بعضی جملهها رو اونقدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمهی اول میدونم آخرش به کجا ختم میشه. یکی از پرتکرارترینهاش اینه: «من لاغر میشم، ولی دوباره وزنم برمیگرده». بعضیها ده بار، بعضیها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم میکنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.
من این چرخه رو خوب میشناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع میکردم، چند کیلو کم میکردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همهچیز برمیگشت سر جای اول. اون موقع فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. سالها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگهای بود.
تو این جلسه میخوام تجربه و دیدگاهم رو دربارهی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی میکنم که کمک میکنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.
در این جلسه میآموزیم:

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده؟
ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم میگیره، هدف میذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان میگه «از فردا همهچیز فرق میکنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمرهی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا میکنه.
رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره. بهش میگه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامههای قدیمی رو داره: وقتی خستهای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته ارادهی آگاه جلوی این برنامهها رو میگیره، ولی اراده مثل باتری میمونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع میکنه، ولی به مرور خالی میشه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامههای ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچوقت خسته نمیشن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.
برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همهچیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار میره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو میکنه که سالها یاد گرفته. وزن هم برمیگرده، چون اون چیزی که وزن رو میسازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمیشه.
کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی بهجای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامههای ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض میشن و وزنی که کم میشه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

🗣️ چاقی مثل یه زبانه
یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سالها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف میزنی.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوری یاد گرفته میشه. هیچکس تصمیم نمیگیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون میبینیم، میشنویم، تکرار میکنیم و کمکم این رفتارها اونقدر طبیعی میشن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.
یکی از عادتهای زبان چاقی من این بود که همیشه تهموندهی غذای بقیه رو میخوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران میموند، میکشیدم سمت خودم. حتی یه وقتهایی که میرفتم فستفودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس میکردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، میخوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.
آدمهای متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به تهموندهی غذای بقیه فکر هم نمیکنه.
زبان لاغری رو میشه یاد گرفت
هر زبانی که یاد گرفته شده، میشه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدمهایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف میزنن.
یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق میافته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازهای رو بارها میشنوی و تمرینها رو تکرار میکنی، کمکم برنامههای تازهای توی ناخودآگاه ثبت میشن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا میشن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز میبینه حتی خوابهاش رو هم به همون زبون میبینه.
اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همونقدر طبیعی میشه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

🌱 اولین تغییرها کجا دیده میشن؟
خیلیها فکر میکنن اولین نشونهی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربهی من چیز دیگهای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.
مغازهی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش میخریدم و میخوردم. هر چیز جدیدی هم که میآورد، حتماً باید تستش میکردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمیکرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمیشم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدتهاست سراغ هلههوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.
تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکییکی بهم میگفتن «لاغر شدی! چیکار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچکدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری میکردم رو انجام نداده بودم.
این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت میکنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض میشه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق میافتادن.
توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم طی میکنیم؛ با فایلهای صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت میکنن و تمرینهایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت میشه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتیسازان گذاشتن.
🧭 وقتی از خودت راضی نیستی
از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس میکردم میتونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کلهاش پیدا شده. ولی هیچوقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.
این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سالهای رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامهی رژیم، کل برنامه رو کنار میذاشتم و میگفتم «این رژیم هم به درد من نمیخوره». یعنی هر لغزش، دلیلی میشد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.
توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد میگیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمهی زبان مادریش از دهنش میپره بیرون؛ ولی بهخاطر این، یاد گرفتن رو ول نمیکنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد میگیری.
✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس
- یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام میدی. مثل همون تهمونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
- جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوستها یا از عادتهای خودت.
- به یه آدم متناسب که میشناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چیکار میکنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
- از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
- آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.
شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمیکنه. ولی رفتاری که دیده میشه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همینطوری متوجه شدم که سالهاست دیگه تهموندهی غذای دیگران رو نخوردم.
📝 برام بنویس
یکی از جملههای «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سالهاست بدون فکر انجامش میدی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربهات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه از شرکتکنندههای دورهی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربهی تو انگیزهی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا بخشنده مهربان سلام اینکه ما این همه سال توجهمون به چاقی بوده واون درخودمون پرورش دادیم واین همه تلاش کردیم بازم سر جای اولمون بودیم وهی احساسمون بد کردیم چاقی تر شدیم واین همه رژیم قرص ورزش هیچ کدام برای ما پاسخ گو نبوده تا اینکه به لطف خدای مهربان به این مسیر پراز آگاهی هدایت شدیم وخیلی از افکار رفتار ما تغییر کرده چون بااین مسیر توانستیم خودمون بپذیریم ودوست داشته باشیم ونهالهای متناسب رو درخودمون پرورش بدیم وبا درونمون بیشتر آشنا شدیم وآرامش بیشتر رو دریافتم وهرروز باگوش دادن به فایل ها شور اشتیاقم بیشتر میشه وتوجه به خودم وحس خوبم وافکار مثبت وصدای خانم منفی باف خیلی درمن کمرنگ شده وانشالله بایاری خداوند به تناسب اندام همیشگی دست پیدا میکنم سپاس فراوان
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
این قسمت چاقی یک روش زندگی است
تمام سوالات من در مورد ادم هایی که دور من هستن و تا قبل از اشنایی با این سایت و مطالب این سایت، بدون جواب مونده بود به جواب رسیدم و دلیل شکست تمام رژیم هام و تمام راه هایی که تا الان برای لاغری رفته بودم و اون سوالها
اینکه چرا بعضی ها رژیم نمیگیرن و لاغر هستن،
چرا بعضی ها هر چی میخورن بازم لاغرن،
چرا بعضی ها هر چی از من بیشتر میخورن باز هم لاغرن،
چرا بعضی ها دکتر هم میرن چاق بشن فقط چند وقت پف میکنن ولی باز هم بر میگردن به لاغری
چرا من از اونها کمتر میخورم ولی همش چاق بودم
چرا من هوا میخوردم بازم چاق میشدم
و کلی چراهای دیگه که تو این سایت به جواب رسیدم و جواب همه اونها همین مطلب بود
استاد عزیز دقیقا نقطه زن گفتید که راه لاغری همون راه چاقی هستش
ثلا زندگی خودم من یه پسرعمو داشتم خیلی چاق بود خیلی ینی خیلی ، قد نزدیک ۲ متر وزن نزدیک ۱۸۰ کیلو تک فرزند تک پسر در حد لالیگا بهش میرسیدن حسابی میخورد چونکه منم دردونه بابام بودم از بچگی همیشه منو مشابه اون مثال میزن میگفتن حسن هم مثل احمد( احمد اسم پسرعموم هستش) میمونه باباش بهش زیاد میرسه و این مثال زدنها حسابی منو تپل کرده بود و وزنم نزدیک ۹۰ کیلو بود تا اینکه یه تابستون رفتم سرکار از صبح تا شب کار سنگین کردم و وزنم رسید به ۷۰ کیلو و تو این وزن موندم تا اینکه ازدواج کردم من تو مجردی زمانی که وزنم رسید به ۷۰ دیگه زیاد غذا نمیخوردم نه کلا خونمون صبحانه رو کامل ساعت ۸ صبح میخوردیم ساعت ۲ یه ناهار و ساعت ۷ شب یه شام جزعی میخوردیم دیگه کشته مرده غذا نبودم تا اینکه ازدواج کردم و دوباره چاقی من شروع شد با این صحبتها وقتی ازدواج میکنی و بعد از غذا سکس میکنی ادم شکم میاره، این یکیش بعد ازدواج دیگه وعده ای غذایی کامل و حسابی شد و اونم اینو به ذهنم طلقی کرد که چونکه غذا کامل میخوری و قبلا نمیخوردی چاق میشی، بعد از غذا میخوابی چاق میشی، اخر شب غذا میخوری چاق میشی و تمام این صحبتها رو وقتی به خورد ذهنم دادم دیگه اضافه وزن من از ۷۰ کیلو شروع شد و تا ۹۵ کیلو ادامه داشت و الان با این مطالب که استاد گفت قشنگ فهمیدم که تنها مقصر چاقی من فقط خودم هستم و اینکه فقط این خوراک ذهنی باعث شد که من چاق بشم و وزنم بره بالا حالا امیدوارم با جایگزین کردن مطالب لاغری با چاقی از همون راه لاغر بشم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده وهربان
سلام خدمتداستاد عطارروسن وهمه دوستان هم مسیز
روش زندگی با جاقی وترککردن اون وبرکشتی با سکب به روش لاغری و فواید زندگی بهتر داشن هنری هست که وفتی تو بخش چاقی زندگی کردم بهش اشنایی کامل دارم به لطف درخواست خودم حالا کلا روش زندگیم عوض کردم و تمام سعی خودم بر این برنامه ذهنی قرار دادم که تو روش درست از هر بخش،قبلی کلا خودم جدا کنم
این هنر ذهن من بود که من خودم ذهنم دجار اشتباه کردم حالا دارم اموزش میدم تربیتش میکنم که توبخش جدید طیق همین روش به پیش بره برکشت نکنه توجه نکنه کمتر خودش به بخش قبلی اتصال بده تا با این روش تازه موفق بشه خوب به ظاهر سخت هست ولی عشق علاقه به برکشت درست هرکاره سخت اسون راحت دل چسب میگنه
چون طبیعت جسم ما هدف روحم ازادی شاد بودن خلق کردن هست برای این داشتنش هم باید رها کرد شاد بود خلق کردن لاغری درجسم یی بخشی از این هدف هست باید احساس شادی وشاد بودن تو هر بخش اجرارش،کرد وازاد بود از هر بندی که اشتباه هست و برطرف کردن هر مانعی که اون ساخته خودم بود حالا وفت ساختن بهتر درسته اصل مهم مهربان با خودمهستم خودم تو همین شرایط،هم دوست.داشته باشم به خودم مهربون باشم از اشتباهتم بگزرم تا موفق بشم به گذشت هی مراجعه نکنم و رهاش،کنم زندگی گذشته خودم ارزش فقط ،درس بگیرم که برکشت نکنم مهم برام داشتن حس خوب که تو این مسیر دارم برای همین امروز درسترین باشم تا اینده درسترین باشه
اموزش تناسب فکری هنر درست زندکی کردن یاد می ده دوره ورد به سرزمین لاغرها باعث شد این هنر خوب یادش بگیزم تمرین کنم تکرار کنم ملکه ذهن قرارش بدم تا طبق اموخته خودم انتخاب و تغیبر دادن از ذهنم که خالق هست ببنم که به روش خودش بهترنها برام اجرار میکنه وقویترین کارامد ترین کار قدرت کاملش نشون میده اینم ازنعمت خدایی عزیزم هست که من عطا کرده قدر دان نعمتش باشم اگه خدایی نکرده ی زمان کوتاه که کار نکنه من قادر به هیج کاری نبستم
حتی قادر نیستم چشم باز کنم چه برسه به کار کردن قدر دانش باشم برای داشتن از خدایی عزیزم سپاس گزار باشم که این نعمت بزرگ به من عنایت کرده به هر بنده ابن لطف مهربانی داشته اگر منجاق شدم بازم این ذهن قویی رو تربیت کردم که از جاقی بودن جاق شدن لذت ببر ناخواسته این هنر بهش یاد دادم نمیدپستم دارم چه هنر بهش اموزش میدم
ذهن عزیزم خودش داشت کارش میکرد این من بود که از اصل خودش هی دور دورتر کردم حالا سعی من موانع که خودم براش،ساختم ارزش بگیرم که به اصلا طبیعت حسم ذهنم برکشت بدم هر روز بیشتر براش زمان قرار میدم که به رویاش برسه براش دیگه رویا نباشه واقعیت زندگیش باشه امید که با کمک خدایی عزیزم موفق بشم انشالله
در ساحل ارامش الهی باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام به خالق انسان
انسان موجودی متفاوت هست من به عنوان یک انسان دارای روح هستم و روح من درونی هست و همین امتیاز مرا از بقیه موجودات متمایز می کند.
پس اگر می خواهم تغییری در خود ایجاد کنم باید از درون اقدام کنم بیرون و جسم من حکم یک کارگر را دارند که فقط اطاعت می کنن و این خود من هستم که انتخاب می کنم که از درون خود را تغییر بدهم.
این جمله قشنگ بود که باید ذهن و جسم در یکمسیر باشند و اگر ذهن که همان حکم روح ما را دارد در مسیر مثلاخوردن باشد وو ما بخواهیم نخوریم عصبی میشیم و روی ما فشار می آید.
حسمون بد میشه و کائنات هم که فقط حس ما را می شناسه از اون حس بیشتر به ما می ده.
من الان احساس می کنم خیلی چاقم و این رو از توجه زیادم به جسمم متوجه شدم اینمه وقتی می خوابم بزرگی هیکلم را توجه می کنم و یا وقتی می نشینم توجه به حجم جایی که اشغال کردم را می کنم. ـ
ولیی از این به بعد می خوام همین حسمی را که دارم را بپذیرم دوستش داشته باشم و بهش فرصت بدم که اروم آروم تغییر کنه اون هم با تغییر افکارم
من به مقدار خوردن دیگه توجه نمی کنم و از نخوردن لذت می برم تا ذهنم مه وظیفه اش اینه که منو با بیشتر از اون چیزی مه علاقه دارم برسونه.
خدایا شکرت استاد موزیک بی صدایی که گذاشتید عالی بود ممنون
نشان های دریافت شده
باسلام به همه
هرچیزیکه درذهن بکاریم دردنیای بیرون میبینیمش
چاقی روشی بود که درذهنم کاشته شد باتشویق کردن به خوردن با خوردن وترس از چاق شدن با عذاب وجدان خوردن یا با حس بد نخوردن چون چاق میشم وکلا صب تاشب توجه به چاقی کردیم وباورهایی درذهن محکم شد درضمیر ناخودآگاه ودرخت چاقی شکل گرفت
برای لاغری باید نهال لاغری رو بکاریم وهرروز آبیاری کنیم تا به درخت تناسب تبدیل شود
درروش ذهنی فقط با ذهن وقدرت درونمون به تناسب میرسیم نه عوامل بیرونی مثل رژیم ودمنوش وورزش وسختی کشیدن فقط با تغییر باورها وعاداتها وافکار واحساس
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام استاد گرامی ودوستان هم مسیرم آسانترین روش که مرا به متناسب شدن میرساند لاغری باذهن هست که مارابه لاغری دائم میرساند که مابا هر روز تمرینات ولذت بردن از مسیر وتکرار آن برای ما ویاد گرفتن آن مثل آشپزی ورانندگی واحساس خوب آرامش درونی هرروز برای ما آن مسیر لذت بخش میشود خدارو شکر میکنیم که درمسیر درست قرار دارم وهرروز باعشق آرامش بیشتر وذهن ما لذت میبرد وباتکرار تمرین ذهن جسم ما باما همسو میشود ازدرون ما احساس آرامش وسبکی داریم
نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استاد عزیزمودوستان همراه،اینروش تنها روشیه که باحال خوب لاغر می شی چون من قبلاروشهای زیادی رو امتحان کردم ولی هیچکدامش به راحتی اینروش نیست چون اول میلی ضمیر ناخوداگاهت رو راضی میکنی واین بهترین قست این روشه وکمت ین دستاورد این روش شادیوخ.شحالیه .از هر چیزی که دویت داری بدونترس به اندازه ی نیاز می خو ی ولاغر وشاداب هم می شی واصلا نیازی به ورزش همنداری دیگه چیاز این بهتر .
سلام به همه
خداروشکر میکنم در مدار لاغری به همراه استاد عزیزم و دوستان عزیزم قرار گرفتم
در دنیا زبان های مختلفی برای یادگیری وجود داره، انگلیسی عربی هندی چینی ایتالیایی اسپانیایی فرانسوی عبری لاتین
ولی خیلی از ما زبان چاقی یادگرفتیم و این باعث شد که بدن ما به زبان چاقی و اضافه وزن صحبت کنه، دستورات ضمیر ناخودآگاهش جوری بشه که زبان چاقی باشه
مثل فردی که عربی پس عربی هم فکر میکنه مثل فردی که چینی و توی ذهنش هم چینی فکر میکنه
حالا ما زبان لاغری یاد میگیریم و به زبان شیرین لاغری صحبت میکنیم زبانی که پر از حال خوب
پر از عبارات مثبت پر از کلمات عالی پر از تصاویر مثبت پر از عشقه
و حاصل اون کلمات و معانی زبان لاغری میشه یک پیکر زیبا و سالم
باعرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان.
من دیگه کاملا مطمئن شدم هیچ روشی برای لاغری بغیر از لاغری با ذهن وجود نداره.
همین ذهنی که از کودکی آموزش چاقی رو فرا گرفته ،بنابراین برای لاغری هم تنهااز همین ذهن باید کمک کرد و در مسیر آموزش قرار داد تا به خواسته مون برسیم.
من خیلی از روش ها رو رفتم که بجز ناامیدی ،احساس بد و ناراحتی جیزی برام در بر نداشته.
اگر الویت خودمون باشیم و این روش و درک و باور کنیم نه تنها در جنبه لاغری بلکه همه جوانب زندگیمون به هدف هامون میرسیم.
بله همینجور که زبان مادری و بقیه آموزش ها رو فرا گرفتبم در این روش هم بصورت آگاهانه ،ضمیر ناخودآگاهمون رو همراه میکنیم تا به خو استهمون لاغری دائمی همراه با احساس شادی و آرامش برسیم
خدایا شکرت
استاد سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
با سلام.
من تاجایی که یادمه همیشه مشغول رژیم گرفتن بوده ام و هیچ وقت روی آرامش بخش خودم نمیدیدم.
همیشه تحت فشار روش های مختلف لاغری بودم و روزگار رو اون طوری که باید در آرامش سپری نکردم.
همیشه به خودم سخت گرفتم و شادی رو از خودم دریغ کردم.
من با روش ذهنی یاد گرفتم که باید برای انجام هر کاری اول احساسم رو خوب کنم تا به نتیجه دلخواهم برسم.
من باید انرژی کافی برای ادامه مسیرم داشته باشم تا بتونم خوب عمل کنم.
من دارم یاد میگیرم که به راحتی زبان بدنم رو بشناسم و باهاش همسو بشم تا به نتیجه ای که سالها آرزوشوداشتم برسم.
من با ورود به دوره تکرار سرزمین لاغرها، آرام و عاشقانه به دنبال تغییر است بیشتر هستم و آینده برای من مثل روز روشنه.
در پناه خدا باشید.
و به دنبال تغییر کردن.