0

کاهش وزن با قدرت ذهن یک روش زندگی است

کاهش وزن با قدرت ذهن
اندازه متن

بعضی جمله‌ها رو اون‌قدر از اعضای سایت شنیدم که از همون کلمه‌ی اول می‌دونم آخرش به کجا ختم می‌شه. یکی از پرتکرارترین‌هاش اینه: «من لاغر می‌شم، ولی دوباره وزنم برمی‌گرده». بعضی‌ها ده بار، بعضی‌ها بیست بار این چرخه رو تجربه کردن و حالا دیگه حتی وقتی وزن کم می‌کنن، از همون روز اول منتظرن که برگرده.

من این چرخه رو خوب می‌شناسم، چون نزدیک ۳۵ سال چاق بودم و بارها رژیم گرفتم. هر بار با یه تصمیم محکم شروع می‌کردم، چند کیلو کم می‌کردم و بعد بدون اینکه بفهمم چی شد، همه‌چیز برمی‌گشت سر جای اول. اون موقع فکر می‌کردم مشکل از اراده‌ی منه. سال‌ها بعد، وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فهمیدم مشکل جای دیگه‌ای بود.

تو این جلسه می‌خوام تجربه و دیدگاهم رو درباره‌ی کاهش وزن با قدرت ذهن با شما به اشتراک بذارم. اول ببینیم چرا وزن بعد از رژیم برمی‌گرده، بعد چاقی رو مثل یه زبان نگاه کنیم که یاد گرفته شده، و بگم اولین تغییرها توی خودم کجا دیده شدن. آخر سر هم یه تمرین ساده بهتون معرفی می‌کنم که کمک می‌کنه «زبان چاقی» خودتون رو بشناسید.

کاهش وزن با قدرت ذهن و بازگشت وزن بعد از رژیم

🔁 چرا وزن بعد از رژیم برمی‌گرده؟

ذهن ما دو بخش داره. یه بخش آگاهه؛ همونی که تصمیم می‌گیره، هدف می‌ذاره و شب قبل از شروع رژیم با هیجان می‌گه «از فردا همه‌چیز فرق می‌کنه». بخش دیگه ناخودآگاهه؛ همونی که بیشتر رفتارهای روزمره‌ی ما رو بدون اینکه بهشون فکر کنیم اجرا می‌کنه.

رژیم فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط می‌گیره. بهش می‌گه چی بخور، کی بخور و چقدر بخور. ولی بخش ناخودآگاه هنوز همون برنامه‌های قدیمی رو داره: وقتی خسته‌ای بخور، وقتی تعارف کردن حتماً بردار، وقتی ناراحتی برو سراغ یخچال. چند هفته اراده‌ی آگاه جلوی این برنامه‌ها رو می‌گیره، ولی اراده مثل باتری می‌مونه که وقتی فول شارژ باشه با قدرت کار رو شروع می‌کنه، ولی به مرور خالی می‌شه و دیگه توان اولیه رو نداره. ولی برنامه‌های ناخودآگاه چون با اراده در ارتباط نیستن، هیچ‌وقت خسته نمی‌شن و همیشه آماده اجرا شدن هستند.

برای همینه که یه مهمونی، یه روز پرفشار یا یه دلخوری کوچیک کافیه تا همه‌چیز به هم بریزه. اون لحظه بخش آگاه کنار می‌ره و ناخودآگاه دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که سال‌ها یاد گرفته. وزن هم برمی‌گرده، چون اون چیزی که وزن رو می‌سازه ذهن ناخودآگاهه که با رژیم گرفتن و ورزش کردن هیچ تغییری درش ایجاد نمی‌شه.

کاهش وزن با قدرت ذهن یعنی به‌جای اینکه هر روز با ناخودآگاه بجنگیم، برنامه‌های ناخودآگاه رو عوض کنیم. وقتی ناخودآگاه عوض بشه، رفتارها هم بدون جنگ عوض می‌شن و وزنی که کم می‌شه دیگه دلیلی برای برگشتن نداره.

ذهن ناخودآگاه و کاهش وزن با قدرت ذهن

🗣️ چاقی مثل یه زبانه

یادته زبان مادریت رو چطور یاد گرفتی؟ کلاس نرفتی، مشق ننوشتی و امتحان ندادی. فقط سال‌ها حرف زدن اطرافیانت رو شنیدی و تکرار کردی، تا جایی که امروز بدون یه لحظه فکر کردن حرف می‌زنی.

چاق شدن هم دقیقاً همین‌طوری یاد گرفته می‌شه. هیچ‌کس تصمیم نمی‌گیره چاق بشه. ما رفتارهای چاقی رو از اطرافمون می‌بینیم، می‌شنویم، تکرار می‌کنیم و کم‌کم این رفتارها اون‌قدر طبیعی می‌شن که انگار جزئی از ما هستن. من اسم این رفتارها رو «زبان چاقی» گذاشتم.

یکی از عادت‌های زبان چاقی من این بود که همیشه ته‌مونده‌ی غذای بقیه رو می‌خوردم. سر سفره، هر چی توی بشقاب دیگران می‌موند، می‌کشیدم سمت خودم. حتی یه وقت‌هایی که می‌رفتم فست‌فودی و هنوز غذای نفرات قبلی روی میز بود، اگه حس می‌کردم مثلاً اون دو سه تیکه پیتزا دهنی نشده، قبل از اینکه گارسون برای تمیز کردن میز بیاد، می‌خوردمش. اون موقع اصلاً این کار به نظرم عجیب نبود؛ برای من یه رفتار عادی بود، مثل حرف زدن به زبون مادری.

آدم‌های متناسب هم مثل ما مغز و معده و اشتها دارن. فرقشون اینه که این زبان رو یاد نگرفتن. برای همین براشون خیلی عادیه که نصف غذاشون رو توی بشقاب بذارن و پاشن، و ذهنشون حتی به ته‌مونده‌ی غذای بقیه فکر هم نمی‌کنه.

زبان لاغری رو می‌شه یاد گرفت

هر زبانی که یاد گرفته شده، می‌شه یه زبان دیگه هم کنارش یاد گرفت. مغز ما تا آخر عمر توانایی یاد گرفتن داره؛ آدم‌هایی رو دیدیم که توی چهل یا پنجاه سالگی یه زبان خارجی یاد گرفتن و راحت باهاش حرف می‌زنن.

یاد گرفتن زبان لاغری هم از همون راهی اتفاق می‌افته که زبان چاقی یاد گرفته شد: شنیدن و تکرار. وقتی آگاهی تازه‌ای رو بارها می‌شنوی و تمرین‌ها رو تکرار می‌کنی، کم‌کم برنامه‌های تازه‌ای توی ناخودآگاه ثبت می‌شن. اولش باید بهشون فکر کنی، ولی بعد از مدتی خودشون اجرا می‌شن؛ درست مثل کسی که یه زبان جدید یاد گرفته و یه روز می‌بینه حتی خواب‌هاش رو هم به همون زبون می‌بینه.

اینجا یه تفاوت مهم با رژیم هست. توی رژیم، تو هر روز باید با خودت بجنگی و جلوی خودت رو بگیری. ولی وقتی زبان لاغری رو یاد گرفتی، دیگه جنگی در کار نیست؛ رفتار لاغر برات همون‌قدر طبیعی می‌شه که رفتار چاق قبلاً طبیعی بود.

یادگیری زبان لاغری با ذهن

🌱 اولین تغییرها کجا دیده می‌شن؟

خیلی‌ها فکر می‌کنن اولین نشونه‌ی موفقیت باید روی عدد ترازو دیده بشه. ولی تجربه‌ی من چیز دیگه‌ای بود. اولین تغییر، توی رفتارم بود؛ اون هم جایی که اصلاً انتظارش رو نداشتم.

مغازه‌ی کناری من یه سوپرمارکت بود و من هر روز کلی خوراکی ازش می‌خریدم و می‌خوردم. هر چیز جدیدی هم که می‌آورد، حتماً باید تستش می‌کردم. چیپس جدید، شکلات جدید، نوشیدنی جدید؛ فرقی نمی‌کرد. ولی بعد از مدتی که با ذهنم کار کردم، دیدم دیگه ترغیب به این کار نمی‌شم. یه روز به خودم اومدم و دیدم مدت‌هاست سراغ هله‌هوله نرفتم، بدون اینکه کسی جلوم رو گرفته باشه یا خودم رو مجبور کرده باشم.

تغییر روی بدن دیرتر خودش رو نشون داد. حدود یه سال بعد، نتیجه به شکلی شد که سروصدای اطرافیانم بلند شد و یکی‌یکی بهم می‌گفتن «لاغر شدی! چی‌کار کردی؟». و جالب اینجا بود که من هیچ‌کدوم از کارهایی که قبلاً برای لاغری می‌کردم رو انجام نداده بودم.

این ترتیب رو بدونی خیلی کمکت می‌کنه. توی کاهش وزن با قدرت ذهن اول ذهن عوض می‌شه، بعد رفتار و آخر از همه بدن. اگه این ترتیب رو ندونی، ممکنه بعد از چند هفته بری روی ترازو، تغییری نبینی و فکر کنی این روش هم جواب نداده؛ در حالی که تغییرهای اصلی داشتن توی رفتارت اتفاق می‌افتادن.

توی دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم طی می‌کنیم؛ با فایل‌های صوتی که آگاهی تازه رو وارد ذهنت می‌کنن و تمرین‌هایی که با تکرارشون، زبان لاغری توی ناخودآگاهت ثبت می‌شه. خیلی از کسایی که این مسیر رو رفتن، داستان و عکس تغییرشون رو توی آلبوم شگفتی‌سازان گذاشتن.

🧭 وقتی از خودت راضی نیستی

از وقتی لاغری با ذهن رو شروع کردم، بعضی جاها از عملکرد خودم ناراضی بودم. روزهایی بود که حس می‌کردم می‌تونستم بهتر عمل کنم، یا دیدم یه رفتار قدیمی دوباره سر و کله‌اش پیدا شده. ولی هیچ‌وقت به مسیری که در پیش گرفته بودم شک نکردم. نگرش من همیشه این بوده که مسیرم درسته و من باید بهتر عمل کنم.

این دقیقاً برعکس نگاهیه که توی سال‌های رژیم داشتم. اون موقع با یه بار خراب کردن برنامه‌ی رژیم، کل برنامه رو کنار می‌ذاشتم و می‌گفتم «این رژیم هم به درد من نمی‌خوره». یعنی هر لغزش، دلیلی می‌شد برای اینکه مسیر رو عوض کنم و از اول یه روش دیگه رو امتحان کنم.

توی کاهش وزن با قدرت ذهن، لغزش بخشی از یاد گرفتنه. کسی که زبان جدید یاد می‌گیره هم وسط حرف زدن گاهی کلمه‌ی زبان مادریش از دهنش می‌پره بیرون؛ ولی به‌خاطر این، یاد گرفتن رو ول نمی‌کنه. همین که بفهمی کجا زبان قدیمی برگشته، یعنی داری زبان جدید رو یاد می‌گیری.

✍️ تمرین: زبان چاقی خودت رو بشناس

  1. یه برگه بردار و سه تا از رفتارهای «زبان چاقی» خودت رو بنویس؛ رفتارهایی که بدون فکر و خودکار انجام می‌دی. مثل همون ته‌مونده خوردن من یا تست کردن هر خوراکی جدید.
  2. جلوی هر رفتار بنویس این رفتار از کجا و از کی یاد گرفتی؛ از خانواده، از دوست‌ها یا از عادت‌های خودت.
  3. به یه آدم متناسب که می‌شناسی فکر کن و بنویس اون توی همون موقعیت چی‌کار می‌کنه. لازم نیست ازش تقلید کنی؛ فقط ببین که یه زبان دیگه هم برای همون موقعیت وجود داره.
  4. از فردا، هر بار که یکی از این رفتارها رو توی خودت دیدی، فقط توی ذهنت بگو «این زبان چاقیه». لازم نیست جلوی خودت رو بگیری یا خودت رو سرزنش کنی.
  5. آخر هفته ببین چند بار این رفتارها رو «دیدی». همین دیدن، اولین قدم یاد گرفتن زبان جدیده.

شاید اولش فکر کنی فقط دیدن یه رفتار چیزی رو عوض نمی‌کنه. ولی رفتاری که دیده می‌شه، دیگه مثل قبل خودکار نیست. من هم یه روز همین‌طوری متوجه شدم که سال‌هاست دیگه ته‌مونده‌ی غذای دیگران رو نخوردم.

📝 برام بنویس

یکی از جمله‌های «زبان چاقی» خودت چیه؟ رفتاری که سال‌هاست بدون فکر انجامش می‌دی؟ تو هم مثل من وزن کم کردی و دوباره برگشته؟ تجربه‌ات رو توی قسمت نظرات برام بنویس.


اگه از شرکت‌کننده‌های دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها هستی، بنویس اولین تغییری که توی رفتارت دیدی چی بود؛ شاید تجربه‌ی تو انگیزه‌ی شروع کاهش وزن با قدرت ذهن یه نفر دیگه بشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.51 از 100 رای

https://tanasobefekri.net/?p=9793
104 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهره
      ۱۴۰۵/۰۷/۲۹ ۱۴:۱۶
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 79476 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      هر آنچه دارم از ان خداس 

      سلام به استاد ودوستانم 

      من هم امروز داشتم ناهار درست میکردم سیب زمینی سرخ شده رو چندین بار خوردم ووقتی سالاد خورد میکردم چند دونه خیار وگوجه خوردم گرسنه بودم ولی این عادت من بر میگرده به کودکی من وهمیشه مادرم از من درخواست میکرد غذای که درست کرده رو بچشم وخوشمزه بودن ویا اندازه بودن ادویه ونمکش رو بگم 

      والان که به این قسمت از دوره رسیدم و خوندم دیدم چقدر برام جالب وجدید بود انگار تا به حال این مطلب رو نشنیده بودم 

      ودرکم نسبت به عادتهای هام متفاوت تر شد که واقعا این عادتها اصل وجودیم نیستن در برهه از زمان در من ایجاد شدن از طریق خانواده ودریافت اطلاعات به ذهنم این رفتارها در من شکل گرفته وجز شخصیت من شد واقعا دوره تکرار متفاوت تر مارو به چالش درباره جدا کردن خود واقعیمون از عادتهامون میکنه که ما حالا باید عمل گراتر باشیم خود واقعیم دو بشناسیم وواکنشهای مغزمون رو متوجه بشیم که این ها عادتهای ما هستن نه خود ما

      من اول عادتهام رو می بینم وآگاه میشم وبعد علت وزمان پیدایشش رو کشف میکنم وبعد ذهن رو متقاعد میشه باید تغییر کنه برای متقاعد کردن ذهن ادامه دادن واستمرار وعمل مهم ترین موضوع هستش 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۵/۰۷/۲۷ ۲۳:۱۳
      مدت عضویت: 2447 روز
      امتیاز کاربر: 3193 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 362 کلمه

      با سلام.

      من دوره ی تکرار رو شروع کردم .

      و یادم نمیاد که اول دوره آیا این متن رو خوانده بودم یا نه ، اما امشب واقعا ازش یاد گرفتم .

      مخصوصا قسمت دیدن رفتارهای خودمون که جزو زبان چاقی حساب می شوند . وقتی یک رفتار رو شناسایی میکنی دیگه با قبل فرق میکنه حتی اگر انجامش بدی ،انگار یک قفل باز شده در ذهنم .و میدونم که باید چیکار کنم .

      یکی از عادت هایی که من به عنوان زبان چاقی نوشتم این بود که اگر سیر باشم و با غذایی که دوست دارم مواجه بشم حتما میخورم چون دوستش دارم.

      و این رفتار رو من نمیدونم از کجا در من ایجاد شده اما شاید یک رفتاری بوده که انجام دادم و از آن لذت بردم و تکرارش کردم و شد یکی از عادت های من.

      و فرد متناسبی که برای مثال نوشتم ، عمویم بود.

      فردی که متناسب هست و همیشه برای من این رفتارش جالب و عجیب بود که اگر غذاش رو خورده بود و غذای بهتری می رسید اصلا نمی‌خورد . 

      بارها این اتفاق افتاده بود مثلا شام استنبولی خورده بود بعدش کباب سفارش می دادیم به هر دلیلی محال بود بخوره . و اصلا برعکس من نگرانی این رو نداشت که واای من نخوردم تموم میشه به من نمیرسه و…

      ولی من مثال های زیادی از خودم دارم که سیر بودم و مثلا با پیتزا رو به رو شدم و خوردم اتفاقا کامل و پر و پیمون هم خوردم فقط به این دلیل که این غذا رو دوست دارم.

      حالا میخوام این رفتار و دو رفتار دیگه ای که در دفترم نوشتم رو از فردا مشاهده کنم. و با آگاهی از اینکه این رفتار یک جمله و عبارت از زبان چاقی است به بررسی رفتارم بپردازم.

      اولین رفتاری که در من تغییر کرد وقتی دوره رو استفاده کردم برای اولین بار که سال ۹۷ بود ، ایمان و اطمینان شدید به لاغر شدن از این روش و کم شدن کاملا محسوس هوس و ولع خوردن در من بود ، و اینکه خویشتن دوستی در من افزایش چشمگیری پیدا کرد.

      این تمرین خیلی به من مزه داد و واقعا حس خوبی گرفتم ازش .

      امیدوارم که همه ی دوستان چه در دوره چه در مسیر تکرار کردن موفق باشند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سیونه زرگریان
      ۱۴۰۵/۰۷/۲۵ ۱۳:۲۹
      مدت عضویت: 173 روز
      امتیاز کاربر: 13897 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام

      اولین تغییری که بعد از شرکت در دوره در من ایجاد شد اینکه عجله نکنم و ناامید نشم.

       از جمله های زبان چاقی من ریزه خواری هست و اینکه 

      اگه غذا هم خورده باشم خوراکی که دوست دارم ببینم می خورم.یا اگه برای بچه ها میوه پوست میکنم و همه را نمی خورن من می خورم.

      ولی در این روش یاد گرفتم که هر وقت واقعا گرسنه هستم بخورم و سعی خودم را میکنم تا این روش به یک عادت همیشگی تبدیل بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار کوثر قربانی
      ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ ۲۰:۳۸
      مدت عضویت: 186 روز
      امتیاز کاربر: 13847 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 177 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر و مهربان 

      ۱-یکی از رفتاری زبان چاقی  اینه ک بلافاصله بعد ناهار دلم میخواد میوه و یه چیز بخورم  میدونستم ک یه ویروس چاق در ذهنم هست و این  رفتار طبیعی نیست  تا اینکه چند وقت وقتی منزل پدرم رفت دیدم بلافاصله بعد صرف ناهار اصرار دار خربزه ریز کنیم بیاریم بخوریم و با وجود اینکه  مادر م میگفت صبر کنیم  اما همچنان پدرم اصرار داشت همون لحظه یه الارم تو ذهنم اومد و از اونجایی این رفتار پدرم همیشگی بود متوجه شدم من لز کودکی با این زبان و رفتار اشنا شدم  

      یا اینکه نصف شب بیدارشیم غذا بخوریم یکی از رفتارهای بود ک مادرم میگفت این رفتار شما ارثیه😐 و منم به عنوان ارث پذیرفته بودمش و خیلی عادی و‌تازه لذت بخشم بود برام ولی الان حالم بد میشه بهش فکر میکنم 

      ۲- اولین تغییر  ک در خودم حس کردم وقتی سوپر مارکت میرفتم  هیچ حسی به طبقه تنقلات و خوراکیها نداشتم 

      از نون خامه ای شیرینی تر ک حداقل هفته یبار میکرفتم بدم اومده بود و تمایلی حتی وقتی جعبه شیرینی خونمون بود نداشتم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sanaz🌟🌈
      ۱۴۰۵/۰۶/۲۴ ۰۷:۴۱
      مدت عضویت: 1954 روز
      امتیاز کاربر: 36731 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 620 کلمه

      به نام خدا 

      سلام 

      با خوندن این مطلب تمام روزها و سال های گذشته رو دوباره مرور کردم .

      تمام اون تلاش های سخت ، سرخوردگی ها و ناکامی ها و باز اول شروع کردن ها .

      روزهایی رو که با اشتیاق لاغری شروع می کردم و بعد از چند روز آرام آرام این شوق و انگیزه کم می شد و اگه با وزن کردن و لاغر نشدن هم همراه می شد که شعله ی اشتیاقم زودتر از همیشه خاموش می شد .

      روزهای سخت ورزش که تمام انرژی ام رو میذاشتم به امید چند گرم کاهش وزن بیشتر .

      روزهایی بود که با تمام توان پیاده روی کردم بدون اینکه لحظه ای بایستم و به طبیعت زیبا ی خداوند نگاهی بکنم .

      الان که فکر می کنم مثل یک ماشین فقط دور پارک ها دور زدم و خسته و کوفته برگشتم خونه .

      نه نفس کشیدم و نه لذت بردم .

      فصل ها پشت سر هم گذشتند و من فقط دور زدم و برگشتم .

      روزهای سختی که با عادت های اشتباهم جنگیدم ، با وجود حقیقی خودم .

      روزهایی که با تنفر هر روزه از وجودم سپری شد .

      روزهایی که با فریاد کشیدن سر فرزندانم گذشت .

      روزهایی که متاسفانه از آنچه متنفر بودم ولی داشتم به فرزندانم آموزش می دادم .

      روزهای سرد اسارت در چاقی در کلاف پیچ در پیچی که هر چی تلاش می کردم رها بشم ،بیشتر خفه می شدم و این گره ها بیشتر می شد .

      هیچ وقت خودم رو نشناختم و هیچ وقت به اهمیت و خواسته های خودم واقف نشدم .

      من کی بودم ؟

      یک آدم چاق و بی عرضه که حتی نمی تونست جلوی خوردن خودش رو بگیره . 

      همیشه همسرم می گفت : چقدر عجیبه مگه میشه نخوای بخوری ولی نتونی .

      خب نمی خوای ، نخور این کاری نداره .

      ولی برای من مثل گذشتن از سد بزرگی بود که هر وقت نمی تونستم ، خرد تر شدم .

      چرا نمی شد .

      چرا ؟

      من چه گناهی کرده بودم که چاق بودم ؟

      خدایا تقصیر توئه .

      اینا رو همیشه زمزمه می کردم .

      تا اینکه با ذهنم آشنا شدم .

      آرام آرام فهمیدم که چرا چاق شدم .

      چرا تلاش هایم بی ثمر بود .

      فهمیدم من هستم .

      من توانا و لایق هستم .

      خدا منو دوست داره .

      هیچ کس مقصر نیست .

      من پذیرفتم که می تونم برای همیشه متناسب بشم .

      خودم رو شناختم و خداوند رو ، ذهن ناخودآگاه رو شناختم و از قدرت اون و لطف خداوند به خودم آگاه شدم . 

      من خودِ دوست داشتنی ام رو شناختم .

      هر آنچه رو که این سال‌ها چاقی ازم گرفته بود ، آرام آرام پس گرفتم .

      عادت‌های اشتباهم رو شناختم ، تصویر ذهنی ام رو و آهسته و به مرور امید و اشتیاقم برگشت .

      امیدی و نوری که قلبم رو روشن کرد و منو توانا کرد .

      فهمیدم که من عادت کردم وقتی ناراحتم خودم رو با خوردن آرام کنم .

      عادت کردم باقی مونده ی غذاها رو به بهانه ی اسراف بخورم .

      فهمیدم من از خوردن لذت می برم .

      من خیلی چیزها رو درباره ی خودم فهمیدم .

      شروع کردم به آموزش دیدن و آرام آرام همه چی با لبخند شروع به تغییر کرد .

      درسته تغییراتم و رشدم کمی دردناک بود چون باید پامو روی تمام اون باورهای محکم گذشته میذاشتم و اونا رو تغییر میدادم ولی بعد از رهایی لذت وافری ازشون بردم .

      امروز که می نویسم قلبم روشن است .

      ایمان و امید دارم .

      لایق بهترین ها هستم .

      اون کسی که باید متناسب بشه و بمونه منم .

      من توانایی انجام این کار رو دارم .

      من برای همیشه رفتارهایم رو با توکل به خدا و آموزش های درست در مسیر درست و توانایی خودم بدست میارم .

      من به اونجایی برمی گردم که روزی متولد شدم .

      راه من آسان و لذت‌بخش است .

      پر از آگاهی و حال خوبه .

      ذهنم در اختیار منه و با من همراه و همسیره .

      خدایا شکرت برای آگاهی های امروزم .

      استاد سپاسگزارم 🙏🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۵/۰۴/۰۵ ۰۸:۵۵
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 499 کلمه

      سلام و درود به دوستانم و استاد عزیزم 🌹

      فردی که برای تغییر خودش اقدام کنه جز شجاع ترین انسان های روی کره ی زمینه 

      پس به خودم افتخار میکنم که شجاعانه در این مسیر قدم گذاشتم تا تغییراتی رو در افکار و رفتار و جسمم رو ایجاد کنم 🙏

      ✅کاهش وزن با قدرت ذهن یک روش زندگی است 

      این روشی که الان در پیش گرفتم(روش ذهنی ) برای من به روتین تبدیل شده و هر روز ناخودآگاه به سمت انجام اون میام که فایل گوش کنم و تمریناتش رو بنویسم یک روش زندگی هستش زندگی سالم 

      سالها ناآگاهانه روشی رو برای خودم انتخاب کرده بودم که مرا از یک زندگی لذت بخش دور کرده بود 

      نمی‌دونستم این روشی که در پیش دارم آیا واقعا درسته یا نه ؟

      بدون آگاهی زندگی می‌کردم هیچ شور و شوقی نداشتم همش بهونه داشتم ناشکر بودم هیچ دلیلی برای زندگی کردن نداشتم 

      همیشه خودم رو ضعیف و تضعیف میکردم که تو اراده ی هیچی نداری تو لاغر بشو نیستی 

      همین جور خلق شدی خدا خاسته به قول مادر همسرم هر کی هر چی هست هست دیگه تغییر نمیکنه 

      زندگی ما دست خداست ما نباید ناشکری کنیم 

      و تمام این باورها مرا از مسیر اصلی هدفم دور کرده بود و دیگه ناامید از همه جا شده بودم و قبول کرده بودم که چاقی من طبیعیه باید بسوزم و بسازم با همین جسمی که تحویل گرفتم از خدا 

      دیگه امان منو بریده بود 

      اضافه وزن من ۱۰کیلو بود ولی فشاری که به روی من می آورد اندازه ی تمام اون کسایی بود که اضافه وزن زیادی داشتند 

      اعتماد به نفس که نداشتم حال خوب نداشتم احساس خوب نداشتم ناامید بودم دور همی رو دوست نداشتم بیرون رفتن رو دوست نداشتم و کلی حسرت های دیگه 

      که همه رو دلم مونده بود 

      و همیشه از خدا گله مند بودم خب این چه زندگیه 

      اگه راهی چاره ای هست جلو روم بزاره 

      راهی که بشه خیلی راحت و آسون به هدف رسید

      در تمام این سالهای که ما برای کاهش وزن تلاش میکردیم خودآگاه بوده و ذهن ناخودآگاه ما در جریان این موضوع نبوده 

      رضایتش رو جلب نمی‌کردیم که میخواهیم تغییر کنیم 

      برای تغییر کردن باید ناخودآگاه رو تغییر بدیم تا ما هم تغییر کنیم 

      ۹۵درصد ذهن ناخودآگاه ما رو رفتارهای ما کنترل می‌کنه 

      پس برای رضایت اون باید اقدام کنیم که از این طریق بتونیم زبان لاغری رو یاد بگیریم همانطور که زبان چاقی و  یاد گرفتیم 

      وقتی زبان لاغری رو خوب یاد بگیریم ناخودآگاه رفتارهای رو انجام میدیم که ما رو به سمت متناسب شدن هدایت می‌کنه 

      بدنمون به صورت اتوماتیک رفتارهای یک فرد لاغر رو انجام میده 

      با آرامش غذامون رو میخوریم به دنبال سبک زندگی سالم غذای سالم توقف خوردن وقتی سیر شدیم اعتماد به نفس مون بالا میره

      و …..که همه اینا طبیعی میشه 

      و چه خوبه که چیزهای عالی و خوب زندگی رو برای خودمون طبیعیش کنیم 

      تناسب اندام حال خوب احساس خوب اعتماد به نفس داشتن همه اینا رو طبیعی کنیم و لذت ببریم از زندگی 

      کاری که سالیان سال به اشتباه فکر میکردیم و چاقی و حال بد و ناامیدی احساس بد رو طبیعیش کرده بودیم 

      ممنون و سپاس از استادم 

      در پناه خدا شاد و موفق باشین 🙏 🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۵/۰۳/۱۵ ۰۸:۵۷
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 528 کلمه

      سلام و درود به دوستان عزیزم و استاد گرامی و مهربان 

      همه ی ما که چاق هستیم چاقی رو یاد گرفتیم در طی مسیر زندگی 

      از اول که ما چاق نبودیم به مرور زمان با افکار نادرست و رفتارهای اشتباه روز به روز چاقی بر ما چیره شد 

      و باور مون این بود که خدا می‌خواسته که ما چاق باشیم مادرم مقصر بود پدرم مقصر بودم جامعه همه و همه در چاقی ما نقش داشتند 

      ولی این خود ما بودیم که با تکرار عادت های اشتباه ورفتارهای اشتباه بر چاقی خودمون افزودیم 

      همانطور که از بچگی به مدرسه رفتیم و زبان فارسی رو یاد گرفتیم چاقی هم یاد گرفتیم 

      چاقی یاد گرفتنی بود مثل خیلی چیزهای دیگه که یاد گرفتیم آشپزی رانندگی زبان فارسی ما در طی مسیر هر روز کارهای رو انجام دادیم که تونستیم به مهارت در آن کارها دست پیدا کنیم 

      افراد متناسب زبان چاقی رو یاد نگرفتند اونا هم مثل ما حرفا و صحبت های اطرافیان رو شنیدن ولی باور نکردن رد کردن 

      ولی ما باور کردیم که اره بارداری چاق می‌کنه ازدواج چاق می‌کنه به مادرم رفتم بی تحرکی چاق می‌کنه ژنتیکم چاقیه 

      آدم های چاق زرنگ ترن مهربان ترن همه دوستشون دارن از افتخاراته و کلی باورهای اشتباه دیگه که همه و همه رو باور کردیم و نتیجه آن چیزی شده که الان هستیم 

       روش لاغری با ذهن مسیزی هستش که باید راهی که رفتیم رو برگردیم زمان می‌بره چون ما یک شبه دو شبه چاق نشدیم که بخواهیم یک شبه دو شبه متناسب بشیم 

      با مرور زمان و تکرار بارها و بارهای فایل ها و نوشتن دیدگاه در قسمت سایت و تکرار عادت های درست میتونیم به اصل وجودی خودمون برگردیم 

      نوشتن خیلی مهمه و همچنین خواندن دیدگاههای دوستان 

      همه و همه ما رو به سمت مسیر درست هدایت می‌کنه 

      سالها خودمون رو مقصر چاقی دونستیم و بارها تصمیم گرفتیم که متناسب بشیم از روشهای اشتباه و بدون اطلاع داشتن از ذهن ناخودآگاه 

      ما هر بار که تصمیم می‌گرفتیم متناسب بشیم تنها با ذهن خودآگاه خود تصمیم می‌گرفتیم که متناسب بشیم که برای مدت محدودی جواب میداد 

      و دوباره همه چی برگشت میخورد و به وزن قبل و حتی شاید به وزن بیشتری برمیگشتیم

      در این روش ما باید موافقت ذهن ناخودآگاهمون رو جلب کنیم و باهاش همراه باشیم در روش های قبلی ذهن ناخودآگاه ما خبر از هیچی نداشته و تنها ما با خودآگاه خود همراه بودیم به همین دلیل روش های که امتحان میکردیم روش درستی نبوده و در آخر اونو رها میکردیم 

      در هر کاری ما باید موافقت ذهن ناخودآگاه مون رو جلب کنیم تا بتونیم به هدف مون دست پیدا کنیم 

      قبلاً این باور رو داشتم که لاغر شدن خیلی سخته ولی چاق شدن خیلی آسون 

      این تنها یک باور هستش که با هر بار شنیدن از کسی اونو و باور کردیم 

      ولی الان این باورم رو نقذ میکنم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاس

      یعنی راهی که رفتیم باید برگردیم 

      برای لاغری نیاز به کار خاصی نیس که انجام بدیم باید یک سری از کارها رو انجام ندیم 

      و لاغری خود به خود به دست میاد 

      و در این روش استمرار داشته باشیم و با شور و اشتیاق هر روز این دوره رو زندگی کنیم 

      تا به مسیر اول خودمون برگردیم 

      خدایا شکرت برای بودنم در این مسیر زیبا 

      ممنون و سپاس از استاد عزیزم 🙏 

      در پناه خداوند شاد و پیروز باشید 🙏 🌹 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۵/۰۱/۱۰ ۲۱:۰۱
      مدت عضویت: 332 روز
      امتیاز کاربر: 19320 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      به نام یگانه خالق هستی بخش

      سلام و هزاران دورود بر بهترین استاد 

               چاقی روش زندگی

      به نظرم ما چاقهای دوست داشتنی خیلی با هوش هستیم 

      چرا که ما بدون معلم ومربی زبان چاقی رو به بهترین شکل ممکن یاد گرفتیم 

      درصورتیکه آدمهای متناسب هم در شرایط مساوی با ما بودند اما آنان هرگز زبان چاقی رو نیاموختند 

      وقتی والدین به ما میگفتن غذاتو کامل بخور  مگه به آدم‌های متناسب نمیگفتن؟

      وقتی به ما میگفتن آدمهای چاق مهربون ترند

      وقتی به ما میگفتن که آدمهای چاق زیباترین 

      همه اینها رو آدمهای متناسب هم شنیده اند  اما آنها توجهی به این حرفها نداشتند

       وقتی به ما گفتن بعداز ازدواج چاق میشی 

      در سن بالا متابولیسم پایین میاد 

      ما همه اینها رو باور کردیم 

      ولی آدمهای متناسب باور نکردند و اهمیت ندادند 

      باشنیدن این حرفا کم کم از خودمون انتظار چاقی داشتیم ولی آدمهای متناسب اصلا انتظار چاقی نداشتند

      اینا همه تو ذهن ما بود و فرمولهای چاقی در ذهن ما نقش بست 

      حالا دیگه رفتارمون هم تغییر کرد 

      پر خوری و عدم تحرک پرخوری عصبی شد الگو ذهن ما  

      همه اینها شد سرلوحه کارهامون 

      پس طبیعی بود که چاق بشیم 

      دوستان توجه کردید که افراد متناسب هیچکدام از باورهای ذهنی نادرست رو نپذیرفتند 

      حرفهایی مثل غذاتو کامل بخور  آدمای چاق مهربون ترند رو هرگز نپذیرفتند 

      و هرگز از خودشون انتظار چاق شدن نداشتند 

      و رفتارهای نادرست پرخوری هم ازشون سر نمیزد 

      دوستان همه اینکارها رو ما خودمون به سر خودمون آوردیم 

      چون متناسب ها هم در جامعه ای که ما زندگی می‌کردیم  زندگی می‌کردند 

      این خود ما بودیم که باعث چاقی خودمون شدیم 

      بهر حال همه اینهایی که در بالا ذکر شد  نتیجه نوع نگرش  و رفتار مابود 

      وما به همین راحتی چاق شدیم حالا وقت شه که از این مسیرچاقی با ذهن دور بزنیم و وارد مسیر لاغری باذهن  بشیم و انتظار یه شبه لاغری نداشته باشیم چرا که ما یه شبه چاق نشدیم 

      بدن ما هم احتیاج به زمان داشت تا  این نوع نگرش و باورهای نادرست خوب تو ذهن مابشینه وبا بدن ما هماهنگ بشه

      حالا باید روش زندگی  لاغری رو بیاموزیم وبه کار ببندیم تا برای همیشه لاغر بمونیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شهربانو باقری
      ۱۴۰۵/۰۱/۰۵ ۱۲:۵۴
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,079 کلمه

      به نام خداسلام وقت  بخیر..

      دوستان با اراده ام  و  جناب استاد بزرگوار  پیغمبر اعجاز عطار روشن می ریم برای ثبت  و مطالعه  نکات طلایی مقاله 《 چاقی روشی از زندگی 》:

      همه ماهایی که اضافه وزن داریم، در واقع چاق شدن رو یاد گرفتیم. فرق ما با آدم‌های متناسب اینه که اونا اصلاً برنامه‌ای برای چاقی توی ذهنشون ندارن. چاق شدن دقیقاً مثل یاد گرفتن زبون مادریه؛ همون‌طور که بچه بودیم و بدون هیچ سختی خاصی فارسی حرف زدن رو یاد گرفتیم،

       چاق شدن هم همین‌جوری و به مرور وارد ذهنمون شده. حالا نباید والدین یا اطرافیان رو مقصر بدونیم، همون‌طور که بابت یاد گرفتن زبان فارسی از کسی شاکی نیستیم. 

      اصل ماجرا اینه که اگه می‌خوایم لاغر بشیم، باید زبون لاغری رو مثل یه مهارت جدید یاد بگیریم.

      تمام کارهایی که بلدیم، از رانندگی و آشپزی گرفته تا خوندن و نوشتن، به خاطر اطلاعاتی هست که توی مغزمون ذخیره شده. لاغری هم دقیقاً همین شکلیه.

       اگه بتونیم آموزش‌های درست رو وارد ذهنمون کنیم و یاد بگیریم چطور مثل یه آدم متناسب فکر کنیم، مغزمون خودش مسیر رو پیدا می‌کنه.

       نکته قشنگش اینجاست که وقتی این مهارت رو یاد گرفتیم و به کارش بستیم، دیگه برای همیشه باهامون می‌مونه و مثل رانندگی کردن، هیچ‌وقت از یادمون نمی‌ره چون هر روز داریم ازش استفاده می‌کنیم.

      دلیل اینکه این روش برگشت نداره همینه؛ چون وقتی یه مطلبی توی مغز تثبیت بشه و به صورت مداوم تکرار بشه، دیگه جزئی از وجودمون می‌شه. پس به جای غصه خوردن بابت شرایط فعلی، بهتره همت کنیم و این زبان جدید رو یاد بگیریم تا برای همیشه از شر چاقی رها بشیم. اگه ذهن‌مون رو درست تربیت کنیم، برای تمام عمر متناسب می‌مونیم، مگه اینکه خودمون دوباره آگاهانه تصمیم بگیریم که به اطلاعات قبلی برگردیم. این منطقی‌ترین راه برای داشتن یه اندام ایده‌آل و موندگاره.

      وقتی یاد بگیریم که چطوری با استفاده از ذهن‌مون لاغر بشیم، این مهارت دقیقاً مثل رانندگی یا هر هنر دیگه‌ای توی مغزمون ثبت می‌شه. چون قراره هر روز با این افکار و نگرش‌های جدید زندگی کنیم، محاله که فراموشش کنیم. این یعنی لاغری به یه داده دائمی توی حافظه‌مون تبدیل می‌شه و برای همین هم هست که می‌گیم این روش اصلاً بازگشت نداره.

       البته صرفاً تهیه کردن دوره کافی نیست و باید با اشتیاق تمام، تصمیم بگیریم که هرچی گفته می‌شه رو مو به مو اجرا کنیم تا نتیجه بگیریم.

      برای اینکه مطالب بهتر توی ذهن‌مون بشینه، از نوشتن دیدگاها و خواندن دیدگاه دوستان نباید غافل بشیم 

      استاد در اینجا به.  دوره ورود به سرزمین لاغرها اشاره کردن که حدود دوازده هفته زمان می‌بره و نباید انتظار داشته باشیم راهی رو که چند سال طول کشیده تا طی کنیم و چاق بشیم، یه هفته‌ای برگردیم. با این حال، خبر خوب اینه که 

      سرعت لاغر شدن خیلی بیشتر از چاق شدنه. فقط باید به جسم‌مون زمان بدیم تا خودش رو با فرمان‌های جدید ذهن هماهنگ کنه و تغییرات رو به مرور نشون بده.

      ما توی این مسیر از همون قدرتی استفاده می‌کنیم که تا حالا صرف چاق شدن‌مون شده. ذهن ما سال‌ها با اطلاعات چاق‌کننده کار کرده و حالا فقط کافیه اطلاعات لاغرکننده رو توش تقویت کنیم. یکی از قشنگ‌ترین بخش‌های این روش هم اینه که خبری از رژیم‌های سخت یا ورزش‌های طاقت‌فرسا نیست. همه چیز خیلی ساده و در دل زندگی روزمره اتفاق می‌افته و

       وقتی ذهن یاد بگیره چطوری بدن رو مدیریت کنه، تناسب اندام به یه اتفاق طبیعی و همیشگی تبدیل می‌شه.

      ما چاق شدن رو مثل یه مهارت یاد گرفتیم و حالا باید لاغر شدن رو یاد بگیریم. این دقیقاً مثل رانندگیه؛ وقتی یه بار یادش بگیریم و هر روز تمرینش کنیم، دیگه تا آخر عمر توی ذهنمون می‌مونه و پاک نمی‌شه. برای اینکه واقعاً نتیجه بگیریم، فقط خریدن دوره کافی نیست و باید با تمام وجود بخوایم و تمرین‌های نوشتاری رو یا در  دفترچه مخصوص و یا قسمت نظرات  سایت  انجام بدیم تا این اطلاعات جدید جایگزین باورهای قدیمی بشه و برای همیشه توی مغز ثبت بشه.

      قرار نیست یه شبه یا توی یه هفته و یه ماه  دو‌ماه   معجزه بشه حتی برای بعضی ممکنه  تا سال هم طول بکشه  این بستگی به عمق باورها و افکار و چگونگی انجام تمرینات و دستورالعملها ی آموزشی داره  چون چاق شدن ما زمان برده و لاغر شدن هم به زمان نیاز داره، هرچند که سرعتش از چاق شدن خیلی بیشتره.

         دوره سرزمین لاغرها حدود دوازده هفته طول می‌کشه و توی این مسیر یاد می‌گیریم که چطور از همون راهی که چاق شدیم، برگردیم و متناسب بشیم.

       نکته جالبش اینجاست که اصلاً خبری از رژیم‌  چه سخت چه آسون ، گرسنگی کشیدن، ورزش‌های سنگین یا حتی سبک  یا دمنوش و دارو نیست و همه چیز خیلی ساده پیش می‌ره.

      ما از قدرت ذهن ناخودآگاهمون استفاده می‌کنیم؛ همون قدرتی که تا حالا ما رو مجبور می‌کرد حتی وقتی کاملاً سیریم باز هم سراغ غذا بریم و نتونیم جلوی خودمون رو بگیریم. حالا می‌خوایم این نیرو رو جوری تربیت کنیم که برعکس عمل کنه.

       وقتی ذهن یاد بگیره چطور با غذا برخورد کنه،  و در موردش فکر کنه لاغری یه امر کاملاً طبیعی و ساده می‌شه.

       این روش برای خیلی‌ها مثل معجزه می‌مونه چون هیچ فشار فیزیکی به بدن وارد نمی‌کنه و فقط با تغییر نگرش و افکار، جسم جدیدی برای ما می‌سازه.

      توی روش‌های قبلی که امتحان کردیم، همیشه خودمون به تنهایی تصمیم می‌گرفتیم لاغر بشیم، در حالی که ذهن ناخودآگاهمون داشت ساز خودش رو می‌زد و ما رو به سمت خوردن بیشتر هل می‌داد. همین تضاد بین تصمیم ما و خواسته ناخودآگاهمون باعث می‌شد فشار عصبی زیادی رو تحمل کنیم و تهش هم خسته بشیم و رفتار و عادتهای غذایی جدید رو رها کنیم. برای همینه که اگه کمی هم لاغر می‌شدیم، دوباره با سرعت به وزن قبلی یا حتی بالاتر برمی‌گشتیم چون ذهن ناخودآگاه همراه ما نبود.

      توی این مسیر جدید، قرار نیست تنها باشیم؛ ما یاد می‌گیریم چطوری ذهن ناخودآگاهمون رو هم آموزش بدیم تا با ما همسو بشه. وقتی ذهن و جسم در یک جهت حرکت کنن، دیگه خبری از اون کلنجارهای درونی و سختی‌های طاقت‌فرسا نیست. این همون بخش گم‌شده‌ایه که تا حالا تجربه‌ش نکردیم.

       در واقع ما داریم به اون نیرویی که تا الان به اسم «اشتها» می‌شناختیمش و فکر می‌کردیم کنترلش دست ما نیست، جهت درست رو یاد می‌دیم.

      هدف از این آموزش‌ها اینه که با آگاهی کامل توی مسیری قدم بذاریم که تهش رسیدن به رویای تناسب اندامه. وقتی ذهن یاد بگیره که چطور با تصمیم‌های آگاهانه ما هماهنگ بشه، لاغر شدن به یه فرآیند طبیعی و لذت‌بخش تبدیل می‌شه. 

      این روش شگفت‌انگیز به ما کمک می‌کنه تا برای همیشه با چاقی خداحافظی کنیم و جسمی رو بسازیم که همیشه آرزوش رو داشتیم، چون این بار ریشه مشکل رو که همون افکار ناخودآگاه هست، درست کردیم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۱۱/۱۳ ۰۱:۴۱
      مدت عضویت: 821 روز
      امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      سلام،طبق این مقاله چاقی یک روش زندگیست،درسته همه ماچاق بودن رو تجربه کردیم باهاش زندگی کردیم خاطره داریم تابمامیگفتن یکم لاغرکن چقدرناراحت میشدیم بعدش میگفتیم من باید براروکم کردن فلانی تلاشموبکنم لاغربشم سراغ رزیم ورزش میرفتیم اخرش موفق نمیشدیم رها میکردیم درواقع ناخوداگاه ما بود که بارژیم سازگاری نداشت درواقع کم خوردن وبیشتر فعالیت کردن براذهن ناخوداگاه سخته همه ماراحت چاق شدیم مثال چاقی دراین مقاله مثل یادگیری زبان فارسی که راحت وشیرین هست یادگیری هرزبان نیازداره به اموزش وتمرین وتکرار باغصه خوردن وناراحتی بجایی نمیرسیم باید تلاش کرد بایدزبان لاغری رومثل زبان مادری یادگرفت اونم بااموزش وتمرین وتکراردرگذشته چاقی روبه گردن والدین یا حرف اطرافیان مینداختیم ولی درروش ذهنی یادمیگیریم چاقی ازذهن شروع میشه به جسم میرسه من چاقی روسالها توبشقاب غذادیدم فرق یک انسان چاق ومتناسب نگرش های انهاست یک فردمتناسب هیچ اطلاعاتی ازچاقی توذهنش نداره راحت میخوره بدون فکرکردن من دیدم افرادمتناسب رو ازشون سوال کنی میگن نه ماهمچی میخوریم ولی متناسب هستیم یک فردچاق همیشه ذهنش درگیره غذاست ترس داره اگر بخوره ازچاقی میترسه نخوره حس سرزنش یکی ازدوستان رودیدم براخودش یک کرانچی کوچیک خریدمن تعجب کردم ازرفتارش اون زمانی که چاق بودم ولی الان میگم چقدرخوب باهمون خوردن لذت برد ما یکباررانندگی رو یادمیگیریم ولی همیشه اجراش میکنیم باتمرین وتکرارتوذهن ثبت میشه لاغری هم باید همینجورباشه برااینکه ازاسارت چاقی رها بشیم بایدتغییرنگرش رو اجراکردنباید ترسید اگرهمین چاقی نبودما دنبال روش ذهنی نبودیم خیلی ازافراد خیلی ازکارها رومیگفتن زمانی که لاغرشدیم انجامش میدیم این اشتباهه نباید ازچاقی ترسید وقتی بابدن دوست بشیم به صلح برسیم لاغری راحت اتفاق میفته وقتی باخوردن روبرومیشیم نترسیم دهن ناخوداگاه وسوسه میکنه وقتی من تناسب فکری یادگرفتم ازاستادم چجوری دربرابرغذارفتارکنم فقط گوش دادن کافی نیست باید انچه یادگرفتیم رواجراکنیم نگیم اشتهام زیاده ایناهمش نگرش ذهن چاقه اشتهاوجودنداره با ارام خوردن وارامش ذهنی راحت میشه متناسب شد ازافکارمنفی دوربود یک ذهن ازادبدن سالم میسازه من دیگه ازچاقی تنفرندارم چون تونستم روش ذهنی رویادبگیرم دیگه نمیگم من نمیتونم فلان عادت ترک کنم عادت اسیرمانیست مااسیرعادت ها بودیم باصلح بودن باعادتها دیگه سخت نیست لاغری روبراذهن اسان کنیم تومسیرباشیم اینقدربخوردن فکرنکنیم چشم ازجسم برداریم دنبال نتیجه نباشیم زبان لاغری رویادبگیریم خودش رمزموفقیت هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار شهربانو باقری
        ۱۴۰۵/۰۱/۰۵ ۱۳:۲۹
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 320 کلمه

        عرض سلام و احترام دارم خدمت دوست  فوق العاده ام مریم  نیکروان ….عزیزم  پنجمین روز بهار ۱۴۰۵  بر شما مبارک و خجسته  همراه با اتفاقهای خوب ….

        از دیدگاه  طلایی شما  بهره  بردم  ..  عالی و ممنون 

        یکی از لذت بخش ترین   لحظات  برا من وقتیه  که با یک متناسب  فابریک  طبیعی   همنشین و هم صحبت  میشم   و وقتی سوال  می پرسم  شما  چطور به این خوبی  لاغر و متناسب  هستی  ؟  و اون میگه   نمی دونم  چون  هیچ کار خاصی برای لاغر شدنم نکردم و  برای لاغر ماندن هم هیچ  کار خاصی  هیچ غذای خاصی  نخوردم    وبعد از اون  دلیلی که می آره  هر چند با واقعیت  جور  در نمی ره  میگه من  ارثیه از  پدرم  یا مامان بزرگم‌ دارم  من استعداد لاغری دارم   هر چی می خورم چاقم نمی کنه  سوخت و سازم  بالاست  …

        خوب این دلایل   برای ما که  به اصل آگاهی  در مورد چرایی چاقی و لاغری  رسیدیم  قابل قبول نیست  دستاویز  برای  لاغر ماندن   …درسته  که طرز تفکر و باورشون  نسبت به چرایی  لاغر بودنشون  اشتباهه  و به دلیل عدم آگاهی از اصل ماجراست  اما به نفعشون  تموم شده  قدرت ذهنشون  داره به نفعشون  کار می کنه   

        و اینم که شما نوشتی کاملا صحیحه که میگی  از محسنات  چاقی برای ما این بوده که با قدرت ذهن آشنا بشیم  به قدرت خلاق بودنش پی ببریم   به اینکه چطور از این نیرو نه تنها برای تناسب اندام بهره ببریم  و بدون رژیم و ورزش اجباری  بدون سختی  با غذای سفره  بدون ترس بدون کالری شماری   لاغر و خوش اندام بشیم  بلکه از این قدرت  خدایی برای  جنبه های دیگر زندگی  بهره کافی ببریم  جنبه هایی مثل  روابط ، شغل  ، رضایت از زندگی  ، خداشناسی و خودشناسی    و دنیایی بسازیم  سراسر  شادی و رضایت  از خودمون و خدای خودمون …

        باز هم از شما و دیدگاه خوبت   سپاسگزارم در پناه خدا  شاد باشیم در مسیر تغییر کردن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مریم نیکروان
          ۱۴۰۵/۰۴/۱۲ ۱۵:۳۵
          مدت عضویت: 821 روز
          امتیاز کاربر: 29905 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 38 کلمه

          سلام تشکرازشمادوست بسیارعزیزم لطف ومحبت ودقت نظرداشتین به نوشته هام خداروبایدشاکربودهدایت همه ما به این سایت اتفاقی نبودهمش معجزه بوده همین چاقی مزیت هایی داشته که ماروبفکر راه حلی درست برارفعش پیداکنیم واونم روش بدون سختی وعرق ریختن 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید