سالها، هر روز با دقت میرفتم روی ترازو تا محاسبه اضافه وزنم رو انجام بدم و ببینم چقدر چاقتر یا لاغرتر شدم 😓.
اما وقتی با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، فهمیدم وزن واقعی فقط عددی که روی ترازو میبینم نیست! 🤯 وزن ذهن و افکارم هم تأثیر بزرگی روی اضافه وزنم دارند.
حالا یاد گرفتم برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید وزن افکارم رو هم حساب کنم؛ یعنی باید افکار و باورهای منفی رو سبک کنم تا بدنم هم سبکتر بشه 🧠✨. اینطوری مسیر لاغری برام خیلی متفاوت و پایدار شده!

نقش ترازو در زندگی افراد چاق ⚖️
همه ما که اضافه وزن داریم، معمولا از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و بررسی میزان کاهش وزن استفاده میکنیم، ولی اینکار بیشتر باعث احساس ناراحتی و حتی دلسردی میشه. 😞
هر بار که رژیم میگرفتم، از همون روز اول چندین بار خودمو وزن میکردم که ببینم چقدر لاغر شدم.
اگر عدد ترازو کمتر از قبل بود، کلی خوشحال میشدم، ولی اگه عدد تغییر نمیکرد یا حتی بالا میرفت، داغون میشدم. 😣
گاهی بعد از پیادهروی، بعد از ورزش، یا حتی بعد از یه مهمونی، باز خودمو وزن میکردم تا ببینم چقدر تغییر کردم و از عدد ترازو انگیزه بگیرم یا نگرانی کنم! 🎢
برای خیلیها، نقش ترازو طوریه که نمیتونن حتی چند ساعت بدون وزن کردن زندگی کنن؛ چون از ندانستن عدد دقیق وزن خودشون میترسن! 😰
ترازو و رژیم؛ رابطهای پر از استرس
تو خیلی از برنامههای رژیمی، محاسبه اضافه وزن و نتیجه رژیم رو فقط با عدد روی ترازو میسنجن.
تصورش رو بکن: یه هفته یا حتی یک ماه کلی تلاش کردی، حسابی به برنامه رژیمت پایبند بودی، اما وقتی عدد ترازو همون نبود که دنبالش بودی، یه جوری سرزنش میشی و میگن چرا بهتر عمل نکردی!
در حالی که خیلی وقتها واقعا همه تلاشات رو کردی و حتی عالی هم عمل کردی، اما عدد ترازو نمیخواد راست بگه! 😓
واقعیت اینه…
استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن، به تنهایی هیچ تضمینی برای موفقیت در لاغری نیست!
بسیاری از روشهای لاغری فقط روی کم خوردن غذا و زیاد حرکت کردن تمرکز دارن، اما هیچ کدوم به برنامهریزی ذهن ما توجه نمیکنن.
وقتی ذهن آماده نباشه، این روشها بیشتر از چند هفته جواب نمیدن و اکثر افراد خیلی زود خسته میشن و کنار میکشن. 😞
چرا ترازو اینقدر مهم شده؟ 🤔
خیلی از ما چاقها به جای اینکه روی رفتار و دلیل اصلی چاقیمون کار کنیم، فقط چشممون به عدد ترازو دوخته شده.
از یه طرف فکر میکنیم چاقی تقصیر ما نیست و دلایل زیادی داره، از طرف دیگه عدد ترازو رو معیار سلامت و تناسب میدونیم و این باعث میشه همه احساساتمون به اون عدد وابسته بشه.
نکته مهم برای موفقیت در لاغری 🧠❤️
همونطوری که نمیشه همیشه کنترل کرد که دیگران درباره ما چی فکر کنن و حرف بزنن، نمیشه فقط با ترازو به لاغری دلخواه رسید!
اگر شادی و ارزشمندیمون وابسته به تایید ترازو باشه، هیچوقت احساس آرامش و لاغری پایدار رو تجربه نمیکنیم.
پس برای رسیدن به یه لاغری واقعی و آرامشبخش، باید از ترازو و اعدادش فاصله بگیریم و بیشتر به ذهن و رفتار خودمون توجه کنیم.

از چاقی تا لاغری؛ توهم یا واقعیت؟ 🤔⚖️
تو تمام سالهایی که چاق بودم، برای محاسبه اضافه وزن فقط به ترازو نگاه میکردم. هر بار که عدد ترازو بیشتر میشد، از خودم متنفر میشدم و کلی حس بد پیدا میکردم.
اما همین که عدد ترازو کمی کمتر میشد، خوشحال میشدم و فکر میکردم بالاخره تونستم لاغر شم! 🎉 اما مشکل اینجاست که شادی من از لاغری فقط به همون عدد روی ترازو وابسته بود.
یعنی به محض اینکه عدد دوباره تغییر میکرد، دوباره همون احساس چاقی و ناامیدی برمیگشت. 😞
اینکه با یه فرمول ساده و عدد روی ترازو بخوایم بگیم چاقیم یا نه، واقعاً یه توهمه! چون واقعاً نمیشه میزان چاقی رو فقط با اعداد روی ترازو مشخص کرد.
همینطور، خوشحال شدن صرف از کاهش عدد ترازو هم یه خیال پوچه! لاغری واقعی یعنی تغییر در احساس درونی، نگرش ذهنی و رفتار ما، نه فقط تغییر اعداد یا سایز دور کمر و باسن.
محاسبه اضافه وزن واقعی! 🧠❤️
محاسبه اضافه وزن واقعی باید بر اساس فرمولهای ذهنی چاقی، نگرش فرد و رفتارهای روزمرهاش باشه. این فرمولها قابل اندازهگیری دقیق نیستن چون ذهن ما مدام در حال تغییر و تصمیمگیریهای متفاوته.
لاغری واقعی هم یعنی تغییر عمیق در احساسات، نگرشها و رفتارها که اصلاً به راحتی قابل شمارش نیست!
پس استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن میتونه کاملاً مخرب باشه!
وقتی عدد بالا میره، احساس ناامیدی و ناراحتی شدید میاد که خودش باعث چاقتر شدن میشه. و وقتی عدد پایین میاد، مغز بهش به چشم موفقیت نگاه میکنه و فرد فکر میکنه دیگه میتونه برنامه رو رها کنه و خیلی زود دوباره به حالت اول برمیگرده. 🎢د کار اشتباهی است.
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن! ⚖️🧠
همه ما افراد چاق به خوبی تاثیر ترازو رو در زندگیمون حس کردیم.
حتی با اینکه در فایلها و آموزشهای «لاغری با ذهن» بارها درباره مضرات وزن کردن با ترازو صحبت شده،
ولی هنوز خیلیها عادت دارن هر روز، حتی هر ساعت برای محاسبه اضافه وزن خودشون روی ترازو برن! 😅
دسترسی راحت به ترازو باعث میشه همیشه بخوایم وزنمون رو چک کنیم، اما این تمرکز روی عدد ترازو نه تنها باعث ترس و اضطراب از چاقتر شدن میشه، بلکه امیدمون به لاغری رو هم کم میکنه. 😟
خلاصه اینکه…
عدد روی ترازو یه عدد «توهمی» هست!
نه برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید بهش اتکا کنیم، نه برای سنجش موفقیت در لاغری. چون عدد واقعی که تاثیرگذار هست، وزن ذهن ماست که هیچوقت با ترازو قابل اندازهگیری نیست! ✨
ترازو برای وزن ذهن نداریم!
همه ما فقط وزن جسممون رو میبینیم و فکر میکنیم همین کافیه، ولی واقعیت اینه که قبل از اینکه جسم چاق بشه، ذهن پر شده از فرمولهای چاقی و نگرشهای محدود کننده!
وقتی این فرمولها در ناخودآگاه ذخیره میشن، کمکم جسم هم چاق میشه.
مشکل کجاست؟
متاسفانه همه روشها و برنامههای لاغری که ادعا دارن کمک میکنن، فقط وزن جسم رو با ترازو میسنجن، و همین باعث شده موفقیت یا شکست رو فقط با همون عدد روی ترازو قضاوت کنیم،
در حالی که اصل ماجرا اصلاً اون عدد نیست!

ررابطه عدد وزنی جسم و عدد وزنی ذهن مثل رابطه کیلومترشمار و دور موتور ماشین است! 🚗🧠
میدونی عقربه دور موتور ماشین چیه؟ اون عددی که دور موتور رو نشون میده، صدها برابر عددی هست که کیلومترشمار سرعت ماشین رو نشون میده!
مثلاً اگه عقربه دور موتور روی عدد ۴ باشه، یعنی ۴۰۰۰ دور در دقیقه، اما کیلومترشمار فقط عدد ۱۰۰ رو نمایش میده، یعنی سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت.
حالا اینو بیا به محاسبه اضافه وزن خودمون ربط بدیم:
عدد وزنی که ترازو (وزن جسم) نشون میده، مثل عدد کیلومترشمار هست، نسبت به عدد وزنی ذهن ما (مثل دور موتور) خیلی کمتره!
یعنی وزن ذهنی ما از وزن جسمی که ترازو نمایش میده خیلی بالاتره.
پس چیکار کنیم؟ 🤔
برای محاسبه اضافه وزن واقعی خودت، فقط نباید به عدد ترازو دلخوش باشی!
باید به احساسات خودت دقت کنی و عدد وزنی ذهن خودت رو بسنجی.
مثلاً:
✅ اگر ترس و نگرانی از چاقتر شدن تو کمتر شده، یعنی عدد وزنی ذهنت داره کم میشه.
✅ اگر ترس از خوردن غذاها کم شده، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت در حال کاهشه.
✅ اگر عذاب وجدان بعد از غذا خوردن کمتر شده، نشونه کاهش عدد وزنی ذهنته.
✅ اگر راحتتر میتونی از خوردن بعضی غذاها بگذری، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت کمتر شده.
کلی نشونه هست برای تشخیص کاهش عدد وزنی ذهن! 🎉
بسیاری از دوستانی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردند، کاملاً این نشونهها رو حس کردند.
✍️ تمرین آموزشی: محاسبه اضافه وزن 🧠⚖️
آگاهی از محاسبه اضافه وزن در اصلاح فرمولهای ذهنی درباره چاقی و روند واقعی لاغری خیلی مهمه.
باید بدونیم که سالها رفتن روی ترازو و نگاه کردن به عددش، نه تنها به لاغری ما کمکی نکرد بلکه باعث شد فرمولهای چاقی ذهنمون قویتر بشن!
🎥 مراحل انجام تمرین:
- اول متن ویدیوی آموزشی رو خوب بخون
- بعد ویدیو رو تماشا کن
- در نهایت به سوالات زیر تو بخش نظرات این جلسه با دلسوزی و شرح کامل پاسخ بده
سوالهای تمرینی:
- 💬 نظر شما درباره استفاده از عدد وزنی برای محاسبه اضافه وزن چیه؟ آیا این روش رو مفید میدونی؟ لطفا توضیح بده.
- 💬 رابطه تو با ترازو چطوری بوده؟ چقدر از ترازو استفاده میکردی و این عدد روی احساس تو چه تاثیری داشت؟
- 💬 وقتی روشهای لاغری رو دنبال میکردی، ترازو چه نقشی تو برنامهات داشت؟
- 💬 به نظرت استفاده از ترازو به لاغرتر شدنت کمک کرده یا بالعکس؟
- 💬 لاغری با ذهن چطور باعث کاهش عدد وزنی ذهن و بعد عدد وزنی جسم میشه؟ لطفا شرح بده.
- 💬 درک و برداشت خودت از ویدیوی آموزشی رو به صورت انشایی بنویس.
- 💬 از این محتوا یه تمرین برای خودت طراحی کن و تو بخش نظرات به ما بگو چی کار کردی!
💙 خیلی دوست دارم نظراتت رو بخونم و دربارهشون با هم صحبت کنیم!👇
هر سوالی داشتی حتماً بپرس 😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.70 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام خداوند بردبارم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن
خداوند و شاکرم برای هدایت امروزم به این گام زیبا
در گذشته خودم ، زمانهای که رژیم نمیگرفتم عادت هر
روزه ی من وزن کردن خودم بود، از ترس اینکه چاقتر نشوم و وقتی به مرز ۹۸ کیلو میرسیدم می افتادم به صرافت رژیم گرفتن و ورزش کردن
با شروع رژیم و ورزش دیگر مجاز به وزن کشی روزانه نبودم و باید هفتگی وزن میکردم
یک هفته سختی طاقت فرسا را تحمل میکردم و روز وزن کشی که می رسید همه چیز را از خودم جدا میکردم حتی گل سرم تا عددی را ببینم که انتظار من را برآورده میکرد
گاهی عدد خوبی کم کرده بودم و خوشحال میشدم و به رژیمم ادامه میدادم که البته این حالت مال همان هفته اول و دوم بود و گاهی عدد به جای پایین آمدن یا ثابت مانده بود یا در حد چند صد گرم افزایش پیدا کرده بود
که در هر دو حالت من دچار ناراحتی شدید میشدم و رژیم و ورزش را رها میکردم و همین روی ترازو رفتن و برآورده نشدن انتظار مد نظر من برای کاهش وزن، کلا همان مسیر غلط لاغری را هم متوقف میکرد و باعث میشد من باور کنم سرنوشتم چاقی است و این خلقت من است
وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم و در همان گامهای اول استاد فرمودند که : رژیم و ورزش و ترازو و متر را رها کنید
من واقعا متعجب و هاج و واج بودم ،پذیرشش برایم بسیار سخت بود پیش خودم میگفتم
من این همه کنترل کردم این همه رژیم و ورزش گرفتم یکسره وزن و سایز کردم مراقب چاقی بیشترم بودم اگه همه اینها را رها کنم ،یا خدا فکر کنم بشوم هزار کیلو و یه فوبیای وحشتناکی وجودم را فرا گرفت ؛
از طرفی قرص لاغری هم قبل ورودم به سایت خریده بودم .اولش وسوسه شدم قرص را شروع کنم اما بعدش گفتم راست میگن استاد نمیمیرم که، همه اینها رو رها کنم و با دل و جان یاد بگیرم ،بگزارم امتحان کنم من که این همه راه را رفتم و نشده این روش را هم امتحان میکنم
خلاصه مسیر تناسب فکری شروع شد ،هر روز گامی و آموزشی و من هر روز مشتاق تر از روز قبل میشدم و آرام آرام دیدم تمایلاتم و افکار ونگرشهایم در حال دگردیسی شده ،
باورم نمیشد کلی خوراکی هست ولی من نمیخورم
میبینم خوراکی ها رو به وفور ولی قبلش فکر میکنم که لازمه بخورم یا نه
به مرور هر چی جلوتر رفتم نه تنها در رفتار غذایی ام بلکه در رفتار اجتماعی ام هم تغییرات مثبت زیادی را حس میکردم
انگار یک من جدید در حال شکل گیری بود و هست
هر کلمه ای را بارها آنالیز میکردم و از هر آموخته ای درسی میگرفتم و دیدم لاغری هم مثل هر چیز دیگری که تا به حال یاد گرفته ام یاد گرفتنی است
برای من وزن ذهنی و جسمی مثالش اینطور است که
اگر بارش افکار منفی و فرمولهای ذهن چاق را به بارش برف تشبیه کنم و ذهنم را به درب ورودی خانه تشبیه کنم و جسمم را به پشت بام خانه تشبیه کنم به راحتی میتوانم به مفهوم وزن ذهنی پی ببرم
وقتی برف میبارد و روی پشت بام جمع میشود (بارش افکار و رفتار چاق کننده )حالا کلی برف روی پشت بام است (همون چاقی )ما تلاش میکنیم برفها را پارو کنیم (گرفتن انواع رژیم و ورزش و دارو و …..)و میاییم تمام آن برفها را از راحت ترین مسیر برف روبی که ریختن آن برفها جلوی درب خانه است شروع میکنیم و همه آن برفها را میریزیم جلوی در ورودی منزل و عملا دیگر آنقدر حجم برف جلوی در منزل زیاد میشود که ورود و خروج از منزل غیر ممکن میشود(فشار چاقی بر ذهن )
اگر تمام آن برفهای پارو شده جلوی در را، که روی هم انباشته شده تصور کنید میبینید تا قبل اینکه آنها را پارو کنید بصورت یکدست در تمام سطح پشت بام پخش بودن ولی ما با پارو کردن یک کوه برف را سد راه ورود وخروج خودمان کردیم و در خانه زندانی شدیم و گیر برف افتادیم
دقیقا وقتی رژیم میگیرم وزن جسممان کم میشود اما در اصل داریم روی وزن ذهنمان اضافه میکنیم بدون اینکه متوجه این اشتباه باشیم .
خوب شاید سوال پیش بیاید پس چی کار کنیم؟
برف می آید پارو نکنیم ؟
وقتی چاقیم رژیم و ورزش نکنیم ؟
نه منظور این نیست؛ معلوم است که اگه برفها را پارو نکنیم سقف خانه خراب میشود زیر آن حجم اضافه بار و روی سرمان آوار میشود
اگه دنبال راه کار لاغری نباشیم هم همین است،به مرور اضافه وزن و چاقی بیشتر باعث بروز مشکلات جسمی و روحی جبران ناپذیری میشود
اما اما منظور این است که از راه درست و اصولی با این مشکل روبرو شویم
تا زمانی که بارش برف قطع نشود خوب مسلم است مدام بر حجم و وزن برفهای پشت بام اضافه میشود پس اول باید بارش افکار و رفتار چاق کننده را با روش کشف و درمان فرمولهای چاق کننده، که فقط و فقط در مسیر لاغری با ذهن انجام میشود باید متوقف کنیم
وقتی بارش تمام شد حالا باید اصولی برفها را پارو کنیم به جای اینکه شتابزده و با عجله از راحترین راه آنها را از روی پشت بام به پایین پرتاب کنیم و جلوی درب منزل بریزیم و خودمان را گرفتار کنیم
از طریق یادگیری لاغری با ذهن آرام آرام برفها را پارو کنیم و در اطراف خانه بریزیم و جلوی درب ورودی را مسدود نکنیم درسته ریختن برفها جلوی درب خانه راحتترین راه خلاصی از برفهای پشت بام است (مثل روشهای غلط لاغری)اما ما را به دام می اندازد و گرفتار میشویم
یا حتی میتوانیم فشار ذهنی که استفاده از روشهای غلط لاغری به ما میآورند را مثل فنر تصور کنیم ؛
که ما داریم مدام فنر ذهن خودمان را فشرده میکنیم با انجام روشهای لاغری رژیم و ورزش و فشارهای جسمی جهت لاغری و مشخصه که این فنر اگر رها بشود(رها کردن رژیم و ورزش)به شدت انرژی ذخیره شده خودش را آزاد میکند و از جای اول خودش هم جلوتر میرود(چاقتر شدن بیشتر ما)
پس ما ابتدا باید ذهن و افکار و نگرشهایمان را اصلاح کنیم لاغری و تناسب به مرور خودش اتفاق می افتد
همونطور که اگر بارش برف قطع بشود(همان رفتارها و نگرشها و افکار چاق کننده متوقف شوند ) و آفتاب بر برفهای روی پشت بام بتابد (آموزشهای صحیح لاغری با ذهن همان آفتاب است )تمام برفهای روی بام (چاقی جسمی ما )بدون نیاز به پارو کردن(انواع روشهای لاغری) شروع میکنن به آب شدن (لاغر و متناسب میشیم)
پس کار را باید از ریشه و اصولی درست کرد
به عمل کار برآید به سخن دانی نیست
توجه ما به جسم ما را از اصل آموزش دور میکند در کامنت دوستان میخواندم که گاهی تحریک شدن که کنار روش لاغری با ذهن از روشهای لاغری گذشته هم استفاده کنند تا سریعتر به لاغری برسند
به نظرم این کار بزرگترین اشتباه و دیدگاه است و این افراد با عجله کردن و توجه به جسم نه تنها فشار جسمی آنها کم نمیشود بلکه فشار ذهنی آنها بیشتر از قبل هم میشود
چون دچار یک چندگانگی میشوند
ما اینجا در تلاشیم ترس از خوراکی ها را ازبین ببریم اما تمام رژیمها و کم خوری ها خود ترس از خوردن هستند
ما در تلاشیم از چاقی نترسیم استفاده از روشهای غیر اصولی لاغری خودشان یعنی ترس از چاقی و تلاش برای رفع آن
ما در مسیر تناسب فکری داریم با تمام آموزشهای غلط گذشته خودمان مقابله میکنیم این آموزشها فراموش شدنی نیستن ،بلکه ما تلاش میکنیم چیزهایی بهتر از آنها را یاد بگیریم و جایگزین آنها کنیم در حالی که هر دو هستن ما بهترین را استفاده میکنیم تا به بالندگی برسیم.
ما میدانیم فحش دادن زشت است اما همه ما کلی فحش بلد شده ایم ،اما یاد گرفته ایم با ادب و نزاکت رفتار کنیم و از آن فحشها استفاده نکنیم، حتی وقتی تحت فشارعصبی هم هستیم تلاش میکنیم فحش ندهیم
چطور ممکن است از خودمان انتظار با شخصیت بودن داشته باشیم ولی هر بار که عصبی میشویم بی شخصیت رفتار کنیم و از الفاظ رکیک استفاده کنیم ؟
پس یک جای کار میلنگد
دوستان عزیزم گول نخورید دنبال راه میانبر نباشید
هر چه میخواهیم همین جاست خیلی ساده و خیلی راحت
اینجا خدا در جریان است اینجا اعتماد موج میزند اینجا همان مسیر تکامل است
من با عشق ادامه میدهم و به ترازو و رژیم و کم خوری و ورزش و دارو وجراحی و……..اعتماد ندارم چون امتحان کردم بارها و بارها امتحان کردم نتیجه خوبی نگرفتم مگر عاقل چند بار از یک سوراخ گزیده میشود من بارها بخاطر ندانستن راه درست گزیده شدم اما الان که راه درست را بلدم چرا باید گزیده شوم
برادر زاده ام از وقتی یاد دارد که من عمه اش بوده ام ،همیشه من را در حال رژیم و کالری شماری دیده است او با تعجب میگفت عمه اینقدر لاغر شدی واقعا کالری شماری هم نداری ؟ورزش چی؟رژیم ؟
وای عمه چقدر عوض شده اخلاقت چقدر لاغر شدی
و هر چقدر اصرار کرد بیا برو روی ترازو بهت نمیگیم چند کیلو هستی ما کنجکاویم هر چقدر اصرار کرد من حاضر نشدم خودم رو وزن کنم حتی اگر عدد و بهم نگن چون فعل غلط کلا غلطه
اگر من خط قرمزها رو بشکنم اون وقت شکوندن خطهای دیگه هر روز راحت تر میشه و با عبور از هر خط قرمز باید فقط نظاره گر نابودی خودم باشم
تخم مرغ دزد شتر دزد میشود
من هرگز خودم را گول نمیزنم ،روی ترازو رفتن حتی اگر عددش را نفهمیم مدام حس کنجکاوی ذهنی ما رو تحریک میکنه و ما نباید ذهنمون در این مسیر گمراه یا تحریک بشه
توجه به جسم ما رو از توجه به ذهن بازمیدارد و چیزی جز شکست انتظار ما رو نمیکشه
در مسیر تناسب اگر استاد توانستن من هم میتوانم اگر دوستان شگفتی سازم توانستن من هم میتوانم
لاغری سهم من است حق من است و من به آن دست می یابم پس
الهی به امید تو
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
چقدر خوشحالم و از خداوند ممنونم که توانستم گام 48 محاسبه اضافه وزن ذهن چاق را گوش بدهم و چقدر این فایل اموزنده بود و دقیقا یکی از موانع لاغری مهم همین وزن کشی ما ادمهای چاق است که نمیگذارد فشار ذهن ما کم شود و همیشه این فشار باعث چاق ترشدن ما میشود . خدا را شکر استاد از روزی که دریکی از فایلهای شما شنیدم نباید خود را وزن کنیم چون مثل یک مین عمل میکنه و تمام احساس ما را بد میکنه من اصلا خودم را وزن نکردم و بعد از دوماه که دکتر رفتم مجبور شدم وزن بشم ابتدا فکر میکردم خیلی باید لاغر شده باشم چون لباسهایم گشاد شده بود وقتی وزن شدم دیدم اصلا یک کیلو هم فرق نکردم خیلی ناراحت بودم و معنی روی مین رفتن را با تمام وجودم حس کردم ولی وقتی یاد حرفهای استاد افتادم گفتم حتما استاد اینها را میدانسته که اتفاق میافتد و در فایلها به ما گوشزد کرده بودند یعنی اینکه ناراحت نشو و این مسیر را ادامه بده و الان با گوش دادن به این فایل دیگر مطمئن شدم که اصلا نباید هیچ وقت تمرکزم روی وزن جسمم باشد بلکه باید فشار وزن روی ذهنم را کم کنم به قول استاد ما از بالابه پایین و ازذهن چاق شدیم پس حالا هم لاغری از بالا به پایین انجام میشود نه از پایین به بالا
استاد ممنون که این مطلب مهم که اگر ما فرد چاقتر از خودمان را دیدیم خدا را شکر نکنیم که وزن ما اینقدر نیست من بارها افراد چاقتر از خودم را میدیدم و دقیقا همین جمله درذهنم نقش میبست و چقدر هم خدا را شکر میکردم و افراد متناسب را تحسین نمیکردم واین یکی از موانع لاغری بود که شما با ظرافت آن را به ما یاد دادید بازم ممنون
نشان های دریافت شده
با درود به همراهان عزیز تناسب فکری
خدا رو بی نهایت سپاس ک انسان رو بیش حد توانش در انتظار نمیذاره و با شعوری که در هستی قرار داره پاسخ همه ی سوالاتت رو میده،من همیشه میخواستم بدونم مشکل اضافه وزنم در کجاست،چرا من نمیتونم از پس ۲۰کیلو اضافه وزن بر بیام،متوجه شدم جسمم ۲٠کیلو اضافه وزن داره اما روانم ۸۵کیلو وزنتو به عنوان اضافه وزن میدونه واین خیلی مهمه که من بدونم ذهنم چقد تحت فشاره،بتونم با شنیدن فایلها و انجام تمرینات کم کم از فشار ذهن کم کنم.خوب یادمه چه فشاری رو خونوادم رو من و خواهرم تحمیل میکردن واسه لاغری،کسایی که تشویقمون میکردن واسه خوردن،همونها رو ما فشار میاوردن واسه لاغری،یعنی جوری رفتار میکردن که انگار هیولا هستیم و خیلی چاقیم در صورتیکه من فقط ۸-۹ اضافه وزن داشتم،ی زمانیکه یکی از برادرهام منو مورد ستایش زیبایی قرار داده بود که فکر میکردم دیگه از من زیباتر وجود نداره و اینقدر مغرور شده بود ک وزنم تو دبیرستان ۹۲ شده بود،چون تو فکرم این بود من در هر شرایطی زیباترینم،وقتی ازدواج کرد دست اون حمایت از رو من برداشته شد و من موندم با ۲۵ کیلو اضافه وزن،من بعد از یک سال و نیم تونستم ۱۷-۱۸ کیلو کم کنم،اما بعد گذشت ۲سال اضافه وزنم رسید به ۱٠کیلو،ولی اون موقع هم خیلی فشار ذهنی رو من بود،بعد از گذشت چند سال ازدواج کردم اضافه وزنم شد ۱۵ کیلو بعد از چند ماه گذشت از ازدواج کارمند شدم و وزنم رسید ۲۳کیلو اضافه وزن اما بعد گذشت چند از در سایت تناسب فکردی تونستم ۷کیلو کم کنم،من قبلا تمرکزم خیلی رو افراد چاقتر از خودم بود و من نمیدونستم ک دارم چاقی اونا رو جذب میکنم،اما ی مدتیه ک تو فایل دیگه ی استاد متوجه شدم ک باید تمرکزم رو از افراد چاق بر دارم چون با اینکار به اثبات چاقیم کمک میشه
از خداوند بی نهایت بخشنده و مهربان سپاسگذارم که من رو به بهترین شکل ممکن هدایت کرد
استاد از سخاوتتون سپاسگزارم
به امید موفقیت تک تک شما عزیزان
نشان های دریافت شده
با درود به همراهان عزیز تناسب فکری
خدا رو بی نهایت سپاس ک انسان بیش حد توانش در انتظار نمیذاره و شعوری که در هستی وجود داره پاسخ همه ی سوالاتت رو میده
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراه با انگیزه ام
من تقریبا ۲ سال که به شکرانه خداوند با این سایت عالی آشنا شدم و یک عادله جدید از من ساخته شد. هر ماهش هر وقت که تو این سایت برم محال امر که یک چیزی یاد نگیرم، من تو این سایت بودم و بخاطر واقعا حرفهای الکی خانواده ام که واقعا فشار عصبی روی من زیاد داشت پیش دکتر تغذیه هم میرفتم با اینکه میدونستم اشتباه ولی خب پیش خودم میگفتم این سایت و دکتر تغذیه ترکیب مناسب و قوی هستن و من زودتر به هدفم که تناسب اندام میرسم. از اون ماجرا یکسالی میگذره و من چند کیلو کم کردم و تازه با اینکه تو این سایت بودم تونستم یه مقداری کم کنم وچقد استرس داشتم ولی در عوض درس بسیار بزرگی تو این مدت گرفتم من ذهنم کاملا ۳۰ کیلو اضافه وزن داره من باید ذهنمو لاغر کنم من این جملرو با همه وجودم پذیرفتم و دلیل هم براش میارم و البته همه ما چاق ها فرمولهای چاقیمون رو تا حدودی میدونیم . من به رفتار غذاییم که نگاه میکنم میبینم ۱ من هنوز به درستی یاد نگرفتم که اضافه بر نیاز نخورم ۲_ تند تند غذا نخورم ۳_ اگر چیزی که خیلی دوست دارم مثل شیرینی قرار نیست تا آخرین شیرینی داخل جعبه رو بخورم ۴_ هر لحظه به فکر این نباشم چی بخورم چی نخورم ، شام_نهار چی درست کنم و با چی درست کنم که به من نهایت لذت رو بده و…. اینها مهم ترینش بودن…. خب منی که اینهارو که عوامل بسیار مهمی در چاقی هستند رو تصحیح نکردم چجوری انتظار داشته باشم تو مدت کم لاغر شم، من باید رو این ضعف ها کار کنم تا به هدفم برسم. من که نمیتونم پرخوری کنم بعد بگم حالا چرا لاغر نشدم…
در عوض بعضی جاها کار کردم و تونستم ۸ کیلویی که کم کردم رو نگه دارم مثلا من یجورایی انگار برده نفسم بودم و نمیتونستم بگم غذایی رو دوست ندارم و نمیخوام بخورمش ولی از وقتی که تمرینات سایت رو انجام میدم؛ شیرینی خامه ایو که دوستش نداشتم رو که بخاطر نفسم میخوردمش، واقعا دیگه نمیخورمش، یا دیروز خیلی خیلی هوس چیپس کرده بودم و خریدمش و دیدم مزه اش رو اصلا دوست ندارم و خیلی کم خوردمش و جالب اینجاست که من در زمانهای متفاوت امتحان کردم ببینم واقعا واقعیه که من طعمش رو دوست ندارم، دیدم واقعا ذهن اون آدم قبلی داره لاغر میشه و واقعا خدارو شاکرم چون در کنارش فرمولای دیگه ی من هم تصحیح شده ولی دیگه مثل قبل انتظار بیخودی، استرس زیاد ندارم چون به خودم گفتم اگه میخوای لاغر شی رو ذهنت کار کن و در رفتارات متعهد باش، لاغری باید از ذهن آغاز شه تا جسم همیشه لاغر داشته باشیم… خدایا هزاران بار شکرت که با استاد و دوستان همراهم آشنا شدم🙏🌹
سلام به همگی
وای من با گوش دادن این فایل به یاد دوران رژیمم در گذشته افتادم چقدر این تجربه رو داشتم که با زور و فشار و سختی من وزن کم میکردم اما به محض رسیدن به وزن دلخواه و یکم رها کردن رژیم سریع وزن اضافه میکردم و چون بارها این تجربه رو داشتم دیگه فکر میکردم برای من طبیعی هست که فقط با رژیم و محدودیت در وزن نرمال باشم وبارها به خودم و اطرافیان میگفتم اگر یکم در آزادی باشم سریع. وزنم اضافه میشه تا با این دوره ها آشنا شدم و خیلی روی خودم عالی کار کرردم و وقت گذاشتم و این راه رو پذیرفتم و باور کردم یا بهتر بگم بهش ایمان داشتم تا اینکه خیلی زود متوجه شدم کلی جمع و جور تر شدم و حتی یه خبر خوب دیگه اینکه از وقتی امسال ماه رمضان اومده بر عکس سالهای پیش که در مسیر نبودم من یکم جمع و جور تر و لاغر تر شدم و من این رو از روی لباسهام متوجه میشم و خلاصه برای این تناسب عالی خودم بسیار خوشحال هستم هر چند این رو هم بگم کل اضافه وزن من زمانی که وارد این مسیر شدم خیلی زیاد نبود شاید در حد۱۴ کیلو بود اما لطف خدا شامل حالم شد و در وسط اون راه ناهموار. با این سایت آشنا شدم و دیگه چاقی من متوقف شد و بعد به سمت لاغری حرکت کردم یعنی میخوام بگم من اضافه وزنهای بیشتری رو در طول دوران چاقیم داشتم که کم کردم مثلا ۲۵ کیلو ویا ۳۰ کیلو و یا ۱۸ کیلو و آخرین بار همون ۳۰ یا ۳۵,کیلو بود که من در زمان بسیار کمی اون رو کم کردم و اون خیلی معرکه بود و کلی مورد تشویق باشگاه ورزشی و کاررشناس تغذیه قرار گرفتم ولی چه فایده که ماندگار نبود و همین زجرم میداد و حالم رو بد میکرد و اما همه ی این کم کردنها یک طرف و این بار که از راه ذهنی لاغر شدم یک طرف دیگه هست و این کم کردن ذهنی بسیار برای من ارزشمند هست چون من کسی بودم که همیشه به عشق تناسب و لاغری سختی رژیم و ورزش رو تحمل میکردم و لاغر میشدم اما نگهداری اون برام کار سختی بود و همیشه فکر میکردم لاغری همیشگی برام غیر ممکن هست اما از وقتی وارد دوره ها شدم نه تنها لاغری من حفظ شده بلکه سال به سال بهتر و خوش اندام تر و لاغر تر میشم با کلی نتایج ارزنده دیگه مثلا اینکه آزادم و هیچ محدودیتی ندارم حالم خوبه و آرامش دارم و سلامتی جسمی من بیشتر شده که واقعا در هیچ روشی من نمیتونستم تمام این نتایج رو با هم در کنار لاغری داشته باشم پس من مقدار اضافه وزنم در این راه زیاد نبود اما بسیار راه ارزنده و زیبا و دلنشینی هست که من رو عاشق این مسیر کرده .
من در گذشته که به ایده آل رسیده بودم اما وزنم مدام تغییر میکرد (تقریبا شش سالی در گیر این ماجرا بودم تا وارد سایت شدم ) از لحاظ ذهنی خیلی چاق بودم وگرنه اضافه وزنم زیاد نبود اما چنان با تعهد و استمرار در این راه ادامه دادم که الان فرمولهای چاقی در ذهن من بسیار کمرنگ شدن و من تونستم خیلی راحت به سمت تناسب حرکت کنم در واقع من اول از بالا یعنی در ذهنم لاغر شدم و بعد لاغری من به پایین که جسمم بود هم رسید من کسی بودم که آخرین بار از طریق رژیم سی کیلو کم کردم اما به محض اینکه رژیم رو رها میکردم چند کیلو اضافه میکردم وکلی ناراحتی و ترس و نگرانی و … به سراغم میومد و من کلی فشار ذهنی داشتم و همیشه حالم بد بود وعذاب وجدان داشتم و همیشه در حال محدودیت بودم و در حال حساب و کتاب کردن و کالری شماری و دیدن انواع غذاها و نخوردن بودم و من همیشه ورزش سنگین داشتم که به شدت این اواخر بهم حس بد اجبار میداد و من وقتش رو نداشتم و مربیش رو دوست نداشتم و من همراه نداشتم ولی باید میرفتم و ..… خلاصه من مجبور بودم که باید برم چون ترس داشتم از اینکه ورزش نکنم چه وزنی پیدا خواهم کرد (چون با اون همه سختی مدام وزنم افزایش پیدا میکرد من واقعا میترسیدم ورزش نکنم )و این همیشه سوالی بود که اذیتم میکرد و من مجبور بودم به اجبار ورزش کنم و رژیم بگیرم چون در ذهنم کلی فرمول چاقی بود که به من فشار میآورد و نمیزاشت که ارامش داشته باشم نمیزاشت من به راحتی تناسب رو به دست بیارم و از اون لذت ببرم و اما الان به مدت دوسال و نیم هست که در این مسیرم همیشه به سمت تناسب حرکت کردم و هر روز از دیروزم بهتر شدم و متناسب تر شدم و من خوشحالم که بیشتر ازوزنم ذهنم متناسب شده و من رو به آرامشم حال خوب و سلامت و شادابی و امیدواری رسانده و اینها برای من ارزشمند هست بنابراین من عاشق این راهم و اگر یکی دو روز بیشتر بشه که فایل گوش ندم انگار حالم بده انکار چیزی رو گم کردم انگار …برای همین من با عشق میام داخل سایت مینویسم و میخونم و گوش میدم .
من سالها ازطریق ترازو و متر میدیدم که وزن کم کردم اما هیچ وقت برام قابل اعتماد نبود و لذت بخش نبود اما این دو سال هست که ازطریق. ذهنی میبینم وزن کم کردم و دقیق هم نمیدونم چقدر کم کردم اما این مقدار هرچند کم و یا زیاد برای من قابل اعتماد و درست هست و برای من لذت بخش هست .
من مدتها هست با دیدن هر فرد چاقتر ازخودم نه تنها خوشحال نمیشم بلکه براش ناراحت میشم و متاسف میشم که چقدر در مسیر نادرست هست و به خودم میگم یه روزی این فرد هم متناسب بوده پس منم متناسب میشم و من با بودن در این مسیر یاد گرفتم که تمام توجهم به افراد لاغر باشه و با دیدن اونها خوشحال بشم و بگم بلاخره من هم یه روزی در این وزن قرار میگیریم و همیشه اونها رو تحسین و تشویق می کنم تا به سمت تناسب بیشتر هدایت بشم در واقع من آگاهانه کانون توجهم رو کنترل میکنم .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
خسته نباشید
و سلام به دوستان هم مسیر
مطلب جالبی بود
انگار من یه بار دیگه این فایل رو اوایل آشناییم با سایت حدودا ۲ماه قبل دیدم و نوشتم متوجه شدنش سخته،
اما جالبه الان اصلا برام گنگ نبود
و یاد گرفتم که وزن ذهنی با وزن جسمی ما متفاوته یعنی با عدد روی ترازو متفاوته.
چون ما از بالا به پایین چاق شدیم یعنی اول از ذهنمون چاقی شروع شده بعد خودش رو در جسم نشون داده پس باید از بالا به پایین هم لاغر بشیم یعنی اول افکار و ذهنیت ما لاغر کننده بشه بعد جسممون لاغر خواهد شد .
کسی که با اون همه زحمت ، استرس ،نارحتی
و رژیم یا ورزش وزن خودش رو چند کیلو کم میکنه ، این فرد فقط وزن جسمیش کم شده نه وزن ذهنیش در واقع اصلا کم نکرده ،چون بازم فشار روشه و استرس داره .
مانند فنری که با زور نگه داشتیم این کاهش وزن رو میخوایم نگه داریم که از هر نظری محدودیت داریم،استرس داریم چقدر بخورم،کالری غذا چنده،ساعت چند بهتره بخورم،تعارفات رو نمیتونیم بخوریم اگر هم بخوریم عذاب وجدان داریم ، همیشه نگرانیم،واسه همینه که بعد مدتی دیگه نمیتونیم این فشار رو تحمل کنیم و یکدفعه به وزن قبلی برمیگردیم.
باید سعی کنیم برای زندگیمون برنامه ریزی داشته باشیم،
باید وقتمون رو الکی هدر ندیم ،براش ارزش قائل بشیم،
زندگی کوتاهتر از چیزیه که ما فکرش رو میکنیم،
کتابهای مفید بخونیم ،مطالب مفید روی سایت رو مطالعه کنیم چون حالمون رو بهتر میکنه .
ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
با سلام
منم که نزدیک به یکساله مستمرا آموزشها رو دنبال میکنم مهارت خاصی درکنترل گفتگوهای روزانم با اطرافیانم ایجاد شده و خیلی زود مچ خودم رو میگیرم و رفتار نادرستم رو شناسایی میکنم و همونجا زیرکانه درستش میکنم.
برای مثال
همین چند روز پیش داشتم باهمکارم صحبت میکردم در مورد روزه گرفتن وصحبت از اینکه من با روزه حالم چطوره .
منم حواسم نبود و بهش گفتم که یه دوستم لاغر مردنی بود و به راحتی روزه میگرفت وشبیه نی و با حالت دستم نشون دادم .
یهو مخم سوت کشید لاغر مردنی . به به همین رفتارتو داری که جلوی لاغرشدنت رو گرفتی .
باورکنید به دقیقه نکشید اصلاح کردم جملمو و سریع گفتم درسته من موقعی که چاق بودم اصلا روزه نمیتونستم وچاقها رو قبلا در ذهنم قوی میدونستم که سالم هستن و قوی .
ولاغرها رو ضعیف و مردنی که چطور راحت روزه میگیرن . وهمش برام جای سوال بود . ولی وقتی خواهرم وپدرم رو میبینم که کبد چرب دارن و فشار خون بالا و پدرم از درد زانوهاش میگه وجالبه من تو ذهنم فکر میکردم چاقعا همش گرمشونه ولی پدرم فشار خون بالا . اما همش جوراب کلفت و زانوبند پاشه . برام اثبات شد چاقها ضعیف و مردنی هستن ولاغرها سالم و قوی .
و یکم از مزایای لاغری براش گفتم . کم کم حسم خوب شد .
اونجا بود مچ خودم رو گرفتم که من همیشه در خونه ماه رمضان که میشد حسرت لاغرها رو میخوردم و یه دوستم با اینکه خیلی لاغر بود وهمش بهم میگفت چرا روزه نمیگیری . ومن هرچی میگفتم نمیتونم چشام سیاهی میره وفشارم افت میکنه باورش نمیشد .
چون من خیلی چاق تر از اون بودم و اون منو درک نمیکرد و من هم اون رو درک نمیکردم و همش تو خونه میگفتم یه همکارم پوست واستخونه و لاغر مردنی شبیه نی . اما راحت روزه میگیره .
من که خودم الان مدتیه دارم کنترل میکنم کلامم رو . وباور کنید خیلی مچ خودم رو میگیرم خصوصا محاورات مالی .
البته چاقی رو بیشتر این مدت زوم کردم کلمه لاغر مردنی رو زیاد استفاده میکنیم تو خونه .
مثلا درمورد خانم های لاغر میگیم فلانی لاغر مردنی هست به راحتی زایمان کرد خاهرم چاق هست و به هزار گرفتاری .
یا فلانی لاغرمردنی چی جوری ازدواج خوبی داشت .
یا به خاهرزادم میگیم غذا نمیخوری پوست هستی و استخون .
البته بیشتر از سمت خانواده گفته میشع و من اگه همون موقع وقتی میشنوم تو ذهنم ردش رو منطقی نیارم برای ذهنم کد گذاری میشه و نمیزاره من لاغر بشم .
من توی ذهنم مرتب میگم اگه چاقی خوبه چرا بابا همش سردش هست . چرا همش زانوهاش درد میکنه . چرا همش فشار خونش بالاست . چرا و……
و لاغرها رو میارم توذهنم فلانی و این ویژگیها .
منم وقتی وارد دوره شدم احساس میکنم وزن ذهنم ۱۷۴ بود و جسمم فقط ۷۴ بود .
الان احساس خوبی تقریبا دارم . گاها یه مقدار بیشترغذا میخورم یه کم میترسم اما دلیلشو میدونم .
بچه ها پیشنهاد میکنم فایل کنترل رفتار در میهمانی رو حتما تهیه کنید چون نه تنها در کنترل رفتار در مهمانی بلکه کل روند روزمره زندگیتون رو دگرگون میکنه و باعث میشه روزهای خوبی و بی دردسری رو برای خودتان در تمام جنبه ها بسازید .
الان وقتی دوره سیکل ماهانه یا محرم یا هوا گرم یا میلاد و جشن یه اتفاقی خوب یا یدی میافته سریع ریششو پیدا میکنم و همش هم با این فایل باارزش بوده . وقیمتی هم نداره .
البته تمامی آموزشهای استاد باارزش و بی بدلیلن .
به امید گسترش متناسب شدن در جهان .
سلام و درود
وقتی می بینم بچه های سایت تناسب فکری مهارت کشف افکار و نگرش اشتباه خودشون رو پیدا کردند و به این خوبی در جهت تغییر دادن الگوهای ذهنی اقدام می کنند لذت می برم
به شما تبریک میگم
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلاااام و درود بر دوستان مشتاق یادگیری
ذهن شما چند کیلو است ؟!…
چقدر جالب و قابل تأمل بود !…تجربیات چاق بودن من باعث خوشبختی و سعادت دنیا و آخرتم شد!؟واقعا این روزها کمی بهتر درک میکنم که پشت این تصویر چاقی چقدر اختلال ذهن وجود داشت که در شاخ و برگ هر قدم از زندگی من مؤثر بود من اومد اینجا لاغر بشم ولی به اراده الله مهربانم داره همه چیز زندگیم دگرگون میشه اونم از اون زیروروهایی که زیرش بهتره !…
در چاقی گوهرهایی نهفته است ✨
خیلی ها گول می خورند منفی باف منم اوایل پیشنهاد می داد بیا خودتو لاغر کن با همون روشهای بیرونی که انتظارشم داری!..بعد که به ایده آلت نزدیک شدی بیا با دوره لاغری با ذهن خودتو ثابت و ماندگار کن خودتو نگه دار 🤔یعنی چاقی را دور بزن !.
دوست عزیزم گول نخوری این نظر و تجربه شخصی خودم هست :چاقی نوعی بیرون ریزی جسمی هم داره انگار وقتی فرمولهای مخرب اساسی به سطح میان تا حل بشن و پاکسازی بشی از قسمتهای چاقت میزنند بیرون و نمایان می شوند، ولی واقعی نیست .
یعنی اگر گول منفی باف را بخوری ،وقتی میای توی دوره چاق تر میشی یعنی باید پاکسازی بشی !…و آماده دریافت یعنی فضا خالی کنی برای محتوای جدید !
ترازو عدد جسم ما را نشون میده و این عدد خیلی کمتر از وزنه های وصل شده به ذهنمون هست یعنی فشاری که چاقی روی ذهن و روح و روان داره به مراتب خیلی خیلی بیشتر از فشار بر جسم هست .
حدود ۲۵ سال از زندگی ام در رفت و آمد به چاق و لاغری سپری شد هر بار رژیم و ورزش سرزنش تحقیر و ترحم ترس و تنفر از والدین از خدا از آدمهای متناسب ذهن منو داغون تر می کرد هر بار که به صورت مقطعی هم لاغر میشدم انقدر ترس از چاق شدن داشتم یا عذاب وجدان از خوردن چند لقمه اضافه یا احساس خستگی و ناتوانی برای رسیدن به هدفم که چند کیلو مانده بود و اینها وزنه های سنگین ذهن من بودند دوبار در بارداری وزنم تا ۹۵کیلو پیش رفت اما وزن ذهن من ۱۵۰کیلو بود انقدر احساس بد و تنفر و انزجار از خودم را هرروز تجربه می کردم که آرزوی مرگ می کردم !…
مثال مورچه خیلی قابل تأمله بارها خودم مورچه را زیر نظر گرفتم و دیدم بیخیال بردن اون طعمه اش که چندبرابر از خودش سنگین تره نمیشه هربارمنم با رژیم و دمنوش و ورزش و ..همینطوری با تلاش بیشتری و اراده قویتری مصمم می شدم لاغر بشم انگار یک گوی را تا نزدیک قله با سختی و درد می کشیدم و اما در یک لحظه این گوی رها می شد و در جای اولش قرار می گرفت و این دردناااکترین قسمت اون روشهای بیرونی بود .
وقتی تصمیم گرفتم که من باید برای مدت طولانی تری زیر نظر کارشناس تغذیه باشم که حدود ۹ماهی شد و هر هفته وزن می شدم دیگه خودمم یک وزنه خریدم و انگار وسواس ذهنی گرفته بودم و اعصاب برام نمونده بود من یک لحظه روی ترازو عددی را مشاهده می کردم اما تا ساعتها یا روزها درگیرش بودم !؟چرا لاغر نمی شم؟چیکار کنم ؟انگار آخر بن بست فقط سرتو میکوبی به دیوار تا دیوار فرو بریزه …
چاقی از ذهن ما شروع شده انبوه افکار و محتویات الگوهای چاق کننده باعث نمایان شدن درصد کمی از چاقی جسمی ما هستند بنابراین لاغری هم باید از ذهن ما شروع بشه یک نکته دریافت کردم پس اگر اینگونه هست اول ذهنم ۳۰کیلو لاغر میشه و بعد مثلا حدود ۱۵کیلو از اضافه وزنم که رها شده را نمایان می کنه و این باعث خوشحالی امروزمه شاید در جسمم تغییری آنچنانی ایجاد نشده ولی ایمان دارم حدود ۱۰کیلو ذهنم لاغر تر شده .
دیشب منزل یکی از بستگان شام مهمان بودم تمام افراد مهمانی لاغر اندام بودند افرادی که تقریبا با اختلاف چندکیلو همیشه متناسب بودند و افرادی که پارسال چاق بودند و الآن تحت رژیم و حالا هرچی که نمی دونم لاغر شده بودند، البته صورتها پراز چین و چروک و اعصابها کاملا مشخص بود داغون…
دیشب با خودی که ساختم روبرو شدم با تمام نقاط قوت و ضعفش اول اینکه کاملا محکم و با اقتدار نشسته بودم کاملا در سکوت و لبخندی بر لب در حال تفکر و اما ۳۰٪از ذهن شروع کرد ببین لاغر شدن زیبا هستن چه لباسهایی پوشیدن راسیاتش خیلی دلم خواست ولی مشاجره داشتیم می گفتم من خودمو شناختم من آرومم من هزارتا نتیجه تناسب در اندام داشتم و اما ذهن مقایسه گرم داشت اذیتم می کرد اما یه کم قدرت نیروی درونی ام بیشتر بود تا میومد حس بد بشه میگفتم چیه الآن حسرته!؟یعنی من نمی تونم !؟صددرصد می تونم اونم در نهایت سلامتی و آزادی و اقتدار و ماندگار دوباره می گذشت اینبار میومد حسم بد بشه می گفتم یعنی چی؟محتاج لاغری ام چی بهم میده !؟دوباره حلشمی کردم و اما چقدر فرمولهای مخرب را از کودکیم شناسایی کردم اما کاملا رفتارم در جایگاه و شأن الهی ام بود اصلا فکر نمی کردم چی بخورم و چی نخورم !؟و کاملا حسم ازانتخابهام خوب بود هیچ سرزنشی وقت خوردن و بعدش نداشتم حتی سر سفره رنگارنگ ولع نداشتم و به اندازه از یک مدل خوردم اول به بشقاب اون دونفر تحت رژیم نگاه کردم یک عالمه سالاد برداشتند و غذایی که حجمشاز غذای من بیشتر بود منفی باف گفت ببین دارند می خورند راحت …اما امروز صبح شنیدم توی خونه خودشون ۲تا قاشق برنج می خورند پس فرمول مهمونیه و یک شبه بوده !…تا شب درگیر بودم با خودم و تمام آنچه هستم اما نیروی درونم ۶۰به چهل بود قشنگ متوجه می شدم در نهایت شب رسیدم خونه نشستم سر دفترمو نوشتم نقطه ضعف هامو و آنچه از نوجوانی باعث کم باوریم شده بود یک عالمه فرمول شناسایی شد اون افراد مدارک تحصیلی بالایی داشتنددکترا !…اما گفتم اگر ازشون مدرکشون را بگیرند چی براشون میمونه !؟فهمیدم این موضوع همیشه باعث مقایسه من شده از طرف خانوادم که فکر کردم چون مدرک بالایی ندارم هیچی نمیشم!…دوباره گفتم اگر چاق بشن یا لاغریشون ازشون گرفته بشه چه حالی میشن !؟
باز گفتم من دارم تو این راه ضد ضربه میشم دیگه اگر چاقم بشم میدونم این لباسمه من نیستم پس خودمو باور کردم عاااااشق خودم شدم با گلهای اون خونه حرف می زدم به راحتی بغلشون کردم گفتم عااااشقتونم از وجودم و خیلی احساسم خوب شد دیدم لطف خدارا معجزه اش را و تموم احترام و عزت و اقتداری که بهم بخشید .
از طرفی یک برادرزاده ۲ساله خیلی چاق دارم دائم طفلی را غذا میزارن دهنش و با دختر بسیار لاغر ۴ساله من مقایسه می کردند اول حالم بد شد نوعی ضعف و چرا ؟!نشستم فکر کردم از کودکی به من می گفتند استخونی و جوون نداری و انقدر این موضوع آزاد دهنده بود که چاقی برام لذت بخش شد و اما الآن در دخترم دارم تجربه می کنم انقدر نوشتم و از خدا خواستم حلش کنه …
در ذهن من نوعی کوچک بودن تصویر شده و همیشه کسانی زورگو بودند اما سپردم به خدا با تفکر به این جمله …
من خیلی کوچک نیستم و بزرگی ام از بزرگی خداست
بی اعتبار کردم کوچک بودن و ضعیف بودن را مطمئنم دخترم رشد طبیعیشو طی می کنه چون تصویر کوچک بودن را در ذهنم پاک کردم
هیچ کوچک و بزرگی وجود نداره همه ما در تعادل هستیم و از یک سطح روح الهی برخورداریم بنابراین هیچ فرقی بین یک پیرمرد یا آدم قدبلند با یک کودک و یا آدم چاق نیست .می خواااام درکش کنم و فقط طلب می کنم و پرورش دهنده ام خداست .
توجه من به برادرزاده چاقم باعث شد امروز ناهار رفتار چاق داشته باشم و پرخوری کنم احساسم چاقیه و فکر کنم برای فرمول مسافرت هم هست ولی نمی ترسم منفی باف سعی بر ناامیدی داره اما برای کسی که به خدا ایمان داره نمیتونه به اراده همون خدا مسلط بشه می دونم درست میشه فقط ادامه میدم چون دارم گوهرهای نهفته را کشف می کنم .
خیلی از افراد چاق وقتی یک فرد چاق تر می بینند خوشحال می شوند و میگند خداراشکر که اینطوری دیگه نیستم !..
من بارها قبلا این کارا کردم الآنم دارم کارما پس می دم چاق نمی شم اما خودم و اندامم را دارم همونطوری میبینم هربار با این کار داشتم توجه به چاقی بیشتر می کردم و تأکید بر خواستن و اما اون فرد یک روزی مثل من بوده هیچ معلوم نیست منم میتونم به اون وزن برسم .
اما خداراشکر که متناسبهای زیادی میبینم که یادم بیاد منم میتونم باشم یا چقدر اندامهای متفاوتی هست در لاغری میتونم خدارا شاکر باشم ودعاگوشون که به حالت طبیعی خودشون نزدیکند با هرروشی به من چه هرکسی مسیر زندگی خودشو داره …
یه جاهایی خوشحال میشی که من با تناسب فکری لاغر ماندگار میشم اما اونا چی !؟اینم بدجنسیه یه مدل دیگه بدخواهی و می خوام از خداوند برای همه اون افراد عشق مهر نعمت و آگاهی طلب کنم چون ما از یک تنیم و از یک منبع
منبع عشق❤️
خدایا سپاسگزارتم
خدایا عاااااشقتم❤️
خدایا اگر هر نفس شکر کنم هرگز نمی تونم سر سوزنی از فضل و لطفت را جبران کنم🙏
هذا فضل من ربی (هر چه هست از فضل توست)
سپاس و درود استاد پر مهرم
روح پدرو مادرتون شاد
دوستان همدلم سرافراز و بالنده باشید ☘️
سلام خسته نباشید
ممنون از توضیحاتتون جالب بود
اما درکش سخته.