0

به بی‌نهایت بودن خداوند ایمان دارم (قدم ۱۱)

بی نهایت بودن خداوند‍
اندازه متن

یکی از غالب‌ترین افکار و نگرش‌های محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصت‌های شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.

برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بی‌نهایت بودن خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 67 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42552

67 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۱۰/۲۶ ۰۱:۲۳
      مدت عضویت: 880 روز
      امتیاز کاربر: 26040 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 440 کلمه

      به نام خداوند بی نهایت

      من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم‌.دلم میخواد نصف شبی پاشم برم بالا پشت بوم و اینو فریاد بزنم بگم آهای آهای من فهمیدم راه و روش زندگی را آهای من تازه خدا را پیدا کردم تازه فهمیدم خدا کیه خدا چیه..یک عمر راه اشتباه رفتم ولی از اونجایی که همیشه دلم میخواست خدا را درک کنم بالاخره هدایت شدم به راه راست و درست. من قبلا که با قانون جذب آشنا نبودم به شدت با خرافات مذهبی پر شده بودم ولی همیشه یک موضوع برام جالب بود و شب شام غریبان این موضوع برام خیلی بیشتر جالب میشد، اینکه میشنیدم خضرت زینب در اون شرایط هم نماز شب خود را ترک نکرد. همیشه به درگاه خداوند اشک میریختم مخصوصا در ماه های محرم و صفر و شام غریبان میگفتم خداوندا تو را به همون حضرت زینب بهم بگو چرا حضرت زینب توی اون شرایط هم نماز شبش را ترک نکرد چرا،من یه سردرد میگیرم میگم ولش کن حالا مریضم ولی ایشون چیو درک کردن که نماز شبش را ترک نکردن… و موضوع دوم جمله معروف در بارگاه یزید:  ما رایت الا جمیلا.چیزی جز زیبایی ندیدیم…

      خب مگه آدم میشه هجده تا از افراد خانوادش بمیرن و بگه ما رایت الا جمیلا… خدایا چی دید چیو درک کرد که این جمله را گفت خودت بهم بگو که ما رایت الا جمیلا یعنی چی… با اشک این جمله ها را میگفتم و ازش درخواست هدایت میکردم و معجزه الهی یعنی قانون جذب وارد زندگی من شد… 

      استاد جان حالا منم شبها نماز شبم ترک نمیشه نماز شب من زندگی با کمک خداوند که هر شب میخونم و بعد میخوابم تحت هر شرایطی…نماز شب من نوشتن اتفاقات خوب روز در آخر شب هست ختی یک اتفاق خوب حتی یدونه نعمت… استاد من کسی ام که شدم زینب برای خداوند…نماز شبم ترک نمیشه…چیزی جز زیبایی نمیبینم و هر لحظه سپاسگزارشم…خدا یار و یاورم بود و منو هدایت کرد به این سایت و به این مطالب که نمیدونم چندین بار دیگر باید بخونمش شاید تا اخر عمر….

      حالا خدای بی نهایت از جایی که گمان نمیبردم منو هدایت کرد به راه راست و درست و راه کسانیکه به آنان نعمت داده…نمیدونم چرا الآن یاد این موضوع افتادم و نوشتم…فقط خواستم بگم منم کم از حضرت زینب نیستم

      اصلا این نوشته ها منو دیوونه میکنه…تازه دارم درک میکنم بی نهایت بودن خداوند یعنی چی…

      من به معجزات الهی،زمانبندی الهی،برنامه ریزی الهی، طرح الهی،سریع الحساب بودن خداوند،بی نهایت بودن خداوند در زندگی ام ایمان و اطمینان دارم و سپاسگزار آنچه از گذشته و حال و آینده و سپاسگزار نعمت هایی که دارم هستم. من منتظر و لایق دریافت پاداشهای الهی هستم 

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۱ ۱۰:۲۹
      مدت عضویت: 880 روز
      امتیاز کاربر: 26040 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      به نام خدای مهربان.

      من به بی نهایت بودن خداوند ایمان دارم.

      سلام خدمت شما استاد عزیز و همه عزیزان.

      تمرین۱:نگرش خود را درباره این متن بنویسید:راستش نمیدونم چی بنویسم این نگرش به قدری زیبا و قشنگ بود که هرچی بگم کم گفتم.این متن اگر به واقعیت زندگی من تبدیل بشود برای کل عمرم بس است. فهمیدم که خدایی که بی نهایت هست نمیتواند کمبود در جهان بگذارد و همه این کمبودها توسط ذهن من به وجود آمده است. خواسته های من برای برآورده شدن در نظر خدا چیزی نیست. جزئی از جز هم نیست چون خدا بی نهایت هست. فهمیدم فقط باید خدا در ذهن من بزرگ باشد نه چیز دیگه. من باید به سمت خواسته هام قدم بردارم فکر چگونیش نباشم. غصه نبودو نخورم چون یک نفر پشتم هست که حتی کوه جلوش کم میاره و در مسیر رسیدن به خواسته هایم از نظر مالی از نظر روابط انسانی و از هر نظر دیگه هدایت و حمایت و محافظت میکنه. من به منبع بی نهایت جهان هستی وصلم و خیالم راحت هست.

      ۲,مثلا گرفتن گواهینامه که بسیار آسان بود،ازدواج آسانم و مراسم عروسی عالی ام،ماشین ظرفشویی،دوچرخه، یاد گرفتن قرآن. خرید یکسری از دوره های آموزشی و….

      ۳,داشتن ماشین مورد علاقه ام چیزی نیست که.

      رفتن به مکان بهتر برای موسیقی چیزی نیست که.

      و….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۴/۳۰ ۰۲:۳۰
      مدت عضویت: 880 روز
      امتیاز کاربر: 26040 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      به نام خداوند جان و دل 

      سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان. اول مطلب گفتید باور به کمبود،چند روز قبل که شب عاشورا بود و می‌رفتیم مرکز شهر که خیلی هم شلوغ میشد به شوهرم گفتم الان دیگه جا پارک گیر نمی‌اریم باید چقدر پیاده راه بریم درحالی که وقتی رفتیم بطور کاملاً هدایتی به یک پارکینگ رایگان بزرگ رفتیم که کلا یک کوچه با مکانی که ما می‌خواستیم بریم فرق داشت و الان یاد اون نگرشم افتادم که با اینکه خیلی ماشین تو پارکینگ بود ولی بازم خیلی جا بود برای پارک و من باور کمبود داشتم در حالی که جهان پر از فراوانی هست.

      قسمت اول تمرین:چند وقتی بود که داشتم موضوع بی نهایت بودن را درک میکردم اما همش انگار یه جایی را متوجه نمی‌شدم و حالا متوجه شدم بی نهایت بودن خداوند. من میگفتم ثروت بی نهایت عشق بی نهایت و… بی نهایت ولی انگار بی نهایت بودن خداوند را فقط شنیده بودم ولی درک نکرده بودم ولی باور نکرده بودم حالا درک و باور کردم. چقدر زیبا گفتید که اگر آرزوی داشتن چیزی داری ولی تو زندگیت نیست بخاطر اینکه درهای زندگیت را به روی نعمت خدا بسته ای چقدر پیکاپ کی ام سی دوست دارم ولی فقط زیر پای دیگران میبینم و به بی نهایت بودن خدا که از طریقی اونو به دستم می‌رسونه باور نداشتم ولی حالا باور دارم 

      این مطالب ارزش صدبار خواندن و ضبط کردن و گوش دادن و نوشتن را دارد واقعا.

      قسمت دو:چیز زیادی در حال حاضر به خاطر ندارم ولی یک نمونه خیلی بارزش من هر موقع اینترنتم تموم میشه و تو کارتم پول نیست اصلا از یک راهی خدا پولو می‌رسونه و من بسته میخرم و این بی نهایت بودن خداوند هست. یا بی نهایت بودن خداوند در هوس یک نوع غذایی از یک طریقی بهم می‌رسونه. یا قصد یک مسافرت میکنی اصلا خود به خود جور میشه مثلا من خیلی تبریز دوست داشتم برم ولی هیچ پولی نداشتم و دوست عزیزی ما را مهمان کرد و به این سفر برد. و ….. خداوند بی نهایت هست

      بخش سوم:وای چه جالب بود اول دقیق متوجه نشدم این تمرین را ولی وقتی توضیحات شما را خوندم حسابی متوجه شدم مثلا من وقتی میرم برای تمرین و کنار استادم می‌نشینم به خودم بگم ببین زهرا حتی یک متر هم برای نشستن در جایگاه استادی فاصله نداری در نوازندگی و برداشتن این فاصله برای خداوند چیزی نیست به زودی به اون مهارت و جایگاه می‌رسی. زهرا فاصله زیادی با نویسندگان بزرگ جهان که با اولین داستان خود ترکوندن. نداری و برداشتن این فاصله برای خدا چیزی نیست. زهرا با ثروتمندان فاصله زیادی نداری و برداشتن این فاصله برای خداوند چیزی نیست 

      خدایا خداااااااییییییاااااااااا از تههههه دددددددللللللل سپاسگزارم که مرا به این مطالب راهنمایی و هدایت کردی. خدایا شکرت 

      از شما بزرگوار هم برای نوشتن این مطلب بسیار سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید