سالهای زیادی است که با تمرکز بالا اصول موفقیت را در جستجوی راز موفقیت دنبال میکنم.
کتابهای زیادی را مطالعه کردم و دورههای مختلفی از اساتید مطرح را شرکت کردم و به لطف خدا زندگی و شرایط فعلی من با چند سال قبل (سال ۹۳) در تمام جنبههای زندگی اصلا قابل مقایسه نیست.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.01 از 79 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام دقیقا از زمانی که دانشگاه در رشته پرستاری قبول شدم مادرم ازم خواست به بهترین حالت ممکن کار کنم با مردم بهترین برخورد را داشته باشم و من سعی کردم همیشه بهترین باشم با تمام وجود کار میکردم با بیماران صحبت میکردم و از جون خودم مایه گذاشتم یادم میاد شیفت هایی که پشت سرهم داشتم و من شاید توی ۲۴ساعت سه ساعت میخوابیدم و من تازه کار بودم هر چی انرژی داشتم میگذاشتم در صورتی که بقیه همکارانم که هم رده من بودند این چنین نبودند و این باعث شد هنوز طرح من تمام نشده بود استخدام بشم و به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شدم اینقدر ازم راضی بودن که بعد از چند ماه من و گذاشتن مسول شیفت و همین جور بخش های مختلف و رفتم و همیشه با تمام وجود کار کردم زمانی که کرونا شروع شد با این که حکم سر پرستاری را داشتم خودم داوطلبانه به بخش کرونا رفتم و سال ۹۹به عنوان پرستار نمونه کشور ی انتخاب شدم ولی هیچ کدوم از این تقدیر و تشویق ها برای من ارزش معنوی نداشت چونکه من به خودم قول داده بودم همیشه بهترین باشم در هر شرایطی و در هر بخشی که بودم بهترین خودم بودم و کوتاهی نمیکردم و همیشه شعار من این بوده و هست که ادم اگه یه مسولیت رو قبول میکنه حتی خدمات باید به نحو احسن انجام بده این برای من تعریف شده هست و همیشه به همکارانم میگم از تجربیات خودم در اختیار همه قرار میدم و همیشه سعی میکنم زکات علم و تجربیاتم را در اختیار بقیه قرار بدم سه سال قبل با اصرار منو سرپرستار یه بخش گذاشتن چونکه پرسنل گفته بودند فقط اگه فلانی بیاد ما قبولش داریم منم چونکه سرپرستار یه بخش کوچک تر بودم با اکراه قبول کردم و در همین مدت واقعا از دل و جون کار کردم ولی بخاطر مشکلات جسمی با اصرار خودم جابجا شدم و حرف من اینه که ما باید همیشه بهترین خودمون باشیم زندگی تون پر از نور خدا