بعضی جملهها رو اونقدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمهی اول میدونم آخرش به کجا ختم میشه. یکی از پرتکرارترینهاش اینه: «من لاغر میشم، ولی دوباره وزنم برمیگرده». بعضیها ده بار، بعضیها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم میکنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.
من این چرخه رو خوب میشناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع میکردم، چند کیلو کم میکردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همهچیز برمیگشت سر جای اول. اون موقع فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. سالها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگهای بود.
تو این جلسه میخوام تجربه و دیدگاهم رو دربارهی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی میکنم که کمک میکنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.
در این جلسه میآموزیم:

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده؟
ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم میگیره، هدف میذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان میگه «از فردا همهچیز فرق میکنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمرهی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا میکنه.
رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره. بهش میگه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامههای قدیمی رو داره: وقتی خستهای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته ارادهی آگاه جلوی این برنامهها رو میگیره، ولی اراده مثل باتری میمونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع میکنه، ولی به مرور خالی میشه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامههای ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچوقت خسته نمیشن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.
برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همهچیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار میره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو میکنه که سالها یاد گرفته. وزن هم برمیگرده، چون اون چیزی که وزن رو میسازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمیشه.
کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی بهجای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامههای ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض میشن و وزنی که کم میشه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

🗣️ چاقی مثل یه زبانه
یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سالها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف میزنی.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوری یاد گرفته میشه. هیچکس تصمیم نمیگیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون میبینیم، میشنویم، تکرار میکنیم و کمکم این رفتارها اونقدر طبیعی میشن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.
یکی از عادتهای زبان چاقی من این بود که همیشه تهموندهی غذای بقیه رو میخوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران میموند، میکشیدم سمت خودم. حتی یه وقتهایی که میرفتم فستفودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس میکردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، میخوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.
آدمهای متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به تهموندهی غذای بقیه فکر هم نمیکنه.
زبان لاغری رو میشه یاد گرفت
هر زبانی که یاد گرفته شده، میشه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدمهایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف میزنن.
یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق میافته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازهای رو بارها میشنوی و تمرینها رو تکرار میکنی، کمکم برنامههای تازهای توی ناخودآگاه ثبت میشن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا میشن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز میبینه حتی خوابهاش رو هم به همون زبون میبینه.
اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همونقدر طبیعی میشه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

🌱 اولین تغییرها کجا دیده میشن؟
خیلیها فکر میکنن اولین نشونهی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربهی من چیز دیگهای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.
مغازهی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش میخریدم و میخوردم. هر چیز جدیدی هم که میآورد، حتماً باید تستش میکردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمیکرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمیشم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدتهاست سراغ هلههوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.
تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکییکی بهم میگفتن «لاغر شدی! چیکار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچکدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری میکردم رو انجام نداده بودم.
این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت میکنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض میشه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق میافتادن.
توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم طی میکنیم؛ با فایلهای صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت میکنن و تمرینهایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت میشه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتیسازان گذاشتن.
🧭 وقتی از خودت راضی نیستی
از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس میکردم میتونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کلهاش پیدا شده. ولی هیچوقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.
این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سالهای رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامهی رژیم، کل برنامه رو کنار میذاشتم و میگفتم «این رژیم هم به درد من نمیخوره». یعنی هر لغزش، دلیلی میشد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.
توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد میگیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمهی زبان مادریش از دهنش میپره بیرون؛ ولی بهخاطر این، یاد گرفتن رو ول نمیکنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد میگیری.
✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس
- یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام میدی. مثل همون تهمونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
- جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوستها یا از عادتهای خودت.
- به یه آدم متناسب که میشناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چیکار میکنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
- از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
- آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.
شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمیکنه. ولی رفتاری که دیده میشه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همینطوری متوجه شدم که سالهاست دیگه تهموندهی غذای دیگران رو نخوردم.
📝 برام بنویس
یکی از جملههای «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سالهاست بدون فکر انجامش میدی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربهات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه از شرکتکنندههای دورهی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربهی تو انگیزهی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و دوستان همراه.
به لطف خدا، این مرتبه ی دوم هست که با عشق و علاقه دوره در امتداد مسیر، را در حال مرور کردن هستم و این مطلب رو بهتر درک کردم.
نکته ی قابل توجه برای اینکه ما نمیتونیم والدین و دیگران رو در جهت اضافه وزنمون سرزنش کنیم چون اونها هم آگاهی نداشتن، مگر نه اینکه زبان فارسی و کلی موضوعات مثبت از اونها آموختیم. بلکه بهترین تعبیر همینه یادگیری زبان لاغری، ما در مسیرهای قبلی به تنهایی تصمیم به لاغری داشتیم و یک قدرت بزرگ که همون ذهن ناخودآگاهمون هست رو نادیده گرفتیم البته به این شکل ازش اگاهی نداشتیم، به لطف خدا هم اکنون که وارد این مسیر صحیح وارد شدیم همزمان خودمون و ذهن ناخوداگاهمون آموزش میبینه، نتیجه صد درصده. فقط باید در این مسبر همانند قانون طبیعت عمل کنیم و بدون عجله و با تکرار و تمارین و عمل کردن به آموزش ها به شکل صحیح به هدفمون برسیم. باید متعهد باشیم به انجام صحیح تمرینات که همینطور استاد عرض کردند درک کنیم. تا بتوانیم به شکل صحیح باورهای صحیح متناسب شدن رو با، باورهای اشتباه قبلی جایگزین کنیم. اگر به لطف خدا و ممارست خودمون این مسیر رو ادامه بدیم. تغییرات شگفت انگیزی رو بدست میارییم. من خودم در این دوره به لطف خدا و آموزش های استاد و تلاش مستمر خودم پیشرفتهای زیادی داشتم و میدونم با اشتیاق و تکرار خیلی عالی میدرخشم. دونه دونه این تمرینات گنج پنهانی هست که باید کشفشون کنیم.
خدایاشکرت، شکرت، شکرت
استاد سپاسگزارم برای وقت و انرژی که برای پیشرفتهای ما هنرجوها قرار میدهید.
نشان های دریافت شده
خوندن این مطلب من یاد دیروز انداخت دیروز ظهر با وجود بیمیلی ناهار خوردم. دلم میخواست منتظر بمونم و دیرتر وقتی گرسنه شدم غذا بخورم اما شرایط طوری بود که برام ناهار خوردن در وقت معمول با بقیه راحتتر بود. البته کمتر از معمول غذا کشیدم اما حتی خوردن همون هم برام با احساس محکومیت همراه بود. از اینکه خودمو مجبور به اینکار حس کردم احساس خوبی نداشتم مخصوصا اینکه ته سالاد رو با وجود بیمیلی بهزور خوردم به این دلیل که خودم بیهوا خواسته بودم سالاد درست کنن و فکر کردم اگه بمونه طرف با خودش میگه حالا که نمیخواست بخوره چرا گفت درست کنم؟؟ ناهار دیروز برام با تجربهی جدیدی همراه بود تجربهی احساس در بند بودن از خوردن غذا.
میگم جدید چون همیشه در عمرم از احساس اسارت و زندانی بودن به دلیل نخوردن رنج کشیدم. همیشه دلم میخواسته بخورم اما عذاب وجدان و ترس از چاقی مانع میشد. این بار دلم میخواست نخورم اما ملاحظهی بعضی چیزها مانع از نخورن شد.که البته میدونم کار غلطی کردم و دیگه نباید بذارم تکرار شه اما برای من بعد پراهمیتش در تغییر دیدگاه و نگرشمه. با خوندن مطالب بالا و یاداوری خاطرهی دیروز با خودم فکر کردم که در یادگیری زبان لاغری پیشرفت خوبی داشتم که نگرشم اینقدر تغییر کرده که حالا دلم بهم میگه نخور اما منطقم باعث شد بخورم در حالیکه قبلا دلم میخواست بخورم اما منطقم نمیذاشت.
سلام به همه دوستان عزیزی که همگی با هم در مسیر متناسب شدن هستیم.
امروز روز اول تکرار دوره سرزمین لاغرها هست برای من.
با انرژی مضاعف شروع کردم و پیش چشمم روشنه که حتما به لطف خدا نتیجه مطلوبم رو از عمل به آموزش ها و آگاهی های دوره خواهم گرفت.
در طول دوره ناخودآگاه توجهم می رفت سمت اینکه یه دور دوره تموم بشه و همه مطالب رو تا انتها بشنوم، حالا خیالم راحته که همه چیز رو شنیدم و می دونم و با مرور کردن در ذهنم پررنگ تر میشه و با چندبار تکرار لابه های جدید آ گاهی رو هم انشاالله دریافت می کنم و در مسیرم موفق تر خواهم بود. دلم میخواد خوشحالیم رو با شما به اشتراک بذارم. من یه شلواری که مقداری برام گشاد شده بود رو گذاشتم بیرون!!
به امید لباس های جدید و شادی و سلامتی بیشتر برای همه
ممنون استاد
نشان های دریافت شده
به نام خداوند هستی بخش سلام ودرود برهمگی شما دوستان خوبم علی الخصوص استاد گرامی
امروز صبح که بیدار شدم همسرمو خوابالوده دیدم که به خاطر شغلش بسیار کمبود خواب داره وغرق درخواب یه حسی منو برد به دوران کودکیم من دردوران کودکیم کم مشکل وسختی نداشتم اما همیشه متناسب بودم
وهمیشه رویاداشتم وشاد وآزاد بودم وهمیشه خوشحال خونه ما حیات بزرگی داشت واتاق های کوچکی همیشه وقتی آفتاب اولین اشعه خودشون از لای پرده های کش دوزی شده داخل پنجره ای به داخل میزد بیدار میشدم ومستقیم به سمت حیاط میرفتم ونفس عمیقی میکشیدم بعد شستن روم ودستهام همیشه گاز روشن میکردم وکتری رودرحالیکه چار پای میگذاشتم روشن میکردم وپنیر ومربارو از داخل یخچال بیرون میاوردم واز جانونی نونی برمیداشتم وهمراه سفره کوچیکمون میاوردم وسط سالن وبعدش مامان وبابام بیدار میشدن وباهم صبحونه میخوردیم درحالیکه مادرم چای دم میکردوبرامون میریخت وبعد خوردن کمی نون وپنیر ومربا آلبالو خانگی بدو میرفتم بیرون داخل حیاط ودرحالیکه به پدربزرگم سلام میدادم ومیگفت ندو میخوری زمین با خنده میدوییدم سمت خونه عمه ام وشیرجه میزدم تو خونشون وهمیشه عمه ام بعد سلام خوبی میگفت بیا صبحونه اما من میرفتم تو اتاق پسرعمه هام که همبازی های من بودم وسروصدا میکردم که تنبلا پاشید الان کوچه رو بچه ها برای فوتبال میگیرن واوناهم که عشق فوتبال از جاشون میپریدن ودرحالیکه لقمه رو به زور عمه ام میگذاشت تو دهنشون کفششون میپوشیون ومیدوییدیم به سمت کوچه انگار بهمون جایزه میدادن وچقدر مشتاق کوچه رفتن بودم با اینکه حیاط بزرگی داشتیم
وقتی میرسیدیم دم درهیچ کسی درکوچه نبود اما ما ناامید نمیشدیم ودرخونه هارو میزدیم ویکی یکی بچه های خوابالو رو از رختخواب بیرون میکشیدیم تا تیممون رو جور کنیم من دروازه بان بودم چون پسرعمه بزرگم که همش سه سال ازم بزرگ تر بود اعتقاد داشت که من دخترمو وموقع حمله منو میزنن آسیب میبینم پی پست دروازه بانی تیم برای خودم بود ومن باخوشحالی والبته بادرد کبودی توپ جانانه دفاع میکردم ودرحالیکه خوشحال وزخمی از برد تیم بودم چند ساعتی رو دفاع میکردم از دروازه
وبعد از شدت خستگیو کبودی میومدم خونه وبااینکه دعوا میشدم ولی بازم میرفتم رور بعد وبعد از ظهر نوبت دوچرخه سواری موتوری بود که مسابقات متور سواری وتک چرخ زنی درکوچه معروف بود
وچقدر لذت بخش بود کری های بچگانمون احساس آزادی که موقع سرعت پاهامون از پدال دوچرخه رها میکردیمو وویژی میرسیدیم انتهای کوچه درحالیکه باد درلابه لای موهای من میرفت واحساس پرواز داشتم وپلاستیکی که لای چرخ به زور چپونده بودیم تا صدای موتور بده
چقدر لذت بخش بود واقعا هم که عاشق اون روزا بودم
اما از همه جالب تر این بود که موقع تنهایی یا با خدا صحبت میکردم یا آرزوهامو مرور میکردم رویای دانشمند شدن خوب یادمه اون روزا فیلم ابوعلی سینارو نشون میداد ومنم عاشق ابوعلی سینا شدن شده بودم وبا اینکه وقتی به بقیه میگفتم بهم میخندیدن که ابوعلی سینا مرد بود وتو دختری اما همیشه اعتقاد داشتم بقیه اصلا نمیفهمن ومن حتما دانشمند میشم وبه باحالی وموفقی ابوعلی سینا میشم وازدواجم نمیکنم ودرحالیکه اکتشاف پشت اکتشاف میکنم هرروز لذت میبرم از خلق چیزایی که دوستش دارم وزندگی ایده آلم میشه
امروز دوباره بعد سالها همون احساس داشتم که برم توی حیاطمون برم وبرای خودم یه حیاط پیدا کنم یه پارکی که جای حیاط وداشته باشه شاد باشم دوباره بشم عاشق یادگیری عاشق پرواز عاشق خوشی وخوشحالی دوباره رویای خودمو زندگی کنم واینقدر درگیر فکر وخیال مشکلات نباشم اون روزا اصلا اوضاع خوبی نداشتیم ولی من چنان احساس خوشبختی میکردم وآزاد ورها بودم که هیچ مانعی منو از رسیدن به رویاهام باز نمیداشت الانم باید دوباره دربیداری روباهامو ببینم زندگی کنم ودنبال کنم واز زندگیم نهایت استفاده رو ببرم این زندگی منه ومن یک بار به دنیا میام ویه بارم زندگی میکنم پس چرا باید غصه بخورم درحالیکه میتونم شاد باشم رویامو زندگی کنم وبگذارم خداهمه چیز حل کنه درست مثل اون موقع ها که میگفتم بهش خدایا خودت اینو درست کن ومیرفتم دنبال بازی ودرس هام وچیزای جالب دنیام ودرستم میشد وهمیشه اعتقاد داشتم بابا خداست ها مگه الکیه خدای همه کاراست خودش من بهش بگم درستش میکنه احساس میکنم فرشته مهربونم امروز راهنماییم کرده تا دوباره زندگی کنم ولذت ببرم
نشان های دریافت شده
چه نوشتهی بینظیری…
با شما در ورای زمان حرکت کردم و شادی و ازادی شما رو حس کردم و ازش لذت بردم.
بله دقیقا باید همین کارو بکنید اصلا تردید نکنید و به هر فرشتهتونگوش بسپارید
نشان های دریافت شده
برداشت من از متن تغییر یافته ی استاد از چاقی به پرخوری اینه که
الگوی من در ضمیر ناخوداگاه اینه که من از پرخوری لذت میبرم . اونقدری دوست دارم بخورم که دیگه نتونم بخورم .
من از تناسب رفتاری بدم میاد چون حس محدودیت می کنم .
خب از نظر استاد این دو الگو اشتباهه ولی من هنوز متقاعد نشدم .
وقتی من بارها و بارها لذت پرخوری رو چشیدم چرا بدم بیاد .
اگه ناراحتم میکنه چون پرخوری در ذهنم برابر با چاقیه و چون چاقم می کنه و من دوست ندارم چاق باشم پس مجبور میشم به متناسب خوری تن بدم .
خب من از خوردن لذت میبرم چرا باید این لذت و از خودم بردارم .
من فقط دوست دارم رابطه ی بین پرخوری و چاقی رو توی ذهنم از بین ببرم . اینجوری دیگه لذتم کم نمیشه و ذهنم با لاغریم موافقت می کنه .
من نمیخوام پرخوریمو در ذهنم کم کنم چون لذتم در ذهنم کم میشه نمیدونم با این فرمول چیکار کنم .
من اون زمان که ۲۰ کیلو کم کردم تونستم پرخوری رو برابر با لاغری در ذهنم قرار بدم . این الگو باعث میشد من تمایل و توجهم به مواد غذایی از بین بره و واقعا نتیجه عالی بی بازگشت بگیرم .
ولی شما از این الگو خوشتون نمیاد وقتی میدونم شما خوشتون نمیاد لاغریم متوقف میشه . حس میکنم خطا میرم . در نتیجه دیگه نتونستم نتیجه ای بگیرم .
من نمیخوام نگرشم به پرخوری رو تغییر بدم . از طرفی نمیتونم سایتم برای همیشه ترک کنم چون به تکرار فرمولهای دیگه نیاز دارم .
موندم چه کنم .
اگه بخوام دیدگاه خودمو بپذیرم باید اینجا رو برای همیشه ترک کنم .
اگه بخوام دیدگاه شما رو قبول کنم در مورد تناسب رفتاری و حس خوبتون به تناسب رفتاری حال خودم بد میشه چون من نگرشم به تناسب رفتاری حس محدودیته .
خوشم نمیاد از تناسب رفتاری و تناسب رفتاری در نظر من یعنی قوی شدن نگرشهای چاق شدن .
نمیدونم چیکار کنم .
۴ ساله موندم . میدونم راه لاغریم چیه ولی چون شما تاییدش نمی کنید نمیتونم به اون راه ادامه بدم . از طرفی راه شمارو هم نمیتونم بیام . چون حسم به تناسب رفتاری خوب نیست .
ذهنم سنگین میشه از این تعارضات و ماشین تناسبم رو خاموش می کنم . نمیدونم چیکار کنم .
سلام و درود
نکته اول اینکه من با پرخوری کردن مشکلی ندارم و واقعا هم پرخوری کردن مشکل اصلی نیست چون خیلی ها هستند که واقعا از هرنظر پرخوری می کنند و مشکلی ندارند
مشکل از زمانی شروع میشه که ما در ذهنمون از نتیجه کار راضی نیستیم
اینجا شروع چاق شدن بخاطر رفتاری است که باعث نارضایتی ما میشه
بنابراین اگر از رفتار خودت راضی هستی مهم نیست من یا دیگران چه اسمی براش می ذارند
همانطور که اگر از رفتار خودت راضی نیستی مهم نیست من یا دیگران چقدر از اون رفتار حمایت کنیم.
مهم شما هستی و احساسی که از رفتارت داری چون نتیجه نهایی بر اساس احساس شما رقم می خوره نه نظر من یا دیگران
در دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز خیلی مفصل درباره این موضوعات توضیح داده شده است.
نشان های دریافت شده
چقدر زیبا و بجا به سمت این نظر و پاسخ شما هدایت شدم
در لحظه ای که بعد شنیدن جوابی که برام یه جور بلا تکلیفی داشت ایجاد میکرد و مرا در شرایطی قرار میداد که ممکن بود از شرایطی که در ان هستم بجای انکه لذت ببرم و طوری از ان استفاده کنم که به نفعم باشه نزدیک بود شرایط را برای خودم سخت کنم و احساس بدی در خودم ایجاد کنم ولی در این لحظه و هدایت شدن به سمت این نقطه متوجه شدم اسوده باشم و هدف من رسیدن به هر انچه که میخواهم هست با ارامش و لذت و همه چیز به اسانی ایجاد میشود و متوجه شدم هر ان چیزی که با احساس خوب همراه باشد نتیجه ای لذت بخش و ارامش بخش از عملکرد دارد
نشان های دریافت شده
ممنون استاد از پاسختون .
یکم آرامش پیدا کردم .
استاد من تجربه ی کاهش ۲۰ کیلو در ۴ ماه و و تجربه تثبیت وزن در ۴ سال و دارم . اینا نقطه ی قوت ذهن منه که نشون میده من خیلی خوب تونستم عمل کنم و اینکه خیلی از فرمولهای ذهن من درست شده .
دوست دارم بازم متناسبتر بشم .
الان در یکی از جمله هاتون در پاسخها خیلی دهنم روشن شد و نظر منو نسبت به تناسب رفتاری تغییر داد .
تناسب رفتاری یعنی تناسب بین انتخاب من و آنچه در ذهن منه برای کاهش وزن .
و اینجا یه جمله ی خیلی عالی بهم گفتید که مهم نیست اسمشو چی بزاریم . مهم احساسته .
خب این جملات خیلی حسمو خوب کردن .
گیر من فعلا فقط همین جا بود .
پس ادامه میدم به امید خدا . ممنون که راهمو روشن کردید .
نشان های دریافت شده
تبدیل الگوهای متن استاد از چاقی به پرخوری و لاغری به تناسب رفتاری .
پرخوری یک روش زندگی است.
همه افرادی که پرخوری دارند، چاق شدن را یاد گرفته اند و تنها تفاوت آنها با افرادی که در تمام عمر متعادل میخورند ، همین آموخته هاست. افراد متناسب خور اطلاعی از پرخوری ندارند.
پرخور شدن مثل آموختن زبان فارسی در کودکی است، ما برای یادگیری زبان شیرین فارسی سختی نکشیدیم، خیلی راحت در طی مراحل تکامل خود، صحبت کردن به زبان فارسی را یاد گرفتیم و الان به راحتی فارسی صحبت می کنیم. اما آیا یادگیری زبان دیگری به همین راحتی امکان پذیر است؟
مسلماً به این راحتی نیست و باید از طریق آموزش، تکرار و تمرین به صحبت کردن به زبان دیگری مسلط شویم.
شما برای یادگیری زبان فارسی والدین خود را سرزنش نمی کنید.
پس برای پرخوری هم نمی توانید والدین یا اطرافیان و یا هر فرد دیگری را مقصر آموزش پرخور شدن به خود بدانید.
همانطور که برای یادگیری زبان دلخواه خود اقدام به یادگیری می کنید، اکنون می توانید برای یادگیری چگونه متناسب رفتار شدن و از آن مهمتر چگونه متناسب رفتار ماندن اقدام کنید.
به شما توصیه می کنم به جای غصه خوردن و غمگین بودن بخاطر شرایطی که دارید همت کنید و زبان تناسب رفتاری را بیاموزید و خود را از پرخوری و مشکلات مربوط به آن رها کنید و برای باقی عمر، جسمی جدید برای خود بسازید و از بی نهایت مزایای تناسب رفتاری برخوردار شوید.
هر آموزشی که شما در زندگی یادگرفته اید از طریق ذخیره اطلاعات در مغز شما صورت گرفته است مانند: خواندن و نوشتن، رانندگی، آشپزی و بی نهایت مهارت دیگر.
پس منطقی است که یادگیری تناسب رفتاری نیز باید از این طریق انجام شود و اگر شما به خوبی آموزش های این دوره شگفت انگیز را بیاموزید و به کار بگیرید مطمئن باشید نه تنها متناسب رفتار می شوید بلکه تا ابد متناسب رفتار خواهید ماند مگر اینکه خودتان مجددا تصمیم بگیرید دوباره پرخور شوید.
همه انسان ها در زندگی روزمره به طور مداوم در حال عمل کردن به آموخته های خود هستند.
بعنوان مثال شما رانندگی کردن را یک بار آموزش دیده اید و سال هاست رانندگی می کنید و نیاز ندارید مجددا تحت تعلیم رانندگی قرار بگیرید.
عدم نیاز شما به آموزش مجدد این است که در روز یا هفته چندین بار رانندگی می کنید و این تکرار و استفاده از آموزش هایی که یاد گرفته اید سبب تثبیت و عدم فراموشی آنها می شود.
وقتی تناسب رفتاری از طریق آموزش ذهن را یاد بگیرید و هر روز از آن برای تغییر شرایط افکار و نگرش خود استفاده کنید مانند رانندگی کردن یا هر مهارت دیگری محال است آن را فراموش کنید.
در این صورت تناسب رفتاری به اطلاعاتی دائمی در مغز شما تبدیل خواهد شد و شما به راحتی می توانید سال ها متناسب رفتار باقی بمانید.
این استدلال بدون بازگشت بودن تناسب رفتاری با قدرت ذهن است .
مسلماً افرادی که سعی در یادگیری و استفاده از این آموزش دارند؛ نتیجه عالی از آن کسب می کنند و پرداخت هزینه و تهیه دوره آموزشی به تنهایی تضمین کسب نتیجه عالی برای افراد نخواهد بود.
بنابراین برای تناسب رفتاری از طریق آموزش های لاغری با ذهن ابتدا باید تصمیم قاطع بگیرید که هر آنچه در این دوره آموزشی گفته می شود را با نهایت اشتیاق و علاقه پذیرفته و اجرا کنید.
کسب نتیجه عالی برای افرادی که شرایط فوق را می پذیرند آسان خواهد بود، چرا که نتیجه من و هزاران نفری که از این آموزش ها استفاده کرده اند مهر تاییدی بر این ادعا است.
برای تماشای نتایج برخی از استفاده کنندگان از دوره های آموزشی به آلبوم شگفتی سازان مراجعه کنید.
برای یادگیری بهتر مباحث تناسب رفتاری با ذهن جزوه تمرینی در نظر گرفته شده است که به صورت فایل pdf در اختیار شما قرار داده می شود که باید قبل از شروع به استفاده از فایل های آموزشی آن را چاپ کنید.
انجام تمرینات نوشتاری بی نهایت در کسب نتیجه عالی از این دوره تاثیرگذار است.
مدت زمان اجرای دوره آموزشی حدود 12 هفته در نظر گرفته شده است و مدت زمان استفاده از این آموزش ها بستگی به عشق و علاقه شما برای متناسب رفتار شدن دارد.
همه ما در طی زندگی روزمره و به طور کاملا ساده و راحت پرخور شده ایم و برای پرخور شدن هیچ عجله ای نداشته ایم، بنابراین بهترین و اصولی ترین راه متناسب رفتار شدن بازگشت از همان مسیری است که برای پرخور شدن طی کرده ایم.
آموزش های این دوره به گونه ای طراحی شده که به راحتی در زندگی روزمره قابل اجرا خواهد بود و شما از سادگی و تاثیرگذاری این روش شگفت زده خواهید شد که البته امری کاملا طبیعی است چون از پرخور شدن بدون تلاش و زحمت، بارها شگفت زده شده اید.
در روش تناسب رفتاری با ذهن ما از قدرت ذهن خود برای متناسب رفتار شدن استفاده می کنیم، همان ذهنی که سالهاست با استفاده از اطلاعات پرخوری توانسته به راحتی باعث پرخور بودن ما شود. بنابراین فقط لازم است اطلاعات متناسب رفتار کننده را در ذهن خود تقویت کنید، به این صورت شما به راحتی متناسب رفتار می شوید.
نکته بسیار مهم و قابل توجه این است که شما در مدت زمان کوتاهی پرخور نشده اید پس انتظار تناسب رفتاری خود را در طی یک هفته و یک ماهه نداشته باشید.
البته این نوید را به شما می دهم که سرعت متناسب رفتار شدن بسیار سریع تر از پرخور شدن است اما به هر حال جسم ما نیاز به زمان کافی برای تغییر و تحول خودش دارد و تصور اینکه هر روز که شما فایل گوش داده و تمرین می کنید مقداری از رفتار درونی و میل شما به خوردن کاسته می شود تصور اشتباهی است.
شگفتی های این روش بسیار است اما شاید از جذاب ترین های آن این باشد که هیچگونه برنامه رژیمی یا ورزشی ارائه نمی شود.
در این روش شما هرگز نیاز نیست گرسنه بودن را تحمل کنید، حتی نیاز نیست با انجام حرکات ورزشی سریع و سنگین به میزان بیشتری عرق کنید.
هر فردی که اضافه خوری دارد احساس بد رژیم داشتن و ورزش کردن را تجربه کرده است بنابراین متناسب رفتار شدن بدون رژیم غذایی و ورزش کردن با استفاده از آموزش های ذهنی برای افراد پرخور مانند معجزه می باشد.
معجزه ای که با استفاده از آموزش های تناسب رفتاری با ذهن برای شما یک امر طبیعی و ساده خواهد شد.
در روش ذهنی از هیچگونه دارو، دمنوش یا کرم های موضعی استفاده نخواهد شد چرا که کم و بیش از این موارد استفاده کرده ایم و از تاثیرات آنها آگاهی کامل داریم.
در این روش برنامه های ورزشی داده نخواهد شد چرا که شما هم مثل من احتمالا برای متناسب رفتار شدن باشگاه رفته اید و از نتایج آن اطلاع دارید.
در این روش تنها از تکنیک های یادگیری متناسب رفتار شدن استفاده می کنیم و با کمک گرفتن از نیروی ذهن ناخودآگاه برای متناسب رفتار شدن اقدام می کنیم، نیرویی که تا به امروز با استادی تمام باعث پرخور شدن شما شده است و همه شما عدم توانایی مخالفت با آن را تجربه کرده اید.
به لحظاتی فکر کنید که با غذا روبرو می شوید و در عین حالی که کاملا سیر هستید نمی توانید از خوردن آن خودداری کنید، این نیرویی که شما را ترغیب و حتی وادار به خوردن می کند همان نیروی ذهن ناخودآگاه است که اکثر افراد چاق آن را به عنوان اشتها می شناسند.
در این روش شگفت انگیز شما علاوه بر اینکه خودتان آگاهانه در مسیر تناسب رفتاری قرار می گیرید، ذهن ناخودآگاه خود را نیز آموزش می دهید که همسو با شما در مسیر متناسب رفتار کردنتان گام بردارد. کاری که تا به امروز آن را نمی دانستید و انجامش نداده اید.
دلیل اینکه شما نتوانستده اید از هیچ روشی به تناسب رفتاری برسید این است که هر بار به تنهایی تصمیم گرفته اید که متناسب رفتار شوید و ذهن ناخودآگاه خود را در این مسیر همراه خود نداشته اید و به همین علت همیشه در انجام روش های مختلف لاغری با مشکل مواجه شده اید.
فشار عصبی زیادی را متحمل شده اید چون ذهن ناخودآگاه شما در جهت مخالف شما در حرکت بوده است و حرکت جسم و ذهن در دوجهت مخالف باعث بروز مشکلات عصبی و رفتاری می شود و در نهایت سبب شده است که شما روش متناسب رفتار شدن را ادامه ندهید و بعد از مدتی اگر مقداری هم کاهش وزن داشته اید مجددا به پرخوری قبلی خود و یا حتی پرخوری بیشتر رسیده اید.
در تناسب رفتاری با روش ذهنی شما به تنهایی شرکت نمی کنید بلکه ذهن ناخودآگاه شما هم همراه شما خواهد بود و همسو با شما در جهت متناسب رفتار شدن آموزش خواهد دید، اتفاقی که تا حالا آن را تجربه نکرده اید.
هدف من از ارائه توضیحات کامل درباره این روش شگفت انگیز این است که افراد با آگاهی و اطلاع کامل از مسیری که تصمیم به طی کردن آن دارند قدم در راه بگذارند مسیری که شما را به رویای تناسب رفتاری خود می رساند.
سلام و درود
از اینکه در گسترش افکار لاغر کننده و احساس خوب در سایت تناسب فکری مشارکت میکنید سپاسگزارم.
نوشته هایی که جنبه معرفی و توضیح روش لاغری با ذهن دارند را در قسمت دیدگاه توضیحات محصول مثل دوره ورود به سرزمین لاغرها ثبت کنید تا دوستانی که تمایل به تهیه این دوره ها دارند با خواندن نظرات شرکت کنندگان بتوانند تصمیم درستی برای رسیدن به هدف خود بگیرند.
شاد و موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام چشم استاد
نشان های دریافت شده
سلام و درود محظر استاد گرامی و دوستان همراه ▪︎
دوره تکرار ، اولین فایل انگیزشی از سری نوشته های لاغری با ذهن
●●●●●
امروز ، برگشتم به اول دوره تکرار ،تا روز ۱۴ تکرار گوش دادم ، خوندم و نوشتم ،اما احساس کردم برای درک بیشتر باید به اول دوره تکرار برگردم و با دقت و تمرکز بیشتری روی موضوع لاغری ذهنی کار کنم …
و علامت درک بیشتر اینه که عجله ای برای تمام کردن دوره نداشته باشم و در عوض آرامش بیشتری رو تجربه کنم … نه اینکه بخوام زودتر این دوره ارو تموم کنم بلکه زودتر لاغر بشم …
من هنوز به اون درکی که باید برسم نرسیدم درسته که افکارم و باورهام دیگه مثل سابق نیست ولی از نظر رفتار متناسب کننده به اشکال برخوردم که این نشون میده باید برگردم به عقب ،و با تمرکز بیشتری بیام جلو.
،، اگر رفتار صحیح بدون سختی و با احساس خوب و لذت و آرامش صورت بگیرن و سپس تکرار بشن در این صورت ،می تونم شاهد تغییرات در جسمم باشم ..برای رسیدن به این مقصود می بایست برگردم به اول و دقت کنم که از هر فایلی چه نتیجه ای برام حاصل میشه ؟
استاد در فایلهای متعدد این موضوعو متذکر شدن که هر فایل داره روی قسمتی از ذهن ناخودآگاه ما کار می کنه و تغییر ایجاد می کنه و وظیفه من و شما اینه دقت کنیم ببینیم که این فایل ، روی چه قسمتی داره کار می کنه و هدفش ایجاد چه تغییرات ذهنیست که ما باید اونو درک کنیم آیا منظور ایجاد تغییر فکریست یا رفتاری ؟.. اگر منظور ایجاد تغییر در رفتار منه پس باید بهش عمل کنم …اگر منظور تغییر فکریست که باید تبدیل بشه به گفتگوی درونی با خودم و با دوستان هم مسیر از طریق گذاشتن کامنت در دیدگاهها …اینطوری نتیجه لازمو بگیرم و به عنوان یک قسمت از پازل لاغری سر جای خودش بگذارم….
●●●●●
اولین فایل انگیزشی این دوره داره به ما یاد آوری می کنه که لاغری رو باید خوب یادش بگیریم تا نتیجه اش اونی بشه که می خوایم …
پس یکبار دیگه از خودم می پرسم :
برای پاسخ به این سوال از دیدگاه یکی از دوستان هم مسیر به نام خانم زهرا صابری استفاده کردم که به افکار خودم خیلی نزدیک بود بعد از ویرایش دلخواه در این قسمت ثبت کردم▪︎
حالا برمی گردم به جواب سوال لاغری با ذهن چیست ؟
من به این باور رسیدم چاقی رو یاد گرفتم و تفاوت من با افراد متناسب همینه▪︎
پس میتونم لاغری رو هم یاد بگیرم و مثل هر آموزش دیگه ای اگه بارها تکرار کنم و جزئی از شخصیت و رفتار روزمره من بشه متناسب میشم و تا همیشه متناسب خواهم ماند ▪︎
من در این روش ، فرمولهای چاق کننده ذهنم رو شناسائی می کنم و با آموزش لاغری فرمولهای جدید رو در ذهن قرار میدم و اینبار چون فرمولهای جدید رو تکرار میکنم و از اون مهمتر چون طبق فرمولهای جدید رفتار میکنم به مرور طبق قانون توجه ، فرمولهای قبلی سست میشه وپیوندهای عصبی مسیر لاغری محکمتر میشه و این همان یادگیری لاغریه که فراموش نخواهد شد ▪︎
خیر ، هیییییچ رژیمی در این روش داده نمیشه▪︎
وقتی ترسم رو از مواد غذایی و از خوردن و برچسب های ذهنی که به غذاها زده بودم تغییر بدم اونوقت طبق میلم از هر ماده غذایی و به هر مقدار که نیاز م هست میخورم و لاغر میشم▪︎
خیر ، هییییییچ ورزشی حتی پیاده روی هم لازم نیست▪︎
من در ایندوره یاد گرفتم که متابولیسم بدن من با سایر افراد که متناسب هستن یکیه و به همین دلیل لازم نیست برای بالا بردن سوخت و ساز ورزش کنم و کالری بسوزونم ▪︎
که اگه با هدف لاغری بخوام ورزش کنم یه ترمز جلوی راه تناسب قرار دادم▪︎
خیر ،هیییبچ دارویی نمیتونه منو لاغر کنه و تمام ادعاهای شرکتهای داروسازی در این مورد کلا پوچ و بی اساسه ▪︎
من تمام آنچه برای لاغر شدن نیاز دارم در بدنم دارم پس احتیاج به هیچ داروی چربی سوز و بالابرنده سوخت و ساز ندارم…از نظر علمی هم قابل اثباته که بدن انسان بدون هیچ برنامه ریزی و کار خاصی چربی زائد رو ۲۴ ساعته پس می زنه از طریق تنفس و اکسیداسیون سلولهای چربی و خارج کردن از طریق بازدم ، از طریق چرب کردن دائمی پوست سر و بدن و از طریق سیستم گوارش و دفع مواد زائد . فقط باید از طریق تغییر نگرش درباره اشتها و میل زیاد به خوردن رفتار صحیح کمتر خوردن رو در پیش بگیرم یعنی خوردنهای احساسی و بی مورد رو کنار بگذارم نه سختگیری در مورد انرژی مورد نیازم چرا که می تونه ایجاد استرس کنه و استرس یکی از عوامل مهم چاق ماندن هست ▪︎
هییییچ دمنوش تلخ و بدمزه ای لازم نیست بخورم پس فریب عطاریها و شرکتهای سازنده دمنوشهای لاغری رو هم نباید خورد نباید معده خودمو با این دمنوشهای مسخره آسیب بزنم ▪︎
هییییچ کرم یا ژل چربی سوزی وجود نداره که منو لاغر کنه ، همه اینها تبلیغات دروغه که به خاطر نیاز شدید افراد چاق به لاغر شدن از طریق آدمهای سود جو مورد استفاده قرار گرفته ▪︎
فریب این تبلیغات رو نمی خورم ، چه بسا با استفاده از این کرمها حساسیت پوستی هم پیدا کنم و مدتها درگیر درمان عوارضشون بشم▪︎
گن لاغری و ساعت شنی چی ؟ اونارو استفاده کنم یا نکنم ؟ نه اصلا لازم نیست نیاز به استفاده از اینا ندارم ▪︎
همه اینا فقط یه مشت دروغه ، با فشاری که کشهای سفت این گنها به جسم وارد میکنن نمیتونم مدت زمان زیادی اونو ببندم احساس خفگی و فشار میکنم ، عرق سوز میشم و ممکنه حساسیت به جنس این گنها هم معضل دیگه ای بشه پس پولمو بابت این وسایل مسخره هدر نمی دم ▪︎
فقط یه سری نکته داره که باید رعایت کنم :
۱-هر روز فقط یه قدم برمیدارم تا از شرایط فعلی فاصله بگیرم و به سمت شرایط ایده آل حرکت کنم پس اینکه چند تا فایل رو گوش بدم کمکی به اینکه زودتر لاغر بشم نمیکنه▪︎
۲_اینکه عجله نداشته باشم و به جسم و ذهنم اعتماد داشته باشم و اجازه بدم آموزشها اثر خودشو بذاره و به روند لاغر شدن جسمم هم اعتماد کنم که بهترین فرم بدنی رو برام میسازه▪︎
۵_باید و باید نتیجه رو رها کنم و فقط با احساس خوب و اشتیاق هر روز فایلها رو مجدد گوش بدم و تمرینات رو انجام بدم و این روند رو تا زمانی که متناسب بشم با قدرت ادامه بدم▪︎
۷_خوشبختانه سرعت لاغر شدن خیلی بیشتر از سرعت چاق شدنه ولی اینطور هم نیست که یکماهه و شش ماهه اتفاق بیوفته▪︎
۹_برخلاف سایر روشهای لاغری در ابن روش من جوانتر شادابتر و زیباتر میشم و از افتادگی و شل شدن پوست خبری نیست▪︎
آیا روشی بهتر از این هم سراغ دارم ؟ :))
پس ایمان داشته باشم به این آموزشها و به خودم که توانایی لاغر شدن از طریق ذهن رو دارم پس با قدرت ادامه می دم ▪︎
پایان
نشان های دریافت شده
سلام ممنون از متن عالیتون شهربانو جون یه نکته ی دیگه هم هست . هدفتون لاغری جسمی نباشه . هدفتون کاهش وزن نباشه .
لاغر شدن رو رها کنید لاغر میشید .
ما لاعر شدن خودبخودی میخوایم نه با زور و سختی کشیدن پس باید خود لاغر شدن جسمی رو رها کنیم و تنها کاری که باید کنیم اجرای الگوهای ذهنی جدید در سبک زندگیمونه .
اونم چه الگوهایی نه باز الگوهای ذهنی مربوط به کم کردن میل و یا کاهنده ی غذا .
بلکه الگوهایی که ما رو هر چه بیشتر و بیشتر رها می کنند از ترس از چاقی و تلاش برای لاغر شدن .
اینکه لاغری رو همین حالا هم حس کنیم و توجه و تمرکزمون رو از چاقی برداریم .
بدونیم هر عملی که انجام میدیم در راستای هدفمونه . اما چه هدفی .
هدف ما لاغر شدن ذهنه . ذهنمون که لاغر بشه جسم خودبخود لاغر میشه . البته ذهنمونم لاغره منتها باید بهش توجه کرد تا ناخوداگاه سرزنش کردن و عذاب دادن خودمون رو فراموش کنیم
به هرچی بچسبیم ازمون فرار می کنه . پس به لاغری نچسبیم که ازمون فرار نکنه .
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر ، مرسی از فاطمه سادات عزیز به نکات بسیار مهم و ارزنده ای اشاره کردی …. من تا حدود زیادی بی خیال لاغری جسمم شدم دیدم دارم خسته میشم فقط به این فکر می کنم من در حال لاغر شدنم ،دیر و زود داره ،سوخت و سوز نداره .پس دیگه حرص نمی زنم بلکه بیشتر به خودشناسی و تغییر افکار و رفتارم توجه می کنم لاغری جسمی من دور از انتظار نیست هر وقت ، موقع اش برسه خودشو نشون خواهد داد . همانطوری که بدون هیچ اذیت و آزاری فقط با تمرکز وپرورش افکار چاق کننده اضافه وزن گرفتم همینجوری به شکل برعکس یعنی تمرکز بر موضوعات لاغر کننده و شناخت هر چه بیشتر ذهن و مغزم می تونم لاغر بشم .زمان دقیقشو فقط خدا می دونه ….
نشان های دریافت شده
شهر بانو جون من خودم علت اصلی که باعث میشه وزنم زیاد بشه نگرشم در مورد خوردن و رفتار پرخوریه .
یه حسی بهم گفت اگه بتونی جملات استاد رو که مربوط به لاغری و چاقی هست به تناسب رفتاری و پرخوری تبدیل کنی نگرشت در مورد پرخوری اصلاح میشه .
مثلا الان یه نگرش استاد در مورد چاقی لاغری اینه که
لاغر شدن را رها کنید لاغر میشوید خب این جمله در سطح جسمه . همین جمله رو اگه بیاریم در سطح رفتار اینطور میشه که
تناسب رفتاری را رها کنید متناسب رفتار میشوید .
یا
متناسب خوردن را رها کنید متناسب خور می شوید .
میدونید خیلی وقتها ما ایمان نداریم که کاری که انجام میدیم درسته . فکر می کنیم چاقیم . فکر می کنیم پرخوریم .
این فکرها آزارمون میده و ذهنمون سنگین میشه .
من الحمدلله تفکر چاقی رو کنار گذاشتم ولی تفکر پرخوری رو هنوز کنار نزاشتم .
الان خود استاد رو ببینید شاید خیلی بیشتر از همه ی ما بخورن ولی اون نوع خوردن از نظر خودشون یعنی تناسب رفتاری ولی اگه ما همون قدر بخوریم از نظر من یعنی پرخوری .
پس چیزی که مارو به پرخوری جسمی می کشونه باور به پرخوریه و اینکه فکر می کنیم این حجم از غذایی که میخوریم بیش از نیاز جسممونه .
این نگرش باعث میشه ما هر چیزی میخوری احساس پرخوری و متعاقب اون احساس چاقی کنیم .
البته میدونم که شما از این مرحله هم گذشتید ولی من خودم شخصا هنوز باور پرخوری در ذهنم سنگینی میکنه .
در حالیکه من پرخور نیستم .
اما نمیدونم چرا نسبت به کلمه تناسب رفتاری ذهنم مقاومت داره . حس اجبار و حس رژیم برام میاره وای کلمه پرخوری برام حس رهایی و آزادی میاره .
برای همین میخوام این کار و کنم . فکر میکنم حداقل برای خودم الگوهای خوبی در بیاد .
چون از کلام خود استاد استفاده میکنم .
نمیدونم چرا دلم خواست اینارو برای شما بنویسم یه جورایی حس کردم مثل یه خواهر بزرگتر به گفتن این کلمات بهتون نیاز داشتم حس میکنم آرامشتون رو دوست دارم و به خاطر نیاز خودم براتون نوشتم وگرنه که میدونم شما اونقدر قدرتمندید که از مانع خوردن و پرخوری گذشتید .
موفق و پیروز باشید خواهر مهربونم
نشان های دریافت شده
سلام مجدد خدمت شما عزیز ،
متاسفانه یکساعت پیش که این دیدگاه رو خوندم آگاهی جدیدمو در مورد پرخوری چیزی نزدیک به ۸۰۰ کلمه برات نوشته بودم ولی وقتی ارسال زدم خطا داد و پرید .
آخ که خیلی ناراحت شدم ولی یاد حرف استادم افتادم که میگه اینجور مواقع به این فکر کن که مهم این بوده خودت در تمام لحظاتی که داشتی می نوشتی داشتی به لاغری فکر می کردی و روش درست به نتیجه رسیدن…. تو استفاده شخصی خودتو بردی …
نشان های دریافت شده
با سلام
دلیل اصلی اینکه میخوام لاغر بشم وتناسب اندام بیشتری رو دراین دوره وبا این دوره امتحان کنم اینکه اینبار تنها من نیستم که به تنهایی اقدام به لاغری میکنم
بلکه ناخودآگاه منم همراه من میاد قدم به قدم لاغری وتناسب اندام ایده آلمو یاد میگیره
وسبک زندگی منو عوض میکنه ومتوجه میشه که تناسب اندام چرا وچگونه برای بدن من لازم وضروریست
وچرا دیگه نمیخوام درسرزمین چاق ها باشم ،پس منو میبره به سرزمین لاغرها ومثل اونا هر روز متناسب ترم میکنه
واین به لطف خدای مهربان محقق شده
من چند ماهیه مهاجرت کردم به کشور متناسبا به کشور خوشگل ها
ودارم مثل اونا رفتار میکنم وهربار که میبینمشون منو بیشتر راهنمایی میکنن که چطور رفتار کنم وشرایط زندگی چطوره اینجا
به امید اینکه دقیقا مثل تمام متناسبای شهر منم یک متناسب کامل وبینقص بشم
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقتتون بخیر
من از زمانی که در این مسیر قرار گرفتم به آرامشی رسیدم که لذت میبرم
اگر قبلا دغدغه این رو داشتم که چی بخورم و چی درست کنم که چاق نکنه ، الآن دیگه برام اهمیتی نداره که بخواد فکرم رو مشغول کنه هر چی که امکانش بود درست میکنم (البته کلاً آدم سالم خوری هستم و اهل غذاهای چرب و چیلی نیستم )
و به راحتی بدون هیچ استرسی می خورم
البته با این تفاوت که دیگه حاضر نیستم انقدر بخورم که احساس پُری و خفگی کنم
تا زمانی هم که احساس گرسنگی و ضعف نکنم غذا نمیخورم چون در این صورت است که از غذا خوردنم لذت میبرم و دیگر هیچ وقت طبق عادت غذا نمی خورم و نمی دونید که چقدر از این تغییر کردن عادت غذا خوردنم لذت میبرم
از وقتی که با احساس سیری دست از خوردن میکشم ناراحتی معده ام که ۳۵ سال اذیتم میکرد خوب شده و خیلی خیلی حس خوبی دارم و دیگه لازم نیست از داروی معده استفاده کنم
من از بعد از ماه رمضان معمولا دیگه نهار نمیخورم چون اصلا گرسنه نمیشم و نیازی به خوردن ندارم
جالبه اینکه خانم برادرم که اندامی لاغر داره از این کار من تعجب میکنه و بارها گفته که شما از من کمتر میخوری
جالبه بدونید من تمام تعطیلات عید رو نتونستم مثل بقیه اعضای خانواده آجیل و شیرینی بخورم چون میل نداشتم یا قبل از غذا بود ، نمیخوردم یا بعد ازغذا بود و من سیر بودم ، برای خودم هم عجیب بود که بقیه چه جوری میتونن بخورن
من خیلی خوشحالم که تا این اندازه افکارم تغییر کرده هر چند که از لحاظ اندام نتیجه آنچنانی هم نگرفتم ولی خدا رو شکر میکنم که راه درست زندگی کردن ودرست فکر کردن و درست خوردن رو یاد گرفتم و این برای من خیلی با ارزش هستش
و از نظر من تنهاترین راه برای متناسب شدن همین مسیرست چون عمل و ذهن با هم همراهست وخیلی متاسفم برای کسانی که تلاش بیهوده میکنن
(رژیم میگیرن و ورزشهای سخت میکنن)
آنها خودشون باید برسن به اینجایی که ما رسیدیم و صحبت کردن باهاشون هیچ فایده ای نداره
به نظر من تا چند سال دیگه همه مردم به این نتیجه خواهند رسید که تنهاترین راه برای متناسب شدن قدرت ذهن است و خوشحالم که من اولین نفر توی خانواده و اقوام و فامیل هستم که به این آگاهی رسیدم و به خودم افتخار میکنم و خدا رو شاکرم از این همه لطف و راهنمایی که به من کرده
استاد خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
بزرگوارید تا زنده ام دعا گوی شما هستم و خواهم بود
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده ومهربان که در هردو صفت بسیار سخاوتمند عطا میکند
سلام صبح همگی بخیر وشادی
من مدتیه که دراین مسیرم روزهای خوب زیادی با این آموزش ها داشتم ودارم وخواهم داشت
به لطف خدای مهربان فهمیدم تنها نیستم فهمیدم بدبخت دوعالم نیستم وفهمیدم چاقی مرض لاعلاجی نیست که درمان نداشته باشه ومن محکوم به داشتنش نیستم
خداروشکر بینهایت بابت آگاهی باارزشی که کسب کردم
اما چیزی که الان میدونم اینکه چاقی رو یاد گرفتم ولاغری رو هم میتونم یادبگیرم
وهمشون درفکر وباور منه
دیروز فهمیدم که چاقی نوعی خودآزاریه
ولاغری عشق به خود
همش ترس از کمتر خوردن ونخوردن داشتم
امروز ندایی درذهنم گفت گرسنگی عذاب الهی نیست
گرسنگی یه نعمت نعمتی که به من یادآوری میکنه عزیزم بدنت به انرژی احتیاج داره
وسیری هم احساس فشار وعذاب نیست
احساس آرامش که دیگه احتیاجی به ورود انرژی نیست ممنون
حتی این دواحساس بوجود اومدن که احساس ما خوب وشکر گذار باشیم
مثل هر نفس که شاعر میگه هر نفس که فرو میبریم ممد حیات است وهر نفس که بیرون میدهیم مفرح ذات و دوشکر دارد
خوردن هم همین هر موقع احساس گرسنگی میکنیم شکر دارد که بدن من خبر از سالم بودن من میدهد که انرژی میخواهد واحساس سیری شکر دارد که نیازش رفع شده وجانمان آرامش گرفته
خودم که به شخصه وقتایی که حسابی گرسنه میشم
یه جوری لذت میبرم از غذا که روحم جلا پیدا میکنه
و وقتی سیر میشم ودست میکشم احساس شکر بینیازی وسبکی وزیبایی وآرامش جوری بردلم مینشینه که جسمم لذت میبره
یعنی یه جورایی درتناسب فکری ودردرست رفتار کردن آرامش ولذت توام باشکر واحساس خوش وخوبه
ودرچاقی وپرخوری وعدم آرامش وعذاب ورنج وفشار واحساس بد
تاحالا دقت کردین
امکان نداره پرخوری کرده باشیم وبعدش بگیم به به شکر چقدر پرخوری خوبی بود
نه همیشه عذاب فشار وحال بد واحساس اذیت وناراحتی همراهمون بوده
ویه جورایی انگار جهنمی به پا میشه که تاوانش تا ساعت ها بعد یا حتی روزها بعد ادامه داره
برای همینم میخوام به احساس خوب ولذت از زندگی برسم وآرامش درلحظه لحظه زندگیم تجربه کنم
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
واقعا از نوشته ی شما لذت بردم تا به حال چنین زیبا به گرسنگی و سیری نگاه نکرده بودم
بهتون تبریک میگم از این نگاه زیباتون
اگر انسان بتونه به همه چیزای زندگیش حتی آنهایی رو که نمیپسندد انقدر زیبا نگاه کند هیچ وقت از زندگی و مشکلاتش گله مند نخواهد بود
👏👏👏👏👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
با سلام
دوست عزیز خدارو شکر میکنم که نوشته من براتون مفید بود وممنونم از تعریفتون
نوشته شما امروز منو دوباره به سمت این صفحه آورد ودوباره نوشته خودمو خواندم وچقدر یادآوری این مطلب برای خودمم مفید بود
موفق ومتناسب باشید
نوشتتون خیلی قشنگ و روان بود و واقعا به دلم نشست
اینکه گفتید چاقی نوعی خودازاریه و لاغری عشق به خود عین حقیقت محضه
ما علاوه بر یادگیریچاقی در بچگی متاسفانه یادمیگیریم که خودمون را دوست نداشته باشیم و این میشه که ما به ندای هودمون بی توجهیم و به کرف اطرافیانمون توجه میکنیم
هرچه بیشتر سعی کنیم با خودمون در صلح باشیم و خودمون را بیشتر دوست داشته باشیم راحتتر به همه ی اهدافمون از جمله لاغری میرسیم
و اینکه گفتید گرسنگی جای شکر داره و سیری هم دوباره جای شکر داره خیلی مطلب قابل تاملی بود من واقعا لذت بردم چون واقعا هم همینطوره
گرسنگی یعنی من ندای بدنم را میشنوم و همین ارتباط خیلی جای شکر داره من هیچوقت به این توجه نکرده بودم که قبلا حتی ندای گرسنگی را هم نمیفهمیدم و هیچوقت نه گرسنه بودم نه سیر
ولی امروز که هم ندای گرسنگی را میفهمم هم ندای سیری را واقعا میدونم که برای هرکدوم جای هزاران بار شکر هست
ممنونم از نظرتون خیلی لذت بردم
نشان های دریافت شده
باسلام
خدارو شکر میکنم بینهایت دوست عزیز که نوشته من مفید بود برای شما
موفق ومتناسب باشیدوممنون بابت تعریفتون