0
امتیاز کاربر: 27894
سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
سن: 40 سال
فهرست گزینه های این کاربر

دیدگاه های در فایل های رایگان

ثبت شده در مهمترین راز لاغری با ذهن (گام ۱۰۵) در تاریخ ۱۴۰۵/۰۲/۰۶

بنام خدا عزیز هدایتگر،درود بر استاد گرامی و عالی،این فایل تو این مدت برای من تک و جدید بود که گوش دادم و خیلی مهم!!!چون واقعا تعجب کردم و گفت عجباااا !!! استاد درست میگن عجب روش باحالی و انگار منتظر این پیام بودم و واقعا این روش و پیام...

بنام خدا همیشه نجات دهندهدرود بر استاد گرامیبا خوندن این فایل اگر خوشبختی اگر شوق اگر رهاییاگر نجات اگر حاجت روا شدن اگر شگفت زده شدن اگر امید اگر توانایی اگر تو بخوای میتونی و مییییشه اگر راحتی لذت شادمانی اگر دستگیری خدا از بنده هاش اگر موجود بودن همه...

ثبت شده در به امید روزهای روشن نباش! در تاریخ ۱۴۰۵/۰۱/۱۳

بنام خدای یکتای مهرباندرود بر استاد گرامیمنتظر موندن انتظار صبر استقامت امید طی کردن پله ها همه برای رسیدن به چیزی در اینده هست اونطوری که دلمون میخواد ،امید از دست ندادن و شکرگزاری و غور نزدن درست و قوی و خوب و خداپسند فکر کردن عمل کردن و مایوس...

ثبت شده در توکل به خدا یا توکل به دیگران! در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۱۱

بنام خداوند بی نظیر حامی،درود بر استاد گرامی قضیه وزن مامیگفتم ۶۰ خوبه بشم ۶۲ من میمیرم،میگفتم ۶۵ شدم وااای بشم ۶۸ من سکته میکنم،هم ترس از اینده داشتم و افزایش وزن بدتری پیدا کردم و نا امید و بی ایمان شدم و به نتیجه بدترش رسیدم، هم  چون توجه منفی...

ثبت شده در اطلاعیه مهم در تاریخ ۱۴۰۴/۱۰/۳۰

بنام خداوند خردمندو‌درود بر استاد گرامیابن موضوع شاید بی اهمیت باش اما باز برای من معجزه هست و اونو معجزه و جوابه خداوند به  خواستم برای شگفتی ساز شدنم میدونم و مطمئن شدنم که حتما تلاشهام داره پاسخ داده میشه و به نشونه نیکی گرفتمش،به لطف خداوند از همون روز...

بنام خداوند جان و ارامش و هدایتگر درود و مهر بر استاد بی نظیر و‌راهنما و دوستان همراه محترم ،استاد امروز بیدار شدم‌دنبال برگه ای بودم خواسته هامو بنویسم و مرور کنم بر انهاو موفقیتها و قدمهامو یاد اوری کنم و شادی بدم‌بابتشون به خودم ،تا بیدار شدم صدای درونم گفت برو سراغ...

ثبت شده در داستان هدایت من در تاریخ ۱۴۰۴/۰۹/۱۹

بنام خداوند مهربان و زیباو‌درود بر استاد راه همیشه سبز زیبایی اندام،داستان هدایت من برمیگرده به دو سال پیش فکر کنم همین اذر یا دی ماه بود،کاملا ناامید غمگین و بدون چاره بودم درخواستی قبلش از خدا داشتم خسته شده بودم و کلا یادم رفت اما گوشه ذهنم‌لاغری میخواستم داشتم...

×
گردونه هدایا