0

به بی‌نهایت بودن خداوند ایمان دارم (قدم ۱۱)

بی نهایت بودن خداوند‍
اندازه متن

یکی از غالب‌ترین افکار و نگرش‌های محدود کننده در ذهن بشر، کم بود است. کم بود پول، کم بود فرصت‌های شغلی، کم بود همسر، کم بود مشتری، کمبود هر چیزی که برای خوشبختی به آن نیاز داریم.

برای تجربه زندگی بهتر یکی از مهم‌ترین اقداماتی که باید انجام شود اصلاح نگرش کمبود و جایگزین کردن نگرش فراوانی و بی‌نهایت بودن خداوند است.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 67 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 65 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42552

67 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۰۰:۳۱
      مدت عضویت: 2270 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,003 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من دیروز  وقتی این دست نوشته رو خوندم  گفتم باید رفتارم مورد برسی قرار بدم ببینم چقدر درباره کم بود فکر میکنم یا توجه میکنم دیدم خیلی دارم بهش توجه میکنم گفتن بریم یکشنبه بازار گفتم بریم چکار منکه پول ندارم میریم  اونجا یه چیزی میبینم دوستش دارم پول ندارم نمیتونم تهیه اش کنم اونوقت اعصابم خورد میشه ولش کن نمیخواد بریم کنسل شد و ما سه شنبه بازار و چهارشنبه بازار هم داریم کرج رفتن گاهی ا وقات داریم این فقط یک مورد از ت جه کردن من به کم بود 

      استاد ایده خیلی عالی بود که کم بود اینجوری اولش نوشتید احساس میکنم بیشتر معنی کم بود درک کردم  اون روزا فکر میکردم کمبود فقط چیزهایی که من تو زندگی ندارم  ولی الان سطح بالاتری از او نو درک کردم 

      استاد خیلی در طول یک روز به کم بود توجه کردم  گفتن فلان غذا بذار گفتن اینو ندارم  دخترم گفت برای عید چی خریدی گفتم هیچی خلاصه توجه زیادی کردم به کم بود اما امروز سعی کردم که خیلی توجه نکنم  اولش یادم میرفت وقتی میگفتم یادم می‌افتاد بعد گفتم‌ که نه یعنی الان نیاز ندارم تهیه کنم 

      بعدش خیلی در مورد فراوانی نعمت از شما شنیدم یاد گرفتم دیدم اون روزا یعنی تا چند ماه پیش خیلی تکرارش میکردم که همه چیز فراوانی وقتی میرفتم فروشگاه رفاه  اینو بگم که فروشگاه رفاه محله ما خیلی بزرگ  فقط یک قسمتش بگم شاید ۱۰۰ مار بیشتر باشه فقط تنقلات ناسالم اونم تو دکورهای دو طرفه است کلی وسیله چیده شده میدیدم که مثلا بیسکویت بایگت که پن دوست دارم کلی تنوع داره در طعم‌های مختلف در اندازه‌ای مختلف بعد مارکهای مختلف یعنی همون بیسکویت کاری نهای دیگه بنام دیگه ای تولید کردن هست 

      بعد گفتم ببین فقط این یک مدل بیسکویت یک ردیف پر کرده درستکه تکراری هستن ولی تنو عشون هم زیاد به ذهنم میگفتم با خودم مرور می‌کردم یا هر مواد غذایی دیگه ماکارانی همین طور سس همین طور رب همین طور و…بود که همه نشان از فراونی و برکت و نعمت خدا وند 

      استاد میدونید چیه این فکر یا نگرش ویرانگر در من خیلی قوی من ناخواسته همش دارم بهش فکر میکنم‌ از ذهنم رد میشه 

      اما نظر  سنجی  

      من هر دو مورد قبول دارم میگم صحیح چرا چون دارم در دنیای اولی زندگی میکنم حالا نه به این حادی وقتی فکر میکنم و حرف میزنم میبینم همش تقریبا یه جورایی نشان از کم بود داره وقتی بگذشته خودم فکر می‌کنم وقتی ماه رمضانها رو یادم میاد کلا این نظر در من قوی میشه 

      و اما دنیای دوم دنیای فراونی وفور نعمت بینهایت بار به توان هزار هزار هزار قبول دارم چون دارم با چشمان خودم میبینم که فروشگاه میرم ماشالا سبد خرید انسانها داره سر ریز میکنه دارم میرم فروشگاه کلی از تنوع انواع محصولات میبینم از آب‌نبات چوبی گرفته تا قهوه و نسکافه دوغ سس  برنج روغن و….تموم بشه اینا نشان از فراوانی وفور نعمت 

      تو خیابون راه میرم دنیای ماشینهاست انواع و اقسام ماشین‌ها در طرحها و رنگهای مختلف که نمیتونی  بشماریشون  دوباره  از پیاده رو راه میری انواع مغازها و انواع شغل‌ها  تکراری نانوایی در یک محله همه مدل ۱۰۰ قدم جلوتر بازم هستن  دیگه براتون بگم انواع کفش انواع لباس خلاصه به هر چیزی نگاه کنم حتی سنگ به وفور یافت میشه در طرحها و اندازه‌ای مختلف اینا همه بخشی از بعمتهای خدا ند هستند که به وفور یافت میشن 

      به طبیعت میری انواع گونه های پرندگان حشرات  انواع گیاهان انواع درختان انواع میوها خلاصه به هر چیزی نگاه کنم نشان از قدرت و بزرگی عظمت و شکوه جلال و جبروت خداوند رو با چشمانم مشاهده میکنم اینو نگفتم انواع انسانها هر کدام به یک شکل حتی انسانهای دو قلو سه قلو همسان هم نیستن که یه تفاوتی بینشون نباشه  خلاصه به هر  چی نگاه میکنم  تنوع میبینم که نشان از فراوانی برکت خدایا شکرت خدایا کمکم‌کن تا بینهایت بودن تو خدای بزرگم‌درک و احساس کنم با تمام‌وجودم 

      میدونید استاد وقتی فکر من تمرکز من توجه من بر روی کمبود 

      من هیچ وقت نعمتهای الانم با ده سال پیش مقایسه نمیکنم من همش دارم میگم  چند سال هیچ نعمتی وارد زندگی من نمیشه و نعمتهای مثل نون آب و برق گوجه و خیار یخورده بر نج و روغن که میگم این نعمت‌ها که خدا ند برای همه این مقدار نعمت در نظر گرفته  من ذهنم ر وی کمبود هیچ وقت نمیتونم وفور نعمت ببینم ولی خدایی وقتی میرم بیرون اینها  به کرار وفور نعمتها رو میدیدم حالا چند وقتی بود که این موضوع فراموشم شده بود 

      وگرنه منم دارم میبینم در اطراف ما وقتی میرم بیرون میگم عه ببین اینجا نون تافتون باز شده عه اینجا دو تا دارو خانه کنار هم باز شده یکی برای انسانها و یکی برای حیوانات خانگی  اینها رو میبینم ولی چون توجهم خیلی روی کم بود ناخداگاه اونها خیلی به چشمم نمیاد اصلا یادم نمی‌افته که اینها وفور نعمت فراوانی 

      اینو  یکم درک کردم که بر مبنای نگرش و عقیده   خود نسبت به فراوانی یا کمبود از دنیای پیرامون سهم می‌برد اینو کاملا می‌پذیرم  ‌واقعا تصمیم گرفتم  دیگه نگاهم به کم بود اصلاح کنم خیلی بده که نگاه من بر مبنای کمبود باشه سعی میکنم نگاهم توجه مو بدارم روی فراوانی و وفور نعمت 

      استاد این موضوع ربطی به درسمون نداره ولی الان یادم افتاد میگم امروز روز سختی رو گذروندم پر از افکار منفی و هر چی فکر کردم نتونستم متوجه بشم چرا در این همزمانیها قرار گرفتم‌

      استاد کوکی خودم که خیلی یادم نمیاد خواسته ای داشته باشم  بچه قانعی بودم  ولی کودکی فرزندان خودم بخوبی بیاد دارم هر چیزی میخواستن فورا فراهم بود  حالا اگر خوراکی بود اگر دوچرخه چیزی بود یکم طول می‌کشید من میرفتم تهران تهیه میکردم  اسکیت خواستن سریع رفتم میدون منیریه تهران بورس لوازم ورزشی بهترین تهیه کردم‌ دوچرخه خواستن رفتن پیش دوست همسرم بهترین تهیه کردم مخصوصا برای دختر ا ولم واقعا بهترین بود چون فقط یک نمونه آورده بود به شیشه مغازه اش نصب کرده بود دخترم گفت همین میخوام همسرم با ضمانت همسایه که دوستش بود تهیه کرد بعد پولشو داد خلاصه میگم‌که واقعا آرزوهاشون زود برآورده میشه 

      استاد الان که خاطره سه چرخه دار شدن آیدا خانم خوندم یادم افتاد که من بچه بودم اسکیت برد خیلی دوست داشتم و پسر همسایه مون داشت انسان استادی بود در استفاده کردن از اون هر وقت من میرفتم خونه خواهرم با بچه ها میومدیم کوچه ایشون متوجه میشد اسکیتشو می‌داد به ما تا ما بازی کنیم بلد که نبودیم می‌نشستیم روی ا ن نوبتی بازی می‌کردیم بعدا می‌بردیم بهش می‌دادیم اینجوری آرزو من برآورده شد یادم میاد که اون زمان اصلا فکر کم بود نداشتم 

      من میخوام نگرش  از کم بود تغییر بدم جایگزین بینهایت و وفور نعمت کنم و میخوام تمام درهای زندگیم باز کنم تا خدا وند از هر دری که دوست داشت نعمت وارد زندگیم کنه 

      درست مثل من که دارم وفور نعمت تنوع کالا ها رو میبینم در دنیای مادی ولی بخاطر افکار و نگرش ام و توجهم به کم بودها نشانی از وارد شدن نعمت به خانه من مشاهده نمی‌شود 

      استاد من خیلی وقت پیش آرزوی داشتن ماشین ۲۰۶ سفید داشتم ولی اصلا نگرش کم بود رو نسبت به ماشین نداشتم ولی نگرش کم بود پول خیلی داشتم و فکر کنم اگر نگرش کمبود چیزی نداشته باشید ولی کلا نگرش کمبود داشته باشید بازم نتونم اون ماشین تجربش کنم و اولش انتطار داشتنشون داشتم‌بعدش شنیدم که فکر کنید الان اون ماشین دارید بعد یه مدت هم اینجوری فکر کر دم ولی هیچ اتفاقی نیافتاد 

      استاد چند روز پیش رفته بودم بازار نزدیک خونمون یک خیابونی در دو طرف خیابون بساط میکنن دارم گفت مامان وایسا من اینجا خرید کنم ایشون میخ‌است تنقلات بخره  رفت اتفاقا این آقا بخاطر این‌که‌ قیمت اجناسش مناسب جنسش هم تازه است خیلی مشتری داره همیشه یعنی هر یکشنبه تا آخرین بیسکویت یا هر چیزی رو میفروشه  من ایستاده بودم تا دخترم خرید کنه میدیدم نگاه کسبهای  دور ورو بر ا ون آقاهه رو همه داشتن با حسرت به اون آقا و فروشش و مشتریانش آقا نوبت منه آقا نوبت منه نگاه میکردن اونجا متوجه شدم که افکار این آقا بر مبنای رشد و پیشرفت افکار ا ونا بر مبنای اینکه مشتری نیست کسی کدو و بادمجون نمی خره این‌است اون موقع هنوز موضوع بینهایت بودن خداوند یاد نگرفته بودم و مطمئن بودم که اینها همه تقریبا اف‌کار  مشابه هم دارن ا ن آقا هم افکار خودشو داره 

      اتفاقا این نگرش داشتم که وقتی ماشینی میدیدم  که خوشم میومد میگفتم چون من از این ماشین خوشم میاد به این معنی است که خدا ند یکی از ا نها رو برای من در نظر گرفته ‌ه به موقع بهم میده  و گاهی هم نگرش ب  روی بود 

      به کرار میشناسم افرادی که از نظر من انسانهای با خدایی نیستن البته از نظر من چند سال قبل اما بهترین شرایط زندگی دارن تمام انسان‌هایی که در خارج از کشور زندگی میکنن ببخشن دوستانم که در حال حاظر در خارج از کشور زندگی میکنن

      چون عقیده داشتم  که اونها چطور که روسری سرشون نمیکنم همیشه با لباسی راحت در معابر عمومی حاضر میشن چرا انقدر در رفاه هستند و چون خیلی از دوستان بچه هام در خارج هستند میان کرج تعریف میکنن از اومدن به کرجشون با پولشون لدت میبرن یه خاطره خیلی خوبی برای همیشه در ذهن خودشون و خانواده شون بجا میزارن میگفتم چطور اونها اینجوری هستند راحت هستن آنقدر در رفاه آن من لباسم پوشیده است آنقدر در سختی همیشه برام این سوال بوده اما الان چند ساله بهتر شدم درکشون میکنم که هر کس بسته به افکارشون ‌که دارن چطور زندگی می‌کنن همسرم نگاهش اینه که اونها آدمهای خیلی خوبی هستن با خدا هستن شاید نماز نخونن و روزه نگیرن اما سرشون تو زندگی خودشون به کسی کاری ندارن برای همین خدا بهشون بیشتر میده 

      بله افرادی هم میشناسم که با خدا هستن بسیار هم ثروتمند هستند و هیچ وقت فکر نکردم افراد فقیر بخاطر بی خدایشان  فقیر هستند یا مورد خشم خدا ند قرار گرفتن  شاید قبلنا این نگرش داشتم ولی یادم نمیاد من از وقتی موضوع دنیای قبل از تولد یاد گرفتم هیچ وقت فکر نکردم که انسانها مورد خشم خدا قرار میگیرن یا انسانهای فقی  بی خدا هستند میدونید استاد به نظر من شاید انسانها در ظاهر از اسم خدا استفاده نکنن یادی از خدا نکنن ولی در باطن حتما خدا رو دوست دارن گاهی که خوشحال هستن سپاسگزاری می‌کنن گاهی هم ناراحت هستن به خدا شکایت کنن 

      بله خیلی تجربه کردم‌ فردی ن بت خود رو به من داد چ ون بچه گریه میکرد فردی به ش‌ل معجزه وار اومد خونه من  و خرید اینم تجربه کردم لباسی نیاز داشتم دخترم کادو تولد بهم هدیه داد و اینم تجربه کردم که دوست دارم زبان انگلیسی آموزش ببینم دخترم استاد خودشونو به من معرفی کرد که من بتونم ازش کمک بگیرم آموزش ببینم 

      استاد خیلی سختم که قبول کنم‌و انتطار قرار گرفتن انسانهای فوق العاده در مسیر زندگیم داشته باشم تا به من برای تحقق آرزوهایم کمک کنن چون خداوند با رها به شکل‌های مختلف این موضوع به من یاد آوری کرده حتما می‌پذیرم و میگم خدای خوب و مهربونم ممنونم که انسانهای شریف و ف‌ق العاده ر و در مسیر زندگی من قرار میدی تا به من کمک کنن برای تحقق آرزوهایم خدایا شکرت 

      استاد گفتم ولی یکم سختم همش احساس گدایی دارم 

      من هم سعی میکنم با ایمان به خدا و به بینهایت بودن خداوند ا تمام نگرشهایی که نوشتید در وجودم ایجاد کنم پافشاری کنم تا در قلب و ذهنم ایجاد بشه خیلی اونها دلنشین امیدوار کننده بود برای شما جواب داده حتما برای منم جواب میده 

      من سلامتی و تناسب اندام ایداالم میخوام و میخوام که خ آوند ا نو به من هدیه کنه تناسب اندام من و هدیه کردن اون به من برای خدا ند هیچ چیزی نیت همون طور که به خیلی از دوستان من اونو هدیه کرده خدایا برای هدیه سلامتی و تناسب اندامم بینهایت سپاسگزارم 

      من مشتری های پولدار راحت پول خرج کن میخوام که برای شغل پن ارزش قائل هستند من ایمان دارم به بی نهایت بودن خدا وند و مطمئنم که خدا وند بهترین مشتریها را به سمت من هدایت می‌کند مطمئنم که مشتریان خوب تناسب اندام ایده الم در دو قدمی من هستند و خدا ند با چند همزمانی من را به آنها می‌رساند خدایا متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید