد.مثلاوقتی یک نوزاد ب دنیا می آید ب حساب غریزه خودش ب دنبال یک آغوش گرمی می گردد ب دنبال شیر مادر می گردد ب دنبال یک جای امن می گردد ک همان آغوش مادر است.
خواسته های نوزاد در همین حد می باشد و همین ک یک کودک انسان وقتی رشد می کند ب همراه رشد کردن او وبالارفتن سنش خواسته ها و آرزوهایش هم خیلی بیشتر می شود.خوب ایا خواسته یک کودک دو ساله با یک کودک ۱۰ ساله یا یک نوجوان یا یک جوان بیست ساله یکی می باشد؟آیا آرزوهای یک جوان ۲۵ ساله باآرزوهای یک فرد ۷۰ یا ۸۰ ساله یکی می باشد؟
هر شخصی در هر رنج سنی وبا تفکرات مختلف آرزوها و خواستهای مختلفی می باشند.مثلا یک جوان بیشتر آرزوهایش این است ک با همسر خوبی ازدواج کند وضع مالی خوبی داشته باشد دارای مسکن و ماشین مناسب شود دارای فرزندان خوبی شودو هزاران خواسته دیگر،و حالا شخصی ک پا ب سن گذاشته است سطح آرزوهایش مقداری تغییر می کند اگر فرزند داشته باشد تمام آرزویش این است که فرزندانش افراد موفقی باشند ب بهترین شخص ازدواج کنن دارای مسکن وماشین و خیلی امکانات دیگر باشند قرض زیاد نداشته باشند.
پس سن تا پایین تر است بیشتر آرزوها خود محور است یعنی شخص بیشتر ب فکر خودش است ولی وقتی سن بالاتر می رود معمولا آرزوها هم ازخود محوری ب دیگر محوری تغییر پیدا می کند.یعنی از برای خودم ب برای همسرم برای فرزندم برای دخترم برای پسرم برای نوه ام و غیره تغییر پیدا می کند.
مطلبی از آقای حاج آقا قرایتی شنیدم ک گفته بودند اگه هر خواسته ای از خداوند می خواهید اول از خداوند بخواهید اگر ظرفیت این خواسته را داشتیم آن را ب ما عطا کند یعنی اینکه ما لیاقت اون خواسته رو داشته باشیم یعنی اینکه اول از خداوند بخواهیم اگر خیرو صلاح ما در آن هست ما ب آن آرزو برسیم یا ب عبارتی اینکه اول همیشه برای خودمان طلب خیر داشته باشیم.
چ بسا فردی ب خواسته های می رسد ک بعد آن آرزو می کند ای کاش چنین چیزی نمی خواست و چیز دیگری را طلب می کرد مثلا فردی شاید ب زورو هر قیمتی بخواهد با یک فردی ازدواج کند یاحتما در دانشگاه باید فلان رشته را قبول بشود ویا خیلی موارد دیگر ولی بعد بدست آوردن آن آرزو می کند ک ای کاش چنین خواسته ای را طلب نمی کردم پس همیشه اول از خداوند بخواهیم ک خواسته هایمان را با خیر و صلاح و ب بهترین نحو ب ما عطا فرماید.خداوند لیاقت اون خواسته هارو اول ب ما عطا کند.
در مورد معجزات،من مادرم ک چن سال پیش ب بیماری خیلیدسخت سرطان مبتلا شده بود و من ک اصلا امیدی ب زنده بودنش نداشتم ولی من در یک روز از ماه مبارک رجب یک دعایی ک برای طول عمر بود خواندم هم ب مادرم گفتم این دعا رابخوان و مادرم هم خواند و خدارا صد هزار مرتبه شکر ک این دعای من اجابت شد در حالی ک بعد مدتی پزشک مادرم گفته بود که این بیماری ک مادرم مبتلا شده بود اینقدر خطرناک است ک فرد در آن زیاد زنده نمی ماند واین ب نظرم یکی از بزرگترین معجزات زندگیم بود.
مورد دیگه ازدواج برادر بزرگم بود چون او ب هیچ عنوان راضی ب ازدواج نبود یعنی حرف هیچ شخصی را قبول نمی کرد وقتی مادرم یا بقیه ب او می گفتند ب شدت تمام عصبانی می شدو مادیگه کم کم نا امید شده بودیم ب این موضوع و حتی بخاطر این موضوع مادرم دچار رنجش زیادی شده بود خلاصه با خیلی دعا کردن ما این موضوع هم ب انجام رسید وهم برادرزاده های عزیزم هم کاملا جزو معجزات زندگی من هستند.مورد دیگه اینکه من تقریبا ماهی ی باز یا بیشتر ویا هر وقتی ک شد مقداری صدقه پرداخت می کنم و وقتی یک موقع مقدار پولی ک در خانه داشتم شمردم دیدم این پول زیاد تر از پول خرج شده ام بود شاید باورتون نشه ولی من هرچه فکر کردم متوجه نشدم ک اون پول از کجا آمده یعنی همین چن وقت پیش دقیقا یک میلیون پول ب پولم اضافه شده بود واین موارد چن بار برام اتفاق افتاد ومن اینجا ب شدت متوجه شدم ک برام واقعا معجزه ای رخ داده است.
وحالا در مورد خواسته های خودم،خوب اون خواسته های ک از زمان کودکی دوست داشتم ویا دوره نوجوانی داشتم شاید مثل خواسته های ک خیلی از اونها را در این سنین دارند برای من دور از انتظار باشد ولی در حال حاضر اولین و مهم ترین و خواستنی ترین آرزویم رسیدن ب تناسب اندام و رسیدن ب وزن ایده الم است دلم می خواهد فرز و چابک و فعال و پویاباشد دلم می خواهد در بهترین حالت روحی و جسمی قرار داشته باشم.
آروز دلرم همه جهان در صلح و دوستی باشد و تمام جنگها پایان بپذیرد.
آرزو دارم همه مردم جهان شاد وپرانرژی باشند من جمله کشور عزیز خودمان ایران
آرزو دارم خانواده ام رو همیشه شاد ببینم طول عمر همراه با سلامتی براشون از خداوند خواهانم
آرزو دارم خواهر وبرادر هام هیچ مشکل و ناراحتی در زندگیشون نباشه و همیشه شاد باشند وروابط عالی داشته باشند.
آرزو دارم هر چه زودتر تمام مشکلات و ناراحتیهای خانواده ام حل شوند.
آرزو دارم خودم در یک خانه مستقل با تمام وسایل خوب وهم بسلامتی کامل وهم توان مالی مناسب هر موقع دوست داشتم آنجا زندگی کنم.
آرزو دارم خیلی شهرهای همین ایران عزیزمون سفر کنم وهم اینکه آرزو دارم سفرهای زیارتی خارج کشور را انجام دهم.
آرزو دارم همیشه در همه همش اتفاقات خوب بیفتد همش خبرهای خوب بشنوم.
آرزو دارم هیچ هیچ مشکل بدون حل هم برای دیگران وهم برای خودم پیش نیاید.
آرزو دارم اگر مشکلی برام پیش اومد بدون متکی شدن ب دیگران خداوند راه حل آن را ب من بازگو کند
آرزو دارم روابطم با دیگران ب بهترین نحو ممکن باشد واینکه هم خودم و هم اطرافیانم ب نحو احسنت شرایط همدیگر را درک کنیم ب هم احترام کامل بگذاریم.
آروز دارم ب شدت آرزو دارم ک ب تناسب اندام ووزن ایده آل خودم برسم ودل مادرم را شاد کنم.
آرزو دارم دارم ک بتونم اون کوتاهیهای ک در حق مادرم کردم بتونم جبران کنم وخیلی ب مادرم خدمت کنم.
ارور دارم مادرم روب بزرگترین آرزوش رفتن مکه هست برسونم.
از خداوند می خواهم هر چه زودتر همه بیماران شفای کامل پیدا کنند وهمه قرض داران قرضشان پرداخت شود همه ب وضعیت مالی خوبی برسند.
آرزو دارم یک ماشین با اون مدلی ک دوست دارم و برامون راحته نصیبم بشه وهم دلم می خواد برم رانندگی یاد بگیرم.
آرزو دارم در توانم باشه بتونم مقداری از خواسته ها یا آرزوهای دیگران رو مهیا کنم.
آرزو دارم اینقدر خداوند هم توان مالی وهم توان جسمی بهم عنایت کنه که ب هیچ عنوان از کسی در خواست چیزی نکنم وخودم کاملا مستقل مستقل باشم.
آرزو دارم بزرگ شدن و عروسی برادرزاده هایم را ببینم.
آرزو دارم با حالت خیلی شاد و خوشحال در جمع خانوادگی واقوام حضور پیدا کنم.
دوست دارم ب زودی با هواپیما سفر کنم چون موردش هنوز پیش نیومده.
آرزو دارم ب زودی تمام ناراحتیها و غم و غصه ها و نگرانیها ولسترسها از دلم دور بشه ومن دیگه دلهره هیچی نداشته باشم.
آرزو دارم خداوند افراد خیلی خوب و عالی رو روبروم قرار بده ک من با بودن در کنار آنها احساس شادی ولذت داشته باشم
آرزو دارم همه دوستای گلم ب تمام آرزوهای خوشگل خودشون برسند.
آرزو دارم بنده خالص خداوند باشم ودر موقع مرگم کاملا خداوند ازم راضی باشد.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار…
نشان های دریافت شده
به نام خدای معجزه گر
خدایا شکرت بابت این آگاهی های ارزشمند وعالی خدایا شکرت که مرا لایق این آگاهی های ارزشمند کردی
سلام دوستان عزیزم استاد بزرگوارم
من همین اول از نتایج ومعجزات دو روز اول شروع دوره ام بگم راستش استاد من از وقتی تو تمرین روز اول نوشتم که من میخواهم کینه نفرت هامو رها کنم به طرز عجیب وشگفت انگیزی کینه ها وکدورت هایی که منشأ اصلی اون منیت وغرور وخودخواهی من بود از درونم رفته وخیلی رها شدم آدمهایی که اصلا نمیخواستم اسمشونو بشنوم یا حالم ازشون بهم میخورد رو دیگه ازشون متنفر نیستم حتی دوسشون دارم ودیگه قضاوتشون نمیکنم تو دلم حس مهربانانه وعشق عجیب بهشون پیدا کردم.
واقعا این برام یک معجزه بوده ومن خداروشکر میکنم حس رهایی دارم از وقتی خیلی چیزها رو رها کردم واومدم تو دوره حس خیلی ارامش بخشی هست که نمیتونم توصیف کنم واقعا خدارو شکر میکنم واز شما هم ممنونم ومتشکرم امیدوارم همه بچه ها این حسهای خوب رو تجربه کنن واقعا این حسها میلیاردها می ارزه روی حس های خوب به نظرم نمیشه قیمت گذاشت.
این قسمت هم برای من خیلی آموزنده وتاثیر گذار بود .جایی که گفتین ما باید خودمون رو از نگاه خداوند ببینیم خیلی برام انرژی بخش وزیبا بود این جمله به من یک اعتماد به نفس واحساس خودارزشی بی نهایت میده ما وقتی خودمون رو از نگاه خداوند ببینیم همه ناتوانی ها مون به توانایی همه ی ناامیدی هامون به امید همهی کینه هامون به عشق تبدیل میشه
ما باید خودمون رو از نگاه خداوند تصور کنیم اونوقته که بدبختی هامون به خوشبختی تغییر میکنه ما هر لحظه منتظر معجزه خداوند باید باشیم معجزات خداوند هر لحظه امکان وقوع یافتن دارن معجزات خدا منتظرن به ظهور بپیوندن به شرط اینکه ما خودمون رو از نگاه خداوند ببینیم .
خداوند خیلی بیشتر ازما دوست داره ما خوشبختتر وشادتر وسالم تر وثروتمند تر زندکی کنیم
ما باید معجزات الهی رو باور کنیم
من به معجزات الهی باور دارم
از وقتی این جمله روشنیدم شب موقع خواب تکرار میکنم وخیلی حس خوبی میگیرم
من دیروز کمی حالم خوب نبود این جمله رو بارها نوشتم تو دفترم وخیلی حس خوب وعالی گرفتم وحالم ازین رو به اون رو شد وتا شب خیلی شاد وپر احساسات عالی بودم .
به نظر من همه ی این دنیا معجزه هست این دنیا خودش معجزه هست آدمها گیاهان حیوانات زمین آسمان همه چیز معجزه هست آفتاب برف باران زندگی مرگ.
اگر با دیده خدا بهجهان بنگریم همه جهان وحتی ما معجزه هستیم .
من تو زندگیم معجزات زیادی دیدم حالا که زنده ام یه معجزه هست من اگر سال ۸۷یک ثانیه دیرتر به عقب میرفتم اتوبوس خط واحد منو زیر گرفته بود ومن الان دنیا نبودم
من همسرم رو هم به طرز معجزه گونه جذب کردم من با وضع خانوادگی داغون وسرشار از حس های منفي وخانواده ای فقیر وپرجمعیت وپراز مشکل هیچ وقت به ازدواج فکر نمیکردم اونقدر اعتماد به نفسم نابود شده بودکه اصلا به ازدواج فکر نمیکردم من وهمسرم با یک جلسه خواستگاری باهم آشنا شدیم وهمسرم عاشق من شد وبیصبرانه منتظر جواب مثبت من بود وبعد چند ماه من به عقد همسرم درومدم بدون هیچ مشکلی خیلی راحت آسان زیبا البته درین چند ماه من اینقدر احساس عدم لیاقت میکردم که جواب دادنم دو سه ماه طول کشید.
ما وسایل خونمون رو به طرز معجزه گونه جذب کردیم من جهیزیه نداشتم چون پدرم کارگر بود و ده تا بچه بودیم برای همین نتونستن برام جهیزیه بخرن همسرم اصلا براش مهم نبود ما قبل اینکه خونه مون تکمیل بشه وسایل خونه به طرز شگفت انگیزی جذب کردیم وسایل نو وعالی
امسال هم به طرز شگفت انگیزی لباسشویی جارو برقی وابگرمکن وتلويزيون جدید خریدیم نمای خونمون رو درست کردیم پارسال هم یه گوشی جدید همسرم هم برای من وهم برای خودش گرفت اینها رو اصلا من باور نمیکردم پولش جور بشه وهمسرم بخره .
یا پارسال این زمانها بود به طرز معجزه گونه من باردار شدم بعد ده سال و دوماه از بارداریم از معجزه خداوند لذت بردم درسته موفق نبود ولی برای من معجزه بود چرا این اتفاق تواین ده سال اتفاق نیفتاده بود این همون معجزه خداونده.
من باز هم به معجزه ی خداوند ایمان دارم وایمان دارم که سال بعد فرزند پسری زیبا وسالم وصالح وموفق ومتناسب رو به راحتی وزیبایی ودر کمال عشق وسرور در آغوش خواهم گرفت ومن وهمسرم ودخترم از این هدیه ی زیبا لذت خواهیم برد وعشق وبرکت در زندگیمان بیشتر خواهد شد. من بارداری راحت واسان بدون هیچ دکتر ودارو ورژیم برای پسرزایی را خواهم داشت ودرسلامت وتناسب عالی دوران بارداریم رو سپری خواهم کرد وزایمان خیلی راحت وزیبا وسرشار از سلامتی خواهم داشت.
من سال آینده به راحتی وزیبایی با کار موردعلاقه ی منو همسرم به بهترین واسانترین شکل درآمد زایی میکنیم وبرکت وفراوانی در زندگیمان هر روزبیشتروبیشتر میشه و شادی وارامش ولذت واقعی رو در زندگی تجربه میکنیم همه چیز به راحتی انجام میشه همه هزینه ها به راحتی جور میشه مشتری ها به راحتی وارد زندگی ما میشن همه وسایل رو همسرم نقدی میخره به راحتی
وسال بعد به راحتی همسرم همه بدهی های خودشو به راحتی وزیبایی پرداخت میکنه ودیگه هیچ وقت چکی کار نمیکنه کارمون اینقدر رشد میکنه که همه خریدهامون نقدی خواهد بودالبته با کمک ویاری خداوند
باز هم ممنونم استاد عزیزم
سلام خدمت استاد عطار روشن عزیز و همه دوستان و همراهان گرامی
بسیار احساس خوب و امیدوار کننده ای از این دلنوشته ها بهم دست داد و اشکم در اومد و بزرگی خداوند رو با تمام وجودم دریافت کردم و با تمام وجودم اعلام میکنم که من به بزرگی و معجزات خداوند ایمان صددرصد دارم و اصلا زندگیم خداونده و هیچ هدف دیگه ای جز نزدیکی روز افزون به خداوند و حس کردن وجودش توی قلبم ندارم
خداوند آب حیات و مهمترین دلیل زندگی منه این رو خودش میدونه که از ته قلبم و با تمام وجودم دارم میگم حتی اگه به هیج کدوم از خواسته هام نرسم و صبح تا شب چک و لگد بخورم جایی بهتر از این مسیر نمیشناسم
مگه میشه بدون ایمان زنده موند توی این مسیر حداقل چیزی که نصیبمون شده ایمانیست که قلبمون رو زنده نگه داشته اگه از این مسیر خارج بشیم که دیگه ایمانمون هم از دستمون میره و بدون ایمان مگه میشه زندگی کرد؟
خدایا شکرت که هستی و اجازه میدی وجودت رو توی قلبم و با تک تک سلولهای بدنم احساس کنم
من اگه بخوام بگم خدا چه معجزاتی توی زندگیم رقم زده تعدادش خیلی زیاده ولی یکی دوتاش رو مینویسم
من بر اثر اعتیاد به شیشه و هروئین در حد کارتن خوابی ادامه دادم تا جایی که دیگه هیچ کس و هیچ چیزی برام باقی نمانده بود و دچار بیماری فراموشی و توهم شدم و با ۸ جلسه شوک مغزی حافظه ام برنگشت و دکترها جوابم کردن و برادرم اومد من رو پرت کرد یه جای دوری که اگه مُردم برای کفن و دفنم خرجی گردن اون نباشه چون هیج کس رو نداشتم و در همان حال و جایی که دیگه هیچ امیدی برام باقی نمانده بود یادمه دستم رو به سمت خدا دراز کردم و گفتم خدایا من دیگه نمیتونم به این وضع ادامه بدم من تسلیمم و دیگه خودت داری میبینی که هیچ کسی رو جر تو ندارم و حتی پول هم نداشتم یه نون بخرم خلاصه تصمیم گرفتم در اولین فرصت مواد رو کنار بزارم و شروع کردم نماز بخونم و هر روز یه چند صفحه ای از معنی قرآن رو هم میخوندم و از خدا هدایت و کمک میخواستم و توی معانی قرآن میگشتم و فکر میکردم ببینم آیا میتونم از توی این معانی یک راه خروجی برای خودم پیدا کنم حالا چون نمیخوام کامنتم زیاد طولانی بشه خلاصه ش میکنم
خلاصه خدا هم کم کم نجاتم داد و الان بیش از ده ساله که حتی یک سیگار هم نکشیدم و حافظه ام خودبخود برگشت و در ضمن بعد از ترک کردنم مشخص شد که یک بیماری لاعلاج گوارشی هم دارم که دائم از دستگاه گوارشم خونریزی میکردم روزی ۱۲ تا قرص میخوردم و با اینکه دکترها دوباره جوابم کردن خدا اونجا هم به دادم رسید و بهم الهام کرد که باید خام گیاهخوار بشم و من الان حدود ۶ ساله که به کمک خودش خام گیاهخوارم و این بیماری هم ۲ هفته بعد از خام گیاخواری کاملا خوب شد و الان ۶ ساله که حتی رنگ دکتر و دارو را هم ندیدم
اینها فقط دو مورد از معجزات بود و در مورد ثروت و ۲ تا خونه ای که توی تهران خریدم و مهاجرتی که کردم هم معجزات زیادی برام اتفاق افتاد که دیگه نمیخوام طولانی بشه
ولی هنوز نتونستم با کسی رابطه عاطفی برقرار کنم و در ضمن یه مدتی هم هست که تغییر شغل داده ام و هنوز نتونستم توی شغل جدیدم به درآمدی برسم و مطمئنم که به کمک خدا همه اینها در بهترین زمان حل میشه
در مورد مسیر فرضی برای دریافت معجزات الهی من توی بورس کار میکنم و دارم برای خودم یک استراتژی معاملاتی طراحی میکنم و میدونم که به کمک خداوند یکی از بهترین و موفق ترین استراتژیهارو طراحی میکنم و مدیریت ریسک و سرمایه را هم خیلی راحت و قدرتمند و بدون کوچکترین وسوسه ای انجام میدم و خیلی لذت بخش و راحت و بدون کوچکترین ترس و طمعی معامله میکنم و خلاصه به کمک خداوند دارم تبدیل میشم به یک معامله گر حرفه ای که سرسوزنی ترس از معامله توی وجودم باقی نمونده باشه و به درآمد میلیاردی و بسیار راحت و لذت بخش میرسم و در انتها این جمله تاکیدی را اضافه میکنم که به فضل و کرم الهی روزی من بسیار وسیع و حلال و راحت و شیرینه
استاد از شما و زحمتهاتون و این سایت ارزشمندتون واقعا ممنون و سپاسگزارم و امید وارم که هممون روز بروز ظرف وجودمون بزرگتر بشه و لایق بهترین نعمتهای خداوند بشیم
سلام به استاد بزرگوار وهمراهان خوبم درسایت
خدارو شکر میکنم که به این آگاهی زیبا هدایت شدم آنچه استاد فرمودند با این آیات قرآن کاملا منطبق است وحرف خداست که اگر تقوا داشته باشید از گرفتاری ها به طرز معجزه آسایی وازراههایی که فکرش را نمیکنیدخلاصتان میکنم واز جاهایی که حسابش را نمیکنید به شما روزی میرسانم واگر به من توکل کنیدمن برای شما کافی هستم معجزه هستم پس من منتظر اتفاق های خوب هستم من در صف معجزات هستم دل ودیده از غیر او جدا میکنم وخودم را در آغوش گرم وتوانمند او قرار میدهم لاغری وسلامتی را به من برمیگرداند واز راههایی ساده که من نمیبینم ولی هست مرا به برکات مادی ومعنوی فوق العاده میرساند همچنان که قبلا هم بارها معجزاتش را نشانم داده ازدواج عالی به دنیا آمدن اولین فرزندم در اوج ناامیدی وارد شدن به طرز معجزه آسا در شغلی که از بچگی عاشقش بودم خرید خانه شفا بعد از مریضی های بسیار دردناک وهزاران تحول دیگر خدایا سپاسگزارم فقطدر زندگی خودم بی نهایت معجزه دیده ام چرا هنوز شک دارم؟
خدایا دوستت دارم وسپاسگزارم
سلام خدای مهربونم
خدایا برا معجزاتی که در زندگی داشتم چه اونایی که یادمه و چه اونایی که فکر میکردم بیارزشه بی نهایت سپاس
سلام استاد عزیر و دوستان خوبم
معجزه به چی میگن ؟
معجزات الهی اتفاقاتی هستن که یک باره بر سر راهمون قرار میگیره و اگر میخواست طبق روال عادی زندگیمون پیش میرفت خیلی زمان میبرد و زندگی مارو دگرگون میکنه و فراتر از انتظارمون اتفاق میوفته
من باور دارم که نگاه خداوند فراتر از نگاهی است که من به خودم دارم
اول دوست داشتم وقتی استاد این فایلو گذاشتن نظر بدم ولی این جمله خیلی منو به فکر فرو برد و چند روزه دارم به این فکر میکنم وقتی من نسبت به خودم فکر میکنم که میتونم متناسب و ثروتمند وشاد و ارام باشم وقتی نگاه خداوند به من فراتر از این است و هزاران برابر بیشتر از من
وای خدا چقد اندام مناسب و چقد ثروت و ارامش و شادی و برام میخواد فقط همین جمله باورم رو میتونه خیلی تغییر بده و ایمانم رو قوی کنه
من اشرف مخلوقاتم و لی این جسم خاکی چون دید زمینی داره باورش نمیشه که من میتونم چه کارهایی بکنم اگراین بدن و زندان نبود محصور نبودم ولی االان اگر مثل خداوند به خودم نگاه کنم زندگیم تغییر میکنه
من باید اونطور که خدا روی من حساب باز میکنه حساب باز کنم
وقتی من خودم را لایق شرایطی میبینم خداوند هزاران برابر انچه را برای خودم میدانم مرا لایق میدانم
من اگر بتونم با نگاه خداوند به خودم نگاه کنم هم میتونم از زندگیم لذت ببرم و هم از تمام توانایی ها و استعداد هام که خداوند در وجود من گذاشته استفاده کنم
من به معجرات الهی باور دارم
من به معجزات الهی باور دارم
همیشه از کودکی فکر میکردم که معجزات فقط در مورد پیامبران رخ میده و چون من به اون حد از ایمان نرسیدم معجزه ای برای من رخ نمیده
ولی از زمانی که از یک نطفه به دنیا اومدم معجزه ای از افرینش خداوند بودم
بزرگ شدن و رشد کردنم جز این معجزات بود
وقتی مریض میشدم و خوب میشدم معجزه بود
ولی وقتی در دلم حسرت افراد برگزیده رو میخوردم و حس اونا دوست داشتم خداوند برای من هزاران برابر در هر رویا و هدفی برای من در نظر گرفته بود
من معجزات الهی رو باور دارم
وقتی ۳ساله بودم طبس زلزله شدومن هم در اون شهر بودم همیشه مادرم میگه نجات من معجزه بود چون زیر ایون بودم و تا پدرم منو برداشت ایون فرو ریخت ولی من قبلا به خاطر این کار خدا رو سرزنش میکردم که چرا در اوج بیگناهی من رو از دنیا نبرد ولی الان که فکر میکنم معجزه ای بود از جانب خدا
در همین زلزله مادرم مثل یک لاش گوشت از یک شاخه اویزون شد و زیر پاش چاه بود و هفت ماهه حامله بود طوری که چون در اثر زلزله زمین داغ میشه مادرم ۳بار بدنش پوست انداخت وداخل چاه نیوفتاد و برادرم با این حال به دنیا اومد سالم بود
یک روز افتابی بدون هیچ باد و بارونی رفتم زنگ در رو جواب دادم و جلوی در پسر داییم بود و نمیدونم که باد از کجا اومد و بعد از جواب من بسته شد این باعث شد که اونا ناراحت بشن و قرار بود به خواستگاریم بیان و نیومدن البته من اصلا اونو دوست نداشتم و این معجزه ای بود از جانب خدا اگر این باد نمیومد و اون میومدن به خواستگاریم و مادرم به خاطر ناراحت نشدن اونا حتما با این ازدواج موافقت میکردن و من سرنوشتی دیگه داشتم و این معجزه خداوند بود
وقتی با تمام مشکلات و مهمون داری هایی که سال اخر دبیرستان داشتم و همون اول دانشگاه قبول شدم جز معجزات الهی بود
وقتی اوضاع مالیم بد بود و به هر راهی زدم مثل پاک کردن پله ها و ساخت برگ های درختان و کاری بدون این که من درخواست بدم به من پیشنهاد شد و الان ۱۹ساله دارم کار میکنم معجزه ای از جانب خدا بود
وقتی به این مسیر هدایت شدم یکی از معجزات الهی بود
وقتی من ۴۵سال دراوضاع اقتصادی و جسمی و حال بد بودم و فکر میکردم تا اخر عمرم باید این طور باشم خداوند این معجزه اشنایی با این مسیر را سر راه من قرار داد
یکی دیگه از معجزه های خدا که امروز دریافت کردم این بود که چند ماه پیش پولی دستم اومد و رفتم طلا خریدم و امروز برای رهن خونه رفتم فروختم و کلی سود کردم و طلا فروش گفت که تو به موقع خریدی و به موقع فروختی و همه اینها از معجزات خداوند است که همزمانی درست برای من قرار داد
یکی دیگه از معجزه های خداوند همزمانی داشتن پول به اندزه تخفیف های استاد بود و من تونستم دوره ها رو بخرم
پس باید برای دریافت بیشتر معجزات مثل خدا به خودم نگاه کنم
باید از چشمان خدا به خودم نگاه کنم
من در صف معجزات الهی قراردارم
چقدر این جمله به من ارامش میده که میخوام بعد از این هنوز هزاران برابر به معجزات الهی دست پیدا کنم و حس ارامش همراه با هیجان بهم میده
خداوند مرا در صف تغییر و تحول زندگی وارد کرده است
من به این جمله ایمان دارم چون در این مدت تغییر و تحول را در زندگیم به چشم دیده ام و میدانم که در صف تغییراتی که دوست دارم هم هستم و به شکل معجزه اسایی به انها میرسم
من در وجودم صدایی میشنوم
این صدای خداست که مرا صدا میکند طاهره طاهره طاهره
با نوشتن این جمله که مورد خطاب خدا قرار گرفتم اشک شوق و هیجان در چشمانم حلقه بسته است
بله مهربانم
بله خدایم
بله عزیرم
بله
بله
خداوندا من معجزه تو هستم ومیدانم بله گفتن مرا بی جواب نمیگذاری و این بله گفتن مرا با هزاران معجزه در زندگی من جواب میدهی میدانم که به بالاتر از رویاهایم میرسانی
من با چشمان تو خودم را باور میکنم
من با چشمان تو توانایی و استعدادهایم رامیبینم
من با چشمان تو برکات زندگیم را میبینم
خداوندا من قول میدهم که انسان عجولی نباشم وباصبر و توکل و امیدواری به تو در انتظار معجزات در زندگیم باشم
و میدانم که میتوانم پله های ترقی را به جای یکی یکی چند تا چند تا و در زمان کمتری بالابرم
من به معجزات الهی باور دارم
از تکرار این جمله خیلی درمن توان و احساس عالی شکل میگیره
شوهرم وقتی پسر بچه بود بادوچرخه بیرون شهر میره و از سراشیبی کوه با دوچرخه میاد پایین و یک سنگ جلوی چرخ میاد و از کوه سرازیر میشه و به قول خودش معجزه خدا بود که سالم از این حادثه بیرون اومد و طوریش نشد
مسیرهایی که میتونم به راحتی جز دریافت کنندگان معجزات خداوند باشم
من میدونم که تا چند وقت دیگه مغازه شوهرم اونقد قیمتش بالا میره که هم میتونم یک خونه با مغازه و پارکینگ و طبقه بالاش پشت بوم و گل خونه و باربی کیو باشه میخرم و تازه میتونم ماشینم رو هم عوض کنم
برای رسیدن به تناسب اندام مورد نظرم ادامه دادن این مسیر راحت ترین مسیر هست
و جالبه که من دیشب مینوشتم برای رفتن از این خونه و گرفتن خونه بهتر میرم وام میگیرم ولی امروز با فروش طلاهام و بالا رفتن قیمت و سود کردن من این مبلغ رهن تهیه شد و امروز یه خونه هم قول نامه کردم
خداوندا برای معجزات دیده شده و معجزات دیده نشده بی نهایت سپاس
خدایا یاریم کن تا از چشمان تو به خودم نگاه کنم
خدایا یاریم کن تا در این مسیر تغییر باقی بمانم و ادامه بدم
در پناه خدا باشید
سلام ممنون آقای عطار روشن
مطالب خیلی عالی بود
من به معجزات خداوند در زندگیم ایمان دارم وباور دارم
من در و جودم صدای خداوند را میشنوم و هر روز و هر لحظه به آن پاسخ بله میدهم
چقدر موسیقی که برای متنها میگذارید خوبه
بازم ممنونم ازتون
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من عاشق معجزات الهی هستم که بیان به یکباره زندگی منو دگرگون کنن و اینم خیلی قبول دارم چون که خیلی فراتر از انتطار منه میگم فقط خدا ند میتونه این شرایط برای من رقم بزنه من هنوزم همین فکر دارم وقتی فکر میکردم به معجزاتی که در زندگی من رخ داده میدیدم همش کار خداست
واقعا هم همین طور من خودم قبل از اینکه عضو سایت بشم چقدر تلاش میکردم تا یک ساعت فقط یک ساعت در طول ۲۴ ساعت روز آرامش داشته باشم ذهنم خالی باشه به هیچ چیزی فکر نکنم دیگه با انرژی درمانی یکم موفق شدم ولی پایدار نبود در جین اون یکساعت هم کلی افکار در ذهنم میومد که اون مربی میگفت اگر اومد بهش توجه نکن تمرکزم بده به دم و بازدم ات ولی الان از روزی که عصو سایت شدم ابهتر بگم از لحظه ای که تحقیقم تموم شد فایلها رو گوش دادم اون آرامشی که سالها دنبالش میگشتم بیکباره به من داده شد و من اونو معجزهای از طرف خدا میدونم خدایا شکرت برای تک تک معجزاتی که در زندگی من رخ داده
استاد من خیلی شنیدم که تو هر چی رو دوست داشته باشی خداوند هزاران هزار برابر بیشتر دوست داره
تو هر چی بخوای که وارد زندگیت بشه خداوند هزاران هزار برابر بیشتر دوست داره اون چیز وارد زندگیت بشه اون زمان اینو درک کردم اما الان سطح بالاتری از اونو درک کردم
الان اینو خوندم که من هر شرایطتی برای خودم بپسندد خداوند صدها و هزارها برابر بیشتر اون شرایط برای من میپسندم این که نوشتم شاید چند تا جمله باشه ولی معنی عمیقی داره و این باعث میشه من احساسم بهتر بشه امیدم بیشتر بشه حال دلم بهتر بشه به زندگی امیدوارتر بشم که هر چیزی که من دوست دارم خداوند هزاران هزار برابر دوست داره وارد زندگی من کنه این یک معجزه خیلی بزرگی برای من خدایا شکرت برای دونه دونه معجزاتی که برای من فرستادی و میفرستی خدایا شکرت
و اینکه من فکر کنم استعدا و توانایی ندارم یا کم دارم نگاه خداوند به من اینکه من سرشار از استعداد و توانایی خارق العاده هستم این جمله چقدر به آدم امید میده و میدونم که واقعیت داره چون اینم یاد گرفتم که خداوند پیش فرض وجودی منو در ابتدا خلقتم در بهترین و بالاترین حد خودش قرار داده و الان داره میگه به من به زبان سادهتر که من درک بهتری داشته باشم خدایا شکرت
پس من از الان به بعد فردی ناتوان بی استعداد نمیدونم این فرزانه دیگه مرد تموم شد از الان من فردی هستم سرشار از استعداد و توانایی خارق العاده چون خداوند م به من میگه تو اینها رو داری فقط باید باور کنی که داری فقط باید به من ایمان داشته باشی
کاملا میپذیرم چون تا الان با نگاه خودم به شرایط تواناییهام استعدادهای خودم به هر چیزی نگاه کردم خوب الان شرایط زندگی من اینه و اینم بگم با اینکه در این شرایط هستم خداروشکر میکنم که الان یه مقدار بیمار هستم از لحاظ مالی اوضاع خوبی ندارم روابط کسب و کار و…اما خداروشکر میکنم چون با سه سال قبلم خیلی خیلی خیلی فاصله دارم
من با نگاه خودم زندگی کردم این شرایط در زندگی من رقم خوردم و الان تصمیم قاطع گرفتم که من میخوام از الان با نگاه خدا وند زندگی کنم تا بهترین شادترین لذت بخش ترین امیدوارترین شیرین ترین گوارا ترین لحظات زندگیم تجربه و زندگی کنم سپاسگزار خداوندم باشم تا شرایط فراتر از انتطاری که خداوند برای من در نظر گرفته تجربه و زندگیش کنم خدایا شکرت خیلی بزرگی
من اینو کاملا میپذیرم اتفاقاتی که در زندگی من و دیگران رخ داده فقط کار خداوند بوده وقتی من داشتم فرزند دومم بدنیا میآوردم بچه بدنیا نمیومد اینجا خدا کمک کرد تا من و دخترم زنده باشیم و این بزرگترین معجزه زندگی من بود که اگر من اون یه تیکه کوچیک بیسکویت نمیخوردم الان ۲۰ سال بود که من و دخترم بام بهشتی شده بودیم و این فقط کار خدا بود
اینکه شوهر خواهرم تصادف کرد میگفت یکم مونده بود بره تو پرتگاه خوب جاده شهرستان ما کوهستانی در عین زیباییش خطر ناک هست اونجا هم کار خدا بود که ایشون زنده مونده بجز یه مقدار خراشیدگی خداروشکر آسیبی ندیده بود
بارها بارها بارها اتفاق افتاده چون همسر من با شیشه های ساختمانی سرو کار داره هم بار بر شیشه هست هم شیشه بر هم شیشهای نشکن کار میکنه اتفاقاتی افتاده که دستشو انگشتشو ببره یکم عمیق بوده خداروشکر آسیب جدی ندیده این نشونه اینکه خدا کمک کرده که آسیب نبینه
خودم یک دفعه هنگام خونه تکونی عید از چهار پایه افتادم پایین سرم چند بار عین توپ به زمین خورد خدارو شکر آسیب جدی ندیدم من گفتم مردم دیگه ولی خدا کمک کرد و من آسیبی ندیدم
و خیلی اتفاقات دیگه و خداروشکر که حال همگی ما خوبه الان زنده هستیم در پیشگاه خداوند حاضریم خدایا شکرت
من هم اون زمانیکه دکتر جوابم کرد دنیا رو سرم خراب شد فکر میکردم دیگه به آخر خط رسیدم ولی خدا کمکم میکرد جملاتی که من اموزش دیده بودم در ذهنم مرور میشد چرا در من نمیبینی که من میتونم تو رو شفا بدم مگر بیماری تو چقدر پیشرفت کرده که باور نداری من بتونم اونو شفا بدم تو فقط از سرزمین نامیدی و یاس بیرون بیا در سرزمین امید آرزوها ساکن شو من اینجا با گلی هدایا منتظر تو هستم اینا فقط یه مقداری از حرفهایی بود که من یادم اومد به اونها توجه کردم اینم بود که به بیماری توجه نکن اگر چیزی که میخوای الان نداری فقط بخاطر اینکه از ته قلبم اونو درخواست نکردی و خیلی جملات دیگه که در طول بیماری خداوند مرحله به مرحله بخدا همین جور بود کمکم کرد من الان تقریبا یکسال پیش بود بهمن پارسال بود بخدا قسم میخورم که من این روش در پیش گرفتم دو ماه بعد دو روز مونده به عید من شفا رو از خداوند دریافت کردم درستکه بعد از عید چند باری من اونو تجربه کردم اما تقصیر خودم بود
من اون دارو ها رو زیر کابینت گذاشتم گفتم دیگه نیاز ندارم وقتی یه دارویی دیگه رو نیاز داشتم میرفتم زیر کابیت اونها رو میدیم یه ترسی در من ایجاد میشد که دوباره بیمار میشدم ولی یه دفعه به فکر افتاد که تو که خوب شدی بهتر اینها رو بریزی دور همش ریختم دور شاید بعصی هاش بازم نشده بودن اما ریختم سطل آشغال والان چند ماهه که خداروشکر در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودم هستم بجز مشگل گوشم خداروشکر هیچ مشکلی دیگه ندارم خدایا شکرت اینو گفتم که بگم این نگاه خداوند بود که مرحله به مرحله به کمک من میومد شاید در حد یک جمله اما اون جمله بسیار تاثیر گذار بود من با همون یک جمله ها به شفا الهی رسیدم بله نگاه خداوند منو نجات داد نگاه خداوند مسیر زندگی منو تغییر داد نگاه خداوند منو شفا داد نگاه خداوند منو دوباره زنده نکر د نگاه خداوند باعث شد من الان در خدمت شما استاد عزیزم و دوستان گرامیم باشم خدایا شکرت برای لحظه لحظه زندگیم که حالم خوب شادم آرامش دارم روحیه عالی و بی نظیری دارم حال دلم خوبه خیالم راحته از زندگیم لذت میبرم روزم با آرامش به شب میرسونم و شبم با لذت به صبح میرسونم اینه همه رو مدیون نگاه خداوندم و راهنمایی استاد عزیزو گرامی عالیقدر بزرگوارم هستم بینهایت به توان هزار از شما سپاسگزارم اگر آگهیهای شما نبود من الان اینجا نبود براتون بهترینها شیرینترینها لذت بخش ترینها سلامتر ترین لحظه رو آرزو دارم در کنار خانواده
من به معجزات خداوند باور دارم من به معجزات خداوند ایمان دارم
وقتی این جمله رو خوندم که هر رویایی برای خودت در نطر گرفتی خداوند هزاران برابر اونو برای تو در نظر گرفته خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم چون من داشتم تو پنترس دنبال بک گراند گوشی برای نوشتن میگشتم اونجا نمیدونی استاد چه بگ گراندهای زیبا در زنگها و طرحهای مختلفی داره بابا نوئلی هم داره خیلی زیباست خیلی رنگهایی داره که من اونها رو خیلی دوست دارم چون زیبایی هم یکی از نماد خداونده د
داشتم میگفتم یهو عکس یه بسته که نمیشه گفت یه عدل عدل وقتی ما پنبه رو میچینیم دستگاه اونو فشرده میکنه و در بسته بندهای خیلی بزرگ به شکل مربع در میاره میگن عدل گفتم شاید دوستانم ندونن عدل چیه خلاصه دیدم خیلی لذت بردم یه اسکرین ازش گرفتم روبام این بود که من این همه پول دارم هر وقت نیاز باشه ازشون استفاده میکنم و الان که این جمله رو خوندم گفتم خداوند برای من هزاران بار بیشتر از اون در نظر گرفته پس خیلی امیدوار شدم علاقمندیم به این دوره خیلی بیشتر شد مشتاقم ادامه بدم ببینم دست نوشته بعدی چی برای من به ارمغان آورده خدا در دستنوشته بعدی برای من چه پیامی داره خداجونم دوستت دارم
خلاصه برام خیلی لدت بخش امیدوار کننده بود خدایا شکرت
استاد من یه شرایطتی برای خودم در نظر گرفتم خلاصه اونو براتون مینویسم و باور دارم که خدا میتونه هزاران برابرش در زندگی من ایجاد کنه
که دلم میخواد یه خونه نزدیک دانشگاه ساحل میدون انقلاب تهران داشته باشم ۱۲۰ متر باشه یه حال داشته باشه با سه تا اتاق هر اتاق یه کمد دیواری بزرگ داشته باشه در حال هم یه کمد دیواری سراسری بزرگ داشته باشه منم برم خیابان امین حضور گاز یخچال ماشین ظرفشویی و لباسشویی اینا رو بخرم بعد بازار شوش هم برم لوازم خونگی مثل سرویسها رو بخرم پرده شیک و جدید و…..رو تهیه کنم برم برای ۵ الی ۶ سال اونجا زندگی کنم الان من این شرایط برای خودم میخوام هرگز نمیتونم تصور کنم تا حالا که نتونستم تصور کنم هزاران بار بیشتر این شرایط چی میشه ولی میدونم که خداوند برای من در نظر گرفته
نگاه خداوند خیلی دوست دارم یعنی من چی درباره خدا شنیدم چی دارم میشنوم میخونم اصلا قابل قیاس نیست همون میدونیم نمیخوام توضیح بدم خدایا شکرت
اینکه من یاد گرفتم میدونم که من خدایی درون خودم دارم که همیشه و همه جا مراقب منه و همواره داره منو هدایت و حمایت میکنه اینو میدونم اما هنوز خوب درکش نکردم احساس میکنم
اینکه الان باور کنم که خداوند اگر من به در بسته ای برخورد کنم کلیدش دست خداوند به موقع به من میده اون کلید همین که براتون در مورد بیماری گفتم این موضوع اثبات میکنه من به در بسته در زندگیم برخورد کردم خداوند مرحله به مرحله به من کمک کرد تا من به شفا برسم این برام اثبات شده
یا هر کجا دیگه وقتی یه مشکلی داشتیم یعنی به در بسته در زندگیمون برخورد کردیم و اینکه خداوند به ما میگه چکار کنیم یعنی کلیدش بهمون میده تا ما راحتر باز کنیم
مثلا سویچ ماشین توی ماشین جا مونده یه در بسته میشه دیگه خداوند تو فکرت میندازه که بهتره یه کلید ساز بیاری یا از فلانی که بلده کمک بگیر یا برو خونه کلید زاپاس بیار و….اینا کلیدهایی هستند که خداوند به ما میگن و ما انجام میدیم مشکل حل میکنیم
من یه دورهای از زندگیم سال ۸۸ تا تا ۹۱ یه ماشین پیکان طوسی ۵۷ داشتم رفتم دخترم ببرم پیش دبستانی از صندوق چیزی برداشتم سویچ اونجا جا گذاشتم در صندوق بستم یهو یادم افتاد سویچ مونده همون لحظه یه آقایی از اونجا رد میشد رفتم سلام کردم لطفلک آقاهه خیلی ترسید گفتم ببخشید میشه کلینتون به من یه لحظه بدید من سویج تو صندوق جا گذاشتم گفت کلید من به ماشین شما نمیخوره گفتم این صندوق با هر کلیدی باز میشه خلاصه اومد کنار ماشین من در صندوق باز کردم سویچ برداشتم کلید تحویل دادم تشکر کردم رفتم باور دارم که خداوند اون آقاهه رو تو اون سرما برای من فرستاده بود درستکه رفته بود نون بگیره اما چرا من جلوتر یا عقبتر یا جای دیگه سویچ جا نزاشتم پس این ثابت میکنه اون آقا حکم همون کلید داشت که خداوند به من داده تا من مشکلم حل کنم
بله من همچین احساسی دارم احساس میکنم شرایط من همیشگی چون ۱۲ سال در این خونه دارم زندگی میکنم هر کاری هم کردم خونم به فروش نرفت و نمونه هم در زندگیم داشتم که در خونه قبلی داشتم ۱۸ سال اونجا زندگی کردم شرایط هم همین میگه که این شرایط همیشگی
منم مشکلات زیادی دارم اوصاع مالی خوبی ندارم روابط خوبی با اطرافیان ندارم کلی افکار دارم که عید پول ندارم این همه وسایل لازم دارم اوصاع کاسبی همسرمم که خوب نیست یه روز کار هست ده روز نیست و….
اما از زمانیکه دوره روانشناس لاغری خود باش شروع کردم کلی احساس آرامش کردم کلی خوشحال شدم که آهان بلاخره این همون چیزی من میخوام تا زندگی بهتر خلق کنم اما بعدش با این دوره آشنا شدم مطمئن شدم ایمان دارم که زندگی با کمک خداوند بهترین زندگی من همیشه آرزوشو داشتم میگفتم دوست دارم زندگی با طعم خدا رو تجربه کنم الان به این آرزوم رسیدم دارم قدم به قدم زندگی با کمک خداوند یا طعم خدا رو تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
و واقعا امیدوار شدم که این دوره به من کمک میکنه من هر آنچه نیاز دارم برای یه زندگی خوب تجربه کنم خدایا شکرت
من هم وقتی متوجه شدم که نگاه من با نگاه خدا خیلی متفاوته هنوز هیچ چیزی هم احساس نکردم هیچ تغییری ندیدم ولی نور امید در قلبم ایجاد شد که میشه از این طریق زندگیم دگرگون کنم
من هم منتظر معجزات الهی در زندگی ام هستم
من منتظر مشاهده تغییرات خیلی عظیم و باور نکردنی در زندگی ام هستم من از امروز سعیم میکنم که در طول رو انتطار از خدا داشته باشن که زندگی منو دگرگون کنه من منتظرم که خداوند با معجزات الهی خودش پشت سر هم در زندگیم وارد کنه من دریافت و تجربش کنم از اعماق وجودم از ته قلبم با عشق با شادی که اشک شوق میریزم از خداوند بزرگ و بخشنده روزی دهنده تشکر کنم
منم دیگه این نگاه به خودم ندارم که من انسانی همیشه بیمار هستم من انسانی بی پول هستم من انسانی هستم که هیچ شغلی نداره برای کسب درآمد من انسان نیازمندم که همسرم پولی به من بده و….رو دیگه کنار میذارم رها میکنم و
میشم انسانی که خداوند دوستش داره خدا ند بهترینها رو براش میخواد خداوند اونو سالم سلامت خلق کرده و براش بهترین بالاترین حد سلامتی ثروت روابط شغل و هر چیزی که من در زندگی نیاز دارم تازهتر زندگی کنم از زندگیم لذت بیشتری ببرم برام مقرر کرده فقط باید معجزات خدا ند باور کنم من معجزات الهی خداوند باور دارم میدونم با توکل بر خدا به هر آنچه نیاز دارم تجربش میکنم خدایا شکرت
منم سعی میکنم باور کنم که من انسان بی پولی نیستم نگاه خداوند نسبت به من اینکه همه چیز فروان پول زیاد من منبع ثروت و برکت هستم منو باور کن معجزات منو باور کن من تو رو سیراب از هر چه نیاز داری میکنم من خداوند من معجزات الهی باور دارم
من هم نگاهم رو با نگاه خداوند جایگزین میکنم
من باور دارم که کسب و کاری ندارم و من نمیتوانم در کسب و کاری که دارم بافت لباس بچه گانه پیشرفت کنم رو با نگاه خداوند که میگه بنده من نگران نباش من از زیر سنگم که شده برای تو بهترین شغل در نظر میگیرم که بتونی کسب درآمد کنی نیازهای خودتو دیگران اطرافیانت برآورده کنی ایجاد میکنم
و اینکه اگر دوست داری در شغل خودت پیشرفت کنی من بهترین مشتریان که عاشق بافت لباس بچه گانه هستند رو مشتریانی که دست به نقد هستند راحت کارت میکشن راحت پول خرج میکنن برای بافت با دست ارزش قائل هستند بهتریناشونو برات میفرستم من هستم تو نگران نباش تغییر میدم با توگل به خدا ادامه میدم
مهم نیست تا حالا چه افکاری داشتم در مورد خودم چه نگاهی به خودم داشتم من به این عقیده و باور دارم که اگر الان اینجا هستم فقط هدایت خداوند بوده و خداوند مرا فرا خواسته تا معجزه زندگی خودم باشم من باور میکنم که خداوند این نوشته ها رو برای من قرار داده تا به ندای خدا پاسخ بدهم بله بله بله بله بله من به ندای خدا پاسخ میدهم
من خیلی سعی کردم اما صدای ندا ی خدا رو نشنیدم ولی این عبارتها رو تکرار میکنم تا صدای ندای خدا ند را بشنوم من به معجزات الهی ایمان دارم من به معجزات الهی باور دارم
درسته من تا حالا خیلی معجزات الهی در زندگیم تجربه نکردم هنوز عظمت و بی حد حصر خداوند ندیدم هرگز نمیتونم تصور کنم خیرو برکاتی که خداوند میتونه وارد زندگیم کنه میدونم که نگاه من به خودم زمین تا آسمان نسبت به نگاه خدا ند به من تفاوت داره من سعی میکنم از چشمان خدا به زندگیم به هر چیزی نگاه کنم مثل خدا فکر کنم من ادامه میدم به گفته های خداوند عمل میکنم تا خداوند زندگی منو دگر گون کنه
من احساس خیلی خوبی دارم که در این دوره شرکت کردم اطمینان دارم که من با این دوره به نتایج فراتر از انتطارم میرسم
من مطمئن هستم که خداوند مرا در صف انتطار قرار داده تا معجزات الهی رو وارد زندگی من کنه
من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم میخوام تجربه کنم من در سرزمین لاعر ساکن شدم و خداوند پشت سر هم همزمانیهایی رو در زندگی من رقم میزنه خودش گفته از ۹ به ۶۳و ۶۴ میبرمت که من بتونم سلامتی و تناسب اندام ایداهلم و تناسب در تمام جهات زندگی ام ایجاد میکنه و من معجزه زندگی خودم میشم
من خیلی بلد نیستم مسیر زندگیم ترسیم کنم اما سعیم میکنم
من یه شعل خوب میخوام خداوند برای من شعلی در نظر میگیره مشتریانی میفرسته که منبجای روزی ۲۰ هزارتون روزی ۲۰۰ هزار تومن وارد زندگیم میکنه
من سلامتی کل جسمم میخوام نگاه خداوند اینکه بنده من من سلامتی ماورا طبیعی به تو دادم باور کن ببین از همین الان به بعد در چه وضعیتی از سلامتی هستی اونوقت معجزات منو باور میکنی
خدای من به ندای تو پاسخ میدهم خدای بزرگ و مهربانم من باور دارم ایمان دارم که تو سلامتی ماورا طبیعی برای من در نطر گرفتی و خواستس پس از الان من فکر بیماری رها میکنم و باور سلامتی ماورا طبیعی در دهنم ایجاد میکنم بجای بیماری میگم خداوند برای من از اول خلقتم تا آخرین روزی که زنده هستم سلامتی ماورا طبیعی در نطر گرفته من از الان سلامتی ماورا طبیعی تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
من تناسب اندام ایدهالم که وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ قد ۱۶۵ بود که بعد ا تعییر دادم ۱۸۰ کردم میخوام میدونم که خداوند برای من بهترین و بالاترین مقرر کرده پن باور میکنم این عبارت تکرار میکنم تا خداوندوارد زندگیم کنه
استاد ایکاش برای تمرین سوم یه مثالی میزدید تا منم بتونم به دهنم بیاد باید مسیر فرضی برای خواسته هام ایجاد کنم
من بلد نیستم این تمرین بنویسم تا اونجا که تونستم نوشتم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربانم و دوستان گرامی
استاد نمیدونم چطوری احساس خودم رو بیان کنم اما بشدت آگاهی های این دوره مطابق با گفت و گوی درونی منه که حدود یک ماه شروع شده بود، من از پارسال درمورد خواسته هام خیلییی با خودم و خدا خلوت میکردم و از اعماق وجودم از خدا کمک و هدایت میخواستم همه چی برام مبهم بود و به خدا میگفتم که واقعا نمیدونم چطوری اما تو باید بلد باشی خیلی ابهامات داشتم که کم کم خدا قدم به قدم برام واضح میکرد.
من همیشه برای لاغری تلاش میکردم بیشتر از یک سال بود تلاش جسمی شدید و تقلای شدید داشتم برای لاغر شدن اما اوضاع روحی و فکریم روز به روز بدتر میشد تقلاهام خیلیی بار روانی زیادی برام ایجاد کرد علاوه بر اینکه از لحاظ جسمی خسته شده بودم از لحاظ ذهنی میتونم بگم هممه گی فرمول های چاقی ذهنم که از بچگی ایجاد شده بودن، همممه پررنگ شده بودن همه بیدار شده بودن همه باهم و صداشون مثل صدای آژیر خطر بود که گوش آدم از صداش خسته میشه.
اون زمان دیگه کم کم داشتم تسلیم میشدم داشتم تسلیم خدا میشدم.
وقتی فایل مقدمه این دوره و متنش رو خوندم تمام یک سال و نیم اخیرم یعنی یک سالو نیم قبل از ورودم به سایت اومد جلوی چشمم. و اخیرا شرایطم در این یک ماه که مدام حس میکردم خدا در پاسخ به خواسته ام داره بهم میگه قراره خیلیی چیزا تو زندگیت تغییر کنه اما بازم ابهام داشتم که با خودم گفتم اره اینبارم قراره کلی تغییرات ایجاد بشه که هرزگاهی از شدت ذوق و بعضا ترس اشک میریختم و به خدا میگفتم حس میکنم ی چیزایی داره تغییر میکنه اما نمیدونم چیه ولی تو میدونی و بعد از مدتی صداش رو میشنیدم.
صدایی که وقتایی که آرومم و حسم خیلی خوبه واضح میاد و انگار یک بار حرفشو میزنه و من تقریبا میتونم بگم که دیگه این صدارو میشناسم
اما خیلییی برام جالبه استاد که حرف های این دوره با حال و هوای این روزای زندگیم همزمانی شگفت انگیزی داره انگار خدا از زبان شما داره باهام واضح حرف میزنه و قبل اینکه با این وضوح باهام صحبت کنه از لحاظ روانی و ذهنی منو آماده کرده بود.
من به معجزات خداوند ایمان دارم
با خوندن این مطلب به خصوص اون قسمت به ندای خداوند بله بگویید صدای خدا را از اعماق قلبم شنیدم وبی اختیار اشک شوق ریختم خدا را شکر که یادآوری شد بهم که خداوند برای من بیشترین نعمت ها وبهترین اتفاقات خوب را میخواهد واز طرف من فقط ایمان به خداونده که میتونه بهترینها را برام رقم بزنه
من به معجزات خداوند ایمان دارم
همین که من الان میتونم رانندگی کنم وازش لذت ببرم معجزه ی خداونده چون قبلا اینقدر میترسیدم که همیشه فکر میکردم کاریه که برای من محاله ولی خداوند این توانمندیم را برام آسون کرد
اینکه یه مغازه خریدیم که خریدنش معجزه بوده ومیخواستیم اجاره اش بدیم با اینکه خودمون بیشتر نیاز داشتیم که بریم توش ولی چون بدهکار بودیم گفتیم اجاره میدیم ولی ته دلم من میخواستم که خودمون بریم مصادف شد با همون گرونی های سال ۹۷ وهمه ی کارهای بازار نقدی شد به خاطر گرونی وما هم به همین خاطر که دیگه نقد کار میکردیم پول دستمون اومد وراحتر تونستیم بدهی های مغازه را بدیم وخودمون کارمون را داخلش شروع کنیم یعنی فقط کار خداست که میتونه گرونی که همه از ش مینالند را برای مایه خیر وبرکت وفزونی قرار بده همینه که میگند هر چی از طرف خدا برسه فقط خیر وبرکت
من توی صف اینم که خدا کمک کنه زبانی را که دارم میخونم خیلی خوب وعالی بتونم صحبت کنم وازش به درآمد عالی برسم
وزنم را به تناسب برسونم هرچند همین الان هم درمسیرم وخیلی توی این روند عالی پیش رفتم
پسرم توی بهترین حالت ممکنی که خودش دوست داره خدمت سربازیش را بگذرونه
بتونم شخصیتم و عزت نفسم را که دارم روش کار میکنم به بهترین حالت برسونم تا بهتر بتونم با ترس هام روبرو بشم
درآمد عالی با خدمتی عالی داشته باشم