0

تصویرسازی ذهنی لاغری (گام پانزدهم)

تصویرسازی ذهنی
اندازه متن


حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨

📍 این جلسه ادامه گام چهاردهم (تاثیر خوردن بر جسم) است.

این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که می‌خوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،

قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کم‌کم واقعی می‌شن! این جلسه از مهم‌ترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈

تصویرسازی ذهنی

حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیاده‌روی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گم‌گشتگی… چون هر کاری می‌کنی، باز هم نمی‌تونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭

اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد می‌شه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃

ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، به‌جای ساختن تصویر لاغری، سال‌هاست که به‌صورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین می‌کنن! 😞🍟

مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچ‌وقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.

اون‌هایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سال‌ها با چاقی زندگی کردن، کم‌کم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینه‌هایی که چاقی رو تکرار می‌کنن… از عکس‌هایی که حس خوبی نمی‌دن، از مقایسه‌ها، از سایز کردن لباس‌ها. 🪞📸

اینجا مشکل اصلی پیدا می‌شه:

ما هیچ‌وقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمی‌تونه به سمتش حرکت کنه.

ذهن با تصویر حرکت می‌کنه، نه فقط با برنامه‌ریزی یا اراده‌ی لحظه‌ای. 🧠🎯

خبر خوب اینه که می‌تونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضله‌ای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قوی‌تر می‌شه 💪

✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرین‌هایی هستن که به ذهن نشون می‌دن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”

وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر می‌کنه. انتخاب‌هات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرف‌هایی که به خودت می‌زنی.

✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نه‌تنها واقعی می‌شه، بلکه قراره زندگی‌مون رو متحول کنه.

تاثیر مغز چاقیتصویرسازی ذهنی

💡 اگه می‌خوای این تمرین تصویرسازی رو با راهنمای صوتی و برنامه روزانه دنبال کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها این تمرین‌ها رو به شکل کامل در اختیارت می‌گذاره.

✍️ حالا بریم سراغ نقطه مقابلش: تصویرسازی ذهنی چاقی؛ در ادامه هم توی گام شانزدهم سراغ «توجه کردن به لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 64 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.52 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23336

64 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

64 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صبا
      ۱۴۰۱/۰۲/۲۴ ۰۸:۴۴
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلااام

      چندین بار فایل رو دیدم و سعی کردم گفته های شما رو توی زندگی واقعیم ببرم و اولین گامم این بود که تشخیص بدم از چه راه هایی دارم تصویر سازی میکنم و الان برای خودم لیستشون میکنم که با آگاهی بیشتر راجع به خودم فکر کنم و تصویر سازی کنم و هر بار خواستم تصویر سازی در جهت چاقی انجام بدم از کارم آگاه باشم و دیگه ادامش ندم.

      کارایی که در مسیر چاق شدن انجام میدم:

      وقتی میخوام غذا بخورم به یاد روزایی میوفتم که به جسمم آسیب میزدم و پر خوری میکردم و حالم از غذا خوردن بد میشه چه به اندازه بخورم چه بیشتر یا کمتر از نیازم ، کلا حالم از عمل خوردن بد میشه به خاطر خاطره های رنج آور 

      راهکارش چیه؟ اول اینکه در مسیر لاغری با ذهن باشم و ادامه بدم و فرمول های خوردن = چاقی رو کمرنگ تر کنم هر روز ، دوم اینکه اون لحظه به یه چیز در لحظه ی حال فکر کنم و آگاهانه از خاطرات گذشته بیام بیرون مثلا به گلای قالی نگاه میکنم و با خودم میگم چه رنگی هستن و یا هر کار ساده ی دیگه ای که حواسم رو به زمان حال معطوف کنه نه گذشته

      من وقتی یه لباس قشنگ میپوشم به خودم میگم فلانی که اندامش عالیه ، اگه این لباسو میپوشید چقدر بیشتر بهش میومد و حسرت میخورم که اون اندام مال من نیست تا بتونم بیشتر لذت ببرم و این یه تصویر سازی قدرتمند از چاقیه

      راهکاری که براش به ذهنم میاد اینه که به قسمتایی از بدنم فکر کنم که خیلی دوسشون دارم و همیشه از دیدنشون توی آینه لذت میبرم مثله صورتم و کمرم یا دستام و این حالمو خیلی خوب میکنه ، یکی دیگه اینکه با همون لباس از خودم عکسای قشنگ میگیرم و اینطوری دفعه ی دیگه تصویر اون عکسایی که گرفتم میاد توی ذهنم به جای اینکه به فلانی خوش هیکل فکر کنم.

      من تمام خاطراتی که تا الان داشتم رو میارم توی ذهنم و همش به خودم میگم چقدر خوب میشد اگه توی تموم اون لحظه ها لاغر و متناسب و خوش اندام می بودم چقدر همه چیز قشنگ تر میشد چقدر بقیه بیشتر دوستم داشتن و ازم تعریف میکردن و این یه حکم خیلی محکمه که به من میگه الان چاقم و چاقی در من نهادینه شده و خودم رو نپذیرفتم و اگه ادامه بدم این باعث میشه این تصویرا بیشتر و بیشتر بشن و وقتی بهشون بیشتر توجه کنم دیر تر کمرنگ میشن و کار من سخت تره 

      پس من چند لحظه توی ذهنم به آب شدن یه شمع فکر میکنم تا آروم بشم و با خودم حرف میزنم و میگم که گذشته ها گذشته و تموم اون تجربه ها منو چیزی کرده که الان هستم و خوشحالم که الان اینم و میخوام خودمو هر روز یه پله ببرم بالا که اصلا کار سختی نیست 

      و من کافیم . نیاز نیست همه چیزم خوب باشه همیشه . من تلاشمو میکنم اما بعضی وقتا فقط باید حس کنم و بپذیرم 

      برای چاقی هم همینطوره ؛ یه زمانی شخصیت من ، شخصیت یه آدم چاق بود و خودم به وجودش اوردم خودمم همین الان از راه درستش شخصیتمو تغییر میدم و بعد رفتار هام تغییر میکنه و انتطاراتم از خودم عوض میشه

      خدایا شکرت برای این آگاهی ها

      از این به بعد آگاهانه درباره ی خودم فکر میکنم تا تصویرایی که از الان در ذهنم شکل میگیره متفاوت باشه از گذشته ی خودم و نتایج متفاوتی برام داشته باشه

      ممنونم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خضرلو
        ۱۴۰۱/۰۲/۲۶ ۰۹:۳۲
        مدت عضویت: 2604 روز
        امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 117 کلمه

        سلام صبای عزیزم دوست بسیار زیبا وعالی 

        به نظرم برای تصویر سازی اول ازهمه باید با خودمون به صلح برسیم با چاقی با بدنمون با انداممون با همه ی خوبی ها و بدی ها و زشتی ها و زیبایی هایی که داریم با همه سایزهای لباسهامون با همه غصه هامون برای لاغری باید با خودمون آشتی کنیم باید خودمون رو ببخشیم باید همه چیز خودمون رو دوست داشته باشیم باید به خودمون عشق بدیم 

        ما در مسیر صحیحی هستیم در یک مسیر زیبا نباید یادمون بره نباید عادت کنیم نباید برامون عادی بشه این حال خوبهامون فکرهای خوبمون اتفاقات خوبی که برامون میفته 

        اون وقته که تصویر ذهنی لاغری ایجاد میشه با عشق با دوست داشتن با در صلح بودن 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۱/۰۲/۱۹ ۲۱:۴۴
      مدت عضویت: 2260 روز
      امتیاز کاربر: 4625 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 559 کلمه

      فایل ” ایجاد تصویر لاغری (قسمت پانزدهم ): ”

      مثل همیشه، این فایل کوتاه؛ در نوع خودش ، بی نظیر، عالی و پر محتوا بود.  ممنونم استاد مهربانم.

      چند روز پیش برای موردی، به پزشک مراجعه کردم.  خانمی که دستیار ایشان بودند ، از من راجع به وزنم سوال کردند؛ که در برگه، می بایست ان عددوزن را یادداشت میکردند.

      من به او گفتم که وزنم را نمیدانم و او مرا کنار ترازو برد، تا مرا وزن کند.

      از او خواستم که لطف کند و عدد وزنم را به من نگوید.  او هم جواب داد، که تقريباً بیشتر افراد، همین خواسته را از او دارند.

      وقتی پزشک مورد نظر امد و شروع کرد به بررسی مواردی که در پرونده من بود، رو به من کرد و گفت:” خانم ، شما نسبت به قدتان، وزنتان خیلی بالا است و شما جز افرادی هستید، که ما انها را “بیمار” مینامیم، چون چاقی بیماری است.”

      بعد سریع پرسید که “ ایا اخیرا وزن کم کرده اید ؟ رژیم دارید و یا ورزش میکنید؟”

      من جواب دادم که “وزنم را نمیدانم، میزان کم شد نش را هم نمیدانم؛ چون خیلی وقته که خودم را وزن نکرده ام، ولی سایزم خیلی تغییر کرده است.رژیم ندارم و هر موقع فرصت کنم، پیاده روی میکنم و وقتی هوا خیلی گرم نیست، به کوهنوردی میروم. “

      او فورا گفت :” چه جوری، غذا میخوری؟ ”

      من گفتم:” هر وقت گرسنه باشم، غذا میخورم و هرموقعی که گرسنه نباشم، چیزی نمیخورم و هر دفعه به اندازه  نیاز بدنم،  غذا میل میکنم. “

      او که اقای پزشک صبور و مسنی بود، حدود 45 دقیقه راجع به رژیم صحبت کرد و بعد راجع به یک برنامه غذایی خاص و برنامه ورزشی دقیق.

      به من میگفت که چون من خانم جوانی هستم، از الان باید به فکر باشم تا بعداً، از چاقی نمیرم ، بیماری فشار خون و غیره نگیرم.

      من بارها شده است که فایلهای استاد را که یک ساعت بوده،  بارها و بارها تماشا کرده ام و از انها لذت برده ام، ولی واقعاً از حرفهای این پزشک، که بسیار هم فرد متشخصی بودند؛ “ احساس خوبی” نکردم.

      نمیدونم، چرا حرفهای این پزشک برایم مهم شد، واقعاً این که او چه نظری دارد، برایم چه اهمیتی داشت، نميدانم!

      من، تقريباً دو سالی هست که در سایت ساکنم و سه بار عکسم، هم در قسمت شگفتی سازان لاغری با ذهن، منتشر شده است.

      یعنی من از روش لاغری با ذهن، نتیجه های عالی و درخشانی کسب کرده ام و همچنان در تمامی جا به جای زندگیم، این نتایج واضح، مشخص و روشن است؛ ولی یکی دو روزی درگیر حرفها ی این پزشک شدم ، نمیخواهم از خودم خشمگین باشم، ولی شما میدانید؛ چرا؟

      اینحا برای شما بگویم که ایشون فردی حدو د 75 ساله به نظر میرسیدند و باانکه کوتاه قد هم بودند و روبروی من روی صندلی نشسته بودند، شکم بسیار بزرگی داشتند که کمربند را به زور روی شلوارشان، بسته بودند.  

      ایشون، حتی قوز هم داشتند.نمیدونم چطوری متوجه احساس عدم خوشحالی من شدند، چون به همسرم رو کردند و گفتند که:” شاید خیلی افراد از من ناراحت بشوند، ولی من وظیفه پزشکی دارم که انها را نصیحت کنم و با تذکر راجع به رژیم و ورزش انها را به سلامتی برگردانم، تا شب راحت سر روی بالش بگذارم.”

      اینکه استاد میگویند که پزشکان تنها ترازو ، رژیم و ورزش، را  ابزار کنترل وزن و سلامتی ما ميدانند، کاملاً صحيح است.  

      امیدوارم همه در سایه ایزد منان متناسب ، شاد، در صلح، ارامش و ایمن باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6781 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 61 کلمه

        سلام و درود
        در زندگی از کسی الگو بگیر یا نصیحت پذیر باش که دو ویژگی رو داشته باشه:
        ۱- نتیجه نصیحت یا توصیه اش رو در خودش به طور واضح ببینی
        ۲- از شنیدن و فکر کردن به عمل کردن به اون حرف احساس خوب و ذوق و شوف داشته باشی

        شرح حال شما واضح میکنه که این فرد واجد شرایط هست یا خیر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۴ ۱۶:۱۶
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 9130 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,058 کلمه

      سلام  به همگی 

       من با تصویر سازی ذهنی در  گفته های استاد در این مسیر تا حدود زیادی  آشنا شدم و متوجه شدم در زمان گذشته که رژیم داشتم چقدر عالی داشتم برای چاقی خودم تصویر سازی ذهنی  میکردم یادم هست  پس از رسیدن به تناسب اندام  زیر نظر کارشناس تغذیه که اون تناسب رو  با  چنگ و دندون به دستش آورده بودم هر هفته خودم  رو  وزن میکردم که مبدا از دستش بدم  و اما  میدیدم که چقدر راحت داره وزنم بالا میره  وهمش غصه و نگرانی و ترس از چاقی بیشتر داشتم حتی یادم یه روزهایی بعد از رفتن روی وزنه و دیدن عدد بیشتر با اون همه محدودیت غذایی  اینقدر ناراحت میشدم که دیگه اطرافیانم میدونستن چرا من حالم بده و همش به من  میگفتن به خاطر حساس بودنت هست. و میدیدم که خواهر بزرگم  که با من  دو ماه رژیم گرفت و ورزش کرد و دیگه رها کرد و حساس نبود  چقدر لاغر تر من شده و همانطور مانده  که مانده و خیلی جاها مواد غذایی میخورد که من جرات خوردن نداشتم و خیلی وقتها در زمانهایی خواهرم  غذا میخورد که برای من ممنوع بودن و من هرگز جرات این کار رو نداشتم و اما من به خاطر فرمول‌های ذهنی اشتباهم و یه سری کارهای اشتباهم هر روز چاقتر میشدم اما خواهرم خیلی راحت بود و هر روز متناسب تر میشد تا با این راه آشنا شدم و متوجه خیلی از خطاهای خودم شدم که به قول استاد اگر من فقط اونها رو انجام ندم خود یه خود لاغر میشم و انصافا با انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباهم در اوایل آشنایی  با سایت من کلی ریزش سایز و وزن داشتم و اما هنوزم بعد از مدتها  که در مسیرم و کاارهای اشتباه گذشته رو انجام نمیدم مثلا هرگز خودم رو وزن نمیکنم ,هرگز در مورد چاقیم با کسی حرف نمی‌زنم ،هرگز  افکار منفی در مورد خوردن رو مرورنمیکنم  در آینه به  چاقی خودم توجه نمیکنم،مدام خودم رو در آیینه  بررسی نمیکنم و….

      اما باید بگم همین دیروز یه ست  لباس خاص داشتم که برای تفریح در باغ پوشیده بودم که کمرشلوارم روبه نسبت بالا آورده بودم و حین قدم‌زدن در باغ  دستم روی شکمم کشیدم که دیدم به خاطر شلوار  شکمم دو تیکه شده و من ناخود اگاه   قسمت بالا و پایین  شکمم رو در  دستم  گرفتم  و خوب لمس کردم و گفتم وای انگار شکمم برجسته  تر شده (تصویر سازی ذهنی کردم ) اما سریع دستم رو برداشتم و گفتم نه خیر عالی هستم و این مقدار شکم در مقایسه با قبل من عالی. و کوچکتر هست پس بی خیال این افکار شدم و متوجه شدم کارم  اشتباه هست و امروز دقیقا این فایل تلنگری بود برای من .

      و یا اینکه من قول دادم مدام خودم رو داخل آیینه چک نکنم و به اندام های چاقم توجه نکنم برای همین مدتها هست پشت به ایینه لباسم رو عوض میکنم  و  همچنین با آیینه قدی هم در سالن خونه هم مدتها هست که  اوکی شدم  و از اون  بیشتر برای ارتباط بهتری با خودم برقرار کردن  و یا  به چهرم  نگاه کردن  و یا برای  اهنگ خوندن وخوشحالی  کردن جلوی آیینه میرم و کلا سعی کردم اصلا به دنبال چک کردن اندام خودم در آیینه نباشم و فقط برای ارتباط قوی و دوستانه داشتن با خودم از اون استفاده میکنم  و یا  از دور و  یا نزدیک  نگاه کلی به خودم میکنم 

      یعنی دارم تصویر سازی ذهنی میکنم یعنی می‌خوام تصویری از اندام های چاق و یا نافرم خودم  رو خیلی مرور نکنم تا  در ذهنم کمرنگ بشن به جای اون به  اندام های زیبا در اطرافم توجه میکنم مثل دخترم و یا خواهرم و یا خواهر همسرم و یا اون اندام های زیبا که در گالری ذخیره کردم نگاه میکنم و یا اینکه عکسی از دوران تناسبم داشتم که تا مدتها به اون نگاه میکردم و اما ظاهراً از گوشیم پاک شده چون دیگه نمیبینمش اما بازم باید بهتر رفتار کنم و هیچ وقت اندام های چاقم رو لمس نکنم .و بارها بگم و نگاه کنم و ببینم که چقدر من با بودن در این راه متناسب تر شدم و به اون اندام های  خودم که تغییر کرده نگاه کنم  و خوشحال باشم 

      یا اینکه  باید بگم هنوزم بعضی اوقات که در کنار افراد متناسب قرار میگیریم و می‌خوام لباس تنگی  بپوشم و یا مانتوم رو در بیارم کمی میترسم که مبادا از دیدن فلان قسمت بدنم وحشت کنند و یا پیش خودشون بگن فلانی انگار  هنوز چاق هست و یا اینکه میترسم پیش خودشون بگن  ببین فلانی چه اندام نافرمی داره و خلاصه اینکه  اینم یه مانع ذهنی دیگه هست که بهتر از قبل شدم ولی هنوزم باید روی خودم کار کنم و خودم رو همانطور که هستم بپذیرم و کاری به هیچ قسمت بدنم نداشته باشم و با هر پوششی که دلم بخواد در هر کجا حاضر بشم خدا رو شکر همیشه عالی هستم ولی گاهی اوقات  در کنار افراد خاص متناسب  با لباسهای قالب تن حاضرشدن  برای من سخت هست و فکر میکنم الان فلانی که متناسب هست   به رانها و یا شکم چاق من نگاه می‌کنه پس بازم با مرور این دوره کلی از  نفطه ضعفهام داره برام مشخص میشه که باید تمام اونها رو بپذیرم و بهتر بشم .

      من از این به بعد به خودم قول میدم هیچ قسمت بدنم  رو برای اینکه بگم چربی اضافه  داره  لمس نکنم و به اون توجه نکنم و در آیینه به خودم نگاه نکنم .

      و دوم اینکه در جلوی هر فرد متناسبی با هر پوششی. که بودم حاضر بشم حتی لباسهای چسبان و اندامی رو اگه دوست داشتم بپوشم و نگران حرف هیچ کس نباشم که توجه به چاقی هست و هر رنگ شلوار و هر مانتو و هر مدل لباس روبه راحتی به تنم کنم که با این کار  به  چاقی قدرت ندم  پس قول میدم  ترسی از دیده شدن اندامم ندارم و به راحتی با پوشش دلخواهم  در همه جا حاضر میشم .

      و باید بگم به شدت از زمانی که خودم رو وزن نمیکنم  ارامش دارم و حال خوب دارم و لاغری بیشتری دارم و برای مزه کردن و چشیدن این همه طعم های ینظیر  در  این مسیر حاضر نیستم حتی براری یک بار هم که شده به زمان قبل برگردم و اون همه رنج و سختی و ناراحتی و غصه  و چاقی رو  خودم به خودم با افکار و کارهای نادرست هدیه بدم .

      خدا رو بی نهایت سپاسگزارم  که در این مسیر عالی با استاد عالی همراه هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۹ ۲۰:۰۴
      مدت عضویت: 1713 روز
      امتیاز کاربر: 26135 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 170 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید
      میخواستم ازتون تشکر کنم واسه تخفیفهایی که گذاشتین هر چند من نتونستم جورش کنم،
      اما امیدوارم در آینده بازم تخفیف بذارید .

      راستش رو بخواید من تونستم از این تصویر سازی ذهنی با وزن نکردن خودم جلوگیری کنم،
      واقعا آرامشم خیلی بیشتره،قبل آشنایی با سایت تناسب فکری هر روز چند بار خودم رو وزن میکردم ، خیلی استرس زا بود.
      از دیروز که این فایل رو دیدم وقتی به آینه نگاه میکنم روی قسمتهای اضافه وزن دارم زوم نمیکنم،
      سعی میکنم وقتی دیگران در مورد رژیم ،چاقی و… صحبت میکنند بحث طول نکشه و عوض بشه،
      سعی میکنم اندام خودم رو با دیگران مقایسه نکنم،
      سایز گیری هم نمیکنم،
      نهایت سعیم رو میکنم که جلوی درست و پرنگ شدن این تصاویر چاقی رو بگیرم.
      ❤ یاد گرفتم
      تکرار هر احساسی برای ذهن ما به معنی
      مهم بودن و مورد علاقه بودن اون چیز برای ماست پس ذهن ما تلاش در گسترش آن میکند ،
      ما باید تمام توجه خود را از هر چیزی که به معنی توجه به چاقیست منحرف کنیم ❤

      ممنونم از خدا از استاد از خودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ebikzbhmb@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۷ ۱۴:۰۲
      مدت عضویت: 1709 روز
      امتیاز کاربر: 9635 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      با سلام و تشکر از استاد عزیز بخاطر این فایل بسیار ارزشمتد .بله دقیقا من تمام ذهنم به سایز لباس هام هست هر روز که مانتو و شلوار اداری رو می پوشم میام سر کار اعصابم به هم میریزه از اینکه چرا تنگتر شده.با اینکه کلی از  رفتار ها م اصلاح شده پر خوری ندارم و احساس درونی خوبی نسبت به قبل دارم اما چاق تر شدم  با وجود اینکه میدونستم اشکال از کجاست که چاق تر شدم اما باز  بابت این موضوع ناراحت بودم این فایل بسیار به موقع و خدا اون رو  برای من فرستاد . استاد بسیار ممنونم خدای عزیزم ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۳ ۱۲:۵۱
      مدت عضویت: 2128 روز
      امتیاز کاربر: 23288 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      سلام 

      اون اوایل من یبار رفتم‌روی ترازو و خیلی حسم بد شد و تقریبا هرکاری کرده بودم از بین رفت لما‌خوشحالم که الان تقریبا شش ماهه که نرفتم روی‌ترازو و الان چند وقته که تمام سعیمو میکنم که از تصاویر چاقی پرهیز کنم و ویدیوهای انگیزشی توی ذهن من یه فرمول غلطی را ایجاد کردند که ورزش مساوی با لاغریست تا میام به لاغری فکر‌کنم‌اولین تصویری که میاد توی ذهنم عرق ریختنه در صورتیکه اصلا اسنطوری نیست خودم تجربه دارم که در طی ورزش کردن نه تنها لاغر نشدم بلکه چاق شدم ورزش شاید مساوی با پرورش اندام سلامتی بیشتر انعطاف بدنی بیشتر و خیلی چیزها باشه اما قطعا هیچ ربطی به لاغری نداره 

      من خداروشکر هرموقف خودم را توی هرایینه ای میبینم به خودم لبخند میزنم حتی توی ماشین تا چشمم به اینه ی ماشین میوفته به خودم و چشمای قشنگم لبخند میزنم و به تمام بدنم عشق میورزم چون این بدن هرچی ته هست ماله منه و من دوسش دارم و الان خیلی وقته که صحبتهام درمورد چاقی با بقیه به حداقل و تقریبا به صعر رسیده دیگه با کسی درمورد بیچارگیم در رابطه با لاغری حرف‌نمیزنم به کسی مربوط نیست ته من‌چاقم یا لاغر و هرکسی هم حرفی‌بزنه خب چیزیه که دیده و داره دید خودشو میگه برای حرف‌اون‌کاری‌نمیکنم و تمام سعیمو میکنم که حرفهای دیگران تحت تاثیر قرارم ندهند 

      خدایا ممنونم بابت زندگی و هوای تازه ای که د اختیار من قرار دادی 

      ازت نهایت سپاسگزاری را میکنم که من شاهد بهتر شدن هرروزه ی خودم هستم واقعا خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۴ ۰۸:۳۱
      مدت عضویت: 1873 روز
      امتیاز کاربر: 689 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 118 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      چالش ۱۵ ایجاد تصاویر لاغری

      تشکیل ستاد بحران 

      مصوبات ستاد:

      تخریب کردن احساس ممنوع 

      حق نداری خودتو وزن کنی

      حق نداری به حرف دیگران گوش بدی احساست رو خراب کنی 

      حق نداری جلو اینه به چاقی ات توجه کنی 

      حق نداری لباس که می پوشی به اینکه لاغرتر یا چاق تر دیده میشی توجه کنی 

      تخریب کردن خودت احساست ممنوع 

      اول جلوی خرابی ها رو بگیر 

      بعد میریم بازسازی

      تجربه من از وزن کردن خودم 

      واقعا استاد راست میگن در یک فایلی شنیدم که ترازو میدان مین هست و اینقدر خطرناکه 

      من سابقا میرفتم هر روز یا شنبه ها صبح و کلی حالم خراب می شد 

      الان دیگه ترک کردم این عادتم رو چون میدونم راهم درسته 

      من کلی تغییر کردم پس من حتما حتما متناسب میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۸ ۰۸:۱۶
      مدت عضویت: 2495 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 550 کلمه

      سلام🙂

      این فایل دقیقا گیر و ایراد من در مسیر لاغری با ذهنه….

      تصویر سازی ذهنی که من اصلا خوب انجامش نمیدم

      و با اینکه اینقدر شما تاکید کردین روی ممنوعیت ترازو یا سایز کردن یا توجه به نافرمیها جلوی آینه

      انجامش میدم

      اصلا این چالش رو دوباره انجام دادم تا این عادت توجه به چاقی ام رو کم کنم…

      ذهن ما اصلا نمیدونه تصویری که داریم بصورت واقعی میبینیم یا بصورت خیالی متصور میشیم چیه اصلا این احساس ما است که به اون تصویر معنی میده و دیدن اون تصویر با هر احساسی خوب یا بد در نهایت به عنوان علاقه ما به اون تصویر برای ذهنمون تفسیر میشه و ذهن ما هم که به هر چی ما علاقه داشته باشیم اونو بیشتر برای ما گسترش میده و تجربیات و شرایطی رو فراهم میکنه که از اون چیزی که به عنوان علاقه ما دریافت کرده بیشتر و بیشتر تجربه کنیم…و باز با احساسات عمیقتر و شدیدتر ما مواجه میشه و باز اونو بیشتر و بیشتر برای ما مهیا میکنه…

      تصویر ذهنی اینگونه ساخته میشه و واضح و پر رنگ میشه…

      و جالب اینجاست که ما در ساختن تصاویری که حال و احساسمون رو بد کنه خیییییلی مهارت داریم و برعکس در ساختن تصاویر با احساس خوب خیلی ضعیفیم

      خود من هر وقت حرف از تجسم و تصویر سازی ذهنی که یکی از مهمترین و موثرترین تمرینات قانون جذب هست لنگ میزنم و میدونم که اصلا خوب انجامش نمیدم

      ولی به طور نا خودآگاه و آموخته شده خیلی خوب و عالی میتونم یه فکر ساده منفی که مثلا درباره نگرانی در مورد یکی از عزیزانم هست رو قشنگ تا مراسم ختم و خاکسپاری و اتفاقات بعد از فوت اون جلو ببرم عین به فیلم سینمایی فول اچ دی پر از احساسات عمیق غم آلود….

      تنها کاری که تونستم این چند ساله انجام بدم این بوده که فکر نگران کننده رو تشخیص میدم و بالاخره یه جایی متوقف میکنم که بیشتر نشه به قول استادی سناریو دیگه کمتر میسازم

      ولی در مورد لاغر شدن و ثروتمند شدن اصلا تصویر سازی های خوبی انجام نمیدم که هیچ

      احساس ناامیدی که بارها و بارها با نتیجه نگرفتنها با وجود تمرینات سراغم میاد باعث میشه خیلی وقتها با خودم فکر کنم همه اینها الکیه و بی فایده است و من دارم پول و وقتم رو هدر میدم که اینهمه تمرین میکنم کتاب میخونم فایل صوتی و تصویری گوش میدم مراقبه میکنم شکر گزاری مینویسم و حال و احساسم رو سعی میکنم خوب نگه دارم…و درنهایت نشونه ای هم نمیبینم….

      ولی باز هم فردا صبحش که پا میشم دوباره تمرینهام رو مینویسم فایلم رو گوش میدم و کتاب میخونم و….این کارا….

      چون اصلا دیگه علایق قبلیم که فیلم دیدن و سریال دیدن و دورهمی رفتن و…هم بوده رو دیگه ندارم …پس از روی عادت هم هست و با وجود تمام اون نا امیدیها باز هم انجامش میدم…

      البته که میدونم گیر و ایرادم توجه به نافرمیها است هم در چاقی و هم در پیشرفت کاری و مالی…

      و همین کار به تنهایی باعث پیشرفت کند من به سمت نتیجه است….چون دارم با اینکار تصاویر قبلی رو واضح و واضحتر میکنم…باید تمام تلاشم رو بکنم که در عین حالی که نشونه ای نمیبینم حداقل توجهم رو به نافرمیها نبرم که تصاویر قبلی رو پر رنگتر نکنم تا کم کم تلاش ذهنیم برای لاغرشدن و ثروتمند شدن نتیجه بده….

      امید دارم که بالاخره در این مسیر به نتایجی که دوست دارم پله پله میرسم 👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Somayeh
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۴ ۲۱:۲۵
      مدت عضویت: 2334 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      باسلام

       من هم که مدتی باشگاه میرفتم هرسری خودمو وزن میکردم و اگه یه بار به هردلیلی ترازو خراب بود حالم گرفته میشد.

      یا یه داروخانه بود تومسیر پیاده روی که هفته ای یکبار اونجا خودمو وزن میکردم و اگه چنانچه وزنم رو ثابت یا بیشتر نشون میداد بازم احساسم بد میشد .

      سایز لباسهام که از مدیوم به ایکس لارج رسید از ۳۶ الی ۴۸  .

      وهرسری که سایزم بالاتر میرفت بازم احساسم بدتر .

      خواهرم که هر سری به خونه مامیومد با اینکه خودش چاقه ولی همچین میگه مامان این چرا اینجوری شد با حرفاش یه ذره رمقی که برای پیاده روی هم داشتم ازم گرفته میشد .

      وتکه های دوستان هم از یه طرف بیشتر روی مخم بود .

      وقتی جشن دخترخالم بود و من به خیال اینکه یه پیراهن دارم که نوهست ویه باربیشتر نپوشیدمش لباس نخریدم تا اینکه روزجشن خاستم بپوشم باهزار بدبختی به زور پوشیدمش وکلی حالم بدشد🤕

      حالا بماند وقتی من و خواهرکوچیکترم رفتیم بازار خرید واون متناسبه وقتی گشنش شد سریع رفت شیرینی فروشی وکلی شیرینی خامه ای خرید و همشو خورد بی خیال از هر مقوله چاقی ولاغری. تازه کلی موز وخوراکی هم خرید برای خودش .

      منم به یاد روزهایی که متناسب بودم والان چاقم وکاری دستم برنمیاد ناراحت بودم . وآرزو داشتم لاغرشم .

      وهمش خودمو بی اراده میدیدم که نمیتونم به طور دایم ورزش کنم و خودمو به وزن دلخواهم برسونم .

      همه اینها بی آنکه من متوجه باشم تصویر چاقی رو در ذهنم پررنگ و پررنگ تر میکرد ومنم هر سری چاق تر وچاق تر .

      ولی یه چیز بهم خیلی انرژی میداد و اون اینکه وقتی یه برنامه کودک بود خانواده دکتر ارنس و به من میگفتند فلون هم کودکی توهستش و من با این جملشون قوت میگرفتم که یه نقطه روشن لاغری در رزومم دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 2123 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      سلام بر صورت بی صورت معشوق😍

      همواره تصویر زیبای خدا باشید🕊

      ایجاد تصویر ذهنی لاغری در لاغر شدن مؤثره و این موضوع بسیااار مهمه🌟

      همه ی افرادی که اضافه وزن دارند به خوبی در ذهنشون تصویرچاقی را دارند و به مسیر چاقتر شدن خود کمک می کنند ولی همین افراد در روند لاغری قادر نیستند در ذهن خود تصویر لاغری ایجاد کنند و به دولیل یکی اینکه دسته ی اول  افرادی هستند که از کودکی اضافه وزن داشتند و هیچ وقت تصویر متناسبی از خود ندیده اند و دسته ی دوم افرادی هستند که تا چندسال قبل متناسب بودند ولی تصویر لاغری خود را فراموش کردند و این در حالی است که در هر روش لاغری که بودند و سعی داشتند که اضافه وزن خودرا کم کنند باز تصویر ذهنی چاق داشتند و هر بار این تصویر را پررنگ تر می کردند و در نتیجه از تلاشهای خود خسته می شدند و در نهایت ناامید و رویای لاغری خود را رها می کردند .

      احساس لاغری، در ذهن باعث ایجاد تصویر ذهنی لاغر می شود و احساااس چاقی ،در ذهن باعث تصویر ذهنی چاق می شود 🌟

      برای ذهن ما نتیجه مهم نیست که آیا ما رضایت داریم یا نه ؟! و فقط به احساس ما توجه می کند و هر چقدر درجه ی احساس ما چه خوب و چه بد بیشتر باشد خلق رویا سریعتر و بهتر روی می دهد .

      ذهن ما هرگز ما را قضاوت نمی کند چون اینکار با اصل خلقت و اراده و آزادی که به ما داده شده است در تضاد است و در نظر ذهن ما احساس ما علایق ما هستند و درخواستمون برای خلق شدنش ⁉️

      چگونگی ایجاد تصویر ذهنی 🤔⁉️

      هر بار که خودمون رو وزن می کنیم و با عدد روی ترازو مواجه میشیم احساسمون بد میشه یعنی ذهن ما اصلا براش ترازو و عدد معنی نداره ولی اون حسی که از عدد روی ترازو به دست میاد جز قوانین و دستورالعمل کارش هست و البته این عادت مخرب از پزشکان و کارشناسان تغذیه که خواستند وزن ما رو کنترل کنند به ما ارث رسیده و باید (از ارث گذشتگان بگذریم 😉😇)

      من خودم زمانی که اضافه وزن داشتم و از روش رژیم و تغذیه استفاده می کردم روزی چندبار خودمو وزن می کردم اصلا با ذوق یه ترازو خریدم گذاشتم کنار تختم خلاصه با هر تجربه ای از دیگران می رفتم روی ترازو …

      بعداز اجابت مزاج،صبح زود ،قبل از سیکل ماهیانه ،یک هفته بعد از سیکل ماهیانه،قبل از ورزش ،قبل از حمام ،قبل از غذا خوردن جالبه همیشه هم عدد در روز یکی بود با گرمهای متفاوت ‼️و هر بار وسواس من به عدد بیشتر می شد و الان چقدر آسوده ام که ۶ماهه روی ترازو نرفتم .سایز کردن لباسها گاهی روی شوق و گاهی روی حرص هم همون احساس بد رو به وجود میاره ،من همین چندروزه پیش لباسهای مجلسیمو تست کردم یکی اندازه بود کمی خوشحال شدم ولی منفی باف گفت باید بیشتر لاغر میشدی …یکی دوتا هم نه و همش تصویر چاق میومد تو ذهنم پشت سرش انقدر خورده بودم که از فشار معده نمی تونستم بخوابم اونم بعد از چند ماه این اتفاق افتاد احساس بد ،ناامیدی و شکست و تست کردن خود در آینه که این عادت هم متاسفانه دارم و با چشم نه!اما درونی خودم رو تست می کنم بدنمو جمع می کنم تا حس کنم چقدر لباسم چسبان یا آزاد شده …صحبت دیگران و نظراتشون در مورد چاقیمون که دیگه هیچ انگار مهر تأییده به شکست خوردن و این احساس بد باز با تکرار و مرور در ذهن بیشتر میشه تجربیات دیگران از مسیر چاقیشون یا پیشگویی اونها از وضعیت آینده چاقیشون که انتظار چاقی رو تقویت می کنه و فکر به اینکه چی بپوشم لاغرتر نشونم بده یا چه رنگی باشه ؟حساس شدن به نگاه دیگران که آیا اون فرد داره به اندام چاق من نگاه می کنه ؟الان چی میگه؟یه وقتهایی هم ادای قهرمانهارو در میاریم میریم جلوی آینه با دسته چربیهای اضافه شکم یا پهلو و بازو رو میگیریم و میگیم اینها باید آب بشند یا اگر نبودند چی می شد؟! مقایسه کردن اندام خودمون با دیگران مخصوصا در عکسهای دسته جمعی و یا به هنگام جشن ها و خلاصه هرفکری و رفتاری که ما را به تضاد با چاقی برسونه باعث احساسهای بدی در ما میشه با درجه ای بالا که مثل مداد سیاه دارند اون تصویر ذهنی چاق رو در ذهنمون پررنگ تر می کنند. 

      اولین و بهترین کار برای ایجاد تصویر لاغری در ذهن این هست که برای اوضاع به هم ریخته یک ستاد بحران تشکیل بدیم اول تخریبها رو ترمیم کنیم این که توجه به مواردی که گفته شد نداشته باشیم همین که احساسمون در مورد چاقی بد نشه یعنی احساسمون خوبه و خودبه خود تصویر لاغری که در ذهنمون وجود داره پدیدار میشه 🌟 

       می تونیم تصویر عکسهایی که متناسب بودیم رو ببینیم و در مورد لاغری با ذهن در سایت تناسب فکری مطالب را بخونیم ببینیم و بنویسیم و خدا را شاکر باشیم که در مسیر صحیح و پرنعمتی قرار گرفتیم .

      خدایا شکرت  عااشقتم ♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم