بسیاری از انسانها در جستجوی کشف رسالت و طرح الهی خود در دنیای مادی هستند. سالهاست منتظر آشکار شدن طرح الهی خود هستند درحالی که برای همچنان برای آنها واضح نشده است.
طرح الهی زندگی چیزی جدا از شرایط فعلی تان نیست. در هر شرایط و موقعیتی هستد در مسیر اراده الهی خود قرار دارید فقط کافی است به خداوند ایمان داشته باشید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.53 از 75 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به همگی من تقریبا ۵ ساله با قانون جذب به طور کامل آشنا شدم ولی هیچ وقت نتونستم موفقیتهای بزرگی داشته باشم شاید جذب های کوچیک داشتم و فکر میکنم این عدم موفقیت به خاطر اینکه من به زور میخوام همهی آدم ها رو با قانون جذب آشنا کنم و این خودش در واقع یعنی جنگیدن و خوب این یعنی انرژی منفی و همین باعث میشه من نتونستم طرح الهیم رو پیدا کنم من از امروز واقعا متعهد میشوم تا وقتی کسی ازم در مورد قانون جذب یا مثبت اندیشی نپرسید چیزی نگم ممنون از همگی
باسلام خدمت شما استاد عزیز
منم سالهای زیادی برام سخت بود بود که باور کنم میشه تغییر کرد اوتم با قدرت ذهن مگر به همین سادگی اتفاق های رو در زندگی میتونیم با ذهن جذب کنیم،
درسته اولش سخته این که یک انسان باور های چندین ساله ی ذهنش رو عوض کنه و بپذیره زندگی همونی که فکر میکنیم،
ی بار یک دوستم بهم گفت چیکار میکنی که ناراحت نمیشی یا حرف مردم واست مهم نیست چطور به زندگی نگاه میکنی و در طول زندگی چه چیزایی فهمیدی؟
منم در جوابش گفتم فقط و فقط کاری زو که دوست دارم انجام میدم و لذت میبرم،احساس خوب دارم و با قدرت ذهنم به خواسته هام میدونم که میرسم ،
خوب برای اون دوستم یکم شنیدن اینا راحت نبود سخت میشه باور کرد و پذیرفت که مدت های زیادی در جهل و نااگاهی زندگی رو گذروندم فقط،
همیشه سخته معجزات رو باور کنیم و نمیدانیم معجزه درون ماست همراه ماست و قرار نیست تلاش کنیم تا با سختی و تقلا پیداش کنیم ، اگر به طرز رفتار و فکر مون در طول روز دقت کنیم میبینیم اینده همان چیزی بوده که بهش فکر کردیم،،
و خواستن توانستن است،من برای یک بار دیگر متولد شدم با احساس متفاوت با افکرای متفاوت با شادی و سلامتی و عشق و ایمان متفاوتی که تا به الان هیچ کدوم از این ها رو واقعی تجربه نکرده بودم ،
درسته ی جاهای از زندگی بر اساس شرایط ادم شاذه میگه میخنده،
ولی در خلوتم آرامش رو پیدا کردم و این معجزه ی منه، تغییر کردنم و بالا رفتنم در شرایطی که فکر میکردم همیشگی میمونه و من هم همیشه در احساس بد خواهم بود،
و با دیدگاه متفاوتی نسبت به زندگی خودم و شناخت قدرت ذهنم دریافتم همه ی زندگی اونیه که من بهش فکر میکنم و من خالق لحظه به لحظه ی زندگی خودم هستم،
من هم به طرح الهی خودم نزد خداوند ایمان دارم ،،
باتشکرازشما
بنام خداوند مهربان
خداوندا خیلی دوستت دارم .من محبوبم بنده گنهکار و بی کس تو که تو این دنیا جز خودت خدای خوبم هیچکسو ندارم .باید اینقدر قوی باشم که بتوانم آرزوهای خودم و مادرم رو برآورده کنم .خدایا کمکم کن نمیدونم چه درسته چه غلط خدایا خودت راه درست رو نشانم بده خدایا محتاج نامردانم نکن .خدای خوبم من ن پدر ن برادر ن خواهر هیچکسو ندارم ولی تو خدای خوبم تمام من هستی .خداوندا معجزه ات را نشانم بده .الهی آمین
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
من به طرح الهی ایمان دارم
چقدر قشنگ و واضح توضیح داده شد که هر انسانی رسالتی داره یعنی چی؟؟من خودم واقعا فکر میکردم که رسالتی ندارم چون من گناهکارم و انسانهای دیگه راه شون رو پیدا کردن و به من نرسیده این رسالت.ولی با خوندن این متن متوجه شدم که منم توی ابتدای مسیر گیر کرده بودم شاید بخاطر این بوده که من به ندای درونم گوش نمیدادم،خدا داشته بهم میگفته که از کجا برم و چطور برم ولی حالیم نبوده.وقتی دقت میکنم میبینم توی این مسیر بودم مثلا توی سن پایین مدرس زبان انگلیسی شدم و حدود ۱۲ یا ۱۳ سال تدریس کردم من رسالتی این بود که به شاگردام علم رو آموزش بدم و در کنارش بهشون حس خوب رو انتقال بدم.یا بعدش وقتی مهاجرت کردم و اومدم ی شهر دیگه رسالتی این بود که بتونم زندگی آدمای اطرافم رو تحت تاثیر بذارم.من ماموریتهای زیادی رو انجام دادم بدون اینکه بفهمم.پس من رسالتم رو مدام در حال انجام دادن بودم.من داشتم به رشد و گسترش جهان کمک میکردم.کاش با آگاهی انجامشون میدادم ولی اشکالی نداره چون الانم در حال انجام ماموریت و رسالتی هستم،رسالتی اینه که زندگیمو با حال خوب جلو ببرم و توی محل کار فعلی با کمک خداوند که بهم راه رو نشون میده سطح مالی زندگیمو ارتقا بدم و همینطور که دارم رشد میکنم بتونم به دیگران هم خدمت رسانی کنم.بله من دارم با آگاهی از حالا به بعد دنیا رو گسترش میدم.الهی شکر از این افکار جدید و راهنمایی هایی که از طرف خدا بهم داده میشه.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به طرح الهی زندگیم ایمان دارم .
من به نقشه ی الهی در زندگیم ایمان دارم .
همه ی موجودات درجهان ماموریتی بر عهده دارند .همه گیاهان و جانواران بر طبق نقشه ی الهی خود در طول مسیر زندگی خود حرکت میکنند. شايد ما حکمت آفرینش یا خلق موجودات را ندانیم ولی آنها در جهان بیهوده وبی مصرف آفریده نشده اند منتها تفاوت بین ما وانها این هست که طرح الهی انسان مختص خود هر فرد است ولی گیاهان وجانوران طرح الهی یکسان را دنبال میکنند
مثلا کار یک درخت سیب این هست که رشد ونمو کند وتبدیل به درخت سیبی شود تا انسانها از میوه آن وسایه وچوب ان استفاده کنند. وحیوانات هم از برگها ومیوه های آن بهره مند شوند وبقیه گیاهان ودرختها هم تقریبا همین روند را دنبال میکنن حیوانات هم اینطور مثلا یک گوسفند برای این به دنیا آمده است که از گیاهان تغذیه کند و بزرگ شود وغذای انسان را تامین کند و نیز انسانها از پشم آن برای خود لباس و کیف یا کفش چرمی درست کند واز روده های ان نخهای بخیه ی محکم درست کند و یا بعضی حیوانات به صورت چرخه ای از گوشت هم تغذیه میکنند تا زنده بمانند .
هر چیزی در این دنیا هست در پی هدفی به این دنیا آمده هست و بر طبق نقشه ی الهی خود حرکت میکند .
اما در مورد انسانها همه انسانها هم در دنیا هدفی را دنبال میکنند ودر پی هدفی به این جهان پا گذاشته انسان اشرف مخلوقات هست مگر میشود اشرف مخلوقات ماموریتی در این دنیا نداشته باشد .
خداوند همه آسمان ها وزمین وآنچه در بین آنهاست را دراختیار انسان قرار داده است تا انسان بتواند ماموریت الهی خودش را دنبال کند.
وحالا که فهمیدیم ما هم ماموریتی داریم چطور باید آن را پیدا کنیم چرا تاکنون ماموریت زندگیمان بر ما آشکار نشده است؟
چرا خداوند ماموریت مارا به ما نمیگوید؟تا کی باید دنبال ماموریت خود بگردیم؟
اینها سوالات ذهن من بود وشاید هنوز هست به قول استاد چون عملکرد ونگرش ما تحت اراده ی خداوند نیس ما ماموریت الهی خود را گم کرده ایم وداریم در جا میزنیم ماموریت الهی هر کس مختص خودش هست ماموریت الهی ما گم نشده ما هستیم که گم شده ایم ما هستیم که راه را گم کردیم و به بیراهه رفتیم ما هستیم که با خدای درون خود هماهنگ نبودیم ما هستیم که درگیر زندگی روزمره شدیم ما هستیم که خودمان را گم کرده ایم.
کسی که هر روز درگیر فضای مجازی هست و دیگران را دنبال میکند و به تماشای زندگی روزمره آنها وقت میگذراند وخودش را فراموش کرده چطور ماموریت الهی زندگی خودش را پیدا میکند یا کسی که همش رویدادهای ورزشی مختلف را در طول روز دنبال میکند که نظرمون کار خوب هست وکار بدی نیس و یک نیم ساعت خودش هم ورزش نمیکند و حقوق بازیکنان را حساب کتاب میکند وبه خاطر برد یا باخت تیمش حالش ازین رو به آن رو میشود چطور ماموریت زندگیش بر او آشکار میشود؟
من هم تا زمانی که با قوانین جهان هستی آشنا نشده بودم باری به هر جهت زندگی میکردم و هدف خاصی در زندگی نداشتم ولی از وقتی با قانون آشنا شدم بیشتر خودم را شناختم بیشتر استعدادها وعلائقم را شناختم از وقتی ذهنم را از زواید وحاشیه ها خالی کردم روز به روز به خود واقعی ام نزدیک تر شدم وتوانستم به خودشناسی بیشتری برسم.
من توانستم خداوند را در حد فهم ودرک الانم بشناسم و سعی کنم بر طبق اراده خداوند فکر وعمل کنم تا قطعات پازل زندگیم به درستی در سر جایشان قرار بگیرند من ایمان دارم که هر قطعه از پازل زندگیم تا به الان اشتباه نبوده من هر مسیری را طی کردم مرا به اصل وجودم نزدیک تر کرد مرا به ماموریت زندگیم نزدیک تر کرد.
شاید از بعضی از قطعات زندگیم راضی نبودم ولی همه این قطعات در پازل زندگی من بايد وجود میداشت تا من را به سوی ماموریت الهیم رهنمون کند. اگر رنجی درین مسیر دیدم یابه مصیبت وبلایی مسیر زندگیم برخوردم همه جزو ماموریت الهی من در زندگیم بوده وخواهد بود.
همه در زندگی رنج وناراحتی کشیده اند غصه ها خورده اند ولی اینها هم جزو قطعات پازل زندگی ما انسانها هستند ما باید از رنجهایمان با سربلندی عبور کنیم ومسیر زندگیمان را ادامه دهیم تا به سر منزل مقصود یا همان ماموریت الهیمان برسیم.
به نظر من ماموریت تمام انسانها کم نیاوردن وادامه دادن زندگی هست ما به دنیا آمده ایم تا زندگی کنیم واز همه ی لحظات زندگیمان از تمام ادمهای زندگیمان درس بگیریم و مسیر زندگیمان را ادامه دهیم همه آنهایی که در سختیها جا میزنند وافسرده و نامید میشوند وشاید دست به خودکشی بزنن آنها انسانهای ضعیفی هستند.
ما باید با قدرت ادامه دهیم ما باید تا لحظه ی مرگ زندگی کنیم ما نباید از زندگی کردن خسته بشویم هیچ گیاه وحیوان از زندگب خسته نشده اند یا حتی خورشید وماه از تابیدن از طلوع از غروب خسته نشده اند. برف وباران از باریدن خسته نشده اند.
ما اشرف مخلوقات هستیم ما باید با قدرت وایمان و با هماهنگی با انرژی کائنات به زندگی مان ادامه دهیم وایمان داشته باشیم که ماموریت زندگیمان بر ما آشکار میشود کارما باید فقط ادامه دادن زندگیمان و لذت بردن از ثانیه به ثانیه زندگیمان باشد شاید الان که ما درین سایت هستیم ماموریت این روزها وسالهای زندگیمان تناسب اندام وسلامتی باشد نه یک چیز پیچیده یا شغل یا درآمد خاص .
در هر برهه از زندگی به نظرم ماموریت های مشابهی بر عهده ی انسان هست در کودکی مثلا شادی وبازی و کودکی کردن یا در نوجوانی وبلوغ یادگیری و آموزش علم باشد یا در جوانی ماموریت ما ایجاد وشغل و ازدواج وتشکیل خانواده و بچه دار شدن باید باشد وتا پیری به همین منوال .
ماموریت زندکی چیز پیچیده نیس.
هر کس هر علاقه ای که همسو با اراده خداوند هست را دنبال کند او در پی مأموریت الهی خود هست .
من در هر برهه ای از زندگیم کارهای مختلفی کردم من تا ۲۸ سالگی در رشته ی زبان وادبیات فارسی درس خواندم بعد در برهه ای ریاضی با چرتکه را یاد گرفتم وتدریس کردم در برهه ای به کلاس آرایشگری رفتم یا در برهه ای به تدریس زبان وادبیات فارسی پرداختم ویا در برهه ای به تولید وفروش محصولی پرداختم یا در برهه ای به پرورش مرغ خروس واردک علاقه مند شدم یا پارسال به کلاس کامپیوتر هدایت شدم و بیشتر که فکر میکنم در آن برهه ها واقعا ترغیب به آن کارها شدم. با عشق آنها را دنبال کردم شاید زمانشان شش ماه یا یک ساله بوده ولی درآن برهه ها کارم را عاشقانه دنبال کردم.
من از مسیری که آمده ام راضی هستم همه ی این برهه ها قطعات پازل زندگی من هسنتد آنها اشتباهی نیستند .
من دارم قطعات پازل زندگیم را تکمیل تر میکنم.
شاید منفی بافم بهم گوشزد کند که کار مفیدی تا به الان نکردم ولی من به حرف اون اهمیت نمیدهم و مسیر زندگیم را با عشق دنبال میکنم تا قطعات پازل زندگیم کامل تر شود تا من ماموریت زندگیم را به سرانجام برسانم و در آخر به دیدارمعبود بشتابم .
من خسته میشوم ولی ادامه میدهم من غمگین وناراحت میشوم ولی ادامه میدهم من گریه میکنم ولی اشکهایم را پاک میکنم وادامه میدهم من نامید میشوم ولی باز هم ادامه میدهم
ماموریت زندگی ما ادامه دادن زندگی تحت هر شرایط به ظاهر سخت هست .
من به طرح و ماموریت زندگیم ایمان دارم .
به قول معلم آنه شرلی زندگی صحنه ی نمایش هست هر کسی نقشی درین صحنه بر عهده داره پس چه خوبه ما هم نقشمون رو درین صحنه ی زندگی خوب ایفا کنیم .
به امید موفقیت و پیروزی همه دوستانم
وبی شک پیروزی نزدیک هست.
نشان های دریافت شده
من خسته میشوم ولی ادامه میدهم من غمگین وناراحت میشوم ولی ادامه میدهم من گریه میکنم ولی اشکهایم را پاک میکنم وادامه میدهم من نامید میشوم ولی باز هم ادامه میدهم
ماموریت زندگی ما ادامه دادن زندگی تحت هر شرایط به ظاهر سخت هست .
الهام عزیزم وقتت بخیر،چقدر دلنشین بود این جملات،چون دقیقا داشتم غصه میخوردم و گریه میکردم از شرایطم ولی با این جملات حالم خوب شد.من ادامه میدم من اشکامو پاک میکنم و ادامه میدم.ممنونم ازت که دستی از دستان خدا هستی تا احساس خوب رو منتقل کنی و از زبان خداوند با دیگران حرف بزنی.امیدوارم بهترینا برات رقم بخوره
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ومهربان
حمد و سپاس فراوان خداوندی را که مرا نعمتهای فراوان بخشید.
سلام استاد بزرگوار سپاسگزارم از شما بابت این مطالب بسیار کاربردی و زیبا مطالبی که ابزار زندگی هستند و شما بی منت در اختیار ما قرار دادید واقعا مطالب عالی و جالبی بود حال مرا حسابی دگرگون کرد.
طرح و رسالت الهی من به نظرم موسیقی هست من دلم نمیخواهد موسیقی را از نسلی به نسل دیگر فقط منتقل کنم دلم میخواد آنرا بهبود بدهم انرا گسترش بدهم به نوارندگان امید و انگیزه بیشتری بدهم برای ادامه دادن مثل شما که معجزه زندگی هزاران نفر هستید منم معجزه زندگی خیلی ها در موسیقی باشم. من به طرح های الهی خداوند در زندگی ام ایمان دارم. خدا را بی نهایت مرتبه سپاسگزارم همین که منو به این سایت و این مطالب هدایت کرد. خودش طرح الهی بزرگی هست که با فهمیدن این مطالب و عمل به آنها زندگی من دگرگون خواهد شد خدایا شکرت خدایا ممنون.
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر استاد ارزشمند
به نظرم رسالت هر انسان همون مسولیتی هست که بهمون داده میشه وفقط فقط باید خودمون به عهده بگیرم تا رستگار بشیم
من با خواندن این مطالب اشگ میریزم و این دست خودم نیست چون هر چه بیشتر به وجود خودم دست پیدا میکنم هر موجودی که تو این کره خاکی هست رسالتی داره به طبیعت نکاه میکنم میبینم دانه در خاک میکاریم
اول انسان رسالتش انجام میده که اپن دانه رو میکاره بعد نوبت خاک بعد آب بعد نور خورشید و نهایت بارور شدن اون دانه پس همه رسالت دارن تو این دنیا من که اشرف مخلوقات هستم حتما رسالت بزرکتری دارم
طرح الهی به نظر من همون طراحی و الگویی هست که خدا برایم طراحی کرده اندازه خودم وداده بهم تا برم و ازش هرجور که دوست دارم الگوبرداری کنم وبرای خودم لباس بدوزم این مثال در ذهنم اومد در مورد طراحی الهی که برایم انجام داده یعنی همسو با خداوند هستم من ایمان دارم که اینجا بودنم اتفاقی نیست و همون طراحی باعث شده تا من این مطالب رو بخونم و به آگاهی برسم ودر جهت اراده الهی قدم بردارم من این روزها در بهترین حالت زندکی خود قرار دارم و یقین دارم که خداوند میخواسته تو همین شرایط بهم هدیه بده تا بیشتر از زندکی لذت ببرم ومنو در مسیر آگاهی قرار داده به نظرم خوشبخت ترین انسان کسی هست که آگاهی بالایی داشته باشه در مورد خودش و خدای خودش همین کلید رسیدن به تمام خواسته هاش هست از شما استاد بزرگوار ممنونم برای درج این مطالب ارزشمند
به نام خدای مهربان
سلااممم به همگییی😍
گام هفتم :طرح الهی زندگی
من قبلا اصلا فکر نمیکردم که برای منم برنامه الهی وجود داشته باشه ،یعنی از معلمین دینی یا در کتب دینی دبیرستان میخوندیم که از خلقت هر موجودی هدفی هست و ما بیهوده و عبث آفریده نشدیم ولی باز واقعا قبول نمیکردم ،یا هم فکر میکردم شاید واقعا سرنوشت از قبل تعیین شده راسته پس…
چون اصلا برام مشخص نبود که هدف زندگیم واقعا چیه ؟! چرا هیچ تناسبی بین برنامه الهی و زندگیم نیس؟!چرا پدر و مادر و همه اونایی که میشناسم توی دنیا رسالت و هدف خاصی رو برآورده نکردن ؟! چرا به هدفاشون نمیرسین و همه بیشتر موافق سرنوشت از قبل تعیین شده هستن و میگن ما هم مجبوریم تسلیم باشیم در برابر خواست خداوند …
همه این سوالا و بینهایت سوالایی که الان توی ذهنم نیس بهم ثابت میکرد که ما یا هدفی در جهان نداریم و اومدیم اینجا زندگی کنیم و خداوند قراره ازمون امتحانای مختلف بگیره و بعد در جهان آخرت بفهممیم که در این دنیا چیکار کردیم !!!یا هم سرنوشتی از قبل تعیین شده داریم که باید فقط بپذیرمیش و هیچ جوره نمیشه تغییرش داد .
تا اینکه وارد این مباحث شدم ،به این نتیجه رسیدم که این فکرا اشتباهه و ما توی این دنیا با خالق این کائنات همواره در ارتباطیم ،فهمیدم ما مهم ترین مخلوق خداوند هستیم و خداوند قدرتی به نام اختیار در فکر و رفتار رو بهمون دارد تا بتونیم با استفاده از اونا زندگیمون رو بسازیم ،درسته که یکسری از موارد رو مثل کشور و محل زندگی رو ما انتخاب نمیکنیم یا نکردیم(الان من هنوز واقعا قبول نکردم که ما قبل از تولد خودمون شرایط رو انتخاب میکنیم راستش برام منطقی نشده هنوز) ولی بازم با استفاده از همین نیرو که اسمش خداست میتونیم شرایط زندگی مون رو تغییر و بهبود ببخشیم .و همین بهتر کردن شرایط برای خودم،اطرافیانم و در ابعاد بزرگتر کشور و جهان میشه هدف و رسالت آدما توی زندگی هاشون….
به این نتیجه رسیدم که همون طور که زنبور داره از شهد گل ها عسل رو تولید میکنه ،همون طور که از دل خاک برای انسان منابع و معادن در میاد ،همون طور که خورشید هر روز و هر لحظه داره گرمای زمین رو تامین میکنه تا محل بهتری برای زندگی انسان باشه ،پس در موارد خیلی زیادی این انسان و زندگی انسانها که برای خداوند مهمه ،پس ما هم اومدیم تا مفید باشیم برای خودمون و بشریت.که توی این مسیر هم یاد میگیریم برای خودمون اول مفید باشیم بعدش برای دیگران ،این خیلی برام قابل پذیرش و باورتر بود.
و زمان و مکان و سن و همه همه معیار های که ما انسان ها برای خودمون مهم کردیم و بهش بها میدیم برای خداوند مهم نیس چون اون با قدرت بینهایت داره همه چیز رو کنترل و رقم میزنه،اتفاقی که از قدرت فهم و درک من خارجه ولی اون داره این کار رو میکنه …و تنها چیزی که برای خداوند مهمه اعتقادهای واقعی و عملکرد های انسان در زندگیش هست و برای همینم انقدر توی قرآن به ایمان و عمل صالح تاکید شده
ایمان به هدایت الهی
قبل آشنایی با این موضوعات اصلا به موضوع هدایت نگرش خیلی اشتباهی داشتم
زمانی که تازه وارد این مسیر شده بودم فکر میکردم الهامات خداوند خیلی پیچیده هستند.روزا درگیر این بودم که اول بتونم الهامات رو دریافت کنم بعدش بتونم تشخیص شون بدم ولی به مرور که آگاهی من در این مسیر هم بیشتر شد و وعده خداوند رو در قرآن خوندم که »»ما هدایت رو بر خودمان فرض کردیم و هدایت شما بر ماست««
فهمیدم هدایت خداوند خیلی آسون تر از اون چیزیه که فکر میکردم ،فهمیدم من با توجه به نحوه فکر کردنم و خواسته هام از زندگی شرایط مختلف توی زندگیم به وجود میاد.
اگر باورهای الهی تر داشته باشم توی ذهنم یعنی هدایت های الهی رو برای خودم پررنگ کردم پس اونا به رفتار و سبک زندگی من تبدیل میشن.و به مرور پازل زندگی من مرحله به مرحله تکمیل و تکمیل تر میشه،شاید توی همون شرایط علت به وجود اومدن اون اتفاق رو نفهمم ولی وقتی زمان میگذره،و ما به مسیر و پازل زندگیامون نگاه میکنیم میفهمیم جریانات رو.
🔆ازتون ممنونم استاد برای این نوشته های گرانبها🔆
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
اینکه میگن خدا انسان ها را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار میدهد واقعا درست هست چه جالب من از موضوعی به شدت ناراحت بودم گفتم بزار برم یکم مطلب بخونم ادامه زندگی با کمک خدا و این آموزش ها واقعا آرومم کرد من به طرح های الهی در زندگی خودم ایمان دارم رسالت منم با توکل به خدا جهانی کردن صنعت موسیقی ایران موسیقی سنتی هست خداوندا سپاسگزارم بابت هر کاری که میتوانم برای بهبود اوضاع و شرایط انجام بدهم بهم بها و پاداش میدهی خداوندا سپاسگزارم که از طریق رسالتم کمک میکنم به گسترش جهان خداوندا سپاسگزارم که منم برای خودم پیامبری هستم و رسالتی دارم خدایا شکرت بابت این مطالب زیبا خدایا بابت تمام تجربیات خوب و بد گذشته ام ازت سپاسگزارم که خوب بود شد خاطره بد بود شد تجربه و همشون باعث پیشرفت من شدند خداجونم بابت همه چیز شکرت
به نام خدای ناظم
با سلام خدمت استادعزیزم
استاد چقدر خوبن این حرفا چقدر به ما راه درست زندگی رو نشون میدن خدایا شکرت که یک پازل زندگی من که همین مسیر تناسب اندام هست رو سر جایش قرار دادی ممنونم خودم با کمک ایمان به تو بقیه رو هم درست میکنم هرچند خیلی کارها برای من انحام دادی خیلی جاها ندادی بعدش بهترشو دادی ممنون من از طرح تو خبر نداشتم چقدر به خاطر نشدنها گریه کردم چقدر بی ایمان شدم چقدر شک و تردید داشتم ولی درست شد
خدای خوبم طرح الهی زندگی من رو داری به من نشون میدی بهترین طرح رو به من نشون بده تا با آرامش در کنارت ادامه بدم
خدای خوبم کمکم کن در هر مسیر درستی پا میزارم
خدای خوبم ،خدای مهربانم ،خدای زیبایی ،خدای آرامش، خدای حال مشکلاتم، خدای قشنگم ،تورو دوست دارم ممنونم ازت که در این مسیر من رو قرار دادی و میخوای راههای قشنگتری به من نشون بدی ازت ممنونم