🌅 تا حالا شده صبح از خواب بیدار شی و با خودت بگی: “دیگه بسه، باید یه کاری کنم!”
اما چند ساعت بعد دوباره توی همون چرخهی همیشگی گیر بیفتی؟ 😓
واقعیت اینه که تغییر از درون شروع میشه، نه با زور و اجبار.
تغییر عادت های ذهنی یعنی یاد بگیری به جای جنگیدن با خودت، با ذهنت دوست بشی 🤝🧠
تو این جلسه باهم یاد میگیریم چطور بدون فشار، فقط با یه انتخاب کوچیک، عادتهای قدیمی رو آرومآروم تغییر بدیم… 🌱✨
تصمیم برای تغییر عادت های ذهنی
✨ تغییر عادت های ذهنی یه مسیر زمانبره، نه یه تصمیم یهشبه!
وقتی میخوای یه رفتار جدید رو با یه عادت قدیمی ترکیب کنی، باید به ذهنت فرصت بدی. ذهن ما مثل یه بچهی کنجکاوه که با تکرار و احساس، یاد میگیره 🚸🧠
واقعیت اینه که عادتها، فقط رفتارهایی هستن که بارها و بارها تکرار شدن. نه ذاتاً خوبن و نه بد!
این ما هستیم که بسته به نتیجهای که از اون رفتار میگیریم، بهش برچسب “عادت خوب” یا “عادت بد” میزنیم 🎭
مثلاً تصور کن یه نفر با خوردن نون تو هر وعده غذایی حس سیری و رضایت داره 🍞😊 ولی یکی دیگه همون نون رو مقصر اصلی چاقی خودش میدونه و ازش فراریه!
پس تفاوت نه در نونه، نه در خود عادت، بلکه در نگرش ذهنی ما به اون عادته.
تا وقتی که ذهنمون رو برای دیدن رفتارها از زاویهای تازه آموزش ندیم، تغییر اتفاق نمیافته.
اینجاست که تغییر عادت های ذهنی به کمکمون میاد تا به جای پاک کردن صورتمسأله، تعریفمون رو از اون رفتار تغییر بدیم و باهاش وارد گفتوگو بشیم، نه جنگ! ✌️🌱
نقطه شروع تغییر عادتهای ذهنی: ترکیب، نه حذف!
🧩 خیلی وقتا ما فکر میکنیم تنها راه برای بهتر شدن اینه که یه رفتار رو بهکلی حذف کنیم.
مثلاً بگیم: “از فردا دیگه اصلاً فلان کارو نمیکنم!”
ولی واقعیت اینه که ذهن با حذف کامل یه عادت، مقاومت نشون میده 😣 چون اون رفتار تبدیل به بخشی از سیستم ذهنی ما شده و باهاش احساس آشنایی میکنه.
برای همین، یه راهکار خیلی کارساز تو مسیر تغییر عادت های ذهنی اینه که بهجای حذف، ترکیب کنیم.
یعنی چی؟ یعنی یه رفتار تازه رو آرومآروم کنار عادت قدیمی بذاریم. مثل اضافه کردن رنگ زرد به رنگ قرمز 🎨
در نهایت چی میشه؟ یه رنگ نارنجی ملایم و تازه که نه قرمزه، نه زرده… بلکه ترکیبی جذابه که میتونه شروع یه تجربهی جدید باشه 🔶🌈
بهجای اینکه با عادتهامون بجنگیم و سرزنششون کنیم، بیایم باهاشون دوست بشیم.
چرا؟ چون هر بار که خودمون رو بابت یه رفتار سرزنش میکنیم، در واقع داریم انرژی بیشتری به اون رفتار میدیم ⚡️
و ذهنمون بیشتر روش زوم میکنه، بیشتر بهش فکر میکنه، و اون رفتار قویتر میشه. دقیقاً برعکس چیزی که میخواستیم 😕
🧠 تغییر عادت های ذهنی یعنی یاد بگیریم عادتهامون دشمن ما نیستن… فقط پیامهایی هستن که باید درست ترجمهشون کنیم.
وقتی بفهمی یه عادت چرا شکل گرفته، دیگه نمیخوای حذفش کنی، بلکه میخوای رشدش بدی… به شکلی که بهت کمک کنه، نه آسیب!
🌀 چرا ذهن با تغییر عادتهای ذهنی مقاومت میکنه؟
تا حالا شده تصمیم بگیری یه رفتار تکراری رو کنار بذاری، ولی چند روز بعد دوباره برگردی سر خونه اول؟ 😩
نگران نباش، این تجربه برای همه ما پیش اومده… و دلیلش هم خیلی سادهست:
ذهن ما عاشق ثبات و امنیته، حتی اگر اون عادت باعث ناراحتیمون بشه! 🧠🔒
ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اتوپایلوت عمل میکنه. وقتی یه عادت رو بارها تکرار کردیم، اون رفتار توی ذهن ثبت میشه و بدون فکر کردن دوباره اجرا میشه.
پس وقتی ما تصمیم میگیریم رفتار جدیدی رو وارد زندگیمون کنیم، انگار داریم به ذهنمون اعلام خطر میدیم! 🚨
برای همینه که تغییر عادت های ذهنی نیاز به ملایمت، تکرار و صبر داره.
همونطور که یه کوه یکشبه فرسایش پیدا نمیکنه، ذهن هم یکشبه بازنویسی نمیشه ⛰️⏳
🌱 برچسب خوب یا بد روی عادتها نزنیم
یه نکته مهم تو مسیر تغییر عادت های ذهنی اینه که از قضاوت دست برداریم.
رفتارها نه خوبن و نه بد؛ فقط نتایجی دارن که یا به نفع ماست یا به ضرر ما 🎯
مثلاً یکی ممکنه خوردن شیرینی بعد غذا رو عادت خوب بدونه چون براش لذتبخشه 🍩😊
اما یکی دیگه همون رفتار رو عامل افزایش وزن و حس گناه بدونه.
اینجا رفتار یکیه، ولی برداشت ذهنی متفاوته!
وقتی به خودمون اجازه بدیم بدون قضاوت، فقط مشاهدهگر رفتارمون باشیم، خیلی راحتتر میتونیم تغییر ایجاد کنیم.
چون دیگه انرژیمون صرف سرزنش نمیشه… صرف انتخاب میشه ✅

🔄 با تغییر عادت های ذهنی، رفتار جدید ایجاد کنیم
تصور کن ذهنت یه لیوان چای داغه ☕️
اگه بخوای یهدفعه داخلش یخ بندازی، فقط چایت سرد میشه… ولی اگه قطرهقطره آب خنک بهش اضافه کنی، آرومآروم دمای چای متعادل میشه.
تغییر عادت های ذهنی هم دقیقاً همینطوریه؛ قدمبهقدم، نه ناگهانی!
در ادامه چند روش ساده ولی مؤثر برای شروع این فرآیند رو با هم بررسی میکنیم:
لازم نیست یه تغییر بزرگ ایجاد کنی. مثلاً بهجای اینکه بگی “دیگه اصلاً شیرینی نمیخورم”، بگو:
🍬 “امروز بعد غذا فقط یه تیکه کوچیک خوردم”
یا حتی:
🧁 “من این بار نخریدم”
این رفتارهای کوچیک، هم قابل انجام هستن، هم ذهن رو نمیترسونن. بهزودی خودشون تبدیل به عادت جدید میشن!
مثلاً اگر عادتت اینه که شبها بیدلیل سر یخچال میری 😅
یه کارت کوچیک روی در یخچال بچسبون که روش نوشته:
🧠 «الان واقعاً گرسنهای یا حوصلهت سر رفته؟»
یا قبل از باز کردن در یخچال، یه لیوان آب بخور. همین کار ساده یه الگوی جدید ذهنی میسازه. این یعنی آغاز تغییر عادتهای ذهنی! 🚪💧
بهجای گفتن «من پرخورم»، بگو:
🍽️ «من هنوز دارم یاد میگیرم آگاهانه غذا بخورم»
یا بهجای «همیشه دیر میخوابم»، بگو:
🌙 «دارم تمرین میکنم زودتر بخوابم تا بدنم بهتر استراحت کنه»
تغییر کلمات، یعنی تغییر ذهنیت… و این یعنی تغییر عادتهای ذهنی از ریشه!

🎨 ذهن عاشق تنوعه
از این ویژگی به نفع تغییر عادت های ذهنی استفاده کن!
تا حالا دقت کردی چقدر برای سفر رفتن هیجانزده میشی؟ 🧳
یا وقتی یه غذای جدید امتحان میکنی، ذهنت روشنتر میشه؟ 🍣✨
این حسها از کجا میان؟ از همون نیاز درونی ذهن به تنوع!
ذهن ما از تکرار زیاد خسته میشه، حتی اگر اون تکرار امن باشه.
برای همین، وقتی میخوای یه رفتار جدید وارد زندگیت کنی، اگه اون رفتار حس تازگی داشته باشه، ذهنت با آغوش باز میپذیرهش 🤗
پس یکی از کلیدهای طلایی در تغییر عادت های ذهنی اینه که:
به جای حذف عادت قدیمی، یه تنوع هیجانانگیز و لذتبخش بهش اضافه کنی!
✨ مثال کاربردی:
اگر عادت داری بعد شام شیرینی بخوری، یه رفتار متنوع اما خوشایند جایگزین کن:
مثلاً یه چای گیاهی معطر بریز 🍵
یا چند دقیقه موزیک گوش بده 🎧
یا یه فایل صوتی انگیزشی کوتاه پخش کن 🎤
اینها شاید ساده به نظر برسن، ولی ذهن عاشق همین “سادههای تازه”ست!
با تکرار این تجربههای تازه، کمکم مغز یاد میگیره که برای رسیدن به حس خوب، دیگه نیاز به همون عادت قبلی نداره.
🛠️ ابزار سادهی تو: عبارت «من اینو نخوردم»
عبارتهایی مثل:
«من اینو نخوردم»
«من این رفتار رو نداشتم»
«من امروز نخوابیدم»
«من امروز ریزهخواری نکردم»
در واقع دارن به ذهن یه سیگنال جدید میدن:
✅ من دارم تجربهی تازهای خلق میکنم
✅ من در حال تغییر عادتهای ذهنی خودم هستم

🤝 صلح با عادتها
کلید طلایی تغییر عادت های ذهنی
شاید عجیب باشه، اما یکی از بهترین راهها برای تغییر عادتهای ذهنی، اینه که
اول با همون عادتها صلح کنیم، نه اینکه باهاشون بجنگیم! 🕊️
وقتی به جای سرزنش و تقابل، عادتهامون رو درک کنیم و باهاشون دوست بشیم، ذهن راحتتر میپذیره که تغییر اتفاق بیفته.
🌿 چرا صلح کردن با عادتها مهمه؟
تصور کن با یه دوست قدیمی مشکل داری و دائم باهاش درگیری.
حالا اگه یه روز بیای و به جای دعوا، بشینی حرف بزنی و درکش کنی، رابطهتون چقدر بهتر میشه؟ 😊
همون اتفاق برای ذهن و عادتها هم صادقه.
صلح یعنی:
- به عادتهات اجازه بدی وجود داشته باشن
- ریشهشون رو بفهمی (چرا شکل گرفتن؟)
- بدون جنگیدن با خودشون، در جهت بهبودشون قدم برداری
🔑 چطور با عادتهامون صلح کنیم؟
- به جای گفتن «من این عادت بد رو دارم»، بگو: «من دارم متوجه میشم این عادت از کجا آمده و چطور میتونم اون رو تغییر بدم»
- به عادتت گوش بده، شاید داره بهت چیزی مهم میگه!
- به خودت فرصت بده، تغییر عادتهای ذهنی فرایندی زمانبره و ملایم
💡 نتیجه صلح با عادتها
وقتی صلح کردی، دیگه نیازی به سرزنش خودت نداری؛
ذهن تو دیگه در حالت جنگ نیست، بلکه در حالت یادگیری و رشد قرار میگیره.
اونوقت تغییر عادت های ذهنی خیلی آسانتر و لذتبخشتر میشه! 🎉🌟
🎯 جمعبندی و دعوت به اقدام
مسیر تغییر عادت های ذهنی، با قدمهای کوچک اما قوی
تغییر عادتهای ذهنی، سفری زمانبر ولی شیرینه.
نیازی نیست با خودت بجنگی یا سریع نتیجه بخوای.
کافیه هر روز چند قدم کوچیک برداری و با خودت صلح کنی 🤝🌱
یادت باشه:
✨ عادتها نه خوبن، نه بد! اونچه مهمه نتیجهایه که برای تو میارن
✨ ذهن عاشق تنوعه؛ از این ویژگی برای تغییر استفاده کن
✨ رفتار جدید رو آروم آروم با عادت قبلی ترکیب کن
✨ با عادتهات دوست باش، نه دشمن
✨ موفقیتهای کوچک برای تغییر عادت های ذهنی رو جشن بگیر و مسیرت رو ادامه بده
💬 حالا نوبت توئه!
از همین امروز یه رفتار کوچیک جدید انتخاب کن و با خودت بگو:
«من اینو نخوردم» یا هر جملهای که حس خوبی بهت میده.
قدم به قدم مسیر تغییر عادت های ذهنی رو طی کن و من منتظر شنیدن داستان موفقیت تو هستم! ✨🙌
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.54 از 56 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بنام خداوند جان و خرد سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر گل من نباید فکر کنم که اون عادت قبلی عادت بد بود فقط میخوام یک عادت جدید به اون اضافه کنم یا میخوام در عادتهایی که دارم تنوع ایجاد کنم اگر من بگم که اون عادت قبلی بد بود به خودم توهین کردم چون اون عادت یا ورزش کردن نوع غذا خوردن یا رفتار با مواد غذایی همه را خودم انتخاب کردم پس اگر بد بود یعنی من ادمی خوبی نیستم چون نتونستم درست انتخاب کنم ودرست از اون عادت قدیمی استفاده کنم پس من در اون عادت قبلی تنوع ایجاد میکنم چون بد یا خوب بودن یک عادت برچسب هست که من به اون زدم پس نباید به خودم توهین کنم فقط میخوام در نوع خوردن رفتار افکار تغییر ایجاد کنم این همه تنوع در دنیا زیاده شده است پس من هم میخوام یک عادت جدید انتخاب کنم وبه عادت قبلی اضافه کنم مثل یک لباسی قرمز که رنگ مشکی یا قهوه ای بهش اضافه شده است من چند روز هست که اون دوسه لقمه اضافه را نخوردم یا وقتی چایی میخورم خیلی کم باهاش چیزی میخورم یا وقتی احساس گرسنگی دارم اول یک لیوان آب می خورم واقعا در خوردن تاثیری زیادی دارد چون تاخیر۱تا۲ساعت در خوردن ایجاد می کند یک روز شکلات تلخ رو که کامل می خورم الان یک روز نصف میکنم یه روز اصلا نخورم تغییر یک عادت مثل رفتن به مسافرت به یک استان که تا الان نرفته باشم یا مثل تنوع در میوه های یا غذا های جدیدی که در دنیا وجود دارد پس من فقط میخوام در نوع عادت قبلی تنوع ایجاد کنم چون من حق انتخاب دارم هر انتخابی که ب من آرامش وشادی شوق برای بهتر زندگی کردن داشته باشد ادم ذاتاًتنوع را دوست دارد پس من میتوانم انتخاب جدیدی داشته باشم نباید تحت تاثیر تبلیغات قرار بگیرم من دارم تجربه واگاهی کسب می کنم یک عادت قدیمی برای من لذت بخش بود که تکرار میشد پس الان نمیتوانم از کسی خورده بگیرم چون خودم به اون عادت بهادادم پس ذهنم تغییر سریع یک عادت رو قبول نمیکند باید آرام ذهن را باز نویسی کنم با تشکر از استاد گرامی در پناه خدا باشید
**«این رو نخوردم»؛ شروعِ یک انتخابِ تازه برای آرامش و تناسب** 🍫🚫🌿
**به نام خدای بخشایندهی مهربان** **ایزد پاک و بزرگ، آفرینندهی جهان و جهانیان** ✨🙏
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همهی دوستان گرامی سایت **تناسب فکری** 🌸🌟
استاد عزیز، من سالها بود که در دنیای خوراکیها و طعمها، یک جور جستوجوی دائمی داشتم. همیشه فکر میکردم باید همهی خوراکیهای جدید بازار را امتحان کنم تا شاید بالاخره به یک مزهی خاص، یک طعمِ استثنایی و یک تجربهی عجیب و شگفتانگیز برسم 😌🍰🍫
اما هر چه بیشتر جلو رفتم، بیشتر به یک نتیجهی مهم رسیدم: **بیشترِ خوراکیهای جدید، در نهایت تفاوتِ خیلی بزرگی با هم ندارند.** شکلاتها، با وجود اسمها و بستهبندیهای مختلف، در اصل یک حس تکراری دارند. همبرگرها، با وجود گوشتهای متفاوت و سسهای مختلف، باز هم در یک محدودهی آشنا و تکراری قرار میگیرند. و خیلی از خوراکیهایی که ذهن من آنها را «خاص» و «هیجانانگیز» تصور میکرد، بعد از خوردن، فقط یک حسِ کوتاهِ لذت میدادند و تمام! 😅
کمکم فهمیدم که من قرار نیست با چشیدنِ همه چیز، به یک لذتِ متفاوت و بزرگ برسم. بعضی وقتها ما فکر میکنیم اگر چیزی را امتحان نکنیم، انگار چیزی را از دست دادهایم. اما من الآن دارم یاد میگیرم که **همه چیز ارزش امتحان کردن ندارد**. همهی طعمها قرار نیست مرا به شادی بیشتر برسانند. بعضی خوراکیها فقط برای چند دقیقه ذائقه را قلقلک میدهند، اما بعدش نه آرامشی میماند، نه انرژی خوبی، نه حس رضایت واقعی. 🌧️
برای همین، این روزها یک نگاه تازه در من شکل گرفته است. من دیگر نمیخواهم با نخوردنِ چیزهایی که دوستشان دارم، خودم را شکنجه بدهم. من قرار نیست با جنگیدن با خودم لاغر شوم. من قرار نیست با حسرت، با فشار، با ترس، یا با رژیمهای سخت و خستهکننده به تناسب برسم. بلکه میخواهم **با آگاهی، با آرامش، با رفتار درست و اصولی** به بهترین نسخهی خودم نزدیک شوم 🌿💫
یعنی چه؟ یعنی من میخواهم یاد بگیرم که وقتی چیزی را نمیخورم، این کار را از تهِ دل انجام بدهم. نه از روی اجبار. نه از روی ناراحتی. نه با حسِ محرومیت. بلکه با یک حسِ قوی و قشنگ درونی که میگوید: **«من این را نخوردم، چون انتخابم چیز بهتری بود.»** 🌷✨
این برای من خیلی مهم است، چون فهمیدهام که اگر ذهنم با نخوردن درگیر باشد، اگر مدام در حسرتِ خوراکیهای مختلف بمانم، اگر با خودم بجنگم، در واقع دارم مسیر را برای خودم سخت میکنم. اما وقتی با آرامش و آگاهی انتخاب میکنم که چیزی را نخورم، آن وقت این انتخاب تبدیل میشود به یک پیروزی کوچک و شیرین. و همین پیروزیهای کوچک هستند که کمکم آدم را به نتیجهی بزرگ میرسانند 💖
من حالا بیشتر از قبل متوجه شدهام که حتی غذاهای باقیمانده را هم میتوانم با مدیریت بهتر نگه دارم و بیجهت سراغشان نروم. یعنی لازم نیست هر چیزی که وجود دارد، همان لحظه خورده شود. لازم نیست هر خوراکیای که جلوِ چشمم قرار میگیرد، حتماً وارد بدنم شود. گاهی فقط کافی است بگویم: **«نه، الان نه.»** و همین «نه» گفتن، میتواند خیلی ارزشمند باشد 🌼
حتی دیشب هم برای خودم یک تجربهی خیلی جالب داشتم. خواهرم برایم چای آورد و کنارش شکلات گذاشت. من همیشه عاشق شکلات بودهام و راستش را بخواهید، قبلاً شاید خیلی راحت آن را میخوردم بدون اینکه حتی فکر کنم. اما این بار یک تصمیم متفاوت گرفتم. به خواهرم گفتم: **«شکلات نده، لطفاً شکرپنیر بده.»** 🍵🍬
و باورم نمیشد که برای اولین بار، آن شکلاتِ محبوبم را کنار گذاشتم و به سه تا شکرپنیر قانع شدم. اما نکتهی قشنگ ماجرا این بود که واقعاً از خوردن شکرپنیر با چای لذت بردم 😍 یعنی من نه تنها چیزی را از دست ندادم، بلکه حسِ بهتری هم پیدا کردم. احساس کردم دارم خودم را بهتر مدیریت میکنم. احساس کردم دارم از درون قویتر میشوم. احساس کردم دارم به ذهنم یاد میدهم که همیشه لازم نیست دنبالِ اولین وسوسه برود. گاهی یک انتخاب ساده و کوچک، خیلی بیشتر از یک خوراکیِ هیجانانگیز، آرامش میآورد 🌸
حالا دارم یاد میگیرم که **آمارِ «این را نخوردم»** را بیشتر کنم. این جمله برای من خیلی مهم شده. یعنی هر بار که یک خوراکی را نمیخورم، دارم یک قدم به کنترلِ بیشتر، آرامشِ بیشتر و تناسبِ بهتر نزدیک میشوم. شاید از بیرون ساده به نظر برسد، اما برای من یک تمرین بزرگ ذهنی است. یک تمرین برای اینکه یاد بگیرم من اسیرِ عادتهایم نیستم. من میتوانم انتخاب کنم. من میتوانم مکث کنم. من میتوانم به جای خوردنِ بیفکر، آگاهانه رفتار کنم 🌟
و همین آگاهانه رفتار کردن، به نظرم یکی از مهمترین رازهای رسیدن به حال خوب و تناسب واقعی است. چون من نمیخواهم فقط لاغر شوم؛ من میخواهم **خوب شوم**. میخواهم حالم خوب باشد. میخواهم در کنارِ رویای لاغری، از زندگی هم لذت ببرم. میخواهم غذا خوردن برایم تبدیل به جنگ نشود. میخواهم آرامآرام یاد بگیرم که درست خوردن، فقط کمتر خوردن نیست؛ بلکه **هوشمندانه خوردن** است 🌿💚
من این روزها حس میکنم که هر چه بیشتر از روی آگاهی پیش میروم، ذهنم هم آرامتر میشود. دیگر لازم نیست همه چیز را امتحان کنم. دیگر لازم نیست همهی طعمها را تجربه کنم. دیگر لازم نیست هر چیزی را که تبلیغش را میبینم، بخرم یا بخورم. من میتوانم انتخابگر باشم. میتوانم آگاه باشم. میتوانم به خودم احترام بگذارم. و این احترام به خود، یکی از زیباترین حسهایی است که آدم میتواند تجربه کند 🤍✨
استاد عزیز، من واقعاً دارم میفهمم که تناسب فقط یک عدد روی ترازو نیست. تناسب یعنی آرامش در انتخابها. تناسب یعنی اینکه من بدانم چه چیزی را بخورم و چه چیزی را نخورم. تناسب یعنی اینکه من از درون احساس قدرت کنم، نه ضعف. تناسب یعنی اینکه من به جای حسرت، به جای اجبار، به جای ترس، با شادی و رضایت پیش بروم 🌷
و راستش را بخواهید، این جملهی ساده که **«من این را نخوردم»** برای من تبدیل شده به یک جملهی قدرتمند. چون پشتش کلی آگاهی، کلی تمرین، کلی انتخاب و کلی رشد پنهان شده است. من دارم یاد میگیرم که هر نخوردن، یک شکست نیست؛ گاهی یک پیروزی است. گاهی یک قدم به آزادی بیشتر است. گاهی یک چراغ روشن در مسیر سلامتی است 🌟
من میخواهم این مسیر را ادامه بدهم. میخواهم کمکم آمارِ «نخوردن»هایم بیشتر از «خوردن»هایم شود؛ البته نه از روی محرومیت، بلکه از روی انتخابِ درست، آرامش، و عشق به خودم. میخواهم با بدنم مهربان باشم. میخواهم به بدنم بگویم که لازم نیست برای خوب بودن، همیشه بیشتر بخورد. لازم نیست برای خوشحال بودن، همیشه دنبال شکلات و خوراکی باشد. گاهی یک فنجان چای و سه شکرپنیر، با یک حس خوب، از یک خوراکیِ پرزرقوبرق هم لذتبخشتر است ☕🍬
و در آخر، با تمام وجود میگویم: **من میتوانم، چون من فرانک هستم.** من میتوانم از انتخابهای کوچک، نتایج بزرگ بسازم. من میتوانم به جای اجبار، آگاهی را انتخاب کنم. من میتوانم لذتِ واقعی را در درست رفتار کردن پیدا کنم. من میتوانم با آرامش و ایمان، به رویای تناسب خودم برسم 🌸💖🌷
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهزبان
سلام خدمت استاد ودوستان هممسیر
جند شب پیش پسرم نون داغ خریده بود طبق عادت فلبی خودرن نونداغ کیف میدهذخوب تا اینجا خوب هست کره بهش بمالی مزه اش محشر میشه این خوب ولی اکه انقدرمیل کنی که دل درد هم بکیری اینحاس خوب که نیست حس بد وحس وافکاربخش چاقی تکرار میشه
دخترم کره کوچکی اورد برای هردوتفرما بعذ کتارش پنیر اورد منکمی کره به نون مالیدن میل مردم باره دومکمی پنیرکزاشتم میل کردماین تغیبر حدید برای نونداغ عصر هست حس کردم مزه پنیربا نونداغ انکار خوشمزتر یه لقمه کوچک بازم کره خیلی کمبه نونمالیدم میل کردم ذهن تایبد کرد پنیر بهتر هست دیکه ازمیل کردند نوت با کره کلا خودارای کردم با کمتربن پنیر کمتربن نون سیر شدم دیگه شام میل نکردم عصر بود ساعت ۶ یا ۶ نیم ومن با حس،سبکی خوب دیکه جیزی میل نکردم حس ،سنکی ندارم با ارامش خوب نونداغ خودرم با به تغیبر خوب درست مثل همین مخلوط کردن رنکها به رنک زرد ویه رنک دیکه درست کردم
از اندازه خوری نون و لذت خوردن نون و کم استفاده کردن ازکره صلح بهتری با این عادت که به مرور کاهش پیدا می کنه خودرن ته دیگ هم داره جزوز تغیبر عادت های من میشه
میزان کمتری ته دیک اندازه کوچک و جویدن ارامنتر صدای دل نشین ته دیک خودرن با تغییر کم کم من امروز برنج با خورست فیمه توبشقاب پیش،دستی میل مرذم اصلا ته دیک نخودرم شاید تا اخر شب یه تکه یا دوتکه ارزش بخورم هم زمان هم برنج همته دبکه دیکه مصرف نمی کنم اینم یه تغیبرخوب به عادت دادم
میوه خوری از اول دوره کاهش داشته باید این عادت تقویت کنم میوه بیشتر میل کنم دو دفعه هست دخترم طالی برش میزنه
بار اول طالبی بی مزه بود مزه خیار میداد که ابدار من سه تکه کوچک خوردم به دخترم گفتم میل ندارم به من مزه نمیده امروز دخترم بازم به طالی برش زذ اورد با هم شرین بودیم اونتندتند خودر جون طالب وافعا شیرین بپد من سهد تکه کوچکمیل کردمپبهش،کفتم سری خودری رفت یه برش طالبی بردبد بهش کفتم نمی خورم برش زذ براماورد
کفتم شیرین بود دلم زد دیکه نمی خورم تو بشقاب موند بهش کفتم اکه خودت دوست دارای میل کن اونم میل مثکرد ومن خیلی خوسحال هستم که میوه خوری من که شیرین چه بی مزه از سه برش کوچک بیشتر نمیشه پس این بخش تغییر خوب پیدا کرده
روز کذسته غذا میشد بدون نون میل کرد ولی همسرم پسرم همه با نونمیل کردن یه برش کوچک نون اوردم با نون کم غذا رو میل کردم میزان غذام کم بود عصر حس کرسنکی داشتم با حجم کمی بیشتر نون برداستن با مقدر کمتری غذا با هم میل کردم حس کرسنکی و لرزش بذنم افتاد
شب باژم با میزان نونکم غذام میل کردم سیر شدم لذت این مدل خودرن عادت تازه من هست سابق چه غذا نون می خواست چه نمی خواست کنار هر وعده حجم زیادی نونمیل می کردم وحس بدی ازاین عادت داشتمحالا با اندازه خوری این حس تغییر کرده به حس خوب وشادی درست از کارم برام رقم میزنه حتی تغیبرکوچک تو اموزش دوره ورد به سرزمین لاغرها هم زده شده به بعدازطهر تغیب رپیدا کرد که حالت عادت نشه بهش،بدم بیشتر عصر حس کنم وفتی فایل های صبح رو عصرکوش میدم حس تازکی به ذهنم داده میسه ولذت میبرم که دارم د رامتدار لاغری رو به این شکل انجاممیدم
کسترش تغیبر عادت های خوبم برام شیرین هست تو چندحنبه داره به پیش میره
خودمخسته نمی کنم دوفایل توهفته جالش من این نخودرم یه فایل پاک سازی ذهنم توکل هفته جندفایل زندکی با طمع خدا به شکر خدایی،عزیم به فایل هیجدم رسیدم با تمام شدن این بخش حجم کارم بازم کمتر لذت وتحسم خول بیشتر به مسیر میزنم کمی صبرکنم تااین حندفابل تمام بشهددوره ورد به سرزمین لاغرها با خس ازادی وراحتیزبهتربه پیش ببرم
در پناه ارامش الهی ساکن باشیم امین
نشان های دریافت شده
سلام ،ماسالها باعادت هایی زندگی کردیم وهنوزم این عادت روتکرارش میکنیم ،تغییراین عادتها نیازبه زمان داره ومانبایدانتطارداشته باشیم یک شبه این عادتها تغییرکنن نبایدعجله کردباارامش بایداموزش هارو دنبال کردخوندونوشت ،همین نوشتن هامعجزه میکنه وذهن ما بامثال های بیشتر براش جامیفته ،ما بیایم به عادتها یک خط مشکی اضاف کنیم یعنی بگیم من چندبرش ازپیتزارونخوردم یاباچایی شیرینی نخوردم یایه مقدارکم خوردم من خودم فالوده درحدیه چنگال خوردم میلم نکشید ،من قبلا چشام سیرنبود هرخوراکی میدیدم دوست داشتم زودبخورم بیرون میرفتم چشام دنبال مغازه هابود ماها کلا همش بفکرخوردنه بودیم هیچ وقت نیومدیم از مکانی که رفتیم لذت ببریم ، ذهن چاق یک مدت بااموزش تغییرمسیرمیده مانبایدرهاش کنیم چون دوباره برمیگرده باید همیشه تومسیربود وهروزبیشتر به اگاهی اضاف کرد ذهن روبایدتربیت کرد وطبق گفته استادقرارنیست هرمکان جدیدی که تاسیس شد ورفت اونجا غذاها یا سوپرمارکتها کیک ویابستنی روتست کرد تودوران رژیم چقدرازنخوردن شیرینی وچربی ناراحت میشدیم وتوحسرت بودیم واگربه مهمانی میرفتیم تعارف میزدن ازترس نمیخوردیم یااگرمیخوردیم اونقدرفکرچاقی میومدسراغ ما،اماالان یادگرفتیم نترسیم غذاقدرت نداره قدرت افکارمن عامل اصلی چاقی بوده بایداین ترس کناربره وما راحت بتونیم ازعذاخوردن لذت ببریم
سلام و عرض ادب به استاد عزیز و تمامی همراهان مسیر لاغری با ذهن
من اینو نخوردم
اینجوری داره یواش یواش مسیر ذهن ما عوض میشه .ما چاق های دوست داشتنی همیشه به دوستانمون میگفتیم من اینو خوردم آیا تو هم خوردی ؟نمیدونی چه مزه ای داره .اون موقع ما داشتیم خودمون رو به هر چه بیشتر خوردن و هرچه متنوع خوردن تشویق میکردیم. این بار سخن استاد اینگونه بود ما باید کنترل خوردن خودمون رو داشته باشیم نه اینکه هر تنوعی در خوراکی ها بوجود میآید رو بریم بخوریم .همین تکرارها در ما چاقی بوجود آورده.
بله من اینو نخوردم
هروقت بهم شیرینی تعارف میکردن میگفتم من نباید چیزهای شیرین و چرب بخورم اگر نمیخوردم همیشه در حسرت اون شیرینی بودم که نخوردم یا اینکه اختیار از کف میدادم کامل اون شیرینی رو میخوردم اینبار دچار سرزنش خودم میشدم به خودم میگفتم مگه تو اراده نداری..در هردو صورت با ناراحتی همراه بود.
دیشب که بهم شیرینی تر تعارف کردند من اول شیرینی رو نصف کردم .نصف شیرینی رو با کمال میل خوردم دیگه نه حسرت داشتم نه خودم رو سرزنش میکردم.
وقتی قبل از ازدواج من ۵۲ کیلو بودم به خاطر دارم که اون موقع اگه یه غذایی رو خیلی دوست نداشتم بخورم اصلا خودم رو مجبور به خوردن نمیکردم .هیچ مسئله ای هم نداشتم یه وعده عذا نخورم .
امروز برای ناهار هم همین کارو کردم.غذایی که دوست نداشتم رو نخوردم الان چشم م گرسنه نیست که در وعده بعدی بخوام جبران کنم.
همراهان گرامی ما فقط به قول استاد یه کار تکراری رو همش تکرار کردیم و این اواخر از تکرارش هم لذت نمیبردیم. خوب حالا قرار نیست کل عادتهامون رو تغییر بدیم به گفته استاد فقط میخواهیم یه خط جدید ایجاد کنیم. ذهن ما به نتیجه کار اهمیتی نمیده .این ما هستیم که باید اختیار خوردن مون رو بدست بگیریم .این به ما اعتماد به نفس میده که من اختیار خوردن خودم رو دارم. خودم.انتخاب میکنم چه وقت بخورم وچه مقدار بخورم.
اینم بگم که من هروقت یه تکه کیک یا یه خوراکی کوچک میدیدم می خوردم دیروز با کمال تعجب دیدم که من اینکار رو نکردم .باخودم گفتم خدای من چه چیزی تغییر کرده که من دیگه اینکار رو نمیکنم ؟به خودم آفرین گفتم.خیلی خوشحال شدم. پس با خودم گفتم من دارم مسیر رو درست طی میکنم .
حتما دراین راه موفق میشیم
ممنون از استاد گرامی که چراغهای این مسیر جذاب رو برامون روشن میکنن
در انتظار گامهای بعدی هستیم