0

مزایای عادت موردنظر (گام دوم – 1)

تغییر عادت با قدرت ذهن
اندازه متن

🔁 تغییر عادت‌های رفتاری شاید در نگاه اول سخت و حتی ترسناک به نظر برسه 😰 اما وقتی با چراغ آگاهی 🧠 و نیروی پذیرش ذهنی 🤲 همراه بشه، همه‌چی اون‌قدر آسون می‌شه.

📍 اگه گام اول این چالش رو هنوز نخوندی، پیشنهاد می‌کنم اول از اونجا شروع کنی تا این قسمت برات کامل‌تر باشه.

طوری که با خودت می‌گی:

«ای بابا! چرا زودتر شروع نکردم؟ 😄»

تو این دوره قراره قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چطور با تغییر عادت با قدرت ذهن، یه مسیر تازه 🌱 برای رهایی از رفتارهای آزاردهنده‌ بسازیم؛

تغییر عادت با قدرت ذهن سه نکته طلایی داره:

✨ درک لذت پنهان پشت هر عادت

🧩 پذیرش مسئولیت رفتارها

☮️ رسیدن به صلح درونی

آماده‌ای که شروع کنیم؟ 😌💪

چرا فکر می‌کنیم اسیر عادت‌ها هستیم؟ 🌀

بسیاری از ما وقتی متوجه تکرار یک رفتار آزاردهنده می‌شیم، به خودمون می‌گیم:

«من گرفتار این عادتم… نمی‌تونم تغییرش بدم.» 😣

این جمله ساده، در واقع تبدیل می‌شه به یک باور محدودکننده.

اما حقیقت اینه که:

🔸 هیچ عادتی زورکی تکرار نمی‌شه.

🔸 ما خودمون انتخاب می‌کنیم اون رفتار رو بارها انجام بدیم.

این یعنی تغییر عادت با قدرت ذهن، از همین لحظه‌ای شروع می‌شه که این باور رو کنار بذاریم.

💡 این دقیقاً همون مسیریه که دوره ورود به سرزمین لاغرها قدم‌به‌قدم و با جزئیات کامل آموزشش می‌ده؛ اگه می‌خوای این تغییر رو عمیق‌تر و ساختاریافته‌تر تجربه کنی، سراغش برو.

✍️ در ادامه همین گام، وارد قدم‌های عملی می‌شیم؛ و بعدش توی گام بعدی می‌ریم سراغ «صلح با عادت مورد نظر».

قدم اول: مسئولیت رو بپذیر 😌🪞

وقتی می‌گی «من نمی‌تونم این عادت رو ترک کنم»، در واقع داری اختیار رو به بیرون از خودت می‌دی.

اما وقتی بگی:

✨ «این منم که این رفتار رو بارها تکرار کردم.»

✨ «قدرت تغییرش هم دست خودمه.»

اون‌وقته که تغییر عادت با قدرت ذهن واقعاً ممکن می‌شه.

قدم دوم: صلح با عادت 🤝

شاید عجیب به نظر برسه، ولی قدم دوم اینه که با رفتاری که اذیتت می‌کنه، آشتی کنی!

چطوری؟

📍 برگرد به گذشته و ببین چرا اون رفتار برات لذتبخش بوده.

📍 چه چیزی باعث شده بارها تکرارش کنی؟

📍 آیا هنوز هم همون لذت رو می‌ده یا فقط از روی عادت انجامش می‌دی؟

وقتی به جای سرزنش، به لذت پنهان پشت رفتار نگاه کنی، خشم و عذاب وجدان جاش رو به درک و پذیرش می‌ده.

یک مثال واقعی از عادت شیرین اما دردسرساز! 🍵🌰

روزی از روزها توی خونه‌ی یکی از بستگان، چای رو با ترکیب خرما، گردو و کنجد خوردم. طعمش فوق‌العاده بود! فردای اون روز همون ترکیب رو با علاقه تهیه کردم و کم‌کم این شد عادت روزانه‌ام.

اما بعد از مدتی، وقتی بیرون از خونه بودم و اون ترکیب رو نداشتم، چای برام بی‌مزه شد… حتی ناراحت می‌شدم که بدون اون ترکیب باید چای بخورم.

اینجا بود که فهمیدم:

🔍 «من اسیر چای نبودم… اسیر اون حس لذت و تکرار شده بودم.»

و این مثال کوچیک نشون می‌ده که چطور تکرار، حتی از لذت هم می‌تونه درد بسازه.

قدم سوم: الگو رو بشکن ✂️🔁

عادت‌ها مسیرهایی هستن که در ذهنمون حک شده‌ان. اما خبر خوب اینه که:

ذهن انعطاف‌پذیره و با تکرار رفتار جدید، مسیر جدید می‌سازه.

یعنی:

🔁 رفتار قدیمی ← آگاهانه متوقف کن

🆕 رفتار جایگزین ← با لذت و آگاهی انتخاب کن

🧠 تکرار کن ← مسیر جدید در ذهنت ساخته می‌شه

و این یعنی باز هم تاکید می‌کنیم:

تغییر عادت با قدرت ذهن، نه فقط ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

قدم چهارم: تکرار آگاهانه رفتار جدید 🔄🌟

برای جایگزینی یک عادت، کافیه:

  1. اون رو با رفتاری که هنوز لذت داره جایگزین کنی
  2. حواست باشه هر بار با آگاهی انجامش بدی
  3. به خودت بابت تغییر، بازخورد مثبت بدی

✅‌ مثلا اگه عادت به پرخوری در شب داری، می‌تونی با نوشتن حس و حالت بعد از پرخوری، آگاهانه مسیر فکری‌ت رو رصد کنی.

قدم پنجم: عادت جدید رو با تصویر ذهنی قوی تقویت کن 🧘‍♀️🌈

ذهنت به تصویرها پاسخ می‌ده.

هر روز چند لحظه وقت بذار و خودت رو در حال انجام رفتار جدید، با حس خوب، تجسم کن.

مثلاً بگو:

🧠 «من دارم عادت‌های سالمی رو انتخاب می‌کنم.»

🌿 «هر روز در حال رشد و تغییرم.»

💪 «تغییر عادت با قدرت ذهن در من در حال رخ دادنه.»

این عبارت‌های تاکیدی به مرور ذهن ناخودآگاهت رو همراه می‌کنن 💫

جمع‌بندی: تغییر عادت از ذهن شروع می‌شه، نه از زور و اجبار 🎯

وقتی باور کنی که اسیر عادتی نیستی، و خودت انتخاب کردی اون رفتار رو تکرار کنی، تازه در جایگاه قدرت قرار می‌گیری. از همون‌جا می‌تونی آگاهانه مسیر جدید بسازی.

✅ به خاطر داشته باش:

تغییر عادت با قدرت ذهن، ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی؛ فقط کافیه از درون شروع کنی.

در گام بعدی می‌ریم سراغ «صلح با عادت مورد نظر».

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.36 از 123 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22344
244 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۹ ۱۶:۰۶
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

      سلام و درود به تمام همراهانم 

      عادت ناراحت کننده ی من :

      من دوست دارم وقتی غذا برای اعضای خانوادم میکشم ( چون ما هر  چهار نفرمون در تایم متفاوت از هم غذا میخوریم و من معمولا برای اونها این کار رو میکنم )و جلوی اونها میزارم خودم دست نزنم حالا شاید یه روزی باشه که من برای اونها نکشم و خیلی راحت  این عادت هم نیست اما اگر به هر دلیلی مجبور به انجام این کار بشم خودم هم به غذاها ناخنک میرنم و چقدر از انجام این عادت ناراحت هستم .و یا موقع جمع کردن ظرفهای اونها بازم شاید این کار رو بکنم و یا هنگام انتقال غذای باقیمانده  ی اون روز داخل ظرفهای کوچک  هستم  که داخل یخچال بزارم بازم  این کار رو میکنم که دپستش ندارم .

      این عادتها  رو من دارم انجام میدم و گرنه اونها بر ما مسلط نیستند بعنی قدم اول پذیرش مسو لیت از انجام این رفتار هست  یعنی من دارم هر روز اون رو کار رو تکرار میکنم و‌ گرنه اون غذا که به زور وارد بدن من نمیشه من خودم اون رو برمیدارم و داخل دهنم میزارم حالا مهم نیست مطمعنم به زودی این عادت در وجود من از بین میره .پس همه چیز خودم هستم حتی رفتارها و عادتهای من ،خودم هستند اگر خوب یا بد هستند باید مسولیت اونها رو قبول کنم و بگم خودم به وجودش اوردم خودم هم از بین میبرمش و تقصیر رو گردن اطرافیان نندازم که تو باعث انجام این رفتار شدی .

       هر رفتاری خیلی تکرار بشه برای من ازار دهنده میشه حتی اگر اون رفتار عالی باشه مثلا اگر من از یه تفریح لذت میبرم اما اگر هر روز بیش از حد نیاز  تکرار بشه من اذیت میشیم مثلا یه موسیقی رو اگر دوست دارم اما اگر  زیاد تکرار بشه من اذیت میشم چون درون ما تنوع رو دوست داره پس اگر من یه رفتاری دارم که اون رو دوست ندارم خود اون رفتار بد نیست بلکه تکرار اون رفتار هست که اذیت کننده هست .

      میخوام مشخص کنم از این رفتارم  چه لذتهایی بردم که الان که  دارم تکرارش میکنم دیگه اون تکرار من رو اذیت میکنه .

      من هر وقت برای پسرم غذا میکشم یه ذره هم خودم داخل دهنم میزارم چون حس خوب ازادی میده .که هروقت بخوام میتونم غذا بخورم 

      حتی اگر غذا  از بقیه داخل ظرفشون  بمونه و من بخوام اونها رو جمع کنم یه ذره میخورم حس خوب اینکه غذا اسراف نشده و یا اینکه یه ذره که چیزی نیست بخورم دیگه تموم بشه و چیزی داخل ظرف نمونه .رو دارم 

      موقع کشیدن غذا برای همسرم در حالی که خودم غذام رو خوردم   اما یه ذره میخورم  چون  با انجام این کار حس خوب همراه ایشون. بودن  و تنها نزاشتن ایشون موقع غذا خوردن هست .که سالها این کار رو احترام میدونستم 

      موقع کشیدن غذا و یا جمع کردن  غذا  در حالی که ببینم بقیه کم خوردند سریع  یه ذره میخورم و  میخوام  به این حس خوب برسم که به خودم بگم غذاهای من خیلی خوشمزه هستند و اگر بقیه نخوردند ربطی به مزه ی غذای من نداره اونها دوست نداشتن اما من از اونها دوست دارم 

      من موقع گذاشتن اضافه ی غذاها داخل یخچال ته قابلمه یا قاشق رو داخل دهنم میزارم که هم اینکه مزه ی غذا رو  دوباره بفهمم و هم اینکه ظرف تمیز بشه و چیزی بهش نچسبه  و اینم مزیتش این هست که واقعا ظروف تمیز میشن برای شستن .

      من با انجام این کار به این مزیت میرسم که ببین من ادم بهانه گیزی نیستم و من هر غذایی رو حتی در چند وعده میخورم و ایراد نمیگرم .چون بقیه اینطور نیستن و هرگز دو عده غذایی رو مثل هم نمیخورن مگر خیلی زیاد  به اون غذا علاقه داشته باشن 

      من با انجام این کار به این حس خوب ارامش میرسم  که همیشه در خانه ی ما غذا هست .

      من با انجام این کار به این حس خوب میرسم که 

      قانون اول برای تغییر کردن هر عادت این هست با اون عادت یک رابطه ی صمیمی داشته باشم من اگر از اون رفتار تنفر داشته باشم اون رفتار من به  من میچسبه پس من باید لذتهای بیشتر از این رفتار. رو داشته باشم من میخوام رابطه ی دوستانه ای با این رفتارم داشته باشم و من از این رفتارم تنفر ندارم و کاملا با اون دوست هستم .

      پس خود ارزشمندم  هر وقت موقع کشیدن و یا جمع کردن غذا و گذاشتن اونها داخل یخچال و یا برداشتن اونها از روی گاز خواستی ناخنک بزنی ناراحت نباش این رفتارت رو دوست داشته باش عزیزم چون  این کار به تو خیلی از  حس های خوب رو میده مثل آزادی ،مثل دست پخت خوب داشتن مثل احترام به همسر مثل اسراف نشدن و مثل همیشه غذا دم دستت هست و زیاد هست و حس ارامش و …. پس با این رفتارم در صلحم و هر وقت خواستم انجامش بدم نظاره گر باشم خودم دارم اون غذا رو برمیدارم و داخل دهانم میزارم تا به یکی ازاین حس ها برسم .و هیچ کس کن رو مجبور نکرده .

      من دیروز با شروع این چالش چند مورد بود که انجام ندادم و راضی هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۹ ۰۱:۴۰
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 822 کلمه

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان پر انگیزه ام 

      من از وقتی که برای چندمین  بار  وارد این چالش شدم و کامنت دوستان  رو خواندم  متوجه شدم چقدر تغییر کردم چقدر عادتهای گذشته رو یا اصلا ندارم یا کمرنگ دارم مثلا من خیلی وقته علاوه بر اینکه با چایی شیرینی نمی‌خورم بلکه  خود چایی رو هم دیگه نمی‌خورم وبهش علاقه ندارم  و یا خیلی وقته به جای اینکه بعد از خوردن صبحانه یه تیکه شیرینی بخورم. دیگه از همون اول شیرینی دلخواهم  رو  به اندازه نیازم  برمیدارم و با شیر در صبح میخورم و دیگه  ولع به شیرینی خوردن  ندارم و یا اینکه خیلی وقته به جای اینکه قبل از اومدن همسرم از سر کار و ناهار خوردن با همسرم  با ته دیگ و غذاها  و خورشت‌ها ته بندی نمیکنم و به جاش هر وقت گرسنه بودم در هر زمانی خودم غذا میکشم وبه تنهایی میخورم  و اینطور ریزه خواری کمتری دارم ویا اینکه خیلی وقته خواب بعد از ظهری ندارم که بعدش گرسنه بشم و بخوام برم سراغ قابلمه ها و کلی  سر پایی غذا بخورم چون وقتم برنامه ریزی شده هست و فقط شبها می‌خوابم  و یا خیلی وقته که چون به پسرم خودم غذا نمیدم و ایشون در خوردن کاملا مستقل هستن منم با هر بار غذا دادن به اون خودم کلی غذا نمی‌خورم و ریزه خواری نمیکنم  و……خلاصه کلی تغییرات دیگه که اگر بخوام بشمرم واقعا زیاد هستن  پس با  قدرت میگم من تغییر کردم و فوق العاده تر شدم و کلی از عادتهای اشتباهم رو دیگه الان که در دوره هستم ندارم فقط دوست دارم در یک مورد بهتر رفتار کنم اونم این هست که وقتی غذایی از نظر من خوشمزه بود و یا از اون  خوشم اومد بیشتر ازنیازم نخورم و مطمعنم این کار من و این رفتار نادرست من با بودن در این دوره  بهتر میشه .

      و اما من با وجود اینکه می‌دونم بعد از انجام این کارپرخوری  اذیت میشم ولی هر بار در این شرایط قرار می‌گیرم ممکنه تکرارش کنم و تکرارش  من رو ناراحت کرده ومیخوام تغییر کنم و اما  باید من بتونم  مزیت‌های این کارم رو بنویسم تا بدونم اون کار در همون لحظه برای من یه لذت های داره که من انجامش میدم پس من نباید ازاین کارم متنفرم باشم چون تنفر باعث میشه  این کار به من بچسبه  و بر عکس باید من با اون در صلح باشم  پس الان میگم  من چه لذتهایی  با این کار بردم و با این رفتارم  دوست میشم و از اون تنفر ندارم .:

      ۱)  من وقتی غذایی  رو دوست داشته باشم  مثل فست فود ها و ساندویچ ها زیادتر از نیازم  میخورم چون این کار لذت محدود نبودن و رژیم نداشتن رو به من میده .

      ۲)من وقتی چیبس و پفک  بخرم و یا جایی ببینم  زیادتر از نیازم میخورم چون  این کار  لذت این رو به من میده که من دارم بیخیال همه چیز  و تذکرها که  میدن و باید و نباید ها اون طور که دلم میخواد غذا میخورم  و لذت میبرم و بازم حس آزادی و رهایی  از تمام  چارچوبها رو دارم .

      ۳)من وقتی غذایی رو دوست داشته باشم  و یا خوشمزه باشه بیشتر میخورم و با این کار به این لذت میرسم که من تا قبل از اینکه  غذا تموم بشه و من دیگه طعمش رو نفهمم  من اون جور که خواستم خوردم .

      ۴)من وقتی غذایی رو دوست داشته باشم و یا خوشمزه باشه  بیشتر میخورم  و با این کار به این لذت میرسم که انگار دارم یه کار لذت بخش انجام میدم و از زندگی بیشتر لذت میبرم و بهتر استفاده میکنم .

      ۵)من وقتی غذایی و یا فست فودی و یا هله هوله ای مثل پفک و چیبس رو بیشتر از نیازم میخورم  با این کار به این لذت میرسم که  دارم انتقام حوصله سر رفتن و بی تنوعی در زندگی و کسل بودن و  یا چون پولش رو دادم و یا چون اومدم تفریح و …. رو میگیرم .

      ۶) اصلا در بعضی مواقع خاص مثل مهمانی و رستوران و یا جشن تولد و یا در مواجه شدن با یک سفره ی رنگین و یا مواحه شدن با یک غذای  خوشمزه  و …  یکم بیشتر از نیازم خوردن برای  من در همون لحظه ی خوردن  لذت بخش بوده و شایدم الان هنوز باشه و فکر میکنم در هر شرایط خاص مثل مهمانی و  جشن و … و یا در مواقع روبه رو شدن  با مواد غذایی  دلخواهم  در هر وعده غذایی  و با بیشتر خوردن. من بیشتر از زندگی خودم  لذت میبرم و حس سر خوشی و شادی  در من به وجود میاد ولی به محض آگاه شدن به کارم و زنگ هشدار. به صدا در آمدن با فشار شکمی و سنگینی و … سریع پیشمون میشم که چرا  این کار رو کردم  و اما جدیدا با بودن در دوره ها خیلی این رفتارم کمتر شده چون تمام حواسم  به  نیاز جسمم هست  ولی بازم  باید مهارتم بیشتر بشه و خطاهام   کمتر و کمتر بشه.

      من یه شگفتی ساز موفق  هستم که به زودی  رفتارهام با هدفم همسو و مطابق  میشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۳/۰۲ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,011 کلمه

      عادتهای زیادی در ما هست که همه منشا تکراری دارن و این عادتها رو ما داریم هر روز  انجام میدیم و گرنه  اونها برما مسلط نیستن و اما  این عادت  که ما رو اذیت میکنه و  ما داریم هر روز  انجامش میدیم  باید بدونیم  اصلا اینطور نیست که اون عادت به ما تحمیل بشه .

       

      یه رفتار وقتی زیاد تکرار بشه برای ما آزاد دهنده میشه حتی  یه فیلم زیبا  وقتی خیلی تکرار بشه برای  ما  اذیت کننده میشه چون درون ما تنوع رو دوست داره .

      پس این رفتار که من رو اذیت میکنه این  رفتار  رفتار بدی  نیست ولی تکرارش  هست که ما رو اذیت کرده و بد هست .

      پس اول مشخص کن اون رفتار چه مزیت و لذت هایی برای ما داره و چون خیلی برای  ما لذت داشته  که بارها تکرارش کردیم و حالا اذیت شدیم و  اما زمانی که انجامش می  دادیم خیلی هم برای ما لذت بخش بوده .

      از هر چی بترسی سرت میاد و از هر رفتاری تنفر داشته باشی اون میچسبه به شما و نمیشه تغییرش بدی پس اول با این رفتارت که مرتب تکرارش میکنی یک رابطه ی دوستانه داشته باش و بگو چقدر این رفتار حال شما رو خوب کرده ( این یک فن هست برای در صلح بودن با این رفتار )

      پنج مورد بنویس که از تکرار این رفتار چه لذتی بردی و باید رابطه ی دوستانه برقرار کنی و نباید ازش تنفر داشته باشی 

      من وقتی  پیغام سیری رو درک میکنم   ولی چند لقمه اضافه تر میخورم و این کار چه لذتی برام داره ؟؟

       فکر کنم این  کار برای من هنور یه حالت آزادی در خوردن هست که ببین سیرم ولی بازم میتونم بخورم 

      و یا این لذت رو داره که من به حد سیری غدا میخورم ولی سیری در ذهن من هنوز غلط معنی میشه یعنی درد شکم و سنگینی 

      واین کار این لذت رو داره که من هنوزم در ذهنم ترس از نبودن این غدا در وعده ی بعدی   هست  پس زیاد تر میخورم که اگر نباشه و تموم بشه من خوب خورده باشم .

       

      فکر کنم این کار این لدت رو داره که خوردن زیاد مساوی با شکستن یه سری محدودیتهاس و چهار چوبهای رژیم در ذهن من  هست 

      فکر کنم این کار  وقتی از غدایی در ذهنم خاطره داشته باشم بیشتر هست و میخواد بگه لدت بردن از این عدا یعنی زیاد خوردن 

       در کل فکر کنم این کار که چند لقمه اضافه تر از نیاز میخورم این لذت ها رودر ذهنم   برام  داره که بیشتر خوردن برام مساوی هست با نبودن در هیچ چهار چوب و ررژیم  و محدودیت و ترس از نبودن غدا  که من رو وادار میکنه بیشتر بخورم و یا خاطره داشتن از اون غدا و یا تحریک شدن که من رو وادار به خوردن چند لقمه اضافه میکنه و  با این کار  گفتم به خودم که  بببین به  هر اندازه که خواستم خوردم و لاغر هم هستم و این قشنگی لاغری با ذهن هست(اما  برای همین هست فکر کنم یک ساله و نیم هست در سایتم ولی هنوز یه مقدار کم تا تتناسب  کامل فاصله دارمدر حالی که کل اصافه وزنم ۱۴ کیلو بوده  )

       و  اما زمانی که پیعام سیری رو دریافت میکنم کاملا از درون حس میکنم سیرم ولی هنوز از لحاظ ذهنی حریصم و اون ذهنم  باهام راه  نمیاد که غدا رو ول کنم برم هنوز ذهنم فرمولهای چاق کننده داره  که من  رو وادار به  یکم بیشتر خوردن میکنه  و اما  چون به راحتی پیغام سیری رو دریافت میکنم خیلی خوشحالم که میتونم این حس قشنگ رو  متوجه بشم  و تازه انگار یه  الارمی به من داده میشه بسه و دیگه نیاز نداری و یه نجوایی بهم میگه ببین من گفتم نخور و دیگه بسه و دیگه جسم تو نیاز نداره ولی تو ادامه میدی و حالا میخوام تمرین کنم تو همین مرحله غدا رو رها کنم و  اما اون منفی باف درون وادار میکنه بخورم میگه تو که نخوردی خیلی کم خوردی با ۶ قاشق برنج ( حالا بسته به نیاز اون روزم  یه مقدار  کم و زیاد میشه) که نمیشه خیلی کم  خوردی هنوز بخور ولی قشنگ حس میکنم سیری رو و اگر اون موقع بلند شم خیلی سبک و رها و واقعا بدون فشار شکم هست .

      خیلی وقت  هست که نیاز خوردن من تغییر کرده تا چند قاشق میخورم سریع سیر میشم و یه مقدار فشار شکمی رو  احساس میکنم  در حالی که قبلا این حالت رو در خوردنهای زیاد و پرخوریهای زیاد تجربه میکردم حالا در  رفتاری که شاید یک سوم گدشته ام هست سریع این احساس رو پیدا میکنم و یکم برای ذهنم پذیرفتنش سخت هست که من کم خوراک شدم  و وادار به خوردن بیشتر من رو میکنه و همراهی نمیکنه واقعا به حد سیری بخورم و بلند شم و تمام تلاشم در این چالش همین هست .

      و ریزه خواری همانطور که گفتم قبلا خیلی زیاد داشتم و اما حالا که در حال تکرارم واقعا چیز خاصی در خودم نمیبینم مگر بعد از ظهرها که کمی بخوام شیرینی با چایی  بخورم  یا موقع جمع کردن سفره از باقی مانده ی غدا بخوام کمی بخورم که بازم فکر کنم ذهنم  با این کار میخواد همون حرفهای بالا رو  برام تداعی کنه و گرنه بارها شده گفتم من چایی نخورم و به جاش یک میوه بخورم ولی ذهنم همراهی نکرده  در حالی که از درون خیلی میل ندارم  حالا انشاا… با این چالش دهنم رو بیشتر همراه خودم در این مسیر میکنم و به موفقیتهای بزرگتر میرسم 

       

      اما بازم دم خودم و این دهنم گرم که این همه تغییرات عالی تا به اینجا داشتم و اینقدر ذهنم در مسیر لاعر شدن قرار گرفته و کلی تغییر کرده و اینقدر تغییرات من واضح بود که وقتی وارد این چالش شدم و خواستم بنویسم ریزه خواری انصافا دیدیم مثل قبل هیچ ریزه خواری که عادت همیشگی من باشه ندارم برای منی که از صح تا شب به هزار بهانه قبلا میخوردم الان فقط یه مقدار با چایی بعد از ظهرم شیرینی میخورم که میخوام در اون تغییر ایجاد کنم و واقعا جای تحسین و تشویق دارم به خودم تبرییک میگم و از استاد عزیز هم بسیار سپاسگزارم که راهشون درست و حق هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۱ ۲۱:۴۸
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      سلام به همگی من دوباره میخواهم تمام تمرینها رو انجام بدم
      من از ریزه خواری در زمانهای مختلف و به عنوانین مختلف لدت های مختلفی بردم اگه بعد از جمع کرد میز غدا بوده که من از باقی مانده ی غدای بچم یا شوهرم بوده کمی خوردم این لدت رو داشته که خودم در بشقابم زیاد نکشیدم و نخوردم واینجور خودم رو راصی میکردم ولی به محص جمع کردن از غذای بقیه دست دست کردم یا پای اجاق گاز کمی خوردم و این لدت رو داشته که تا داغ هست باید غدای سرخ شده بخورم نه وقتی سرد شد پس چندتا به فرض کتلت خوردم و دوباره موقع ناهار هم چند دونه خوردم یا اینکه از غدایی که خودم برای بچه ام کشیدم ودوست داشتم همه اش رو بخور و چون خودم بهش عدا میدادم خودم هم خوردم چون این لذت رو داشت که ظرفش خالی شده و خوب خورده هیچی نموند و این خیلی خیلی امتیاز بود برای من یا اینکه بعد از خواب ظهر کمی خوردم از تو قابلمه و این لدت رو داشته که چه راحت هر چی بخوام در هر زمانی میخورم و اصلا زندگی من زجر آور و رژیمی نیست و ..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۰۵/۲۳ ۱۹:۰۵
      مدت عضویت: 2518 روز
      امتیاز کاربر: 8080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام به همگی
      لذت هایی که من از تکرار رفتارهای چاق کننده میبرم : از داخل ظرف غذای پسرم یه مقدار خودم میخوردم یه مقدار به پسرم میدادم که زود تموم بشه و پیش خودم هم میگفتم بلخره خوردش در حالی که خودم هم کمکش میخوردم حس خوبی داشتم که یه وعده غذایی به اون اندازه که خودم تشخیص دادم براش اندازه هست رو پسرم کامل خورده و احساس مادر لایق بودن میکردم
      باقی مانده ی غذای خانواده رو از هر وعده من سر پایی یه مقدار میخوردم شاید با این کار کم خوردن رژیمی که جرات نمیکردم بشقابم رو بیشتر از حد گفته شده پر کنم اینجور تلافی در میوردم واحساس کم خوردن رو هم میکردم که
      من که از داخل بشقاب خودم زیاد نخوردم و حسم بهتر میشد اینجوری بخورم
      و یا اینکه هر وقت حو صله ام سر میرفت سریع با خوردن یا آشپزی کردن خودم رو مشغول میکردم یا هله هوله خوردن خودم رو مشغول میکردم و خوشحال بودم که تو این بیکاری یه لذتی دارم میبرم
      و هر وقت تو سیری غذا میخوردم احساس میکردم من خوبم و دارم از زندگی لدت میبرم که هر چیزی رو بخواهم تو هر تایمی با هر مدلی خیلی راحت بدون وسواس میخورم و بقیه که رژیم هستن چقد زجر آور زندگی میکنن
      و یا اینکه تند غذا میخوردم البته من همیشه اینجور نیستم بعض وقتا که غذا مورد علاقه ام باشه یا در یک رستوران یا مهمانی خاص باشه سریعتر میخورم که تا تموم نشده هر چقدر دلم خواست بخورم
      پفک و چیپس و کرانچی و … خوردن هم که با خوردن اونا من به احساس آرامش میرسیدم البته قبلا دیگه حالا خیلی کمتر شده
      ویا اینکه من از غذای اماده شده روی اجاق گاز تا همسرم بیاد یه مقدار میخوردم چون فکر میکنم تا داغ و تازه برنج دم کشده و ته دیگ اش خیلی خوبه لدت داره بخورم و بعد دوباره ناهار هم میخوردم که دیگه بازم خیلی کمرنگ شده شاید بعضی وقتا اتفاق بیفته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم