بعضی جملهها رو اونقدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمهی اول میدونم آخرش به کجا ختم میشه. یکی از پرتکرارترینهاش اینه: «من لاغر میشم، ولی دوباره وزنم برمیگرده». بعضیها ده بار، بعضیها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم میکنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.
من این چرخه رو خوب میشناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع میکردم، چند کیلو کم میکردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همهچیز برمیگشت سر جای اول. اون موقع فکر میکردم مشکل از ارادهی منه. سالها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگهای بود.
تو این جلسه میخوام تجربه و دیدگاهم رو دربارهی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی میکنم که کمک میکنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.
در این جلسه میآموزیم:

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمیگرده؟
ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم میگیره، هدف میذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان میگه «از فردا همهچیز فرق میکنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمرهی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا میکنه.
رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیره. بهش میگه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامههای قدیمی رو داره: وقتی خستهای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته ارادهی آگاه جلوی این برنامهها رو میگیره، ولی اراده مثل باتری میمونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع میکنه، ولی به مرور خالی میشه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامههای ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچوقت خسته نمیشن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.
برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همهچیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار میره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو میکنه که سالها یاد گرفته. وزن هم برمیگرده، چون اون چیزی که وزن رو میسازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمیشه.
کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی بهجای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامههای ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض میشن و وزنی که کم میشه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

🗣️ چاقی مثل یه زبانه
یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سالها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف میزنی.
چاق شدن هم دقیقاً همینطوری یاد گرفته میشه. هیچکس تصمیم نمیگیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون میبینیم، میشنویم، تکرار میکنیم و کمکم این رفتارها اونقدر طبیعی میشن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.
یکی از عادتهای زبان چاقی من این بود که همیشه تهموندهی غذای بقیه رو میخوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران میموند، میکشیدم سمت خودم. حتی یه وقتهایی که میرفتم فستفودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس میکردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، میخوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.
آدمهای متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به تهموندهی غذای بقیه فکر هم نمیکنه.
زبان لاغری رو میشه یاد گرفت
هر زبانی که یاد گرفته شده، میشه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدمهایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف میزنن.
یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق میافته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازهای رو بارها میشنوی و تمرینها رو تکرار میکنی، کمکم برنامههای تازهای توی ناخودآگاه ثبت میشن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا میشن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز میبینه حتی خوابهاش رو هم به همون زبون میبینه.
اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همونقدر طبیعی میشه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

🌱 اولین تغییرها کجا دیده میشن؟
خیلیها فکر میکنن اولین نشونهی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربهی من چیز دیگهای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.
مغازهی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش میخریدم و میخوردم. هر چیز جدیدی هم که میآورد، حتماً باید تستش میکردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمیکرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمیشم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدتهاست سراغ هلههوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.
تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکییکی بهم میگفتن «لاغر شدی! چیکار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچکدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری میکردم رو انجام نداده بودم.
این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت میکنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض میشه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق میافتادن.
توی دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدمبهقدم طی میکنیم؛ با فایلهای صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت میکنن و تمرینهایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت میشه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتیسازان گذاشتن.
🧭 وقتی از خودت راضی نیستی
از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس میکردم میتونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کلهاش پیدا شده. ولی هیچوقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.
این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سالهای رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامهی رژیم، کل برنامه رو کنار میذاشتم و میگفتم «این رژیم هم به درد من نمیخوره». یعنی هر لغزش، دلیلی میشد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.
توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد میگیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمهی زبان مادریش از دهنش میپره بیرون؛ ولی بهخاطر این، یاد گرفتن رو ول نمیکنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد میگیری.
✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس
- یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام میدی. مثل همون تهمونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
- جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوستها یا از عادتهای خودت.
- به یه آدم متناسب که میشناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چیکار میکنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
- از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
- آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.
شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمیکنه. ولی رفتاری که دیده میشه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همینطوری متوجه شدم که سالهاست دیگه تهموندهی غذای دیگران رو نخوردم.
📝 برام بنویس
یکی از جملههای «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سالهاست بدون فکر انجامش میدی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربهات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه از شرکتکنندههای دورهی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربهی تو انگیزهی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.51 از 100 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام به همه ی دوستان و استاد عزیزم
چاقی یک روش زندگی است ، درست ترین جمله ای که درباره ی چاقی شنیدم .
چاقی یک سبک زندگی است وقتی حسرت لباس های سایز کوچک خوردن ، پرخوری ، افسردگی و بیماری در کمین انسان های چاق است
و متناسب بودن هم یک سبک زندگی است وقتی لباس های شیک و رنگ شاد،شادی، به اندازه ی نیاز غذا خوردن ، سرزندگی و سلامتی همراه انسان است.
انتخاب هر یک از آنها با ماست و من از امروز تصمیم قاطع خود را گرفته ام که متناسب بودن را سبک زندگی خودم قرار دهم واز مزایای آن بی نهایت لذت ببرم و زندگی جدیدی را تجربه کنم …
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و همه دوستان،منم خیلی از روشهایی مثل رژیم و ….استفاده کردم تا اینکه سه ماه پیش خسته از همجا از خداوند خالصانه کمک خواستم یه ندایی به من میگفت این روشهای لاغری خسته کننده هستند همینجور یه روز تو اینترنت سرچ میکردم تصاویر انسانهای موفق لاغری نگاه میکردم که عکس یکی از شگفتی سازان دیدم زیرتصویر نوشته بود لاغری باذهن شماره استاد از اونجا پیدا کردم لینک کانال و گروه از ایشون گرفتم دو یا سه تا از فایلهای رایگان گوش کردم فرشته دورنم بهم میگفت این روش قطعی هست با مشورت همسرم و توجه به ندای درونم دوره ثبت نام کردم وخیلی خوشحالم خداوند منو لایق دانست و بهترین ها که این دوره بود،منو هدایت کردخداروشکر، از استادهم کمال تشکر دارم که حساب شده این دوره برا ماها تهیه کردند و هیج جای دوره کم نزاشتند خداخیرتون بدهد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد مهربون و دلسوزم خداراشکر میکنم ک با دوره تناسب اندام با قدرت ذهن اشنا شدم خدارو بی نهایت شکر میکنم… من دوره مقدماتی رو تموم کردم و از نتیجه به لطف خدا راضی بودم. خوشحالم ک از امروز دوباره دوره رو شروع کردم و دارم تکرار میکنم مطمئنم با تکرار دوره نتایج شگفت انگیزی برای من توراهه.ممنونم ازشما استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام استادعزیز
مثل همیشه با مطالباتون روشنتر میشم…تشکر استادم
درود بر استاد عزیزم
سپاسگزارم از خداوند مهربان که به من توفیق آشنایی با شما رو داده.
از مرور مطالب بی نظیر دوره ی تناسب فکری بی نهایت لذت میبرم و هرروز متناسب تر از همیشه به زندگی زیبای خودم ادامه میدم.
سپاسگزارم استاد عزیزم
سلام استاد مهربان و عزیز
خدا را شاکرم که بعد از دوره مقدماتی باز در کنار شما دوستان عزیز هستم
این دوره واقعا متفاوت و بی نظیر بود و نتیجه تا این لحظه برای من عالی
از اینکه باز در کنار ما هستید بسیار خوشحالم
مطمن هستم نتیجه صد در صد را با دوره متفاوت و شگفت انگیز لاغری با قدرت ذهن با حضور مهربان شما تجربه خواهیم کرد .
سپاس
سلامو درود خدمت استادعزیزو بزرگوار و تمامی خوش استایل های این زندگی جدید…خوشحالم امروز اولین روز دوره کردن دوره ام هست و بینهایت خوشحالم که دارم مرور میکنم وهی تکرار چون تنها باتکرار هست که شگفت انگیزترمیشیم از زحمات استادم ممنونم و زبانم از گفتن تشکر شرمنده است….انشالله یه روزی به همین زودیا همگیمون با اندامهای تراشیده و دست ساخته خودمون و ذهنمون استادجان را بیشترشگفت زده میکنیم…ومن میخوام به همه دنیا بگم اینجا جایی هست راهی هست لذت بخش و همیشه ماندگار این راه تورو به همه چیزهایی که فکر میکنی غیرممکنه میرسونه چون من خودمم در پیله غیرممکن های ساخته خودم اسیر بودم اما الان معجزه هارا پیدا کردم و رها هستم شادو سبک.من منتظر همتون توی تالار هستم…درپناه خداوند باشین…
نشان های دریافت شده
ممنون و سپاسگزارم از شما براي تمام آموزه ها و زحماتتون ???
ضمن عرض سلام وخسته نباشی خدمت استاد بزرگوار خوشحالم که بار دیگر درجمع شماخوبان هستم وممنونم از شما که مارا باواقعیتهای زندگی روبرو میکنید وبا سخنان دلنشین واموزنده به مایاد میدهید که بپذیریم انچه راکه برایمان سخت بود در زندگی وباورهایمان
من از این مطالب یاد گرفتم ک باید تناسب اندام خودم رو یک کودک تازه متولد شده بدونم ک باید هرروز بهش رسیدگی کنم و بهش اموزش بدم تا کم کم سیر تکاملش رو طی کنه تا بزرگ بشه، سینه خیز بره، چهاردست و پا بشه، راه بره… تا بالاخره بتونه خودش توی مسیر امن و سبز و مطمئن تناسب ذهنی بدوه و لذت ببره
کودک من ممکنه زمین بخوره و زخمی بشه ولی هرگز بخاطر ذوق راه رفتنش زمین گیر نمیشه و بازم مصمم تر ادامه میده ☺️