0

سالی که نکوست از بهارش پیداست

برنامه‌ریزی موفقیت
اندازه متن

در آستانه سال نو و ایام تغییر و تحول، ما غرق در پیام‌هایی می‌شویم که اغلب، مسئولیت زندگی ما را به گردن عوامل بیرونی می‌اندازند؛ از سال نحس و بدشگون گرفته تا وضعیت اقتصادی و شرایط سیاسی.

متأسفانه، این جریان فکری به حدی در فرهنگ ما رسوخ کرده که به جای پذیرش قدرت خلق زندگی خود، به دنبال مقصرانی در بیرون می‌گردیم: سال، کشور، رئیس جمهور، حتی (به‌اشتباه) خداوند.

اما واقعیت این است که مسئولیت زندگی و برنامه‌ریزی موفقیت، تماماً در دستان خود ماست. کلید یک زندگی متفاوت و موفق، نه در انتظار کشیدن برای تغییر فصل‌ها یا سیاست‌ها، بلکه در تغییر بنیادین افکار و اصلاح ایمان و نگرش درونی ما قرار دارد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 13 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 19 رای

https://tanasobefekri.net/?p=20626

13 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ريحون🌿
      ۱۴۰۵/۰۷/۲۷ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 2188 روز
      امتیاز کاربر: 16288 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 698 کلمه

      سال‌ها می‌تونم در دادگاه ذهنم بنشینم و برای تمام اتفاقات زندگی‌ام مقصر پیدا کنم. می‌توانم از گذشته‌ام بگویم، از حرف‌هایی که در کودکی شنیدم، از زخم‌هایی که خوردم، از آدم‌هایی که مرا نفهمیدند، از فرصت‌هایی که از دست دادم و از شرایطی که انتخاب من نبودند. می‌تونم ساعت‌ها توضیح بدهم که چرا امروز در این نقطه ایستاده‌ام و چرا رسیدن به خواسته‌هایم برایم دشوار شده است. شاید هم واقعاً حق داشته باشم؛ شاید بعضی از اتفاقات زندگی‌ام ناعادلانه بوده‌اند، شاید دیگران در رنج من سهم داشته‌اند و شاید مسیر من از ابتدا به آسانی مسیر بعضی آدم‌ها نبوده است.

      اما یک روز باید از خودم بپرسم: «حالا که همه دلایل را پیدا کرده‌ام، می‌خواهم با باقی زندگی‌ام چه کار کنم؟»

      من نمی‌توانم گذشته را تغییر بدهم. نمی‌توانم حرف‌های گفته‌شده را پس بگیرم، کودکی ازدست‌رفته‌ام را دوباره زندگی کنم یا آدم‌ها را مجبور کنم همان‌طور که من نیاز دارم رفتار کنند. نمی‌توانم تمام شرایط جهان را مطابق خواسته‌ام تغییر بدهم. اما می‌توانم تصمیم بگیرم که از این لحظه به بعد، چه سهمی در ساختن زندگی‌ام داشته باشم.

      مسئولیت‌پذیری یعنی من دیگر منتظر نمی‌مانم تا همه‌چیز بیرون از من تغییر کند تا اجازه داشته باشم حال بهتری را تجربه کنم.

      من مقصر تمام اتفاقاتی که برایم افتاده‌اند نیستم؛ اما می‌توانم مسئولیت پاسخ امروز خودم به آن اتفاقات را بپذیرم. بین این دو تفاوت بزرگی وجود دارد. من خودم را به خاطر زخم‌هایی که خورده‌ام سرزنش نمی‌کنم، اما اجازه هم نمی‌دهم آن زخم‌ها برای همیشه به‌جای من تصمیم بگیرند.

      اگر سال‌ها از شنیدن حرفی رنجیده‌ام، امروز می‌توانم یاد بگیرم که ارزشم را تنها با نظر دیگران اندازه نگیرم. اگر بارها از ترس شکست، شروع کردن را به فردا موکول کرده‌ام، امروز می‌توانم با قدمی کوچک به خودم ثابت کنم که لازم نیست برای حرکت کردن، ابتدا تمام ترس‌هایم ناپدید شوند. اگر بارها قولی به خودم داده‌ام و به آن عمل نکرده‌ام، می‌توانم به‌جای تحقیر کردن خودم، از یک تعهد کوچک شروع کنم و آرام‌آرام اعتماد ازدست‌رفته‌ام را بسازم.

      قدرت واقعی من در کنترل همه‌چیز نیست؛ در شناختن تفاوت میان چیزهایی است که در اختیار من هستند و چیزهایی که نیستند. من نمی‌توانم رفتار دیگران را کنترل کنم، اما می‌توانم مرزهایم را بشناسم. نمی‌توانم نتیجه تمام تلاش‌هایم را تضمین کنم، اما می‌توانم برای انتخاب‌هایم آگاهانه‌تر تصمیم بگیرم. نمی‌توانم زمان را به عقب برگردانم، اما می‌توانم امروز را به فرصتی برای ساختن فردایی متفاوت تبدیل کنم.

      گاهی فکر می‌کنم برای تغییر زندگی‌ام باید انگیزه‌ای بزرگ پیدا کنم، تمام ترس‌هایم را کنار بگذارم و یک‌باره تصمیمی سرنوشت‌ساز بگیرم. اما شاید قدرت من در همین لحظه‌های کوچک پنهان شده باشد؛ در لحظه‌ای که به‌جای تسلیم شدن به یک عادت قدیمی، مکث می‌کنم؛ در لحظه‌ای که به‌جای مقایسه خودم با دیگری، به مسیر خودم برمی‌گردم؛ در لحظه‌ای که به‌جای گفتن «من نمی‌توانم»، از خودم می‌پرسم «قدم بعدی من چیست؟»

      من دیگر نمی‌خواهم تمام انرژی‌ام را صرف اثبات این کنم که چرا نتوانستم. می‌خواهم بخشی از آن انرژی را صرف کشف این کنم که از امروز چه کاری از دستم برمی‌آید.

      اگر زمین خوردم، خودم را رها نمی‌کنم. اگر کند پیش رفتم، خودم را با دیگران مقایسه نمی‌کنم. اگر نتیجه تلاشم دیرتر از انتظارم رسید، به این معنا نیست که تمام مسیرم اشتباه بوده است. من یاد می‌گیرم که مسئولیت‌پذیری، به معنای مجبور کردن خودم به موفقیت نیست؛ به معنای وفادار ماندن به سهم خودم از تلاش، حتی در روزهایی است که همه‌چیز مطابق میلم پیش نمی‌رود.

      و امروز می‌خواهم یک حقیقت را از صمیم قلب بپذیرم:

      من قرار نیست مقصر زندگی‌ام باشم؛ قرار است سازنده ادامه آن باشم.

      من قدرت خودم را پس می‌گیرم؛ نه با انکار دردهایم، نه با سرزنش کردن خودم و نه با وانمود کردن اینکه همه‌چیز تحت کنترل من است. بلکه با پذیرفتن واقعیت، شناختن محدودیت‌هایم و انتخاب آگاهانه قدم بعدی.

      از امروز، به‌جای اینکه مدام بپرسم «چه کسی باعث شد من به اینجا برسم؟»، گاهی از خودم می‌پرسم: «حالا که اینجا هستم، چه کاری می‌توانم برای خودم انجام بدهم؟»

      شاید نتوانم تمام مسیر را امروز ببینم، اما می‌توانم قدم بعدی را انتخاب کنم.

      و همین انتخاب‌های کوچک، وقتی بارها و بارها تکرار می‌شوند، می‌توانند مسیر زندگی‌ام را تغییر بدهند.

      من اختیار تمام اتفاقات زندگی‌ام را ندارم، اما می‌توانم اختیار سهم خودم را پس بگیرم. من قربانیِ اجتناب‌ناپذیر گذشته‌ام نیستم؛ انسانی هستم که هنوز فرصت یاد گرفتن، تغییر کردن و ساختن دارد.

      و این، آغاز آزادی من است. ❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم