0

ترکیب رفتار با عادت (گام ششم)

تغییر عادت های ذهنی
اندازه متن

🌅 تا حالا شده صبح از خواب بیدار شی و با خودت بگی: “دیگه بسه، باید یه کاری کنم!”

📍 این جلسه ادامه گام پنجم (عمل کردن به آموزش) است.

اما چند ساعت بعد دوباره توی همون چرخه‌ی همیشگی گیر بیفتی؟ 😓

واقعیت اینه که تغییر از درون شروع می‌شه، نه با زور و اجبار.

تغییر عادت‌های ذهنی یعنی یاد بگیری به جای جنگیدن با خودت، با ذهنت دوست بشی 🤝🧠

تو این جلسه باهم یاد می‌گیریم چطور بدون فشار، فقط با یه انتخاب کوچیک، عادت‌های قدیمی رو آروم‌آروم تغییر بدیم… 🌱✨

تصمیم برای تغییر عادت‌های ذهنی

✨ تغییر عادت‌های ذهنی یه مسیر زمان‌بره، نه یه تصمیم یه‌شبه!

وقتی می‌خوای یه رفتار جدید رو با یه عادت قدیمی ترکیب کنی، باید به ذهنت فرصت بدی. ذهن ما مثل یه بچه‌ی کنجکاوه که با تکرار و احساس، یاد می‌گیره 🚸🧠

واقعیت اینه که عادت‌ها، فقط رفتارهایی هستن که بارها و بارها تکرار شدن. نه ذاتاً خوبن و نه بد!

این ما هستیم که بسته به نتیجه‌ای که از اون رفتار می‌گیریم، بهش برچسب “عادت خوب” یا “عادت بد” می‌زنیم 🎭

مثلاً تصور کن یه نفر با خوردن نون تو هر وعده غذایی حس سیری و رضایت داره 🍞😊 ولی یکی دیگه همون نون رو مقصر اصلی چاقی خودش می‌دونه و ازش فراریه!

پس تفاوت نه در نونه، نه در خود عادت، بلکه در نگرش ذهنی ما به اون عادته.

تا وقتی که ذهنمون رو برای دیدن رفتارها از زاویه‌ای تازه آموزش ندیم، تغییر اتفاق نمی‌افته.

اینجاست که تغییر عادت‌های ذهنی به کمکمون میاد تا به جای پاک کردن صورت‌مسأله، تعریف‌مون رو از اون رفتار تغییر بدیم و باهاش وارد گفت‌وگو بشیم، نه جنگ! ✌️🌱

نقطه شروع تغییر عادت‌های ذهنی: ترکیب، نه حذف!

🧩 خیلی وقتا ما فکر می‌کنیم تنها راه برای بهتر شدن اینه که یه رفتار رو به‌کلی حذف کنیم.

مثلاً بگیم: “از فردا دیگه اصلاً فلان کارو نمی‌کنم!”

ولی واقعیت اینه که ذهن با حذف کامل یه عادت، مقاومت نشون می‌ده 😣 چون اون رفتار تبدیل به بخشی از سیستم ذهنی ما شده و باهاش احساس آشنایی می‌کنه.

برای همین، یه راهکار خیلی کارساز تو مسیر تغییر عادت‌های ذهنی اینه که به‌جای حذف، ترکیب کنیم.

یعنی چی؟ یعنی یه رفتار تازه رو آروم‌آروم کنار عادت قدیمی بذاریم. مثل اضافه کردن رنگ زرد به رنگ قرمز 🎨

در نهایت چی می‌شه؟ یه رنگ نارنجی ملایم و تازه که نه قرمزه، نه زرده… بلکه ترکیبی جذابه که می‌تونه شروع یه تجربه‌ی جدید باشه 🔶🌈

به‌جای اینکه با عادت‌هامون بجنگیم و سرزنششون کنیم، بیایم باهاشون دوست بشیم.

چرا؟ چون هر بار که خودمون رو بابت یه رفتار سرزنش می‌کنیم، در واقع داریم انرژی بیشتری به اون رفتار می‌دیم ⚡️

و ذهنمون بیشتر روش زوم می‌کنه، بیشتر بهش فکر می‌کنه، و اون رفتار قوی‌تر می‌شه. دقیقاً برعکس چیزی که می‌خواستیم 😕

🧠 تغییر عادت‌های ذهنی یعنی یاد بگیریم عادت‌هامون دشمن ما نیستن… فقط پیام‌هایی هستن که باید درست ترجمه‌شون کنیم.

وقتی بفهمی یه عادت چرا شکل گرفته، دیگه نمی‌خوای حذفش کنی، بلکه می‌خوای رشدش بدی… به شکلی که بهت کمک کنه، نه آسیب!

🌀 چرا ذهن با تغییر عادت‌های ذهنی مقاومت می‌کنه؟

تا حالا شده تصمیم بگیری یه رفتار تکراری رو کنار بذاری، ولی چند روز بعد دوباره برگردی سر خونه اول؟ 😩

نگران نباش، این تجربه برای همه ما پیش اومده… و دلیلش هم خیلی ساده‌ست:

ذهن ما عاشق ثبات و امنیته، حتی اگر اون عادت باعث ناراحتی‌مون بشه! 🧠🔒

ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اتوپایلوت عمل می‌کنه. وقتی یه عادت رو بارها تکرار کردیم، اون رفتار توی ذهن ثبت می‌شه و بدون فکر کردن دوباره اجرا می‌شه.

پس وقتی ما تصمیم می‌گیریم رفتار جدیدی رو وارد زندگی‌مون کنیم، انگار داریم به ذهنمون اعلام خطر می‌دیم! 🚨

برای همینه که تغییر عادت‌های ذهنی نیاز به ملایمت، تکرار و صبر داره.

همون‌طور که یه کوه یک‌شبه فرسایش پیدا نمی‌کنه، ذهن هم یک‌شبه بازنویسی نمی‌شه ⛰️⏳

🌱 برچسب خوب یا بد روی عادت‌ها نزنیم

یه نکته مهم تو مسیر تغییر عادت‌های ذهنی اینه که از قضاوت دست برداریم.

رفتارها نه خوبن و نه بد؛ فقط نتایجی دارن که یا به نفع ماست یا به ضرر ما 🎯

مثلاً یکی ممکنه خوردن شیرینی بعد غذا رو عادت خوب بدونه چون براش لذت‌بخشه 🍩😊

اما یکی دیگه همون رفتار رو عامل افزایش وزن و حس گناه بدونه.

اینجا رفتار یکیه، ولی برداشت ذهنی متفاوته!

وقتی به خودمون اجازه بدیم بدون قضاوت، فقط مشاهده‌گر رفتارمون باشیم، خیلی راحت‌تر می‌تونیم تغییر ایجاد کنیم.

چون دیگه انرژی‌مون صرف سرزنش نمی‌شه… صرف انتخاب می‌شه ✅

💡 اگه دنبال روشی هستی که دقیقاً همین «ترکیب به‌جای حذف» رو قدم‌به‌قدم روی عادت‌های غذایی پیاده کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین کارو می‌کنه.

✍️ در ادامه می‌بینیم ذهن چرا مقاومت می‌کنه؛ و بعدش توی گام هفتم سراغ «ترکیب احساس و رفتار» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 93 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.54 از 57 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22587

93 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

93 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار آرانا
      ۱۴۰۱/۰۸/۲۴ ۲۰:۴۸
      مدت عضویت: 1925 روز
      امتیاز کاربر: 6612 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 487 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! با اینکه الان جلسات زیادی از این دوره گذشته ولی من هنوز درگیری های زیادی با آن دارم و هنوز نمی‌دانم دقیقا چه چیزی را می‌خواهم تغییر بدهم، چیزی که حالا به عنوان عادتی که قصد تغییرش را دارم، اینجا اعلام کرده ام، خوردن یک چیز شیرین بعد از غذا و کلا خوردن بعد از غذا خصوصا در وعده ناهار است. ولی در واقعیت من هنوز هم از خوردن یک چیز شیرین بعد از غذا لذت میبرم ولی چون این عادت را دلیل چاقی خودم میدانم میخواهم آن را تغییر بدهم وگرنه مرا اذیت نمی کند. 

      برنامه من به این شکل است که صبحانه را یا در خانه یا در محل کار میخورم و معمولا چیزی که برای خودم تعریف کرده ام به این شکل است که تا وعده ناهار دیگر چیزی نباید بخورم مگر چایی یا دمنوش!!و گاهی که خیلی گرسنه میشوم در این فاصله و چیز کوچکی مثل آب نبات یا یک عدد بیسکوییت(چیزهایی که در دسترسم هست در محل کار) را میخورم، احساس ناراحتی می کنم. در حالیکه نباید روی ساعت خوردنم حساس باشم و اتفاقا این نخوردن باعث می‌شود برای ناهار ولع خوردن بیشتری داشته باشم. ( تو که لالایی بلدی چرا خوابت نمیبره) 

      معمولا ناهارم را ساعت 2 و نیم میخورم و یک فاصله 6 تا 7 ساعت بین وعده غذایی ام بعد از صبحانه هست و اتفاقا بعضی از روزها واقعا هم احساس گرسنگی نمی کنم و همان چای برایم کافی است. 

      موقع ناهار، غذایم را داخل ظرف میوه خوری میکشم و معمولا بار دوم هم نصف مقدار اول یا گاهی برابر غذا میکشم که در واقع انگار یک بشقاب غذا خوری خورده باشم و معمولا هنوز جا برای غذا خوردن دارم و علائم پرخوری ( غیر از عذاب وجدان که معمولا دارم) به سراغم نمی آیند. 

      عادت دارم همیشه بعد از غذا چایی بخورم چون کلا آب نمیخورم و الان که در این چالش هستم با اینکه دلم می‌خواهد بعد از غذا چیزی بخورم ولی سعی می کنم آن را به تاخیر بیندازم تا این احساس گرسنگی کاذب که در اثر سیر نخوردن ناهار در ذهنم ایجاد شده از بین برود. 

      عادت نداشتم همیشه با چایی چیزی غیر از قند بخورم ولی بعضی روزها با یک عدد شکلات تلخ میخورم. مثلا امروز دلم شیرینی میخواست و اتفاقا کیک و بيسکوئيت هم داشتم ولی تصمیم گرفتم به جای آن یک عدد سیب و نارنگی کوچک بخورم. یا جدیدا نوشابه را یک لیوان کامل نمیخورم. این عادت خوردن بعد از ناهارم خیلی کمتر شده چون خودم دارم آن را به شکل‌های مختلف مدیریت می کنم ولی حالا اگر روزی هم اتفاق افتاد بخاطر آن خودم را سرزنش نمی کنم. 

      کلا خیلی دنبال تست کردن طعم جدید نیستم ولی به عنوان یک ایده پولساز به کشف یک طعم جدید زیاد فکر می کنم. مثل کسی که برای اولین بار سس مایونز را درست کرد. 

      باید سعی کنم اینقدر روی مقدار، زمان و نوع غذایی که میخورم حساس نباشم و آزادی عمل بیشتری به ذهنم بدهم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سمیه
      ۱۴۰۱/۰۲/۰۳ ۱۶:۴۶
      مدت عضویت: 1749 روز
      امتیاز کاربر: 8929 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      با عرض سلام و ادب 

      گام ششم.ادغام رفتار جدید با عادت قبلی.

      عادت های ما در واقع رفتار هایی هستند که به واسطه تکرار در زمان به عادت تبدیل شده اند.

      من از این به بعد به رفتارهای خودم صفت خوب یا بد نمی دهم رفتار خوب و رفتار بد معنا ندارد وقتی رفتاری با تکرار شدن در زمانی طولانی نتیجه می دهد،ما برحسب همان نتیجه این عادت را خوب یابد می دانیم. پس توجه من باید روی نتیجه عادت باشد. اگر از نتیجه عادتم رضایت داشته باشند حسم خوب باشد این عادت برای من خوشه آیند است. از این به بعد خود را به خاطر هیچ رفتاری سرزنش نمی کنند و جزو ممنوعیات این دوره خواهد بود. مسلما به خاطر سرزنش ،حس بدی  از خودم به ذهنم منتقل می کنم و باعث تمرکز بر آن رفتار می‌شود.

      عادات اصلی و همیشگی من را نمی توانم تغییر دهم ولی می توانم انتخاب های جدید داشته باشم که با عادت خودم ترکیب کنم.

      ادغام انتخاب و عادت اصلی ،یک واکنش رفتاری جدید به دنبال دارد که مطمئناً نتیجه و تجربه ای جدید را باعث می شود.

      از ابتدای آفرینش انسان،تجربه کردن موقعیت و موارد جدید و تنوع طلبی از ویژگی های بارز انسان های اولیه تا به حال بوده است. از تنوع طلبی در مواد خوراکی اولیه کشاورزی هایی که جدید جدید تر شدند تا اکتشافات جغرافیایی و فراتر از کره زمین اکتشافات فضایی را می توان نام برد.

      پس ذهن ما تنوع را می طلبد و پذیرای ادامه عادت قبلی با رفتار جدید است چون که دوست دارد موارد جدید را تجربه کند. حالا آگاهانه رفتاری که می دانیم نتایج رضایت بخشی برای ما در پی خواهد داشت را با عادت قبلی ترکیب می کنیم.

      وقتی من عادت دارم هر وقت سمنو دیدم چون خیلی دوست دارم سریع امتحان کنم و بخورم،رفتار جدید را با این عادت ترکیب می کنم رفتاری که مرا از خوردن سمنو منع نمی‌کند و فقط باید ۱۰ دقیقه صبر کنم و به زبان بدن متوجه کنم که چقدر و به چه میزان نیاز به خوردن این ماده غذایی دارد.

      چند بار این رفتار را  امتحان کردم و نتیجه‌اش این بود که به راحتی پس من نگفتم موقع شستن لکه قهوه از میوه آن خوردم خیلی راحت از شیرینی گذشتم و گاهی متوجه سیری خودم شدم و چیزی نخوردم و یا یک تکه کوچک از کلوچه بسنده کردم.

      در این فایل ،موضوعی که برایم جذاب و کارآمد بود این مطلب است که هیچ وقت تستر غذا های جدید  نباشم و از امروز می خواهم این کار را در رفتارهای خودم بگنجم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سنا سعادت
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۰ ۰۱:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 103 کلمه

      ضمن تشکر از استاد چقدر این مطالب زیبا بود از خوندنش سیر نمیشم، من هم بسیار تنوع طلب هستم واز اون لذت میبرم، وپس از خوندن این قسمت تنوع در خوردن رو امتحان کردم ک خیلی خوش ایند بود به جای قند با چایی یه تا کشمش خوردم خیلی طعم جالبی داشت،میزان نان مصرفی رو به اتدازه سیر شدن مصرف کردم وبعد متوجه شدم اصلا نیازم به نان یک چهارم میران همیشگی بوده، واز سبک بودن معده لذت بردم ک تنوع جالبی بود وکلا به اندازه نباز  مصرف کردن هم یک تنوع جدید بود واقعا جناب عطار روشن ممنون از این  هدیه گرانبها 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۵ ۰۴:۰۳
      مدت عضویت: 2271 روز
      امتیاز کاربر: 4625 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 590 کلمه

      فایل ” ترکیب رفتار جدید با عادت (قسمت ششم )\”:

      عادتهای ما در واقع رفتارهایی هستند که به واسطه تکرار در زمان، به “عادت” تبدیل شده اند.

      همان طور که استاد در ابتدای فایل در نوشته خود به ان اشاره کردند ، ما رفتارها را به دو گروه خوب یا بد تقسیم نمیکنیم؛ چرا که هر رفتار به نوبه خود نه خوب است و نه بد.

      من سال 2009 وارد کشورامریکا شدم و توانستم با زندگی در اینجا به تفاوتها ی عادتهای غذایی که ما در ایران داریم و مردم امریکا در اینجا دارند، پی ببرم.  

      در اینجا چند مورد را برای شما عنوان میکنم تا ببینید وبهتر متوجه شوید، که تعریفی که انسانها از ان عادت یا عادات کرده اند؛ دراین دو کشوربا هم تعریف کرده اند متفاوت است؛ والا خوب یا بد بودن عادت ، مفید یا مضر بودنش، ربطی به مردم ان کشور و یا خوب و بد بودن رفتارهای انان ندارد.

      فقط و فقط و فقط این “عادات” توسط خود انسانها متفاوت تعریف شده است.

      مثالهایی راجع به مقایسه عادات رفتار غذایی ما در ایران با مردم امریکا:

      1. ما در ایران، برنج را با “ قاشق” در وعده غذایی ناهارو یا شام میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که برنج را با چنگال بخورند.

      2. ما در ایران، پیتزا را با “ سس کچاپ ” میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که پیتزا را با سس رنچ بخورند.

      3. ما در ایران، نیمرو را با “ نان” میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که تخم مرغ را بدون نان و با پنیر پیتزا و بیکن ميخورند.

      4. ما در ایران، “صبحانه” را به عنوان یک وعده غذایی میخوریم وروزمان را با ان شروع میکنم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که بیشترروزها صبحانه نخورند.

      5. ما در ایران، “ ميوه” را برای صبحانه نمیخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر زمانی بخواهند صبحانه بخورند؛ ميوه یکی از ان گزینه ها باشد.

      6. ما در ایران،  بیشتر وعده های غذایی را دوست داریم در صورت امکان؛ کنار “ خانواده ” بخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که فقط وعده شام را در کنار خانواده بخورند.

      7. ما در ایران، “ چای” را داغ و گرم و حتی گاهی با نبات میخوریم، ولی  مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر چای بخورند ، انها چای را سرد میخورند که در ضمن شکرهم به ان اضافه شده است

      8. ما در ایران، “ قند” را در کنار لپ خود میگذاریم و چای را با ان میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که اگر چای بخورند، قند را در ان حل میکنند.

      9. ما در ایران، “ غذای گوشتی” را با برنج و یا نان میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که گوشت را تنها بخورند؛ مخصوصا وقتی استیک میخورند.

      10. ما در ایران، “ میوه ” را پوست میگیریم و میخوریم، ولی مردم امریکا، عادت کرده اند که بیشتر ابمیوه بخورند؛ چون بیشتر میوه ها را بلد نیستند که پوست بگیرند.

      من در تمرین اول، تصميم گرفتم که “ موقع خوردن چای ، فقط یک برش از کیک و یایک عدد خرما و یا یک عدد بیسکویت و یایک برش دونات donut یا یک عدد شیرینی بخورم.”

      من الان در تمرین ششم، تصمیم گرفتم که رفتار جدید زیر را برای ایجاد تنوع در عادت قبلی ام، جایگزین کنم:

      ” من از امروز روزانه، یکساعت از زمان دیدن و تماشای فیلم و سریال را ، به انجام تمرینها و فایلها در سایت اختصاص دهم و از زندگیم لذت بیشتری ببرم؛ چون این رفتار جدید، مرا به هدف متناسب شدنم؛ نزدیکتر میکند و همچنان برایم، مانند تماشا ی فیلم؛ لذت بخش است و حتی بیشتر مرا، به هیجان میاورد .”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خضرلو
        ۱۴۰۱/۰۶/۰۴ ۱۱:۴۱
        مدت عضویت: 2615 روز
        امتیاز کاربر: 6438 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 124 کلمه

        سلام دوباره به لاله عزیزم 

        من اومدم اینجا خوندم این مطالب شما رو عالی بود مقایسه ی عادات غذایی ایرانی ها و امریکایی ها

        ممنون میشم در مورد باورها هم یه مقایسه بکنید مثلا امریکایی ها چه عواملی رو باعث چاقی شون میدونن یا با افراد چاق چه برخوردی دارن آیا وقتی بهم میرسن میگن چاق شدی چاق تر شدی یا قضاوت کنن واینکه برای لاغری بیشتر چه کارهایی میکنن ؟

        واینکه خیلی تعجب کردم از اینکه گفتین مردم آمریکا به معنویت اهمیت نمیدن چون بزرگترین اساتید جذب اونجا هستن مثل آنتونی رابینز یا جول استین یا دیگران وسمینارهاشون رو دیدم خیلی در سمینارها مردم شرکت میکنن 

        یا با بچه ها در مورد غذا خوردن برخوردی دارن یا چندتا بچه دارن؟ 

        ممنون میشم هر زمان وقت داشتین برامون بنویسید.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        مقایسه فرهنگ غذایی ایران و آمریکا فوق العاده بود
        انشاالله دوستانی که در کشورهای دیگر هستند این ابتکار شما را اجرا کنند.
        باتشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۹ ۰۴:۲۳
      مدت عضویت: 2227 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      سلااام

      من خوشحالم که دارم ذهن خودمو بهتر میشناسم.

      ذهن من عاشق تنوعه و تا قبل از اینکه این دوره رو شرکت کنم اینو یادم رفته بود و به زور سعی میکردم یه عادتو تکرار کنم چون بار اول که انجامش داده بودم احساس خوب بهم داده بود ولی ازون به بعدی که ازش خسته شدم با انتخاب خودم تصمیم میگرفتم تکرارش کنم و چون ذهنم عاشق تنوعه از این رفتارم خسته شده بود و مدام بهم اخطار میداد که صبا این اون چیزی نیست که من دوست دارم و وقتی من بهش گوش نمیدادم احساسمو بد میکرد بهم عذاب وجدان میداد افکار چاق کنندمو تقویت میکرد و… در واقع خودم همون ذهنمم ولی برای درک این موضوع دارم ذهنمو مثه یه عامل جدا توی خودم در نظر میگیرن اما در واقع خودم تک تک اون عادتا رو ایجاد کردم و تکرارشون کردم و الانم خودم میخوام یه تنوعی ایجاد کنم توشون همه چیز اختیار خودمه و ذهنم هم مال خودمه . این منم که تصمیم میگیرم چه رفتاری داشته باشم و این بهم احساس قدرت میده الان چند وقتیه که ولع ندارم چون خودمو تایید کردم به خودم گفتم تو رفتار درستو انجام میدادی و اون همه انتخاب زیادی که برای خوردن داشتی در واقع خیلی هم خوب بوده . وقتی خوردن بهم آرامش میده چرا نگم خوردن بهم آرامش میده؟ من اینو میدونستم ولی اون زمان داشتم انکارش میکردم که پرخوری خیلی رفتار و عادت خوبیه و چون با خودم بد بودم دنبال یه راه فرار از خودم میگشتم و چون پرخوری کردن بهم آرامش میداد دوباره میرفتم سمتش ، الانم میتونم برم سمتش و پرخوری کنم وقتی حالم گرفته ولی خب این دیگه تکراری شده و من چیزای تکراری رو دوست ندارم الان میخوام چیزای جدید انتخاب کنم و وقتی حالم بده اون کارا رو انجام بدم . همون قدر که ذهنم دوست داره جای میز کارمو عوض کنم ، گل ها رو جا به جا کنم ، فیلم جدید ببینم ، با آدمای جدید حرف بزنم ، همون قدرم دوست داره من رفتار جدید توی خوردنم به وجود بیارم و الان دارم کیف میکنم چون خیلی باحاله که من هر بار موقع خوردن یه تغییری ایجاد میکنم مثلا لقمه ی نون و شکلات صبحانمو دلم میخواست مثه همیشه تا ته بخورم ولی یه لحظه یادم افتاد که پرنده ها هم شاید به اندازه ی من دلشون بخواد ازین خوراکی بخورن و ته صبحونمو گذاشتم برای پرنده ها ، یا دیروز که ته نودلو نخوردم خیلی بهم کیف داد ، شبشم سه چهار تا خیار شور ته کاسه مونده بود که من دیگه دلم نمیخواستشون ، یا اون وقتی که داشتم بادوم زمینی میخوردم و به خودم گفتم چند دقیقه دیگه میام میخورمشون و رفتم بالا و بعد از چند دقیقه اومدم خوردمشون خیلی خوب بود. اینطوری دیگه همه ی فکر و ذکرم غذا نیست چون به خودم اطمینان میدم که حتما اون کارو انجام میدم و فقط با یه تغییر کوچولو انجامش میدم.

      من عاشق زندگیم به خاطر اینکه خیلی شبیه بازیه ، من عاشق بازی کردنم و بازی هم همون قدری تنوع داره که ذهن ما عاشقشه. این چالشم یه بازیه برای همین ذهن من خیلی دوسش داره و من هر روز میام فایلامو گوش میدم و تمریناتمو انجام میدم و منتظرم این قسمتم کامل شه قسمت بعدی رو ببینم و نظراتو میخونم تا دید بهتری به تمرینات پیدا کنم ، به خاطر همینه که ایمان دارم شگفتی ساز میشم و به خودم افتخار میکنم.

      درباره ی تحت تاثیر قرار نگرفتن هم خیلی فکر کردم و دیدم بیشتر آدمای چاق اینطورین که تا یه جای جدید باز میشه یا یه خوراکی جدید میبینن میخوان امتحانش کنن و مثلا داداش خودم که متناسبه عمرا چیزای جدیدو امتحان کنه و باید صد بار بهش بگیم خوشمزست و حالا یه بار بخور عاشقش  میشی و… تا شاید لب بزنه به اون چیز جدید، البته من که این حرفا بهش نمیزنم و میزارم هر طور دوست داره غذا بخوره اما دیگران توی این کار خیلی استمرار دارن و همیشه بهش چیزای جدیدو تعارف میکنن اما سپهر حاضر نیست یه بارم بخورتشون .

      و ما باید حواسمون باشه که امتحان کردن چیزای جدید بر طبق انتخاب خودمون باشه نه تحت تاثیر گرفتن عوامل بیرونی مثه تبلیغات و…

      خدایا شکرت

      ممنونم استاد عطار روشن عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سنا سعادت
        ۱۴۰۱/۰۱/۲۰ ۰۱:۱۹
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        این نکته ک انتخاب باید بر اساس سلیقه خودمون باشه خیلی درسته نباید تحت تاثیر دیگران قرار بگیریم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۱۲/۲۶ ۱۵:۱۱
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 9650 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام به استاد گرامی و دوستان عالی و هم مسیرم  

      من با اشتیاق هر روز یک قدم برمیدارم اما  خوب میدانم تغییر عادت من یکم زمان می‌بره و من نباید عجله کنم و فقط باید استمرار در مسیر داشته باشم  چون عادت قبلی من هم با تکرار کردن بارها ی اون رفتار در من به وجود اومده پس حالا هم با تکرار رفتار جدید(که یک راه ایجاد کردم ) من عادت جدیدی پیدا خواهم کرد  و من یاد گرفتم با این عادت خودم که  وقتی غذایی خوشمزه بود و دوستش داشتم اضافه بر نیاز سیری غذا میخورم در صلح باشم و بارها باید بگم این عادت من و بقیه عادتها ی  من همه خوب هستن و اما ممکنه نتیجه ی اون عادت ها  برام خوب نباشه و من دوستشون نداشته باشم  که من باید با  تکرار این آموزشها اون عادت رو کمرنگ کنم .

      پس تمام عادتهای  خوب هستن چون در گذشته این رفتار ها انتخاب من بودن پس حتما برام خوب بودن که این رفتار رو انتخاب کردم اما حالا می‌خوام انتخابهای متفاوتی داشته باشم نه اینکه انتخاب قبلی من اشتباه بوده نه می‌خوام تنوع در انتخاب داشته باشیم.

       و حالا چرا باید با عادتهای خودمون در صلح باشیم ؟؟؟

      چون اگر ذهن ناخود آگاه نتیجه گیری کنه که رفتارها و یا عادتهای من بد هستن به این نتیجه میرسه که خود من بد هستم و دیگه رفتار اشتباه پشت سر هم برای ما ایجاد میشه که تاثیر خوبی در ما نخواهند داشت .

      پس من انتخابهای قبلیم رو دوست دارم  و لی چون نتیجه اش رو دوست ندارم  ، می‌خوام  یه تغییر  در اون  ایجاد کنم .

      من باید از تنوع در انتخابهای غذاییم استقبال کنم همانطور که از تنوع در دکوراسیون و سبک پوشش و مکان تفریح و … استقبال میکنم .

      من خیلی انتخابهای جدیدی در خوردن باید داشته باشم مثلا  هم در زمان خوردن هم در میزان خوردن و هم در….‌‌و تمام این تنوع باعث قدرت و شادابی در ما میشه .

      و من دوست دارم مدتها این انتخابهای جدیدم رو تکرار کنم 

      مثلا من امروز ظهر ناهار پیراشکی داشتم و دلم خواست داغ و داغ حین سرخ کردن  بخورم و همونجا پای اجاق گاز دو عدد خوردم و اما دیگه روی میز ناهار دوست نداشتم با بچه هام بخورم چون سیر بودم و هر چقدر خواستم وسوسه بشم که برم دوباره بخورم اما به جسمم که توجه میکردم سیر بودم و اصلا نیاز نداشتم و خیلی راحت از خوردن ناهار با بچه هام صرف نظر کردم تا یه ساعت بعد که رفتم میز رو جمع کنم دو عدد و نصفی در بشقاب پسرم بود وذلم خواست که دوباره  اضافه بر نیازم که سیرم بخورم و من فقط اون عادت گذشته رو تکرار کردم اما با خوردن همون یه نصف پیراشکی و دلم اون دو تا ی دست نخورده رو هم دیگه نخواست و سر جاشون گذاشتم  و چقدر امروز من از خوردن خودم لذت بردم که اضافه خوری رو داشتم اما با یه تغییر و تنوع که مقدار اضافه خوردیم از همیشه در گذشته  خیلی کوچک تر  بود و من لذت بردم .که هم عادتم رو داشتم و هم برای  تناسب اندام خودم کاری کردم . 

      من عاشق این تنوع در رفتارم هستم و لذت میبرم از تنوع در انتخابهام و می‌خوام تنوعهای بیشتری رو تجربه کنم  و یا یک مثال دیگه از امروز خودم که بخوام بگم این هست که  من امروز صبح از خواب که پا شدم خیلی گرسنه نبودم و اما طبق عادت به عدد کروسان با شیر برداشتم که  بخورم  اما بازم تنوع در انتخابهام داشتم  چون با کارد نصفش کردم و نصفش رو خوردم و هنوز نصفش داخل بوفه ی کیکها هست . اصلا یادم رفت که هست که برم  دوباره بخورم و چقدر دیدن اون نصفه کیک نخورده   .برای من ارزشمند هست .

      ای  ول دم خودم  گرم. با این همه تنوع جدید که  در خوردن پیدا کردم من از تمام اونها لذت میبرم و احساس قدرت و توانایی میکنم .

      و اما من وقتی تنوع در مواد غذایی  رو به روم باشه خیلی دوست دارم تمام مزه ها رو اگه شد در حد یه نوک قاشق تست کنم   و این نشون میده که ذات من عاشق تنوع هست اما باید به خودم بگم چرا تنوع در عادتهامون رو دوست نداریم  ؟؟؟؟؟ و  دوست داریم همش یک  عادت  رو تکرار کنیم .

      من توانایی ایجاد تنوع در عادتهام  رو دارم ولی فقط در یک جاهایی از اون استفاده میکنیم که اشتباه هست .

      من باید بدونم هر روز این جهان به سمت تنوع زیادی در تمام جنبه ها مثل مواد خوراکی و رستورانها و …. پیش می‌ره اما من نباید مغلوب این تنوع بشم  چون هر روز شاهد کلی خوردنی‌های جدید و ….هستیم اما من کاری به این همه تنوع مواد خوراکی و مکانها برای سرو غذا. در  در بازار ندارم .

      من فعلا تنوع رو فقط در جنبه ی عادتهایی که نتیجه ی خوبی برام نداشته  رو می‌خوام  و من دلم عادتهای متنوع و  جدید می‌خواد و از وقتی در دوره هستم کلی عادت جدید خلق کردم که از داشتن اونها کلی لذت میبرم مثلا من هر وقت برم خونه مادرم و سیر باشم و اما اونجا کلی‌ خوراکی و غذا  باشه من لب نمیزنم چون سیرم و تمرکزم رو بر نیاز جسمم میازرم و یا من هر بعد ازظهر چایی نمی‌خورم و یا اگر بخورم به خاطر علاقه ام به کشمش ترجیح میدم با کشمش بخورم در حالی که قند و شیرینی هم هست اما من نمی‌خورم .چون دوست ندارم و یا قبلا عادت داشتم بعد از ظهر برم کنار  قابلمه  و  غذا بخورم اما حالا دیگه  از انجام این کار اصلا لذتی نمی‌برم و اصلا این عادتم  یادم رفته و اصلا یادم نمیاد که بخوام انجامش بدم و …..

      من شگفتی ساز میشم 

      من در مسیر تغییر کردنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۸ ۱۴:۳۰
      مدت عضویت: 1724 روز
      امتیاز کاربر: 26973 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 296 کلمه

      سلام استاد عزیز
      سلام دوستان هم مسیر
      با دیدن این فایل تازه متوجه بعضی رفتارهای جدید شدم،
      من قبلا هر کاری که شروع شده بود دوست داشتم حتماتموم بشه مثلا اگه نهار درست کرده بودم دوست داشتم حتما فوری خورده بشه که این مرحله از درگیری ذهن بره کنار و به بقیه کارام برسم و احساس میکردم اگه زود انجام نشه وقتم تلف میشه،
      الان اینطوری نیستم وقتی برای همسرم و دخترم غذاشون رو میزارم مال خودم رو میزارم رو گاز و تا وقتی شکمم احساس گشنگی نکنه نمیرم سراغش.
      اینکه من صبحها یکم دیر بیدار میشدم رو تغییر دادم قبلا میگفتم اگه کنار دخترم میخوابم اونم بیشر میخوابه ولی الان به عشق انجام مسیر تناسب اندام با ذهن یکی دو ساعت زوتر بیدار میشم.
      چون فاصله صبحانه و نهار ما خیلی کمه همیشه میگفتم این خیلی تاثیر داره رو اضافه وزنم ولی الان شکر خدا بعد خوردن صبحانه واقعا میتونم منتظر پیام گشنگیم بشم بعد نهارم رو میخورم،
      ولی همسرم چون میره سر کار نهار رو زوتر میدم بهش.
      کاملا متوجه شدم که میزان سنگکی که صبحانه میخورم خیلی کمتر شده و زودتر احساس سیری میکنم😃
      و وقتی که شام خوردم کامل منتظر میمونم اون حالت سیریم کم بشه مثلا بعد ۳ساعت بعد میوه میخورم،
      اگه همسرم میگم چی داریم واسه خوردن براش میارم و میگه تو نمیخوری میگم نه الان سیرم و میل ندارم بعدا میخورم 😃
      اون حرس و ولع و عطش خریدن شیرینی در عصر و همراه چای خوردنم کم شده بخدا ،
      خیلی جالبه برام ☺😃😄
      واقعا به این نتیجه رسیدم که بیشتر اوقات ما اصلا گشنه نبودیم ولی میخوردیم
      با دهان،چشم ، گوش ،بینی و لمس موادخوراکی تحریک میشدیم و میخوردیم،
      الان من از ته دلم تصمیم گرفتم فقط از طریق دهانم بخورم و تا حس گرسنگی واقعی نیومد برم سراغ کارهای دیگه و نخورم.

      ❤انتخابهای جدید ماروبه مسیرجدیدمیبره❤

      ممنونم استاد دلسوز
      همیشه سربلند باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه فقری
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۱ ۲۱:۴۷
      مدت عضویت: 2139 روز
      امتیاز کاربر: 23488 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 208 کلمه

      سلام 

      منم امروز شامم‌ را به محض اینکه بدنم گفت سیر شدم دیگه ادامه ندادم و خدارو شکر که تونستم تنوعی توی رفتارم بدم 

      ولی خب قبلش کیک خوردم و به ندای بدنم توجهی نکردم و ادامه دادم اگه پرخوری ضرری ندارد پس نباید بخاطرش ناراحت باشم من امروز هم عادت قبلیمو تکرار کردم و از تکرارش هم احساس بدی نگرفتم و هم اینکه سر ناهار و شام تونستم توی عادت رفتارم تنوع بدم و از این تنوع هم لذت بردم 

      در مورد تنوع غذایی در جهان امروز باید بگم که من قبلاً تا می‌شنیدم مثلاً فلان جا کیفیت غذاش خوبه یا فلان جا تازه تاسیس شده دیگه دل تو دلم نبود که برم و از غذاش نیست کنم درصورتیکه هیچوقت مثلاً این خبر که فلان جا کالکشن جدیدی لباس آوردن منو به وجد نمیاورد 

      وای از یه جایی به بعد گفتم دیگه حالا فرض کن بری و اون غذای جدید را هم امتحان کنی چه اتفاق خاصی میوفته هیچی  

      و خب تقریبا دیگه اون ولع رو ندارم که حالا حتما برم و امتحان کنم ببینم چیه بلکه بیشتر سعی میکنم خودم انتخاب کنم که چی بخورم چی نخورم و به چه اندازه بخورم 

      و اینکه من امروز چندتا قاشق ماکارونی مو نخوردم و سرناهار هم چندتا قاشق پلو لوبیا نخوردم 🥳🥳😊😊

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۴ ۱۰:۲۳
      مدت عضویت: 2345 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه

      منم نزدیک به چندسال بود که همش چای پررنگ میخوردم خیلی پررنگ . والان بعد مدتی که اومدم چای رو کم رنگ تر میخورم و گاها اصلا نمیخورم .

      من آش ترش خیلی دوست داشتم و حتی با اینکه دردشکم تجربه میگردم ولی حاضر بودم بازم به خاطر خوشمزگیش بخورم اما الان خیلی کم میخورم بعضی اوقات میلم نمیکشه .

      همین دیشب اصلا میل به خوردن شام نداشتم و کارهامو رسیدم و خوابیدم .

      من مدتها این رفتار رو داشتم که بعد خوردن غذا سریع سنگین میشدم و خوابم میگرفت ولی الانا اصلا خوابم نمیگیره .

      من مدتها از شامپوی موی چرب استفاده میگردم اما الان شامپوی معمولی میرنم .

      من همش موهام زیاد بلند نبود اما الان دیگه کوتاش نکردم تا خیلی بلند بشه.

      من قبلا میان وعده چندتا میوه رو باهم میخوردم اما الان یک میوه رو نصف میکنم میخورم یا نهایتا یک کوچیک برمیدارم کامل میخورم .

      من قبلن لباس مشکی خیلی دوست داشتم اما الانا رنگ روشن میپسندم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار azamhoseinzadeh0180@gmail.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ ۰۸:۱۵
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 689 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی 

      روز ششم ترکیب رفتار جدید با عادت

      رفتار من خوبه اصلا بد نیست من خودم انتخابش کردم ولی نتیجه اش یک کم من و اذیت میکنه خوب اشکال نداره حالا خودم آگاهانه و با اختیار خودم می خواهم یک کم راه بندازم روش 

      من همیشه تنوع رو دوست دارم خونه ام عوض بشه لباس جدید وسایل جدید بخرم و عوض کنم پس من تنوع طلب هستم 

      حالا می خوام این تنوع رو ببرم به رفتارها و عادت‌های غذایی ام و ذهنم استقبال می کنه چون دوست داره تنوع رو 

      زندگی بدون تنوع خشک و بی روح و تکراری است پس بیاییم با تنوع زندگی مون رو هیجان انگیز کنیم 

      چالش من نهار زیاد خوردن بود

      دیروز خونه مامان رفتم همیشه خونه مامانم به خاطر دست‌پخت عالی شون سرریز میریزم اما دیروز فقط بشقابم رو که تازه مثل همیشه پر نبود رو خوردم و خیلی خوشحالم که تنوع دادم به خودم و انتخابم 

      من دیروز صبح نصف سیب خوردم و سیر بودم رفتم بیرون تا ظهر نیومدم و خیلی خوشحال بودم که انتخاب عالی داشتم و یک راه به رفتارم اضافه کردم

      من دیروز برای دخترم کیک درست کردم و اندازه یک تیکه گردو خودم خوردم و خیلی خوشحالم از انتخاب و تنوع طلبی در رفتارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم