🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.
داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب میخوندم که نویسندهاش با افتخار از تجربهی شخصی خودش نوشته بود. همونجا، توی دلم یه آرزو کاشتم:
اینکه یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱
📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن میخوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل میگرفت:
من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…
اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞
اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰
امروز با افتخار میتونم بگم:
✅ بدون رژیم
✅ بدون ورزشهای طاقتفرسا
✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشهی چاقی بودن
تونستم قدمبهقدم با استفاده از آموزش های بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.
و حالا خوشحالم که میتونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی
امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغریام مینویسم، فقط درباره یه تجربهی شخصی حرف نمیزنم…
دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش میذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪
شاید سالها پیش وقتی کتابهای موفقیت رو میخوندم و میدیدم آدمها چطور از خودشون مثال میزنن، ته دلم میخواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.
ولی راستش هیچوقت فکر نمیکردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯
📚 تو این سالها، مستندهای زیادی از آدمهای موفق دیدم، زندگینامههاشون رو خوندم.
اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:
کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقتها یه گزارشگر میاد و از سختیها و چالشها سوال میپرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…
ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:
✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!
نه اینکه نخوام درباره سختیها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختیای نبود که بخواد به چشم بیاد.
اون چالشهایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊
تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیکتر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.
فقط با تغییر افکار و باورهایی که سالها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨
و حالا میتونم با اطمینان بگم:
اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه میده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزتنفس و آزادی رو میچشی 🌿❤️

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی
از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:
اینکه هیچکسی که به این مسیر قدم میذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀
🌀 شاید بعضیها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:
برمیگردن!
دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش میافته خونهاش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه میدن…
از نگاه من، این لیز خوردنها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قویتر شدن ایمانمون به اینکه
✨ بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!
📖 توی دل نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و اینبار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روحشون قدم برداشتن 🌷
یکی از شگفتیهای مسیری که من تجربهاش کردم و حالا آموزش میدم اینه که:
کسی که حتی یه جلسه از آموزشهای لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمیتونه به روشهای پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.
انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمیشه اون رو بست 🪟✨
🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش میفهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمیگرده 🙏🧘♀️
مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زندهست، پر از صداها و قدمهایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…
با همهی احساساتش، با لحظههای کشف، با باورهایی که کمکم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل میتونم بگم:
✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه
چه بخواد، چه نه، لاغر میشه و مهمتر از اون: لاغر میمونه 🌟
💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سالها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…
رهایی از چاقی، فقط بهانهست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر میکنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏
و خوشحالتر از اون، اینکه حالا میتونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آمادهی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️
📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم میکنه، خوندن نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرهاست…
نوشتههایی که نهتنها دربارهی لاغری، بلکه دربارهی آزادی و عشق به خود هستن.
برای من، اینها زیباترین متون دنیا هستن ✨



چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی میکند؟
تا حالا شنیدی گفته: «هر کاری که ذهن قبولش کنه، بدن هم همراه میشه»؟ میخوام یه آزمایش علمی معتبر برات معرفی کنم که عین جملهست:
🧪 تحقیق متاآنالیز درباره ذهنآگاهی و بهترین روش لاغری ذهنی
در یک بررسی جامع (متاآنالیز) روی بیش از ۱۸ مطالعه مختلف و حدود ۱,۱۶۰ نفر شرکتکننده، نتیجه زیر بهدست اومده:
- میانگین کاهش وزن حدود ۳ تا ۳.۵ کیلوگرم در مدت پیگیری
- اثر متوسط اما قابل توجه روی کنترل رفتارهای غذایی ناسالم (بیش از ۰.۷ اندازه اثر Hedge’s g)
- ترکیب مراقبه ذهنآگاهی با تمرینات ساده (مثل رصد تنفس یا تمرکز روی احساس سیری) در طول زمان باعث ثبات کاهش وزن هم میشه
افزون بر این، بررسیای دیگر نشان داد ذهنآگاهی باعث کاهش قابلتوجهی در شاخص توده بدنی (BMI)، دور کمر و میزان چربی بدن میگرده، و اثرات این کاهش تا چند ماه بعد هم دوام داره .
✅ پس یعنی چی برای تو؟
- بهترین روش لاغری ذهنی باید بتونه بدون حذف غذا یا ورزش سنگین، باعث لاغری شما بشه.
- کنترل رفتار و احساس گرسنگی، یکی از اصلیترین دلایل ماندگاری نتیجهست.
- این روش با پایه علمی، حمایتی قوی پشتشه…
✨ تطبیق علمی با تجربه من
وقتی من حرف از «بهترین روش لاغری ذهنی» میزنم، این فقط ادعا نیست؛ این تجربهی ذهنی من هست که با یافتههای علمی مهم پشتیبانی میشه.
همونطور که تجربهی من نشون داد:
- بدون رژیم غلیظ یا ورزش سنگین،
- فقط با تغییر افکار، باورها و رفتارهای ذهنی،
- تونستم مسیر لاغری رو طی کنم؛
همزمان، علم میگه: ذهنآگاهی و توجه به اعلانهای بدن (مانند گرسنگی و سیری) واقعاً روی وزن، BMI و رفتار غذایی تاثیر داره.
پس این مسیر نه فقط داستان شخصی منه، بلکه بهواقع یکی از موثرترین، علمیترین و پایدارترین روشهای لاغریست 🌿
✍️ تمرین آموزشی ویژه: بهترین روش لاغری ذهنی 💡
همه ما تجربه استفاده از رژیمها و برنامههای ورزشی را داشتهایم. اما واقعاً چند نفر با این روشها به نتیجهای ماندگار رسیدهاند؟ 🧐
خیلی وقتها علیرغم اجرای کامل برنامه، باز هم سرزنش میشدیم که چرا وزن کم نکردیم! اینجاست که متوجه میشیم شاید مسیر رو اشتباه رفتیم…
اگر به دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی؛ روشی که بدون رژیم، بدون فشار، بدون ترس از قضاوت، تو رو به لاغری پایدار برسونه، این تمرین برای توست. ✨
لطفاً ابتدا محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی این جلسه رو با دقت ببین و بعد با حوصله به سوالهای زیر پاسخ بده. 💬
- چرا با اینکه رژیم و ورزش رو کامل اجرا میکردی، باز هم به شکل دلخواه لاغر نشدی؟
- از نظر تو ذهن چه نقشی در موفق نشدن روشهای قبلی لاغری داشته؟
- چرا خیلیها با اینکه کم غذا میخورن اما لاغر نمیشن؟ ذهن در این ماجرا چه نقشی داره؟
- تجربه یا برداشتت از این جمله چیه؟ «نمیدونم با اینکه کم میخورم چرا لاغر نمیشم، ولی میدونم اگه بیشتر بخورم چاقتر میشم!»
- با توجه به محتوای این جلسه، برداشت تو از بهترین روش لاغری ذهنی چیه؟
- بر اساس ویدیوی آموزشی، تمرینی که از این جلسه برای خودت طراحی کردی رو در بخش دیدگاهها بنویس 📝
🗨️ منتظر شنیدن صدای تو هستیم!
حتماً پاسخهات رو به صورت انشایی در بخش دیدگاههای همین جلسه بنویس و تجربهات رو با ما و سایر اعضای سرزمین لاغرها به اشتراک بذار 💖
شاید نوشته تو، الهامبخش فردی باشه که همین حالا دنبال امید و راه نجاته 🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.63 از 62 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان خوبم
چقدر برای من این مقایسه کردن رفتار افراد چاق و لاغر خوشایند هست و لدت میبرم و از وقتی در دوره ها هستم همیشه کنجکاو رفتار اونها هستم و خود من به شخصه همیشه به رفتار چاقها و لاغرها و حتی به تفاوت اونها در خرید کردن در هایپر مارکتها نگاه میکنم (که دیدم استاد هم در فایلی به همین موضوع اشاره کردن )و یا به تفاوت سفارشات اونها در رستورانها و خلاصه هر جا که در اطرافم باشن به اونها توجه میکنم و کلی برام درس داره و خیلی از این کار لذت میبرم حتی در جمع بارها به طرز تفکر اونها در مورد مواد غذایی و … توجه میکنم و میبینم که چقدر افکار اون چاق و لاغر با هم متفاوت هست و در دلم میگم ببین اینه تفاوت جسم شما به خاطر تفاوت در قدرت افکار و باورهای شما هست معمولا افراد چاق کلی دلیل و توجیه برای چاقی خودشون دارن و کلی تعریف از مواد عذایی دارن اما متناسبها اینطور نیستن … .
و خیلی خوبه همین جا منم در مورد تغییرات خودم بگم که اینقدر کمتر از گذشته ی خودم میخورم که یه جاهایی که یادم میاد قبلا چقدر میخوردم وحشت میکنم و فکر کنم اگر حالا بخوام به اون مقدار گذشته بخورم واقعا نتونم و حالم بد بشه و یا فشار شکمی داشته باشم به قول یکی از دوستان معده ی من انگار در گذشته بخش بخش بود یه جاهاییش مخصوص میوه بود و یه حاهایی مخصوی غدا و یه حاهایی مخصوص دسر روی سفره و یه جاهایی مخصوص شیرینی بعد از عدا و یه جاهایی مخصوص چایی و خلاصه کلی از این چیزها بود ولی در حال حاضر معده ی من انگار یک بخش داره من میتونم یا غدا بخورم یا میوه یا شیرینی و …. باید انتخاب کنم و بخورم و حالا اگر بعد از مدتی (حالا کم یا زیاد )دوباره گرسنه شدم در هر زمانی بود دوباره میخورم و این برای من خیلی جالبه پس در گذشته چطور بودم و اما حالا چطور هستم ؟؟
چقدر استاد به نکته ی قشنگی اشاره کردین که این فرد متناسب در مهمونی شما باید فکر میکرد که در طول روز چی میخوره و بعد به شما بگه ولی اگر از فرد چاقی بپرسی چی میخوری خیلی راحت میگه در چه ساعتی به چه مقداری از غدا مصرف میکنه چون سالها در این افکار غوطه ور هستن مثل گذشته ی خود من که سالها به خاطر رژیمم میدونستم طبق برنامه چند قاشق برنج با چند قاشق خورشت و یا چه مقدلر نون با چه مقدار گوشت باید بخورم تازه جابه جا میکردم اونها رو حساب و کتاب میکروم اگر مهمان بودم و یا میخواستم به رستورانی برم کلی برنامه ریزی میکردم که چی بخورم چی نخورم که چاق نشم و خلاصه همیشه در گیر خوردنم بودم و فکر میکردم این درسته و من رو لاغر میکنه در خالی که خواهر خودم به راحتی هر چیزی رو در هر مقدار دلخواهش که میخواست میخورد و لاغر هم بود و تازه من رو مسخره میکرد و میگفت بس که تو حساسی در خوردن چاق هم میشی ولی از وقتی درراین راهم صد در جه تغییر کردم هر وقت میلم باشه میخورم نباشه نمیخورم مقدارش هم که بستگی به نیاز جسمم داره یه روز …..قاشق میخورم یه روز کمتر یه روز بیشتر اصلا حساب و کتاب نداره و نمیشمارم که ببینم چقدر خوردم فقط تمرکزم بر روی نیاز جسمم هست که به فشار شکمی نرسم و قبل از اون خوردنم رو کنار بزارم همین چون و اقعا رسیدن به این حالت برای من ازار دهنده هست و از اون متنفرم و هر وقت اینطور بخورم احساس میکنم در شان یک انسان رفتار نکردم . اتفاقا چند وقت پیش خانه مادرم بودم که دیدم خواهر زادم که ایشون هم دقیقا مثل خود اون دوران من عاشق چیبس و پفک و کرانچی هست با کلی چیبس و پفک وارد شد و چون من اون موقع ها هر شب باید میخوردم حتی وقتی رژیم بودم به زور از خوردن هر شب اونها میگذشتم و در نهایت شاید اخر هر هفته مقداری میخوردم و یا خلاصه در جایی چند بار میخوردم چون من در اون دوران برای هر تفریحم و حوصله سر رفتن و یا مهمانی و یا … باید از این نوع خوراکیها تهییه میکردم و میخوردم و اما الان واقعا مثل اون موقع ها میلم نمیشه و اگر نباشه من نمیخورم و هوس نمیکنم و حالا اگر باشه و واقعا جا داشته باشم میخورم اما ایشون که مقدار زیادی هم تپل هست با کلی پاکت هله هوله وارد شد و شروع به خوردن انواع اونها کرد و من سیر بودم و نخوردم نه که بترسم نه اگر سیر باشم که هیچ چیز نمیتونم بخورم و اگر که گرشنه باشم هر چیزی بخوام به راحتی میتونم بخورم خلاصه لب نزدم و میدیدم که ایشون چطور با حرص،و ولع میخوره خصوصا که همیشه از طرف پدر و مادرش میشنوه که نباید بخوره انگار حریص تر هم شده و همه رو به تنهایی خورد اتفاقا همونجا بود که گفتم ببین اصلا بحث چاقی و لاغری و وکالری و این حرفها نیست چون من در ابن راه ازادی کامل دارم ولی من دیگه انقدر مشتاق خوردن اونها نیستم و میل به خوردن اونها ندارم اونم در این حجم زیاد که ایشون خورد و کلا من تغییر کردم و من دیگه دوست ندارم به این شکل رفتار کنم و بر حسب عادت همیشگی که عادت کردم این کار رو انجام بدم رفتار کنم که و خودم رو مجبور کنم که هر شب باید چیبس و پفک بخورم .
من نه رفتار اشتباه مبخوام نه افکار اشتباه میخوام که داشته باشم حتی اگر فردی لاعر باشم اما پرخور ی داشته باشم بازم اون در نظر من ایده ال نیست و از رفتارهای اون شخص،حالم بد میشه که چقدر پرخوری میکنه و به خودش،و جسمش داره اسیب میرسونه در واقع من متوجه میشم که چنین فردی رفتارهای اشتباه و اما افکار صحیح داره و در نهایت جسم صحیحی هم خواهد داشت و این نشان از قدرت ذهن ما انسانها هست و نشون میده که اون ذهن من هست که نتیجه رو برای من رقم میزنه .
پس افراد چاق که رفتار اشتباه به همراه افکار اشتباه دارن جسم نا درست و چاقی خواهند داشت که در زمان رژیم این افراد چاق میان رفتار خودشون رو دست کاری میکنن در حالی که افکار اونها دست کاری نمیشه و چون قدرت افکار خیلی بیشتر از رفتار هست پس رژیم تاثیر همیشگی نداره و،سریع ما دوباره چاق میشیم خود من که حتی تا وزن ۵۹ کیلو پایین اومدم و ۳۰ کیلو کم کردم اما دوباره خیلی راحت داشتم هر ماه یک کبلو یک کیلو بالا میرفتم و چاق میشدم چون نمیدوستم که باید افکارم رو با رفتارم هماهنگ کنم و من ترس از خوردن و چاقی داشتم من کلی افکار نادرست داشتم و در نهایت من رو دوباره چاق میکرد
من به خاطر اینکه بعد از ازدواجم چاق شدم و همیشه محدودیت داشتم و میخواستم به زور خودم رو لاعر کنم کلی از مواد عدایی رو جرات نداشتم و هیچ وقت تجربه نکردم و تازه ۶سالی هم بعد از بارداری دومم مداوم رژیم داشتم که خیلی از رفتارهای کم خوری و درست خود به خود در من هست و هنوزم اثارش رو همراهم دارم و نمیتونم مثل قبل زیاد بخورم مثلا من در زمان محردی اصلا اهل شیرینی نبودم و کسی هم در خانواده ی ما زیاد شیرینی نمیخورد و من هم علاقه ای نداشتم و برای همین خیلی یادم نمیاد من چیزهای شیرین خورده باشم ولی یادم که پفک خیلی دوست داشتم و بیشتر اوقات مادرم برای من میخرید و خودم در مدرسههر روز میخریدم و میخوردم و یا نهایتش ساندویچ میخریدم میخوردم هیچ وقت کیک و شکلات نمیخریدم و وقتی که ازدواج کردم بازم اهل شیرینی نبودم و تازه چون چاقم شده بودم بازم از اونها دوری میکردم و جرا ت نداشتم زیاد بخورم و جز ممنوعه هام بودن تا حاملگی دومم که علاقه مند شدم و تازه یکم شیرینی میخوردم( اونم به خاطر باورهای اشتباهی که داشتم که اگر میخواعی فرزندت پسر باشه باید شیرینی بخوری ) اما بازم سه ماه بعد از زایمانم من رژیم گرفتم و بازم محدودیت داشتم و هر از گاهی با حرص و ولع مقداری شیرینی میخوردم و دوباره محدودیت داشتم .و خلاصه دیشب که همسرم یه جعبه شیرینی خامه ای خریده بود داشتم به دخترم همین حرف رو میزدم که من تا حالا اگر اشتباه نکنم حتی یک عدد نان خامه ای نخوردم و نمیدونم چه طعم هست شاید خورده باشم ولی در حد انگشت شمار در طول عمرم خوردم و اونم در زمانهای بسیار دور و طعمش یاد من نمیاد و دخترم قبول نمیکرد ولی واقعیت همین بود و هست و من خیلی از چیزها رو به علت اینکه سالها نخوردم دیگه میل به خورون اونها ندارم مثل بستنی و یا شیرینی یا نون خامه ای و یا کره و مربا و یا نوشابه و سرشیر محلی و …. من زمانی که تازه وارد سایت شده بودم اون اوایل دوست داشتم بخورم چون فکر میکردم ازادی یعنی خوردن همه چیز و البته بگم که دوست داشتم همه چیز رو تجربه کنم و چون در اون زمان خوردم حالا دوباره میتونم مثل دوران محردی خودم بگم میلی به خوردن این چیزها ندارم و انتخاب کنم که نخورم یعنی بهشون رسیدم و بعد از اونها گذشتم و در محدودیت نیستم همین ازادی در خوردن باعث شده که بهتر رفتار کنم مثل دوران تناسبم رفتار کنم و واقعا این کم چیزی نیست .و من باوجود تمام اون خوردنیها در اوایل ورودم به سایت که هر چیزی که میخواستم میخوردم حتی چیزهایی که سالها جرات خوردن اونها رو نداشتم همه بهم میگفتن داری لاعر تر میشی و میدونستم جریان چیه و انصافا کلی ریزش سایز و وزن داشتم چون افکار من تغییر کرده بود و این نشان از قدرت ذهن من داره و این نشون میده همزمان قدرت افکار و رفتار من داشت تغییر میکرد و خصوصا قدرت افکار من بود که با ورودم به سایت تغییر کرده بود و نتیجه رو برای من رقم زده بود و همچنان هم میدونم اگر در مسیر بمونم و ادامه بدم نتیجه ی عالیتر برای من رقم خواهد زد
چقور مثال زیبایی زدید که افراد چاقی در اطراف ما هستن که کم میخورن ولی هنوز چاقن و اگر ازشون بپرسی که چرا اینقدر کم میخورین ولی چاقین ؟؟اونها هم میگن ما نمیدونیم چرا الان چاقیم ولی خوب مبدونم اگر بیشتر بخورم چاقتر مبشم این نشون میده که افکارش چاق هستن .و چقدر حالبه این افراد وقتی در موقعیتهایی مثل مهمانی و یا سفر و یا …. قرار میگیرن انتطار چاقی از خودشون دارن و واقعا هم چاقی رو تجربه میکنن (فقط به خاطر قدرت افکار هست )من خودم یادم میاد در چند سال پیش قبل از اشنایی با سایت که در رژیم سنگین و سخت بودم به یک سفر سه روزه پیش دوستم هدایت شدم و من با هر بار خوردن یه شکلات و یا شیرینی و یا … میگفتم من چاق شدم خصوصا شب اخر با دوستم کلی چیبس و پفک خوردم و دیگه واقعا ترسیدم و به همه و خودم میگفتم من واقعا چاق شدم و وقتی اومدم شهر خودم و وزن کردم دیدم کلی وزن اصافه کردم و به مربی مبگفتم تو رو خدا ورزش سنگین بده که اینها رو آب کنم و همش ترس از چاقی و افکار بد داشتم و بلخره چاقی رو هم جذب میکردم و اتفاقا یه هم باشگاهیی داشتم که کنار من می ایستاد و خیلی خیلی لاعر بود و برای چاقی میومد و وقتی حرفهای من رو میشنید تعجب میکرد و میگفت مگر در مسافرت چه اتفاقی میفته که تو چاق میشی ؟؟؟چرا من چاق نمیشم ؟؟؟؟ و حالا متوجه میشم ایشون ذهن لاغری داشتن و ذهن من پر از فرمولهای چاقی بود که من رو چاق میکرد یعنی اینقدر من اون رفتارها رو مرور میکردم که باعث میشد چندین کیِلو اضافه کنم و این قدرت افکار هست .
و اما من اینجا هستم که قدرت افکار و رفتارم رو تعییر بدم تا با اونها جادو کنم و جسم حدیدی خلق کنم
و اما با این فایل یک جمله ی جادودیی رو باید بارها به خودم بگم این مواد غدایی نیستن که قدرت چاقی من رو داشته باشن بلکه این قدرت افکار منفی و ا قدرت فکار چاق کننده ی من هست که من رو چاق میکنه پس مراقب افکارم باید باشم که هر فکری رو مرور نکنم و بعد باید مراقب باشم رفتار صحیحی داشته باشم تا با هم یک جسم متناسب و رویایی رو برای خودم خلق کنم .
سلام.روزخوش.وقتی ذهن و افکار تغییر کنه خودشو درجسم هم نشون میده من دیروز مهمونی بودم من همیشه انار وخرمالو خیلی دوست دارم ولی دیروز فقط یک دونه خرمالو خوردم و۲ساعت بعد یک انار ودیدم دیگه نمی تونم چیزی بخورم درحالیکه قبلاً بیشتر می خوردم و حالا با صحبتهای شما باور کردم واقعیت داره که ذهن تاثیر میذاره استاد از شما خیلی ممنونم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
قدرت افکار خیلی بیشتر از رفتار می باشد من خودم نا قبل از آشنایی با سایت هیچ وقت با لذت غذا نمی خوردم مدام در حال رژیم اون یکم غذا را که میخوردم با استرس میخوردم که الان چاق تر،میشم چرا خوردم و از این جور حرفها در این موارد ما داریم رفتار خودمان را تغییر میدیم برا همین هم هر چند کیلو کم میکردم دوباره بر می گذشت .ما باید ذهن خومان را تغییر بدیم و من از وقتی روی ذهن خودم کار میکنم اصلا از غذا خوردن ترسی ندارم با لذت غذامو میخوم هر چقدر میلم بود میخورم ،از،اینکه خبری از،رژیم از ورزشهای سخت نیست خوشحالم چون افکارم را تغییر دادم و افکار و رفتارم همسو شدن و دیگه اصلا نگران اینکه زیاد خوردم ،کم خوردم چاق میشم و ووووو نیستم بلکه من الان دارم زندگی میکنم ،عشق است لاغری با ذهن .
از شما استاد هم بسیار ممنونم
نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استادخوبم ودوستان متناسبم ،اول از همه استاد ازتون تشکر می کنم که اینقدر سخاوتمندانه وخالصانه اطلاعات رودر اختیار ما می ذارید ،قدرت افکار ما واقعاخیلیبیشتر از تصور ماست و ما انسانهای دارای ذهن چاق از قدرت چاق کنندگیشون به بهترین نحوه استفاده می کنم یه مثال براتون بزنم همسرم هم مثل من ذهن چاقی داره ولی نسبش از من کمتره والان حدود شش ساله که متناسبه واون از ریق رژیمی که باقاشق پیمانه می کنه وچند ماه پیش تولدش بود ومن چون می دونستم خیلی نوتلا دوست داره براش یه کیکی پر از نوتلا بود سفارش دادم خیلی خوشش اومد ولی باترس می خورد وهمش می گفت با خوردن نوتلا وزنم زیاد می شه وهمش از قدرت چاق کنندگی اون حرف می زد وچند هفته بعدش حس می کرد ودر واقع انتظار داشت چاق بشه رفت روی ترازو یک کیلو وچند گرم وزنش اضافه شده بود واین در حالی بود که من هم باهاش می خوردم وبیشتر می خوردم وایشون باترس وخیلی کم می خورد من لاغر شدم چون روی ذهنم کار کردم وایشون چاق شده بود وناراحت بود که چرا خورده ومی گفت من می دونستمچاق می شم ،دیروز من سرکار اخر شیفت کاری وقتی کارمون تموم شده بود رفتم اتاق دیگه وکنار همکارای دیگم باهم جمع شده بودیم که یکی از همکارام اومد تو ویه نگاهی به من کرد وگفت شیرین خیلی لاغرشدی افرین چکار کردی ومن گفتم هیچی فقط دوست دارم لاغر بشم ،یکی از همکارام گفتش نه من مطمئن هستم یه رژیم سخت وورزش سنگین انجام دادی منم گفتم نه بابا من اصلا فرستش رو ندارم یکی دیگه هم می گفت که نه حتما کار هرموناست والان هرمونهات منظم شدن وبدنت اینجوری قشنگ ومتناسب شده ،یه دوست دیگه م هم می گفت نه غذاش سالمه چون ما وقتی باهم رفتیم برای عیادت دوست دیگم که دستش شکسته بود شیرین فقط یه شیرینی برداشت وباچای خورد ولی من کلی میوه وشیرینی خوردم وبهش هم که تعارف می کردن می گفت میل ندارم ویه همکار دیگه ام تایید می کردومی گفت که خیلی خوبه وسخته بتونی غذا جلوت ببینی ونخوری ودقیقا به قدرت افکار اشاره کرد که افکار اشتباه باعث رفتار اشتباه ونیجه ی بد می شه ومن اول با یادگیری اموزشهای لاغری باذهن افکارم رو اصلاح کردم وبعدش رفتارم هم اصلاح وهمسو شد وگفتی ساز شدم وقبلا که با این روش آشنایی نداشتم همش به خودم سخت می گرفتم وغذام رو کم می کردم وروی رفتارم کار می کردم غافل از اینکه همه ی اینها از فرمولهای ذهنی چاق کننده ام نشئت می گیره واین درمورد همه ی مسائل زندگیم هم صدق می کنه من چندین سال با مشکل سلامتیم درگیر بود وهمش بخاطر افکار وانظاری که من از خودم داشتم بود والان تاحدود زیادی از قدرت ذهن وتاثیر اون اگاه شدم وخوشحالم که می تونم خودم خالق زندگی خودم بشم ومجبور نیست شرایطی رو که دوست ندارم رو تحمل کنم وخیلی رحت می شه اونها رو تغییر دادفقط باکار کردن روی ذهنم
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد وهمسیرهای عزیز
واقعا تعجب کردم استاد اصلا باورم نمیشه کسی بتونه پنج کفگیر پلو بخوره..
براستی که رفتارها باید بسیار صحیح و آراسته به آداب درست رفتارهای اجتماعی باشد..وچه بهتر که این رفتار صحیح از افکار درست سرچشمه بگیرد که دیگه نور اعلی نور میشود.
من از دسته دوم هستم..البته تا آن زمان که فرمول غلطی در ذهنم ذخیره سازی نشده بود که به اندازه میخوردم..هر سه وعده را و اصلا در فکر عواقب ومیزان خوردن …خلاصه عذاب وجدان نبودم و بسیار متناسب وعالی بودم…
اما بعدها به فتوی پزشک جراحم در ذهنم ایجاد فرمولهای غلط شد…و مداوم در اینفکر بودم که نکنه چاقتر بشم…رژیم..ورزش و دقت..ترازو..نگرانی…
که در نهایت دچار اضافه وزن شدم.
ولی بعد اونکه تصمیم گرفتم و اون چند کیلو رو کم کردم البته نه بصورت ایده آلم….سالهاست که شام نمیخورم…
حتی الان که سر از چند وچونت… ذهن در آوردم..
هیچ میلی به شام ندارم..یعنی بعد ناهار که معمولا ساعت دو یا سه بعد از ظهر است تا فردا صبحهانه هیچی نمیخورم…یعنی میل به خوردن ندارم..
برای همین چند روزی بود که متعجب بودم که من که آنچنان خوراکی ندارم پس چرا وزن کم نمیکنم و حتی بعضی وقتها احساس میکنم اضافه هم شدم.
بنابراین از دو باره مرور گامها…رو شروع کردم.
گام نهم…بعد لیز نخورید…و این فایل بموقع رو..که
ازتون تشکر میکنم ..واقعا نیاز من بود.
متوجه شدم که ممکنه کم میخورم…وقتی سیر میشم به هیچ عنوان نمیتونم لب به چیزی بزنم..کلا از شیرینجات خوشم نمیاد..و فقط بستنی دوست دارمکه اونم امسال هنوز میلم نکشیده بخورم..واصلا هله وهوله خوری ندارم…اشتها وهوس غذای برام بی معناست.
با استناد به اینکه درک کردم که هیچ نوع غذایی چاق کننده نیست..هر میزان وهر موقع خوردن ربطی به اضافه وزن نداره..
مسافرت چاق کننده نیست..ولی گویا هنوز این مهم ها در ذهنم حسابی جا نیفتاده...با وجود اینهمه تکرار…
زیرا در موقع خوردن افکار قدیمی کم وبیش در ذهنم مرور میشود اما هر لحظه باخودم در حال تکرار فرمولهای صحیح هستم.بازم گویا تا روتین شدن این امر مهم نیاز به زمان دارم…
وفتی فکر کردم چطور بعد یازده ماه هنوز کوچکترین تغییری در جسمم نداشتم…زیرا خواه ناخواه کم وبیش یه کوچولو حواسم به شکمم هست..با اینکه سعی زیادی میکنم که کلا در آینه شکمم رو نبینم..ولی امان از دست این افکار اونم از جنس مزاحم..
به شخصه از پرخوری متنفرم و اگر تو خانواده ام یکی زیاد بخوره خیلی بدم میاد…و درست ومرتب و اندازه خوردن..و در آرامش بودن موقع غذا خوردن را از اصول اولیه تربیت وآداب معاشرت میدانم.
ولی خوب از آنجا که از هر چی بدت میاد به سرت میاد ..الان همسرم مداوم در حال ریزه خواریه…و منم که در حال غر زدن و یاد آوری پرستیژ غذا خوردن و آداب و رفتارهای صحیح اجتماعی.با اینکه تذکر دادید که اصلا توجه نکنم ولی هر کاری میکنم نمیتونم بی خیال باشم..زیرا قند ایشون مقداری بالاست..
که البته همین ها هم بی اثر نیست در تغییرات جسم.
به امید خدا روزی برسد که همزمان دارای افکار و رفتار صحیح در تمامی مراحل زندگی باشیم.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که راه رو نشونم میده
سلام به استاد عزیز و دوستان همراه
چقدر این فایل رو دوست داشتم استاد…یعنی کلا فایلهایی که توش یه مسیر و داستان روزمره و بیان تجربه واقعیه خیلی جذابه به نظرم و از نظر من توش کلی درسه…من اولین درسی که از این فایل گرفتم و تحسینتون کردم این بود که شما رفتار آدمها رو توی خوردن بررسی می کنین و با نهایت ادب و احترام و جوری که بد نباشه و ناراحت نشن باهاشون وارد گفتگو میشین و ازشون می پرسین و آگاهی کسب می کنین…بدون قضاوت کردن و فقط برای محکم کردن باورهای درستتون..این همون اصله که فقط دریافت آگاهی و تکرار و استمرار کافی نیست، باید آگاهی ها رو زندگی کرد…باید نمونه های درست و تایید کننده باورهای صحیح رو بهش توجه کرد و دید..این اولین و مهم ترین درس این فایل بود…واقعا ممنونم
درباره موضوعی که گفتین و سبک رفتاری این دو فرد باید بگم واقعا آشناست برام اینها و زیاد دیدم آدمهای لاغری که یه کوه پلو میخورن و لاغرن و خودم که قاشق قاشق پلو می ریختم و با حسرت و حتی کینه نسبت به اون فرد غذا می خوردم و چاق بودم…از یه جایی به بعد خودم رو مجبور کردم که به ظرف غذای کسی نگاه نکنم و به خوردن بقیه کاری نداشته باشم..چون یا اونهایی که کم میخوردن و حجم سالاد و سبزیجات توی ظرفشون بیشتر بود رو تحسین می کردم (حتی اگه طرف چاق هم بود) یا از دیدن بشقاب پر از برنج و خورش و غذای افراد لاغر حرص می خوردم و لجم می گرفت…حالا بماند که خب منم تحسین و توجه می گرفتم از اینجور کم غذا خوردنم (کامنتهای قبلیم) واقعا چقدر درست گفتین رفتار اشتباه، فکر درست : نتیجه درست…. رفتار درست، فکر اشتباه: نتیجه اشتباه …. اینه قدرت ذهن و فرمول های ذهنی و باورهای ذهنی..خدایا شکرت که این رو دیگه فهمیدم و دیگه خودم رو اسیر رفتارهای به ظاهر درست که الان دیگه می دونم فقط شوآف بود نمی کنم…چه فایده ۴ قاشق پلو و یه دیس سالاد و دو قاشق خورش بخوری و توجه و تحسین و لیبل با اراده و آفرین به تو و… بگیری اما ته ذهنت حسرت و افسوس و فحش به اونایی که میخورن و چاق نمیشن و … باشه؟ خب اینا یعنی ذهنت نپذیرفته که با این رفتار می تونی نتیجه بگیری!
از سفر و خوردن توی سفر هم که نگم..فکر کنم همه مون تجربه ش رو داریم..اینقدررررررر که بهمون گفته شده تغییر آب و هوا اشتها رو باز می کنه، تو سفر هرچی بخوری بیشتر می چسبه (اون قانون نانوشته که هرچیزی بیشتر بچسبه و ازش لذت بیشتر ببری چاقت می کنه) … اگه توی سفر بتونی رژیمت رو حفظ کنی هنر کردی، خدا بخیر بیاره برگشت و روی ترازو رفتن رو ….هرچی خوش بگذرونی توی سفر، بعدش از دماغت بیرون میاد و ……. همه اینا باعث میشد که واقعا هم توی سفر میل به خوردنم بیشتر باشه و هم بعدش عذاب وجدان چاق شدن داشته باشم و واقعا هم خب چاق میشدم…درصورتی که اینهمه آدم دور و برم هستن که سفر هم میرن و میان و انگار نه انگار … احساس گناه دادن بقیه هم که بماند!
ممنون استاد بابت این فایل عااالی و بیان این تجربه عینی…لطفا از این مدل بیشتر بذارین..خیلی ملموس تر و باورسازتره…برقرار باشید
نشان های دریافت شده
سلام🙂
چند روزی بود با خودم مرور میکردم کاش استاد یه لایو بذارن یا یه فایل آموزشی رایگان
انگار یه جورایی ما رو بدعادت کردین به طعم تازه فایلهای به روز …و امروز که دیدم استوری کردین سریع اومدم که ببینم.
استاد تمام این دوتا ماجرایی که تعریف کردین چقدر برای همه ما آشنا بود
افراد متناسبی که پرخوری میکنن و افراد چاقی که بسیار کم میخورن ولی چاقن …یا در یه سفر دو سه روزی چند کیلو اضافه وزن پیدا کردن…
خانواده من همگی چاقیم ..پدرم چاقی شکمی دارن ولی مادر و من و دو تا برادرها چاقی سر تا پا داریم..و از زمان نوجوانی من مادرم به دلایل مختلف مثل بیرون زدگی چند تا از دیسک کمر و…رژیم گرفتن ها رو شروع کردن و از نوجوانی من یادمه که پدرم بارها سر سفره به مادر میگفتن اینقدر نخور اینهمه برنج درست میکنی چرا…یا چرا بی تحرکی و پیاده روی نمیری….و مادرم هم که با اینکه غذاشون زیاد نبود همیشه عذاب وجدان داشتن که زیاد گرسنه میشن یا اراده ندارن رژیم رو نگه دارن با اینکه تا الان شاید ۱۰ ،۱۲ بار رژیم گرفتن و هربار هم ۱۰تا ۱۵ کیلو کم کردن ولی باز برگشته
ما بجه ها هم تا سن پایان سن دانشگاه و حتی بعد تر متناسب بودیم و کم کم به خاطر تکرار همین افکار و افکاری مثل چاقی ژنتیکی و افزایش سن و…چاق شدیم
الان هم هیچ کدوم از ما پرخور نیستیم و حجم غذاییمون به اندازه است ولی همواره از همین مقدار هم ترسیدیم و مدتها مقدار کمتر خوردیم که چاقتر نشیم
از دوران دانشکاه من یه دوستی دارم که از همون سالهای اول همواره در حال کم خوری و به قول خودش “رژیم سگی”(عذرخواهی میکنم )بود و موقعی که برای خودمون غذا میپختیم من یه بشقاب برای خودم میکشیدم ولی اون یه کف گیر کوچیک میکشید ولی بعد بارها و بارها میرفت از قابلمه دوباره میکشید …اون موقعه ها من متناسب بودم وبرام عجیب بود این رفتار و بارها بهش میگفتم که خوب از اول بریز توی بشقابت دیگه….
ولی همین رفتار رو من بعدها خودم تکرار میکردم(تاثیر ورودی دیدن یه رفتار اشتباه)و اول کم میکشیدم بعد میرفتم سر قابلمه و به نظرم یه جورایب هم خودمون رو فریب میدادیم و جالبه با فشار شکم هم دیگه از خوردن دست میکشیدیم و عذاب وجدان زیاد خوردن بعدش که دیگه همگی ازش به وفور خاطره داریم…. ایشون هنوز هم دائما در حال رژیم هستن و من بارها دیدم که برای خودش به مناسبت تولدش کیک پخته ولی اونو نخورده و داده همسایه هاش…..و همواره به قول یکی از دوستان در یک موج سینوسی در حال افزایش و کاهش وزن هست
بارها هم توی این مدت دیدم افراد چاقی که همزمان مهمان بودیم و خیلی کم ودر حد چند قاشق برنج غذا خوردن ولی تا حالا من لاغریشون رو ندیدم…
همیشه از محدودیت رژیم متنفر بودم و دوست داشتم در همه چی حتی در انتخاب مقدار و نوع غذام هم آزاد باشم برای همین نسبت به خیلی از دوستان کمتر از رژیمها استفاده کردم و ورزش رو ترجیح میدادم به کم خوری…
کاملا این حرفها رو درک میکنم و چقدر خوشحالم که هدایت شدیم به مسیری که هییییچ محدودیتی در کار نیست هیییییچ ورزشی نداره
به مرور تمام رفتارها و افکارمون تغییر کرده واز هر چیزی که میلمون میکشه به هر اندازه که نیازمون هست میخوریم و چقدر این آزادی لذت بخشه…
و من همیشه اینو میخواستم که از اسونترین راه متناسب بشم که خدا هدایتم کرد به این مسیر اسان و شگفتی ساز خدا رو هزار بار به خاطرش شاکرم
به قول استادی آگاهی که اتفاق بیوفته دیگه نمیشه بی خیالش شد الانم وقتی که همه ما متوجه شدیم که چاقی ما در ذهن و افکار ما است دیگه نمیتونیم فقط با تغییر در رفتار غذایی مثل برنامه های غذایی و برنامه های ورزشی به تناسب برسیم و تنها راه صحیح و درست لاغری با ذهنه که همه ما داریم در این مسیر پیش میریم 😍😍
نشان های دریافت شده
با یاد و نام خدا و با سلام خدمت استاد متناسب و دوستان هم مسیرم.
ممنون استاد بابت این فایل زیبا که آگاهی های خودتون را با ما به اشتراک میذارین و هر فایلی که شما ارائه میدید کلی نکته درونش هست و یا تکرار دانسته های قبلی هست که برامون تثبیت میشه.
درمورد افکار اشتباه و تاثیری که در ما میذارن چند نکته خواستم بگم یادمه ایام عید وتعطیلات اون وقتی مسافرت می رفتیم تموم انتظار من از خودم این بود که حالا توی این مسافرت و دید وبازدید من کلی وزن اضافه می کنم و چون همیشه تو رژیم بودم و قبلش کلی خودمو متناسب می کردم بعد از تعطیلات دو یاسه کیلو هم اضافه می کردم با این که همیشه مواظب خوردنم بودم ولی برعکس همسرم اعتقادش این بود که من توی مسافرت و رفتن خونه دیگران نظم خوردنم به هم میخوره و همیشه وزن کم می کنم و با این که می دیدم مثلا همسرم کلی تنقلات و… می خورد هیچوقت وزنی اصافه نمی کرد وکاملا متناسب بود.الان با این فایل تمام این موارد برام تثبیت شد.
خدا را شکر که آگاهی های من با شرکت در دوره لاغری افزایش پیدا کرد و دیگه اون افکار اشتباه را ندارم الان هم افکارم متناسبه و هم رفتار متناسبی دارم و با این که تو این شرایط کرونا همه خونه نشین شدیم و خیلیا از این شرایط ناراحتن که بیرون نمیرن، تحرکی ندارن، سالن ورزشی را کنار گذاشتن و تمام این عوامل را باعث چاقی خودشون می دونن اما هیچکدوم از این عوامل تاثیری در من نداشته و اتفاقا تموم لباس های سال قبل من تو تنم آزاد شده و خیلی متناسب تر از قبل شدم. این نتیجه بیشتر به افکار متناسبی که در ذهنم شکل گرفته مربوط میشه وقتی افکار متناسب باشن رفتار خودبه خود درست میشه و دیگه نمی تونی اون اشتباهات سابق را انجام بدی خدایا شکرت برای این همه آگاهی و این تناسب افکار.
ممنون از استاد عزیز و فایل های ارزشمندشون.
نشان های دریافت شده
سلام استاد ممنون از فایل زیباتون ، صبح حالمو عالی بود عالی تر کرد .
اون مثال دومی که زدین خیلی برام آشناست عین شو زندگی کردم مدت زیاد باترس غذا خوردم و چاق میشدم .
به لطف آموزشهای دوره رایگان شما کلی زندگیم تغییر کرده و منتظرم وارد دوره بشم و از آموزشهای بیشتری برخوردار بشم .
ولی در همین ۵ماه اینقدر حالم خوب بوده که دلم میخواد به همه بگم اینطور مسیری هست اینقدر خودتونو اذیت نکنید .
ولی متاسفانه بعضی در مدار حرفهای ما نیستند ولی دو تا ازدوستام که همراه شدند خیلی از من تشکرمیکنند و همیشه برایتان دعامیکنند .
به وضوح تغییر را در حرفها و زندگیشان حس میکنم چون باهم ارتباط،زیادی داریم میبینم دیگر از غصه خوردنهای الکی و غیبت کردنها خبری نیست .بیشتر باهم دیگه تبادل نظر میکنیم و حال همو خوب میکنیم و برای این کار بیشتر از فایلهای زندگی با طعم خدا استفاده میکنیم و نکات اصلی رو به هم دیگه گوشزد میکنیم و بارها شنیدم که میگویند تنشهای ما باشوهرو خانواده شوهر خیلی کم شده .خداروهزاران بارشکر
درصورتی که اوضاع الان طورییه که واقعا جایی ناراحتی و افسردگی زیاد دارد ولی خوشبختانه به لطف استاد ما به اینها خیلی کم توجه میکنیم .
زندگی خودم رو که استاد کامل تغییر دادین درخانه ایی که فایل ها مسخره والکی برداشت میشد .کار به جایی کشیده که دیروزی از تعداد کشته شدگان کرونا ناراحت بودم شوهرم میگه مگه خودت به ما نمیگین رعایت کنید ولی خودتونو درگیر اخبار کرونا نکنید.
من آدمی بودم که از قیافه خودم و هیکلم متنفر بودم وقتی کسی از من تعریف میکرد فکر میکردم داره من رو مسخره میکنه.حالا هرروز صبح به خودم درآینه صبح بخیر میگویم و ازاینکه خداوند موجودی اینگونه آفریده که به خودش آفرین گفته به خود میبالم و میگویم عاشقت هستم .ومیخواهم مرا ببخشید که سالیان سال ازش بیزار بودم حالا عاشقانه دوستش دارم .
همیشه چادر میپوشیدم که کمتر اندام من دیده شود و کمتر زشتی های هیکلم دیده شود طوری که سایه ام آزار دهنده بود .
ولی الان عاشق چادرم هستم وقتی میپوشم حس تناسب دارم اصلا هیچ چیزی از زشتی نمی بینم حتی سایه ام هم زیبا شده .چون ذهن من متناسب شده بااینکه هنوز وزنم بالاست ولی من متناسبم .
وقتی دوسال پیش فقط ۳کیلو اضافه وزن داشتم چون ذهنم چاق بود خودم رو چاق می بینم ولی الان بااین آموزشها از سایز۴۶ به ۴۴ آمدم ولی همین یک سایز اینقدر حال من رو عوض کرده که کیف میکنم .اصلا حس چاق بودن را نمیفهمم مگر جلو آینه بروم که بفهمم هنوز چاقم .
که بازم این جلو آینه رفتن من رو از خودم بیزار نمیکند بلکه عشق به خودم میدهم .
این دوست داشتن خودم باسالها مشاوره به دست نمی آمد .حالا با آموزشهای شما استاد عزیز می فهمم اول خودت را باید دوست داشته باشی یعنی چی ؟
قبلا میگفتن یعنی اینکه لباس قشنگ بپوشی تکه گوشت خوب را خودت بخوری و برای خودت تفریح و گردش کنی ….
پس چرا افراد زیادی این کارها رو انجام میدهند بازهم حالشان خوب نیست .
دوست داشتن خودت یعنی واقعااااا از خودت راضی باشی وقتی جلو آینه میروی به خودت ببالی ازاینکه مادر وهمسر هستی و وجودت برای خانه و خانواده ات، اساسی است خوشحال باشی .وقتی لباسی را میپوشی ازاینکه خداوند اندامی بی عیب و نقص به تو داده شکر کنی نه از پستی و بلندی های بدنت بنالی و بدنت رو سرزنش کنی ..من خودم رو دوست نداشتم ولی الان خودم رو لایق بهترینها میدانم و از خدایم بهترینها رو میخواهم .
نمی دانم چه اتفاقی افتاد که اینگونه شدم باید رمزش را از استاد اکسیر عشق بپرسیم .
بالذت ورزش میکنم و درخانه غر نمیزنم که چقدر بشورم و بسابم .یک فایل میگذارم و شروع میکنم و از پختن و فعالیت لذت میبرم .کاری که قبلا که انجام میدادم اینقدر غر میزدم که همه رو دیونه میکردم .
ناله و شکایتم خیلی کم شده سعی میکنم با فرزندانم بیشتر ارتباط برقرار کنم .
باورهایم در مورد مواد غذایی اینقدر تاثیر گذاشته که به خانواده ام سرایت کرده .مدتی هرچیزی غذا میپختم اضافه میامد خانواده ام میگفتن شاید برنجش خوبه .بعد که دقت کردم دیدم نهه بشقابهای دومی که میکشن دیگه نیست اینطور شد که من از دوپیمانه برنجم کم کردم .
.سرنقطه سیری مشکل داشتم اکثر وقتها دویاسه لقمه بیشتر میشد .و بهش فکرمیکردم .آخرش،به خودم گفتم بذار ذهنت درستش میکنه .الان توی نقطه سیری عالی شدم به راحتی به اندازه نیازم میخورم .
قبلا شیرینی دوست داشتم همیشه با ترس یکی رو میخوردم .اتفاق جالبی که برام سه روز پیش افتاد یکی از دوستان شیرینی برایم آورد که پر از شهد بود من یکی را برداشتم یک گاز کوچک زدم ولی اصلا دوست نداشتم اگر ادامه میدادم حالم بد میشد .بدون اینکه بقیه اش را بخورم انداختمش .
بعد که بقیه خوردند همه به به وچه چه کردن .من تعجب کردم پس چرا من خوشم نیامد .روز بعد که خواستم دوباره امتحان کنم تا سرجعبه رو باز کردم همون حالت برام تداعی شد .اصلا دیگه نخوردم و بهشم فکرم نکردم .ذهن من هرچیزی رو برای خوردن انتخاب نمیکنه .و بعضی وقتها از یک نیمرو یا نون وپنیر لذتی میبره که خدا میدونه .
استاد اینها گوشه کوچکی از زندگی من است که زندگیم زمین تا آسمان فرق،کرده .
همیشه دعا گوی شما هستم .
نشان های دریافت شده
بهتون تبریک می گم دوست عزیزم وادامه بدید واگه می تونید دوه ی ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کنید که عالی می شه چون اونقدر پر باره واونقدر بهتون انرژی وانگیزه می ده که نمی تونی ازش دل بکنی من دوسال می شه که این دوره رو تهیه کردم وو دوره بعدش رو هم تهه کردم وتا الان دو بار خود دوره رو انجام دادم ودوبار تکرارش رو انجام دادم والان دارم برای بار سوم تکرارش می کنم وهر بار که به فایلهاش گوش می دی بیشتر مشتاقتر می شی ودرکت ازش بهترمی شه وعملکردت بهتر می شه ومن از همون دوماه اول اجرای دوره لاغر شدم وهمین جور ادامه داشت وحتی توی بارداریم هم اضافه وزن زیادی نداشتم وبعداز زایمانم سریع وزنم کم شد وتحدی تغییر کردم که وقتی بعداز مرخصی زایمان برگشتم سر کار همه شگت زده شد از لاغریم وهمه فکر می کنن با ورزش ورژیم سخت لاغر شدم همه بهم می گن خیلی خوشکلتر وجوانتر شدی وحداقل نتیجه است پس ادامه بدید خیلی زندگیتون متحول می شه
نشان های دریافت شده
سلام دوست خوبم
خدارو هزاران بارشکر من دوره رو تهیه کردم والان در هفته ششم هستم .یکی از عاقلانه ترین کارهای که کردم این بود که برای روح وجانم فایل ها رو خریدم .اینقدر ازشون لذت میبرم که اصلا اصلا پولش برام مهم نیست حتی بعد خرید من استاد تخفیف ۴۰ درصد گذاشتن .اینقدر برام عزیز و آگاهی بخش هستند که اهمیتی ندادم و تازه غصه میخورم کاش زودتر خریده بودم .
من هم مثل شما عزیز،توصیه میکنم حتما دوره رو بخرید میتونیم از یک سری،خرجهای بیهوده صرفه نظر کنیم و فایلهای ارزشمند رو بخریم .این حرفها رو برای خوش باشی پیش استاد نمیزنم برای خودمون میگم .
من ابتدای ورود فکر نمی کردم هیچ دوره ایی بخرم ولی تا الان ۵ دوره رو خریدم و حتما بقیه رو هم به مرور میخرم .چون خودم رو دوست دارم میخواهم برای خودم هدیه ارزشمند بخرم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
چه فایل قشنگی خیلی از دیدنش لذت بردم
باورهایی که با شرکت در دوره لاغری با ذهن به دست آورده ام را تائید کرد
من گاهی اوقات با همسرم راجع به این آموزشها حرف میزنم زمانیکه می بینم او بیشتر سالاد میخورد تا بتواند کمتر غذا بخورد
همسر من به تازگی شروع به چاق شدن کرده است و این از شکمش شروع شده است
حالا علت چاق شدنش چیست؟
او تا چند ماه گذشته هفته ای دو بار و هر بار دو ساعت والیبال بازی میکرد و اینرا علت چاق نشدنش میدانست
الان که به خاطر محدودیتهای دور هم جمع شدن بخاطر رواج ویروس کرونا ورزش والیبال او کنسل شده است به این باور رسیده است که چاق شدنش طبیعی است و باید با کم غذا خوردن آنرا کنترل کند
البته من به او میگویم که چون تو این باور را داری مهم نیست که چقدر غذایت را کم کنی باز هم چاق میشوی
ولی خوب او در مداری که من هستم نیست و آموزشهای که من دیده ام را ندیده است و طبق روال باورهایی که در جامعه هست که ورود انرژی به بدنت را کم کن و سوخت آنرا زیاد تا چاق نشوی عمل میکند
خیلی جالب است که او متناسب بود ولی دارد چاق میشود و من هم چاق بودم و هم اضافه وزن داشتم دارم آهسته و پیوسته به سمت متناسب شدن حرکت میکنم
آفرین به من و به همه دوستانم که در این مسیر زیبا حرکت میکنیم
ممنونم از استاد عزیزمان که این دوره شگفت انگیز را با هدایت خداوند مهربان تهیه کرده اند و خدای مهربان ما را به مسیر دریافت آن راهنمایی کرده است 🙏🙏🤲🤲❤❤