در شرایط کنونی جامعه، خیلی از ما حس میکنیم که وسط یک طوفان بزرگ قرار گرفتهایم. چالشهای اقتصادی از یک طرف و اخبار ناآرامیهای پیرامون از طرف دیگر، حجم عظیمی از اطلاعات منفی و استرس را به زندگی روزمرهمان تزریق میکنند.
در چنین فضایی، طبیعی است که دچار ترس و دلهره شویم، اما یک سوال مهم وجود دارد: آیا کنترل شرایط بیرونی دست ماست؟ خیر. اما کنترل ذهنمان برای رسیدن به آرامش در زمان جنگ چطور؟ قطعاً بله!
نکتهای که این روزها اغلب فراموش میشود، نقش بیبدیل ذهن ما در شکلدهی به واقعیتهای زندگیمان است. ما نمیتوانیم جلوی حوادث بیرونی جهان را بگیریم، اما میتوانیم با کنترل درون، فرکانس متفاوتی خلق کنیم.
در این مقاله میخواهیم خیلی دوستانه و صمیمی با هم یاد بگیریم که چطور چتر نجاتمان را باز کنیم و به آرامش در زمان جنگ و بحران دست یابیم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.52 از 54 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ،ممنونم ازشما بخاطراین فایل بسیار عالی من اون روزاولی که حمله شد خواب بودم دیدم یکی ازدوستام زنگ زد خبرگفت منم حالم بدشد وگفتم باخودم چرا این خبربدرو دادوحالموبدکرد وچقدرازاین اون حرف میشنید همان پیشگویی ها رو وزنگ میزد میگفت نون بخرذخیره کن واب ذخیره کن وموادخشک بگیرتوخونه نگه دار ویک شب واقعا استرس بدی ازخبرهاش گرفتم ونتونستم بخوابم کم مونده بودسکته کنم به همسرم گفتم چرافلانی اینجورخبرهارومیده خوددوستم زنگ زدگفتم شما چرااین خبرهارومیگی من کم مونده بودسکته کنم خداروشکر دیگه زنگ نمیزنه براخبردادن اگرم بزنه دیگه متوجه شده نباید خبرهایی که منبع موثق نداره روبگه وقتی سمت ما انبارنفت روزدنماازترس رفتیم شمال البته سمت شهرمادرهمسرم یه سه روز موندیم دخترم مریض شد به همسرم گفتم بریم اگرقرارهراتفاقی بیفته میفته گفت نمیترسی گفتم نه بریم توکل بخدا اومدیم توخونه خودم هستم راحت صداهم گاهی میاد ولی میگم خدایا انچه مصلحت میدونی همون بشه تونمازم دعامیکنم صلوات میفرستم براارامش کشورم ولی اون ترس انگار کمرنگ شده من شنیدم یکی ازدوستان گفت میریم شمال قراره این هفته بدترموشک بزنه گفتم توکل بخدا نه بارفتن به شمال چیزی عوض میشه نه بادخیره کردن غذا من روزاول دیدم نانوایی هاچقدرشلوغ ورفتم روغن بخرم تموم کرده بودم دیدم هایپر یدونه مونده ازده تا کارتن باخودم گفتم مردم چرا اینجوری میکنن منم خیلی اخبارروتوکانال میخونم ولی ترسی ندارم همسرم میگه اینقدراین کانال هارونخون شبکه خبرروزیادنگاه نکن من روزهای اول هی میپرسیدم ازهمسرم به نظرت چی میشه اونم میگفت من نمیدونم به نظرمن فقط خدامیدونه من دیدم خیلی هاازکاردست کشیدن رفتن خوب تاکی میشه رفت اینواونور مانمیدانیم این جنگ چه زمانی تموم میشه بایدزندگی عادی رو داشته باشیم عمروزندگی دست خداست من تاافکاری میادتوذهنم چهارثانیه نفس حبس میکنم باچهارثاینه ازبینی نفس میکشم خیلی کمک میکنه از افکارمنفی یااگرم فکری بیادتوذهنم میگم همش درحدیک حرفه ایناحقیقت نداره این روزها اکثراشدن پیشگو ولی نباید توجه کرد باید به روال عادی زندگی ادامه دادباتوکل بخدا ایران پیروزنهایی هست وانشالله دست اجانب قطع میشه ازکشورما