🌅 تا حالا شده صبح از خواب بیدار شی و با خودت بگی: “دیگه بسه، باید یه کاری کنم!”
📍 این جلسه ادامه گام پنجم (عمل کردن به آموزش) است.
اما چند ساعت بعد دوباره توی همون چرخهی همیشگی گیر بیفتی؟ 😓
واقعیت اینه که تغییر از درون شروع میشه، نه با زور و اجبار.
تغییر عادتهای ذهنی یعنی یاد بگیری به جای جنگیدن با خودت، با ذهنت دوست بشی 🤝🧠
تو این جلسه باهم یاد میگیریم چطور بدون فشار، فقط با یه انتخاب کوچیک، عادتهای قدیمی رو آرومآروم تغییر بدیم… 🌱✨
در این جلسه میآموزیم:
تصمیم برای تغییر عادتهای ذهنی
✨ تغییر عادتهای ذهنی یه مسیر زمانبره، نه یه تصمیم یهشبه!
وقتی میخوای یه رفتار جدید رو با یه عادت قدیمی ترکیب کنی، باید به ذهنت فرصت بدی. ذهن ما مثل یه بچهی کنجکاوه که با تکرار و احساس، یاد میگیره 🚸🧠
واقعیت اینه که عادتها، فقط رفتارهایی هستن که بارها و بارها تکرار شدن. نه ذاتاً خوبن و نه بد!
این ما هستیم که بسته به نتیجهای که از اون رفتار میگیریم، بهش برچسب “عادت خوب” یا “عادت بد” میزنیم 🎭
مثلاً تصور کن یه نفر با خوردن نون تو هر وعده غذایی حس سیری و رضایت داره 🍞😊 ولی یکی دیگه همون نون رو مقصر اصلی چاقی خودش میدونه و ازش فراریه!
پس تفاوت نه در نونه، نه در خود عادت، بلکه در نگرش ذهنی ما به اون عادته.
تا وقتی که ذهنمون رو برای دیدن رفتارها از زاویهای تازه آموزش ندیم، تغییر اتفاق نمیافته.
اینجاست که تغییر عادتهای ذهنی به کمکمون میاد تا به جای پاک کردن صورتمسأله، تعریفمون رو از اون رفتار تغییر بدیم و باهاش وارد گفتوگو بشیم، نه جنگ! ✌️🌱
نقطه شروع تغییر عادتهای ذهنی: ترکیب، نه حذف!
🧩 خیلی وقتا ما فکر میکنیم تنها راه برای بهتر شدن اینه که یه رفتار رو بهکلی حذف کنیم.
مثلاً بگیم: “از فردا دیگه اصلاً فلان کارو نمیکنم!”
ولی واقعیت اینه که ذهن با حذف کامل یه عادت، مقاومت نشون میده 😣 چون اون رفتار تبدیل به بخشی از سیستم ذهنی ما شده و باهاش احساس آشنایی میکنه.
برای همین، یه راهکار خیلی کارساز تو مسیر تغییر عادتهای ذهنی اینه که بهجای حذف، ترکیب کنیم.
یعنی چی؟ یعنی یه رفتار تازه رو آرومآروم کنار عادت قدیمی بذاریم. مثل اضافه کردن رنگ زرد به رنگ قرمز 🎨
در نهایت چی میشه؟ یه رنگ نارنجی ملایم و تازه که نه قرمزه، نه زرده… بلکه ترکیبی جذابه که میتونه شروع یه تجربهی جدید باشه 🔶🌈
بهجای اینکه با عادتهامون بجنگیم و سرزنششون کنیم، بیایم باهاشون دوست بشیم.
چرا؟ چون هر بار که خودمون رو بابت یه رفتار سرزنش میکنیم، در واقع داریم انرژی بیشتری به اون رفتار میدیم ⚡️
و ذهنمون بیشتر روش زوم میکنه، بیشتر بهش فکر میکنه، و اون رفتار قویتر میشه. دقیقاً برعکس چیزی که میخواستیم 😕
🧠 تغییر عادتهای ذهنی یعنی یاد بگیریم عادتهامون دشمن ما نیستن… فقط پیامهایی هستن که باید درست ترجمهشون کنیم.
وقتی بفهمی یه عادت چرا شکل گرفته، دیگه نمیخوای حذفش کنی، بلکه میخوای رشدش بدی… به شکلی که بهت کمک کنه، نه آسیب!
🌀 چرا ذهن با تغییر عادتهای ذهنی مقاومت میکنه؟
تا حالا شده تصمیم بگیری یه رفتار تکراری رو کنار بذاری، ولی چند روز بعد دوباره برگردی سر خونه اول؟ 😩
نگران نباش، این تجربه برای همه ما پیش اومده… و دلیلش هم خیلی سادهست:
ذهن ما عاشق ثبات و امنیته، حتی اگر اون عادت باعث ناراحتیمون بشه! 🧠🔒
ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اتوپایلوت عمل میکنه. وقتی یه عادت رو بارها تکرار کردیم، اون رفتار توی ذهن ثبت میشه و بدون فکر کردن دوباره اجرا میشه.
پس وقتی ما تصمیم میگیریم رفتار جدیدی رو وارد زندگیمون کنیم، انگار داریم به ذهنمون اعلام خطر میدیم! 🚨
برای همینه که تغییر عادتهای ذهنی نیاز به ملایمت، تکرار و صبر داره.
همونطور که یه کوه یکشبه فرسایش پیدا نمیکنه، ذهن هم یکشبه بازنویسی نمیشه ⛰️⏳
🌱 برچسب خوب یا بد روی عادتها نزنیم
یه نکته مهم تو مسیر تغییر عادتهای ذهنی اینه که از قضاوت دست برداریم.
رفتارها نه خوبن و نه بد؛ فقط نتایجی دارن که یا به نفع ماست یا به ضرر ما 🎯
مثلاً یکی ممکنه خوردن شیرینی بعد غذا رو عادت خوب بدونه چون براش لذتبخشه 🍩😊
اما یکی دیگه همون رفتار رو عامل افزایش وزن و حس گناه بدونه.
اینجا رفتار یکیه، ولی برداشت ذهنی متفاوته!
وقتی به خودمون اجازه بدیم بدون قضاوت، فقط مشاهدهگر رفتارمون باشیم، خیلی راحتتر میتونیم تغییر ایجاد کنیم.
چون دیگه انرژیمون صرف سرزنش نمیشه… صرف انتخاب میشه ✅
💡 اگه دنبال روشی هستی که دقیقاً همین «ترکیب بهجای حذف» رو قدمبهقدم روی عادتهای غذایی پیاده کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه میبینیم ذهن چرا مقاومت میکنه؛ و بعدش توی گام هفتم سراغ «ترکیب احساس و رفتار» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.54 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام و درود .
من دارم تمرین می کنم که به عادت قبلی خودم راههایی اضافه کنم .
اول اینکه دلایل خوردن رو از ذهنم بردارم . دوم اینکه دلایل نخوردن رو به ذهنم اضافه کنم .
مثلا یکی از دلایل خوردن من به جز نیاز جسمی خوردن برای سرگرمی و باز شدن حوصله است .
خب در تمرین امروز صدگام این فرمول رو پیدا کردم و در اینجا ابن فرمول رو پاکسازی می کنم .
امروز برای رفع سر رفتن حوصله غذا نمیخورم . این رفتار رو تغییر میدم . البته این همیشگی نیست . بیشتر روزهایی که تعطیلم و خانه هستم این عادت رو تکرار می کنم .
از امروز این عقیده رو تغییر میدم .
موقع سر رفتن حوصله نمیخورم .
بهش فکرم نمیکنم .
مثلا یه عقیده دیگه اینکه وقتی نخورم احساس گم کردگی دارم .
خب آخه این چه عقیده ایه . چی گم شده ؟ غذا که همیشه هست . چرا حس خلاء بکنی .
عجب باور مسخره ای دارم . الان پیداش کردم .
خب دلیل این عقیده ام علاقه به خوردن غذاست . خب این علاقه نیست . این اعتیاده . وابستگیه و میشه ترکش کرد .
اتفاقا از ترکش لذت ببرم و علاقه به ترکش رو در ذهنم پررنگ کنم .
تغییر عقیده عملکرد رو تغییر میده .
پس میتونم روی این عقیده کار کنم و بگم من عاشق جسم خودمم . علاقه ی من به جسم و روح و روان خودمه .
من با اینا خودمو پیدا کنم و پیدا کردم . عشق به مواد غذایی رو با عشق به بدنم و روانم و روحم جایگزین کنم .
اینجوری باعث میشه اعتماد به نفسم بیشتر بشه .
چون عشق و انرژی که دارم به مواد غذایی میدم رو برای خودم نگه میدارم .
پس این عقیده رو پررنگش کنم .
من خودم رو دوست دارم .
چون بدن من جایگاه خداست .
چون بدن من جایگاه منه .
چون من من هستم .
پس خودمو حالمو دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم .
من نمیخورم چون برای خودم ارزش قائلم .
نمیخورم چون خودمو دوست دارم .
نمیخورم چون نمیخوام آشغال وارد بدنم کنم .
نمیخورم چون جسم من خونه خداست .
نمیخورم چون میخوام سرگرمیهای دیگه برای خودم درست کنم .
نمیخورم چون میخوام قدرت خلاقیتم رو در سایر علاقمندیهام به کار ببرم .
نمیخورم چون حالم بد میشه از زیاده خوردن .
نمیخورم چون نیازم نیست .
نمیخورم چون دوست ندارم .
نمیخورم چون فرقی ندارن با هم .
نمیخورم چون همشون یه مزه میدن .
نمیخورم چون سبک بمونم .
نمیخورم چون خوابم میاد و میخوام بخوابم .
نمیخورم چون میخوام برم بیرون .
نمیخورم چون خوردن سخته .
نمیخورم چون نخوردن آسونتره .
نمیخورم چون حوصله ندارم همش برم دسشویی .
نمیخورم چون حوصله خوردن ندارم .
نمیخورم چون خوردن بیش از اندازه نیازم گناهه
نمیخورم چون حالم رو بد می کنه .
اینها هم تمرینات امروز منه کار روی عقاید و ایجاد کردن دلایل نخوردن در ذهنم و توجه کردن به عقاید جدید و جستجو کردن این عقاید در انسانهای متناسب .
خیلی واقعا این تمرینات رو دوست دارم . تمرین کردن روی عقاید باعث میشه رفتار من خود به خود صحیح بشه و این خیلی کار منو راحتتر می کنه .
یعنی یه جورایی از تمرکز کردن روی نخوردن راحتتره . وقتی به دلیل نخوردن توجه می کنم ناخوداگاه نمیخورم . ولی وقتی آگاهانه میخوام نخورم انگار انرژیش بیشتره .
البته من هردوتاش رو تمرین می کنم .
همشون مثل شاخه گل هستند . هر کدوم یه بویی دارن و من دوست دارم از نیروی تنوع طلبی ذهنم استفاده کنم و هر چی که به ذهنم میرسه در راه لاغریم امتحانش کنم .
نمیخورم چون دوست دارم .
نمیخورم چون حال می کنم .
نمیخورم چون میخوام بنویسم .
نمیخورم چون میخوام برم سر کار .
نمیخورم چون گرسنم نیست .
نمیخورم چون میخوام راه برم .
نمیخورم چون میخوام کتاب بخونم
نمیخورم چون کار دارم .
نمیخورم چون اسرافه .
نمیخورم چون مال من نیست .
نمیخورم چون نمیدونم پولش حلاله یا نه .
نمیخورم چون مال من نیست .
نمیخورم چون اضافه خوردن حرامه .
نمیخورم چون فلان ماده غذایی رو دوست ندارم .
نمیخورم چون به دهنم مزه نمیده .
نمیخورم چون دیگه عشقی به خوردن ندارم .
نمیخورم چون دیگه با خوردنش حال نمی کنم .
نمیخورم چون نمیخوام انتخابش کنم .
ترکیب این رفتارها با عادت قبلیم کلا عادت جدید در من ایجاد می کنه و باز هم انتخاب خودمه و ناخوداگاه باعث میشه من عادتم تغییر کنه و همون عادت رنگ و بوی دیگه ای به خودش بگیره .
دقیقا مثل حرکت در طیف رنگ هست . من آرام و آهسته در طیف رنگ حرکت می کنم و رنگهای جدید رو تجربه میکنم .
چون بودن در یک رنگ دیگه خسته کننده میشه و من دوست دارم زندگیم متنوع باشه .
ایجاد تجربه جدید در زندگی خیلی لذتبخشه و اینکه من ابعاد جدیدی از ذهنمو و زندگیمو کشف می کنم .
خود متنوع تری از خودم رو میشناسم . چون من محدود نیستم و میتونم همه چیز رو تجربه کنم . فقط لازمه از قدرت خلاقیتم استفاده کنم و ببینم چه تغییراتی میتونم ایجاد کنم که هم آسون باشه هم دوستداشتنی . فعلا همینا برای امروز خوبه و من باهاشون حال می کنم .
سلام .
من امروز دو قاشق سمنو ته ظرف رو نخوردم .
من امروز شکلات نخوردم .
قند با چای نخوردم .
نصف پرتغال نخوردم .
نصف نارنگی نخوردم .
با آبگوشت نان نخوردم .
اضافه آبگوشتم رو نخوردم .
گوشت کوبیده نخوردم .
من صبحانه نخوردم .
ناهار نخوردم .
آبگوشت سرد شده نخوردم .
این خیلی برام جالب بود و خودم خنده ام گرفت .
من حدودا یکی دو ساعت پیش خب گرسنه شدم و مقداری که آب گوشت خوردم سیر شدم و مابقی آب گوشت رو نخوردم . گفتم دوباره که گرسنه میشم میخورم حدودا یه ساعت بعد احساس گرسنگی کردم رفتم بقیه آبگوشت رو بخورم دیدم سرد شده و گفتم دوست ندارم . نخوردم . رفتم گرمش کردم بعد خوردم .
این یه واکنش جدید بود که خلق کردم . من در شخصیت چاقم اصلا برام فرقی نداشت که آبگوشت گرم باشه یا سرد . هر چی بود دم دستم میخوردم . این واکنش جدید از شخصیت لاغرم سرزد . خوشحال شدم که شناختمش . فهمیدم شخصیت لاغرم غذایی که سرد شده باشه رو دوست نداره و حتی اگه یکم زحمت داشته باشه ولی اشکالی نداره یکم گرسنه میمونم ولی گرمش می کنم بعد میخورمش .
این یه رفتار جدید بود که خودبه خود ایجاد شد و من فهمیدم از شخصیت لاغر وجودمه . پس این رفتار رو تو دفترم یادداشت میکنم که جزء رفتارهای خودبه خودی منِ لاغرم بود.
من دیشب شام نخوردم دوتا کیوی خوردم . من سه تا کیوی نخوردم . ساندویچ بندری نخوردم .
من امروز صبحانه نخوردم .
فکر می کنم غیر از سیر بودن یا گرسنه نبودن خوبه یه دلایلی هم برای نخوردنم اضافه کنم .
مثلا همون رفتاره که گفتم نخوردم چون سرد شده بود .
پس خوبه این تنوع ها رو در نخوردن ایجاد کنم .
نخوردم نه فقط به این دلیل که سیر بودم . نخوردم چون سرد شده بود .
مثلا چیزایی که میشه اضافه کرد :
نخوردم چون وقت نداشتم .
نخوردم چون غذای مورد علاقه ام نبود .
نخوردم چون ….
میبینید الان زیاد دلیل ندارم برای نخوردن .
ولی ذهن چاق کلی دلیل برای خوردن داشت .
خوردم چون نذری بود .
خوردم چون مامانم گفت .
خوردم چون خوش میگذشت .
خوردم چون پولشو دادم .
خوردم چون حیف بود .
خوردم چون خوشمزه بود .
خوردم چون نرم بود .
خوردم چون عصبی بودم .
خوردم چون خیلی کار کرده بودم
خوردم چون جدید بود .
و همین تنوع طلبی که شما در فایل فرمودید در خوردنهامون خیلی به کار بردیم .
خوردم چون طعمش با اون یکی فرق میکرد . میخواستم امتحان کنم هردو طعم رو .
خوردم چون رستوران جدید بود .
خوردم چون تعارفم کردن .
ذهن چاق ما دلیل برای خوردن زیاد داشت .
خب ما میتونیم از همین ویژگی استفاده کنیم و تنوع طلبی رو در لاغری هم بیاریم .
من اینو نخوردم چون ….
الان فقط دلیل سیریه .
نخوردم چون سیر بودم .
نخوردم چون گرسنه نبودم .
امروز یه دلیل پیدا کردم نخوردم چون سرد بود .
آها بازم میشه گفت
نخوردم چون مونده بود .
نخوردم چون مثلا دنبه داشت و من دنبه رو دوست نداشتم .
نخوردم چون ادویه داشت .
نخوردم چون تکراری بود .
نخوردم چون دوسش نداشتم .
فعلا اینا به ذهنم میرسه .
راستی امروز یه رفتارهای دیگه هم اضافه کردم .
رختخوابمو خودم جمع کردم .
همش روی تخت دراز نکشیدم .
یه وقتایی بلند شدم حرکت کردم و نشستم .
یا وقتی زیاد نشسته بودم میگفتم خب خسته شدم چیکار کنم مثلا بلند شدم رفتم توی آشپزخونه پیش مامانم و شیر آب رو درست کردم .
ظرف ناهارمو خودم شستم .
دلم میخواد فردا که برم سرکار با موتور نرم پیاده برم راه زیاد نیست ولی میترسم یکم عجله کنم .
حالا اگه دیدم خوشم اومد و هوا خوب بود فردا به جای موتور پیاده میرم سرکار .
امروز به مامانم کارامو نگفتم .
نگفتم مامان یه لیوان آب بیار .
نگفتم مامان حولمو بیار .
نگفتم مامان لباسامو بیار .
خودم حولمو بردم .
خودم آب خوردم .
خودم لباسامو گرفتم و بردم حمام .
حالا سرکارمم یه سری تغییرات میخوام بدم . ولی عجله نمی کنم آروم آروم .
در این درس یاد گرفتم که رفتار جدید در عادت قبلی کلی واکنش جدید خلق می کنه که باعث میشه من تجربیات جدیدی رو به وجود بیارم . این تجربیات امروزم بود که دیروز نداشتم .
برام جدیده دوست دارم ادامه بدم . شیرینه . یاد گرفتم از این به بعد تنوع طلبی رو در لاغری به کار ببرم . مثل همون نیروی انعطاف.
همونطور که یاد گرفتم از نیروی انعطافم برای چاقی استفاده نکنم و برای لاغری استفاده کنم از نیروی تنوع طلبی هم برای لاغری استفاده کنم .
درس خوبی بود . عمل کردنش شیرینه . البته الان نمیدونم چی کار میخوام بکنم ولی این فرمول ذهنی جدیده کم کم به ذهنم میاد که چیکار کنم .
فرمول قبلی : تنوع طلبی در چاقی .
فرمول جدید : تنوع طلبی در لاغری . 🤗🤗🤗🤗