اگر نوجوانی در خانهتان دارید که هر روز با بیحوصلگی، اضطراب، یا اضافهوزن دستوپنجه نرم میکند، بدانید که تنها نیستید.
چاقی و افسردگی دو تا از شایعترین بحرانهایی هستند که این روزها نوجوانان کشور ما با آنها روبهرو هستند.
دو دشمن خاموش که نه فقط سلامت جسم، بلکه روح و روان فرزندمان را نشانه گرفتهاند.
اما واقعاً این دو چه ربطی به هم دارند؟
آیا چاقی میتواند باعث افسردگی شود؟ یا افسردگی باعث چاقی؟
در این مقاله میخواهیم از نگاه علمی، ذهنی و حتی خانوادگی به این موضوع بپردازیم و ببینیم چطور میتوان این چرخهی تلخ را تغییر داد.
🧠 چاقی فقط چربی نیست، فشار روانی هم هست
تعریف سادهی چاقی اینه: تجمع بیش از حد چربی در بدن. اما واقعیتش؟ توی دنیای نوجوانها، چاقی فقط چربی نیست؛ یه ترکیب پیچیدهست از نگاههای سنگین همکلاسیها، لباسهایی که دیگه اندازه نمیشن، عکسهایی که پاک میشن چون “خیلی بده توش افتادم” و اون صدای توی ذهن که مدام تکرار میکنه: «تو خوب نیستی…»
اینجاست که چاقی و افسردگی با هم وارد صحنه میشن، مثل دو همدست قدیمی.
وقتی یک نوجوان اضافهوزن داره، بیشتر از سایر همسنوسالهای متناسبش، درگیر احساس شرمندگی، طردشدگی، اضطراب و ناامیدی میشه.
📚 مطالعات علمی بارها نشون دادن که چاقی در نوجوانان، رابطهی مستقیمی با اختلالات روانشناختی از جمله افسردگی داره.
در یک پژوهش مهم، نوجوانان چاق نسبت به همسالان با وزن نرمال، تا ۳ برابر بیشتر در معرض علائم افسردگی بودن. چرا؟ چون اونها دائماً زیر ذرهبین قضاوت، تمسخر یا حتی دلسوزیهای آزاردهنده هستن.
مطالعه صورت گرفته درباره “چاقی و افسردگی در کودکان و نوجوانان“ به بررسی ارتباط میان چاقی و اختلالات روانی مانند اضطراب و افسردگی در کودکان و نوجوانان میپردازد. در این مطالعه، پژوهشگران به تحلیل دادههای مربوط به بیش از ۲۰۰۰ کودک و نوجوان پرداختهاند و نتایج بهطور واضح نشان میدهند که چاقی با افزایش خطر ابتلا به اضطراب و افسردگی مرتبط است.
نکات اصلی مقاله:
- افزایش خطر اختلالات روانی: نوجوانان چاق بهطور قابلتوجهی بیشتر از همسالان خود با وزن نرمال، در معرض ابتلا به اضطراب و افسردگی قرار دارند. این وضعیت در دختران نوجوان با چاقی بیشتر از پسران دیده میشود.
- علتهای روانشناختی: یکی از دلایل عمده این اختلالات روانی، فشارهای اجتماعی است که شامل تمسخر، قضاوتهای منفی، و حتی دلسوزیهای آزاردهنده بهخاطر اضافهوزن است. این فشارهای روانی میتوانند منجر به احساسات منفی و اضطراب و در نهایت چاقی و افسردگی شوند.
- تأثیرات طولانیمدت: اختلالات روانی در نوجوانان چاق میتوانند بر کیفیت زندگی و سلامت عمومی آنها تأثیر منفی بگذارند و به مشکلات در زندگی اجتماعی و تحصیلی منجر شوند.
- اهمیت مداخلات روانشناختی: پژوهشگران توصیه میکنند که علاوه بر درمانهای جسمی برای چاقی، نیاز به حمایتهای روانی و درمانهای تخصصی برای کاهش علائم چاقی و افسردگی در این گروه از نوجوانان نیز ضروری است.
چاقی در نوجوانان نهتنها تأثیرات جسمی بلکه اثرات روانی جدی بهدنبال دارد. چاقی و افسردگی باید بهطور همزمان با راه حل های ذهنی و جسمی مورد توجه قرار گیرند تا نوجوانان بتوانند بهطور مؤثری با چالشهای خود مقابله کنند و به سلامت روان و جسمی دست یابند.
چاقی برای خیلی از نوجوانها، فقط یه موضوع فیزیکی نیست؛ بلکه یه حملهی تمامعیار به عزتنفسه.
حس میکنن بدنشون باعث شده که از بقیه عقب بمونن، تو مهمونیها تو چشم نباشن، یا حتی توی روابط دوستانه طرد بشن.
این احساسات کمکم مثل تار عنکبوت، ذهنشون رو میگیره و چیزی به اسم افسردگی توی وجودشون ریشه میدونه.
✳️ وقتی از چاقی و افسردگی نوجوانان حرف میزنیم، باید بدونیم این فقط دربارهی خوردن زیاد یا کمتحرکی نیست؛ این یه زنجیرهی پیچیدهست که از باورهای ذهنی، تجربههای اجتماعی، فشارهای بیرونی و درونی تغذیه میکنه.
و تا زمانی که فقط به عدد روی ترازو نگاه میکنیم، اصل ماجرا یعنی زخمهای روانی ناشی از چاقی و افسردگی، بیدرمان باقی میمونه.

🔍 چرا چاقی به افسردگی ختم میشود؟
وقتی دربارهی نوجوانان چاق صحبت میکنیم، باید خیلی فراتر از ظاهر قضیه رو ببینیم. چاقی فقط یعنی خوردن بیشتر یا تحرک کمتر؟ نه دقیقاً.
در واقع، چاقی و افسردگی توی نوجوانها یک چرخهی دردناک میسازن که هر کدوم، عامل و معلول اون یکی میشن.
✅ تحقیقات نشون میده که نوجوانان چاق، بهطور قابل توجهی بیشتر در معرض افسردگی، اضطراب، احساس طردشدگی و اختلال در روابط اجتماعی قرار دارن.
وقتی یک نوجوان دائم از طرف اطرافیان بابت ظاهرش قضاوت میشه، حس بیارزشی بهش دست میده. وقتی لباسهای دلخواهش اندازه نیست یا توی جمع حس میکنه “اضافیه”، عزتنفسش ترک برمیداره.
اینجا دقیقاً جاییه که افسردگی مثل یه غبار پنهان، کمکم ذهنش رو میپوشونه و فرد در نوجوانی گرفتار چاقی و افسردگی می شه.
📉 نوجوانی که خودش رو با بقیه مقایسه میکنه و همیشه بازندهست، ممکنه کمکم دست از تلاش برداره. نه فقط برای کاهش وزن، بلکه حتی برای موفقیت، ارتباط، یا لذت بردن از زندگی. این بیانگیزگی یکی از نشانههای افسردگیه.
حالا این نکته رو داشته باش: خود افسردگی هم ممکنه باعث پرخوری و کمتحرکی بشه. یعنی کسی که افسردهست، ممکنه برای فرار از ناراحتی، سراغ خوردنهای هیجانی یا پنهانی بره.
و این یعنی وزنش بیشتر میشه… و دوباره احساس بدتر… و دوباره خوردن… و دوباره چاقی… و دوباره افسردگی.
🎢 یه چرخهی باطل تمامعیار!
پس اگه نوجوانی درگیر اضافهوزنه، خیلی مهمه فقط به برنامهی غذایی نگاه نکنیم.
بلکه باید ذهن، احساسات، باورها، تجربههای اجتماعی و فشارهای درونی اون نوجوان رو هم ببینیم.
🔑 راه حل رهایی از چاقی و افسردگی چیه؟ آموزش. آگاهی. تغییر زاویهی دید.
وقتی خانوادهها و خود نوجوانها یاد بگیرن که چاقی فقط یک “مسئلهی فیزیکی” نیست، میتونن برای درمان، هم ذهن و هم جسم رو درگیر کنن. مخصوصاً اگر بدونن ذهن، نقش اول ماجرای چاقی و افسردگی رو بازی میکنه.

🍔 ریشهی چاقی نوجوانان از کجاست؟
شاید تلخ باشه، اما حقیقتیه که باید باهاش روبهرو بشیم:
در بیشتر مواقع، چاقی نوجوانان، آینهایه از الگوهای ذهنی و رفتاری پدر و مادرشونه.
نه اینکه والدین بخوان بچهشون چاق بشه! ولی وقتی خودمون هنوز درگیر پرخوری، رژیمهای ناکارآمد، یا ذهنیت «همیشه گرسنه» هستیم، چطور انتظار داریم فرزندمون مسیر متفاوتی رو بره؟
🔁 بچهها از حرفهامون یاد نمیگیرن، از رفتارمون یاد میگیرن.
اگه ما جلوی بچههامون بگیم “دیگه نباید شیرینی بخوری”، ولی خودمون شبها یواشکی سر یخچال بریم، یا هر بار که چای می خورم یه تکه شیرینی هم باهش می خوریم، بچههامون دقیقاً همون مسیر رو میرن.
اگر ما همیشه دربارهی اضافهوزنمون ناله میکنیم، ولی هیچوقت واقعاً ذهنمون رو برای تغییر آماده نمیکنیم، اونها هم همون سردرگمی رو به ارث میبرن.
🧠 اما نکتهی کلیدی اینجاست: ذهن قابل برنامهریزیه.
وقتی پدر یا مادری بتونه ذهن خودش رو برای تناسب و آرامش بازسازی کنه، نه فقط خودش از چرخهی چاقی بیرون میاد، بلکه فرزندش هم مثل یک آینهی کوچک، شروع به بازتاب این تغییرات میکنه.
📊 گزارشهایی که از شرکتکنندگان دورههای لاغری ذهنی دریافت شده، نشون میده:
✨ والدینی که بدون فشار و زور، فقط با تغییر رفتار خودشون، عادتهای غذاییشون رو اصلاح کردن، شاهد تغییر کاملاً ناخودآگاه در سبک خوردن و زندگی بچههاشون بودن.
یعنی بدون «بچهجون رژیم بگیر!» بدون «اگه چاق بمونی، هیچکس دوستت نداره!» فقط با تغییر واقعی در ذهن و رفتار خودشون، فرزندشون هم به سمت تناسب کشیده شده.
🧩 راز این اتفاق سادهست ولی مهم: انرژی ذهن والدین، فضای روانی خونه رو شکل میده.
وقتی ذهن مادر یا پدر، آرام، آگاه و متناسب بشه، دیگه خبری از درگیریهای همیشگی سر غذا نیست. دیگه غذا، دشمن نیست. خوردن، گناه نیست.
در نتیجه، کودک یا نوجوان هم نه با زور، بلکه با درک و الگو، وارد مسیر جدید میشه.
🎯 پس اگه فرزندی داری که اضافهوزن داره و نگران آیندهش یا گرفتار شدنش به چاقی و افسردگی هستی، اول به خودت نگاه کن.
نه برای سرزنش! بلکه برای آغاز یه تغییر بزرگ. چون وقتی تو شروع کنی، اونم دنبالت میاد… بدون اینکه بخوای دستش رو بکشی.

😔 وقتی چاقی، فرزندتان را از جمع دوستان دور میکند
نوجوانی که احساس میکند «با بقیه فرق دارد» فقط درگیر اضافهوزن نیست، بلکه دارد با درد نادیدهگرفتهشدن، قضاوتشدن و طرد اجتماعی هم دستوپنجه نرم میکند. این همان نقطهایست که چاقی و افسردگی دست به دست هم میدهند و نوجوان را از دنیای رنگارنگ دوستیها و هیجانات زندگی نوجوانی بیرون میکشند.
🚫 دیگر خبری از فوتبال با بچهها نیست…
🚫 دیگر سر و صدای خنده در مهمانیها شنیده نمیشود…
🚫 و دفتر خاطرات پر میشود از جملاتی مثل «هیچکس دوستم نداره» یا «کاش لاغر بودم…».
به زبان سادهتر، این اتفاقات رخ میدهد:
➖ کمتحرکی بیشتر میشود: نوجوانی که از جمعها فاصله میگیرد، تحرک طبیعی روزانهاش را از دست میدهد. این یعنی کالری بیشتر و تحرک کمتر، و این یعنی ادامهی چرخهی چاقی.
➖ ارتباطات اجتماعی کمتر میشود: نداشتن دوستان نزدیک، یعنی نبود حس تعلق. و حس تعلق یکی از نیازهای بنیادین روان انسانهاست. وقتی این نیاز برآورده نشود، افسردگی پنهانی و بیصدایی شروع به ریشه دواندن میکند.
➖ حس بیارزشی بیشتر میشود: هر بار که نوجوان خودش را با دیگران مقایسه میکند، و خودش را بازندهی این مقایسه میبیند، عزتنفسش آب میرود. و این حس بیارزشی، بنزینیست برای شعلهورتر شدن آتش افسردگی.
➖ و چرخهی چاقی و افسردگی شدت میگیرد: هر چه نوجوان افسردهتر میشود، بیشتر در اتاقش میماند، کمتر تحرک دارد، بیشتر غذا میخورد و کمتر میخندد. و این دور باطل، بدون دخالت ذهنآگاه والدین، گاهی تا سالها ادامه پیدا میکند.
😡 گاهی هم این فشار روانی به شکل دیگری خودش را نشان میدهد:
واکنش نوجوان ممکن است پرخاشگری، خشم، تمایل به گوشهنشینی، یا حتی حسادت به همکلاسیهای متناسب باشد. چون در ذهنش، دیگران لایق شادیاند و خودش نه. و اینجاست که چاقی دیگر فقط یک موضوع فیزیکی نیست، بلکه بهطور مستقیم با افسردگی نوجوان گره میخورد.
🧠 راهحل چیست؟
اولین و مهمترین قدم، درک عمیق این پیوند میان چاقی و افسردگی است.
و بعد از آن، شروع تغییر ذهنی، نه فقط برای نوجوان، بلکه برای والدین. چون ذهن یک نوجوان در حال رشد، به آرامی از ذهن والدین الگو میگیرد. تغییر شما، میتواند نجات او باشد.
🧩 کلید حل ماجرا؛ نقش والدین در درمان چاقی ذهنی
اینجا یک حقیقت مهم را باید بپذیریم:
🔑 والدینی که باورها، عادتها و الگوهای ذهنی چاقکنندهی خودشان را اصلاح میکنند، بیشترین شانس را دارند که فرزند متناسب، سالم و شادابی تربیت کنند.
بله، درست شنیدید: «چاقی ذهنی» فقط برای بچهها نیست. این ذهن پدر و مادرهاست که اغلب منبع پنهان اضافهوزن فرزندشان است. چون فرزندان بیشتر از آنکه به حرفهای ما گوش بدهند، رفتارهای ما را تماشا و تکرار میکنند.
📺 اگر مادر هنگام غذا خوردن، دائم در حال شمردن کالریها و غر زدن بابت چاقیاش باشد…
📺 اگر پدر با هر اضافهوزن، احساس شکست کند و رژیمهای سخت را یکی پس از دیگری شروع کند…
📺 اگر خانوادهای از خوردن لذت نبرد و همیشه با اضطراب و احساس گناه غذا بخورد…
📌 نتیجهاش میشود ذهن نوجوانی که از بدن خودش میترسد، با غذا رابطهی احساسی و پرتنش دارد، و هر بار که به آینه نگاه میکند، حس ناکافی بودن به سراغش میآید. این یعنی چاقی ذهنی، حتی اگر هنوز چربیهای جسمی ظاهر نشده باشند.
🌱 اما حالا تصور کنید:
شما بهعنوان پدر یا مادر، یاد بگیرید با غذای خودتان صلح کنید.
به بدنتان احترام بگذارید.
از خوردن با آگاهی لذت ببرید، بدون افراط یا سرزنش.
حرکت را تبدیل به بخشی از زندگی شاد و نه مجازاتِ کالری کنید.
🪞 این تصویر در ذهن فرزندتان ثبت میشود. و کمکم، بدون فشار، بدون رژیم، بدون شمردن لقمهها، او هم الگوی رفتاری شما را دنبال میکند. این یعنی آغاز درمان چاقی ذهنی از ریشه.
🧠 چاقی ذهنی یک مفهوم ساده است اما اثرگذار: یعنی قبل از تغییر جسم، باید ذهن را برای تناسب آماده کرد.
و چهکسی بهتر از والدین میتواند این تغییر را آغاز کند؟
💬 شاید فرزندتان هنوز آمادگی تغییر نداشته باشد، اما شما میتوانید با اصلاح ذهن خود، بذر تناسب را در وجود او بکارید.
🎓 یک تصمیم برای خودت، یک هدیه برای فرزندت
اگر تا اینجای مقاله را خواندی، احتمالاً تو هم مثل بسیاری از پدر و مادرها نگران سلامت جسم و روان فرزندت هستی. اما خبر خوب این است: لازم نیست برای تغییر او را تحت فشار بگذاری؛ کافیست خودت شروع کنی.
در دورههای ذهنی «تناسب فکری»، ما یاد میگیریم:
✨ چطور ذهنمان را از باورهای چاقکننده پاکسازی کنیم
✨ چطور بدون رژیم و محرومیت، با ذهنی سالم و آرام به سمت تناسب برویم
✨ و مهمتر از همه، چطور الگوی جذاب و الهامبخشی برای فرزندانمان باشیم
این دورهها فقط دربارهی کاهش وزن نیستند؛ دربارهی احیای رابطه با خود، غذا و بدن هستند. دربارهی تبدیل شدن به پدر و مادری که کودکشان را با عشق، آگاهی و آزادی از چرخهی چاقی ذهنی نجات میدهد.
📌 شاید باورت نشود، اما بارها دیدهایم که با تغییر ذهن مادر یا پدر، فرزندان هم بیهیچ اجبار و نصیحتی از طرف والدین، تغییر کردهاند.
پس اگر آمادهای که اولین قدم را برداری، همین حالا به دورههای ما سر بزن و مسیر جدیدی را آغاز کن.
نه فقط برای خودت، بلکه برای آیندهی کسی که از همه بیشتر دوستش داری 💛
🌱 جمعبندی؛ از ذهن شروع کن، از جسم نتیجه بگیر
چاقی و افسردگی در نوجوانان، دو روی یک سکهاند. برای درمان پایدار، فقط وزن را هدف نگیر؛ به باورها، احساسات، رفتارها و الگوسازی ذهنی توجه کن.
اگر میخواهی فرزندت متناسب و شاداب باشد، اول باید خودت به این مسیر قدم بگذاری.
❗ با آموزش ذهن برای تناسب، فقط ظاهر را تغییر نمیدهیم، بلکه احساس ارزشمندی، رضایت از خود، و رابطهی درست با غذا را هم میسازیم.
✍️ حالا نوبت توئه!
اگر نوجوانی در خانه دارید، دوست داریم نظر شما رو بدونیم:
- چه تجربههایی در مواجهه با چاقی یا افسردگی فرزندتون داشتید؟
- چه کارهایی به نظرتون مؤثر بودن یا برعکس، اوضاع رو بدتر کردن؟
- آیا تا حالا سعی کردید ذهن خودتون رو تغییر بدید تا به فرزندتون کمک کنید؟
نظرتون رو با ما و بقیه خوانندهها به اشتراک بذارید 👇
همین پایین، در بخش دیدگاهها بنویسید. شاید فقط چند جمله از شما، الهامبخش والدین دیگهای باشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.59 از 32 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام من خودم چاق بودم چقدرافسرده میشدم حالم بدعصبی وکلافه حرف اطرافیان ازیک طرف کلا چاقی انگاریجورایی ارامش رو میگیره ما فقط عادت کرده بودیم به خوردن کسی نبودبگه فلانی روذهنت کارکن متناسب میشی فقط گفتن کم بخورورزش کن جسم رو تحت فشارمیزاشتیم مادرها ازکودکی به بچه زیادخوردن رویادمیدن فکرمیکنن هرچی بیشتربخورن بچه چاق باشه انگاربهترچون میگن نگاه بپه فلانی چه تپل هست تپل بودن نشانه سلامت نیست لاعرباشه ولی سالم باشه بمن میگن بچت چرا زیادنمیخوره لاعره میگم به اندازه میخوره همینکه سالم هست خداروشکر دکترگفت بچه سلامتش مهمه همین بچه هایتپل بزرگ میشن چقدر تواجتماع زجرمیکشن چقدرموردتمسخرقرارمیگیرن چقدرباعث افسردی ودوری کردن ازجمع ها گاهی ترک تحصیل دنبال نکردن علاقه هاشون من خودم تجربه چاقی داشتم که چقدرحرفهاشنیدم تایک دخترچاق میدیدن میگفتن پسراازدخترچاق خوششون نمیادهمه دنبال خوش هیکل هستن اولین حرف همین متناسب شدنه بودن بودن افرادی بخاطرحرف اطرافیان برااینکه لاعرکنن وبهشون نشون بدن دست به چه کارهای خطرناکی میزدن متاسفانه اصلا باچاق هابرخوردخوبی نمیشه همیشه نگاههای مسخره کننده وتیکه وطعنه وباعث منزوی کردن انها میکنن ومن خودم خداروشاکرم باسایت تناسب فکری اشناشدم وازشرچاقی تاحدودی راحت شدم وبازهم شاگرداین سایت میمونم تامتناسب بمونم وازنگاها وحرفهاراحت شدم ارامش دارم
سلام استاد
من خودم از بچگی چاق بودم و همیشه با باورهای اشتباه که ما ارثی چاق هستیم خودم را تنبیه می کردم و با هر روشی هم که می خواستم لاغر بشم بعد از مدتی که رنج مسیر از سود آن بیشتر می شد رها می کردم و این باور اشتباه در ذهن من تقویت می شد و من هرگز لاغر نمی شدم چون خودم را یک قربانی برای چاقی تا پایان عمر می دیدم
من دارای ۴ فرزند هستم ۳ پسر و یک دختر و همسرم کاملا متناسب است و کل طایفه ی آنها را بگردی یک فرد چاق پیدا نمی کنی همه متناسب و جالبه اصلا هم چاقی را دوست ندارند ولی همه چیز میخورند و چاق نمی شوند چون ذهن آنها فرمول درستی دارد همسر من وقتی ازدواج کرد ۵۶ کیلو بود و الان بعد از ۲۵ سال زندگی مشترک الان با وزن ۵۹ شده و جالبه گاهی مواقع بیشتر از من هم میخوره خداراشکر ۳ تا از فرزندانم متناسب هستند ولی فرزند کوچک من داره اضافه وزن میاره و امسال میره اول ابتدایی و واقعا هم زیاد غذا میخوره و در منزل بهش میگن تو به مامان رفتی و چاق میشوی و گاهی پسرم با لحن بچگی خودش میگه مامان من هنوز چاق نشدم تا اندازه تو بشم و من بارها بهش میگم چاقی خوب نیست و کمتر بخور ولی باباش میگه اذیتش نکن بچه فعالیت داره و سوخت میشه خیلی تحرک داره و اصلا روی زمین بند نمیشه ولی موقع غذاخوردن دیدم بیشتر غذا را قورت میده و بارها بهش تذکر دادم ولی هنوز متوجه وخامت چاقی نمیشه که چه عوارضی از نظر روحی و روانی داره . بهم میگن بفرستش ورزش ولی باشگاه نزدیک منزل نیست و چون در این سایت یاد گرفتم رفع چاقی با تغییر دادن فرمول ذهنی است نه با ورزش برای همین اصراری ندارم بره ورزش
و دراین فایل یاد گرفتم که دیگه بهش تذکر ندم من وقتی خودم یاد بگیرم که فرمولهای ذهنم را تغییر بدهم و با رفتار و نوع خوردنم به فرزندم آموزش بدم که در هنگام مواجهه شدن با مواد غذایی چه رفتاری داشته باشم اوهم بدون استرس این رفتار را یاد میگیره و کم کم متناسب میشه و نحوه درست غذا خوردن را یاد میگیره چون چاقی و افسردگی ۲ روی سکه هستند ووقتی ما چاقی را درمان کنیم کم کم افسردگی و بی اعتمادی هم در ما از بین می رود
استاد ممنون از شما که دراین فایل راه درست رفتار کردن با چاقی نوجوانان را توضیح دادید و ما نباید با فشار و سرزنش آنها را از چاقی دور کنیم چون دقیقا نتیجه عکس میده و بچه ها چاقتر و افسرده تر می شوند و چاقی در آن گسترش می يابد ما باید با تغییر فرمولهای ذهنی از چاقی به لاغری آنها را به مسیر درست متناسب شدن راهنمایی کنیم با تشکر
به نام خدایی که در این نزدیکیست
سلام 👋 ✋️ 🖐
چاقی و افسردگی در نوجوانان
تمرین آموزشی ✍️✍️✍️
اول از هرچیز باید بگم که از خوندن نوشته های این بخش همراه با گوش دادن به موزیک لذت بردم و ازشون درس گرفتم
چند روز که ذهنم درگیر اینه که ای کاش استاد در مورد چاقی بچه ها تو سایت مطالب آموزشی بزاره و امروز با دیدن این بخش خیلی ☺️ شدم
من خودم چاقیم بعد از ازدواج شروع شد که بارها تو دیدگاههایی که بخش های مختلف نوشتم دلیل و علت شو توضیح دادم
من سه تا بچه دارم دو تا دختر و یه دونه پسر دو تا دخترام و همسرم لاغر و متناسب و خوش اندام هستد ولی پسرم که ۸ سالشه تپل و چاقه و حتی خیلی هم اضافه وزن داره فکر کنم تقریبا ۶۴ کیلو باشه و من از بابت این موضوع خیلی ناراحتم چون بعضی وقتا همسرم و دختر بزرگم و اطرافیان مخصوصا خانواده همسرم با رفتار و حرفا و اعمالشون خیلی ناراحتم میکنن مثلا همسرم همیشه میگه و حتی جلو بقیه بیان میکنه که مادرش مقصره چون معتقده که من وقتی پسرم غذا زیاد میخوره هیچی بهش نمیگم ویا همسرم و دختر بزرگم خیلی دوست دارند که بچه رژیم غدایی بگیره و یا ورزشای سخت انجام بده ولی من اجازه نمیدم چون تو این چند سالی که عضو سایت بودم یاد گرفتم که واسه پیدا کردن علت چاقی باید تو ذهن فرد چاق و بگردی نه بشقاب غذاش و فشار وارد کردن روی جسمش ولی اونا اصلا با حرفای من موافق نیستند و میگن این حرفا همه چرت و پرته واسه لاغر شدن باید کمتر بخوری و بیشتر تحرک داشته باشی تا عرق بریزی و چربیات اب بشه وگرنه خبری از لاغر شدن نیست بقیه حرفام همش کشکه و چون تو خونه مون ترازو داریم هر چند روز یکبار بچه رو میبرن رو ترازو وزن میکنن و با دیدن عدد روی ترازو کلی بچه رو سرزنش میکنن و من میبینم که بچه خیلی ناراحت میشه و حتی بعضی مواقع بغض میکنه و یواش گریه میکنه و من از این شرایط خیلی ناراحتم و رنج میکشم یا سر سفره به من تذکر میدن که واسه نیما غذا کم بکش و پسرم همیشه ناراحت میشه میگه شما با غذا خوردن من چیکار دارید ومن بهش میگم که پسرم عزیزم غذا خوردن به اندازه نیاز بدنت تو رو چاق نمیکنه حتی واسه بدنت مفیده اون اضافه خوردن های بیمورد و بیموقع زمانی که سیری و گرسنه نیستی الکی در حال خوردنی اونا آدم و چاق میکنه الان جدیدا وقتی بقیه بهش چیزی در مورد غذا خوردن میگن میگه مامانی گفته غذا آدم و چاق نمیکنه، غذا خوردن ترس نداره ، غذا نعمت خداست حرفای شما آدم و چاق میکنه راستش یه بار که این حرف و به باباش گفت زیر دلم خندم گرفت و خوشحالم شدم که ذهنش حرف مو پذیرفته این تابستونم کلاس فوتبال ثبت نامش کردیم و ورزش میکنه باباش و ابجیش مرتب بهش میکن سعی کن زیاد بدوی تا زیاد عرق بریزی و چربیات زود اب بشن تا زود لاغر بشی ولی من موقعی که دارم لباساشو تنش میکنم بهش میگم عرق ریختن زیاد آدم و لاغر نمیکنه سعی کن این تایمی که داری ورزش میکنی از بازیت لذت ببری و به این فکر کن که ورزش کردن واسه سلامتی خیلی مفیده باعث میشه که تو قوی و شاد و سالم و خوش اندام بشی و بعد میبوسمش و بهش میگم که تو چه چاق باشی و چه لاغر باشی واسه ما دوست داشتنی و ارزشمندی ولی باید همیشه حواست به سلامتیت باشه و سعی کن وقتی سیری الکی حله و حوله نخوری چون اون موقع بدنت به خوراکی نیاز نداره و بعد میفرستمش کلاس اینا چیزایی که تجربه کردم واز سایت یاد گرفتم و سعی میکنم که به پسرم منتقل کنم و امروز یاد گرفتم و قبول دارم تغییرات باید از والدین شروع بشه تا به بچه ها منتقل بشه اینم بگم اوایل که من تازه عضو سایت شده بودم خودم به شدت چاق بودم اون موقع ۷۵ کیلو بودم ولی الان ۶۵ کیلو هستم و تا وزن ایده الم که ۶۰ کیلو هست فاصله کمی دارم و در این چند سال اصلا اضافه وزن نداشتم اون زمان دختر بزرگم هم تپل بود و اصلا حتی یه فایل هم گوش نداده فقط چیزایی که من یاد گرفتم بهش توضیح دادم و در مدت یه ماه به شدت لاغر شد اونقد لاغر که همه شوکه شدند الان ۵۰ کیلو شده اونم تو این چندسال مثل من اصلا افزایش وزن نداشته حتی به نظر من هرروز لاغرتر میشه با اینکه اصلا باشگاه هم نمیره و هرچیم که دلش بخواد میخوره ولی بازم با حرفای باباش موافقه و این باعث تعجب منه
امیدوارم که روزی برسه که همه با قدرت ذهن در زمینه تناسب اندام و همه جنبه های زندگی آشنا بشن و ریشه چاقی از جهان برداشته و همه شاد و سلامت باشن
با تشکر از راهنمایی های استاد گرامی و سایت خوب و پر محتوای تناسب فکری
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن تغییر کردن و خلق کردن
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
میدونید استاد من یه نوجوان در خانه دارم دقیقا همین طور چاق شد که شما فرمودید
من زمانیکه ایشون بدنیا اومد چاق شدم ایشون ۷ سالشون شد چاقیشون شروع شد ابتدا فقط تابستانها بعد از دو الی سه سال کلا در طول سال چاقتر میشد
دقیقا اینجوری من هیچ وقت از خوردن لذت نمیبردم غذا میخوردم ولی بقول معروف کوفتم میشد کلی بعدش سرزنش تحقیر بود که حالا پیتزا خوردی بعد میگی چرا چاقتر شدم
و این درباره بیشتر غذاها رایج بود دیگه تازه یه بستنی میخوردی یا یه بیسکویت چیزی هم میخوردم هم بود
دخترم ترس در او ایجاد شد که مبادا منم مثل مامانم چاق بشم و اول تابستونها بود دیگه اطرافیان هم میگفتن آره میبینی ساحل تابستونه درس نداره چاق میشه موقع مدرسه ها لاغر میشه
و بعدا این حمله ها تغییر کرد دیگه به فری موافب ساحل باش ها از دفعه پیش که اومدی چاقتر شده
منم با رژیم و اینها برای بچه ها کاملا مخالف بودم و کلا نمیشد به بچه رژیم بدم اینو نخور اونو بخور من خودم حریص شده بودم با حرص و ولع میخوردم اون روزا نمیخواستم دخترم اون شرایط تجربه کنه
بعد موقع غذا کشیدن یکم کمتر میکشیدم سیر میشد ولی چند ساعت بعد گرسنه بود
خلاصه اینکه بچه ها از ما یاد میگیرن هر چیزی رو چاقی هم یکی از اونهاست
من شیرینی میخوردم میگفتم نمیدونم چرا من نون خامه ای رو بیشتر دوست دارم چون خامه زیاد داره طعمش و خیلی دوست دارم
دخترم نون خامه ای دوست نداشت ولی خامه های شیرینی ها که بقیه نمیخوردن مثل خواهرش میخورد چرا نخوردی حیف
و واقعا میپذیرم وقتی من دارم روی ذهنم کار میکنم دارم تغییرات رو در وجود خانواده ام میبینم دخترم که بیشتر دارم میبینم بازخورد میگیره من خودم دختر بزرگم چند وقت یکبار بهش میگیم خیلی خوشحال میشه میدونه بخاطر منه از من تشکر میکنه خیلی ذوق میکنه برای خواستهای دیگه اش هم به من میگه ولی من حرفی نمیزنم تو هم بیا تو مسیر
بهش گفتم ببین من دارم روی ذهنم کار میکنم تو آنقدر داری نتیجه میگیری اگر خودت بیای ببین چه زندگی برای خودت میسازی خیلی لذت میبره ولی موندگار نیست
واقعا قبول دارم چاقی باعث افسردگی میشه الان دختر من همش میگه حوصله ندارم حوصله ندارم دائم تو گوشی
ولی من میدونم که همه اینها تغییر میکنه کی نمیدونم
استاد اینم بگم دختر بزرگم با من خیلی موافق نیست حرفهایی که گاهی حرف میزنیم رد و بدل میشه دو خیلی قبول داره ولی چون من میگم مقاومت میکنه نمیپذیرم اون کاملا متناسب
ولی تغییرات در اون هم مشاهده میکنم من برای جنگ شد استرس گرفتم حالم بد شد تقریبا نصف روز بیشتر شد کلی فایل گوش دادم تا حالم بهتر شد ولی تا شب که بخوابم حالم یکم بد بود
خدا شاهده اون من حتی یک کلمه هم در باره درسهام باهاش حرف نزدم مثلا اون میگه گرون شد من میگم تا حالا که گذشته بقیه اش هم میگذره نگران نباش اینجوری گفتم
اون دقیقا گفته های شما رو برای من میگفت یادم نمیاد چه جمله هایی ولی دقیقا همون ها بودن از زبان دخترم میشنیدم و خوشحال شدم که ۵ نفری که با من بیشترین زمان میگذرونن تغییرات در اونها میبینم
استاد تازه همسرم همین طور من حرفی بهش نمیزنم خیلی کم ولی تمرین لیاقت کاملا انجام میده میگه خجالت نداره
یا میگه اصلا فکر منفی نکن حالت بد بشه بجاش به این فکر کن که مثلا امروز رفتم شهرستان با خانوادهام رفتم خوش گذشت یه ناهار دور همی خوردیم
واقعا قدرت ذهن معجزه میکنه
و جا داره اینجا از شما استاد عزیزم نهایت قدر دانی تشکر و رو بجا بیارم که من همه این تغییرات مدیون شما هستم الهی الهی الهی هر چیزی که میخواید خداوند در کسری از ثانیه وارد زندگیتون کنه الهی آمین
من خدارو شکر میکنم داره ۵ سال میشه در این دنیا دارم ایفا نقش میکنم زندگی میکنم نتایج فراتر از انتظارم تجربه میکنم
واقعا بگم این ۵ سال بهترین سال عمرم بوده واقعا من آرامش الهی رو در این ۵ سال تجربه کردم و به خانواده ام هم هدیه دادم
من در این ۵ سال ۶ بار شفا الهی تجربه کردم دوبار در یک قدمی مرگ بودم ولی نمردم
و خلق کردن های بسیاری عم تجربه کردم شاید در کسری از ثانیه وقتی ده دقیقه طول بکشه خوب همون کسری از ثانیه است دیگه وقتی یه خواستهای داشتم کمتر از چند دقیقه تهیه اش کردم همون کسری از ثانیه است دیگه
من به این ایمان دارم باور دارم یقین دارم مطمئنم که اگر من ذهنم تغییر بدم خانواده منم تغییرات در زندگیشون تجربه میکنن
میدونید استاد من دلم میخواد زودتر یه تجربه ای وارد زندگیم بشه یعنی یه خواستم تجربه کنم که دخترم با چشم خودش ببینه و خودش دوست داشته باشه بیاد وارد این بهشت قرین بشه
من هر چی بگم فایده نداره و نمیگم دیگه خیلی وقته مثلا از شغلم درآمد کسب کنم و این درآمد زایی رونق بگیره اون وقت یه تلنگری برای دخترم
و دوست دارم متناسب بشم اون ببینم یه تلنگر دیکه است اونوقت ایمانش خیلی بیشتر میشه عه مامانم لاغر شد پس مشتاق میشه و خودش میاد و دیگه ادامه میده و رها نمیکنه این ارزش داره
استاد عزیزم ممنون متشکر و سپاسگزارم که این دل نوشته رو هم تهیه کردید تا یه تلنگری هم برای من مادر باشه که بچه من اگر چاق من مقصرم چون رفتار من اشتباه بوده اون بچه ها دیده و ترسیده که نکنه منم مثل مامانم بشم و اونم دچار اضافه وزن بشه
تازه استاد برای دخترم خیلی سخته بود چون همه میگفتن من هر کجا که میرفتم اگر طفلک یه میوه اش میشد دو تا صاحب خونه میگفت از روی دلسوزی خیلی زیاد ها که مراقبش باش جلوی روی خوش که داره هی چاقتر پیشه پس فردا اگر مراقب نباشی از در اتاق نمیتونه بیاد داخل
خونه این خواهر میرفتی میگفتن خونه مادرم میرفتی همه میگفتن عید میرفتم جایی اونها هم میگفتم دوستانم میدیدن اونها هم میگفتن فری دخترت کپ خودته انگار سیبی که از وسط نصف کرده باشن منظورشون از چاقی بود بیشتر یا قیافه ظاهری
اینا هم باعث استرس در دختر من میشد از طرفی هم واقعا گرسنه میشد نمیتونست نخوره از طرفی هم دوست نداشت رژیم بگیره پس تسلیم چاقی شده بود
خلاصه یه جو متشنج و اعصاب خورد کنی بود هم برای دخترم هم برای من که همه میگفتن مراقب باش
ولی خدارو شکر میکنم که من تصمیم گرفتم قدرت ذهنم تجربه کنم وارد این دنیا مجازی شدم و خداوند هم تغییرات در ما یکی پس از دیگری به نمایش گذاشت تا ما من هم به قدرت ذهنم ایمان بیارم به خدای خودم توکل کنم سپاسگزار خداوندم باشم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
من از،بچگی دچار اضافه وزن بودم یادم هست خرید کردن برای من امکان پزیز نبود به سختی براملباس پیدا میشد تو مدرسه هم توربازی که از او دوران دارم دختر چاقی بود و اینتو محیط،مدرسه من آزار میداد و این وزن تو سن نوجوانی بیشتر آزار میداد تو مدرسه طبق بچه های دیگه قادر نبودم ورزش جست خیز داشته باشم ولی یی چیزه خوبی به یاد دارم ازتلاش بازم کم نمی ذاشتم وبسیار تو حال شلوغ بازی بودم ولی چاقی هی بیشتر بزرگتر میشد زمان ما بچه نسبت به حالا کمتر حالت مقایسه انجام میدادند وکمتر این صحبت تناسب وزن داشتن ومن کمتر تو مدرسه آزار دیدم
تو بخش ،مهمانی چشن عروسکهای این بیشتر خودش نشون میداد تو این بخش من ناراحت میشدم لباسی که دوست داشتم قادر به تهبه نبودم هم هزینه کمی براش بود و هم نبود اندازه من این بار کار بازم سخت بود هزینه کمی بود پس باید هرجیزی گیرم میآید که اول اندازم و بد قیمتش مناسب بود که مادر بتوانه تهبه کنه وکار برای خودم و مادر سخت کرده بود
وفتی سختی چاقی که به شکر خدا تو حالت کاهش هست را بهش دقت میکنم انگیزم بی نهایت میشه برای برطرف کردن وبهبود بخشی بیشتر اول با یادآوری دچار درد میشدم حالم بد میشد ولی به شکر خدایی عزیزم از این مرحله خیلی زمان هست عبور کردم جاش انکیزه عشق شور شوق جاگزین کردم
شب فبل تومنزل ما تعمیرگاه آمده بودن برای تعمیر پیچ آشپزخانه همسرم به پسرم گفت که بره از هیت نذری بگیره پسرم قبول کرد اول از فبول کردن پسرم که خودش تنهایی بره نذری بگیره تعجب بزرگ برام من ساخت بد وفتی نذری آورد تعداد یکی کم بود چون همسرم می خواست دوتا هم به تعمیرکار بده من زمانی که تعمیرکار مشغول بود ارام به همسرم گفتم من گرسنه نیستم سهم من له ایشون بده همسرم وپسرم که جرا این رفتار انجام دادم هی ،یاد آور میشد گرسنه ات نیست برات چیزی بیار ولی من بهش،گفتم نه
وفتی آقا تعمیرگاه رفت یادم امد امکان نداشت زمان فبل چه سیر وجه گرسنه من از غذایی نذری بگزارم و از بخش خودم با خیال راحت با ارامش بگزرم این نتیجه آموزشهای شما هست که اول تاثیراتش اول تو خودم مبینم و جالب صحبت کمتر شده نصیحت برای اطرافم کاهش پیدا کرده چون خودم تغیبر دادم تو هربخش داره به اطرافم این تغیبرات سرایت میکنه بدون هبچ فشار و اجباری تو بخش خوبش به پیش میره جون تو مسیر فبلی منل همین شکل دجار مشکل چاقی شدم توسکوت به بچه هام سرایت دادم حالا تومسیر برکشت با حس حال خوب دارم به پیش میرم
دو روز پیش یی لباس مشکی رو پوشیدم تو ذهنم گفتم چرا این لباس انقدر یقه اش آزاد شده ولی بهش توجه نکردم وقتی دخترم به من نگاه کرد گفت مامان یقه این لباس خیلی آزاد شده به یادنذارم بقه به این بازی داشته باشی من کفتم آره نمیدونم چرا انقدر کشید شده خودم تعجب شده دختر گفت خانم بین چقدر چاق بود این لباس برات درست اندازه بود. حالا این شکلی شده تازه جرغه تو ذهنم زد
من لاغر شدم یقه لباس تغییر نکرده بابا من تغییر کردم یی شادی زیر پوستی برام ساخت هواسم اون زمان اصلا به مسیر کارم نبود یی چنددقیقه ازیادم رفت که تو مسبر تناسب فکری هستم اپن حرغه حال حسم من به شدت خوب کرد و توجه دخترم برام جالب شدپس من الگویی موفق برای فرزندانم شد صحبت با من با لذت بیشتر انجام میشه چاقی باعث شده بود این بخش،ارتباط،با من از سمت بچه ها کم باشه به شکرخدا حالا خیلی با کیفیت انجام میشه
پسرم نا محسوس داره من دنبال میکنه میزان غذاش کمی کاهش پیدا کرده از خوردن غذای دیگران پرهیز میکنه چون دیده من اول غذای مونده خودم دور ریختم و غذا دست خورده هیج کسی رو هم میل نمیکنم روی اون تاثیر کذاشته متوجه شدم نمی خوره تعداش خیلی کاهش پیدا کرد فقط،تو چند ماه فبل یی بار بهش با حس خوب این نکته یاد ارور شدم متوحه شدم از اون زمان داره این عادت بد کم و کمترش میکنه
من کاره خواستی انحام ندادم تو بخش خودم رعایت درست کامل بی نقصتری انحام دادم اون فقط ،شاهد عمل کرد درست من بوده همین
ما مادرها وپدرها الگو فرزندامون هستیم اگه ما درست عمل کنیم الکو بودن ما براشون فرزندانم اطرافمون مفبد خواهد بود
برطرف کردن مسئله و اشکال تو بخش خودمان فرزندانم کمک بهتری انجام میدیم اصلا با گفتن به هیج عنوان نمیشه به دیگران کمک کرد ذهن هیج فردی از آدم نا موفق الگو برداری نداره هی بکی لاغری خوبی کمتر بخور کم توجه کنم این کار بکن اون کار نکن به این توجه گن به اون توجه نکن عمل کرد خوب من تو هر رحنبه تمام این گفتن بی ثمر پوشش میده من بهش رسیدم که اول واول خودم از چاقی رها بدم به لاغری وجودم برکشت کنم از طبعت وجودیم که هدبه خالقم تو ذهنم جسم هست بهره ببرم بهترین و بهترین کار انجام دادم که حتما به اطرافم سرایت میکنه که داره میکنه خدایا شکرت که دارم از موقعیت مینویسم
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم .
نمیدونم واقعا از کجا باید شروع کنم از خودم یا فرزندم .
بذارید از خودم بگم
منم در دوران نوجوانی چاق بودم یادمه هیکلم از بقیه دوستام خیلی بزرگتر بود و خجالت می کشیدم چون هیکل درشتی داشتم به نسبت دارای سینه های بزرگی هم بودم و خجالت درمورد اون باعث شد که من خودم رو خم کنم و پشتم دچار گوژ بشه که از خجالتم دیده نشه .
توی ورزش کم می آوردم و توی مسابقات بازنده بودم .
برای دختران شاید به مراتب سخت تر باشه چون همیشه دختران رو به ظرافت و لطافت می شناسن ولی وقتی چاقی تموم ظرافت های دخترانه رو از دست میدی .
پوشیدن لباس گشاد و تیره باعث میشه شادی زندگی رو در دوران نوجوانی خاک کنی .
همیشه از خودت و هیکلت خجالت بکشی و یک گوشه کز کنی .
واقعا سخت گذشت .
حالا دوست دارم از فرزندانم بگم .
چقدر که من متاثر و غمگینم بخاطر افکاری که من یادشون دادم .
دقیقا دو روز پیش وارد سرزمین لاغرها شدم و یک دلیلش هم پسرم بود .
از وقتی به لطف خدا با لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه رفتارهای چاق کننده پسرم میشم ،افکار و ذهنیات چاقی بسیار منو غمگین می کنه .
توی تمام این مدت سعی کردم هرچی یاد دارم بهش یاد بدم ولی نمیشه .
برای همین اومدم دقیق و کامل خودمو درست کنم به امید اینکه به لطف خدا پسرم رو هم نجات بدم .
رفتارم با پسرم بسیار زشت و با تحقیر هست .
هر وقت پرخوری می کنه باهش دعوا می کنم گاهی حرفهای بدی بهش می زنم که خیلی ناراحتم می کنه .
پسرم عاشق فوتبال هست ولی متاسفانه اضافه وزنش باعث میشه همیشه توی دویدن جا بمونه و نفس نفس بزنه .
با اینکه عاشق فوتباله ولی با اکراه میره کلاس چون خودش می دونه که وزنش مانع دویدن میشه .
منم خیلی بد رفتار می کنم همش بهش میگم چون اضافه وزن داری نمی تونی بدوی .
وای من چقدر بدم .
نمیدونم با اینکه الان میدونم مشکل کجاست ولی چرا اونو به خاطر خوردن سرزنش میکنم ،با اینکه درست پسرم آینه ای از خودمه .
میدونید مشکل اینه که چون من از چاقی بدم میاد و سعی می کنم ازش فاصله بگیرم ،بعد پسرم دقیقا با همون رفتارها جلوی من حاضر است منو عصبی می کنه .
پسر من مشکل دیگه ای هم بخاطر اضافه وزن داره که من نمی تونم اینجا راجب بهش صحبت کنم .😔😔
توی خیلی از فایل ها دیدم که استاد شما فرمودید اگه من تغییر کنم اطرافیان تغییر می کنن و من چون اینو توی رفتارها انجام دادم و نتجه اش رو دیدم چندین برابر باورش دارم و می دونم درسته پس به امید خدا و لطف شما با تغییر رفتارهای درستم اول اینکه بعد از ۲۵ سال آرزو، رفتار درست غذایی ولاغری ماندگار رو تجربه کنم و پسرم هم به سلامتی کامل دست پیدا کنه و شادی رو همه با هم جشن بگیریم .
استاد عزیز و گرامی نوشتن و یاد آوری غم گذشته و مشکلات امروز قلبم رو بدرد میاره
کاش میشد بدون یادآوری خاطرات بد آموزش رو یاد می گرفتیم .
از لطف شما بسیار سپاسگزارم. 🙏🌼
مطمئنم با لطف خداوند و در کنار شما بهترین تجربه رو خواهم داشت .
منتظر باشید که من بنویسم خودم و پسرم با هم متناسب شدیم .
در پناه حق باشید .
سلام و درود
یادآوری گذشته دردناکه ولی از این درد باید برای افزایش اشتیاق و انگیزه برای تغییر کردن استفاده کرد
اگه یادآوری گذشته باعث بی انگیزگی یا موندن در غم و ناراحتی بشه نتیجه این تمرین عکس میشه
من معتقدم افرادی که به این سایت هدایت می شوند انتخاب شده و آماده تغییر هستند بنابراین برخی تمرینات رنج آور نتیجه خوب براشون داره
هرگز این تمرینات در محتوای عمومی یا خارج از سایت ارائه نمیشه
پس مطمئن باشید و با انگیزه ادامه بدید و چشم از فرزندتون بردارید
نگاهش نکن
بهش چیزی نگو
و در ذهنت هم حتی سرزنش نکن
نه خودت رو بخاطر اینکه مقصر شرایط فرزندت هستی و نه فرزندت رو که چرا چاقه و به فکر خودش نیست
فقط تمرکزت روی خودت باشه
مطمئن باش نتایج عالی می گیری
موفق باشید
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت شما استاد عزیزو بزرگوارم .
بسیار از لطف و مهربانی شما سپاسگزارم .
چندین بار پاسخ شما رو خوندم و اونو با جون دل قبول دارم .
کاملا درست می فرمایید اینکه تمام تغییراتی که ما در زندگی انجام میدیم فقط بخاطر نارضایتی و رنج و دردی هست که از اون موضوع داریم و گرنه اگر از چیزی ناراحت نباشیم دلیلی برای تغییر نداریم .
گذشته های تلخ ما و پیامدهای ناگوار اون باید ما رو برای بهتر شدن ترغیب کنه .
باید یاد بگیرم هرچه بکارم همونو برداشت می کنم .
از نوشته های زیبای شما یاد گرفتم که زندگی منم مثل تاریخ میمونه باید گذشته اش برام آموزنده باشه اینکه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنم .
متاسفانه فکر می کنم یاد گرفتم از گذشته ام فرار کنم تا حال بهتری داشته باشم ،
به این موضوع توجه نکردم که گاهی مرور اونها به من کمک می کنم زندگی بهتری رو تجربه کنم .
درباره ی پسرم تمام سعی و تلاش خودم رو می کنم از نوشته شما عکسی گرفتم و هر روز اونو می خونم تا فراموش نکنم .
خودمو بخاطر اشتباهاتم می بخشم و زندگی خودم و پسرم و همه ی اطرافیانم رو با لطف خداوند و کمک شما با ساختن خودم زیباتر می کنم .
تغییر اول از من شروع میشه .
در پناه حق باشید 🙏🌺
نشان های دریافت شده
سلام دوستان عالی ام
من سالها دنبال روشی برای تغییر ذهنم بودم تا بتوانم لاغر بشوم …همیشه فکر میکردم این یه آرزو هست که واقعیت بیرونی نداره
خدا را شکر بعد سالها به آرزوم رسیدم و با قدرت ذهنم در مسیر متناسب شدن قرار گرفتم
برامن خیلی جالبه که وقتی ذهن من با ناخودآگاه من همسو میشن و با هم ارتباط برقرار میکنن نتیجه اش میشود هرآنچه من میخواهم به آن دست پیدا کنم و این بهترین حالت میباشد …
و من برای این همسویی تلاش میکنم و با اشتیاق مسیر را ادامه میدهم تا به هدفم برسم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که انتخابم کرد
به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋
سلام و درود دوستان جویای آگاهی
ارتباط چاقی با افسردگی
افسردگی و چاقی باهم ارتباط مستقیمی دارند که همراهی هردوی آنها باعث به وجود آمدن بستری برای اختلال در سلامتی خون و جسم می شود مثل فشار خون بالا چربی و قند و تیروئید و …
به تجمع بیش از حد چربی در بدن چاقی می گویند و طی سالهای اخیر در بین جوانان و نوجوانان چاقی در جهان بسیار گسترش پیدا کرده است و هر چه بیشتر علم پزشکی و تکنولوژی می خواهد جلوی روند شیوع چاقی را بگیرد و آن را کنترل کند این روند با سرعت بیشتری گسترش پیدا می کند چون چاقی مهار کردنی نیست مقابله و مبارزه نمی خواهد چاقی فقط یک پکیج اطلاعاتی است در ذهن که بارها مرور شده و جز مهارتهای زندگی یک فرد دارای اضافه وزن شده است و عوامل موثر بر شیوع چاقی رفتارهای غذایی اشتباه است که از والدین خود یادگرفته ایم و البته کاهش فعالیت و تحرک و تغییر الگوهای غذایی که بیشتر فست فود در سایزهای بزرگ و دبل و غیره مورد استفاده قرار گرفته اند.
رفتار غذایی غیر صحیح نتیجه یک یا چند الگوی ذهنی چاق هستند یعنی فرزند رفتار والد خودرا تقلید می کند و یاد می گیرد اما به مرور هم می آموزد که چرا این رفتار طبیعی هستند برای مثال والدین به وقت سردرد خوراکی مصرف می کنند و فرزند با تقلید یاد می گیرد اما بعد اطلاعات کامل می شوند وقتی فشارت می افته سردرد میشی و باید چیزی بخوری یعنی آموزش فکر و رفتار همسو با هم !…فردی که باور می کند چاق شده خیلی زود خسته می شود چون این الگو در ذهنش از قبل وجود دارد که افراد چاق کم تحرک هستند و البته فرد چاق بیشتر غذاهای بسته بندی در سایزهای بزرگ را انتخاب می کند چون باور دارد هر چه چاقتر شوی حجم معده گسترده تر می شود و باید بیشتر بخورد تا سیر شود و از طرفی بارها شنیده که فست فود ها چاق کننده هستند و وقتی باور به چاقی خود دارد به صورت ناخودآگاه میل به خوردن چربیجات و شیرینیجات و سرخ کردنی ها پیدا می کند
و هر بار دلایل برای چاق بودن در ذهن بیشتر و طبیعی تر می شوند و نتیجه میشه جسم چاق که از وجود یک مار کژدم هفتصد سر در ذهن ایجاد شده است .و من به اصل خود و به درون خود باز می گردم 🙏🦋
فردی که چاق است هربار با بالا رفتن اضافه وزنش و تغییر حالت جسمش میزان رضایتش از خودش کمتر می شه و کم کم باور می کنه که دوست داشتنی و خواستنی نیست و این طرز تفکر خودش باعث گسترده شدن ارتعاش و فرکانس تصویر ذهنیش در جهان میشه و بنابراین این نارضایتی و توجه باعث گسترده شدن چاقی خودش می شود و بنابراین کم کم گوشه گیر می شود خودش را از تفریح و جمع و علاقه مندیهاش محروم می کند و در نهایت به خاطر اسارتی که چاقی می نامد و در دامش اسیر است دچار افسردگی می شود و البته نشانه واکنشهای بیرونی آن خشم و کینه حسادت و تنفر و البته عدم خودباوری می باشد ..
در میان نوجوانان و مخصوصا کشور خودمون چاقی بسیار شیوع پیدا کرده است و هر ساله رو به افزایش است که روی اعتماد به نفس و عملکرد تحصیلی و اضطراب و اختلالات رفتاری نوجوان چاق بسیار تأثیر گزار است .
و تنها راه تغییر آموزش الگوهای صحیح فکر و رفتار هست که نوجوانان به راحتی از والدین خود الگوبرداری می کنند بنابراین والدینی که با تغییر افکار و رفتار خود به نوعی نگرش آگاهانه و اصولی و صحیح در مورد روش زندگی خود و سلامت جسم و تناسب اندام برسند به طور خودبه خودی بعد از مدتی فرزندان آنان رفتار صحیح را الگو برداری می کنند و به این ترتیب در مسیر طبیعی سلامت و تناسب جسم خود قرار می گیرند .
چاقی اختلالات و فشارهای روانی بسیاری برای یک فرد دارای اضافه وزن دارد البته که نوجوانان پرانرژی ترند و روحیه ای لطیف تر دارند و وقتی خود را در دام اسارت چاقی و البته نگرش جامعه نسبت به خود میبینند یک حلقه جدا شده از کل می شوند و دچار خود کم بینی شدید می شوند و درواقع از مراحل نوجوانی و شادی و رهایی خود نمی توانند بهره مند شوند .
تغییر وضعیت جسم و حالت نارضایتی از خود نوعی احساس گناه و عذاب وجدان به همراه دارد که سوهان روح آدم می شود چرا من زیبا نیستم ؟!چرا من دوست داشتنی نیستم ؟!چرا من آزاد نیستم ؟!چرا مورد توجه نیستم ؟!و توجه به این نوع افکار سمی و مخرب یعنی افسردگی ،کسالت و بدتراز همه تولید فرکانس چاقی و درد از چاقی در سطح جهان .
پس اینطور می پرسیم چطور می توانم خودم را بپذیرم ؟چطور می توانم زندگی بهتری داشته باشم ؟!چطور می توانم آگاهانه جسم خود را خلق کنم ؟چطور می توانم آزادانه زندگی کنم و این شروع یک تحول است که پذیرش مسئولیت چاقی است به دست گرفتن ذهن و شروع به یادگیری عملکرد ذهن .
پسر ۱۳ساله من یک نوجوان چاق هست که از خود بنده در طی سالهای گذشته چاقی را یاد گرفته است و ذهنش مملو از افکار چاق کننده و الگوهای ذهنی چاق هست من بارها شده بهش پیشنهاد دادم برای خرید لباس ولی امتناع می کنه و میگه لازم ندارم و جایی نمی رم البته که دوستانش هم مجازی هستند و حاضر نیست رفت و آمد حضوری داشته باشه و بهانه اش این هست که الآن همه با گوشی ارتباط برقرار می کنند و بازیها آنلاین هست حتی دوست نداره برای تفریح در باشگاه ورزشی ثبت نام بشه چون قبلا تجربه کرده تحقیر شده و یا خودش را با دیگران مقایسه کرده و در مسائل مربوط به مدرسه هم ترجیح میده بیشتر شنونده باشه و فعالیتی نداره و تمام این موضوعات همان حالات کم خود بینی و نارضایتی از قد و وزنش هست و البته که پند و اندرز و نصیحت هم جوابگو نیست و فقط تغییر افکار و الگوهای رفتاری خودم اول برای خودم و بعد اطرافیانم باعث میشه آرام آرام تغییر کنند و این هم جزئی از رسالت من هست که به اصل خود باز گردم و الگوی اقتدار و لیاقت لاغری برای فرزندانم باشم .
خدایا سپاسگزارم از آرامش قلبم از حال خوبم و از روزی های فراوان آسمانی و زمینی
سپاس استاد عزیز
روح پدرو مادرتون قرین رحمت الهی باشند
دوستان متناسبم همواره عاشقانه و شادمانه زندگی کنید .
نشان های دریافت شده
سلام🙂
این مقاله برای من کلی خاطره زنده کرد
افراد چاق دو دسته هستن کسانیکه که از کودکی چاق بودن و کساییکه از یه سنی به بعد دچار چاقی شدن
و حتی ماهایی که در بزرگسالی چاق شدیم این خاطرات بد رو از حرف و حدیث دیگران و احساس بد از جسممون و کم شدن اعتماد به نفس داریم حالا فکر کنین درمورد بچه ها و مخصوصا نوجوان ها که تایید همسالان خیلی براشون مهمه و اتفاقا توی سن های پایینتر مسخره کردن و به کار بردن الفاظ نا مناسب شایعتره …خدایی بچه ها و نوجوانایی که اضافه وزن دارن و مورد تمسخر دوستان و همسالاشون قرار میگیرن و بهشون لقب و برچسب زده میشه چقدر اذیت و ناراحت میشن و اعتماد به نفسشون خورد میشه و اونقدری که توانایی و لیاقت دارن نمیتونن خودشون رو ابراز کنن و یه خشم و سرخوردگی پیدا میکنن که در بعضی از اونا منجر به افسردگی میشه😶
من خانواده هایی رو میشناسم که به خاطر تایید گرفتن از بقیه به عنوان مادر لایق بودن ببا قرص و شربت اشتها اور به زور بچه ها رو وادار به خوردن میکنن یا با خریدن فست فود و ساندویج که مورد علاقه بچه هاست اونا رو تپل میکنن اونوقت در دوران نوجوانی که تحت تاثیر هورمونها و دستکاری اشتها به خاطر داروهای اشتها اور و تغییر ذائقه بچه ها و تمایل به مصرف فست فودها بچه ها چاق میشن اونا رو از اون سن رژیم میدن که چاق نباشن که باز هم به خاطر دیگرانه😑😑🤨🤨
به نظرم اینقدر این باور مورد تایید بودن دیگران برای ما اهمیت داره و در ما ریشه داره که این بلاها رو سر خودمون و بچه هامون میاریم😮 دیروز یه کتاب روانشناسی میخوندم(کتاب تکه هایی از یه کل منسجم)نوشته بودخیلی از ماها بچه هامونو به خاطر خودشون دوست نداریم بلکه به خاطر کاری که جلوی دیگران میکنن یا حرفی که میزنن دوست داریم(البته ناخودآگاه)
همه آدمها از لحظه آفرینش متناسب بودن و ما والدین با باورهای اشتباهی که داشتیم و اونا رو به بچه هامون منتقل کردیم در این ذات الهی و متناسب و سلامت دست بردیم که حالا هم خودمون درگیر فشار های جسمی و روحی چاقی هستیم و هم بچه هامون رو درگیر کردیم😑
و تنها راه درست و صحیح تغییر هم فقط و فقط اصلاح باورها و رفتارهای غذایی خودمونه چون درنهایت بچه ها از ما الگو میگیرن و نحوه رفتارهای غذایی و مدل خوردن و .. رو از ما یاد میگیرن .اونقدر که رفتار مهمه حرف زدن و نصیحت کردن اهمیتی نداره مخصوصا اینکه خود اون عالم به حرفای خودش عمل نکنه…😏دیگه حرفاش هیچ ارزشی نداره
و تغییر باور و اصلاح رفتار غذایی هم فقطبا آموزش تناسب فکری امکانپذیره و وقتی باورهای ما تغییر کنه و رفتارهای ما در جهت تناسب باشه خود به خود در خانواده ما هم اثرش رو میذاره و اطرافیان ما هم متناسب رفتار میکننکما اینکه بارها در نوشته دوستان دیدیم که با دریافت آموزشهای لاغری ذهنی بچه هاشونم متناسب شدن و عکس بعضی از بچه ها در آلبوم شگفتی سازان هم موجوده که دیدن اون عکسها چقدر انرژی بخشه و چقدر چهره بچه ها زیباتر و شاداب تر شده🙂
اینم یکی دیگه از هزاران مزیت آموزش تناسب ذهنی هست که در کنار تمام مزیتهای دیگه اش منجر میشه که خانواده و در نتیجه جامعه شادتر وسالمتری داشته باشیم👌👌😍
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
درسته.من از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم دارم رو افکارم کار میکنم اصلا رفتارم با تغذیه پسرم متفاوت شده.پسرم کوچیکه .آماده یادگیری.قبلا نظرم این بود اگه پسر من تپله من وظایف مادریمو دارم درست انجام میدم و مادر لایقیم.رفتار بقیه بزرگترها در من این دیدگاه رو بوجود آورده بود.و اگه پسر خواهر همسرم با وجود همسن بودن تقریبی با پسر من خیلی لاغر و نحیفه و زیبایی تپلی بچه کوچیک رو نداره پس اون اصلا حواسش به پسرش نیست و با وجود خونه دار بودن وظایفش رودرست انجام نمیده.همیشه حتی الانم معتقدم بچه یکم تپلش قشنگه. سن رشده. بعدا لاغر میشه ولی نه…. باید افکارم رو عوض کنم. خدا رو شکر خیلی درصد بالایی رفتار غذایی پسرمو عوض کردم.هر موقع با زبون شیرین بچگونه میگه الهی شکر مرسی مامان سیر شدم اصراری به بیشتر خوردنش نمیکنم.قبلنا اگه به حساب من کم خورده بود لقمه میکردم هر جا میرفت دنبالش میرفتم که ادامه غذاشو بخوره. الان نه. خودش میفهمه سیر شده .قدرت و آگاهی خدادادی که در اون بچه کوچیک هنوز دستکاری نشده بهش میگه سیر شده و دیگه میل نداره. پس تموم .تا میان وعده میوه یا وعده بعدیش…
مرسی از شما و سایت بینظیرتون
من احساس میکنم الان مادر بهتری هستم تا دیگه قرار نباشه یه چاق افسرده مظلوم بی اعتماد بنفسی تحویل جامعه بدم. خودخواه نباشم که بخاطر تامین امیال شخصی خودم و تعریف تمجید بیخود دیگران آینده پسرمو نابود کنم.همونایی که الان میگن بچه تپلش خوبه بعدا منو سرزنش میکنن که چرا بچه ت چاقه. یه فکری بکن.تو مواظب تغذیه ش نبودی.….
پس من از الان درست تربیتش میکنم .از الان با شما آشناست و گاهی گوشی منو میاره و میگه مامان استاد گوش بده و من میخوام مث من بزرگ نشه.از ابتدا با قوانین جهان آشنا بشه تا در سن کم شگفتی تمام عیار وقت خودش بشه….