0

محاسبه درصد چاقی ذهنی: چند درصد از ذهنت درگیر اضافه‌وزنه؟ (گام ۴۸)

محاسبه اضافه وزن
اندازه متن

سال‌ها، هر روز با دقت می‌رفتم روی ترازو تا محاسبه اضافه وزنم رو انجام بدم و ببینم چقدر چاق‌تر یا لاغرتر شدم 😓.

اما وقتی با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، فهمیدم وزن واقعی فقط عددی که روی ترازو می‌بینم نیست! 🤯 وزن ذهن و افکارم هم تأثیر بزرگی روی اضافه وزنم دارند.

حالا یاد گرفتم برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید وزن افکارم رو هم حساب کنم؛ یعنی باید افکار و باورهای منفی رو سبک کنم تا بدنم هم سبک‌تر بشه 🧠✨. اینطوری مسیر لاغری برام خیلی متفاوت و پایدار شده!

نقش ترازو در زندگی افراد چاق ⚖️

همه ما که اضافه وزن داریم، معمولا از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و بررسی میزان کاهش وزن استفاده می‌کنیم، ولی این‌کار بیشتر باعث احساس ناراحتی و حتی دلسردی می‌شه. 😞

هر بار که رژیم می‌گرفتم، از همون روز اول چندین بار خودمو وزن می‌کردم که ببینم چقدر لاغر شدم.

اگر عدد ترازو کمتر از قبل بود، کلی خوشحال می‌شدم، ولی اگه عدد تغییر نمی‌کرد یا حتی بالا می‌رفت، داغون می‌شدم. 😣

گاهی بعد از پیاده‌روی، بعد از ورزش، یا حتی بعد از یه مهمونی، باز خودمو وزن می‌کردم تا ببینم چقدر تغییر کردم و از عدد ترازو انگیزه بگیرم یا نگرانی کنم! 🎢

برای خیلی‌ها، نقش ترازو طوریه که نمی‌تونن حتی چند ساعت بدون وزن کردن زندگی کنن؛ چون از ندانستن عدد دقیق وزن خودشون می‌ترسن! 😰

ترازو و رژیم؛ رابطه‌ای پر از استرس

تو خیلی از برنامه‌های رژیمی، محاسبه اضافه وزن و نتیجه رژیم رو فقط با عدد روی ترازو می‌سنجن.

تصورش رو بکن: یه هفته یا حتی یک ماه کلی تلاش کردی، حسابی به برنامه رژیمت پایبند بودی، اما وقتی عدد ترازو همون نبود که دنبالش بودی، یه جوری سرزنش می‌شی و می‌گن چرا بهتر عمل نکردی!

در حالی که خیلی وقت‌ها واقعا همه تلاش‌ات رو کردی و حتی عالی هم عمل کردی، اما عدد ترازو نمی‌خواد راست بگه! 😓

واقعیت اینه…

استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن، به تنهایی هیچ تضمینی برای موفقیت در لاغری نیست!

بسیاری از روش‌های لاغری فقط روی کم خوردن غذا و زیاد حرکت کردن تمرکز دارن، اما هیچ کدوم به برنامه‌ریزی ذهن ما توجه نمی‌کنن.

وقتی ذهن آماده نباشه، این روش‌ها بیشتر از چند هفته جواب نمی‌دن و اکثر افراد خیلی زود خسته می‌شن و کنار می‌کشن. 😞

چرا ترازو اینقدر مهم شده؟ 🤔

خیلی از ما چاق‌ها به جای اینکه روی رفتار و دلیل اصلی چاقیمون کار کنیم، فقط چشم‌مون به عدد ترازو دوخته شده.

از یه طرف فکر می‌کنیم چاقی تقصیر ما نیست و دلایل زیادی داره، از طرف دیگه عدد ترازو رو معیار سلامت و تناسب می‌دونیم و این باعث می‌شه همه احساسات‌مون به اون عدد وابسته بشه.

نکته مهم برای موفقیت در لاغری 🧠❤️

همونطوری که نمی‌شه همیشه کنترل کرد که دیگران درباره ما چی فکر کنن و حرف بزنن، نمی‌شه فقط با ترازو به لاغری دلخواه رسید!

اگر شادی و ارزشمندی‌مون وابسته به تایید ترازو باشه، هیچ‌وقت احساس آرامش و لاغری پایدار رو تجربه نمی‌کنیم.

پس برای رسیدن به یه لاغری واقعی و آرامش‌بخش، باید از ترازو و اعدادش فاصله بگیریم و بیشتر به ذهن و رفتار خودمون توجه کنیم.

از چاقی تا لاغری؛ توهم یا واقعیت؟ 🤔⚖️

تو تمام سال‌هایی که چاق بودم، برای محاسبه اضافه وزن فقط به ترازو نگاه می‌کردم. هر بار که عدد ترازو بیشتر می‌شد، از خودم متنفر می‌شدم و کلی حس بد پیدا می‌کردم.

اما همین که عدد ترازو کمی کمتر می‌شد، خوشحال می‌شدم و فکر می‌کردم بالاخره تونستم لاغر شم! 🎉 اما مشکل اینجاست که شادی من از لاغری فقط به همون عدد روی ترازو وابسته بود.

یعنی به محض اینکه عدد دوباره تغییر می‌کرد، دوباره همون احساس چاقی و ناامیدی برمی‌گشت. 😞

اینکه با یه فرمول ساده و عدد روی ترازو بخوایم بگیم چاقیم یا نه، واقعاً یه توهمه! چون واقعاً نمی‌شه میزان چاقی رو فقط با اعداد روی ترازو مشخص کرد.

همینطور، خوشحال شدن صرف از کاهش عدد ترازو هم یه خیال پوچه! لاغری واقعی یعنی تغییر در احساس درونی، نگرش ذهنی و رفتار ما، نه فقط تغییر اعداد یا سایز دور کمر و باسن.

محاسبه اضافه وزن واقعی! 🧠❤️

محاسبه اضافه وزن واقعی باید بر اساس فرمول‌های ذهنی چاقی، نگرش فرد و رفتارهای روزمره‌اش باشه. این فرمول‌ها قابل اندازه‌گیری دقیق نیستن چون ذهن ما مدام در حال تغییر و تصمیم‌گیری‌های متفاوته.

لاغری واقعی هم یعنی تغییر عمیق در احساسات، نگرش‌ها و رفتارها که اصلاً به راحتی قابل شمارش نیست!

پس استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن می‌تونه کاملاً مخرب باشه!

وقتی عدد بالا می‌ره، احساس ناامیدی و ناراحتی شدید میاد که خودش باعث چاق‌تر شدن می‌شه. و وقتی عدد پایین میاد، مغز بهش به چشم موفقیت نگاه می‌کنه و فرد فکر می‌کنه دیگه می‌تونه برنامه رو رها کنه و خیلی زود دوباره به حالت اول برمی‌گرده. 🎢د کار اشتباهی است.

مقایسه وزن جسم و وزن ذهن! ⚖️🧠

همه ما افراد چاق به خوبی تاثیر ترازو رو در زندگی‌مون حس کردیم.

حتی با اینکه در فایل‌ها و آموزش‌های «لاغری با ذهن» بارها درباره مضرات وزن کردن با ترازو صحبت شده،

ولی هنوز خیلی‌ها عادت دارن هر روز، حتی هر ساعت برای محاسبه اضافه وزن خودشون روی ترازو برن! 😅

دسترسی راحت به ترازو باعث میشه همیشه بخوایم وزنمون رو چک کنیم، اما این تمرکز روی عدد ترازو نه تنها باعث ترس و اضطراب از چاق‌تر شدن میشه، بلکه امیدمون به لاغری رو هم کم می‌کنه. 😟

خلاصه اینکه…

عدد روی ترازو یه عدد «توهمی» هست!

نه برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید بهش اتکا کنیم، نه برای سنجش موفقیت در لاغری. چون عدد واقعی که تاثیرگذار هست، وزن ذهن ماست که هیچ‌وقت با ترازو قابل اندازه‌گیری نیست! ✨

ترازو برای وزن ذهن نداریم!

همه ما فقط وزن جسممون رو می‌بینیم و فکر می‌کنیم همین کافیه، ولی واقعیت اینه که قبل از اینکه جسم چاق بشه، ذهن پر شده از فرمول‌های چاقی و نگرش‌های محدود کننده!

وقتی این فرمول‌ها در ناخودآگاه ذخیره میشن، کم‌کم جسم هم چاق میشه.

مشکل کجاست؟

متاسفانه همه روش‌ها و برنامه‌های لاغری که ادعا دارن کمک می‌کنن، فقط وزن جسم رو با ترازو می‌سنجن، و همین باعث شده موفقیت یا شکست رو فقط با همون عدد روی ترازو قضاوت کنیم،

در حالی که اصل ماجرا اصلاً اون عدد نیست!

محاسبه اضافه وزن

ررابطه عدد وزنی جسم و عدد وزنی ذهن مثل رابطه کیلومترشمار و دور موتور ماشین است! 🚗🧠

می‌دونی عقربه دور موتور ماشین چیه؟ اون عددی که دور موتور رو نشون میده، صدها برابر عددی هست که کیلومترشمار سرعت ماشین رو نشون میده!

مثلاً اگه عقربه دور موتور روی عدد ۴ باشه، یعنی ۴۰۰۰ دور در دقیقه، اما کیلومترشمار فقط عدد ۱۰۰ رو نمایش میده، یعنی سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت.

حالا اینو بیا به محاسبه اضافه وزن  خودمون ربط بدیم:

عدد وزنی که ترازو (وزن جسم) نشون میده، مثل عدد کیلومترشمار هست، نسبت به عدد وزنی ذهن ما (مثل دور موتور) خیلی کمتره!

یعنی وزن ذهنی ما از وزن جسمی که ترازو نمایش میده خیلی بالاتره.

پس چیکار کنیم؟ 🤔

برای محاسبه اضافه وزن واقعی خودت، فقط نباید به عدد ترازو دلخوش باشی!

باید به احساسات خودت دقت کنی و عدد وزنی ذهن خودت رو بسنجی.

مثلاً:

✅ اگر ترس و نگرانی از چاق‌تر شدن تو کمتر شده، یعنی عدد وزنی ذهن‌ت داره کم میشه.

✅ اگر ترس از خوردن غذاها کم شده، یعنی باز هم عدد وزنی ذهن‌ت در حال کاهشه.

✅ اگر عذاب وجدان بعد از غذا خوردن کمتر شده، نشونه کاهش عدد وزنی ذهنته.

✅ اگر راحت‌تر می‌تونی از خوردن بعضی غذاها بگذری، یعنی باز هم عدد وزنی ذهن‌ت کمتر شده.

کلی نشونه هست برای تشخیص کاهش عدد وزنی ذهن! 🎉

بسیاری از دوستانی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردند، کاملاً این نشونه‌ها رو حس کردند.

✍️ تمرین آموزشی: محاسبه اضافه وزن 🧠⚖️

آگاهی از محاسبه اضافه وزن در اصلاح فرمول‌های ذهنی درباره چاقی و روند واقعی لاغری خیلی مهمه.
باید بدونیم که سال‌ها رفتن روی ترازو و نگاه کردن به عددش، نه تنها به لاغری ما کمکی نکرد بلکه باعث شد فرمول‌های چاقی ذهن‌مون قوی‌تر بشن!

🎥 مراحل انجام تمرین:

  1. اول متن ویدیوی آموزشی رو خوب بخون
  2. بعد ویدیو رو تماشا کن
  3. در نهایت به سوالات زیر تو بخش نظرات این جلسه با دل‌سوزی و شرح کامل پاسخ بده

سوال‌های تمرینی:

  • 💬 نظر شما درباره استفاده از عدد وزنی برای محاسبه اضافه وزن چیه؟ آیا این روش رو مفید می‌دونی؟ لطفا توضیح بده.
  • 💬 رابطه تو با ترازو چطوری بوده؟ چقدر از ترازو استفاده می‌کردی و این عدد روی احساس تو چه تاثیری داشت؟
  • 💬 وقتی روش‌های لاغری رو دنبال می‌کردی، ترازو چه نقشی تو برنامه‌ات داشت؟
  • 💬 به نظرت استفاده از ترازو به لاغرتر شدنت کمک کرده یا بالعکس؟
  • 💬 لاغری با ذهن چطور باعث کاهش عدد وزنی ذهن و بعد عدد وزنی جسم می‌شه؟ لطفا شرح بده.
  • 💬 درک و برداشت خودت از ویدیوی آموزشی رو به صورت انشایی بنویس.
  • 💬 از این محتوا یه تمرین برای خودت طراحی کن و تو بخش نظرات به ما بگو چی کار کردی!

💙 خیلی دوست دارم نظراتت رو بخونم و درباره‌شون با هم صحبت کنیم!👇
هر سوالی داشتی حتماً بپرس 😊

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.70 از 60 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=30316
65 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شقایق
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۵ ۰۲:۴۵
      مدت عضویت: 1971 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      با سلام . در ابتدای نوشته م تشکر میکنم از استاد گرانقدر چقدر این متن و فایل فوق العاده بود .

      من قبل از ورود به مسیر لاغری با ذهن بارها و بارها وزن کم کردم و اکثر اونا هم رژیم و کم خوری و کالری شماری و دکتر تغذیه بود و بعد ازتموم شدن دوره ها  وزن من به سرعت برمیگشت سر جای اولش

       دقیقا مثل همان مورچه ای که با زحمت و سختی بار سنگینی را  از دیواری بالا میبرد و به محض یک اشتباه کوچک  بار از دهانش می افتاد و سقوط و مورچه می ماند و یک تلاش بی فایده 

      و حالا که خوب فکر میکنم من هم دقیقا همان مورچه بودم ، رژیم میگرفتم  ،  و خودم را از غذاها منع میکردم و هزار جور فشار و عذاب و سختی به خودم تحمیل میکردم ، 

      یادمه دقیقا قبل از اشنایی ام با لاغری با ذهن به یک دکتر تغذیه  مراجعه کرده بودم . تابستان بود و فصل هندوانه و من که عاشق این میوه اما متاسفانه جناب دکتر مرا از خوردن این میوه محروم کرده  ولی  خانواده میخوردند و من فقط نگاه ، من فقط حسرت

       خلاصه که تابستان تمام شد و حسرت خوردن آن میوه ی آبدار و خوشمزه به دل من ماند 

      این تنها یک نمونه از آن حسرت ها بود . و خدا میداند همین تحریمها و محدودیتها چه بر سر ذهن بیچاره ی من آورد و چقدر وزن ذهنی مرا زیاد میکرد

      الان که خوب فکر میکنم میبینم وزن ذهن من به اندازه ی تمام آن رژیمها ، محدودیتها ، حسرتها ، سرزنشها ،  عذابها و…  بوده

      واقعا اگر آن وقتها ترازویی وجود داشت که  میتوانست ذهن و افکار مرا بسنجد    شاید عددش  خیلی بیشتراز عددی بود که   وزن جسم مرا نشان می داد

      هر چقدر ما با روشهای غلط لاغر میشدیم به همان نسبت ذهن ما تحت فشار بود دقیقا مثل فنری که بخواهیم با فشار بکشیم و نگهش داریم  اگر  آن فشار گرفته بشه فنر به سرعت تمام بجای اولش بر میگرده

      این نشان میده که شخصی که با روشهای نا درست لاغر شده اتفاقا عدد چاقی ش خیلی زیاده . خیلی بیشتر از آن چند کیلویی که ترازوی زیر پایش نشان میدهد

      پس نتیجه می گیریم وزنی که روی ترازو نشان می دهد اصلا قابل اطمینان نیست

       اعدادی که دور بازو ، دور مچ  نشان می دهند اصلا قابل اطمینان نیست

       چون روشهایی که این اعداد نتیجه ی آنهاست هم اصلا قابل اطمینان نبودند

       چون به محض رها شدن همه آن اعداد و ارقام بهم می ریخت اما در روش صحیح لاغری  ،    معیار  سنجش ما حال و احساس ماست چیزی که در روشهای نا درست قبلی اصلا توجهی بهش نمی شد  

      اما در درسترین روش لاغری  از همان روز اول حال خوب ، بازگشت اعتماد به نفس ،احساس عالی ، ارامش ذهنی و هزاران مزیت دیگر که نشان از درستی هر چه بیشتر این مسیر است این است که قابل  اعتماداست بازگشت همه ی انچه که طی سالها از ما ربوده شده بود

      و کلام اخر

      در این مسیر معیار و محک من هرگز ترازو نیست و موفقیت من هیچ ربطی به ترازو نداره بلکه معیار و موفقیت من حال و احساس منه که بسیار عالیه و آرامش ذهنی که از بدو آشناییم به این مسیر دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۴ ۱۵:۱۵
      مدت عضویت: 1845 روز
      امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 525 کلمه

      نکات فایل اموزشی وزن ذهن شما چقدر است؟!

      عددی که ترازو به من نشون داد،فهمیدم که من فقط باید ۵ کیلو کم کنم.(از لحاظ جسمی) اما من باید ۱۰ کیلو کم کنم (از لحاظ ذهنی) چرا؟چون ترموستات ذهنی من روی همون ۶۵ کیلو مونده…مقدار اضافه وزن من توی ذهنم همون ۱۰ کیلو هست.

      مثال مورچه به وضعیت افرادی که چاق هستند خیلی شباهت داره.چرا مورچه هر بار میوفته؟ چون وزن باری که با خودش داره از خودش بیشتره.و حالا چرا فرد چاق بعد از روش غیرذهنی که به لاغری میرسه دوباره چاق تر میشه؟ چون وزن ذهنی اون از وزن جسم خودش بیشتره.یعنی شاید من ۵۵ کیلو هم بشم اما ترموستات ذهنی من روی همون ۶۵ کیلو مونده‌پس من باید اون رو تغییر بدم و از لحاظ ذهنی عوص بشم و ۵۵ کیلو رو باور و تایید کنم.

      وزن جسم رو هرجور شده میشه کم کرد.اما وزن ذهن رو چطور؟!

      ((ترازو زیر پای منه،اگر یک ترازو روی ذهن من بزارن اون موقع سنجش وزن من درست از اب در میاد))ترازو اگر روی ذهن من قرار بگیره میزان افکار و عادات چاق کننده من رو نشون میده و این وزن درسته نه عددی که روی وزنه میبینم.

      من از بالا به پایین چاق شدم(یعنی اول ذهنم افکار چاق کننده داشت،بعد وارد جسمم شد) پس باید از بالا به پایین هم لاغر بسم(یعنی اول ذهنم افکار لاغرکننده ایجاد کنه و بعد وارد جسمم بشه)

      کاهش وزنی که ترازو نشون میده قابل اعتماد نیست! مگر اینکه از لحاظ ذهنی باشه..البته وقتی از روش ذهنی استفاده کنی نیازی نداری که بدونی چند کیلو هستی یا چه سایزی داری.چون انقدر درگیر حس خوب و ارامش میشی همه چیز یادت میره..! اینکه چرا وارد سایت شدی رو هم فراموش میکنی..

      شما گفتید بنویسم : زمانی که اضافه وزن داشتم چه مقدار فشار ذهنی تحمل میکردم؟ و زمانی که برای رفع اضافه وزن از روش های مختلف استفاده کردم چه فشار ذهنی رو حمل میکردم؟

      راستش من وقتی ۶۵ کیلو هم بودم احساس خیلی چاقی نمیکردم.گاهی توی وجودم دوست داشتم لاغرتر باشم یا صورتم زاویه داشته باشه،اما اقدام انچنانی براش نکردم.و هرچی دوست داشتم میخوردم کسی هم بهم نمیگفت چاقی یا لاغر! همه میگفتن تو خوب و معمولی هستی ولی وقتی زد به سرم و رژیم سختم رو شروع کردم دیگه روزهای جهنمی شروع شد دائم روی ترازو بودم، خودم رو سایز میکردم،مشغول پخت و پز غذای مخصوص خودم بودم و …پشت کار و اراده اهنین هم داشتم چون من اون موقع لاغری رو با تمام وجودم میخاستم و یکی تز دلایل خسته نشدنم همین بود.به عشقِ لاغری هررررکاری میکردم.اما حالا چرا نمیکنم؟ حالا چرا لیز خوردم؟ لیز خوردم اما هنوز توی مسیرم(حرف صبا یادم نمیره..توی لایو گفت: لیز خوردن هم خودش یک مسیره.پس ما چرا ادامه ندیم؟)

      کاهش وزن جسمی فقط فشار ذهنی من رو بیشتر میکنه یعنی بین کاهش وزن جسمی و فشار ذهنی رابطه عکس وجود داره ولیکاهش وزگ ذهنی فشار ذهن رو هم کم میکنه چون ارامش و خیالِ راحت داری .

      نکته ای که اخر فایل گفتین هم توجه من رو جلب کردچون این روزها داشتم اصافه کردن خودم رو تایید میکردم اونم با گفتن اینکه من از خیلی ها لاغرترم و خداروشکر که مثل خیلی ها نیستم…ولی حالا من رو اگاه کردین و سپاسگزارم سپاس فراوون بابت این فایل و سایت فوق العادتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شیرین محصلی
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۴ ۱۱:۵۸
      مدت عضویت: 2539 روز
      امتیاز کاربر: 17423 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      باعرض سلام خدمت استاد عزیزم ودوستان متناسبم ،مرسی استاد فایل خیلی عالی بود ،بله همن طوره وقتی بدنمون چاقه این نشانه ی چاقی چند برابر ذهنمونه وشماره ی روی ترازو فقط اضافه وزن ودر واقع وزن بدنمون رو نشون می ده ووزن ذهن چاقمون خیلی بیشتر از اینه وواقعا خوشحالم که از ماتعهد گرفید که نریم روی ترازو من که راحت شدم چون استرس اینکه چند کیلوم رو ندارم وبرام مهم نیست چند کیلو لاغر شدم واین در حالیکه که ترازو توی خونه زیر کابینت وهمیشه چشمم بهش میوفته واصلا کنجکاو نمی شم خودم رو وزن کنم وحتی وقتی بقیه اعضای خانواده خودشون رو وزن می کنن اصلا تحریک نمی شم چون ارامشی رو کسب کردم که اصلا حاضر نیستم از دستش بدم ومن به اون دوست عزیزی که به واتس اپ پیام دادن وسوال پرسیدن بهشون پیشنهاد می دم توی دوره ی ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنن همون یک دوره کافیه برای لاغری همیشگی وهر چقدر بیشتر درش بمونی درهای بسته ی بیشتری جلوی روت باز می شه خیلی دیدگاهت به دنیای اطراف ،دوستان ومسائل عوض می شه به آرامش ولذتی درونی دست پیدا می کنی که حاضر به از دست دادنش نمی شی درک می کنی که چقدر زندگی زیباست وارزشمند هستی چون برات راجب این دوره سوال پیش اومده پس حس درونیت ودر واقع خدا تو رو هدایت کرده پس با اطمینان وارد شو وخودت رو از بند اینکه چند کیلوم وچقدر باید لاغربشم رها کن وزندگی کن من نزدیک دوسالی می شه به این دوره هدایت شدم ودر بدترین شرایط روحی وجسمی بودم بشدت بیمار بودم وحسم ودرونم من رو به این دوره هدایت کرد وقتی من در دوره شرکت کردم اصلا هدفم لاغری نبود فقط می خواستم تغییر کنم ومی دونستم مشکلی دارم ومی خواستم از اون شرایط بدی که درش زندگی می کنم نجات پیدا کنم وخدا جواب من رو داد وباشرکت در این دوره زندگیم متحول شد وروابطم بهتر شد وروز به روز بهتر وبهتر شدم ویه جوری شده که همسرم از اون اشخاصیه که به خرید اینترنتی اعتماد نمی کنه ولی تغییرات روحی من رو اول دید وبعدش جسمی هر چند وقت یکبار بهش می گم یه دوره ی جدید می خوام شرکت کنم بدون هیچ اعتراضی پولش رو واریز می کنه ،من قبل از شرکت در این دوره بارژیمهای سخت خیلی به خودم فشار می اوردم وباسختی فقط چند کیلویی کم می کردم وبعد بقیه اش برمی گشت ویادمه هر وقت بخاطر مشکل جسمانیم می رفتم دکتر وبهم می گفتن که فقط ده درصد از وزنت رو کم کنی حله وخوب می شی واین توی ذهنم خیلی بیشتر بود وبرام غیر ممکن بود ولی الان شاید پنجاه درصد وزنم رو کم کرده باشم بالذت وشادی وبدون هیچ محدودیتی من دو ماه پیش رفتم خرید ولباس باسایز ۴۰ می پوشیدم والان با سایز ۳٨ هم می تونم بپوشم وهمکارام همش می گن چطور لاغر شدی ،چکار می کنی حتما ورزش سنگین انجام دادی ومن باخنده می گم نه والا بخاطر بچه داری فرصت ورزش کردن رو ندارم واصلا جوابی ندارم برای اینکه براشون توضیح بدم که چطور لاغر شدم نه رژیم گرفتم نه ورزش ،از ر غذایی که دوست دارم می ورم ولاغر هم می شم این یعنی لاغری با ذهن ،استاد در مورد سایتم بگم که نه فقط جای اعتماد برای چاقها برای لاغریه می تونه توی مسائل مختلف زندگی بهمون کمک کنه من دیشب حالم بد بود وروی بدنم تاثیر گذاشت وبرای اینکه آروم بشم وبتونم حالم رو خوب کنم روی تخت خوابم دراز کشیدم واین فایل شما رو نگاه کردم وفکر کنم تانصفه نرسید که من خوابم گرفت والان صبح از دیروز خیلی بهترم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۴ ۰۹:۵۵
      مدت عضویت: 2430 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 659 کلمه

      سلام🙂

      چقدر نوشته ابتدای فایل اونم قسمتهای مربوط به دوران کودکی ناراحت کننده بود چقدر حرف دیگران و نظرشون از همون بچگی اعتماد به نفس ما رو کم کرده و چقدر روشهایی که استفاده میکنن تا کسی به زور لاغر بشه زجر آور و تحقیر کننده است

      الان در کشورهای پیشرفته دنیا کتک زدن بچه ها کودک آزاری محسوب میشه و هر کسی اونو انجام بده مجرم هست و میتونی با دیدن این صحنه به پلیس زنگ بزنی به خاطر اثرات نامطلوبی که بر روح و روان کودک میذاره.از اون دردناکتر کتک خوردن به خاطر چاقیه به خاطر پرخوری…آخه چه گناهی داره اون بچه ….من مادر با طرز فکر اشتباهم اون رو چاق کردم من خواستم مادریم رو ثابت کنم و مورد تایید بقیه باشم که به بچه ام میرسم و وزن و قد بچه ام بالاتر از نموداره

      ما ها هستیم که عاشق بچه های تپلیم دلمون قنج میره برای چینهای دست و پاشون و اینطوری تایید میکنیم تپلی رو در ذهن اون مادر و اون بچه

      کادر درمان و پرسنل مراکز بهداشتی هستن که اگه وزن بچه ات کم باشه به مادر تذکر میدن داروی تقویتی پیشنهاد میکنن بچه ات رو به دکتر معرفی میکنن و…

      بچه من همیشه در نمودار وزن پایینتر از اونی بود که نرمال هم بود وموقعی که برای واکسن مراجعه میکردم و قد و وزنش رو میگرفتن وقدش عالی ولی وزنش یه کوچولو کمتر از نرمال بود تذکرها شروع میشد….خانم دکتر شما که خودت میدونی…دیگه شما چرا؟  ؟؟  و من برای اینکه این حرفها رو نشنوم خودم ماه تا ماه نمودار بچه ام رو روی اون چارت رسم میکردم و فقط واکسن تا واکسن بچه ام رو میبردم مرکز بهداشت …

      الان که پسرم ۱۵ سالشه قد بلند داره با یه اندام کاملا متناسب که از تمام گروههای غذایی هم میخوره ولی به اندازه نیازش

      برای همین الانم وقتی مراجعی درباره کمبود وزن بچه اش ازم مشاوره میگیره و از بی اشتهایی بچه اش گله داره و درخواست داروی تقویتی داره اگه قد و دور سر خوب باشه فقط مادر رو دلگرم میکنم که نیارگزی به داروی تقویتی نیست و نیازی به هیچ زور و اجبار هم برای غذا دادن به بچه ها نیست و اون بچه کاملا طبیعی رفتار میکنه و در دوران نوجوانی همه چی روی علتک می افته

      تنها جایی که میگن چاقی تو از ذهن تو شروع میشه و روند لاغر شدن باید از بالا به پایین باشه این سایته و برای متناسب شدن ذهنی نیازی به اینهمه رنج و سختی و محدودیت و نخوری و ورزش نیست.

      منم شاید قبلنا وسوسه میشدم که رژیم و ورزش بگیرم مخصوصا وقتی میدیم که کسی در مدت کوتاهی وزن زیادی رو کم میکرد و بارها ذهن من خواسته منو نا امید کنه از لاغری با ذهن ولی من از بسکه از رنج و محدودیت رژیمها خسته بودم یا هزاران بار در اطرافیانم از دوران نوجوانی افرادی رو در فامیل و آشنا دیده بودم که با رژیم سخت و عجیب غریب حتی ۲۰ تا ۳۰ کیلو از وزنشون رو کم کردن ولی باز هم هنوز چاقن چون تمام اون وزنها بلکه بیشترش برگشته و میدیدم که اینهمه رنج و سختی بی فایده بوده یا حرص و ولعی که اونا بعد از رژیم گرفتن داشتن رو میدیدم …همه اینها باعث میشد نخوام در کنار لاغری با ذهن رژیم بگیرم یا لاغری با ذهن رو رها کنم

      از طرفی دیدن شما به عنوان نفر اول این مسیر و اینکه از همه انواع غذاها میخورین و لذت میبرین و متناسب هم هستین و اتفاقا در حال متناسبتر شدن هم هستین انگیزه ای هست که ادامه بدم…

      به قول شما حالت هم که بد باشه و نا امید باشی به خاطر توجهی که به چاقی داشتی حالا یا به خاطر حرف دیگران یا به خاطر توجهات خودت وقتی میای توی این سایت و فایل گوش میدی و تمرین مینویسی کاملا حالت خوب میشه و این خیلی عالیه و جای شکر گزاری زیادی داره که افراد چاق به راحتی میتونن دلخوریهاشون و درد دلهاشون و تجربیاتشون رو به اشتراک بذارن بدون نگرانی و ترس از قضاوت شدن👌👌👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 1943 روز
      امتیاز کاربر: 13068 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 272 کلمه

      به نام خدایی که راه رو نشونم میده

      سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

      به به عجب فایلی بود. وقتی دیدمش چه لبخند پهنی صورتم رو گرفت.  چقدرررررر قشنگ بود. چقدر عالی توضیح میدین. وزن جسم یا وزن ذهن؟ واقعا عجب نکته ای استاد. خیلی عالی بود. من اونجایی که با رژیم ۱۵ کیلو کم کرده بودم و خدا رو بنده نبودم از ذوق، درواقع فقط وزن جسمم رو کم کرده بودم که بیشتر از اون بهم برگشت دیگه. همینه که گفته بودین ما باید چاقی ذهن رو درمان کنیم نه اضافه وزن جسم رو. ذهن چاقمون، باعث اضافه وزن جسم میشه، ذهن هم که لاغر بشه به همون نسبت جسم متناسب میشه. 

      ترازو وزن جسم رو نشون میداد و من هربار خوشحال که عدد کوچکتری رو می بینم. اما غافل از اینکه اون ترازوی چاقی- لاغری ذهنم کفه چاقیش هنوز سنگین و پایینه. 

      درواقع من فقط اضافه وزنم رو خودآگاهانه با مُسکن کم میکردم درحالی که چاقی ناخودآگاهم سفت و سنگین تو اون یکی کفه ترازو خودنمایی میکرد. حالا هرقدررر عدد ترازویی که روش می ایستم کم بشه تا وقتی ترازوی چاقی لاغری ذهن درست نشه، فایده نداره. پس همه وزن هایی که تا الان بهشون رسیدم رو دستاورد نمیدونم و تنها زمانی که از این مسیر، ذهنم تمیز بشه از فرمول های چاقی، ممکنه برم روی ترازو و اونوقت به خودم افتخار میکنم بابت دستاورد عالیم. اونوقته که می تونم بگم من لاغر و متناسب شدم. چون میدونم قبل از کاهش وزن جسمم که نمودش روی ترازو هست، چاقی ذهنم درمان شده و کوچولو کوچولو کفه چاقی بالا اومده و سبک شده. من منتظر اون روزم

      بی نظیر بود استاد این فایل، بی نظیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۱۵:۱۹
      مدت عضویت: 2364 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

      سلام استاد عزیز ، خیلی ممنونم بخاطر این فایل ، خیلی عالی بود ، شروع روز اول هفته با این فایل فوق العاده س ، من عاشق شنبه ها هستم ، شروع هفته را خیلی دوست دارم و همیشه روز شنبه منتظر خبرهای خوب هستم ، امروز هم که ساعت ۸ بیدار شدم به خدا گفتم اول صبح شنبه خبر خوب چی داری ، بعد اومدم تو سایت و این فایل دیدم ، حالم عالی شد ، واقعا استاد سایت تناسب فکری تنها جاییه که حال آدم چاقو خوب میکنه و برای آدم یک روز پر انرژی میسازه ، اینقدر تو سایت و دوره ها به آدم انرژی و احساس خوب میده که من اصلا نفهمیدم که چطور ۱۸ ماه گذشته ، واقعا برای ذهن چاق فرقی نمیکنه که ۱ کیلو اضافه وزن داری یا ۵۰ کیلو نتیجه اش جسم چاقه ، من وقتی وارد دوره شدم آرزوم بود ۵ کیلو کم کنم و میگفتم اگه من فقط یک سایز هم کم کنم راضی هستم به شرطی که دیگه برنگرده از بس سالهای زیادی از عمرم در حال وزن کم کردن با زجر و سختی بودم ولی همه مثل آب خوردن با مقداری بیشتر تو یکماه برمیگشت ، من سالها اول هر ماه خودمو وزن میکردم یعنی سالی ۱۲ بار و عدد وزن ۸۰ همیشه تو ذهنم نقش بسته بود که اگه یک ذره بالا رفته بود دیوونه میشدم یا اگه ۱ یا ۲ کیلو پایین رفته بود یه ذره خوشحال میشدم اما میدونستم ماه بعد دوباره میره رو ۸۰ حتی ماه بعد سختر کار میکردم صبح استخرمیرفتم عصر بدنسازی ، به شدت به خودم فشار میآوردم که این۲ کیلو کم شده را حفظ کنم ولی نتیجه همونی میشد که تو ذهنم نقش بسته بود ، همیشه با متر خودمو اندازه میگرفتم اینقدر کیپ میگرفتم که نیم سانت کمتر باشه و خوشحال بشم ولی وقتی میرفتم رو ترازو خوشحالی لحظه ایم به باد میرفت ، واقعا گل گفتید که ملاک چاقی ما عدد ذهنمونه نه عدد ترازو ، تا چند ماه پیش عدد ۸۰ تو ذهنم هنوز خودنمایی میکرد که چقدر از۸۰ رفتم پایین ولی چون تعهد هم داده بودم که رو ترازو نرم کم کم بیخیالش شدم به خودم گفتم دیگه مهم نیست که وزنم چقدر پایینتر رفته ،  مهم اینه که حالم با جسم فعلیم خوبه ، حتی از متر هم تا الان استفاده نکردم که سایزم چقدر کم شده فقط وقتی رفتم لباس بخرم دیدم سایزم کم شده ، الان حالم با خودم خیلی خوبه ، من نمیدونم تا کی این مسیرو ادامه بدم اصلا زمان نداره چون سبک زندگیم شده ، خیلی وقتها دیگه به ایده الم هم فکر نمیکنم ، میگم تهش اینه که بهش میرسم مهم اینه که آرامش دارم چون اینجا ، سایتی با این محتوا جای امنیه و من چاق چون آرامش دارم احساس امنیت میکنم ، امروز صبح تو باشگاه دیدم که بچه ها چقدر درگیر وزن و سایز هستن و اعصابشون بهم ریخته بود ، به مربی گفتم این ترازو بندازید بیرون و برنامه ورزشی را فقط بر اساس سلامتی  و نشاط بنویس ، میگفت ای کاش همه مثل تو فکر میکردن اصلا درگیر وزنو سایز نیستی ، چقدر تو راحتی ، همیشه هم شادی ، استاد همه این حال خوب و رهایی را مدیون این سایت و آموزشهای خوبتون هستم ، خدا شکر بابت این امنیت بابت این حال خوب بابت این استاد بینظیر ، همه چیز عالیه ، خدایااااا شکررررررت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 36 از 8 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۲ ۱۹:۲۸
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 23000 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان متعهد

      در این روزهای کرونایی دلگرمی و نقطه امن من سایت تمام کارهام انجام میدم که هر چه سریعتر بیام تو سایت البته تازگیها یکم صدای اطر افیانم در اومده که مامان چه قدر تو گوشی هستی 

      استاد زمانیکه هنوز لاغر بودم چاق بودم و زمانیکه وزن کم میکردم اصلا خوشحال نبودم مثلا اگر ۱۰۰ بودم و ۵ کیلو کم میکردم میشدم ۹۵ باز هم خودم ۱۰۰ میدیدم ولی الان که رو ترازو نمیرم و یک شلوار میبینم که اندازم شدم اصلا ناراحت نمیشم و یک لحظه هم فکر نمیکنم که شلوارم مثلا دوباره تنگ خواهد شد 

      دیدن افراد لاغر برای من فقط حسرت بود ولی الان میدونم من هم به راحتی به اون نقطه میرسم

      استاد مادرم به من باور چاقی دادن و من هم به فرزندم باور عینکی شدن هنیشه از بچگی بهش میگفتم عقب بشین عینکی میشی

      و استاد میخواستم بدونم که ایا باور میتونه در طاس شدن هم تاثیر بزاره خیلی ممنون میشم پاسخم بدید از انجا که شما سالهاست در این زمینه یعنی موضوعات ذهنی کار میکنید ممنون میشم پاسخ من بدهید

      یادم سوم دبیرستان بودم و دو تا موم سفید شدم و خیلی گریه کردم چون خودم پر از موهای سفید میدیدم و همین تصور باعث شد روند سفیدی موهام بیشتر بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ehsan.hemati135600@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۰۷:۱۹
        مدت عضویت: 2099 روز
        امتیاز کاربر: 335 سطح ۱: کاربر مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 197 کلمه

        سلام بر شما دوست عزیز و استاد گرامی من خودم از 20 سالگی موهایم سفید شد ودر 30 سالگی تقریبا بیشتر موهام سفید بود و همیشه باور داشتم که موی سفید ارثی است اما خوشبختانه با آشنایی با استاد و تمرکز بر نقاط مثبت در سن 45 سالگی موهای سرم دارد دوبارهمشکی می‌شود واین باعث تعجب نزدیکانم شده و همیشه میپرسن که چطور امکان دارد و من بیشتر سکوت میکنم چون میدانم برای آنها قابل درک نیست 

        ولی با توجه به آنچه که می‌خواهید حتما برای شما اتفاق می افتد 

        من در یک کتاب خوندم که چندین نفر افراد سالمند را که آلزایمر داشتن به یک منطقه بردن که مثل زمان جوانی اونها منطقه رو آماده کرده بود و در اونجا اصلا اینه به کار نبرده بودن بعد از چند وقت افراد با توجه به عکسهای که از جوانی آنها به در ودیوار زده بودن  جسم آنها دوباره داشت جوان میشد و موهای آنها مشکی و چین وچروکهای صورت آنها بهتر شده بود واز نظر سلامتی خیلی بهتر شده بودن 

        پس تمام اینها فقط به فکر ما بستگی داره و بهتره که همیشه به بهترین فکر کنیم تا بهترین خودمان شویم آنچه که برای آن به این دنیا آمده ایم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار khandan614
          ۱۴۰۰/۰۶/۱۳ ۱۵:۲۸
          مدت عضویت: 2364 روز
          امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 72 کلمه

          با سلام و آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز ، بهتون تبریک میگم که با قدرت ذهن تونستید موهاتونو به سمت مشکی ببرید ، منم خیلی درگیر این موضوع هستم ، با خوندن کامنت شما خیلی انرژی گرفتم خیلی ذوق کردم به خودم گفتم دیدی میشه اگه ایشون تونسته پس منم میتونم موهامو مشکی کنم ، انشاله یک روزی هم منم بیام اینجا نتیجه موهامو بنویسم و انگیزه ای بشم برای دیگران

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار solmazmilan@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۲ ۱۸:۵۶
      مدت عضویت: 1990 روز
      امتیاز کاربر: 11165 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 420 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه عاشقان لاغری.

      بله من هم قبلا با کلی از روشهای دیگه خودمو لاغر کردم و در چند قدمی وزن ایده آلم بودم ولی همش استرس داشتم همش نگران بودم که نکنه دوباره چاق بشم یا حالا چجوری نگهش دارم این وزن جدیدمو یادمه وقتی لاغرشده بودم با رژیم سر کار میرفتم و همکارای متناسبم حقوقشونو میدادن به مانتو ولی من نمیخریدم و همش ازم میپرسیدن خوب تو چرا مانتو نمیگیری خسته نشدی از این مانتو تو که الان لاغری یه دوستی داشتم اون خیلی چاق بود و حتی منو به راحتی بلند میکرد بهم میگفت من به جای تو بودم تمام پولمو میدادم به خریدن مانتو درحالی که از درگیری ذهنی من خبر نداشتن و صاحب کارم که کلی با هم دوست بودیم بهم میگفت تو چرا قیافت نگران انگار مشکلی داری و وقتی بهش میگفتم من میترسم چاق بشم تعجب میکرد میگفت تو که لاغری چراباید نگران باشی و آخرش من مانتو نخریدم بعد اینکه از اونجا اومدم بیرون کلی چاق شدم و اصلا روم نمیشد برم اونجا خجالت میکشیدم از هیکل خودم وکلی بعد اون چاق شدم دوبرابر وزن قبلیم .ولی از وقتی وارد این سایت شدم و خدا منو هدایت کرد کلی ذوق دارم انگار روزها برام زودتر میگذره از بس خوشحالم و اشتیاق دارم چون میگن اگه برات زمان عالی بگذره لحظات زود میگذره و برای من هم همین طوره و الان که میرم بیرون همش چشمام دنیبال اینکه مانتو بگیرم کلی ذوق میکنم و مانتو با سایز خودم که خیلی کوچیک شده رو با اطمینان میخرم چون مطمئن هستم دفعه بعد سایزم از این هم کمتر میشه باورتون میشه قبلا حتی چند کیلو وزنم میومد پایین اصلا دوست نداشتم برای خودم لباس بخرم یا لباسامو تنگ کنم ولی تو این مسیر و با لاغری با ذهن از همون ابتدا که لباسام برام گشاد میشدن از ذوق لاغر شدن زود چرخ خیاطی رو میاوردم و لباسمو تنگ میکردم و اعتماد و اطمینانم به اینکه لاغرتر از این هم میشم باعث شده بود خیالم راحت باشه چون اعتمادی که من به شما وسایتتون دارم و به خدا دارم که منو هدایت کرده باعث شده من آرامش داشته باشم که دیگه من تا آخر عمر متناسب میمونم و دیگه از این به بعد دیگه من لاغر و متناسب به دنیا اومدم.واصلا خودم رو وزن نمیکنم فقط از گشادی لباسام میفهمم واقعا ازتون ممنونم که این سایت برای من و تمام کسایی که عاشق لاغری هستن و واقعا این چاقی باعث نابودی اعتماد به نفسشون شده تشکرکنم.واین راه دریچه امیدی شده برای همه ما.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۲ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 2522 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      با سلام به استادعزیز و دوستان هم مسیر

      دوران چاقی ماها شاید با هم تفاوت هایی داشته باشه اما رسیدن به تناسب ذهنی ما مشابه هم هستش.

       من در دوران مدرسه لاغر اندام بودم و تا قبل از ازدواج کاملا متناسب بودم بعد از ازدواج و بعد از دوران بارداری در اثر باورهای اشتباه و پذیرفتن اون باورها چاقی من شروع شد و کم کم ترس من از چاقی شروع شد به نظر خودم نوع خوردنم تغییر زیادی نکرده بود ولی هر بار برای کنترل فرزندم به مرکز بهداشت می رفتم وزنم افزایش پیدا کرده بود.

       یادمه مسئول کنترل وزن بهم گفت خانم یه ترازو بگیر مرتب خودتو چک کن و نوع خوردنتو کنترل کن. و این شروعی برای روزهای استرس زای من شد.مدتی بعد ترازو خریدم و دیگه تموم وقتم با ترازو می گذشت، اول صبح بعد از بیداری، قبل از خواب، قبل از مهمانی رفتن، بعد از مهمانی، قبل از مسافرت، بعد از مسافرت، شروع مدارس، اول تعطیلات عید، تعطیلات تابستون و خلاصه اونقدر این ترازو بهم استرس می داد که اگه یه تکه کیک یا بستنی می خوردم حس می کردم یک کیلو چاقتر شدم حتی گاهی می گفتم وقتی میرم مسافرت شلوارم واسم تنگ میشه و دکمه اش بسته نمیشه و همین اتفاق واسم می افتاد.

      شروع کردم به رژیم گرفتن انواع واقسام رژیم ها رو امتحان کردم از طریق دوستان، رژیم های اینترنتی، رژیم دکتر تغذیه و…

      با رژیم دکتر… به وزن دلخواهم رسیدم خیلی سختی کشیدم، کارم فقط وزن کردن خوراکی ها و کالری شماری بود تازه کنارش ورزش هم می کردم،چند تا رژیم رو با هم ترکیب می کردم که قوی تر جلوی خوردنم را بگیرم.

       چای لاغری و دمنوش و کپسول لاغری و دستگاه ورزشی دراز ونشست و دوچرخه ثابت و… اما هیچوقت نتونستم وزنم را ثابت نگه دارم با هزار زور و ترفند لاغر میشدم یه هفته مسافرت می رفتم همش برمی گشت، چند وعده غذا با سفره خانواده می خوردم همه ی وزنی که کم کردم بر می گشت همیشه می گفتم سرعت لاغر شدنم مثل حرکت یه ماشین قراضه قدیمیه وسرعت چاق شدنم قطار سریع السیر تا این که با سایت تناسب فکری اشنا شدم و در دوره لاغری ذهنی شرکت کردم یادمه اوایل جزوه استاد سوال پرسیدن که شما چاق هستید یا اضافه وزن دارید؟؟

      اونروز گفتم یعنی چه این سوال که یکی هست و پاسخشم یکیه!! اما همانروز با توضیحات استاد متوجه شدم اشتباه کارم کجاست دنیای دیگه ای به روم باز شد و فهمیدم علت تموم چاقی من چاقی ذهنی هست اضافه وزن من طی این سال ها۱۶ یا ۱۷ کیلو نبوده بلکه ذهن من به اندازه وزنی که هر بار روی ترازو می دیدم چاق بود هر بار که روی ترازو می رفتم و فکر می کردم نسبت به ماه قبل۲کیلو اضافه کردم در واقع کلا اون وزنی که ترازو نشون می داد در ذهن من سنگینی می کرد.

      چاقی ذهنی واقعا مثل خوره در جون من نفوذ کرده بود هیچوقت از خودم راضی نبودم، اگه تکه ای کیک یا یک بستنی می خوردم عذاب وجدان منو خفه می کرد. از ترس خوردن و چاق شدن هیچوقت لذتی از مسافرت و جشن و… نمی بردم. از خرید کردن و ورفتن تو اتاق پرو بیزار بودم چون اونجا بود که از هر مدل لباسی که خوشم میومد نمی تونستم بخرمش یا نوع بزرگش بود که ظرافت و زیبایی نداشت و واسم جذابیتی نداشت.

      خدا را شکر در طی دوره تناسب فکری و گوش دادن به فایل های لاغری ذهنی پازل های لاغری رو دونه دونه چیدم و با تکرار و تمرین و عمل کردن به فایل ها تونستم به وزن دلخواهم نزدیک و نزدیک تر بشم

      بدون هیچ استرسی، بدون هیچ فشاری بدون اینکه لذت خوردن هیچ خوراکی تو دلم مونده باشه. 

      هر جا نیاز داشتم خوردم هیچ برنامه و رژیمی نداشتم هیچ فشاری تحمل نکردم و به انچه می خواستم دارم می رسم خوشحالم که تصویرم به عنوان شگفتی ساز در جمع افرادی که رویاشونو به دست اوردن قرار گرفته. خدایا شکرت

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۲ ۱۶:۱۸
      مدت عضویت: 2366 روز
      امتیاز کاربر: 20583 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      ترازو زیر پای شماست !!

      با سلام ..

      نکته ی اول اینکه واقعا هرجایی باشی در سایت تناسب فکری حالت خوب میشه و این فوق العاده است.

      من جمع وزنی که کم کردم با استفاده از روش های مختلف حدود ۳۷ کیلو میشه ..

      من سال ۹۷ با لاغری با ذهن آشنا شدم .اون موقع ۷۸ کیلو بودم و چند ماه بعدش تونستم ۶۹ کیلو بشم با ۳ سایز کاهش وزن ..از اون موقع دیگه روی ترازو نرفتم و به مسیرم ادامه دادم دوره رو انجام دادم ، تکرار کردم ، دوره ی پاکسازی استفاده کردم اما چند روز پیش دیدم لباسم تنگ شده و تعجب کردم و روی ترازو رفتم و دیدم من ۷۸ کیلو هستم !!!!!

      خوب اولش ناراحت شدم که این همه تلاش کن بعد تازه برس به جایی که شروع کردی؟؟!!

      ولی ته دلم میدونستم که من باید ادامه بدم..

      انقدر ادامه بدم که بالخره به چیزی که دوست دارم برسم..

      خلاصه که کلی فکر کردم که ایراد کار کجا بوده و به چیزی نرسیدم 😅

      ولی گفتم دوباره شروع میکنم ، راه که درسته و حتما نتیجه هم وجود داره برای من پس دوباره میخوام شروع کنم ، این بار بهتر از قبل و ادامه بدم…

      این فایل برای من آرامبخش بود ..و تاییدی که آره تو حتما باید ادامه بدی ..مثل اون مورچه ای که صدها بار میوفته زمین ولی باز ادامه میده ..اصلا گزینه ای به اسم ولش کن ، بی خیال و نشد در وجودش نیست..

      من هم مثل اون مورچه تلاش کردم ولی الان برگشتم سرجای اولم و از اول شروع میکنم..

      برام آرزوی موفقیت کنید 🤩

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
×
گردونه هدایا گردونه هدایا