قانون جذب چیست؟! سوالی که ذهن بسیاری از افرادی که در جستجوی تغییر شرایط زندگی خود هستند را به خود مشغول کرده است.
تا سی و چهار سالگی سرگرم زندگی کردن بودم. البته زندگی نمی کردم بلکه در تلاش برای رفع مشکلات و خرابی هایی بودم که عامل ایجاد آن را والدینم، جامعه، مسئولین و در برخی موارد خداوند می دانستم.
قانون جذب چیست
داستان آشنایی من با قانون جذب چیست؟! به این شکل بود که در یک روز کاملا تکراری با موضوعی به نام قانون جذب آشنا شدم و این سوال در ذهنم شکل گرفت که: قانون جذب چیست و چگونه کار می کند و این شروع ماجرای تغییر زندگی من در سن ۳۴ سالگی بود.
چند سال قبل وقتی که تازه با مباحث قانون جذب چیست آشنا شده بودم درک این موضوع که در کتاب ها و مخصوصا فیلم راز گفته می شد که: شما خالق زندگی خود هستید برای من قابل درک نبود.
همیشه به این موضوع فکر می کردم که قانون جذب چیست و من چطور می توانم خالق زندگی خود باشم وقتی عوامل مختلفی هر روز زندگی من را تحت تاثیر خود قرار می دهند.
- وقتی من در خانواده ای متولد شده ام که همگی چاق بوده اند من چطور می توانم لاغر باشم و زندگی کنم.
- وقتی خانواده من از لحاظ مالی شرایط معمولی دارند من چطور می توانم زندگی دلخواهم را داشته باشم.
- وقتی من مغازه، خونه، ماشین، پول و لوازمی که دوست دارم داشته باشم را ندارم چطور می توانم به شکلی که دوست دارم زندگی کنم و خالق زندگی خود باشم.
من صدها دلیل کاملا منطقی و موجود در زندگی ام داشتم که اثبات می کرد در این شرایط امکان زندگی کردن به شکلی که دوست دارم را هرگز نمی توانم داشته باشم و این موضوع باعث می شد تا در برابر پذیرش این جمله که من خالق زندگی خود هستم مقاومت زیادی داشته باشم.
وقتی به شرایط زندگی پدر، برادر و سایر اطرافیان خود نگاه می کردم هیچکدام در شرایطی نبودند که دوست داشتند. همه آنها از وضعیت خود گله و شکایت داشتند و هزار آرزوی دست نیافتنی داشتند. بنابراین دل کندن از آنچه می دیدم و خودم تجربه می کردم و دل سپردن به حرف هایی که صحبت از ثروت، شادی، مسافرت، ماشین و … می کرد کار بسیار سختی بود.
تنها نکته جالب توجهی که باعث موفقیت امروز من شد این بود که در عین حالی که این مباحث و ادعاها را قبول نداشتم اما از خواندن کتابهای موفقیت فردی و شنیدن صحبت های اساتید داخلی و خارجی خوشم می آمد و به همین دلیل هر روز زمان زیادی را صرف خواندن و شنیدن می کردم و اشتیاق من برای درک اینکه قانون جذب چیست بیشتر میشد.
قانون جذب چگونه باعث تغییر زندگی ام شد
یک روز که از سر عادت مشغول مطالعه یک کتاب در زمینه ثروت بودم گویی صدایی با من شروع به صحبت کرد و گفت: تو که این همه وقت داری کتاب می خونی، بهتر نیست به جای خواندن کتاب های زیاد به آنچه در یک کتاب گفته شده است عمل کنی و نتیجه را بررسی کنی؟
با اینکه نمی دانستم این صدا از کجا و چگونه با من صحبت می کند اما به نظرم حرفش منطقی بود و از آن روز دیگر عجله ای برای تمام کردن یک کتاب و شروع کتاب دیگر نداشتم بلکه تصمیم گرفتم به آنچه در کتابی که در حال خواندنش بودم عمل کرده و درست یا غلط بودن آن را بررسی کنم.
چند هفته به همین شکل سپری شد و اتفاق خاصی در زندگی من رخ نداد و فقط من احساس بهتری پیدا کرده بودم.
الان که بیشتر فکر می کنم فقط احساسم بهتر نشده بود بلکه مقداری امیدوار شده بودم که شرایط زندگی من هم تغییر خواهد کرد. البته که نمی دانستم چطور این اتفاق رخ خواهد داد چون تا آن زمان تصورم این بود که فرد نیکوکاری دست مرا می گیرد و از این شرایط نجات می دهد.
یادم میاد که همسرم از حالت جدیدی که در من ایجاد شده بود ابراز نگرانی می کرد و می گفت: چرا بیخیال شدی!
آخه من عادت داشتم هر روز درباره مشکلات و گرفتاری های زندگی با او و البته دیگران صحبت کنم و زمانی که همسرم متوجه شده بود درباره مشکلات صحبت نمی کنم تصور می کرد من بی خیال زندگی شده ام.
از نظر او و البته من برای زندگی کردن باید زحمت می کشیدم و چون دیگه گله و شکایت نمی کردم تصور می کرد من دیگر تلاشی برای زندگی انجام نمی دهم و نگران بدتر شدن شرایط زندگی مان بود.
مدت ها به همین شکل گذشت و من به جای صحبت کردن با دیگران مشغول مطالعه و انجام تمرینات برای درک اینکه قانون جذب چیست بودم که به نظرم جذاب و لذتبخش بود و به من احساس آرامش می داد.
به همین دلیل یواش یواش اشتیاق و انگیزه من برای انجام کارهای جدید بیشتر شد و دوست داشتم یه کار جدید یا تغییری در کسب و کارم ایجاد کنم و با اینکه هیچ ایده ای نداشتم اما خیلی بهش فکر می کردم و درباره اش می نوشتم.
احتمالا شما هم این تجربه را دارید که در مقطعی از زندگی انگیزه و اشتیاق انجام کاری را داشته اید و برای انجام دادنش با دیگران صحبت کردید و درباره علاقه خود توضیح داده اید و آنها از سر لطف و محبت توضیحاتی داده اند که انگیزه و اشتیاق شما به ترس و ناامیدی تبدیل شده است.
به این دلیل که مدت ها بود با دیگران درباره مسائل و مشکلاتم صحبت نمی کردم وقتی ایده تغییر در کسب و کارم در ذهنم شکل گرفت با مانع توضیح و تفسیر دیگران مواجه نشدم.
فقط خودم به ایده هام و چگونه انجام دادن آنها فکر می کردم و اگر من مثل گذشته درباره تصمیماتم با دیگران مشورت می کردم قطعا با موانع ذهتی مواجه می شدم که ترس و ناامیدی را در من تشدید می کرد و ایده های خود را رها می کردم.
تاثیر عوامل بیرونی بر قانون جذب
بسیاری از انسان ها زندگی خود را تحت تاثیر عوامل بیرونی می دانند به همین دلیل قانون جذب را نمی توانند باور کنند و همچنین استعدادهای خود را فراموش می کنند و سعی می کنند به شکلی رفتار کنند که دیگران رفتار می کنند.
به همین دلیل اکثر انسانها برای رسیدن به شرایط بهتر به دنبال پیدا کردن شغلی هستند که دیگران از انجام آن به موفقیت رسیده اند و بارها شاهد این موضوع بوده ام که فردی به تقلید از دیگری کسب و کار خود را راه اندازی کرده است اما کمتر از یک سال مجبور به جمع آوری آن شده است.
اگه دوست داری درک کنی که قانون جذب چیست و چگونه با استفاده از آن می توانی زندگی داشته باشی که مطابق با علاقه ات باشه باید نگاهت را به روی اطرافت و نحوه عملکرد دیگران ببندی.
اگه می خوای از قانون جذب برای خلق زندگی مورد علاقت استفاده کنی باید چشم از دیگران برداری چون قانون جذب بر اساس موفقیت یا شکست دیگران به تو جواب نمیده بلکه بر اساس احساس و عملکرد شخصی ات بهت جواب می ده.
زمانی که در حال توجه به دیگران و عوامل پیرامونت هستی در حال پر کردن مخزن آگاهی ذهنت هستی. قانون جذب به آنچه تو در ذهنت ذخیره می کنی جواب می ده نه به آنچه دوست داری تجربه کنی.
اگه دوست داری زندگی آرام و شادی داشته باشی اما هر روز مخزن ذهنت رو از اخبار و اطلاعاتی که درباره بدبختی و ناخوشایندی های زندگی دیگرانه پر می کنی خواسته تو با آگاهی ذخیره شده در ذهنت مطابقت نداره و قانون جذب به علایق تو جواب نمیده بلکه به آگاهی که در ذهنت ذخیره کردی جواب می ده.
اگه در حال خوندن این نوشته هستی یعنی باور داری که رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن امکانپذیر است حتی اگر به طور واضح این موضوع را مدنظر نداشته باشی.
تو داری ذهنت خود را از آگاهی مناسب که تو را در مسیر خواسته هات قرار می دهد پر می کنی. مهم نیست بیرون چه خیر است یا دیگران در چه شرایطی زندگی می کنند یا مسئولین درحال انجام چه کار یا تصمیمی هستند.
قانون جذب بر اساس نظر دیگران به تو جواب نمی ده بلکه فقط به تو و آنچه در مخزن ذهنت ذخیره می کنی جواب می ده.
این نوشته و ویدیوی آموزشی درباره اینکه قانون جذب چیست می تواند شروع جدید و متفاوتی را برای شما رقم بزند و نقطه عطف زندگی شما باشد.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 120 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!






زمانی که ما آدمها از همدیگه در زندگی تقلید می کنیم چشم و هم چشمی داریم مقایسه میکنیم این تحت تاثیر بودن عوامل بیرونی است و برای رسیدن به اهداف باید در ذهن خودمان خالق زندگی خودمان باشیم با احساسات خوب درست و دیدن و شنیدن حرفهای دیگران در طول روز رابطه اجتماعی خودمان با آنها زیرا انسان یک موجود اجتماعی است در با دیدن و شنیدن است که یاد می گیرد و این عوامل بیرونی می توانند در زندگی ما هم تاثیر بگذارند،
همه ما فکر میکنیم داریم زمانی که خواست هایی داریم حتماً باید کار عجیبی انجام بدیم دعاها و درخواست های عجیبی بخواهیم کتاب های عجیبی بخوانیم و یا تمرینات سختی را انجام بدهیم اما این طور نیست انسان به راحتی می تواند تحت تاثیر خداوند و کنترل او باشیم و باید با احساس خوب اهدافمان فکر کنیم،
وقتی ما ادم ها تحت تاثیر عوامل بیرونی ذنمون رو عادت میدیم و از دیگران تقلید میکنیم و میخوایم راهی که دیگران میرن رو ماهم بریم و انجام بدیم نمیتونیم خالق زندگی خودمون باشیم ،
برای همین بیشتر انسان ها نمیتونم به این آگاهی برسند که میتونم خالق زندگی خودشون باشند و از زندگی خودشون لذت ببرند همیشه تحت تاثیر عوامل بیرونی هستند و دنبال این هستند ببینند که دیگران چه کار می کنند و چه مسیری راه میرند،
زمانی که خواسته ای مشخصی در ذهنتون داشته باشید اون رو بر روی کاغذ بنویسید و جسم و بدن و تمرکز انسان در یک مسیر قرار می گیرد و این باعث می شود که آن توی مدار مثبت و درست می باشد و فرکانس بالایی برای دریافت خواسته داشته باشیم،
پس برای به دست آوردن آگاهی و هدفهای خودمان در زندگی نیازی نیست از افراد دیگر تقلیدکنید یا مسیر ذهنی آنها را دنبال کنید باید خالق زندگی خودتان و طعمهای دلخواه خودتان باشید و با احساس خوب بخواهید و مطمئن باشید که به آنها می رسید،
به دنبال این نباشیم انسان های اطرافمان چه کاری انجام می دهند یا به چه چیزی در طول روز توجه می کنند و یا وقتی دور هم جمع میشویم به صحبتهای دیگران درباره چیزهای که دلخواه ما نیست و به دنبال آن نباشیم،
برای اهداف خودمان تلاش کنیم و به مسیر ذهنی و خواسته های خودمان فکر کنیم و تحت تاثیر عوامل بیرونی نباشیم،
با تشکر از شما،
با سلام خدمت شما اتاد عزیز
مدتها پیش منم میخواستم تغیر کنم و اینو با هرکی ئرمیون میزاشتم زیاد به نظرش واقهی نبود شاید سخت بود که بپذیرند یک ادم باور هاشو مستونه ارتقا بده و در زندگی به درجات بالایی در اگاهر و دانش برسه
یادمه در دوسال پیش من خیلی ادم های نزدیکم رو حتی با این سایت اشناشون کردم ولی فقط احساس کردم در لحظه ی اول بهش علاقه یا بهتره بگم جذب شدن و بعد از فردای اون روز برگشتن به زندگی عادی و افکار همیشگیشون
ولی من بودم که این خواسته رو داشتم و از خیلی وقت پیش تر حتی بهش فکر میکردم
من ارزوم این بود بتونم انسان شادی بشم و همیشه گله وشکایت از شرایط بیرونی رو نداشته باشم ارزوم این بود رامش بدست بیارم تا در مسیر خودم حرکت کنم و مهم ترین ارزوی من شناخت واقعی اون خدایی بود که هر کس بر اساس اگاهی و شنیده های خودش خدا رو نشوت من میداد
من نمیتونستم شرایط جوی جامعه افکار مردم و اطافیانم اوضاع اقتصادی و یا هر چیزی که مربوط به جامعه هست رو تغییر بدم و درست کنم ولی میتونستم از خودم شروع کنم و زندگیم رو تغییر بدم و بهتر کنم
پس شروع کردم و به حرف های دیگران اهمیتی ندادم وقتی کم کم تونستم نق زدن و شکایت نکردن رو یاد بگیرم کم کم حس کردم اره دارم احساس بهتری پیدا میکنم بعد اومدم و برای شناخت قدرت ذهنم اگاهی کسب کردم که در اون زمان هم حیلی ادمهایی دورم بودن که نمیدوتسن و منو از این کار شاید بهتره بگم میخندیدن و میگفتن برو بابا کی با ذهنش خالق زندگیش بوده
ولی من واکنشی نمیدادم و میدونستم مهم نیست چی میگن م به خواسته هام فکر و توجه میکن
کم کم شرایط عوض شد و من هر روز رو در دفترم برای یک روز دیگه تشکر میکردم که زنده هستم و بعد سعی میکردم بهتر از دیروز زندگی کنم
شاید خیلی از خواسته ها بنظر کوچیک بیاد ولی من بهش نیاز داشتم و در اون لحظه حس خوبی به من میداد
من دیدم و تجربه کردم که با تغییر ذهنم داشتم به همه چیز راحتر میرسیدم و دیگه تقلایی در مسیر رسیدن نمیکردم
من تمام ارزو های کوچک و بزرگم رو مینوشتم در دفتر خواسته هام و بعد طی ما ها یا بعد از مدتی اونا رو تجربه میکردم و از دفترم خط میزدم و باز خواسته های دیگه رو جایگزین میکردم
یکی از اون ارزو ها این بود که بتونم به هرچی میخوام با مقدار پولی که دوست دارم برسم و هر ماه موجودی حسابم بالاتر وبالاتر بره تا دیگه دغدغه ی خرج کردن برای خواسته یا نیاز های جزئی رو نداشته باشم
ولی من خودم میخواستم که تونستم تغییر کنم و در مسیری خوب قرار بگیرم و شاید این مسیری بود که من دوست داشتم و با این سایت و اگاهی لذت میبرم و دوست دارم بازم به ارزو های خودم با قدرت خلق در زندگیم برسم و من یاد گفرتم به خودم توجه کنم و من مسعول رفتار و زندگی کسی نیستم پس برای تجربه ی هدف های خودم ادامه میدم و میدونم که موفق میشم
زیرا من هستم که با توجه به اتفاق های که دوست دارم برام در زندگی رخ بده میتونم تائیین کنم چه افکار در ورودی ذهنم داشته باشم و به چی در طول روز دوست دارم توجه کنم
من ایمان دارم با قدرت ذهنم خالم لحظه لحظه ی زندگیم هستم و روزی در ارزوهام زندگی میکنم
باتشکراز شما