بعضی جملهها رو اونقدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمهی اول میدونم آخرش به کجا ختم میشه. یکی از پرتکرارترینهاش اینه: «من لاغر میشم، ولی دوباره وزنم برمیگرده». بعضیها ده بار، بعضیها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم میکنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.
من این چرخه رو خوب میشناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع میکردم، چند کیلو کم میکردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همهچیز برمیگشت سر جای اول. اون موقع فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. سالها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگهای بود.
تو این جلسه میخوام تجربه و دیدگاهم رو دربارهی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی میکنم که کمک میکنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.
در این جلسه میآموزیم:

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده؟
ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم میگیره، هدف میذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان میگه «از فردا همهچیز فرق میکنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمرهی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا میکنه.
رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره. بهش میگه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامههای قدیمی رو داره: وقتی خستهای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته ارادهی آگاه جلوی این برنامهها رو میگیره، ولی اراده مثل باتری میمونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع میکنه، ولی به مرور خالی میشه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامههای ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچوقت خسته نمیشن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.
برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همهچیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار میره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو میکنه که سالها یاد گرفته. وزن هم برمیگرده، چون اون چیزی که وزن رو میسازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمیشه.
کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی بهجای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامههای ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض میشن و وزنی که کم میشه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

🗣️ چاقی مثل یه زبانه
یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سالها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف میزنی.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوری یاد گرفته میشه. هیچکس تصمیم نمیگیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون میبینیم، میشنویم، تکرار میکنیم و کمکم این رفتارها اونقدر طبیعی میشن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.
یکی از عادتهای زبان چاقی من این بود که همیشه تهموندهی غذای بقیه رو میخوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران میموند، میکشیدم سمت خودم. حتی یه وقتهایی که میرفتم فستفودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس میکردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، میخوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.
آدمهای متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به تهموندهی غذای بقیه فکر هم نمیکنه.
زبان لاغری رو میشه یاد گرفت
هر زبانی که یاد گرفته شده، میشه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدمهایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف میزنن.
یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق میافته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازهای رو بارها میشنوی و تمرینها رو تکرار میکنی، کمکم برنامههای تازهای توی ناخودآگاه ثبت میشن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا میشن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز میبینه حتی خوابهاش رو هم به همون زبون میبینه.
اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همونقدر طبیعی میشه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

🌱 اولین تغییرها کجا دیده میشن؟
خیلیها فکر میکنن اولین نشونهی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربهی من چیز دیگهای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.
مغازهی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش میخریدم و میخوردم. هر چیز جدیدی هم که میآورد، حتماً باید تستش میکردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمیکرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمیشم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدتهاست سراغ هلههوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.
تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکییکی بهم میگفتن «لاغر شدی! چیکار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچکدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری میکردم رو انجام نداده بودم.
این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت میکنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض میشه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق میافتادن.
توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم طی میکنیم؛ با فایلهای صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت میکنن و تمرینهایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت میشه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتیسازان گذاشتن.
🧭 وقتی از خودت راضی نیستی
از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس میکردم میتونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کلهاش پیدا شده. ولی هیچوقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.
این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سالهای رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامهی رژیم، کل برنامه رو کنار میذاشتم و میگفتم «این رژیم هم به درد من نمیخوره». یعنی هر لغزش، دلیلی میشد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.
توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد میگیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمهی زبان مادریش از دهنش میپره بیرون؛ ولی بهخاطر این، یاد گرفتن رو ول نمیکنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد میگیری.
✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس
- یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام میدی. مثل همون تهمونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
- جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوستها یا از عادتهای خودت.
- به یه آدم متناسب که میشناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چیکار میکنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
- از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
- آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.
شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمیکنه. ولی رفتاری که دیده میشه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همینطوری متوجه شدم که سالهاست دیگه تهموندهی غذای دیگران رو نخوردم.
📝 برام بنویس
یکی از جملههای «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سالهاست بدون فکر انجامش میدی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربهات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه از شرکتکنندههای دورهی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربهی تو انگیزهی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام به دوستان عزیز
ورود به دوره جدید را به همه تبریک میگم و میدونم که مطمئنا همه ی ما تغییراتی چه ذهنی و چه جسمی داشته ایم . امیدوارم بتونیم به همین شکل عالی ادامه بدیم .
جمله ای در این متن بود که توجهمو جلب کرد و اینکه ما هر کاری که به صورت مداوم وروزانه انجام میدیم حاصل اموخته های ماست و دقیقا همینه حتی کوچکترین رفتاری که با اطرافیان داریم را نیز از قبل اموخته ایم و هیچ کدام از انها با ما زاده نشده اند پس چاق شدن هم یکی از انهاست که از قبل در بین اطرافیان یادگرفته ایم و هنوز هم چنین اموزشهایی در مورد چاقی وجود دارد و ما در امان نیستیم و ناخوداگاه حرفهای کسانی که
قبولشان داریم را میپذیریم پس باید در راه یادگیری ریشه ها را محکم کنیم تا هیچ طوفانی نتواند درخت نوپا را تکان دهد.طوری باید یادبگیریم و تکرار و تمرین کنیم که انگار چاقی نبوده . ما با اموزشهای صحیح کم کم روشهای قبلی که باعث چاقی ما میشد را کم کم فراموش میکنیم و اموخته های لاغری را جایگزین میکنیم و این کار به کمک ذهن ما انجام میشود.چون جسم ما به تنهایی کاری نمیتواند انجام دهد . آموزشی ماندگار و موثر است که با عمق جان درک شود و سپس به عمل تبدیل شود که این دو بسیار مهم در یادگیری است.
با تشکر از دوستان
نشان های دریافت شده
با سلام به خدای مهربانم که موجودی چون من را خلق کرد تا خودم را به او برسانم.چاقی در واقع مثل زبان مادری هست و من آن را بدون زحمت یاد گرفتم .و حالا می خواهم با شرکت در این دوره شگفت انگیز آموزش لاغری را یاد بگیرم و می دانم که تکرار سبب تثبیت و عدم فراموشی می شود.برای افراد چاق لاغری بدون ورزش و محدویت و رژیم مثل یک معجزه می مونه چرا؟؟چون من وقتی خواستم لاغر بشم تنهایی شروع کردم و ذهن ناخوداگاه را با خودم همراه نکردم پس نتیجه شد فشار عصبی ،شد چاقی دوبرابر،شد ناامیدی و خستگی .من یاد گرفتم که لاغری مثل خیلی کارها آموزشی هست مثل رانندگی مثل زبان مثل آشپزی و خیاطی .من فهمیدم که اگر ذهنم را آموزش بدهم و اون با من همراه بشه منو خیلی سریع تر از چیزی که فکرشو می کنم به نتیجه مطلوب می رسونه.پسسسسسسس تصمیم قاطع می گیرم و با اشتیاق شروع می کنم.هر آموزشی از طریق ذخیره اطلاعات در ذهن صورت می گیره .همانطور که که برای یادگیری زبان دلخواهم/ اقدام/ کردم برای یادگیری لاغری باید اقدام کنم اگه هر روز تکرار و تمرین کنم ذهن ناخودآگاهم چارهای جز تغییر ندارد.من دوست دارم گوش کنم …….. بعد درک کنم…….. عمل کنم………. نتیجه می شود اون چیزی که می خواهم لاغری و تناسب اندام.من بذر لاغری را کاشتم فقط و فقط باید مراقبش باشم .مرحله کاشت را طی کردم و در مرحله داشت بلید مراقب آفتها باشم و همواره شبنم ها و کود مناسب و آبیاری مناسب را انجام بدهم.آخ که چه کار لذت بخشیهمن تز نخوردن زیاد لذت می برم من عاشق خودم هستم چند وقت پیش تو تلویزیون یک کارتون دیدم اسمش بود( روح بامزه)ی هچین چیزی خیلیییی جالب بود توی اون فیلم فهمیدم که باید از لحظه لحظه زندگیم باید لذت ببرم من عاشق خودمم حتی حالا که چاقم من حقمه که از زیبتیی ها لذت ببرم من حقمه که پوشیدن لباس زیبا را تجربه کنم هیچ چیز مثل تناسب اندام زیبا نیست اخ جون آخیش چقدر حس قشنگی دارم چقدر احساس رهایی می کنم احساس می کنم خیلی راحت با روحم ارتباط گرفتم و بدون قضاوت دارم حرف دلمو می گم.همون طور که یک مادر وقتی فرزندش رو به دنیا می یاره عاشقش می شه قربون صدقه اش می شه چون می گه پاره ای از وجودش هست حالا که خدای خوشگلم تکه ای از روحشو توی من قرار داده پس خداجونم عاشق من من هم همش خودمو لوس می کنم اگه اشتباه کنم منو متوجه می کنه یهویی عصبانی نمیشه می گه بیا عزیزم اگه اشتباه رفتی دوباره بیا دوباره بلند شو و من مثل کودکی که وقتی مادرش دستهایش برای آغوشش باز می کنه من هم از دیدن آغوش خداوند لبریز از شوق می شم اگه کودک بیفته پاش آخ بشه یا دردش بگیره اما وقتی شوق آغوش مادر و نگاه پر مهر مادرش را می بیند درد را اصلا احساس نمی کنه می ره و خودشو می اندازه بغل مادرش من هم هر بار که افتادم هر بار که نتیجه نگرفتم هر بار که کمتر نتیجه گرفتم وقتی می بینم خداجونم داره دستاشو طرفمم دراز می کنه( با صدای استاد عطا روشن با دوره تکرار با داشتن احساس آرامش)بلند می شم و با ذوق می دوم سمت آغوش خداوند خداوند منو در آغوشش می گیره موهامو نوازش می ده اشکامو پاک می کنه و دستاشو تو دستام می زاره و می گه معشوق من من همیشه کنارتم همیشه همیشه خیلی بهت نزدیکم و همیشه مر اقبت تو هستم تو فقط کافیه من صدا کنی من همین نزیکی ها هستم من در نگاه پر مهر مادرم من در صحبتهای استاد عطا روشنم من در حس زیبای تو هستم که الان جوانه زده و می خواهد دنیا را با جسمی متناسب احساس کند من همیشه با او هستم فقط کافیه من با تمام وجودت احساس کنی همین. خدایا ممنونم به خاطر این همه زیبایی استاد صمیمانه از شما سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
چاقی یک زبان مشترک بین افراد چاق است من سال ها تلاش کردم برای لاغری شدن .من تا ۷سالگی کاملا متناسب بودم الان هم یک عکس از ۷سالگی دارم خیلی خوش اندام ریز نقش بودم دقیقا یادمه که خانواده ی من مدام به من میگفتند زهرا زردو وما همسایه ای داشتیم که خیلی زشت بود ولاغر
و زشتی اون خانم ربطی به لاغری اش نداشت اما من گمان میکردم چون لاغر است زشت است و از حرف های خانوادم ناراحت میشدم و میترسیدم که منم بزرگ شوم به خاطر لاغری شبیه همسایه خودمان شوم کاملا یادمه به زور میخوردم ومدام مورد تشویق خانواده قرار میگرفتم به خاطر پرخوری نیاد ما از کلاس چهارم اضافه وزن من شروع شد مدام لپ های من رو میکشیدند ومن در دنیای کودکی خودم گمان میکردم خوبه بله من داشتم زبان چاقی رو یاد میگرفتم ناآگاهانه همانجوری که برای فارسی حرف زدن زجری نکشیدم چاقی رو هم به همین راحتی یاد گرفتم
از ۱۱سالگی اون لذت های پرخوری تبدیل شد به نگرانی حرف های خانواده جامعه ومدرسه عوض شد چه خبرته کمتر بخور اینو بخور اوند نخور فلان فلان
من ایندفعه ترسیدم و نگران شدم از چاق شدن وباز چاقتر شدم کلاس سوم راهنمایی شدم ۷۵ کیلوگرم
مادرم همیشه هروز هرلحظه میگفت چاقی ارثتیمونه تو شبیه من هستی بارها این حرف تکرار میشد در حالی که الان میفهمم چاقی ارثی نیست چاقی به خاطر پایین بودن متابولیسم بدنم نیست چاقی به خاطر پرخوری عصبی نیس چاقی فقط وفقط فقط یادگرفتنی است ومن که همیشه با مادرم بودم چاقی رو یاد گرفتم و چاق شدم اما خواهرم و دو برادر دیگرم کاملا متناسب بودند و هستند اگه چاقی ارثی بود پس چرا تمام خواهر وبرادرانم چاق نشدند چون مادرم مدام میگقت من و برادر بزرگترم شبیه خانواده ی اون هستیم و دیگر بچه ها شبیه خانواده ی پدرم
واین فرمول باعث شد من از ۸سالگی چاق بشم و برادر بزرگم بعد از ازدواج چاق شود
ودیگر بچه ها کاملا متناسب بمانند
تازه خود مادر من تا سن ۳۰ سالگی ۵۰ کیلو بوده و خیلی خیلی متناسب و کمر باریک بوده تازه مادر من خواهر دوقلویی داشت که هیچ وقت تناسب اندام آنها یکسان نبود وخاله ام همیشه متناسب تر بو د علاوه بر این من یک خاله ودو دایی کاملا متناسب دارم کاملا متناسب
پس چاقی ارثی نیست چاقی زبانی است که من یاد گرفتم والان مدتیه آگاهانه تصمیم گرفتم لاغر شدن رو یاد بگیرم یاد گرفتن لاغری عین تمام مهارت هایی که من دارم نیاز به آموزش تکرار و تمرین دارد عین رانندگی آشپزی زبان انگلیسی و هر مهارتی که من دارم.من آشپزی رو یک سال یا دوساله یاد نگرفتم بلکه حداقل ۱۰ سال طول کشید و همچنان در حال تمرین و یادگیری نکات جدید آشپزی هستم و هروز در مسیر
پس برای یاد گرفتن لاغری هم باید هر لحظه هروز در مسیر باشم تمرین کنم تکرار کنم و زمانی که ذهن ناخودآگاه من کاملا زبان لاغری رو یاد بگیره جسم من چاره ای جز لاغری شدن نداره
من یک شبه یا یه ماهه یا یک ساله چاق نشدم من در طی ۳۳سال چاق شدم پس نیاید انتظار داشته باشم که یک شبه یا یه ماهه یا یک ساله لاغر شوم همانجور که برای چاق شدن عجله نداشتم برای لاغری هم نباید عجله کنم باید با دقت فایل ها و تمرینات رو هروز انجام دهم درک کنم و به عمل در زندگیم تبدیل کنم ومدام تکرار کنم و بفهمم خطای کارم کجاست چون این مسیر تنها مسیر صحیح برای لاغری و هر موفقیتی در زندگی هست من سال ها برای لاغری تلاش کردم ورزش شدید رژیم قرص پودر دمنوش فقط ۱۲تا ۱۵ کیلو به سختی کم میکردم و یک جایی از کار خسته میشدم عصبی میشدم و رها میکردم ودر طی چند هفته کامل برمیگشت شاید نزدیک ۵یا ۶ بار هردفعه ۱۲تا ۱۵ کیلو کم کردم و باز برگشت و الان من شک ندارم مسیر صحیح رو پیدا کردم میخواهم لاغر بشم و مهتر از آن لاغر بمونم من بذرهای لاغری خودمو کاشتم فقط باید ازش نگهداری کنم نا به محصول برسه من دارم زبان جدیدی رو یاد میگیرم نیاز به زمان داره تمرین تکرار تکرار واحساس خوب و لذت من تا زمانی که زنده هستم این مسیر رو ادامه میدهم چون این مسیر داره سبک زندگی رو بهم یاد میده نحوه ی حل مشکلات رو به من یاد میدهد پس چرا مسیری که به آرامش میدهد را رها کنم 😍😍😍😍😍😍
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
من تصمیم قاطع خودمو گرفتم تا آموزش هایی که دیدم رو درخودم نهادینه کنم وهرروز بهتر فکر کنم وبهتر عمل کنم تا بدنم خودش روند تناسب اندامشو طی کنه
من عاشق خودمم عاشق متناسب شدنم
دراین مدت متوجه شدم که هیچ چیز وهیچ کس منو به اندازه متناسب شدن خوشحال وسرشار از آزادی ولذت وتوانمندی نمیکنه
چیزی که بارها شنیده بودم که تناسب اندام ذره ای اهمیت نداره ومهم اخلاق وروح پاک انسان هاست
اما الان متوجه شدم که یک انسان نمیتواند جسمی مریض چاق وبا کلی اختلالات عصبی رفتاری ذهنی داشته باشه وروحش رشد کنه واخلاقش تعالی پیدا کنه
امروز مطمئنم همه باورهای قبلیم نتیجه توجیه وبهونه لاغر نشدن اطرافیان من بوده که به من انتقال دادن تا بار مسئولیت لاغر ومتناسب شدن را از دوش خود ومن بردارند وکاملا باور غلطی بوده
امروز من احساس اختیار مسئولیت پذیری آزادی ولذت بیشتری میکنم احساس آرامش بیشتر که زندگی زجر آور نیست وسراسر دردو عذاب
زندگی بینهایت زیباست از آن جهت که هدیه ای از جانب خدای مهربانم هست در حالی که تکه ای روحش را دروجودم به جای گذاشته
مادرها وقتی فرزندی بدنیا میاورند میگن جگر گوشه من یا پاره تن من هر مادری احساس میکنه تکه ای از وجودش را تبدیل به این کودک کرده واز این رو شگفت زده وسرشار از عشق مادری میشه
حالا دیگه ببین چقدر عزیزم برای خداوند که جگر گوشه اش شدم پاره تنش شدم که روحش درمن قرار داده
هر چقدرم اشتباه رفتم بازم جگر گوشه وعزیز دلشم
حالا که اینقدر ناز پروده وعزیز کرده ودلبرم اینقدر لوس خداجونمم عزیز دلشم عشقشم ببین چقدر عاشق متناسب شدن منه چقدر عاشق پیشرفت من چقدر عاشق اینکه حالم خوب بشه وخوب بمونه
چقدر دوست داره تاج سر همه مخلوقات والگوی همه بنده هاش بشم
وقتی بهش فکر میکنم میبینم خدا ۹۰ درصد راه رفته که من متناسب وزیبا وسالم بشم ده درصدشم گفته توبیا سمتم آخه منم عاشق اینم که بیای طرفم باذوق تا قند تو دلم آب بشه
مثل مادری که از قصد میشینه عقب تر فقط کمی عقب تر ودستاشو بازمیکنه ومیگه جان دلم بیا پیش مامان
بیا قربونت بشم بیا عزیز دلم
درحالی که میتونه ودلش پز میکشه که یه لحظه هم نوزادش ازش دور نباشه وهمیشه تو آغوشش باشه
اما میگه بگذار یاد بگیره رو پای خودش بایسته وراه بره میخواد استقلال بچشو ببینه میخواد پیشرفتشو ببینه میخواد بزرگ شدنشو ببین حالا این بچه که ذوق داره بره بغل مامانش ممکنه بیوفته گریه کنه دردش بگیره حتی کمی کوفته وزخمی بشه اما چشمای مامانش ودستای مامانش چنان شوق دروجودش ایجاد میکنه که بلند میشه چند قدمو میره
منم با خداجونم اینجوریم گاهی از دستش عصبانی هم میشم که چرا نمیاد سمتم وبلندم کنه وراه ببره اما وقتی صورت پرمهرشو عشقشو وشوق رسیدن بهم میبینم از خودم خجالت میکشم وبیشتر تلاش میکنم برم درآغوشش آغوش خدا همونجاییه که دراوجیم رسیدیم بهش وقتی بشم متناسب وخوشهیکل رسیدم بهش وقتی بشم یک زن پولدار وموفق رسیدم بهش
وقتی بشم یک انسان دانا رسیدم بهش
وهرچیزی که بخوامو وآرزوشو داشته باشم خدامنو بلند میکنه میگذاره پنج قدم عقب تر میگه بیا عزیز دلم
تو میتونی تلاشتو بکن قربونت بشم
من درست روبروتم دستامو ببین فاصله ای نیست
بیا
خداجونم عاشقتم وممنونم که همیشه وهمه جا هستی
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر. آموزش بهترین روش قدم گذاشتن در راهی است که تا امروز راه حلی برای آن نداشتیم . و بشخصه می دانم که این نگرش و روش درستی می باشد. و من از مطالب آموزشی استفاده خواهم کرد و گام به گام پیش خواهم رفت و بارها و بارها ادامه خواهم داد تا همانند سایر مهارتها جزوی ز اطلاعات ذهن من بشود و من در آرامش آینده ایی زیبا را سپری کنم. سپاس از توضیحات عالی شما .
نشان های دریافت شده
با سلام.
من امروز برای سومین بار میخوام دوره را تکرار کنم…
نهال تناسب اندام من امروز ۳ ساله شده است..
و خوشحالم و سپاسگزارم که در این مدت رهایش نکردم..
هدف من از این سری تکرار ، شادی و آرامش است..
دوست دارم که با احساس یک فرد ۵۴ کیلویی این دوره را انجام بدهم ..و با اطمینان او از آموزش ها را تکرار کنم.
در هر لحظه از مسیرم لذت ببرم …
من از اینکه هرروز یک قدم برای خودم برمیدارم خوشحالم..
و بسیار خوشحال تر اینکه به خودم افتخار میکنم که رها نکردم و ادامه دادم..
و امروز هم ردی از خودم در این صفحه به جای میگذارم.
تصمیم دوم من این است که دیگر به مقدار کلمات نظراتم توجهی نکنم و هرچه از دلم برمیآید را ثبت کنم..
با آرزوی شادی و سلامتی برای همه ی اعضای سرزمین لاغرها
نشان های دریافت شده
با سلام .
و من اینجا هستم تا برای چهارمین بار دوره ی تکرار را انجام دهم.
خیلی خوبه که میبینم در انجام کاری که دوستش دارم انقدر استمرار داشتم، حتی چندین بار هم تکرارش کردم و هنوز هم در مسیرش هستم.
یادگیری ، پلی است برای تجربه ی شرایطی که دوستش داریم، برای تغییر کردن و برای لذت بردن..
شاید یکی از فرق های ما با سایر موجودات همین قدرت یادگیری مطالب جدید است..
نعمتی که باید برایش بی اندازه سپاسگزار بود..
درست مثل رانندگی ، مطالبی که در لاغری با ذهن آموخته میشوند تبدیل به بخشی از ناخودآگاه ما میشوند و هیچ گاه فراموش نخواهند شد…
برای خودم و همه ی دوستانم آرزوی موفقیت میکنم..🌹
یکبار دوره رو از اول تا آخر بدون کم و کاست انجام دادم ، از نظر روحی تمام چیزی رو که میخواستم و لازم بود به دست آوردم و احساسم بسیار خوب بود ولی از نظر فیزیکی و جسمی تاثیری ندیدم ، خیلی ناامید شده بودم ، تصمیم گرفتم برای بار دوم شروع کنم و این کار رو هم کردم تا هفته سوم ادامه دادم ولی نه طبق برنامه استاد ، مثلا یه روز که وقت کمتری داشتم فایل کمتری گوش میدادم و اگر وقت بیشتری داشتم تعداد فایلهای روزانه را افزایش میدادم اما به نظرم بر خلاف دفعه اول نظمی در کارم نبود بنابراین تصمیم گرفتم از امروز دوباره از روز اول شروع کنم و دقیقا طبق برنامه آقای عطار پیش بروم
پس با توکل به خدا شروع مجدد خود را اعلام میکنم . و سعی میکنم تمام موانع ذهنی لاغری را از سر راه خود بردارم ، به امید نتیجه ای شگفتی ساز برای خودم و همه شما دوستان عزیز
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
من فکر میکنم اگر شما به دنبال دلیل خوب انجام ندادن دوره بگردید و آنها را برطرف کنید به شما برای بهتر انجام دادن اینبار کمک میکند والا امکان اینکه باز هم در تله قبلی بیافتید و شور و شوقی را که میخواهید نداشته باشید هست 😥😥
من به شما تبریک میگویم که تصمیم به شروع دوباره گرفته اید و این نشان دهنده این است که ذهن ناخودآگاه شما به این دوره شگفت انگیز ایمان دارد و میخواهد که شما در این مسیر مانده و استمرار داشته باشید
موفق باشید 🙏😊😊
از همون ابتدا چاقی رو خوب خوب یاد گرفتم. اون موقع که یادمه هر کسی منو می دید می گفتن ماشاالله؛ دخترتون چه تپل و نازه.
مادربزرگ خدا بیامرزم که می گفت بچه برای اینکه سالم باشه باید دو پر گوشت داشته باشه. چیه بچه های لاغر؛ همش مریضن.
همون موقع ها یادمه برام سوال بود که چرا خواهرم که همیشه لاغره پس مریض نمیشه آخه؟
همینطور زمان می گذشت و من چاقی رو خوب خوب یاد می گرفتم و در اون به مرحله استادی رسیدم.
اما کار به جایی رسید که از دیدن خودم در آینه، از حضور در خیابون و بودن با دوستام خجالت زده و شرمنده شده بودم.
تصمیم گرفتم وزنم رو کم کنم. اما چطور؟
با مراجعه به مشاور لاغری شروع کردم. تو رژیمم بهم کلی خیار و کاهو و… داد که از خوردنشون متنفر بودم. اصلا کلمه رژیم حالمو خراب می کرد.
منم خب چون چندان رعایت نمی کردم نتیجه نمی گرفتم و در نتیجه، هر وقت می خواستم هفته بعدش مراجع کنم می ترسیدم. چون می دونستم اوضاعم فرق چندانی نکرده.
باشگاه هم کنارش می رفتم؛ اما به صورت مقطعی و معمولا در تابستون. هر روز که می خواستم برم از خدام بود که یه اتفاقی پیش بیاد که نخواسته باشه برم. بعضی وقت ها هم خودم یه بهونه ای جور می کردم که نرم.
همه اینها گذشت تا با روش خام گیاهخواری آشنا شدم. حدود 2 ماه انجامش دادم و کلی از وزنم کم شد. هر کسی منو می دید می گفتم تو چی کار کردی؟ تو دلم قند آب میشد. اما واقعا نتونستم ادامه بدم و روزم رو با کاهو و خیار و … شروع کنم و به پایان ببرم.
حدودای سال 96 بود که نمی دونم چطوری دیدم در یک کانال لاغری عضو شدم. واقعا هیچ وقت نفهمیدم چطوری عضو شدم.
من اصولا هیچ وقت نمیشد که کلیپ ها یا ویس ها رو بشنوم. اما اتفاقی یکی از ویس ها رو باز کردم و همون جا میخ کوب شدم. (اینم بگم که دقیقا چند روز قبلش از شدت استیصال تصمیم گرفته بودم دوباره خگخ رو شروع کنم. اما از خدا خواسته بودم که هدایتم کنه و بهم بگه این کار درست هست یا نه؟)
بعد از شنیدن اون ویس، رفتم پی وی استاد عطار روشن و ازشون تشکر کردم. و وقتی استاد در مورد دوره صحبت کردند بدون هیچ تاملی تصمیم گرفتم شرکت کنم.
دوره رو شروع کردم؛ اونم چندین بار. اما وسطای کار رهاش می کردم.
گذشت و گذشت تا رسیدم به سال 1400 و شروع دردهای کمرم به خاطر وزن بالا.
همین شد که یه تصمیم جدی گرفتم که این دفعه خوب خوب و تا انتها ادامه بدم تا به لطف خدای مهربان بشم اونی که می خوام.
خدایا شکرت…
نشان های دریافت شده
سلام🙂
لاغری با ذهن چیه؟
ما معتقدیم چاقی رو یاد گرفتیم و تفاوت ما با افراد متناسب همینه👌👌
پس میتونیم لاغری رو هم یاد بگیریم و مثل هر آموزش دیگه ای اگه بارها تکرار بشه و جزئی از شخصیت و رفتار روزمره ما بشه تا همیشه متناسب خواهیم بود🤗
ما در این روش فرمولهای چاق کننده ذهن رو میشناسیم و با آموزش لاغری فرمولهای جدید رو هم در ذهن قرار میدیم ولی اینبار چون فرمولهای جدید رو تکرار میکنیم و از اون مهمتر چون طبق فرمولهای جدید رفتار میکنیم به مرور طبق قانون توجه پیوندهای عصبی فرمولهای قبلی سست میشه وپیوندهای عصبی مسیر لاغری محکمتر میشه و این همان یادگیری هست که دیگه فراموش هم نمیشه🙂👌
در یادگیری با ذهن چه رژیمی رو باید رعایت کنیم؟
هیییییچ رژیمی در این روش داده نمیشه🙂
و ما وقتی ترس از مواد غذایی و ترس از خوردن و برچسب های ذهنی مون از غذاها رو تغییر بدیم اونوقت طبق میل مون از هر ماده غذایی و به هر مقدار که نیاز مون هست میخوریم و لاغر میشیم😏
چه ورزشی در این روش باید انجام بدیم؟
هییییییچ ورزشی حتی پیاده روی هم لازم نیست🤗
ما در ایندوره یاد میگیریم که متابولیسم بدن ما با سایر افراد که متناسب هستن یکیه و به همین دلیل لازم نیست برای بالا بردن سوخت و ساز ورزش کنیم و کالری بسوزونیم 🙂👌
که اتفاقا اگه با هدف لاغری بخوایم ورزش کنیم یه ترمز جلوی راه تناسب قرار دادیم😏
چه دارویی باید بخوریم؟
هیییبچ دارویی نمیتونه ما رو لاغر کنه و تمام ادعاهای شرکتهای داروسازی در این مورد کلا پوچ و بی اساس هست
ما تمام آنچه برای لاغر شدن نیاز داریم در بدنمون داریم پس احتیاج به هیچ داردی چربی سوز و بالابرنده سوخت و ساز نیست😏👌
چه دمنوشی باید بخوریم؟
هییییچ دمنوش تلخ و بدمزه ای لازم نیست بخورین پس فریب عطاریها و شرکتهای سازنده دمنوشهای لاغری رو هم نخورین و معده خودتون رو با این دمنوشهای مسخره آسیب نزنین
چه کرم یا ژل چربی سوزی باید استفاده کنیم؟
هییییچ کرم یا ژل چربی سوزی وجود نداره که شما رو لاغر کنه و همه اینها تبلیغات دروغی هست که به خاطر نیاز شدید افراد چاق به لاغر شدن باعث سو استفاده آدمهای سود جو شده
فریب این نبلیغات رو نخورین و چه بسا با استفاده از این کرمها حساسیت پوستی هم پیدا کنین و مدتها درگیر درمان عوارض باشین😶😑
گن لاغری و ساعت شنی و…هم لازم نیست استفاده کنیم؟؟؟؟
همه اینها فقط یه مشت دروغه و شما با فشاری که کشهای سفت این گنها به جسم شما وارد میکنن نمیتونن مدت زمان زیادی اونو ببندینو احساس خفگی و فشار میکنین و عرق سوز شدن و حساسیت به جنس این گنها هم معضل دیگه ای هست پس پولتونو بابت این وسایل مسخره هدر ندین👌😏
پس چی کار باید بکنیم تا لاغر بشیم؟؟؟
شما باید از همون روشی که چاق شدین لاغر بشین به راحتی بدون ناراحتی بدون محدودیت بدون تغییر در مقدار خوردن و زمان خوردن
باید آموزش جدید رو به ذهنتون بدین و تکرار کنین و بر اساس آموزش جدید عمل کنین تا خیلی ساده و طبیعی لاغر بشین فقط به سری نکته داره که باید رعایت کنین؛
۱-هر روز فقط یه قدم برمیداریم تا از شرایط فعلی فاصله بگیریم و به سمت شرایط ایده آل حرکت کنیم پس اینکه چند تا فایل رو گوش بدیم کمکی به اینکه زودتر لاغر بشیم نمیکنه😏😉
۲_اینکه عجله نداشته باشیم و به جسم و ذهنمون اعتماد داشته باشیم و اجازه بدین آموزشها اثر خودشو بذاره و به روند لاغر شدن جسم هم اعتماد کنیم که بهترین فرم بدنی رو برامون میسازه👌🤩
۳_ترازو رفتن و وزن کردن یا سایز کردن ممنوعه و از احساس خوبی که دارین بدونین در مسیر هستین و لازم نیست خودتونو با اعداد بسنجین👌👌
۴_سرعت تغییر جسم خیلی کمتر از سرعت تغییر ذهنه پس انتظار نداشته باشین با هر بار فایل گوش کردن مقداری از وزن و سایزتون کم بشه👌👌(باگ ذهنی خودم😁)
۵_نتیجه رو رها کنین و فقط با احساس خوب و اشتیاق هر روز فایلها رو گوش بدین و تمرینات رو انجام بدین و این روند رو تا زمانی که متناسب بشین ادامه بدین👌👌👌
۶_تا زمانی که خودتون آموزشها رو درک نکنین و به اونا عمل نکنین لاغر نمیشین صرف خرید میکنم اموزشی و گوش دادن فایل شما رو لاغر نمیکنه👌👌👌🤨
۷_سرعت لاغر شدن خیلی بیشتر از سرعت چاق شدنتونه ولی اینطور هم نیست که یکماهه و شش ماهه اتفاق بیوفته
۸_خودتون رو با دیگران مقایسه نکنین هر کسی شرایط زندگی متفاوت و درگیریها و مشغله های ذهنی متفاوتی از بقیه داره ولی تمام کساییکه این مسیر رو ادامه میدن و رها نمیکنن در نهایت متناسب میشن با هر شعلی با هر درجه سوادی با هر ذهنیتی با هر سنی…😊😊
۹_برخلاف سایر روشهای لاغری در ابن روش شما جوانتر شادابتر و زیباتر میشین و از افتادگی و شل شدن پوست خبری نیست😊
چه روشی بهتر از این 😊😊👌👌
پس ایمان داشته باشیم به این آموزشها و به خودمون که توانایی لاغر شدن از طریق ذهن رو داریم و ادامه بدیم با قدرت👌👌
نشان های دریافت شده
سلام
علاوه بر مثال کشاورزی که با تمام مراحل ذهنی شباهت داره، مثال هایی که درباره ی رانندگی میزنید هم خیلی به من تاحالا توی مسیر تناسب اندام کمک کرده. بار ها دیدم که مادر و پدرم بدون هیچ تلاشی رانندگی میکنند و حتی زمانایی که یه نفر میاد روی دستشون یا ممکنه مشکلی براشون توی رانندگی کردن پیش بیاد ، خیلی خوب از پسش بر میان ولی برای منی که تا حالا رانندگی نکردم ، این کار خیلی سخت و دور از ذهنم به نظر میاد اما برای پدر و مادرم و یا هر کس دیگه ای که رانندگی بلده مثل آب خوردنه . اونا تمام حرکت هاشون در رانندگی بر اساس عادتشونه و میبینم که چقدر عالی انجامش میدن. الان دیگه از طریق آشنا شدن با روش های ذهنی متوجه شدم تنها دلیل موفقیت اونا استمرار داشتنشونه اگه توی رانندگی کردن استمرار نداشتن و آموزه هاشون رو تکرار نمیکردن انقدر دست فرمونشون خوب نبود و نمیتونستند ماشین رو کنترل کنن . هر آموزه ی جدیدی نیاز به زمان و تکرار داره تا توی ذهن تثبیت بشه و تبدیل به عادت اون فرد بشه نیاز نیست هر روز برن کلاس رانندگی اما نیازه چند بار در هفته رانندگی کنن که چیز هایی که توی ناخودآگاهشون ثبت شده از یادشون نره. لاغری هم همینطوره. نمیتونیم از مسیرش خارج بشیم و انتظار داشته باشیم تمام آگاهی ها توی ذهنمون بمونن ، حتی اگه همه ی فایل ها رو حفظ باشیم باید بازم تکرارشون کنیم و گرنه فرمول های جدید به فراموشی سپرده میشن و ما کم کم رفتار قبلی رو که اشتباه و نا آگاهانه بود رو انجام میدیم.
ممنون از این مقاله ای که به این خوبی نوشته بودینش
خدایا شکرت