0

سالی که نکوست از بهارش پیداست

برنامه‌ریزی موفقیت
اندازه متن

در آستانه سال نو و ایام تغییر و تحول، ما غرق در پیام‌هایی می‌شویم که اغلب، مسئولیت زندگی ما را به گردن عوامل بیرونی می‌اندازند؛ از سال نحس و بدشگون گرفته تا وضعیت اقتصادی و شرایط سیاسی.

متأسفانه، این جریان فکری به حدی در فرهنگ ما رسوخ کرده که به جای پذیرش قدرت خلق زندگی خود، به دنبال مقصرانی در بیرون می‌گردیم: سال، کشور، رئیس جمهور، حتی (به‌اشتباه) خداوند.

اما واقعیت این است که مسئولیت زندگی و برنامه‌ریزی موفقیت، تماماً در دستان خود ماست. کلید یک زندگی متفاوت و موفق، نه در انتظار کشیدن برای تغییر فصل‌ها یا سیاست‌ها، بلکه در تغییر بنیادین افکار و اصلاح ایمان و نگرش درونی ما قرار دارد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 13 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.26 از 19 رای

https://tanasobefekri.net/?p=20626

13 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

13 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ريحون🌿
      ۱۴۰۵/۰۷/۲۷ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 2188 روز
      امتیاز کاربر: 16288 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 698 کلمه

      سال‌ها می‌تونم در دادگاه ذهنم بنشینم و برای تمام اتفاقات زندگی‌ام مقصر پیدا کنم. می‌توانم از گذشته‌ام بگویم، از حرف‌هایی که در کودکی شنیدم، از زخم‌هایی که خوردم، از آدم‌هایی که مرا نفهمیدند، از فرصت‌هایی که از دست دادم و از شرایطی که انتخاب من نبودند. می‌تونم ساعت‌ها توضیح بدهم که چرا امروز در این نقطه ایستاده‌ام و چرا رسیدن به خواسته‌هایم برایم دشوار شده است. شاید هم واقعاً حق داشته باشم؛ شاید بعضی از اتفاقات زندگی‌ام ناعادلانه بوده‌اند، شاید دیگران در رنج من سهم داشته‌اند و شاید مسیر من از ابتدا به آسانی مسیر بعضی آدم‌ها نبوده است.

      اما یک روز باید از خودم بپرسم: «حالا که همه دلایل را پیدا کرده‌ام، می‌خواهم با باقی زندگی‌ام چه کار کنم؟»

      من نمی‌توانم گذشته را تغییر بدهم. نمی‌توانم حرف‌های گفته‌شده را پس بگیرم، کودکی ازدست‌رفته‌ام را دوباره زندگی کنم یا آدم‌ها را مجبور کنم همان‌طور که من نیاز دارم رفتار کنند. نمی‌توانم تمام شرایط جهان را مطابق خواسته‌ام تغییر بدهم. اما می‌توانم تصمیم بگیرم که از این لحظه به بعد، چه سهمی در ساختن زندگی‌ام داشته باشم.

      مسئولیت‌پذیری یعنی من دیگر منتظر نمی‌مانم تا همه‌چیز بیرون از من تغییر کند تا اجازه داشته باشم حال بهتری را تجربه کنم.

      من مقصر تمام اتفاقاتی که برایم افتاده‌اند نیستم؛ اما می‌توانم مسئولیت پاسخ امروز خودم به آن اتفاقات را بپذیرم. بین این دو تفاوت بزرگی وجود دارد. من خودم را به خاطر زخم‌هایی که خورده‌ام سرزنش نمی‌کنم، اما اجازه هم نمی‌دهم آن زخم‌ها برای همیشه به‌جای من تصمیم بگیرند.

      اگر سال‌ها از شنیدن حرفی رنجیده‌ام، امروز می‌توانم یاد بگیرم که ارزشم را تنها با نظر دیگران اندازه نگیرم. اگر بارها از ترس شکست، شروع کردن را به فردا موکول کرده‌ام، امروز می‌توانم با قدمی کوچک به خودم ثابت کنم که لازم نیست برای حرکت کردن، ابتدا تمام ترس‌هایم ناپدید شوند. اگر بارها قولی به خودم داده‌ام و به آن عمل نکرده‌ام، می‌توانم به‌جای تحقیر کردن خودم، از یک تعهد کوچک شروع کنم و آرام‌آرام اعتماد ازدست‌رفته‌ام را بسازم.

      قدرت واقعی من در کنترل همه‌چیز نیست؛ در شناختن تفاوت میان چیزهایی است که در اختیار من هستند و چیزهایی که نیستند. من نمی‌توانم رفتار دیگران را کنترل کنم، اما می‌توانم مرزهایم را بشناسم. نمی‌توانم نتیجه تمام تلاش‌هایم را تضمین کنم، اما می‌توانم برای انتخاب‌هایم آگاهانه‌تر تصمیم بگیرم. نمی‌توانم زمان را به عقب برگردانم، اما می‌توانم امروز را به فرصتی برای ساختن فردایی متفاوت تبدیل کنم.

      گاهی فکر می‌کنم برای تغییر زندگی‌ام باید انگیزه‌ای بزرگ پیدا کنم، تمام ترس‌هایم را کنار بگذارم و یک‌باره تصمیمی سرنوشت‌ساز بگیرم. اما شاید قدرت من در همین لحظه‌های کوچک پنهان شده باشد؛ در لحظه‌ای که به‌جای تسلیم شدن به یک عادت قدیمی، مکث می‌کنم؛ در لحظه‌ای که به‌جای مقایسه خودم با دیگری، به مسیر خودم برمی‌گردم؛ در لحظه‌ای که به‌جای گفتن «من نمی‌توانم»، از خودم می‌پرسم «قدم بعدی من چیست؟»

      من دیگر نمی‌خواهم تمام انرژی‌ام را صرف اثبات این کنم که چرا نتوانستم. می‌خواهم بخشی از آن انرژی را صرف کشف این کنم که از امروز چه کاری از دستم برمی‌آید.

      اگر زمین خوردم، خودم را رها نمی‌کنم. اگر کند پیش رفتم، خودم را با دیگران مقایسه نمی‌کنم. اگر نتیجه تلاشم دیرتر از انتظارم رسید، به این معنا نیست که تمام مسیرم اشتباه بوده است. من یاد می‌گیرم که مسئولیت‌پذیری، به معنای مجبور کردن خودم به موفقیت نیست؛ به معنای وفادار ماندن به سهم خودم از تلاش، حتی در روزهایی است که همه‌چیز مطابق میلم پیش نمی‌رود.

      و امروز می‌خواهم یک حقیقت را از صمیم قلب بپذیرم:

      من قرار نیست مقصر زندگی‌ام باشم؛ قرار است سازنده ادامه آن باشم.

      من قدرت خودم را پس می‌گیرم؛ نه با انکار دردهایم، نه با سرزنش کردن خودم و نه با وانمود کردن اینکه همه‌چیز تحت کنترل من است. بلکه با پذیرفتن واقعیت، شناختن محدودیت‌هایم و انتخاب آگاهانه قدم بعدی.

      از امروز، به‌جای اینکه مدام بپرسم «چه کسی باعث شد من به اینجا برسم؟»، گاهی از خودم می‌پرسم: «حالا که اینجا هستم، چه کاری می‌توانم برای خودم انجام بدهم؟»

      شاید نتوانم تمام مسیر را امروز ببینم، اما می‌توانم قدم بعدی را انتخاب کنم.

      و همین انتخاب‌های کوچک، وقتی بارها و بارها تکرار می‌شوند، می‌توانند مسیر زندگی‌ام را تغییر بدهند.

      من اختیار تمام اتفاقات زندگی‌ام را ندارم، اما می‌توانم اختیار سهم خودم را پس بگیرم. من قربانیِ اجتناب‌ناپذیر گذشته‌ام نیستم؛ انسانی هستم که هنوز فرصت یاد گرفتن، تغییر کردن و ساختن دارد.

      و این، آغاز آزادی من است. ❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 43 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چقدر عالی و صادقانه درباره خودت و شرایط و تصمیماتت نوشتی
        هر جمله از دیدگاهت آموزنده و خوش احساس بود مخصوصا اونجا که درباره تصمیمات کوچک توضیح دادی عالی بود
        انشاالله نتایج عالی میگیری
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ ۱۰:۳۵
      مدت عضویت: 1288 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 807 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی 

      چقدر خوشحالم که توانستم فایل سالی که نکوست از بهارش پیداست را گوش بدهم و بدانم که تا الان چقدر ما با این مثال از شناخت خداوند غافل بودیم و فکر میکردیم اگر اتفاق در این سال برای من افتاده خدا خواسته و ان سال را نحس میدانستیم استاد من امروز درتاریخ 1402/05/19 دارم این مطالب را مینویسم و درمورد سال 1398 با اینکه چندین سال گذشته هنوز مردم آن سال را سال بد ونحسی میدانند به خاطر کرونا ولی برایمن بهترین سال بود

      استاد خاطرات سال 1398 من چنین بود 

       من در تاریخ 1398/06/06 چهارمین فرزندم را بدنیا آوردم که از خداوند شاکرم که وقتی این فرزند را باردارشدم درسن 43 سالگی و با انواع بیماری دیابت بالا- چربی- تیروئید – کم خونی شدید و بعضی از دکترها به من گفتند احتمال زیاد فرزند شما مشکل جسمی داره و من را مجبور به انجام دادن خیلی ازآزمایشها کردند و من همیشه با توکل به خداوند که خودش این فرزند را برای من فرستاده درحالی که خیلیها با هزار دارو و دکتر باردار نمیشوند فرزندم را با سلامتی کامل و با وزن 4 کیلوگرم بدنیا آورردم و اسمش را به نیت آقامون ابوالفضل گذاشتم و الان خداراشکر از ساعت شیردهی این فرزند استفاده کرده و کاهش ساعت کاری دارم و همیشه میگویم خداوند خیلی کارش درسته من وقتی باردار شدم خیلی ناراحت شده بودم ولی الان حکمت ان را میفهمم . سه فرزند قبلی را مادرشوهربسیار خوبم تا سن 5 سالگی بزرگ کرده بودند و برای این فرزنداطرافیان میگفتند که مادرشوهرت دیگه پیرشده و نمیتونه بچه ات را نگه داره من گفتم 9 ماه که خودم هستم حالا تا بعدش ببینیم خدا چی میخواهد در تاریخ 1398/12/02 کلیه مدارسها تعطیل شد و سه فرزند بزرگتر که مدرسه میرفتند همگی تعطیل شدند و درمنزل درنگهداری پسرم به من کمک میکردندو بعد از مرخصی زایمان فرزندم را دخترم بزرگ کرده تا الان به خواهرش خیلی وابسته است که اگر خواهرش سر سفره نباشه غذا نمیخوره که آبجی بیا بعد من میخورم و خدا را شاکرم بابت تمام این نعمتها و فرزندان سالم و صالح 

      درسال 1398 پسر دومم کلاس اول بود و از طریق آنلاین باید درس میخواند من می بایست سوالات برگه های فارسی و ریاضی را دردفتر بنویسم تا حسین پسرم حل کنه  من اشکال حیوانات را نمی توانستم بکشم مثل اسب . خرگوش و… ویک دایره میکشیدم و داخل دایره اسم حیوانات را مینوشتم یک روز که درس دخترم انلاین زودتر تمام شده بود امد و دید من دارم این کاررا انجام میدهم گفت مامان باید شکلش را بکشی و من گفتم من بلد نیستم جالبه امد نشست و سریع عکس کل حیوانات را دردفتر پسرم کشید ورنگ امیزی کرد و پسرم خیلی خوشحال شد و گفت آبجی دیگه توبرای من سوال بنویس من شگفت زده شده بودم که چطور تا الان این استعداد دخترم را ندیده بودم بعد بهش گفتم فاطمه خانم چطور کشیدی میگفت کاری نداشت ازروی گوشی دیدم درابعاد بزرگتر کشیدم و من همان سال دخترم را به کلاس نقاشی بردم و الان فقط با سه ماه آموزش نقاشی تصویر صورت که سخت ترین مرحله است را میکشد که دوستانش بهش میگن چطور ما بعد از 3 سال اموزش هنوز از کشیدن چهره ترس داریم و من چقدر خوشحال هستم که کرونا باعث شد من استعداد دخترم را کشف کنم 

      در همان سال 1398 دختر من شروع کرده بود دریک سررسید خاطراتش را درمنزل نوشتن ومن یک روزاتفاقی آن را خواندم خیلی شگفت زده شدم ابتدا فکر کردم از کسی پرسیده و این خاطرات را روان و با کلمات و ادبیات خوب نوشته چون رشته تحصیلی دخترم ادبیات فارسی است وقتی ازش پرسیدم گفت نه مامان خودم درزمان بیکاری مینویسم بهش گفتم شروع کن یک داستان تخلیلی را نوشتن درحدود 5 صفحه بشه دخترم گفت بذار بعدازامتحانات چون فکرم را درگیر میکنه و بعداز امتحانات اون داستانش را نوشت و من آن را نزد یک متخصص این حرفه بردم ایشان فکرکردند قبلا نویسنده چیزی بوده ومن وقتی گفتم اصلا خبر نداشتم که دخترم چنین استعدادی داره خندید و گفت چطور متوجه شدی گفتم من کارمند بودم ووقت نداشتم زیادبه استعداد بچه هام توجه کنم وگفت ما به راحتی میتوانیم نوشته های دخترتان را با کمی تغییرات درمجلات استان چاپ کنیم و درامدخوبی برای دخترتان داشته باشد. 

      من همیشه سال 1398 را برعکس دیگران بهترین سال می دانم چون اگر کرونا نبود من نمیتوانستم استعدادهای دخترم را کشف کنم و کسی نبود که از فرزندم مواظبت کند با توجه به اینکه مادرشوهرم دیگر نمیتوانست فرزندم را پرستاری کنه و کلیه مهدکودکها همه تعطیل بودند و چقدر از خداوند شاکرم که سال 1398 که همه میگویند بدترین سال بود بهترین سال برایمن و خانواده ام بود. و من همیشه میگم وقتی به خداوند ایمان -و اعتماد کامل داشته باشیم که به غیر از خوبی و شادی چیزی برای ما رقم نمیزنه دقیقا همین اتفاق میافته بازم ممنون از استاد و همه دوستان هم مسیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۴/۰۶ ۱۵:۱۶
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87341 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      سلام  برخدایی که همبشه من هدایت کرد وهم اکنون هرزمان   حمایت میکنه سپاس خدای مهربون وعاشق 

      سلام برای استاد وهمه عزیران 

      من هم‌دچاراین مشکل بودم‌که هرسال رو به شرایط خودم‌اون سال خوب یا بد میدوستم‌ولی سال گذشته بااینکه اول سال همش تو مشکلات بودم‌ولی چون اخرسال خدا من‌هدایت کرد متوجه شدم که این یی باوره رو اشتباه هست چون سال  همون سال ل زمان همون سال  اون چون ما خودمون کاره نمکینم اززمان سال هرانجه که توتوان ما نیست کله داریم همهجیر همه‌کسی  مقصر میدونیم جز خودمون ما  هستیم‌که این شرایط برای خودمان بوحوداو ردیم‌اگه اول روی ذهنمون کارکنیم‌اگاهی درست بهش بدیم‌ارتباط خوبی با خدایی جهان کستر ایجاد کنیم ازنعمت های خدایی که دراختیارقادرتوانا هست به ما هم به اندازه توان درکش مانیز حساب میشیم‌اون شناختی واقعی ازخدایی خودمان رو نیزبه شکل درست نداریم یی مشت باورهایاشتباه توبخش خدا شناسی هم داریم که با برطرف گردنش متوجه میشیم هیچ کس  هیج مکان هیچ زمانی مقصر  کم‌کاری مانیست

       هرانجه که به ما مبرسه نتیجه استباهات ما توهربخش زندگی ماهست ولی مثل چاقی که همه زمان مکان همه کس رو مقصر میدوستیم حز خودم رو وفتی این جرات و شحاعت  به خودم‌دادم‌که فبول کردم که من مسئول این همه چاقی و مشکلات  ناشی ازاون هستم تازه زندگی من دچارتغییر شد توبخش جاقی جون هنوزمن اول راه هستم تا توبخشهای دیگه بخوام تغییر ایجاد کنم زمان برهست ولی به سکرخدا ارام ارام دارم روی خودم کاره میکنم که خدا کمک کنه توبخش تغییر زندگی هم بتو انم موفق عمل کنم 

      وفتی من هربخش که وارده میشیم متو جه شدیم که اون بخش هم دچادمشکل هستیم بازم اون سجاعت به خرج بدیم که فبول کنیم وسعی در برطرف کردنش باشیم اون زمان چه فرقی داره چه سالی باشه جون ما هبی میخواهیم مسکلات خودم حل کنم پس در درید  من اون سال پرباره زیبا هست 

      مثل سال گذشته تابه امرورزوتو فکرم پربارترین اخر سال و پر بارترین اول سال زندگیی خودم هست پس بر ای من فرقی تو سال نداره چون دارم اگاهی درست به ذهنم میدم 

      چه اخرسال گذشته چه اول سال حاضر من‌طی این مدت داررم تویی ذهنم برنامه ریزی اینده رو ترسیم مبکنم اون تصویر  تسازی ذهنی رو دارم انجام میدم پس فرقی برام سال ماه سرد گرم ورطوبت خسگی هوا همه برام یی حالت احساسی هست که به بودن درمسیر درست باهس به احساسهای مختلف میرسم چون با بودن دراحساسهای خوب ودری از افکارمنفی واحساس بد هست بسته به من هست  که چگونه به خودم میدم  برای خودم چه احستسهای رو  بخوام پی من‌توهربخس فقط خودم رو مشکل اون بخس میدونم واین یعنی یی سحاعت ویی جرات که من دارم به دست میارم تا این زمان نداشتم ولی اگه هم داشتم خیلی  تودید خودم کم‌رنک بود 

      خدا پست وپنا هتون یاحق حق نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۹ ۱۴:۴۹
      مدت عضویت: 1455 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 374 کلمه

      با سلام خدمت شما ،

      بله درست است و تمام طول سالها و ماههای زندگی تا به الان که من اکنون ۲۴ سال و ۸ ماه از خدا عمر گرفته ام و این روزهای خوب و زیبا را در کنار خودم و خانواده ام و عزیزان زندگی کرده ام تا حالا اینقدر احساس خوب اینقدر آرامش و انقدر عشق به خدا رو از درون خودم تجربه نکرده بودم چه زمان هایی که نماز اول وقت می خواندم و باز هم به هم ریخته و ناراحت بودم و چه روزهایی که با گریه از خواب بیدار می شدم و روزم تا شب ناراحت و غمگین و افکارم مملو از احساس بد در ترس نگرانی و نداشتن بود و الان که این احساس خوب و قشنگه شاد بودن درونی آرامش و شناخت درست خدا را به دست آوردم و سه ماهی میشود که در سایت شما به صورت مداوم و مستمر من فعالیت می کنم به این نتیجه خوب رسیدم که همه چیز از افکار ما شروع می‌شود و به سوال ها و ماه هایی که در آن هستیم ربطی ندارد خدا هیچ وقت عوض نمی شود این افکار ماست که نسبت به خدا تغییر می کند خدا همان خدای مهربان رازق و بخشنده است که از نعمت های فراوان اش به تمام بندگان خوب است که افکار درستی نسبت به او دارند می دهد کافیست که برای تغییر زندگی خوب خودمان تلاش کنیم و از خدا بخواهیم این که می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست باید اول از ذهن ما آغاز شود و اول ذهنمان را بهار کنیم تا واقعاً بهار بیرون هم برای ما زیباتر و قشنگ تر بشود و سال خوبی را آغاز کنیم اما همیشه عید نمی شود و عید فقط یک روز است و یک ساعت خاصی است باید انسان طوری زندگی کند که تمام روزهای عمرش را طوری رفتار کند که انگار برای او عید هست با احساس خوب با انجام کارهای خوب با مرتب کردن خودش لباس هایش و کارهایی که در روز عید انجام میدهیم آلودگی های ذهنی مان را پاک کنیم علف های هرز ذهنمان را بکنیم و بزر شادی عشق و نشاط ها در ذهنمان به کار ایم و شناخت درست خدا را جایگزین شایعات و خرافات حرف های مردم درباره سالهای کنیم،

      باتشکر از شما،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متولد 1400/6/5
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۷ ۱۳:۲۵
      مدت عضویت: 1901 روز
      امتیاز کاربر: 2350 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      سلام ودرود 

      سالی که نکوست از بهارش پیداست 

      واقعا ضربالمثل زیبایی هست که تا حالا انقدر بهش توجه نکرده بودم الان متوجه شدم که اکثر مشکلات زندگی ما اینه که بدبین هستیم 

      از روز اول که بچه ها میخوان برن مدرسه میشنون که این همه دکتر مهندس شدن راننده اسنپ و کارگر کارخونه 

      بعد میگیم که چرا بچه ها درس نمیخونن 

      وقتی کاری رو شروع میکنیم میگیم توکل به خدا اگر تورم بالا نره ومثلا قیمت جنس بالا نره مردم قدرت خرید دارن و ماهم موفق میشیم خوب مسلما تورم بالا میره و موفق نخواهیم بود چون از قبل منتظر شکست هستیم 

      من در سن شونزده سالگی دوره های آرایشگری رو شروع کردم و پدرم به من قول داد که پایان دوره برای من سالن بزنه خوب اونموقع من چون میدونستم قراره سالن بزنم سعی میکردم کارها رو خوب یاد بگیرم و خوب انجام بدم در نهایت موفق شدم و سالن زدم ودر تمام این دوره فکرم این بود که یعد از سالندار شدن خیلی پولدار میشم و فقط به فکر درامد بودم و درواقع بدون تجربه سالن زدم و کارهای خام من اونسال کلی به من ضرر زد و کرایه از جیبم میدادم و کرایه سالن زیاد بود 

      ولی کلی تجربه کردم و سال بعد تصمیم گرفتم یه سالن با کرایه پایین بگیرم و قیمتهام و انقدر پایین بگیرم که مشتریم زیاد بشه تا دستم پر بشه 

      گرفتم و مشتریهام هم خیلییی زیاد شد و دستم حسابی راه افتاده بود و با با لذت داشتم از کارم هم پول در میاوردم هم اموزش میدیدم تا اینکه دوباره هدفم رفت روی درامد بالاتر و هربار که هدفم فقط درامد میشد انگار کیفیت کارم پایین میومد و همه چی بدتر میشد به جای پیشرفت  خیلی مهمه هدفمون پیشرفت همراه با علاقه باشه از امروز با خودم عهد بستم حتی کارهای خونمو از روی علاقه انجام بدم کارهایی که از سر اجبار باشه به نتیجه نمیرسه (از بحث کمی خارج شدم) 

      و در کل که بابا نویل روببینید که همیشه با خنده میاد و کادو به همه میده و همه رو خوشحال میکنه و حاجی فیروز ما گدایی میکنه هر سال گداتر از سال قبلش 

      حتما دلیل این گدا بودنش همون افکارشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۰/۲۹ ۰۱:۵۶
      مدت عضویت: 2558 روز
      امتیاز کاربر: 10030 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 2,094 کلمه

      همواره باید سعی کنید احساس خوب و حال خوب مهمترین انتخاب روزتون باشه و هر کاری که میخوایین انحام بدین از خودتون بپرسین اگر انجام بدم حالم رو خوب میکنه یا نه ؟اگر حالتون رو خوب نمیکنه و اون رو خراب میکنه نباید انجام بدین حالا میخواد یه تماس باشه یا فیلم یا ویدویی داخل موبایل و یا اخباری باشه و یا هر چیزی حتی اهنگی یا کتابی و …و این یکی از اصول موفقیت هست .
      و چون نزدیک به سال نو هستیم خیلی پیام ها میاد که مربوط به آخر سال هست و خیلی پیام ها ی پیشا پیش تبریک میاد ولی در اکثر اونها احساس بی مسولیتی آدم در زندگیش موج میزنه حالا اون فرد یا کسی که میخونه داره خوشش میاد و ترویج میکنن که تو هیچ دخالتی در زندگیت در سال نو نداری و اختیار دست بقیه عوامل و شرایط هست و خودت هیچ کاره ای .
      مثلا میگن سال ۹۹ با تمام سختی هاش،داره پایان پیدا میکنه و سال جاری پر از اتفاقات بد و سیل و زلزله و بیماری بود و یعنی چقدر تو سال بدی بودی و امسال سال نحسی بوده .
      یا اینکه آهنگ حاجی فیروز که اینقدر معروف هست مضمونش این هست که سال نحس و بد یمن خوب شد که تموم شدی و رفتی و جالبه هر سال این شعر رو خوندن و گفته شاد باش که سال جدید داره میاد و این در فرهنگ ما هست که مسولیت خودمون رو قبول نمیکنیم و منم قبلا می گفتم سال جاری چقدر بد بود پر از بیماری و بد بختی و چاقی و .. بوده و منتظر سال جدید بودم با اتفاقهایی که برام میخواست بیفته و اصلا خودم رو هیچ کاره در زندگیم میدونستم و فقط منتطر بودم داخل زندگی ببینم خدا برام خوب میخواد با بد میخواد .
      و اگر اینجور پیش بریم پس سال جدید چطور خواهد بود؟ سالی که از همون اولش کرونا بوده .میتونیم گردن کشور و مردم و اقتصاد و … بندازیم که ما بدبختیم و سال خوبی نداشتیم و تازه اینها مقصر عام هستن مقصر خاص هم داریم مثلا همسرم و یا رفقیم و یا والدینم و … پس هم مقصر خاص داریم هم عام و بارها گفتیم تا فلانی داخل زندگی من هست من به هیچ جا نمیرسیم و خوب که اینها رو از سر راهت بیرون کردی ایندفعه کشور و کرونا واقتصاد و … هست و این ذهن یه ذهن ترسو هست ک همیشه غرق در افکار منفی و ناامیدی و ترسها میشه و باعث میشه روح ما به خواسته ها و شادیهای خودش نمیرسه و افسرده و سنگین میشه و روح ناهماهنگ با پیرامونش میشه و این روح چون با یه سری خواسته ها وارد این دنیا میشه اما چون با یه سری افکار و باورهای اشتباه بر خورد میکنه روح طعم آزادی و لذت رو نمیچشه .
      پس امسال این افکار رو مرور نکنین و نگیم سال جدید خیلی بد بود و نخونیم پیامها و فیلم ها رو که سال جدید چقدر در اون اتفاقهای بد بوده حالا هر کس که میخواد این حرفهای منفی رو بزنه حالا ممکنه یه شخصیت معروف باشه یا فلان سمت رو در کشور داشته باشه ولی ما نباید تحت تاثیر اون قرار بگیریم چون اون شخص هم تحت تاثیر پیرامونش هست و این حرفها رو میاد میزنه کلا در جامعه ی ما خیلی نقل قول حرفهای فلانی رو میکنیم و میگیم چه حرفهایی زد چقدر شجاعانه حرف زد و عالی بود و ما خیلی کیف میکنیم و مثلا وقتی فلانی اومد افشاگری کرد و در باره فلانی شجاعانه حرف زد و هر چی میخواد بگه و دیگران رو مقصر کنه و حرف دل مردم رو بزنه ما بیشتر کیف میکنیم ولی به جایی نمیرسیم با این حرفها فقط به یه جایی میرسیم که تا دلت بخواد مقصر در زندگیمون پیدا میکنیم .
      هر کس باور کنه زندگیش تحت تاثیر فلان سال هست که اسمی روش گذاشتن و نحس و بد یمن هست واقعا تحت تاثیر قرار میگره ولی چرا ؟ مگر خدای سالهای قبل با سالهای امسال فرق میکنه و خداییش فرق میکنه و خدا حواسش به ما و اطرافش نیست و بلا به سر ما میاد ؟.
      ما همیشه در زندگیمون مقصر پدر و مادر مون و بقیه بودن بعد ریس و روسای کشور و بعد میره بالاتر به کشورهای دیگه و بعد از اون حتی به خدا هم میرسه چون دیگه بالاتر از اون نیست و ما بارها گفتیم خدا نخواسته خدا ما رو بیمار و یا چاق خلق کرده و خیلیها در زندگیشون خدا رو مقصر میدونستن .
      وقتی شناختمون به خداوند اشتباه باشه دیگران رو هم مقصر میدونیم چون از بچکی با ما نگفتن خودت زندگیت رو میتونی خلق کنی بلکه بر عکس بارها گفتن تقصیر دولت یا مدرسه هست یا کشور و دیگه هست که ما این زندگی رو داریم و یا این کار رو داریم چون مرزها بستن و …و یا خیلیها اینجا داخل خونه خودشون نشستن اما آمریکا رو مقصر میدونن و قبول هم داریم چون بارها به ما این حرفها رو گفتن و ما داخل زندگی تجربه می کنیم و خورد میشیم و خودمون رو کوچیک میکنیم اگر میخوایی این مساله رو برطرف کنی ایمان به خداوند رو باید درست کنی و باید نگاهت رو به خداوند تغییر بدی و در این چند سال اخیر که همه میگن سال به سال داره اوضاع بدتر میشه اما برای استاد و خیلیها که در این راه هستن اوضاع داره عالی وعالیتر میشه و بهترین سال زندگی استاد همین سالهای اخر بوده که وضعیت جسمی و روابط و تناسب و کسب و کار و در آمدر استاد عالی بوده و برای خیلیها دیگه هم که جور دیگه فکر میکنن و سال و ریسس و جمهور رو مقصر زندگیشون نمیدونن .
      پس اینقدر این شکایتها ادامه پیدا میکنه تا به خدا هم میرسی که اون هم مقصر هست پس باید نگاهت به خداوند تغییر کنه یه سری اصول داره و خداوند هدایتت میکنه و فقط کافیه چند گام اول رو برداری که نشون بده داری توبه میکنی و خداوند و عده ی بهشت به این افراد داده و خیلی تعریف از خداوند از اطرافیان و جامعه
      و کتابهاو مدرسه و …. گفتن که متفاوت هست از تعریف واقعی خداوند که در قران از خودش گفته .
      و این تفاوت بسیار زیاد هست که با جستجو در قران متوجه این تفاوتها میشی و واقعا سردر گرم میشی و این یه شجاعت میخواهد که قران رو بپذیری و عمل کنی .
      حد اقل یه بار فارسی قرآن رو بخون و بفهم که چی نوشته و ما سالها تلاش کردیم تلفظ عربی رو درست کنیم و گفتیم این کار خوبه و قران خوندن به این خوندن عربی اون هست ولی با این کار هیچ پاداشتی در زندگیت نمیبینی و تاثیری نداشته .
      پس ایمانت رو قوی کن و عمل کن به چیزی که در قران گفته و میبینی سالهاست که یه طور فکر کردی و اون نتایج رو گرفتی ولی حالا هم طرز فکرت تغییر کرده و این نتایج رو گرفتی حالا نه که خیلی یکم در حد یه ذره تغییر کن و نتایج رو ببین و به مرور بیشتر و بیشتر میشه هم تغییر تو هم نتایجت بیشتر میشه در واقع به اندازه ای که تو تغییر کنی پاداشت دریافت میکنی .
      پس افکار و نگرشت رو تغییر بده با دلیل و منطقی که در قرآن هست و تعریفهای جدیدی که از خداوند در قران هست پس تصمیم بگیر و افکارت رو تغییر بده و جلوی ورودی های منفی رو بگیر دنبال نکن و توضیح نده و وارد هر گفت و گویی نشو تا به بهترین راه ها هدایت بشی .
      پس سالی که نکوس از بهارش پیدا هست رو خودتون سال جدید رو رقم بزنید و بهارش رو با تغییر افکارت پیدا کن و به تعییر فصلها که نیست.
      و ما فکر میکنیم خدا در بعضی از ماه ها خداتر هست و در بعضی از ماه ها خدا خشمگین و عصبانی هست و اگر دست از پا خطا کنی میزنه پس گردنت و این در ذهن ما هست مثلا ماه صفر خدا اینطور هست و طرف از ترس این ماه اثاث کشی نمیکنه چون میترسه براش اتفاقی بیفته در صورتی که خدا فرقی نداره خدای شب و روز که فرقی نداره خیلیها در ذهنمون این هست که مثلا رزق رو اول صبح خدا تقسیم میکنه و شعر داریم در موردش و صرب المثل داریم سحر خیز باش تا کامروا باشی و…و این رو به خورد ما دادن و ما باور کردیم چون هزاران بار به ما گفتن چطور که حالا افکارمون رو تعییر دادیم و گفتیم خدا که در صبح و شب فرق نمیکنه که در صبح رزق بده و در شب رزق نده و خداوند خودش رو در قران رزاق تعریف کرده و نگفته در شب میدم یا در صبح و استاد بارها تجربه کرده دریافت رزق رو در دل شب و گواه این قضیه هست .
      پس زمانی که افکارتون رو در مورد خداوند تغییر بدین نتایج تغییر میکنه یکی همین رزاق بودن خداوند هست که رزاقی اون ربطی به صبح و شب نداره و هر لحظه میده و روی باورهاتون کار کنید تا رزق بیشتری رو تجربه کنید استاد خیلی کار کرده روی این باور و تونسته در چند ثانیه پشت سرهم فروش داشته باشه و این نتایج فقط به خاطر تغییر افکارش هست پس اگر بازم تغییر بدیم ماهیت خداوند رو نتایج بهترو بهتر میشه .
      پس خدا بی نهایت میتونه رزاقیتش رو نشون بده فقط باید خودت تغییر کنی خدا از اول تا اخر یه جور هست و نهایت هر چیزی هست پس باید مثل استاد تغییر کنیم ذهنمون تغییر کنه در شهر خودمو ن کشور خودمون و با مدرک خودمون
      اما نتایج ما کلی تغیر پیدا کنه فقط از طریق تغییر باورها و افکار .
      پس این خدا میتونه بینهایت به من ببخشه اگر باور کنم .
      پس فکر نکن سالی خویه که همه بزنن و برقصن و همه برن سر کار و دلار بیاد پایین و همه چیز عالی باشه ولی امکان نداره همچین دنیایی رو که همه چیز در اون عالی باشه رو ببینیم و دنیا نمیتونه در همه ی افراد یکسان باشه و این دنیا برای هر کس بر اساس باور و افکار هر فرد متفاوت هست و دنیای من از دنیای همسرم و فرزندم و خوااهرم متفاوت هست چون افکار ما متفاوت هست .
      پس روی خودتون کار کنید تا نتیجه رو ببینید و به حرف تنها نیست که فقط حرف بزنیم باید عمل کنیم و نتیجه و تغییرات رو ببینیم فقط این دورها برای دلخوش کردن نیست .

      پس ما باید با این دورها کار کنیم و نتایج عالی رو ببینیم و افکار و باورهای ما طول میکشه که تغییر کنن و ما نتایج رو ببینیم . و همه رو شگفت زده میکنه و ما خومون چون میدونیم چه سرما یه گداری هایی رو خودمو ن کردیم تعجب نمیکنیم ولی بقیه چرا تعجب میکنن.
      پس هر کس گفت سال گدشته نحس بود بخند و بگو این سالها برای من عالی بودن .
      نزارید غرق مسایل اطرافتون بشید و ضربه بخورید و از مسیر اصلی منحرف بشین چون اطرافیان ما دارن طوری دیگه زندگی میکنن از اخبار و بد و بیراه گفتن و … همه رو دنبال میکنن.
      وقتی موفقیت های زیادی در سال داشته باشی ایستگاه های شادی زیادی در سال داشتی و گذر یک سال رو حس میکنی و در یک سال تو عالی یک سال زندگی میکنی در هر لحظه و هر روز اون سال ولی اونی که پر از مشکل هست میگه یک سال انگار دیروز بوده چون ایستگاه شادی نداشته و پر از فکر منفی بوده اصلا زندگی نکرده ولی کسی که پیشرفت میکنه و ایمانش بیشتر شده و موفقیتش بیشتر شده امکان نداره بگه یه سال انگار یه روز هست نه چون هر روز برنامه دارن و هدف دارن و دنبال میکنن هدفشون رو و این تفاوت فردی هست که روی خودش کار میکنه با فردی که روی خودش کار نمیکنه و انگار برگی هست روی آب و به هر سمتی امکان داره بره .
      خداوند به همه ی آدمها پاسخ میده ولی به نوع فکر آدمها پاسخ میده .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فرخ عبادی
        ۱۳۹۹/۱۱/۰۱ ۲۰:۱۹
        مدت عضویت: 2583 روز
        امتیاز کاربر: 603 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام فروغ خانم
        چقدر لذت بردم که دیدگاهتون اینقدر زیباست امیدوارم همونطور که خودتون هم گفتید همگیمون درعمل هم این مطالب راپیاده کنیم🙏🙂

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عالیه هاشمی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۹ ۱۶:۱۰
      مدت عضویت: 2613 روز
      امتیاز کاربر: 6425 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 267 کلمه

      سلام استاد عزیزم
      سال نو رو به شما تبریک میگم
      انشاالله در پناه لطف خدای مهربون امسال شادتر و خوشحال تر و موفق تر از هر سال باشید و مطمئنم که خواهید بود
      سال ۹۸ سال بسیار خوب و عالی واسه من بود خیلی لحظات شاد و لذت بخشی داشتم اتفاقات زیبا و خیلی عالی برای من افتاد مهمترین اتفاق زندگی من آشنایی با شما و شرکت در دوره لاغری با ذهن بود
      تغییرات زیبایی در روابطم ر جسمم در سطح زندگیم در سطح آگاهیم ایجاد شد
      اعتماد به نفسم خیلی تغییر کرده
      دیگه حسرت گذشته رو نمیخورم الان خوشحالم چون آیندم در دستان خودم هست امسال خیلی آگاهیم بیشتر شد و مدام سعی میکنم بیاموزم و در زندگیم به کار ببندم تا بتونم امسال رو خیلی زیبا آن طوری که خودم دوست دارم رقم بزنم
      کرونا شاید برای خیلی ها ناراحت کننده و استرس زا بوده و هست ولی برای من یک موقعیت ایجاد کرد که فرصت بیشتری داشته باشم و به هنری که دوست دارم بپردازم و خودم رو در آن رشته قوی قویتر کنم و لذت ببرم و شاد باشم
      هر روز سعی میکنم شاد باشم و سعی میکنم به اخبار توجه نکنم آنقدر ذهنم در گیر فایلها و مطالب ذهنی و کار هنری که انجام میدم هست که نمیتونم خیلی به اخبار توجه داشته باشم
      خوشحالم خدای مهربونم و به خودم افتخار میکنم که به قول استاد این شجاعت را داشتم که در خودم تغییر ایجاد کنم
      خدایا هزاران هزار بار شکر که سالی که پشت سر گذاشتم سالی بود که تحویلی عظیم در روح و جسم و زندگیم ایجاد شد سالی بود که هرگز فراموشش نخواهم کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار babaeimaryam
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۳ ۱۶:۳۸
      مدت عضویت: 2421 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 115 کلمه

      سلام استاد
      با احترام عرض کنم وقتی که گفته می شود خدا روزی رو صبح اول وقت تقسیم می کند منظور خواندن نماز و نیایش صبحگاهی است. البته منظور صرفا نماز و خواندن واژه های عربی نیست بلکه نیایش و یاد کردن خداوند در اول وقت صبح است. منظور ناآگاه نبودن از الطاف خداوندی است. چون همه ما تصور می کنیم همه کارها رو خودمون انجام دادیم و خداوند رو در زنذگی نادیده می گیریم درحالیکه: “ما کمان و تیراندازش خداست”. چیزی که مولانای جان فرمودند.
      دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
      ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
      دانی که پس از عمر چه ماند باقی
      عشق است و مجبت است و باقی همه هیچ
      حضرت مولانا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۳ ۱۴:۵۶
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 798 کلمه

      سلام استاد عطارروشن
      جالبه دیروز عصر داشتم با خودم فکر میکردم که دوست دارم استاد یه فایل بذاره تو سایت که خوشبختانه شب این فایل گذاشته شد
      منم قبلنا مثل همه آدم ها به هر سالی که میرفت بد وبیراه میگفتم وخوشحال بودم که داره میره ونحصیو میبره با خودش ودوباره سال جدید هم همین اتفاق واسش میفتاد ،خدارو شکر ۲سال خورده ایه دارم روی کنترل ذهن کار میکنم وآروم آروم جهت زندگی منفی من بسمت زندگی بهتر و راحتری پیش رفت،قبلنا منفی ترین آدم فامیل بودم ،هر چیزیو منفی برداشت میکردم وفقط غر میزدم وبه خدا ودیگران بد وبیراه میگفتم وبقیه مقصر میدونستم،به تضادهای زیادی میخوردم ومرتب در جا میزدم وبازم تکرار مکرارات وانتظار داشتم زندگی متفاوتی داشته باشم،تو هر کاری کرده بودم یا ورشکست شده بودم یا ازم کلاهبرداری میشد ،واقعا از خودم و کارام خسته بودم،بعد از یک شکست مالی وارد راه جدیدی از زندگیم شدم با یکی از اساتید مطرح ایران،،به فایل هاش گوش میدادم،۳ماهی گذشت ودیدم زندگی منکه تغییر نکرد،فکر کردم ،تمام این حرفا دروغه،ولش کردم،ولی یچیزی ترغیبم میکرد که برو دوباره ادامه بده، دوباره شروع کردم به گوش دادن ویواش یواش دیدم یه اتفاقایی داره رخ میده،بازم تا ۱سال ونیم اون آموزه ها واسم گنگ بود ،با اینکه قبل از اون دوره ها،ان ال پی و دوره های پروفسور یونگ گذرونده بودم ،با اینحال تا الان دارم ادامه میدم وخدارو شکر خیلی راضی م،تغییرات بزرگی داشتم،هم مالی،هم ذهنی،هم فرکانسی،ولی گاهی فکر میکردم که چرا انقدر کند پیشرفت میکنم،چرا استاد عطارروشن تواین۵ سال پیشرفت بهتری از من داشته؟ منم که همون دوره هارو دارم میگذرونم،به اضافه یه عالم کتاب وپکیج های مرتبط دیگه،،،،پس فعالیت وباورسازی هامو بیشتر کردم، وحس میکنم دارم وارد فرکانسی بالاتری میشم وخیلی خوشحالم،،،تو این ویس هم که استاد گفتن آینده بچه هاییکه رو خودشون تو هر زمینه ای کار میکنن بین ۲تا ۵سال تغییر میکنه ،انگار تو مغزم دینگ خورد،که منم با این حجم فعالیت وتمرین ذهنی دیگه یواش یواش نتایج بزرگتر تو راهه وخیلی بیشتر خودمو وخدای قدرتمندو باور کردم

      منم از اول آذر ۹۸بصورت شگفت انگیزی با سایت آشنا شدم،یعنی من خواستم وخداوند هم منو مهربانه بغل کرد وگذاشت تو این سایت ?
      از ۱۵ آذر برابر با تولد شناسنامه ای م ،دوره شروع کردم ،و من وارد دنیای خودشناسی خودم شدم،وای که این آگاهی ها با من چکار کرد وهنوزم هر روز به عشق نزدیکتر شدن به ذهن و وجود خودم بیدار میشم که از این فایلها وتمرین ها استفاده کنم ودر زندگی م با هاشون زندگی کنم
      اولا که ،سایزم نزدیک ۴۸ بود و وزنم ۹۰
      الان خدارو شکر بعد از ۳ماه ونیم تمرین،سایزم داره به ۴۴نزدیک میشه یا شایدم ۴۴شده باشم که خیلی خوشحالم،اونم براحتی وآسونی مثل آب خوردن
      بسیار زیاد به خودم نزدیک شدم،دارم تمرین میکنم که خودمو دوست داشته باشم وبپذیرم
      آرامش زیادی موقع غذا خوردن دارم وهر چیزی میل داشته باشم به اندازه ای که سیر بشم مصرف میکنم بدون ممنوعیت های نوع غذا یا نوشیدنی یا تنقلات
      ترس از غذا خوردن خیلی کمتر شده ومیدونم بدنم برای گذران زندگی به انرژی نیاز داره ومن باید بهش انرژی لازمشو برسونم

      ارتباطم با خدای درونم قویتر شده
      تو تمام جنبه های زندگیم از تمرینات لاغری استفاده میکنم وخیلی راحتر وبهتر زندگی میکنم
      وخیلی موفقیت های دیگه ای بدست اوردم تو سال ۹۸
      اتفاقا سال ۹۸ سال بسیار خوبی بود برای من،پارسال با دوستم اسم سال ۹۸ گذاشتیم سال سفر،و تمام سال ۹۸ با هم سفرهای خارجی لاکچری رفتیم وهمش تو تفریح ولذت بردن بودیم،تو رقص و ورزش های مورد علاقمون بودیم،و خدارو شکر خیلی راضی م
      اسم سال ۹۹ انتخاب کردیم ،سال سلامتی ثروت سفر
      و میدونم که حتما به همشون میرسیم،و تمرینات سنگینو شروع کردیم که روی باورسازی های خودمون داریم شدید کار میکنیم،و احساس میکنم دریچه قشنگتری از زندگی داره واسمون باز میشه
      سال تحویل هی مادرم میگفت بجای سر وصدا و خندیدن بیاید دعای سال تحویلو بخونید ،من با خودم گفتم من هر لحظه دارم با خدای خودم صحبت میکنم،که هدایتم کنه به سلامتی بیشتر،پول بیشتر،لاغری قشنگتر،شادی بیشتر،سفرهای عالی بیشتر،حال خوب بهتر
      شعار هر لحظه ذهن من از اول سال جدید شده
      احساس خوب =اتفاقات خوب
      و هر زمانیکه حالم میخواد به بیراهه بره اینو با حس خوب میگم وبرای خودم دلایل منطقیشم میارم و حالم بهتر وبهتر میشه
      پارسال که اطلاعاتم کمتر از امسال بود ،و فقط همینجوری اسمشو سال سفر گذاشتیم ،بینهایت عالی بود ،امسال که با آگاهی بیشتر وقویتری شروع کردم ببین چه میشود،منکه تمام این قوانین باور دارم ومیخوام تو تناسب اندام یکی از شگفتی سازان بشم ،دلم میخواد به سایز ۳۸تا ۴۰ برسم و بزودی میام میگم که به هدفم رسیدم ،راه ومسیر که درست وصحیحه،شاگرد که عالی عمل میکنه،استاد که مهربانه در کنارمون ،خدا که هرگز دیر نمیکند? در ضمن دوره خدا هرگز دیر نمیکند هم عالیه
      دوره پاکسازی هم بینظیره ،الان هم که تو تکرار دوره اول هستم
      ممنون استاد از فایلهای عالیتون ،امیدوارم سال شادتر وسالم تر وثروتمند تری برای خودتون بسازید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۳ ۰۳:۳۴
      مدت عضویت: 2445 روز
      امتیاز کاربر: 3053 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      سلام استاد به نظر من حق با شماست و نميشه كه همه در يك سطح زندگي كنن اما ميشه اين آگاهي ها انقدر گسترده بشه و افراد با واقعيت دروني خودشون و حقيقت خداوند آشنا بشن كه حداكثر افراد جهان زندگي خوب و ايده آلي داشته باشن و چون ايده آل هركس با ديگري متفاوته هيچ وقت همه يك شكل نميشن. اين به نظر من امكان پذيره همونطور كه آگاهي هاي دوره هاي شما رو خدا ميتونه گسترده كنه قطعا ميتونه حقايق ناب هم گسترش بده و اينكه افراد شرايط خوبي ندارن به دليل ورودي هاي اشتباه هستش طبق گفته هاي شما،اگر آگاهي هاي ناب جهاني ارائه بشه كه قطعا خداوند ميتونه اين كارو انجام بده نتيجه ها خيلي متفاوت ميشه و اين امكان پذيره.
      اما درباره ي سال. من كاملا با شما موافقم كه سال و ماه و عدد و روز و زمان نميتونه تاثير گداز باشه. من در قسمت ديگه هم نوشتم كه تا دو سه روز مونده به پايان سال ميگفتم خوب نبود اما وقتي روزهاي خوبم رو مرور كردم ديدم اتفاقا سال خيلي خوبي بوده و من فقط تحت تاثير منفي بافي هاي ذهن منفي باف ديگران بودم. و اين افكار رو وقتي بيان ميكنم بيشتري ها ميگن همه درگير كرونان تو فكر خودتي؟! در صورتي كه اون ها شرايطش باشه زندگي خودشون براشون در اولويته.
      و اين واقعا درسته كه خداوند اونجوري كه فكر ميكنيم به ما جواب ميده.
      و افكار مثبت ، بيانشون بيشتر باعث تنهايي ميشه و من به اين نتيجه رسيدم كه با كسي صحبت نكنم چون اون فرد منم نااميد ميكنه.
      اينم ميخواستم بگم كه وقتي حس كردم ٩٨ سال خوبي بوده اميدم و انگيزم براي خلق سالي بهتر خيلي زياد شده.
      قبلا ها فقط دو سه روز اول سال ميخواستم سال متفاوتي بسازم و بعدش يادم ميرفت و دوباره سال قبل و احساس ها و افكار قبلي تكرار ميشد.
      وقتي فكر ميكردم سالي كه داره تموم ميشه خوب نبود انگار تو باتلاق سال قديم گير افتادم و ميخوام به اميد سال جديد خودم رو نجات بدم و حالم رو بهتر كنم. اما نتيجه اي نداشت.
      ولي وقتي سال ٩٨ رو يه پله ديدم كه من ازش رد شدم و يك پله منو به موفقيت نزديك كرد ،سال جديد هم با اشتياق آغاز كردم و ادامه ميدم تا پله هاي ديگه اي رو فتح كنم و موفق تر بشم و روي يك پله نايستم و تلاش كنم چون نتيجه دارم و ميخوام نتيجه رو بهتر كنم و گسترشش بدم.
      درباره ي مقصر دانستن : من فقط يك نفرو مقصر ميدونم كه اجازه نداد خيلي اتفاق ها بيوفته و شرايط من ايني شد كه هست و من چطور ميتونم اونو مقصر ندونم ؟ كسي كه وقتي من خيلي كوچولو اين تصميات رو براي خانواده گرفت و گند زد ،من الان چجوري بايد خودمو قانع كنم ؟بگم خواست خدا بود ؟ كه دوباره طبق حرفاي شما اشتباه ميشه ،اما ميخوام بدونم كه چجوري اين فكرو از ذهنم بيرون كنم؟چون خيلي هم توسط اطزافيان به ما گفته ميشه كه اشتباه فلاني باعث شد زندگي تو اينجوري بشه و خب اين برام باور شده و هردفعه اذيت ميشم از شنيدنش و بيشتر مقصر بودن اون فرد برام واضح ميشه. حالا براي اينكه درستش كنم بايد چيكار كنم؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم