سالها، هر روز با دقت میرفتم روی ترازو تا محاسبه اضافه وزنم رو انجام بدم و ببینم چقدر چاقتر یا لاغرتر شدم 😓.
اما وقتی با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، فهمیدم وزن واقعی فقط عددی که روی ترازو میبینم نیست! 🤯 وزن ذهن و افکارم هم تأثیر بزرگی روی اضافه وزنم دارند.
حالا یاد گرفتم برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید وزن افکارم رو هم حساب کنم؛ یعنی باید افکار و باورهای منفی رو سبک کنم تا بدنم هم سبکتر بشه 🧠✨. اینطوری مسیر لاغری برام خیلی متفاوت و پایدار شده!

نقش ترازو در زندگی افراد چاق ⚖️
همه ما که اضافه وزن داریم، معمولا از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و بررسی میزان کاهش وزن استفاده میکنیم، ولی اینکار بیشتر باعث احساس ناراحتی و حتی دلسردی میشه. 😞
هر بار که رژیم میگرفتم، از همون روز اول چندین بار خودمو وزن میکردم که ببینم چقدر لاغر شدم.
اگر عدد ترازو کمتر از قبل بود، کلی خوشحال میشدم، ولی اگه عدد تغییر نمیکرد یا حتی بالا میرفت، داغون میشدم. 😣
گاهی بعد از پیادهروی، بعد از ورزش، یا حتی بعد از یه مهمونی، باز خودمو وزن میکردم تا ببینم چقدر تغییر کردم و از عدد ترازو انگیزه بگیرم یا نگرانی کنم! 🎢
برای خیلیها، نقش ترازو طوریه که نمیتونن حتی چند ساعت بدون وزن کردن زندگی کنن؛ چون از ندانستن عدد دقیق وزن خودشون میترسن! 😰
ترازو و رژیم؛ رابطهای پر از استرس
تو خیلی از برنامههای رژیمی، محاسبه اضافه وزن و نتیجه رژیم رو فقط با عدد روی ترازو میسنجن.
تصورش رو بکن: یه هفته یا حتی یک ماه کلی تلاش کردی، حسابی به برنامه رژیمت پایبند بودی، اما وقتی عدد ترازو همون نبود که دنبالش بودی، یه جوری سرزنش میشی و میگن چرا بهتر عمل نکردی!
در حالی که خیلی وقتها واقعا همه تلاشات رو کردی و حتی عالی هم عمل کردی، اما عدد ترازو نمیخواد راست بگه! 😓
واقعیت اینه…
استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن، به تنهایی هیچ تضمینی برای موفقیت در لاغری نیست!
بسیاری از روشهای لاغری فقط روی کم خوردن غذا و زیاد حرکت کردن تمرکز دارن، اما هیچ کدوم به برنامهریزی ذهن ما توجه نمیکنن.
وقتی ذهن آماده نباشه، این روشها بیشتر از چند هفته جواب نمیدن و اکثر افراد خیلی زود خسته میشن و کنار میکشن. 😞
چرا ترازو اینقدر مهم شده؟ 🤔
خیلی از ما چاقها به جای اینکه روی رفتار و دلیل اصلی چاقیمون کار کنیم، فقط چشممون به عدد ترازو دوخته شده.
از یه طرف فکر میکنیم چاقی تقصیر ما نیست و دلایل زیادی داره، از طرف دیگه عدد ترازو رو معیار سلامت و تناسب میدونیم و این باعث میشه همه احساساتمون به اون عدد وابسته بشه.
نکته مهم برای موفقیت در لاغری 🧠❤️
همونطوری که نمیشه همیشه کنترل کرد که دیگران درباره ما چی فکر کنن و حرف بزنن، نمیشه فقط با ترازو به لاغری دلخواه رسید!
اگر شادی و ارزشمندیمون وابسته به تایید ترازو باشه، هیچوقت احساس آرامش و لاغری پایدار رو تجربه نمیکنیم.
پس برای رسیدن به یه لاغری واقعی و آرامشبخش، باید از ترازو و اعدادش فاصله بگیریم و بیشتر به ذهن و رفتار خودمون توجه کنیم.

از چاقی تا لاغری؛ توهم یا واقعیت؟ 🤔⚖️
تو تمام سالهایی که چاق بودم، برای محاسبه اضافه وزن فقط به ترازو نگاه میکردم. هر بار که عدد ترازو بیشتر میشد، از خودم متنفر میشدم و کلی حس بد پیدا میکردم.
اما همین که عدد ترازو کمی کمتر میشد، خوشحال میشدم و فکر میکردم بالاخره تونستم لاغر شم! 🎉 اما مشکل اینجاست که شادی من از لاغری فقط به همون عدد روی ترازو وابسته بود.
یعنی به محض اینکه عدد دوباره تغییر میکرد، دوباره همون احساس چاقی و ناامیدی برمیگشت. 😞
اینکه با یه فرمول ساده و عدد روی ترازو بخوایم بگیم چاقیم یا نه، واقعاً یه توهمه! چون واقعاً نمیشه میزان چاقی رو فقط با اعداد روی ترازو مشخص کرد.
همینطور، خوشحال شدن صرف از کاهش عدد ترازو هم یه خیال پوچه! لاغری واقعی یعنی تغییر در احساس درونی، نگرش ذهنی و رفتار ما، نه فقط تغییر اعداد یا سایز دور کمر و باسن.
محاسبه اضافه وزن واقعی! 🧠❤️
محاسبه اضافه وزن واقعی باید بر اساس فرمولهای ذهنی چاقی، نگرش فرد و رفتارهای روزمرهاش باشه. این فرمولها قابل اندازهگیری دقیق نیستن چون ذهن ما مدام در حال تغییر و تصمیمگیریهای متفاوته.
لاغری واقعی هم یعنی تغییر عمیق در احساسات، نگرشها و رفتارها که اصلاً به راحتی قابل شمارش نیست!
پس استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن میتونه کاملاً مخرب باشه!
وقتی عدد بالا میره، احساس ناامیدی و ناراحتی شدید میاد که خودش باعث چاقتر شدن میشه. و وقتی عدد پایین میاد، مغز بهش به چشم موفقیت نگاه میکنه و فرد فکر میکنه دیگه میتونه برنامه رو رها کنه و خیلی زود دوباره به حالت اول برمیگرده. 🎢د کار اشتباهی است.
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن! ⚖️🧠
همه ما افراد چاق به خوبی تاثیر ترازو رو در زندگیمون حس کردیم.
حتی با اینکه در فایلها و آموزشهای «لاغری با ذهن» بارها درباره مضرات وزن کردن با ترازو صحبت شده،
ولی هنوز خیلیها عادت دارن هر روز، حتی هر ساعت برای محاسبه اضافه وزن خودشون روی ترازو برن! 😅
دسترسی راحت به ترازو باعث میشه همیشه بخوایم وزنمون رو چک کنیم، اما این تمرکز روی عدد ترازو نه تنها باعث ترس و اضطراب از چاقتر شدن میشه، بلکه امیدمون به لاغری رو هم کم میکنه. 😟
خلاصه اینکه…
عدد روی ترازو یه عدد «توهمی» هست!
نه برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید بهش اتکا کنیم، نه برای سنجش موفقیت در لاغری. چون عدد واقعی که تاثیرگذار هست، وزن ذهن ماست که هیچوقت با ترازو قابل اندازهگیری نیست! ✨
ترازو برای وزن ذهن نداریم!
همه ما فقط وزن جسممون رو میبینیم و فکر میکنیم همین کافیه، ولی واقعیت اینه که قبل از اینکه جسم چاق بشه، ذهن پر شده از فرمولهای چاقی و نگرشهای محدود کننده!
وقتی این فرمولها در ناخودآگاه ذخیره میشن، کمکم جسم هم چاق میشه.
مشکل کجاست؟
متاسفانه همه روشها و برنامههای لاغری که ادعا دارن کمک میکنن، فقط وزن جسم رو با ترازو میسنجن، و همین باعث شده موفقیت یا شکست رو فقط با همون عدد روی ترازو قضاوت کنیم،
در حالی که اصل ماجرا اصلاً اون عدد نیست!

ررابطه عدد وزنی جسم و عدد وزنی ذهن مثل رابطه کیلومترشمار و دور موتور ماشین است! 🚗🧠
میدونی عقربه دور موتور ماشین چیه؟ اون عددی که دور موتور رو نشون میده، صدها برابر عددی هست که کیلومترشمار سرعت ماشین رو نشون میده!
مثلاً اگه عقربه دور موتور روی عدد ۴ باشه، یعنی ۴۰۰۰ دور در دقیقه، اما کیلومترشمار فقط عدد ۱۰۰ رو نمایش میده، یعنی سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت.
حالا اینو بیا به محاسبه اضافه وزن خودمون ربط بدیم:
عدد وزنی که ترازو (وزن جسم) نشون میده، مثل عدد کیلومترشمار هست، نسبت به عدد وزنی ذهن ما (مثل دور موتور) خیلی کمتره!
یعنی وزن ذهنی ما از وزن جسمی که ترازو نمایش میده خیلی بالاتره.
پس چیکار کنیم؟ 🤔
برای محاسبه اضافه وزن واقعی خودت، فقط نباید به عدد ترازو دلخوش باشی!
باید به احساسات خودت دقت کنی و عدد وزنی ذهن خودت رو بسنجی.
مثلاً:
✅ اگر ترس و نگرانی از چاقتر شدن تو کمتر شده، یعنی عدد وزنی ذهنت داره کم میشه.
✅ اگر ترس از خوردن غذاها کم شده، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت در حال کاهشه.
✅ اگر عذاب وجدان بعد از غذا خوردن کمتر شده، نشونه کاهش عدد وزنی ذهنته.
✅ اگر راحتتر میتونی از خوردن بعضی غذاها بگذری، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت کمتر شده.
کلی نشونه هست برای تشخیص کاهش عدد وزنی ذهن! 🎉
بسیاری از دوستانی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردند، کاملاً این نشونهها رو حس کردند.
✍️ تمرین آموزشی: محاسبه اضافه وزن 🧠⚖️
آگاهی از محاسبه اضافه وزن در اصلاح فرمولهای ذهنی درباره چاقی و روند واقعی لاغری خیلی مهمه.
باید بدونیم که سالها رفتن روی ترازو و نگاه کردن به عددش، نه تنها به لاغری ما کمکی نکرد بلکه باعث شد فرمولهای چاقی ذهنمون قویتر بشن!
🎥 مراحل انجام تمرین:
- اول متن ویدیوی آموزشی رو خوب بخون
- بعد ویدیو رو تماشا کن
- در نهایت به سوالات زیر تو بخش نظرات این جلسه با دلسوزی و شرح کامل پاسخ بده
سوالهای تمرینی:
- 💬 نظر شما درباره استفاده از عدد وزنی برای محاسبه اضافه وزن چیه؟ آیا این روش رو مفید میدونی؟ لطفا توضیح بده.
- 💬 رابطه تو با ترازو چطوری بوده؟ چقدر از ترازو استفاده میکردی و این عدد روی احساس تو چه تاثیری داشت؟
- 💬 وقتی روشهای لاغری رو دنبال میکردی، ترازو چه نقشی تو برنامهات داشت؟
- 💬 به نظرت استفاده از ترازو به لاغرتر شدنت کمک کرده یا بالعکس؟
- 💬 لاغری با ذهن چطور باعث کاهش عدد وزنی ذهن و بعد عدد وزنی جسم میشه؟ لطفا شرح بده.
- 💬 درک و برداشت خودت از ویدیوی آموزشی رو به صورت انشایی بنویس.
- 💬 از این محتوا یه تمرین برای خودت طراحی کن و تو بخش نظرات به ما بگو چی کار کردی!
💙 خیلی دوست دارم نظراتت رو بخونم و دربارهشون با هم صحبت کنیم!👇
هر سوالی داشتی حتماً بپرس 😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.70 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام خداوند صبورم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات محاسبه اضافه وزن ذهن چاق
به نام خداوند بردبارم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن
خداوند و شاکرم برای هدایت امروزم به این گام زیبا
در گذشته خودم ، زمانهای که رژیم نمیگرفتم عادت هر
روزه ی من وزن کردن خودم بود، از ترس اینکه چاقتر نشوم و وقتی به مرز ۹۸ کیلو میرسیدم می افتادم به صرافت رژیم گرفتن و ورزش کردن
با شروع رژیم و ورزش دیگر مجاز به وزن کشی روزانه نبودم و باید هفتگی وزن میکردم
یک هفته سختی طاقت فرسا را تحمل میکردم و روز وزن کشی که می رسید همه چیز را از خودم جدا میکردم حتی گل سرم تا عددی را ببینم که انتظار من را برآورده میکرد
گاهی عدد خوبی کم کرده بودم و خوشحال میشدم و به رژیمم ادامه میدادم که البته این حالت مال همان هفته اول و دوم بود و گاهی عدد به جای پایین آمدن یا ثابت مانده بود یا در حد چند صد گرم افزایش پیدا کرده بود
که در هر دو حالت من دچار ناراحتی شدید میشدم و رژیم و ورزش را رها میکردم و همین روی ترازو رفتن و برآورده نشدن انتظار مد نظر من برای کاهش وزن، کلا همان مسیر غلط لاغری را هم متوقف میکرد و باعث میشد من باور کنم سرنوشتم چاقی است و این خلقت من است
وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم و در همان گامهای اول استاد فرمودند که : رژیم و ورزش و ترازو و متر را رها کنید
من واقعا متعجب و هاج و واج بودم ،پذیرشش برایم بسیار سخت بود پیش خودم میگفتم
من این همه کنترل کردم این همه رژیم و ورزش گرفتم یکسره وزن و سایز کردم مراقب چاقی بیشترم بودم اگه همه اینها را رها کنم ،یا خدا فکر کنم بشوم هزار کیلو و یه فوبیای وحشتناکی وجودم را فرا گرفت ؛
از طرفی قرص لاغری هم قبل ورودم به سایت خریده بودم .اولش وسوسه شدم قرص را شروع کنم اما بعدش گفتم راست میگن استاد نمیمیرم که، همه اینها رو رها کنم و با دل و جان یاد بگیرم ،بگزارم امتحان کنم من که این همه راه را رفتم و نشده این روش را هم امتحان میکنم
خلاصه مسیر تناسب فکری شروع شد ،هر روز گامی و آموزشی و من هر روز مشتاق تر از روز قبل میشدم و آرام آرام دیدم تمایلاتم و افکار ونگرشهایم در حال دگردیسی شده ،
باورم نمیشد کلی خوراکی هست ولی من نمیخورم
میبینم خوراکی ها رو به وفور ولی قبلش فکر میکنم که لازمه بخورم یا نه
به مرور هر چی جلوتر رفتم نه تنها در رفتار غذایی ام بلکه در رفتار اجتماعی ام هم تغییرات مثبت زیادی را حس میکردم
انگار یک من جدید در حال شکل گیری بود و هست
هر کلمه ای را بارها آنالیز میکردم و از هر آموخته ای درسی میگرفتم و دیدم لاغری هم مثل هر چیز دیگری که تا به حال یاد گرفته ام یاد گرفتنی است
برای من وزن ذهنی و جسمی مثالش اینطور است که
اگر بارش افکار منفی و فرمولهای ذهن چاق را به بارش برف تشبیه کنم و ذهنم را به درب ورودی خانه تشبیه کنم و جسمم را به پشت بام خانه تشبیه کنم به راحتی میتوانم به مفهوم وزن ذهنی پی ببرم
وقتی برف میبارد و روی پشت بام جمع میشود (بارش افکار و رفتار چاق کننده )حالا کلی برف روی پشت بام است (همون چاقی )ما تلاش میکنیم برفها را پارو کنیم (گرفتن انواع رژیم و ورزش و دارو و …..)و میاییم تمام آن برفها را از راحت ترین مسیر برف روبی که ریختن آن برفها جلوی درب خانه است شروع میکنیم و همه آن برفها را میریزیم جلوی در ورودی منزل و عملا دیگر آنقدر حجم برف جلوی در منزل زیاد میشود که ورود و خروج از منزل غیر ممکن میشود(فشار چاقی بر ذهن )
اگر تمام آن برفهای پارو شده جلوی در را، که روی هم انباشته شده تصور کنید میبینید تا قبل اینکه آنها را پارو کنید بصورت یکدست در تمام سطح پشت بام پخش بودن ولی ما با پارو کردن یک کوه برف را سد راه ورود وخروج خودمان کردیم و در خانه زندانی شدیم و گیر برف افتادیم
دقیقا وقتی رژیم میگیرم وزن جسممان کم میشود اما در اصل داریم روی وزن ذهنمان اضافه میکنیم بدون اینکه متوجه این اشتباه باشیم .
خوب شاید سوال پیش بیاید پس چی کار کنیم؟
برف می آید پارو نکنیم ؟
وقتی چاقیم رژیم و ورزش نکنیم ؟
نه منظور این نیست؛ معلوم است که اگه برفها را پارو نکنیم سقف خانه خراب میشود زیر آن حجم اضافه بار و روی سرمان آوار میشود
اگه دنبال راه کار لاغری نباشیم هم همین است،به مرور اضافه وزن و چاقی بیشتر باعث بروز مشکلات جسمی و روحی جبران ناپذیری میشود
اما اما منظور این است که از راه درست و اصولی با این مشکل روبرو شویم
تا زمانی که بارش برف قطع نشود خوب مسلم است مدام بر حجم و وزن برفهای پشت بام اضافه میشود پس اول باید بارش افکار و رفتار چاق کننده را با روش کشف و درمان فرمولهای چاق کننده، که فقط و فقط در مسیر لاغری با ذهن انجام میشود باید متوقف کنیم
وقتی بارش تمام شد حالا باید اصولی برفها را پارو کنیم به جای اینکه شتابزده و با عجله از راحترین راه آنها را از روی پشت بام به پایین پرتاب کنیم و جلوی درب منزل بریزیم و خودمان را گرفتار کنیم
از طریق یادگیری لاغری با ذهن آرام آرام برفها را پارو کنیم و در اطراف خانه بریزیم و جلوی درب ورودی را مسدود نکنیم درسته ریختن برفها جلوی درب خانه راحتترین راه خلاصی از برفهای پشت بام است (مثل روشهای غلط لاغری)اما ما را به دام می اندازد و گرفتار میشویم
یا حتی میتوانیم فشار ذهنی که استفاده از روشهای غلط لاغری به ما میآورند را مثل فنر تصور کنیم ؛
که ما داریم مدام فنر ذهن خودمان را فشرده میکنیم با انجام روشهای لاغری رژیم و ورزش و فشارهای جسمی جهت لاغری و مشخصه که این فنر اگر رها بشود(رها کردن رژیم و ورزش)به شدت انرژی ذخیره شده خودش را آزاد میکند و از جای اول خودش هم جلوتر میرود(چاقتر شدن بیشتر ما)
پس ما ابتدا باید ذهن و افکار و نگرشهایمان را اصلاح کنیم لاغری و تناسب به مرور خودش اتفاق می افتد
همونطور که اگر بارش برف قطع بشود(همان رفتارها و نگرشها و افکار چاق کننده متوقف شوند ) و آفتاب بر برفهای روی پشت بام بتابد (آموزشهای صحیح لاغری با ذهن همان آفتاب است )تمام برفهای روی بام (چاقی جسمی ما )بدون نیاز به پارو کردن(انواع روشهای لاغری) شروع میکنن به آب شدن (لاغر و متناسب میشیم)
پس کار را باید از ریشه و اصولی درست کرد
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
توجه ما به جسم ما را از اصل آموزش دور میکند در کامنت دوستان میخواندم که گاهی تحریک شدن که کنار روش لاغری با ذهن از روشهای لاغری گذشته هم استفاده کنند تا سریعتر به لاغری برسند
به نظرم این کار بزرگترین اشتباه و دیدگاه است و این افراد با عجله کردن و توجه به جسم نه تنها فشار جسمی آنها کم نمیشود بلکه فشار ذهنی آنها بیشتر از قبل هم میشود
چون دچار یک چندگانگی میشوند
ما اینجا در تلاشیم ترس از خوراکی ها را ازبین ببریم اما تمام رژیمها و کم خوری ها خود ترس از خوردن هستند
ما در تلاشیم از چاقی نترسیم استفاده از روشهای غیر اصولی لاغری خودشان یعنی ترس از چاقی و تلاش برای رفع آن
ما در مسیر تناسب فکری داریم با تمام آموزشهای غلط گذشته خودمان مقابله میکنیم این آموزشها فراموش شدنی نیستن ،بلکه ما تلاش میکنیم چیزهایی بهتر از آنها را یاد بگیریم و جایگزین آنها کنیم در حالی که هر دو هستن ما بهترین را استفاده میکنیم تا به بالندگی برسیم.
ما میدانیم فحش دادن زشت است اما همه ما کلی فحش بلد شده ایم ،اما یاد گرفته ایم با ادب و نزاکت رفتار کنیم و از آن فحشها استفاده نکنیم، حتی وقتی تحت فشارعصبی هم هستیم تلاش میکنیم فحش ندهیم
چطور ممکن است از خودمان انتظار با شخصیت بودن داشته باشیم ولی هر بار که عصبی میشویم بی شخصیت رفتار کنیم و از الفاظ رکیک استفاده کنیم ؟
پس یک جای کار میلنگد
دوستان عزیزم گول نخورید دنبال راه میانبر نباشید
هر چه میخواهیم همین جاست خیلی ساده و خیلی راحت
اینجا خدا در جریان است اینجا اعتماد موج میزند اینجا همان مسیر تکامل است
من با عشق ادامه میدهم و به ترازو و رژیم و کم خوری و ورزش و دارو وجراحی و……..اعتماد ندارم چون امتحان کردم بارها و بارها امتحان کردم نتیجه خوبی نگرفتم مگر عاقل چند بار از یک سوراخ گزیده میشود من بارها بخاطر ندانستن راه درست گزیده شدم اما الان که راه درست را بلدم چرا باید گزیده شوم
برادر زاده ام از وقتی یاد دارد که من عمه اش بوده ام ،همیشه من را در حال رژیم و کالری شماری دیده است او با تعجب میگفت عمه اینقدر لاغر شدی واقعا کالری شماری هم نداری ؟ورزش چی؟رژیم ؟
وای عمه چقدر عوض شده اخلاقت چقدر لاغر شدی
و هر چقدر اصرار کرد بیا برو روی ترازو بهت نمیگیم چند کیلو هستی ما کنجکاویم هر چقدر اصرار کرد من حاضر نشدم خودم رو وزن کنم حتی اگر عدد و بهم نگن چون فعل غلط کلا غلطه
اگر من خط قرمزها رو بشکنم اون وقت شکوندن خطهای دیگه هر روز راحت تر میشه و با عبور از هر خط قرمز باید فقط نظاره گر نابودی خودم باشم
تخم مرغ دزد شتر دزد میشود
من هرگز خودم را گول نمیزنم ،روی ترازو رفتن حتی اگر عددش را نفهمیم مدام حس کنجکاوی ذهنی ما رو تحریک میکنه و ما نباید ذهنمون در این مسیر گمراه یا تحریک بشه
توجه به جسم ما رو از توجه به ذهن بازمیدارد و چیزی جز شکست انتظار ما رو نمیکشه
در مسیر تناسب اگر استاد توانستن من هم میتوانم اگر دوستان شگفتی سازم توانستن من هم میتوانم
لاغری سهم من است حق من است و من به آن دست می یابم پس
الهی به امید تو