در آستانه سال نو و ایام تغییر و تحول، ما غرق در پیامهایی میشویم که اغلب، مسئولیت زندگی ما را به گردن عوامل بیرونی میاندازند؛ از سال نحس و بدشگون گرفته تا وضعیت اقتصادی و شرایط سیاسی.
متأسفانه، این جریان فکری به حدی در فرهنگ ما رسوخ کرده که به جای پذیرش قدرت خلق زندگی خود، به دنبال مقصرانی در بیرون میگردیم: سال، کشور، رئیس جمهور، حتی (بهاشتباه) خداوند.
اما واقعیت این است که مسئولیت زندگی و برنامهریزی موفقیت، تماماً در دستان خود ماست. کلید یک زندگی متفاوت و موفق، نه در انتظار کشیدن برای تغییر فصلها یا سیاستها، بلکه در تغییر بنیادین افکار و اصلاح ایمان و نگرش درونی ما قرار دارد.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.26 از 19 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ودرود
سالی که نکوست از بهارش پیداست
واقعا ضربالمثل زیبایی هست که تا حالا انقدر بهش توجه نکرده بودم الان متوجه شدم که اکثر مشکلات زندگی ما اینه که بدبین هستیم
از روز اول که بچه ها میخوان برن مدرسه میشنون که این همه دکتر مهندس شدن راننده اسنپ و کارگر کارخونه
بعد میگیم که چرا بچه ها درس نمیخونن
وقتی کاری رو شروع میکنیم میگیم توکل به خدا اگر تورم بالا نره ومثلا قیمت جنس بالا نره مردم قدرت خرید دارن و ماهم موفق میشیم خوب مسلما تورم بالا میره و موفق نخواهیم بود چون از قبل منتظر شکست هستیم
من در سن شونزده سالگی دوره های آرایشگری رو شروع کردم و پدرم به من قول داد که پایان دوره برای من سالن بزنه خوب اونموقع من چون میدونستم قراره سالن بزنم سعی میکردم کارها رو خوب یاد بگیرم و خوب انجام بدم در نهایت موفق شدم و سالن زدم ودر تمام این دوره فکرم این بود که یعد از سالندار شدن خیلی پولدار میشم و فقط به فکر درامد بودم و درواقع بدون تجربه سالن زدم و کارهای خام من اونسال کلی به من ضرر زد و کرایه از جیبم میدادم و کرایه سالن زیاد بود
ولی کلی تجربه کردم و سال بعد تصمیم گرفتم یه سالن با کرایه پایین بگیرم و قیمتهام و انقدر پایین بگیرم که مشتریم زیاد بشه تا دستم پر بشه
گرفتم و مشتریهام هم خیلییی زیاد شد و دستم حسابی راه افتاده بود و با با لذت داشتم از کارم هم پول در میاوردم هم اموزش میدیدم تا اینکه دوباره هدفم رفت روی درامد بالاتر و هربار که هدفم فقط درامد میشد انگار کیفیت کارم پایین میومد و همه چی بدتر میشد به جای پیشرفت خیلی مهمه هدفمون پیشرفت همراه با علاقه باشه از امروز با خودم عهد بستم حتی کارهای خونمو از روی علاقه انجام بدم کارهایی که از سر اجبار باشه به نتیجه نمیرسه (از بحث کمی خارج شدم)
و در کل که بابا نویل روببینید که همیشه با خنده میاد و کادو به همه میده و همه رو خوشحال میکنه و حاجی فیروز ما گدایی میکنه هر سال گداتر از سال قبلش
حتما دلیل این گدا بودنش همون افکارشه