🌅 تا حالا شده صبح از خواب بیدار شی و با خودت بگی: “دیگه بسه، باید یه کاری کنم!”
📍 این جلسه ادامه گام پنجم (عمل کردن به آموزش) است.
اما چند ساعت بعد دوباره توی همون چرخهی همیشگی گیر بیفتی؟ 😓
واقعیت اینه که تغییر از درون شروع میشه، نه با زور و اجبار.
تغییر عادتهای ذهنی یعنی یاد بگیری به جای جنگیدن با خودت، با ذهنت دوست بشی 🤝🧠
تو این جلسه باهم یاد میگیریم چطور بدون فشار، فقط با یه انتخاب کوچیک، عادتهای قدیمی رو آرومآروم تغییر بدیم… 🌱✨
در این جلسه میآموزیم:
تصمیم برای تغییر عادتهای ذهنی
✨ تغییر عادتهای ذهنی یه مسیر زمانبره، نه یه تصمیم یهشبه!
وقتی میخوای یه رفتار جدید رو با یه عادت قدیمی ترکیب کنی، باید به ذهنت فرصت بدی. ذهن ما مثل یه بچهی کنجکاوه که با تکرار و احساس، یاد میگیره 🚸🧠
واقعیت اینه که عادتها، فقط رفتارهایی هستن که بارها و بارها تکرار شدن. نه ذاتاً خوبن و نه بد!
این ما هستیم که بسته به نتیجهای که از اون رفتار میگیریم، بهش برچسب “عادت خوب” یا “عادت بد” میزنیم 🎭
مثلاً تصور کن یه نفر با خوردن نون تو هر وعده غذایی حس سیری و رضایت داره 🍞😊 ولی یکی دیگه همون نون رو مقصر اصلی چاقی خودش میدونه و ازش فراریه!
پس تفاوت نه در نونه، نه در خود عادت، بلکه در نگرش ذهنی ما به اون عادته.
تا وقتی که ذهنمون رو برای دیدن رفتارها از زاویهای تازه آموزش ندیم، تغییر اتفاق نمیافته.
اینجاست که تغییر عادتهای ذهنی به کمکمون میاد تا به جای پاک کردن صورتمسأله، تعریفمون رو از اون رفتار تغییر بدیم و باهاش وارد گفتوگو بشیم، نه جنگ! ✌️🌱
نقطه شروع تغییر عادتهای ذهنی: ترکیب، نه حذف!
🧩 خیلی وقتا ما فکر میکنیم تنها راه برای بهتر شدن اینه که یه رفتار رو بهکلی حذف کنیم.
مثلاً بگیم: “از فردا دیگه اصلاً فلان کارو نمیکنم!”
ولی واقعیت اینه که ذهن با حذف کامل یه عادت، مقاومت نشون میده 😣 چون اون رفتار تبدیل به بخشی از سیستم ذهنی ما شده و باهاش احساس آشنایی میکنه.
برای همین، یه راهکار خیلی کارساز تو مسیر تغییر عادتهای ذهنی اینه که بهجای حذف، ترکیب کنیم.
یعنی چی؟ یعنی یه رفتار تازه رو آرومآروم کنار عادت قدیمی بذاریم. مثل اضافه کردن رنگ زرد به رنگ قرمز 🎨
در نهایت چی میشه؟ یه رنگ نارنجی ملایم و تازه که نه قرمزه، نه زرده… بلکه ترکیبی جذابه که میتونه شروع یه تجربهی جدید باشه 🔶🌈
بهجای اینکه با عادتهامون بجنگیم و سرزنششون کنیم، بیایم باهاشون دوست بشیم.
چرا؟ چون هر بار که خودمون رو بابت یه رفتار سرزنش میکنیم، در واقع داریم انرژی بیشتری به اون رفتار میدیم ⚡️
و ذهنمون بیشتر روش زوم میکنه، بیشتر بهش فکر میکنه، و اون رفتار قویتر میشه. دقیقاً برعکس چیزی که میخواستیم 😕
🧠 تغییر عادتهای ذهنی یعنی یاد بگیریم عادتهامون دشمن ما نیستن… فقط پیامهایی هستن که باید درست ترجمهشون کنیم.
وقتی بفهمی یه عادت چرا شکل گرفته، دیگه نمیخوای حذفش کنی، بلکه میخوای رشدش بدی… به شکلی که بهت کمک کنه، نه آسیب!
🌀 چرا ذهن با تغییر عادتهای ذهنی مقاومت میکنه؟
تا حالا شده تصمیم بگیری یه رفتار تکراری رو کنار بذاری، ولی چند روز بعد دوباره برگردی سر خونه اول؟ 😩
نگران نباش، این تجربه برای همه ما پیش اومده… و دلیلش هم خیلی سادهست:
ذهن ما عاشق ثبات و امنیته، حتی اگر اون عادت باعث ناراحتیمون بشه! 🧠🔒
ذهن ناخودآگاه مثل یه سیستم اتوپایلوت عمل میکنه. وقتی یه عادت رو بارها تکرار کردیم، اون رفتار توی ذهن ثبت میشه و بدون فکر کردن دوباره اجرا میشه.
پس وقتی ما تصمیم میگیریم رفتار جدیدی رو وارد زندگیمون کنیم، انگار داریم به ذهنمون اعلام خطر میدیم! 🚨
برای همینه که تغییر عادتهای ذهنی نیاز به ملایمت، تکرار و صبر داره.
همونطور که یه کوه یکشبه فرسایش پیدا نمیکنه، ذهن هم یکشبه بازنویسی نمیشه ⛰️⏳
🌱 برچسب خوب یا بد روی عادتها نزنیم
یه نکته مهم تو مسیر تغییر عادتهای ذهنی اینه که از قضاوت دست برداریم.
رفتارها نه خوبن و نه بد؛ فقط نتایجی دارن که یا به نفع ماست یا به ضرر ما 🎯
مثلاً یکی ممکنه خوردن شیرینی بعد غذا رو عادت خوب بدونه چون براش لذتبخشه 🍩😊
اما یکی دیگه همون رفتار رو عامل افزایش وزن و حس گناه بدونه.
اینجا رفتار یکیه، ولی برداشت ذهنی متفاوته!
وقتی به خودمون اجازه بدیم بدون قضاوت، فقط مشاهدهگر رفتارمون باشیم، خیلی راحتتر میتونیم تغییر ایجاد کنیم.
چون دیگه انرژیمون صرف سرزنش نمیشه… صرف انتخاب میشه ✅
💡 اگه دنبال روشی هستی که دقیقاً همین «ترکیب بهجای حذف» رو قدمبهقدم روی عادتهای غذایی پیاده کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه میبینیم ذهن چرا مقاومت میکنه؛ و بعدش توی گام هفتم سراغ «ترکیب احساس و رفتار» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.54 از 57 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیرم ترکیب رفتار جدید یا عادت نیاز به زمان تکرار دارد وعادت ها مادر واقع رفتارهای هستندکه با تکرار درزمان به عادت تبدیل شده است ما هرچیزی که میخوریم به صورت آگاهانه میخوریم وانتخاب خودمان هست ونباید خودمان را سرزنش کنیم وباتمرین استمرارداشتن دراین مسیر قدم برداریم چرا که خواسته روح تجربه کردن است و روند تجربه کردن روح از طریق ذهن میگذرد به جسم میرسد رفتار جدید من اینو نخوردم میتوانید انتخاب کنید به سلیقه خودمان رفتار جدیدبرای تنوع در عادت قبلی خود ایجاد کنیم تا در مسیر به نتیجه برسیم وشکر خدا تونستم در عادت شیرینی خوردن تغییر بدم وخیلی خوشحالم ممنونم استاد گرامی بابت آگاهی ناب تون.
با سلام،
من تو این چند روز گاهی اوقات تا زمانی که گشنه م نشده چیزی نخوردم.
من امروز ناهار نخوردم، چون دیر صبحانه خوردم.
من به سیب زمینی هایی که برای پسرم سرخ کرده بودم ناخنک نزدم.
به نام خداوند مهربان و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود و رحمت برکت و ثروت و لذت و سعادت و عزت و هدایت و عمری طولانی و آگاهی و سلامتی و شادی و آرامش آسایش و پیشرفت همیشگی و نور خدا هر لحظه روان وجاری به زندگی شما استاد واقعا همراه پر انرژی پر از صداقت و معرفت و خیرخواه خاص بی نظیر عالیقدر توانا و بی همتا جاری باشد استاد بعد از هزاران شکر بی نهایت در هر لحظه از خدا از شما ممنونیییم نمیدونم چطوری اندازه و بینهایت حس خوب و دعا برای شما را وصف کنم و بنویسم خدایا ممنون ما را به سایت استاد ا نتخاب و راهنمایی کردید استاد از شما هم ممنونیم چون شما هم انتخاب شده خداوند هستید ممنونیم بازم،
استاد هر فایل از فایل قبلی بهتر بالاتر اصلا همه فایلها بینظیر هستن سر من تکون میخوره از زمین تا آسمان نه جسمی بلکه روحی خودم میفهمم چه انقلابی درون من راه افتاده با جا ب جایی و آموزش هر فرمول در هر فایل شما در تغیبر بی ن هایت گسترده وجدید در فرمول ها و فایلهای مغزی من،
استاد بزرگوار ارجمند و گرامی:
یک موضوع خاص را در پیش میگیرم آنکه سرو صدای مغزم رو ترسم رو از خوردن کنار بگذارم
نفس عمیق میکشم مکث میکنم مرور میکنم آرامش و آموزه های شما رو در ذهنم و ر فتار افراد متناسب را که اصلا فکر بدی ندارن برای خوردن غذا را به یادم می آورم و بعد از آن:
آرامش و
مرور کردن آموزه های شما و رفتار افراد متناسب و
چند نفس عمیق کشیدن
سرو صدای ذهنم آروم تر میشود تا جایی که یادم میره داشت سر چی آنقدر حرف میزد و ترس داشت
بعد آرام میخورم تا مغزم خودش دستور میگوید دیگه نمیخوام بقیه اشم نخوردی که نخوردی این باعث خوشحالی من میشه واقعا این نخوردن ها ،
و الهی شکر
بابت اینهمه راه هدایت توسط افراد خوبی مثل استاد گرامی
استاد من روی ترسم دارم کار میکنم و مقدار خوردنهام
یک تغییر دیگه هم مثال بزنم
هر موقع از روی هوس چیزی میخواد ذهنم
میگم صبر کن بهت میدم با صداقت هم میگمبهش
ولی بزار در نزدیک وعده ای که قراره بخوریم
آروم میشه ذهنم و اصلا هم وقتی نمیخوره هیچی نمیگه چون باهاش نجنگیدم
و عادتهای دیگه که فرمودید فقط یکی رو کار کنید به روی چشم ممنونم
از اینکه چشم ما را به دنیای قدرت ذهن. به طور عملی بینا فرمودید و مارا با صلح با تمام نعمتهای خیر خدا روبرو کردید تا مهر همه عادتها و کارهایشان به دلمان باشد و مبارزه نکنیم و آن کارو دیگه مشکلی نداشته باشیم نریم در مقاومت باهاش و جنگ که تکرار نشه البته همه اینها با زیبا بینی و صلحی که فرمودید
و واقعا اون استفاده از مثال ترکیب رنگها به طوری تصویری در ذهن من واقعا نشست بیشتر شد کلید و چراغ راهم استاد،
واقعا دیدن الگو و نمونه تصویری و عملی خیلی تاثیر گزاریش در ذهن ما بیشتر بود من تازه دارم مدام بیشتر جاذمیفته تو ذهنم با این مثالها و عملها ی رفتاری ممنونیم واقعا ،
استاد ممنونیم تا ابد
خدایا شکرت بابت راهنمایی های تا ابد .
نشان های دریافت شده
بنام خدا.
درموردتغیر عادت رفتار خوب وبد نداریم بلکه اون انتخاب ماست همونطور که توی جلسه ی دوم هست که عادت غذایی رفتاری هست که خودم آگاهانه انجامش میدم رفتاراگاهانه ای که به خاطر تکرار زیاد درمن حس بد به وجود آورده اون هم به مرور من. انتخاب میکنم چه غذایی بخورم این غذانیست که منو انتخاب میکنه این منم که انتخاب میکنم در چه زمانی وچه اندازهی وحتی کجا من غذا بخورم نه غذامهم این هست که قدرت روبه غذاندیم چندبار زمانیکه داشتم غذا میخوردم جلسه ی دوم دوره بودم که شب قبل از خواب. وقتی شوهرم خوابید رفتم سراغ قابلمه وداشتم میخوردم بعدیهو این حرف. اومد که ماآگاهانه این کار روانجام میدیم غذا اصرار به. اینکع بیادتودهنمون نداره . ومن همون جا دستمو کشیدم وبلندشدم همه ی ظرفاروشستم وخوابیدم امروز هم صبحونه برای خودم تخم مرغ آب پز درست کردم خواستم دوتابزارم بعد گفتم کافیه همون یکی اون یه دونه روگذاشتم با. شعله آروم آبپز شد باخودم وقتی احمر مرغ رومیخواستم بزارم آب و بشه گفتم اگه دوتابشه اضافه میاد اونوقت حروم میشه .ویتمن باید بخورم .بعد رفتم یخچال یهو کالباس دیدم اون کالباس رودر آوردم و خوردم بعد داشتم که میخوردم خودمو دیدم وبه غذای روبه روم یه حرفی اومد که این غذانیست که منو انتخاب میکنه. این منم که انتخاب میکنم چی بخورم قدرت دست کنه نه غذا همون غذاروهم خوردم امامدام این حرف هی توذهن من. مرور میشه. پس این روهم. یاد گرفتم من . موندم تخم را رو قتی حس کردم گرسنمه خوردم نه انتظار نه بی قراری کشیدن اگه قبلاً بود بی قراری میکردم فقط کی قراره ابپز بشه . ودیشب هم کوکوبرای ناهار سرکارشوهرم درست کردم یه دونه ازش نخوردم. عادت داشتم سرکار که غذادرست میکردم بخورم . وشوهرم. پیتر ادرست کرد من د وتاتیکه خوردم که همون تیکه ی دوم روهم نصفش موند یه چیزی میگفت بخور اینم بخور چندتاتیکه مونده حیف نیست اونارونخوری. . .ومن. نخوردم نه از روی اجبار بلکه به خودم گفتم قبل از اینکه بهم فشار بیاد سوزش معده بگیرم بلندشم وحتی درمورد زمان پخت پیتزا درست. هم هیچ عجله ای نداشتم فقط چندیاررفتم ببینم که پخته چون شوهرم رفته بود بیرون وگفت میخوام اومدم سردباشه .واین کارروهم یاد حرفتون افتادم که گفتید اون رفتاربدی نبوده بلکه این رفتارها بالون رفتاربدی نیست قبلاً یه انتخابی داشتیم حالا هم یه انتخاب دیگه .واین روتونستم درکش کنم و طبیعی شده برام کاملا طبیعی . درمورداینکه ترکیب عادتهاروانجام بدم کاری که برام سخت بود حالا آسون شده . ممنون
سلام استاد
خداراشاکرم که درتاریخ 1402/08/22 فایل من این را نخوردم را گوش دادم
تغییر عادت یک پروسه است که ما میتوانیم تغییری درعادتهای قبلی که باعث لذت ما میشد انجام دهیم و چون این عادتها سلیقه ای بود یعنی شاید یک عادتی مثل نون با برنج خوردن برای بعضی ازافراد خوشایند و برای بعضی ناخوشایند باشه را به راحتی تغییر بدهیم بدون اینکه احساس ما بد شود چون هرکاریکه احساس ما را بد نکند ما به راحتی آن عادت را تغییر میدهیم
ما نباید به خودمان بگوییم فلان عادت و رفتار من اشتباه بوده و خود را سرزنش کنیم بلکه باید بگوییم چون انسان دارای اختیار است و تنوع را دوست دارد قبلا این مدل رفتار مورد پسند من بوده و با تکرار به یک عادت تبدیل شده بود والان با تغییر این عادت یک رفتار دیگری را جایگزین رفتار قبلی میکنم چون این رفتار را دوست دارم و برای ایجاد تنوع باید توجه بیشتری به خوردن و نخوردن خودم بکنم و چون افراد چاق از خوردن و تست کردن غذاهای گوناگون لذت بیشتری میبرند کم کم این عادت را تغییر بدهم چون افراد چاق درمورد کلمه نخوردن زود واکنش نشان میدهند و جالبه وقتی هم میخواهند رژیم بگیرند به همه میگویند من چه چیزی را بخورم تا لاغر شوم هرگز نمیگویند چه چیزی را نخورم تا لاغر شوم چون افراد چاق با خوردن بیشتر لذت میبرند تا نخوردن و این چالش برای افراد چاق باید خیلی جذاب باشه که توجه کنند که چه چیزهایی را نمیخورند
1- من دیشب جایی مهمانی بودم شیرینی بر نداشتم و به جای آن یک انار خوردم
2 من دیشب به جای خوردن شام یک عدد کیک یزدی خوردم وخیلی هم سبک تر بودم
3 من دیشب چای را بدون قند و نبات خوردم
4 من دیروز درسر کار ریزه خواری کمتری داشتم فقط مقداری تخمه هندوانه خوردم
5 من دیروز فقط دو تا چای خوردم
6 من دیروز به جای زیاد خوردن چیزهای دیگر آب زیادتر خوردم
من از امروز تصمیم گرفتم قبل از خوردن چیزی فکر کنم که تا چه میزان میتوانم آن را نخورم و توجه کنم به احساسم که آیا از نخوردن چیزی احساس من بد میشود و یا اینکه به راحتی از کنار این قضیه رد میشوم و اگر احساس من خوب بود این تمرین را درروزهای بعد هم ادامه دهم
من تصمیم گرفتم به خودم نگویم عادتهای قبلی اشتبا بوده چون ناراحت میشوم از انتخاب بد خودم بلکه بگویم من میخواهم عادتهای رفتاری دیگر را امتحان کنم و فقط از یک روش استفاده نکنم و ببینم چقدر دراین کار موفق هستم
در انجام دادن این چالش من این را نخوردم استمرار داشته باشم و سعی کنم هرروز عادتهای بیشتری را تغییر بدهم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام
عادت های خودمون رو به خوب و بد تفکیک نکنیم چون همه عادتها زمانی در ذهن ثبت شده اند که با احساس خوب و لذت همراه بوده پس اون عادت خوب یا بد نبوده بلکه نتایجی که ما از تکرار عادت بدست آوردیم اونها رو خوب و بد می دونیم و ممکنه کسی اون عادت رو خوب بدونه و کسی بد بدونه
مثلا من دوست دارم تو حرف زدن آرامشم رو حفظ کنم اما اطرافیانم این رو یه جور بزدلی میدونن و میگن که کسی این طور باشه بزدله و نمی تونن از خودش دفاع کنه پس یه عادت از نظر من خوبه و برای دیگران خیلی بده
یا تند غذا خوردن عادتی هست که من الان اون رو دوست ندارم اما در یک برهه از زندگیم با لذت و احساس خوب همراه بوده و خودم زمانی که کسی آهسته غذا میخوردن میگفتم انگار تصویر آهسته هست مخصوصا در مهمانی ها دیگه این افراد رو اعصابم بودن و از زمانی که از در دوستی وارد شدم و با این عادت صلح کردم در مواقعی که این عادت رو تکرار میکنم دیگه نسبت به قبل احساس بدی ندارم
واقعا گفتن اینکه من غذایم رو کم میخورم یا کم خوردم یه موانع ذهنی هست چند روز پیش که داشتم فکر می کردم که خیلی وقته بیسکویت و کیک تو خونه داریم و من به یادشون نبودم و نخوردم بعد اون، ذهنم شروع کرد که برو بخور، حالا این دفعه اشکال نداره، اگه قبل اشنایی با سایت بود که کلی خورده بودم اما به خودم گفتم که الان گرسنه نیست هر وقت گرسنه شدم میخورم
جمله من سیر هستم مخصوصا تو مهمانیها گفتنش برام خیلی سخته که فکر می کنم میزبان میخواد بگه که اونها رو تمیز نمیدونم یا دارم براشون کلاس میام و ممکنه صاحبخانه ناراحت بشه پس تو مهمونی ها گاهی بزور خوارکی یا غذا رو میخورم و شبش اصلا نمیتونم بخوابم اما از امروز می خواهم زمانی که به اندازه نیاز بدنم خوردم بگم من سیر هستم
من امروز موقع صبحانه خوردن متوجه شدم که فاصله بین لقمه های که در دهانم می گذاشتم کمی بیشتر شده و از این بابت خوشحالم
به نام خدای مهربان
سلام به همگی
من با اشتیاق دارم راهم رو ادامه میدم
من نباید فکر کنم چقدر عادتم بد و اذیت کننده هست نه اون رفتار خودش بد نیست بلکه به خاطر تکرار زیادش من رو خسته و ناراحت کرده پس اون عادت خوب هست ولی تکرارش بد هست .
پس عادتها رو تفکیک به خوب و بد نکنید همه خوبند اونها رفتارهایی هستند که در گذشته خودمون انتخاب کردیم اون رو انجام بدیم و اشتباه نبودن ولی الان من چون نتیجه اش رو دوست ندارم میخوام اون رو تغییر بدم پس ذهنمون باید اگاه باشه من هیچ عادت و رفتار بدی ندارم چون اگر ذهن متوجه بشه که این رفتارم بد هست به این نتیجه میرسه که من هم بدم و این نتیجه خوبی نداره پس عادتهای قبلی من که بد هم نیستن و هنوزم همراه من هستند اما من میخوام تجربه های جدیدتری از اونها داشته بلشم یعنی دنبال تغییر و تنوع در اونها هستم من خودم عاشق تنوع در لباس و دکوراسیون و تفریح و … هستم پس باید عاشق تنوع در رفتلرهام باشم و تجربه های جدید داشته باشم .
من باید در ساعت خوردن و میزان خوردم و … تنوع بدم و از این تنوع لذت ببرم
برای مثال :
همین نیم ساعت پیش غذا درست شد خواستم یکم از ته دیگ بردارم برداشتم اما اینقدر بی میل بودم و سیر بودم که راحت گفتم نه انجام نمیدم و ادامه ندادم همون یه ذره شد کمی بعد پلو ماهی رو گرم کردم و با دیدنش این فرمول بود که بخور خوشمزه اس خاصیت داره و … اومدم ریز یه تکه برداشتم دو تکه برداشتم واما دیدم بازم سیرم رها کردم و نخوردم و گقتم در نهایت اگر کسی نخورد بره سطل اشغال چرا من بخورم ؟؟
خورشت بامیه و برنج درست شد برای پسرم کشیدم اومدم یکم بخورم بازم حس سیری رو داشتم و فقط،یه دونه بامیه با برنج خوردم و دیگه ادامه ندادم چون سیر بودم و اتفاقا در همین چند مورد سریع به خودم گفتم چرا ریره خواری میکنی حالا اگر هم دوست داری این کار رو بکنی به یه ذره تست کردن قانع باش و ادامه نده که انصافا همین کار رو کردم چون واقعا سیر بودم و انجام این رفتارم به جای لذت من رو رنج میداد و فقط طبق عادت انجام میدادم که به خاطر بودن در این دوره تصمیم گرفتم یه راه ایجاد کنم و اونم مقدار و یا تعداد دفعات و … رو در این عادت تعییر بدم .که امروزم هر دفعه خواستم این کار رو بکنم در حد سر سوزن برداشتم و دیگه ادامه ندادم
من ریزه خوراری هنگام اماده شدن ته دیگ رو کم کردم .
من ریزه خواری حین اماده شدن پلو ماهی رو کم کردم .
من ریزه خورای حین خورشت بامیه با برنج رو کم کردم .
چقدر این تنوع در غذاا خوردنم رو دوست دارم و من عاشق این تغییرات هستم .
من همیشه به دنبال تست کردن مواد عذایی جدید بودم و هستم و تنوع طلبی در خوردن و خیلی چیزای دیگه رو دوست دارم اما چرا تنوع در رفتار رو دوست نداریم و تنوع در عادت رو دوست نداریم و نمیخواییم عادتها رو تغییر بدیم پس هر وقت مزه ی جدید رو میبینید دقت کنیم انتخاب با شما باشد و تحت تاثیر تنوع مزه ها قرار نگیرید چون در جهان هر روز تنوع در همه چیر خصوصا مزه ها و غداها بیشتر میشه پس باید کنترل دست ما باشه و سریع واکنش ندیم و کاری به روند تنوع پذیر بازار نداریم .
من امروز ظهر خورشت بامیه رو خالی بدون نون و برنج خوردم چون در همین حد چند قاشق خالی میل داشتم و بیشتر از این نمیتونستم بخورم پس من امروز ظهر برنج و نون و ته دیگ و همراهش بود اما من انتخاب کردم نخورم و فقط چند قاشق خالی خورشت بخورم چون سیر بودم خیلی گرسنه نبودم همین رو هم خوردم که ذهنم دست از سرم برداره و نگه چونکه ناهار نخوردی برو فلان چیز رو بخور و …یکم خالی خوردم که ساکت بشه و من ارامش داشته باشم .
نشان های دریافت شده
سلام
اموزچالش ترکیب وتنوع طلبی هستش تنوع خود به خود چیزی خوبه حس حال دل انسان خوب میکنه روح وچسم وفکردرگیر میکنه برای ایده جدید با ترکیب باعادتهای قدیمی خودم مثل اجناس سنتی با مدرن وخیز جدید خلق میشه .
حالاکه دقتم وپرسوجو رچاشنی این بخش کردم بهتر د رک میکنم چطور عادتهای غذایی رو با ترکیب کردن یی چیزی دیگه یی زمان دیگه به شگل دیگه هم لذت ببرم جدیدباشه
هم یی فرمول حدید در ذهنم درست کنم برای خودم حس خوبی داره .
اول اگه حسم درست بشه تویی این بچش پس دارم ازش بودن در اینجا لذت میبرم .
لذت بردن ازدستور عمل ابن مسیر هستش هرجا ازبودن درمسیر لذت نبریم یی جای کار میلنگه .
من تازه دارم با چالش ارتباط خوبی برقرارمیکنم .
دیروز خیلی بادخترم در مودر چگونکی تغییر کردن ونوع پخت غذا صحبت کردیم چطور ترکیب کردن چطور تزین کردن وتنوع ایجاد کردن وچطورمصرف کردن زمان مصرف انازه مصرف وچطور لذت بردن زمان دادن به موضوع وچطور گوش کرد ودقت درعمل کردن به موضوع به این نتیجه رسیدم تنوع برایمن سنتی یی کم اولش سخت بود ولی حالا دارم ومیخوام به روزبشم اد لاک سنت بودن دربیام وفکرجدید هم چاشنی در عمل کردنخودم بکنم حتی د پخت غذا از وسیایل جدید استفاده کنم در پخت غذاهم تنوع ایجاد کنم نه فقط در خوردن.
ترکیب غذایی میتونه هم چشم سیرکنه هم دهان طمع جدید مهمان کنه هم لذت ایجاد کنه وهم تنوع درست بشه.
تنوع جدید درنوشتن همش به یی شکل نوشتن هم به نظرم زیبا نیست .
کارهای جدید رو باید مثل منی با یی جوان مشورت کنه تجربه من به درد یزیی جوان میخوره جوانی وایده جدید اون به درد من این مکمل کاری بهترجواب میده حس خستجو رودر من تقویت میکنه .
دخترهای من تنوع در غذارو خیلی خوب بلد هستن دارم باهشون تجربه اونها روبه اشتراک میزارم .ولی خودم دراین بخش خیلی ضعیف عمل مینکم مثلا دخترم کوچکم حتی تویی ماست خیاروسالابه قدری تنوع وترکیب جدی درست میکنه که هم کم مصرفی هم درست مصرفی وهم طمع جدید وهم ادوه باترکیب مثل شب کذشته با ترکیب ماست وخیار وهم کدو وهم بادام زمینی وا دویه سالاد پولبی بر ونعناع خیل طمع جدید ترکیب تازه وهم کم خوردن ماست به نظرم خوب دیگران هم گفته شه ایده بدیم برای ترکیب حدید وهم کم خوردن چیزی که عادتمون بوده
هم ماست مصرف شده هم کم مصرف شده هم درست انجام دادن عملی کار درنتیجه بهتر شدن حس ولذت در خوردن که جزوه اصلی در این پخش وتغییر ایجاد کردن در عملکرد ما
هستش امیددارم که درست متوجه شده باشم ودرست عمل کرده باشم.
سلام و درود .
من دارم تمرین می کنم که به عادت قبلی خودم راههایی اضافه کنم .
اول اینکه دلایل خوردن رو از ذهنم بردارم . دوم اینکه دلایل نخوردن رو به ذهنم اضافه کنم .
مثلا یکی از دلایل خوردن من به جز نیاز جسمی خوردن برای سرگرمی و باز شدن حوصله است .
خب در تمرین امروز صدگام این فرمول رو پیدا کردم و در اینجا ابن فرمول رو پاکسازی می کنم .
امروز برای رفع سر رفتن حوصله غذا نمیخورم . این رفتار رو تغییر میدم . البته این همیشگی نیست . بیشتر روزهایی که تعطیلم و خانه هستم این عادت رو تکرار می کنم .
از امروز این عقیده رو تغییر میدم .
موقع سر رفتن حوصله نمیخورم .
بهش فکرم نمیکنم .
مثلا یه عقیده دیگه اینکه وقتی نخورم احساس گم کردگی دارم .
خب آخه این چه عقیده ایه . چی گم شده ؟ غذا که همیشه هست . چرا حس خلاء بکنی .
عجب باور مسخره ای دارم . الان پیداش کردم .
خب دلیل این عقیده ام علاقه به خوردن غذاست . خب این علاقه نیست . این اعتیاده . وابستگیه و میشه ترکش کرد .
اتفاقا از ترکش لذت ببرم و علاقه به ترکش رو در ذهنم پررنگ کنم .
تغییر عقیده عملکرد رو تغییر میده .
پس میتونم روی این عقیده کار کنم و بگم من عاشق جسم خودمم . علاقه ی من به جسم و روح و روان خودمه .
من با اینا خودمو پیدا کنم و پیدا کردم . عشق به مواد غذایی رو با عشق به بدنم و روانم و روحم جایگزین کنم .
اینجوری باعث میشه اعتماد به نفسم بیشتر بشه .
چون عشق و انرژی که دارم به مواد غذایی میدم رو برای خودم نگه میدارم .
پس این عقیده رو پررنگش کنم .
من خودم رو دوست دارم .
چون بدن من جایگاه خداست .
چون بدن من جایگاه منه .
چون من من هستم .
پس خودمو حالمو دوست داشته باشم و برای خودم ارزش قائل باشم .
من نمیخورم چون برای خودم ارزش قائلم .
نمیخورم چون خودمو دوست دارم .
نمیخورم چون نمیخوام آشغال وارد بدنم کنم .
نمیخورم چون جسم من خونه خداست .
نمیخورم چون میخوام سرگرمیهای دیگه برای خودم درست کنم .
نمیخورم چون میخوام قدرت خلاقیتم رو در سایر علاقمندیهام به کار ببرم .
نمیخورم چون حالم بد میشه از زیاده خوردن .
نمیخورم چون نیازم نیست .
نمیخورم چون دوست ندارم .
نمیخورم چون فرقی ندارن با هم .
نمیخورم چون همشون یه مزه میدن .
نمیخورم چون سبک بمونم .
نمیخورم چون خوابم میاد و میخوام بخوابم .
نمیخورم چون میخوام برم بیرون .
نمیخورم چون خوردن سخته .
نمیخورم چون نخوردن آسونتره .
نمیخورم چون حوصله ندارم همش برم دسشویی .
نمیخورم چون حوصله خوردن ندارم .
نمیخورم چون خوردن بیش از اندازه نیازم گناهه
نمیخورم چون حالم رو بد می کنه .
اینها هم تمرینات امروز منه کار روی عقاید و ایجاد کردن دلایل نخوردن در ذهنم و توجه کردن به عقاید جدید و جستجو کردن این عقاید در انسانهای متناسب .
خیلی واقعا این تمرینات رو دوست دارم . تمرین کردن روی عقاید باعث میشه رفتار من خود به خود صحیح بشه و این خیلی کار منو راحتتر می کنه .
یعنی یه جورایی از تمرکز کردن روی نخوردن راحتتره . وقتی به دلیل نخوردن توجه می کنم ناخوداگاه نمیخورم . ولی وقتی آگاهانه میخوام نخورم انگار انرژیش بیشتره .
البته من هردوتاش رو تمرین می کنم .
همشون مثل شاخه گل هستند . هر کدوم یه بویی دارن و من دوست دارم از نیروی تنوع طلبی ذهنم استفاده کنم و هر چی که به ذهنم میرسه در راه لاغریم امتحانش کنم .
نمیخورم چون دوست دارم .
نمیخورم چون حال می کنم .
نمیخورم چون میخوام بنویسم .
نمیخورم چون میخوام برم سر کار .
نمیخورم چون گرسنم نیست .
نمیخورم چون میخوام راه برم .
نمیخورم چون میخوام کتاب بخونم
نمیخورم چون کار دارم .
نمیخورم چون اسرافه .
نمیخورم چون مال من نیست .
نمیخورم چون نمیدونم پولش حلاله یا نه .
نمیخورم چون مال من نیست .
نمیخورم چون اضافه خوردن حرامه .
نمیخورم چون فلان ماده غذایی رو دوست ندارم .
نمیخورم چون به دهنم مزه نمیده .
نمیخورم چون دیگه عشقی به خوردن ندارم .
نمیخورم چون دیگه با خوردنش حال نمی کنم .
نمیخورم چون نمیخوام انتخابش کنم .
ترکیب این رفتارها با عادت قبلیم کلا عادت جدید در من ایجاد می کنه و باز هم انتخاب خودمه و ناخوداگاه باعث میشه من عادتم تغییر کنه و همون عادت رنگ و بوی دیگه ای به خودش بگیره .
دقیقا مثل حرکت در طیف رنگ هست . من آرام و آهسته در طیف رنگ حرکت می کنم و رنگهای جدید رو تجربه میکنم .
چون بودن در یک رنگ دیگه خسته کننده میشه و من دوست دارم زندگیم متنوع باشه .
ایجاد تجربه جدید در زندگی خیلی لذتبخشه و اینکه من ابعاد جدیدی از ذهنمو و زندگیمو کشف می کنم .
خود متنوع تری از خودم رو میشناسم . چون من محدود نیستم و میتونم همه چیز رو تجربه کنم . فقط لازمه از قدرت خلاقیتم استفاده کنم و ببینم چه تغییراتی میتونم ایجاد کنم که هم آسون باشه هم دوستداشتنی . فعلا همینا برای امروز خوبه و من باهاشون حال می کنم .
سلام .
من امروز دو قاشق سمنو ته ظرف رو نخوردم .
من امروز شکلات نخوردم .
قند با چای نخوردم .
نصف پرتغال نخوردم .
نصف نارنگی نخوردم .
با آبگوشت نان نخوردم .
اضافه آبگوشتم رو نخوردم .
گوشت کوبیده نخوردم .
من صبحانه نخوردم .
ناهار نخوردم .
آبگوشت سرد شده نخوردم .
این خیلی برام جالب بود و خودم خنده ام گرفت .
من حدودا یکی دو ساعت پیش خب گرسنه شدم و مقداری که آب گوشت خوردم سیر شدم و مابقی آب گوشت رو نخوردم . گفتم دوباره که گرسنه میشم میخورم حدودا یه ساعت بعد احساس گرسنگی کردم رفتم بقیه آبگوشت رو بخورم دیدم سرد شده و گفتم دوست ندارم . نخوردم . رفتم گرمش کردم بعد خوردم .
این یه واکنش جدید بود که خلق کردم . من در شخصیت چاقم اصلا برام فرقی نداشت که آبگوشت گرم باشه یا سرد . هر چی بود دم دستم میخوردم . این واکنش جدید از شخصیت لاغرم سرزد . خوشحال شدم که شناختمش . فهمیدم شخصیت لاغرم غذایی که سرد شده باشه رو دوست نداره و حتی اگه یکم زحمت داشته باشه ولی اشکالی نداره یکم گرسنه میمونم ولی گرمش می کنم بعد میخورمش .
این یه رفتار جدید بود که خودبه خود ایجاد شد و من فهمیدم از شخصیت لاغر وجودمه . پس این رفتار رو تو دفترم یادداشت میکنم که جزء رفتارهای خودبه خودی منِ لاغرم بود.
من دیشب شام نخوردم دوتا کیوی خوردم . من سه تا کیوی نخوردم . ساندویچ بندری نخوردم .
من امروز صبحانه نخوردم .
فکر می کنم غیر از سیر بودن یا گرسنه نبودن خوبه یه دلایلی هم برای نخوردنم اضافه کنم .
مثلا همون رفتاره که گفتم نخوردم چون سرد شده بود .
پس خوبه این تنوع ها رو در نخوردن ایجاد کنم .
نخوردم نه فقط به این دلیل که سیر بودم . نخوردم چون سرد شده بود .
مثلا چیزایی که میشه اضافه کرد :
نخوردم چون وقت نداشتم .
نخوردم چون غذای مورد علاقه ام نبود .
نخوردم چون ….
میبینید الان زیاد دلیل ندارم برای نخوردن .
ولی ذهن چاق کلی دلیل برای خوردن داشت .
خوردم چون نذری بود .
خوردم چون مامانم گفت .
خوردم چون خوش میگذشت .
خوردم چون پولشو دادم .
خوردم چون حیف بود .
خوردم چون خوشمزه بود .
خوردم چون نرم بود .
خوردم چون عصبی بودم .
خوردم چون خیلی کار کرده بودم
خوردم چون جدید بود .
و همین تنوع طلبی که شما در فایل فرمودید در خوردنهامون خیلی به کار بردیم .
خوردم چون طعمش با اون یکی فرق میکرد . میخواستم امتحان کنم هردو طعم رو .
خوردم چون رستوران جدید بود .
خوردم چون تعارفم کردن .
ذهن چاق ما دلیل برای خوردن زیاد داشت .
خب ما میتونیم از همین ویژگی استفاده کنیم و تنوع طلبی رو در لاغری هم بیاریم .
من اینو نخوردم چون ….
الان فقط دلیل سیریه .
نخوردم چون سیر بودم .
نخوردم چون گرسنه نبودم .
امروز یه دلیل پیدا کردم نخوردم چون سرد بود .
آها بازم میشه گفت
نخوردم چون مونده بود .
نخوردم چون مثلا دنبه داشت و من دنبه رو دوست نداشتم .
نخوردم چون ادویه داشت .
نخوردم چون تکراری بود .
نخوردم چون دوسش نداشتم .
فعلا اینا به ذهنم میرسه .
راستی امروز یه رفتارهای دیگه هم اضافه کردم .
رختخوابمو خودم جمع کردم .
همش روی تخت دراز نکشیدم .
یه وقتایی بلند شدم حرکت کردم و نشستم .
یا وقتی زیاد نشسته بودم میگفتم خب خسته شدم چیکار کنم مثلا بلند شدم رفتم توی آشپزخونه پیش مامانم و شیر آب رو درست کردم .
ظرف ناهارمو خودم شستم .
دلم میخواد فردا که برم سرکار با موتور نرم پیاده برم راه زیاد نیست ولی میترسم یکم عجله کنم .
حالا اگه دیدم خوشم اومد و هوا خوب بود فردا به جای موتور پیاده میرم سرکار .
امروز به مامانم کارامو نگفتم .
نگفتم مامان یه لیوان آب بیار .
نگفتم مامان حولمو بیار .
نگفتم مامان لباسامو بیار .
خودم حولمو بردم .
خودم آب خوردم .
خودم لباسامو گرفتم و بردم حمام .
حالا سرکارمم یه سری تغییرات میخوام بدم . ولی عجله نمی کنم آروم آروم .
در این درس یاد گرفتم که رفتار جدید در عادت قبلی کلی واکنش جدید خلق می کنه که باعث میشه من تجربیات جدیدی رو به وجود بیارم . این تجربیات امروزم بود که دیروز نداشتم .
برام جدیده دوست دارم ادامه بدم . شیرینه . یاد گرفتم از این به بعد تنوع طلبی رو در لاغری به کار ببرم . مثل همون نیروی انعطاف.
همونطور که یاد گرفتم از نیروی انعطافم برای چاقی استفاده نکنم و برای لاغری استفاده کنم از نیروی تنوع طلبی هم برای لاغری استفاده کنم .
درس خوبی بود . عمل کردنش شیرینه . البته الان نمیدونم چی کار میخوام بکنم ولی این فرمول ذهنی جدیده کم کم به ذهنم میاد که چیکار کنم .
فرمول قبلی : تنوع طلبی در چاقی .
فرمول جدید : تنوع طلبی در لاغری . 🤗🤗🤗🤗