حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨
این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که میخوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،
قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کمکم واقعی میشن! این جلسه از مهمترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈
تصویرسازی ذهنی
حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیادهروی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گمگشتگی… چون هر کاری میکنی، باز هم نمیتونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭
اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد میشه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃
ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، بهجای ساختن تصویر لاغری، سالهاست که بهصورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین میکنن! 😞🍟
مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچوقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.
اونهایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سالها با چاقی زندگی کردن، کمکم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینههایی که چاقی رو تکرار میکنن… از عکسهایی که حس خوبی نمیدن، از مقایسهها، از سایز کردن لباسها. 🪞📸
اینجا مشکل اصلی پیدا میشه:
ما هیچوقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمیتونه به سمتش حرکت کنه.
ذهن با تصویر حرکت میکنه، نه فقط با برنامهریزی یا ارادهی لحظهای. 🧠🎯
خبر خوب اینه که میتونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضلهای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قویتر میشه 💪
✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرینهایی هستن که به ذهن نشون میدن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”
وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر میکنه. انتخابهات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرفهایی که به خودت میزنی.
✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نهتنها واقعی میشه، بلکه قراره زندگیمون رو متحول کنه.

تصویرسازی ذهنی چاقی
حتماً تا حالا برات پیش اومده که بری روی ترازو، یه عددی ببینی که دوستش نداری 😣 و بعدش یه حس ناخوشایند تمام وجودتو بگیره.
این احساس ساده نیست، چون پشتش یه ماجرای مهم خوابیده: همون لحظه، ناخودآگاهت داره تصویر چاقی ذهن رو تقویت میکنه. 😔🧠
بارها و بارها وزنکردن، دیدن عدد بالا، تجربهی حس بد، تکرار این چرخه… این یعنی یه جور تصویرسازی ذهنی چاقی! ذهن تو، به زبان خودش داره برداشت میکنه که: «چاقی برای تو مهمه! تو بهش توجه میکنی، پس بذار برات تقویتش کنم!» 🤯💬
ماها گاهی فکر میکنیم چون از یه حس بدمون میاد، ذهنمون باید جلوی اون حس رو بگیره.
اما واقعیت اینه که ذهن هیچ قضاوتی نمیکنه! نه میگه این احساس خوبه، نه میگه بده. فقط نگاه میکنه ببینه چیو بیشتر تکرار میکنی. اونوقت همون حس رو تبدیل میکنه به یه مسیر جدید. 😶🔁
حالا فکر کن تو همزمان با دیدن عدد ترازو احساس بد پیدا میکنی، بعد میری لباساتو امتحان میکنی، میبینی تنگ شدن و بازم همون حس بد چاقی رو تجربه میکنی.
یعنی از دو طرف، داری به ذهنت سیگنال میدی که «چاق بودن مهمه». و اینطوری، داری خواسته یا ناخواسته تصویرسازی ذهنی چاقی رو پررنگتر میکنی. 👖📉
ما هیچ وقت یاد نگرفتیم که چطور باید با ذهنمون کار کنیم. کسی به ما نگفته بود که تکرار احساس، یعنی ارسال دستور به ذهن! یعنی هر چی بیشتر احساس چاقی کنیم، بیشتر توی ذهنمون جا میگیره.
تصویر ذهنیمون تبدیل میشه به یه بدن چاق و ذهن هم شروع میکنه ازش محافظت کردن! 😱🧩
برای همینم هست که خیلیها سالها تلاش میکنن برای لاغر شدن، اما چون تصویرسازی ذهنی لاغری ندارن، نتیجه نمیگیرن. چون ذهنشون هنوز درگیر تصاویریه که با چاقی همراهه.
حتی خیلی از ما از دوران بچگی چاق بودیم. خب طبیعیه که تصویر ذهنیمون از خودمون، یه بدن چاقه. و چون اون تصویر غالب شده، ذهنمون نمیتونه تصویر لاغری رو بسازه یا باور کنه. 😞👶
ترازو و سایز کردن لباسها، از مخربترین عاداتی هستن که ما بدون اینکه بدونیم، باهاشون ذهنمون رو به سمت چاقی برنامهریزی میکنیم. چون هر بار استفادهشون، یه جور تمرین برای تقویت تصویرسازی ذهنی چاقی هست. 😩📏
اگه تجربهای از این ماجراها داری، حتماً برام بنویس. ✍️ با هم مرور میکنیم، چون وقتی آگاه بشی که چطوری تصویر ذهنی ساخته میشه، میتونی برعکسش رو هم بسازی: تصویرسازی ذهنی لاغری 💫
همون مسیری که قراره تو رو به بدنی برسونه که همیشه دلت میخواسته… 💖🎯

تحمل فشار چاقی
حتماً برات پیش اومده که یه روز با انگیزه بری روی ترازو، به امید اینکه یه عدد خوشحالکننده ببینی… ولی عددی که میبینی، تو رو میبره توی یه حس بد و سنگین 😞⚖️ اون لحظه، بدون اینکه متوجه بشی، یه پیام مهم به ذهنت دادی: “من هنوز چاقم!” و ذهن تو با همون یک پیام، شروع میکنه به تقویت تصویرسازی ذهنی چاقی.
💡 تصویرسازی ذهنی چاقی فقط یک تصور گذرا نیست؛ یه نقشهی قدرتمند در ذهنه که هر بار با احساسات منفی تکرار میشه، قویتر و واقعیتر میگرده.
حالا تصور کن:
تو جلوی آینهای و به شکم یا پهلوهات نگاه میکنی، با خودت میگی: “باز چاقتر شدم” 🪞
یا یه لباس قدیمی میپوشی و تنگ شده، با حس بدی اون رو درمیاری 👗😔
یا عکس یه مهمونی رو میبینی و خودتو با بقیه مقایسه میکنی و دلت میگیره… 🖼️💭
همهی اینها یعنی تو ناخودآگاه، بارها و بارها در حال تمرین و تکرار تصویرسازی ذهنی چاقی هستی.
حتی چیزی مثل پیشبینی اینکه دیگران قراره درباره چاقی تو چیزی بگن، خودش یه بازی ذهنیه که به شکل پنهان داره اون تصویر ذهنی رو تقویت میکنه. 😟🗯️
اما نکتهی اصلی اینجاست: وقتی تصمیم میگیری لاغر بشی، آیا همین تمرینها رو برای تصویرسازی ذهنی لاغری انجام میدی؟ نه! 😢
نهتنها تصویری از خودت در بدن متناسب نمیسازی، بلکه همچنان رفتارهایی رو ادامه میدی که ذهن رو به سمت چاقی هدایت میکنه. مثلاً هنوز هم هر روز روی ترازو میری، هنوز هم لباسهاتو سایز میکنی، هنوز هم با عکسهات خودتو سرزنش میکنی…
و اینجاست که نتیجه نمیگیری. چون ذهن هنوز نمیدونه قراره لاغر بشی، فقط میدونه هنوز داری چاقی رو تکرار میکنی. 🧠📉
✋ برای همین یکی از مهمترین دلایل شکست در همهی روشهای لاغری، نبودن تصویرسازی ذهنی لاغری هست.
و نهتنها تصویر لاغری رو نمیسازیم، بلکه با تکرار رفتارهای مخرب، داریم تصویر چاقی رو قویتر و ریشهدارتر میکنیم.
وقتی حس چاقی مدام تکرار بشه، ذهن فکر میکنه این احساس، علاقهی توئه! چون ذهن قضاوت نمیکنه، فقط دنبال تکرارها میگرده تا طبق اونها مسیرتو طراحی کنه.
✅ پس اگر میخوای مسیر لاغری ذهنی رو واقعا طی کنی، باید:
- از رفتارهایی مثل وزنکردن، سایز کردن، مقایسه با دیگران و توجه به حرفهای منفی، دوری کنی
- به جای اون، روزانه تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بدی: خودتو توی لباس موردعلاقهات تصور کن، توی آینه لبخند بزن، بدن سبک و متناسبتو حس کن 🌸👗💖
این بخش از چالش تغییر عادت، کمکت میکنه که یاد بگیری چطور تصویر ذهنی رو به نفع خودت بسازی، نه بر ضد خودت. با تمرین، صبوری و آگاهی، ذهن رو از مسیر چاقی بیرون بکش و همراه خودت کن. 🌈✨
یادت نره: ذهن تو، قویترین همتیمی توئه… فقط باید بهش مسیر درست رو نشون بدی. 💪🧠
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.32 از 38 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام و عرض ارادت به استاد گرامی وعزیزان همراه در مسیر لاغری باذهن
از وقتی قدم در این مسیر گذاشتم هر روز چیز جدیدی می آموزم
از خداوند خواهانم که مرا در این مسیر ثابت قدم نماید
از استاد سپاسگزارم که هر روز گام جدیدی را به ما می آموزند
اینبار سخن از تصویر سازی ذهن است یعنی ما بتوانیم تصویر متناسبی از خودمون در ذهن بسازیم .
درواقع بتونیم خودمون در اندام متناسب ببینیم واین درحالی است که ماهنوز تغییر آنچنانی نکرده ایم
وقتی هر روز روی ترازو میریم و آن عدد ثابت است با کمی نوسان ،ذهن ما که عدد حالیش نیست فقط داره یه چیز ثابت رو میبینه و ضبط میکنه و ذهن ما نمیتونه تشخیص بده که ما از چه چیزی خوشمون میاد یا بدمون میاد فقط وقتی تکرار رو میبینه اون بعنوان یک چیز خوب وقابل قبول ثبت میکنه پس ما با اینکار چطوری میتونیم خودمون رو در اندام متناسب ببینیم.
از ین پس دیگه نباید خودمون رو وزن کنیم.
استاد گفتند که وقتی پشت فرمان ماشین مینشستند از اینکه در دست اندازها شکم خود رو میدیدندکه لرزش داره خیلی حالشون بد میشده.
در مورد خودم اینکه من عادت دارم همش لباساهم رو از کمد درمیارم و میپوشم وقتی میبینم که تغییری نکردم خیلی اذیت میشم و این چرخه رو همش با خودم تکرار می کردم .
تازه فهمیدم که اینکار درست نبوده و همین باعث میشه که ما نتونیم تصویری متناسب از خودمون در ذهن مون بسازیم .پس دیگه نباید اینکارو بکنم.
استاد به نکته دیگری هم اشاره کردند که نباید در مقابل آینه خودمون رو در ابعاد مختلف نگاه کنیم و با خود بگویم شکمم رو ببین چقدر بزرگ است یا از پهلو به خودمون نگاه کنیم که چقدر در قسمت پهلو چربی ذخیره شده است
تمام اینکارها که نام بردیم باعث میشن که ما نتونیم تصویر متناسبی از خودمون در ذهن خود بسازیم
با آگاهی از این موضوعات از این به بعد نباید اینکار ها رو تکرار کنیم.از این پس من تصمیم گرفتم که :
۱-هر روز وزن کشی انجام ندم.
۲-هروز لباسام رو از کمد در نیارم بپوشم که ببینم تغییری کردم یا نه
۳-هر روز اندام خودم رو در آینه نگاه نکنم و خودم رو بابت شکم وپهلو سرزنش نکنم.
با انجام ندادن این موارد بالا کمک کنم به خودم که بتونم تصویر متناسبی از خودم در ذهنم داشته باشم.
دوستان من متوجه شدم در جمع بندی نکاتی که استاد در فایلهای آموزشی دارند به ما آموزش میدهند که ما خودمون رو اونجوری که هستیم بپذریم و خودمون رو دوست داشته باشیم وخودمون رو بابت هرچیزی سرزنش نکنیم و در واقع عزت نفس داشته باشیم
چقدر زیباست اینگونه پیشرفت کردن
چقدر زیباست که تمام این موارد رو در تمامی ابعاد زندگی رعایت کنیم
استاد گرامی از اینکه ما رو به خودمون باز میمیگردونید سپاسگزارم
حالا میفهمم که چقدر به خودم ظلم کردم چقدر خودم رو ندیدم
به یادم اومد در بخشی از آموزشها استاد به ما گفتند با خودتون طوری رفتار کنیدکه با عزیز ترین دوست خودتون رفتار می کنید
هزاران سپاس استاد عزیز
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
من از وقتی با لاغری باذهن اشنا شدم ترازو ومتر را کنار گذاشتم ودیگه اصلا به چاقی خودم نگاه وتوحه نمیکنم من قبل از اینکه با سایت اشنا بشم هر روز خودم را وزن میکردم وهمش، استرس داشتم که چاق شدم ووزنم رابالاترنشون میده ومن همش، درذهنم تصپر سازی چاقی انجام میدم چون فقط، به جاقی توجه میکنم اما از امروز سعی میکنم دیگه به چاقی توجه نکنم وهی جلوی اینه نرم واکه هم از جلوی اینه رد شدم با خودم بگم چه اندمی دارم من لاغر ومتناسب هستم وهمش از خودم تعریف کنم که من چقدر خوش اندام هستم من خودم را خیلی دوست دارم من اندام خودم لذت میبرم واصلا به چربیهای بدنم توجه نکنم من دیگه نباید به حرف مردم در مورد چاقی من که حرف میزنند گوش کنم وتوجه نکنم وهر روز یه قدم برای لاغر شدن بردارن اصلا هم عجله نکنم چون اکه من تمرین ها راخوب انجام بدم چه بخوام وچه نخوام لاغر میشم وبا حال خوبم ادامه میدم تا لاغرومتناسب بشم وسبک بال بشم واز زندکی کردن لذت ببرم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما
نشان های دریافت شده
سلام ما عادت کرده بودیم بریم روترازو واون عدد چقدرضربه میزدبما ومابیشترناامیدمیشدیم من خودم اینجوربودم بیشتربسمت خوردن میرفتم وناامیدمیشدم میگفتم من نمیتونم وباورکرده بودم بدن من نمیتونه چربی هارواب کنه وروزبه روز چاقترمیشدم ولی خداروشکر باتناسب فکری اشناشدم وترازواززندگیم حذف کردم فایل گوش میدم تمرین هاروانجام میدم واجراتکنیک من ازسایز لباس متوجه میشم چقدرکاهش سایزدارم تصویرسازی خیلی بمن کمک میکنه
نشان های دریافت شده
سلام وقتی ماچاقی روپیگیری میکنیم به وسیله ترازوومتروایینه همه این مواردباعث میشه ما درذهنمون تصویرچاقی رو پررنگترمیکنیم وقتی لاغری باذهن روانجام میدیم باید افکارچاقی روگذاشت کنار وفرمول اشتباه مغز روپاک فرمول لاغری جایگزین کرد
نشان های دریافت شده
سلام من خودم هی توایینه خودمونگاه میکردم میگفتم وای شکم چرااب نمیشه یاباسن اب نمیشه وهی روترازومیرفتم وعددترازومنوازارمیداد همه ایناخیلی باعث حال بدی میشد ما بااستفاده ازفایل ها حس وحالمونوخوب کنیم تصویرسازی خیلی بماکمک میکنه که به تناسب اندام برسیم
سلام .
برای اینکه تصویر چاقی را از ذهن خود پاک کنیم
۱- ترازو را کنار بگذاریم
۲- نگاه کردن به خود را کنار بگذاریم .
۳- نگاه کردن به عکسهای خود را کنار بگذاریم .
۴- مقایسه کردن خود با دیگران را کنار بگذاریم .
۵- متر و سایز کردن خود را کنار بگذاریم .
۶- دیدن تصاویر خود در آیینه های مغازه ها را کنار بگذاریم .
خب اینا رو میشه کنار گذاشت ولی شکم خودمون رو که بزرگه و دیده میشه یا رانها که کاملا موقع راه رفتن اذیت می کنه .
یا غلت زدن در رختخواب و بلند و کوتاه شدن
یا نفس نفس زدن بعد از انجام کار سنگین و زود خسته شدن
اینا رو چطور فراموش کنیم و نبینیم ؟
من خب میتونم هر وقت نگاهم به شکمم افتاد نگاهمو برگردونم .
ولی برای بقیه اش راهکاری ندارم
اما خب من نمیخوام زیاد سردرگم بشم و دوست دارم از حال بدم فاصله بگیرم .
نمیخوام در مرداب چاقی دست و پا بزنم . دوست دارم سرم رو بلند کنم . به نظر من همه ی انسانها یه ویژگی از طبیعت رو دارن .
مثلا
بعضی ها مثل دریا بزرگن و صبور و آرام و البته گاهی که خشم میگیرن طوفانی و در هم کوبنده .
بعضی ها مثل جنگل تاریک مرموز و در سکوت . در ظاهر آرام و دلپذیر اما در بطن این جنگل سرسبز و لذتبخش حیوانات درنده بسیاری چون خرس و یوز پلنگ و شیر و … زندگی می کنند
حضور در کنار این افراد در عین اینکه خیلی لذتبخشه اما ترسناکه و انسان حتما باید مراقب خودش باشه که خیلی باهاشون ارتباط نگیره که سر و کله حیوانات وحشی درونشون پبدا بشه .
بعض ها مثل کوهستان هستند شخصیتشون بالا پایین زیادی داره . سراشیبی ها و سربالاییهای تند و تیزی دارن مراقب نباشیم در هر دوش ممکنه زمین بخوریم . عوضش وقتی هم که قله شون رو فتح کردیم خیلی لذت زیادی از فتحشون میبریم .
بعضی ها مثل تپه می مونند شیبشون ملایمتره آسیبشون مثل کوهستان نیست . یه پهنه دشت آرام که انسان در اون آرام میشه . بلندیها و دره ها خیلی با هم فرقی ندارند . اینجور افراد واکنش های سخت از خودشون نشون نمیدن . چه در موقع عصبانیت و چه در موقع آرامش معمولا واکنشهای ملایمی نشون میدن .
بعضی ها مثل مردابن حضور در کنار اونها درست مثل مرداب می بلعدت و دائم داری در کنار اونها دست و پا میزنی تا نجات پیدا کنی .
افرادی که یکجا ماندن و رکود رو در زندگی انتخاب کردن و هر کی باهاشون همراه بشه اگر دستش به ریسمانی به بیرون متصل نباشه در زندگی با اینطور افراد غرق میشه .
بعضی ها مثل آسمان پهناور هستند هر چقدر توشون پرواز می کنی انگار ته ندارن و دوست داری فقط با اونها و فضای اونها باشی انسانهای بزرگی که تنها آسیبشون اینه که پرواز بلد نباشی و اگه میخوای با اینجور انسانها همنشینی لذتبخشی داشته باشی باید مثل عقاب تیزپرواز باشی تا از آسیب پرندگان وحشی در امان باشی .
بعضی ها مثل زمین آسفالت هستند نه سراشیبی دارن نه سر بالایی کاملا صاف صاف که میشه با سرعت در اونها به اهداف رسید . البته چنین ویژگی که صاف صاف باشه معمولا در طبیعت نیست اینها ویژگیهای رباته که ساخت دست انسانه . رباتها زود به هدف میرسن و کارها و برنامه هاشون رو به نحو احسن انجام میدن .
دسته بندیهای بیشتری هم میشه کرد .
من خودم به شخصه فکر می کنم از بین این چند مورد خودم مثل کوهستانم . یعنی بین بالا و پایین زندگیم خیلی تفاوت وجود داره . واکنشی هستم و موقع عصبانیتم به قعر دره ها سقوط می کنم و موقع شاداب بودنم به اوج قله ها صعود می کنم .
این ویژگی هست که من بیشتر عمرم باهاش زندگی کردم . واقعا سلیقه ی هر انسانیه که میخواد کدوم دسته از این انسانها باشه .
حالا اینا چه ربطی به تصویر سازی داشت .
ربطش به اینه که وقتی کسی روند طبیعت رو شناسایی کنه و طبیعت خودش رو بفهمه مطابق زبان بدن خودش لاغر شدن رو انتخاب می کنه .
مثلا برای تیپ شخصیتی که طبیعتشون جنگله نمیشه همون فرمولهایی رو داد که به تیپ شخصیت دریا میشه داد یا به تیپ شخصیتی کوهستان نمیشه همون فرمکلهایی رو داد که به تیپ شخصیتی مرداب میشه داد .
مثلا منی که مثل کوهستان هستم رو نمیشه باهاش مثل انسانهایی رفتار کرد که تیپ تپه هستن .
با این جور افراد باید کوهنوردی بلد بود تا در دره های اون پرت نشی .
خودمو می گم و درونمو .
من باید کوهنورد خوبی باشم که بدونم در سراشیبی های اشتیاق و حال خوبم چطور خودم رو مدیریت کنم که به قله برسم و کیف کنم و در سربالاییهای حال بدم چطور حرکت کنم که دچار طدفانها و بهمن ها نشم و به قعر دره سقوط نکنم و دردمند نشم .
فعلا که من در دره چاقی گیر افتادم و دور تا دورم قله های فتح نشده ی بسیاری وجود داره و از طرفی باورهای مربوط به خودم رو هنوز درست شناسایی نکردم تا ببینم چطور با خودم همراه و هم جهت بشم تا از کوهستانم لذت ببرم .
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز در رابطه با اینک گفتید با شکمم چیکار کنم درسته ما بدن چاقمون وعوارضشو رو میبینم فقط باید بدونی ک خودت مقصر هستی ن بدنت وبپذیری شرایط الانتو هرچی هستی شکم پا همه چی روبپذیری وبا صلح با خودت جلو بری وبدونیک این بدن رو ما خلق کردیم این شکم این پا رو من خلق کردم با قدرتی ک خدا بهم داده با فکرم با باورهام با توجه ام با تمرکزم پس میتونم برعکسشو هم بسازم کسی ک باید هوای تو رو تو این مسیر داشته باشه خودتی وخدا باید دلدار خودت باشی منم چن وقته اخیر تو دوره همی هامون دچار این فکر شدم
احساس میکردم لاعری من رو ببیند بهم بگند لباسی داشتم ک رنگی بود وپوشیدمش واین حس داشتم ک زیبام و بقیه همینک منو ببیند میگند چقدر لاعر شدی چقدر خوشگل شدی ومن رفتم ودیدم ک چقدر افراد متناسب دیگه هستند ک خیلی زیباتر واونجوری ک من دوس د ارم لباس پوشیدند اصلا ناخواگاه نا راحت شدم
اگه اون موقع من خودمو تو اینه میدیم و تعریف میدادم این حسم کامل میشد ونیازی ب دیگران نداشتم امامن این کار رو نکردم ازخودم فرار کردم ک شکمم ور نبینم
من خودمو رها نکردم با خودم صحبت گردم گفتم فریبا این همه ادم مگه کسی از کسی تعریف کرد ن پس دلیلی نداره ک من احساسمو بند تعریف نگاه دیگران کنم من برای دل خودم لباسی ک جرات نداشتم بپوشم وپوشیدم وخودم حسم خوب بود از رنگی بودنم ومردم هزارتا فکر دارند ننشستند هر هفته منو متر بزنند یا منفی بافم میگفت ببین چاق شدی هیچکس نمیگه لاغر شدی ببین تعییری نکردی
ابن مسیر تموم سختی اینک صدای منفی باف رومیشنوی و مغلوب میشی ولی من سکوت کردم تو هم در برابر صدای منفی بافت سکوت کن وادامه بده ما باید ادامه بدیم
چاقی ک برای خودمون بززگ نکنیم چاقی قدرتش از ما بیشتر نیس چاقی رو من خلق کردم پس قدرتش از من خالق بیشتر نیس چاقی حل شدنیه چاقه بزرگ نیس کسی ک تونسته در مسیر زندگیش بدن رو از حالت طبیعی ببره ب حالت عیر طبیعی پس قدرت داره پس الان ک میخوای از حالت غیر طبیعی بری ب حالت طبیعی کار راحته هرچقدر سمت خودتو درست کنی بیشتر همسو با طبیعت گام برمیداری وخلق میشه لاغری
لاغری اسونه وچاقی سخت
دقیقا امروز این فکر ب ذهنم اومد ک من در چاقی گم شدم الان اومدم بنویسم ک چاقی بزرگتر ازمن ونخواهد بود قدرت منم
منی ک قدرت دارم ی غذای خام رو بپزم خلق میکنم قدرت خلق لاغری رو هم دارم لاغری اسونترین کار ممکن هس چن هم راستا باطبیعت بدنت هس من برای موفقیتم گام بر میدارم تو هم حرکت کن و معلوب منفی بافت نشو حتی اگه اشتباه کنم میبخشم سرزنش نمیکنم
سلام ممنونم بله چشم حرکت می کنم برای خودم . خودم با ارتعاشات منفیم این بدنم رو ساختم و تصویر چاقی و ترس از چاقی رو اونقدر قدرت دادم که رسیدم به اینجا پس خودمم میتونم با استمرار در توجهاتم و کار روی ذهنم و همسو کردن ذهنم با خلق آنچه دلم میخواهد به خودم امید و انگیزه بدم و بگم همونجور که خودم با استمرار در باورهای منفی خودمو چاق کردم الانم با استمرار در باورهای دلخواهم خودمو لاغر می کنم قدرت منم و فقط خودم میتونم خودمو لاغر کنم . پس ارتعاش ذهنم رو خودم میتونم تغییر بدم و به امید خدا نتایج لاغری برام شروع بشه . من فعلا از ۸۸ شروع کردم . گفتم فعلا کل اضافه وزنم رو در نظر نمیارم . ۵ کیلو ۵ کیلو هدفم رو در نظر میارم که انگیزه بگیرم برای ادامه دادن روی ذهن . پس لازمه برای شروع حسمو خوب کنم مراقب ذهنم باشم . مراقب ورودیهام باشم که ذهنمو نبره در وادی توجه به چاقی و یا هر وقت رفت شناساییش کنم و ببینم چه فکری داره منو میبره در وادی چاقی تغییرش بدم و به خودم بگم ببین اول اینکه نترس نهایتش چی میخواد بشه . چرا بیخودی میترسی و حس الانتو به خاطر آینده بد می کنی و تصویر منفی میسازی . بدنت قراره لاغرت کنه و تو فقط لازمه با این متناسبتر شدنه همراه بشی ببینیش و نزاری این حس تغییر کنه . وقتی هم منفی شدی در تسلیم دلت بشو و الگوی خدایی رو از دلت بپذیر نه از ذهنت ایمان بیار و با تکرار اون چیزی که دلم میخواد حس و حال منفی رو از وجودم میبرم و به جاش توجه می کنم به زیباییهای زندگی . حتی به نقش فرش به رنگ به هر چیزی که دور و برمه و از زیباییها آگاهانه لذت میبرم و قدردانی می کنم تا حس خوبم برگرده .
بله شما درست میگید خودم همونجور که خودمو با اندیشه هام چاق کردم با اندیشه هام هم خودمو لاغر می کنم .
فعلا دوست دارم به ۵ کیلو متناسبتر شدن توجه کنم . تصویر سازی کنم چقدر خوبه من ۸۳ شدم من تقریبا اردیبهشت ۸۳ بودم خیلی دور از ذهنم نیست . میتونم بهش فکر کنم برام راحته کار خاصی هم انجام نمیدادم تازه الان به نظرم بهتر از اون وقته چون الان جهت من رو به لاغریه ولی اون وقت جهت و توجه من به سمت چاقی بود . من تغییر جهت دادم الان لاغریم رو پیش روم میبینم و یواش یواش و بدون عجله حرکت میکنم تا به ۸۳ برسم . فقط توجه من که همون جهت منه رو نباید تغییر بدم . چاقی فعلیم رو بپذیرم و باهاش نجنگم اما به لاغری و نشانه های لاغریم توجه کنم تا حرکتم مستمر باشه . نمیدونم چه روزی به هدفم میرسم ولی سعی می کنم از زیباییهای مسیر لذت ببرم تا به امید خدا راحت به ۸۳ برسم .
نشان های دریافت شده
سلام و درود سحر جان چقدر عالی نوشتی
تشبیه خوبی داشتی از رفتار انسانها
و اگر خودمون رو بشناسيم میدونیم در شرایط مختلف چطور از پس خودمون بر بیایم
منم فک کنم کوهستانی باشم
سربالایی و سرپایینی کم دارم
همه اش وسطای کوه هستم چند قدم بالا میرم
چند قدم استوپ میکنم
به قول شما وقتی به دره های ناشناخته میرم ،گم میشم و از نجات خودم نا امید
ولی وقتی اتفاق خوبی برام می افته از شوق میخوام پرواز کنم
بسیار لذت بردم از قلمت
سلام ممنونم از شما نظر لطفتونه .
چند وقتیه دارم روی ذهنم کار می کنم . جایی که حسم منفیه میفهمم یه باور غلط دارم .
در اون صورت به دلم رجوع می کنم .
وقتی به دلم رجوع می کنم میبینم در اون رابطه که ذهنم منفی شده چی میخواد . پس شروع می کنم ذهنم رو با خواست دلم همسو میکنم تکرار میکنم تا جاییکه حالم خوب بشه . کار کردن روی ذهن خیلی خوبه . همسو کردن ذهن با دل به نظر من یعنی مسلمانی . چون خداوند در دل ماست و از طریق شهود به ما می گه چی میخواد چیزی که دلمون میخواد یعنی خدا میخواد پس وقتی به خدا و خواست دلمون توجه کنیم یعنی ذهنمون رو تسلیم خواست دلمون کنیم . اون وقت ایمان و آرامش یواش یواش میاد به دلمون . ایمان یعنی حس امنیت در ما شکل می گیره بعد یواش یواش ترسها از وجودمون میره . وقتی ایمان در دلمون باشه تصاویر ذهنی ما جون تازه ای به خودشون میگیرن و این تصاویر زیبا زندگی ما رو زیباتر خلق می کنند . ممنونم بابت انرژی مثبتی که بهم دادین . الهی که خدا این انرژی مثبت رو هزار برابر به خودتون برگردونه عزیزم .
سلام خانم سماوات
چقدر زیبا تقسیم بندی کردی تیپ شخصیتها ی انسانها رو
هیچوقت به تیپ شخصیت ها اینگونه نگاه نکرده بودم
نوشتار بسیار زیبایی دارید.
وقتی هوشمندانه این تقسیمات رو انجام دادید من مطمئن هستم که شما در این مسیر بسیار موفق میشوید آن هم به بهترین شکل
به نظرم وقتی در مسیری وارد میشویم هرکس به اندازه هوش واستعداد وصبوری و ثابت قدم بودن خودش بهره میبره.
موفق باشی خانم سماوات