قانون جذب چیست؟! سوالی که ذهن بسیاری از افرادی که در جستجوی تغییر شرایط زندگی خود هستند را به خود مشغول کرده است.
تا سی و چهار سالگی سرگرم زندگی کردن بودم. البته زندگی نمیکردم بلکه در تلاش برای رفع مشکلات و خرابیهایی بودم که عامل ایجاد آن را والدینم، جامعه، مسئولین و در برخی موارد خداوند میدانستم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.26 از 121 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

با سلام خدمت شما اتاد عزیز
مدتها پیش منم میخواستم تغیر کنم و اینو با هرکی ئرمیون میزاشتم زیاد به نظرش واقهی نبود شاید سخت بود که بپذیرند یک ادم باور هاشو مستونه ارتقا بده و در زندگی به درجات بالایی در اگاهر و دانش برسه
یادمه در دوسال پیش من خیلی ادم های نزدیکم رو حتی با این سایت اشناشون کردم ولی فقط احساس کردم در لحظه ی اول بهش علاقه یا بهتره بگم جذب شدن و بعد از فردای اون روز برگشتن به زندگی عادی و افکار همیشگیشون
ولی من بودم که این خواسته رو داشتم و از خیلی وقت پیش تر حتی بهش فکر میکردم
من ارزوم این بود بتونم انسان شادی بشم و همیشه گله وشکایت از شرایط بیرونی رو نداشته باشم ارزوم این بود رامش بدست بیارم تا در مسیر خودم حرکت کنم و مهم ترین ارزوی من شناخت واقعی اون خدایی بود که هر کس بر اساس اگاهی و شنیده های خودش خدا رو نشوت من میداد
من نمیتونستم شرایط جوی جامعه افکار مردم و اطافیانم اوضاع اقتصادی و یا هر چیزی که مربوط به جامعه هست رو تغییر بدم و درست کنم ولی میتونستم از خودم شروع کنم و زندگیم رو تغییر بدم و بهتر کنم
پس شروع کردم و به حرف های دیگران اهمیتی ندادم وقتی کم کم تونستم نق زدن و شکایت نکردن رو یاد بگیرم کم کم حس کردم اره دارم احساس بهتری پیدا میکنم بعد اومدم و برای شناخت قدرت ذهنم اگاهی کسب کردم که در اون زمان هم حیلی ادمهایی دورم بودن که نمیدوتسن و منو از این کار شاید بهتره بگم میخندیدن و میگفتن برو بابا کی با ذهنش خالق زندگیش بوده
ولی من واکنشی نمیدادم و میدونستم مهم نیست چی میگن م به خواسته هام فکر و توجه میکن
کم کم شرایط عوض شد و من هر روز رو در دفترم برای یک روز دیگه تشکر میکردم که زنده هستم و بعد سعی میکردم بهتر از دیروز زندگی کنم
شاید خیلی از خواسته ها بنظر کوچیک بیاد ولی من بهش نیاز داشتم و در اون لحظه حس خوبی به من میداد
من دیدم و تجربه کردم که با تغییر ذهنم داشتم به همه چیز راحتر میرسیدم و دیگه تقلایی در مسیر رسیدن نمیکردم
من تمام ارزو های کوچک و بزرگم رو مینوشتم در دفتر خواسته هام و بعد طی ما ها یا بعد از مدتی اونا رو تجربه میکردم و از دفترم خط میزدم و باز خواسته های دیگه رو جایگزین میکردم
یکی از اون ارزو ها این بود که بتونم به هرچی میخوام با مقدار پولی که دوست دارم برسم و هر ماه موجودی حسابم بالاتر وبالاتر بره تا دیگه دغدغه ی خرج کردن برای خواسته یا نیاز های جزئی رو نداشته باشم
ولی من خودم میخواستم که تونستم تغییر کنم و در مسیری خوب قرار بگیرم و شاید این مسیری بود که من دوست داشتم و با این سایت و اگاهی لذت میبرم و دوست دارم بازم به ارزو های خودم با قدرت خلق در زندگیم برسم و من یاد گفرتم به خودم توجه کنم و من مسعول رفتار و زندگی کسی نیستم پس برای تجربه ی هدف های خودم ادامه میدم و میدونم که موفق میشم
زیرا من هستم که با توجه به اتفاق های که دوست دارم برام در زندگی رخ بده میتونم تائیین کنم چه افکار در ورودی ذهنم داشته باشم و به چی در طول روز دوست دارم توجه کنم
من ایمان دارم با قدرت ذهنم خالم لحظه لحظه ی زندگیم هستم و روزی در ارزوهام زندگی میکنم
باتشکراز شما
زمانی که ما آدمها از همدیگه در زندگی تقلید می کنیم چشم و هم چشمی داریم مقایسه میکنیم این تحت تاثیر بودن عوامل بیرونی است و برای رسیدن به اهداف باید در ذهن خودمان خالق زندگی خودمان باشیم با احساسات خوب درست و دیدن و شنیدن حرفهای دیگران در طول روز رابطه اجتماعی خودمان با آنها زیرا انسان یک موجود اجتماعی است در با دیدن و شنیدن است که یاد می گیرد و این عوامل بیرونی می توانند در زندگی ما هم تاثیر بگذارند،
همه ما فکر میکنیم داریم زمانی که خواست هایی داریم حتماً باید کار عجیبی انجام بدیم دعاها و درخواست های عجیبی بخواهیم کتاب های عجیبی بخوانیم و یا تمرینات سختی را انجام بدهیم اما این طور نیست انسان به راحتی می تواند تحت تاثیر خداوند و کنترل او باشیم و باید با احساس خوب اهدافمان فکر کنیم،
وقتی ما ادم ها تحت تاثیر عوامل بیرونی ذنمون رو عادت میدیم و از دیگران تقلید میکنیم و میخوایم راهی که دیگران میرن رو ماهم بریم و انجام بدیم نمیتونیم خالق زندگی خودمون باشیم ،
برای همین بیشتر انسان ها نمیتونم به این آگاهی برسند که میتونم خالق زندگی خودشون باشند و از زندگی خودشون لذت ببرند همیشه تحت تاثیر عوامل بیرونی هستند و دنبال این هستند ببینند که دیگران چه کار می کنند و چه مسیری راه میرند،
زمانی که خواسته ای مشخصی در ذهنتون داشته باشید اون رو بر روی کاغذ بنویسید و جسم و بدن و تمرکز انسان در یک مسیر قرار می گیرد و این باعث می شود که آن توی مدار مثبت و درست می باشد و فرکانس بالایی برای دریافت خواسته داشته باشیم،
پس برای به دست آوردن آگاهی و هدفهای خودمان در زندگی نیازی نیست از افراد دیگر تقلیدکنید یا مسیر ذهنی آنها را دنبال کنید باید خالق زندگی خودتان و طعمهای دلخواه خودتان باشید و با احساس خوب بخواهید و مطمئن باشید که به آنها می رسید،
به دنبال این نباشیم انسان های اطرافمان چه کاری انجام می دهند یا به چه چیزی در طول روز توجه می کنند و یا وقتی دور هم جمع میشویم به صحبتهای دیگران درباره چیزهای که دلخواه ما نیست و به دنبال آن نباشیم،
برای اهداف خودمان تلاش کنیم و به مسیر ذهنی و خواسته های خودمان فکر کنیم و تحت تاثیر عوامل بیرونی نباشیم،
با تشکر از شما،