سالها، هر روز با دقت میرفتم روی ترازو تا محاسبه اضافه وزنم رو انجام بدم و ببینم چقدر چاقتر یا لاغرتر شدم 😓.
اما وقتی با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، فهمیدم وزن واقعی فقط عددی که روی ترازو میبینم نیست! 🤯 وزن ذهن و افکارم هم تأثیر بزرگی روی اضافه وزنم دارند.
حالا یاد گرفتم برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید وزن افکارم رو هم حساب کنم؛ یعنی باید افکار و باورهای منفی رو سبک کنم تا بدنم هم سبکتر بشه 🧠✨. اینطوری مسیر لاغری برام خیلی متفاوت و پایدار شده!

نقش ترازو در زندگی افراد چاق ⚖️
همه ما که اضافه وزن داریم، معمولا از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و بررسی میزان کاهش وزن استفاده میکنیم، ولی اینکار بیشتر باعث احساس ناراحتی و حتی دلسردی میشه. 😞
هر بار که رژیم میگرفتم، از همون روز اول چندین بار خودمو وزن میکردم که ببینم چقدر لاغر شدم.
اگر عدد ترازو کمتر از قبل بود، کلی خوشحال میشدم، ولی اگه عدد تغییر نمیکرد یا حتی بالا میرفت، داغون میشدم. 😣
گاهی بعد از پیادهروی، بعد از ورزش، یا حتی بعد از یه مهمونی، باز خودمو وزن میکردم تا ببینم چقدر تغییر کردم و از عدد ترازو انگیزه بگیرم یا نگرانی کنم! 🎢
برای خیلیها، نقش ترازو طوریه که نمیتونن حتی چند ساعت بدون وزن کردن زندگی کنن؛ چون از ندانستن عدد دقیق وزن خودشون میترسن! 😰
ترازو و رژیم؛ رابطهای پر از استرس
تو خیلی از برنامههای رژیمی، محاسبه اضافه وزن و نتیجه رژیم رو فقط با عدد روی ترازو میسنجن.
تصورش رو بکن: یه هفته یا حتی یک ماه کلی تلاش کردی، حسابی به برنامه رژیمت پایبند بودی، اما وقتی عدد ترازو همون نبود که دنبالش بودی، یه جوری سرزنش میشی و میگن چرا بهتر عمل نکردی!
در حالی که خیلی وقتها واقعا همه تلاشات رو کردی و حتی عالی هم عمل کردی، اما عدد ترازو نمیخواد راست بگه! 😓
واقعیت اینه…
استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن، به تنهایی هیچ تضمینی برای موفقیت در لاغری نیست!
بسیاری از روشهای لاغری فقط روی کم خوردن غذا و زیاد حرکت کردن تمرکز دارن، اما هیچ کدوم به برنامهریزی ذهن ما توجه نمیکنن.
وقتی ذهن آماده نباشه، این روشها بیشتر از چند هفته جواب نمیدن و اکثر افراد خیلی زود خسته میشن و کنار میکشن. 😞
چرا ترازو اینقدر مهم شده؟ 🤔
خیلی از ما چاقها به جای اینکه روی رفتار و دلیل اصلی چاقیمون کار کنیم، فقط چشممون به عدد ترازو دوخته شده.
از یه طرف فکر میکنیم چاقی تقصیر ما نیست و دلایل زیادی داره، از طرف دیگه عدد ترازو رو معیار سلامت و تناسب میدونیم و این باعث میشه همه احساساتمون به اون عدد وابسته بشه.
نکته مهم برای موفقیت در لاغری 🧠❤️
همونطوری که نمیشه همیشه کنترل کرد که دیگران درباره ما چی فکر کنن و حرف بزنن، نمیشه فقط با ترازو به لاغری دلخواه رسید!
اگر شادی و ارزشمندیمون وابسته به تایید ترازو باشه، هیچوقت احساس آرامش و لاغری پایدار رو تجربه نمیکنیم.
پس برای رسیدن به یه لاغری واقعی و آرامشبخش، باید از ترازو و اعدادش فاصله بگیریم و بیشتر به ذهن و رفتار خودمون توجه کنیم.

از چاقی تا لاغری؛ توهم یا واقعیت؟ 🤔⚖️
تو تمام سالهایی که چاق بودم، برای محاسبه اضافه وزن فقط به ترازو نگاه میکردم. هر بار که عدد ترازو بیشتر میشد، از خودم متنفر میشدم و کلی حس بد پیدا میکردم.
اما همین که عدد ترازو کمی کمتر میشد، خوشحال میشدم و فکر میکردم بالاخره تونستم لاغر شم! 🎉 اما مشکل اینجاست که شادی من از لاغری فقط به همون عدد روی ترازو وابسته بود.
یعنی به محض اینکه عدد دوباره تغییر میکرد، دوباره همون احساس چاقی و ناامیدی برمیگشت. 😞
اینکه با یه فرمول ساده و عدد روی ترازو بخوایم بگیم چاقیم یا نه، واقعاً یه توهمه! چون واقعاً نمیشه میزان چاقی رو فقط با اعداد روی ترازو مشخص کرد.
همینطور، خوشحال شدن صرف از کاهش عدد ترازو هم یه خیال پوچه! لاغری واقعی یعنی تغییر در احساس درونی، نگرش ذهنی و رفتار ما، نه فقط تغییر اعداد یا سایز دور کمر و باسن.
محاسبه اضافه وزن واقعی! 🧠❤️
محاسبه اضافه وزن واقعی باید بر اساس فرمولهای ذهنی چاقی، نگرش فرد و رفتارهای روزمرهاش باشه. این فرمولها قابل اندازهگیری دقیق نیستن چون ذهن ما مدام در حال تغییر و تصمیمگیریهای متفاوته.
لاغری واقعی هم یعنی تغییر عمیق در احساسات، نگرشها و رفتارها که اصلاً به راحتی قابل شمارش نیست!
پس استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن میتونه کاملاً مخرب باشه!
وقتی عدد بالا میره، احساس ناامیدی و ناراحتی شدید میاد که خودش باعث چاقتر شدن میشه. و وقتی عدد پایین میاد، مغز بهش به چشم موفقیت نگاه میکنه و فرد فکر میکنه دیگه میتونه برنامه رو رها کنه و خیلی زود دوباره به حالت اول برمیگرده. 🎢د کار اشتباهی است.
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن! ⚖️🧠
همه ما افراد چاق به خوبی تاثیر ترازو رو در زندگیمون حس کردیم.
حتی با اینکه در فایلها و آموزشهای «لاغری با ذهن» بارها درباره مضرات وزن کردن با ترازو صحبت شده،
ولی هنوز خیلیها عادت دارن هر روز، حتی هر ساعت برای محاسبه اضافه وزن خودشون روی ترازو برن! 😅
دسترسی راحت به ترازو باعث میشه همیشه بخوایم وزنمون رو چک کنیم، اما این تمرکز روی عدد ترازو نه تنها باعث ترس و اضطراب از چاقتر شدن میشه، بلکه امیدمون به لاغری رو هم کم میکنه. 😟
خلاصه اینکه…
عدد روی ترازو یه عدد «توهمی» هست!
نه برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید بهش اتکا کنیم، نه برای سنجش موفقیت در لاغری. چون عدد واقعی که تاثیرگذار هست، وزن ذهن ماست که هیچوقت با ترازو قابل اندازهگیری نیست! ✨
ترازو برای وزن ذهن نداریم!
همه ما فقط وزن جسممون رو میبینیم و فکر میکنیم همین کافیه، ولی واقعیت اینه که قبل از اینکه جسم چاق بشه، ذهن پر شده از فرمولهای چاقی و نگرشهای محدود کننده!
وقتی این فرمولها در ناخودآگاه ذخیره میشن، کمکم جسم هم چاق میشه.
مشکل کجاست؟
متاسفانه همه روشها و برنامههای لاغری که ادعا دارن کمک میکنن، فقط وزن جسم رو با ترازو میسنجن، و همین باعث شده موفقیت یا شکست رو فقط با همون عدد روی ترازو قضاوت کنیم،
در حالی که اصل ماجرا اصلاً اون عدد نیست!

ررابطه عدد وزنی جسم و عدد وزنی ذهن مثل رابطه کیلومترشمار و دور موتور ماشین است! 🚗🧠
میدونی عقربه دور موتور ماشین چیه؟ اون عددی که دور موتور رو نشون میده، صدها برابر عددی هست که کیلومترشمار سرعت ماشین رو نشون میده!
مثلاً اگه عقربه دور موتور روی عدد ۴ باشه، یعنی ۴۰۰۰ دور در دقیقه، اما کیلومترشمار فقط عدد ۱۰۰ رو نمایش میده، یعنی سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت.
حالا اینو بیا به محاسبه اضافه وزن خودمون ربط بدیم:
عدد وزنی که ترازو (وزن جسم) نشون میده، مثل عدد کیلومترشمار هست، نسبت به عدد وزنی ذهن ما (مثل دور موتور) خیلی کمتره!
یعنی وزن ذهنی ما از وزن جسمی که ترازو نمایش میده خیلی بالاتره.
پس چیکار کنیم؟ 🤔
برای محاسبه اضافه وزن واقعی خودت، فقط نباید به عدد ترازو دلخوش باشی!
باید به احساسات خودت دقت کنی و عدد وزنی ذهن خودت رو بسنجی.
مثلاً:
✅ اگر ترس و نگرانی از چاقتر شدن تو کمتر شده، یعنی عدد وزنی ذهنت داره کم میشه.
✅ اگر ترس از خوردن غذاها کم شده، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت در حال کاهشه.
✅ اگر عذاب وجدان بعد از غذا خوردن کمتر شده، نشونه کاهش عدد وزنی ذهنته.
✅ اگر راحتتر میتونی از خوردن بعضی غذاها بگذری، یعنی باز هم عدد وزنی ذهنت کمتر شده.
کلی نشونه هست برای تشخیص کاهش عدد وزنی ذهن! 🎉
بسیاری از دوستانی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها استفاده کردند، کاملاً این نشونهها رو حس کردند.
✍️ تمرین آموزشی: محاسبه اضافه وزن 🧠⚖️
آگاهی از محاسبه اضافه وزن در اصلاح فرمولهای ذهنی درباره چاقی و روند واقعی لاغری خیلی مهمه.
باید بدونیم که سالها رفتن روی ترازو و نگاه کردن به عددش، نه تنها به لاغری ما کمکی نکرد بلکه باعث شد فرمولهای چاقی ذهنمون قویتر بشن!
🎥 مراحل انجام تمرین:
- اول متن ویدیوی آموزشی رو خوب بخون
- بعد ویدیو رو تماشا کن
- در نهایت به سوالات زیر تو بخش نظرات این جلسه با دلسوزی و شرح کامل پاسخ بده
سوالهای تمرینی:
- 💬 نظر شما درباره استفاده از عدد وزنی برای محاسبه اضافه وزن چیه؟ آیا این روش رو مفید میدونی؟ لطفا توضیح بده.
- 💬 رابطه تو با ترازو چطوری بوده؟ چقدر از ترازو استفاده میکردی و این عدد روی احساس تو چه تاثیری داشت؟
- 💬 وقتی روشهای لاغری رو دنبال میکردی، ترازو چه نقشی تو برنامهات داشت؟
- 💬 به نظرت استفاده از ترازو به لاغرتر شدنت کمک کرده یا بالعکس؟
- 💬 لاغری با ذهن چطور باعث کاهش عدد وزنی ذهن و بعد عدد وزنی جسم میشه؟ لطفا شرح بده.
- 💬 درک و برداشت خودت از ویدیوی آموزشی رو به صورت انشایی بنویس.
- 💬 از این محتوا یه تمرین برای خودت طراحی کن و تو بخش نظرات به ما بگو چی کار کردی!
💙 خیلی دوست دارم نظراتت رو بخونم و دربارهشون با هم صحبت کنیم!👇
هر سوالی داشتی حتماً بپرس 😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.70 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
به نظرم این فایل ارزش بارها و بارها شنیدن رو داره چون خودمم شاید هشت یا هفت بار این فایل رو گوش دادم تا درکش کنم.منم تا قبل از این فایل خیلی به این وزن کم کردنم با ترازو فکر میکردم البته ناگفته نماند توی این مدتی که با سایت آشنا شدم کلا دوبار وزن کردم خودمو خیلی جاها وسوسه میشم که برم خودمو وزن کنم با اینکه ترازو توی خونه ندارم خوشبختانه،ولی توی دوره ها که دارم انجامشون میدم داشتم به وزنی که کم کردم یا نکردم فکر میکردم.من وزن ذهنمو باید بتونم کنترل کنم.من شاید با تحت فشار دادن جسمم کم کنم ولی اگر ذهنمو عوض نکنم باید وزن بیشتری رو تحمل کنم.من نمیخوام به وزن کردن و رسیدن به وزن ایده آلم فکر کنم دلم میخواد رها بشم از خوردن و نخوردن،میخوام رها بشم از افگار چاق کننده.میخوام حال دلم خوب تر بشه.دلم میخواد احساسم عالی تر بشه.
خداروشکر که اینجا هستم و دارم به خودم اثبات میکنم که منم میتونم با آموزش صحیح و اصولی نگرشمو نسبت به طبیعی بودن لاغری عوض کنم.خدایا کمک کن تا توی مسیر درستی که باهاش حالم خوب هست بمونم.الهی شکر.
در پناه خدا باشید.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان که عاشق همه ی بندگانش هست و تناسب و زیبایی را برای همهی ما خواسته و میخواهد.
سلام بر دوستان عزیز و استاد ارجمند
قطعا وزن این دوست ما بر می گردد مثل همهی ما که اینجوری با عذاب و سختی وزن کم میکردیم و دوباره به آسانی با تلنگری مثل داستان مورچه برگشتیم.
همهی ما از بالا به پایین چاق شدیم پس ترازو تنها برای ما ناامیدی به همراه دارد.من حدود ۱۵ کیلو کم کردم ولی همیشه با نگرانی و دغدغه حتّی موقع گرسنگی غذا می خوردم.اما حالا که در مسیر هستم حالم خوبه اصلأ سراغ ترازو نرفتم حس تناسب را هر روز قوی تر میکنم وکاری به وزنم ندارم اون بالاخره کم میشود .
وقتی یک روز نمیرسم به سایت بیام همش تو فکر سایت هستم و دنبال فرصتی هستم که حتی شده چند خط بخونم.این دوست ما باید مسیر لاغری با ذهن را شروع کند چون ما همه ی مسیر ها را رفتیم و شکست خوردیم . انشاالله خدا به همهی انسانهای چاق کمک کند و همه به تناسب برسیم.من وقتی بعد از کاهش وزن روی ترازو میرفتم همیشه انتظار چاقی داشتم و دفعه بعد حتماً بک مقدار چاق شده بودم و زمان رژیم هم روی ترازو با ترس کم نکردن می رفتم موقع رژیم مجبور بودم برای ثبت هر هفته روی ترازو برم ولی در مسیر لاغری با ذهن تا حالا نرفتم به امید موفقیت همه ی دوستان و استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام
قبل اشنایی با این سایت واقعا اضافه وزنی ک دارم اونقدر برام سنگین بود ک واقعا از حملش خسته شده بودم هیچ جا برام لذت بخش نبود نگاه دیگران برام سخت بود
اونقدر درگیر نگاه دیگران حرف دیگران بودم ک حد نداشت من سنگین سنگین بودم از لحاظ ذهنی وجسمی
ازخودم خوشم نمیومد از بدنم متنفر بودم بدنم رو مشک دار میدیم از زمین وزمان شاکی بودم ک چرا من هرچی ب اطرافم نگا میکنم لاغر میبینم چرا فقط در بین همسن وسالهام این منم ک چاقم
خسته بودم کلافه بودم دلیلی بر ای زندگی نداشتم
اما از وقتی با روش لاغری با ذهن اشنا شدم انگار ورق برگشت انگار من دوباره متولد شدم من زنده شدم مثل گل پژمرده ای بودم ک بهم اب دادند ومن دوباره شاداب شدم فهمیدم زنرگی چیه با خودم دوست شدم سنگینی اضافه وزن رو مثل قبل حس نکردم همون اصافه وزنه هس ولی من اون موقع خیلی حسش میکردم الان خیلی فرق کرده
فهمیدم ک بدنم مشکلی نداره ومیتونه تغییر کنه با تغییر نگرش من فهمیدم همه چیز خودم هستم انگار امیدی در من رشد کرد
من خیلی از زیبایی های زندگی رو ک نمیدیدم رو دیدم
چی تعییر کرده من همونم همون جسم رو دارم حتی شاید چاقتر از زمان شروع
من ذهنم تغییر پیدا کرد من دیدم قدرت منم
من ب قدرت ذهنم ایمان دارم مثل اسبی میمونه من سوارکارشم ب جایی میره ک من دستور بدم اکه من درجایی ک هستم دوس ندارم مشکل از اسبه نیس مشکل از منه
من با توجه ام با انرژی ک ب هدر میدم با نگرش اشتباهم چاقم غیر این نیس
چاقی ی غول نیس
چاقی بزرگ نیس
من چاقی رو ساختم وبراش زحمت کشیدم میدونید چرا چن چیزی خلاف طبیعت بدن هس سخته زحمت میخواد
لاغری همیشه هس طبیعت بدن هس من با بدنم جنگ کردم ک اونو از حالت طبیعی درش اوردم
من سنگینی اصافه وزنی ک دارم رو مثل قبل حس نمیکنم
من زندگی میکنم با اینک چاقم ولی قبلا فک میکردم من لایق زندگی نیستم چن چاقم
ی فرد چاق رو محکوم شده میبینم حس میکنم ک ی چیز بدیه ک نباید باشه ی چیز چندش
اما فریبا این نگاه رو جامعه ادمها ب تو دادند
نگاهمون رو عوض کنیم ارزش تو اعتبار تو زیبایی تو ب چاق ولاغر بودنت نیس تو ارزشمندی فارغ از این حالتی ک داری تو محبوبی خداوند عاشق توهستش خداوند تورو خلق کرده
ی فرد چاق هم حق زندگی وشادی داره چاقی اونقدرها بد نیس چاقی نبود من اینجانبودم من این حال رو نداشتم چاقی اومد کمک تو بکنه تا بفهمی در درونت چ غوغایی هس
چاقی کمک کننده هس نیومده تو رو زمین بزنه
چاقی باعث شدممن بفهمم خدام کیه چاقی ی دوستی بود ک اومد کمکم کنه وبره موندنی نیس چن حالت طبیعی من نیس
چاقی ب من زندگی کردن رو باد داد
زمانیک هیچکس کنارم نبود هیچکس منو نمیفهمید چاقی منو فهمید همراهم بود با من بود غم خوار من بود پناه من بود
چاقی ب من خدمت کرده تا من خوب باشم تا زنده باشم
وقتی ببینه ک نیازی نیس وتو درسهاتو گرفتی میزه
چاقی ب من یاد داد ک باید با خودم دوس باشم نبا ادمهای بظاهر دوست
چاقی ب من یاد داد من با خدام دوست باشم پناه ببرم ب خودش
چاقی ب من یاد داد ک من زیبام من لایقم من ارزشمندم
هر چقدر نگا میکنم میبینم چاقی بهترین راه برای هدایت من بوده تا بفهمم چرا اینجام
پس من از چاقی درونم ممنونم
منزدر گذشته با قدرت ذهنم اونقدر چاقی رو بزرگ کرده بودم واونقدر لاغری رو دور دست نیافتنی ک فک نمیکردم بتونم روزی این چنین فک بکنم
چاقی در ذهن من بزرگ بود سنگین بود ومن هرچقدر رژیم میگرفتم ورزش میکردم بیشتر وبیشتر سنگینیشو حس میکردم
من این چن وقت ک یکم وقت بیشتری میزارم ودیدگاه میخونم بیشتر وبیشتر میبینم ک وزن اضافه من رها واره میشه چن من فازم عوض میشه فرکانسی ک دارم عوض میشه واین برگشتی نداره چن تو با رزیم کم نکردی ک نگران باشی ک نکنه برگرده من سختی نکشیدم من زجری نمیکشم من کاملا بالذت جلو میرم
اگه ی روز وقت میشه بخونم گوش بدم یا برنامم تغییر میکنه ب این معنا نیس ک چاق میشم
این همش افسانه هس لاغری هس همیشه ومن اینجا یاد میگیرم تا در زندگی ام اجرایی کنن مثل دانشگاه ومدرسه نیس ک همش یاد بگیریم تا تموم میشه فراموش کنم
ن عزیزم ذهن من عوض میشه نگاه من عوض میشه ک جسمم تعییر میکنه واین همیشگی میتونه باشه اگه تو دو سه روز مریض میشی بعدش سلامت میشی الان تو چن صباحی رو چاق بودی وبدن داره ب حالت طبیعیش برمیگرده چرا چن تو هماهنگ شدی چن تو چاقی رو خلق نمیکنی بر اساس یاد گرفته هات چیزی ک تو یاد گرفتی یاد گرفتی واجرایی میکنی چ مدام بیای سایت چ هر از گاهی
من برای لذت بردن میخوام لاغر بشم چن میدونم از چیزی طبیعیش لذت بخشه چقدر لذت بخشه ک پیراهنم رو بپوشم ببینم ک چقدر راحتم توش چقدر زیباست ک کارهای شخصیت رو بتونی انجام بدی
همه وهمه اینها نشون از واضح شدن لاغری هس ک درمن هس پس تو حتی اگه نشد اینجا باشی مهم نیس کسی ک یروز مدرسه نمیره ب این معنی نیس ک دیگه نمیتونه پاس کنه
تو فقط باید همه جا اگاه باشی هوای خودتو داشته باشی چ اینجا باشی چ نباشی باید ببینی ک براساس کدوم ذهنیت داری عمل میکنی نگاه میکنی وحلش کنی فقط خودتی ک میتونی اینو تشخیص بدی کمکم خودت باشی چن تو لایق این عشق هستی چن تو لایق این راحتی وسبکی وطبیعت بدن هستی
من این حس رو دارم ک چاق ها گناه کارند دیدید کسی کرقاتله بیاد تو عموم باز همه یجوری نگاش میکنند ک انگار انسان نیس انگار ی تافته جدا از بافته هس یچیزی ک انگار نباید باشه
من چنین حسی رو در مورد خودم دارم وقتی درجمعی هستم ی حس اضافه بودن ی حس اینک من گناهکارم چن چاقم دارم اینک ی چیز بدم ی چیز ک عیبه
فریبا جانم این نگاه اشتباهترین نگاهی ک میتونی داشته باشی نگاهی ک حتی خیلی از پدرمادرها ب بچه چاقشون دارند من خودم دیدم ک پدرم با برادم ک یکم چاقه وقتی در جمعا افراد لاغر قرار میگیره بعدش هی بهش تذکر میده هی میگه انقدر باشگاه میری چرا لاغر نمیشی این حرفها
اما ی فرد چاقم لاغره انسانه نفس داره حس داره اگه من چاقم رنج چاقی رو من میکشم ن هیچ کس دیگه من دارم انرژی زیادی براش صرف میکنم
من دارم زحمت حملش رو همه چیزشو میکشم ن کس دیگه ی انسان ی وسیله ی لباس نیس ک درموردش نظر بدن کسی حق نداره درمورد جسم یکی دیگه نظر بده
تو حق زندگی داری حق بودن مثل ی فرد لاعر تو با اینک از خودت رنج کشیدی و اسیبی ب کسی نزدی ک فک کنی ک اونها حس اینو دارند ک انگار مالشون رو خوردی این چنین نیس عزیزکم
و تو گناهی نکردی ک چاق شدی تو اگاه ماجرا نبودی تو هم یاد گرفتی این نتیجه برات شو حالاهم یاد میگیری لاغری ور ونتیجه طبیعی رومیسازی واین ب این معنی نیس ک تا زمانیک لاغر نشدی تو بدی زشتی یا این مسائل
ن تو هم مثل ی فرد لاغر حق داری
لاعری وچاقی ی حالت جسمی هس واین نیس ک لاغرها برتری دارند نسبت ب افراد چاق ب هیچ وجه عزیزکم برتری بین ب برد چاق وی فرد لاغر نیس
درسته در زندگیا اطرافت چنینی رفتاری رو میبینی اما تو چنین حسی رو نداشته باش عزیزم تو هم انسانی ی فرد چاق هم انسانه مثل تموم کسایی ک چاقند من حق زندگی دارم همانطور ی فرد لاغر حق زندگی کردن داره
هیچ برتری بین ی فرد لاعر وچاق نیس
ملاک برتری جسم ی شخص نیس حتی عمل ی شخص نیس همه ما اینجاییم تا درس هایی روبگیریم و این از برتری ادمها نیس ک ثروتمندند یل لاغرند همه ی چیزیم وتفاوت در جسم رنگ وپوست محیط مکان باعث بد شون یا برتری نمیشه
کسی حق نداره ب خاطر اینک جسم تو چاق هس ب تو توهین کنه یا مسخره کنه
تو انسانی مثل ی فرد لاغر
تو چیز بد نیستی جسم تو تعیین کننده ارزش تو نیس تو چن چاقی گناهکار نیستی
تو چن چاقی زشت نیستی عزیزکم تو زیبای منی زیبای خداوندی اثر خداوندی
خودمو میبخشم برای همه این حسهاییک ی عمر بخودم دادم وهنوز در دورنم هس
بنام خدا مهربان و هدایتگر م.
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیزم .
سلام خدمت فریبا خانم گل.
کامنت زیبای شما خواندم.ولذت بردم . مخصوصا این جمله زیبا که فرمودید .
مثال اسب رازدی که ذهن اسب ومن سوارکار اگر اسب در جای نامناسبی هست.من اون بردم آنجا ومشکل از منه پس باید ببرمش جای مناسب .
وجایی که از چاقی ت تشکر کرد وقتی هیچ کس همراهت. نبود او بود .واصلا چاقی باعث شد که در این جمع باشی .این نگرش وحرف ها حالم خوب کرد.سپاسگذارم ازت .
نشان های دریافت شده
ممنون نطر لطف شماست برای شما و خودم ارزوی حال خوب حس خوب دارم
چه فایل جالبی بود این فایل!
واقعا هم ترازو نباید ملاک سنجش وزن جسم باشه .
یادمه چند سال پیش که پیاده روی می کردم ،یه داروخانه بود دو سه کیلومتر با خونمون فاصله داشت و یه ترازو دیجیتال با حسگر داشت که وقتی می رفتی روش هم وزن و قدت رو میگرفت و مقدار اضافه وزن و شاخص توده بدنیت رو محاسبه میکرد و برات به نمایش میذاشت. من ماهی یه بار مسیر پیاده رویم رو به سمت داروخانه انتخاب میکردم و مخصوصا می رفتم و خودم رو وزن میکردم و با این که پیاده روی میکردم و افتاده بودم رو دور لاغر شدن و تصمیمات مربوط بهش همیشه وزنم بین ۷۲و ۷۰در چرخش بود و هیچ وقت روی اون ترازو وزن کمتری از این مقدار برای خودم ندیدم ،حالا که تو سایت هستم میفهمم دلیل این که من وزنم کمتر نمیشد ازین مقدار چی بوده .
هیچ وقت تو خونه ترازو نداشتم چون متناسب بودم و نیازی نمیدیدم .
اما بعد چاق شدنم و وقتی تصمیم گرفتم از طریق کالری شماری وزن کم کنم رفتم ترازو خریدم و متاسفانه عادت کردم که هر چند روزی خودم رو وزن کنم .
اما از وقتی در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم ترازو رو گذاشتم کنار و همون اوایل وسوسه میشدم برای وزن کشی خودم و الان دیگه کلا ازش فراموش کردم و فقط منتظرم که ظاهرم تغییر کنه و منتظر دیدن عدد جدید و کمتر روی ترازو نیستم.
بنظر من دونستن وزن هیچ تاثیری در سبک زندگی و روحیه ما نداره ،هر چی که هست هر احساسی که داریم همه و همه به ذهن بر میگرده اگر لاغر باشیم و احساسون نسبت به اندام خودمون خوب نباشه و فرقی نمیکنه ،حتی اگه وزن خودمون رو هم بدونیم میتونه فقط چند روز حالمون رو خوب نگه داره .
زمانی که متناسب بودم و یه ترازو گیر می آوردم خودم رو وزن میکردم .همه چیز برام طبیعی بود وزنم ،اندامم ،چون ذهنم لاغر بود و انگار میدونستم که باید همین باشه و هیچ چیزی برای خوشحالی یا نگرانی وجود نداشت .
تا اینکه تصمیم به بارداری گرفتم و یهو همه چی برا خودم و دکتر و مرکز بهداشت مهم شد!
هر وقت می رفتم دکتر وزنم رو میگرفتن که ثبت کنن و ببینن در صورت بارداری چقدر اضافه می کنم،فشار خون و خیلی چیزهای دیگه.!
و دقیقا از همین زمان بود که ترس از چاقی در وجودم رخنه کرد و بعد چند سال خودش رو در ظاهرم نشون داد.
وقتی در ذهن خودمون رو لاغر تجسم کنیم و بجای ترس از چاقی به لاغری عشق بورزیم و شیفته لاغری باشیم ،وقتی با دیدن انسانهای متناسب ذوق کنیم و در فکر و ذهنمون تحسینش کنیم ،داریم به لاغری فکر میکنیم و خواهی نخواهی ذهن لاغر میشه و عدد وزنی اون تغییر میکنه ،و با توجه به اینکه به هرچی توجه کنیم کائنات اون رو در زندگی ما جاری میکنه ،چون به تناسب جسمی دیگران توجه کردیم ،به لاغری ،به اندام زیبا ،به این موارد توجه کردیم ،تمام اینها در زندگی ما به واقعیت تبدیل میشه و وزن جسمی ما تغییر پیدا میکنه و با وزن ذهنی مون مساوی میشه.
بنام خدا مهربانم و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت برکت سلامتی لذت شادی ارامش ثروت آسایش هدایت نعمت رضایت رأفت معرفت آگاهی زیبایی یقین تعهد نظم پیشرفت بخشش رهایی رشد رضایت صداقت نور آگاهی رحمت مغفرت کمال عزت عمر طولانی غنی و بینیازی تا بینهایت کمیت کیفیت خداوند و هر چیزی که میخواهید خداوند به شما استاد عالیقدر گرامی ارجمند نثار کرده باشد و کند،
استاد واقعا هر فایل از هر فایل قبلی عالیتر الله اکبر همشالمشگوهر وی بگم کدومو جمع کنم چقدر زیبا کامل عالی هر فایل هست ،
واقعا وزنه رو بالای سرمون بزاریم ببینیم ذهنی چقدر لاغر شدیم وایاستاد چه قمری چه جمله ای که تجربه ای چه حرفی بی نظیر احسنت وای نمیتونم حرف بزنم دیگه وصف نشدنی بزرگی این حرف!!!!!!
وای استاد چه حرف حقی احسسسسنتتتت !!!!!مورچه ای که دانهای سنگینتر از خودشو از کوهپایه به سمت قله کوه میکشه و با کوچکترین تلنگر پرت میشن پایین در دره،
وای استاد چه مثالی ما با فشار رژیم غذایی فنر جمع میکردیم آنقدر که بعد با فشار بیشتر در میرفت چقدر بعدش میخوردیم .
کاهش وزن از طریق جسمی فشار ذهنی رو بیشتر میکنه اول ذهن لاغر باید بشه خود ب خود چه بخواهیم چه نخواهیم لاغل میشویم و نشانه اش حال خوب ما هست .
اگر فرد چاقی را دیدم خودمو تحسین نکنم اگر فرد متناسبی را دیدم تشچیقکنمهودمو که منم میتوانم ،
خدایا شکرت و استاد خیلی ممنونم.
نشان های دریافت شده
سلام براستاد وهمه دوستان هم مسیر
امروز به خودمگفتم یی فایل رو نگاه میکنم دیگه امروز همین دورهام انجاممیدم ولی انکار باید لین فایل رو میدیم وفتی دکمه حالم خوب کن زدم شد فوری دفترم جزوهای صد قدم رو. باز کردم که بینم تو اون فایل صد قدم من. چه مطلبی گفته شده بود و امروز چه مطلبی رو شما برای این مسیر در نظر گرفتین ولی تو دفتر از این فایل هیچی نداشتم به خودم گفتم پس خوب گوش کن شاید اون نکته ظریف رو دزیافت کنی
تزازو و. نگرانی و. استرس. ناشی وزن کردن
من طی این همه سال از این وسیله به قدری ضربه خوردم که اگه چاره داشتم اون توسطل زباله سرگوچه میزاشتم. ولی چون افرا خانوادهام این وزن کشی رو فبول دارن ومن نمیتوانم این دشمن خودم رو دور بندازم ولی خودم با اون دارم به صبر و دعوت میکنم تواین مسیر هم اون وسیله باره خواسته من گول بزنه که برم. وزن بکشم. بدونم. چتد دکلیو شدهام. چندکیلو کم. کردم اصلا لاغر شدم یا نه
حتید بارهد به شکلهای که وفتی بهش فکر میکنم رکلی خندهام میگیره چون به حرفهای بخش منفی گوش نکردم اون زمان صبوری کردم عجله رو خنثی کردم حالا ازباد آوردنش کلی خنده ام میگیره
یی. روز. تو اتاق خواب. بودم وجلوی آینه داشتم خودم رو تشویق میکردم که چه خوب لاغر. شدی چقدرردخوب وزن و کم. کردی یی لحظه به یی بخشی از بدنم که دوست دارم زودتر اون قسمت لاغر بشه وافتاد کمی تو ذهنم اون بخش رو بهش توجه کردم کمی حسم بد شد انکار. این. ترازو. زبان باز دگرد چون زیر تخت بود من رو. بروش بودم نگاهم بهش افتاد اینطوری به من گفت خوب خودت رو سر کار گذاشتی بیا حالا خودت وزن کنی بینی که اصلا لاغر شدی یا نه توهی میگی. لاغر شده به این شکل باورت میشه لاغر شدی بیا وزن بکش باید به خودت ثابت کنی که لاغر ر شدی تا این بخش منفی تو. رو. رها. کنه من فوری خودم رو جمع جور گردم فوری بخش منفی رو به کناری زدم خودم تو. بخش مثبت یا گفتم این جمله اقدام بخش منفی رو خنثی کردم بهش نگاه کردم. گفتم تودشمن من هستی دشمن احساس من مندیگه کول تو. رو نمیخورم تو میخواهی جوانهای تازه ذهن من رو. خراب. کنی و از بین. ببری دیگه. کول. تو. نمیخورم. یی کلد بهش زدم فوری از. اتاق. بیرون. آمد حالا نخند کی بخند انکار. از ردشمن چند سال. انتقام. .گرفتم. حالم خوب. بارهای روشهای دیگه خواسته زحمت ۱۰ ماه من به باد بده به شکرخدا تا. این. زمان. موفق. ماجرا. من. بودم. نه فقط تراز نیست حتی مترخونه هم. خواسته باهش خودم متر کنم اون موفق نشه بهش گفتم. ترازو که از تو خیلی قویتر بود. کاری. نتواست بکنه توکه از. اون. تو دیدم کمتر هستی
توکل برنامه رژیمی باید هر روز یا هفته ریی بار روش رفته رکلی حس حالم بد مشد اون زمان انقدر. ابن. وزن کشی من اذیت میگرد تازه. زمانی. هم. که وزنم کم نشون میداد اون نکرانی که دفعه دیگه. خدا کنه کمتر نشون بده. بازم. تو. نکرانی و. استرس خلاصه می شد هر. جه. که دوزن کم. کردم دامروز متوجه شدم عدد. وزنی. من. هیچ د تغییری نکرده. بوده فقط عدد جسم. پایین.بوده. پس. من رپاصلا. لاغر نمیشدم چون. افکار به. شدت تحت فشار. بود. کلی زمان. به این می گذشت توچی درست کردن جطور. خوردن چند قاشق خوردن چه موادی رو بخورم و کی نخورم طی شد وای که ازبه یادآوریش حالم بد شد دوست ندارم ادامه بدمدوست دارم حالم حسم همیشه مثل امروز باشه.
با اشتیاق با انگیزه حال خوب تلاش برای زندگی خوب حسم همیشه تودحالد خوبد طی میشه اگه به حساب خودم چند کلیو لاغر. شده باشم. این. نشان از. لاغری. این. وزن. تو. ذهنم هست که این قدر آرامش پیدا کرده من به شکرخدا از۲۳ / ۱۰ /1401 تا امروز ازا. ین وسیله به هیچ عنوان. استفاده نکردم چون ار. اسبی که میزنه خبردار چون.هیچ. سودی. که. نداره کلی هم ضرر داره
من با. کم. کردن. وزنم. تو. ذهنم. عدد. وزنی. خودم گذاشتم احساس خوب. شور. واشتیاق. عالی عشق به هدفم. انگیزه داشتن. تو. این. مسیر که دارم طی میکنم
آمروز که داشتم با معلم زبانمکه دخترجوان هست ولی کاره بلد من وروش اون خانم دارم به شکلی خوب به پیش میریم امرزوز بقدری. من تشویق کرده چقدر تمرین زیادی روبراش فرستادم. وازدرستی هم تمریناتمخوشحال بود
افکارم من همه در احساس خوب هست امروز واین حال خوب رو
اول هدایت وحمایت خداوند میدونم وبودن. و تومسیر تناسب فکری
دوم دفت تو یاد گیری آگاهی خوب مرو و افکارخوب و مثبت رفتارخوب ودرست وعمل کرده کامل همه مسیر
سوم و زندگی کردن با مسیر تناسب فکری من با این مسیر کلی تغییر به زندگیم دادم با تناسب فکری دارم شکل واقعی زندگی میکنم همه ساعت همه زمان جه تو منرلم چه توهرمحیطی دیگه ای
پنجم توجه نکردن به ابن وسیله پر ضرر
ابن ۵ بند من داره از مسیر اضافه وزن بیرون میکشه تومسیر لاعریی قرار داده و درا ثر ادامه. دادن. استمر داشتن موفق این مسیر حتما من هستم وتناسبب فکری که از این مسیز به دست آوردم و دارم کم کم تو مسیر آرام ارم قدم بر میدارم هیچ. عجله ندارم همراه خوب نبود . چون متوجه شدم همراه خوبی برای این مسیر نیست دوتا. چیز مخالف هم هست تو مسیر تناسب فکری اون اول جاده جا گذاشتم با سبک بالی دارم آرام ارم گام بر. میدارم.و به هدفم. میرسم انشالله
خدا پشت و پناهتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 48 :محاسبه اضافه وزن ذهن چاق
امروز که میخوام دیدگاه مو بنویسم حالم با بقیه روزا فرق میکنه . بعد از حدوداً سه ماه بودن در سایت و وزن نکردن دیروز وسوسه شدم و خودمو رو وزن کردم و عدد روی ترازو ضدحال بزرگی بهم زد ،5 کیلو اضافه کرده بودم!!! برای چند دقیقه از کل دنیا ناامید شدم و حالم بشدت بد شد و هجوم افکار منفی به سراغم اومد که دیدی دوباره نشد، دیدی این روش برای تو نبود، دیدی الکی خودتو گول زدی ، دیدی بازم نتونستی و…… خلاصه که حالم به شدت بد بود تا حدی که خواستم گریه کنم .یواش یواش یه فکرای خیلی ضعیف شروع کردن به نمایان شدن :که تو همین چند روز پیش این فایل و گوش دادی که استاد گفتن در ابتدای راه اضافه شدن وزن طبیعیه و خودت تو بخش نظرات کلی در موردش نوشتی که اره اضافه وزن اول راه مهم نیست و این جزئی از مسیره ،از کجا معلوم که اضافه وزن تو بیشتر از این مقدار نبوده و تو الان توی مسیر کاهش وزنی ؟آخه من سه چهار ماه بود که خودمو وزن نکرده بود و اصلاً معلوم نبود که من توی این سه چهار ماه روند وزنی م چطور بوده ؟ یا اینکه به رفتار غذایی این مدتم فک کردم دیدم خیلی رفتار غذایی بدی نداشتم که بخوام اضافه وزن پیدا کرده باشم خلاصه که آخرش به این نتیجه رسیدم که کلاً روی ترازو رفتن کار اشتباهی بود که من انجام دادم ولی با وجود این افکار ضعیف اون تصویر عدد روی ترازو خیلی قوی تر بود و کلاً منو بهم ریخته بود . شب عروسی دعوت شده بودیم بماند که ذهن من چقدر آشفته بود هجوم افکار منفی و جدالشون با اون افکار ضعیف امیدبخش !!!! و اینکه من اصلا چیزی از عروسی متوجه نشدم . وقت شام شد و غذا رو آوردن و من با ذهن مشغول شروع کردم به غذا خوردن و بعد از خوردن تقریباً نصف غذام حس سیری کردم و دیگه نتونستم ادامه بدم و هرچی مادرم اصرار کرد که تو چیزی نخوردی و غذاتو بخور ولی من نتونستم ادامه بدم و دست از غذا خوردن کشیدم ولی باز به این نکته توجه نکردم ،خلاصه عروسی تموم شد و به خونه برگشتم .موقعی که دراز کشیدم بخوابم دوباره افکار منفی بیرحمانه به سراغم اومدن و حسابی از خجالتم دراومدن و من دست به دامن ! اون افکار ضعیف که باعث انرژی دادن به من میشد تا در مقابل این افکار بیرحم تاب بیارم که در همین گیر و دار یهو ذهنم سمت شام خوردنم رفت دیدم که من رفتار کاملاً درستی رو انجام دادم و با اینکه در موقعیت مهمانی قرار گرفته بودم ولی تونستم درست رفتار کنم و همین باعث امید من شد و در تمام این مدت همش یه صدایی بهم میگفت که فقط همین راه راه درسته و باید ادامه ش بدی خلاصه که با کلی افکار رنگارنگ خوابیدم . صبح که بیدار شدم و طبق عادت همیشه وارد سایت شدم که فایل امروزم رو گوش بدم و مثل همیشه با حال خوب شروع نکردم . کلیک کردم روی گام 48 محاسبه اضافه وزن چاق !!!!!! یعنی میتونه به وزن کردن دیروز من ربط داشته و بازم مثل همیشه با دادن آگاهی باعث حال خوب و امید دادن بهم بشه ؟؟؟؟؟شروع کردم به خوندن متن نوشتاری تا جایی که به اینجا رسیدم که استاد گفته بودن :برای محاسبه اضافه وزن خود نباید دلخوش به ترازو باشید بلکه باید با توجه به احساس خود عدد وزنی ذهن خود را به دست بیاورید و بعد از اون استاد گفتن که : اگر دیگه ترس از چاق شدن ندارید، اگر دیگه ترسی از خوردن مواد غذایی ندارید، اگر عذاب وجدان شما بعد از خوردن غذا کمتر شده ، اگر شما ذوق و شوق ادامه دادن دارید ،اگر حال شما خوب شده و احساس آرامش دارید، اگر شمابه راحتی میتوانید از خوردن غذایی که با آن روبرو شده اید صرف نظر کنید، عدد وزنی ذهن شما کاهش پیدا کرده ومن وقتی خودمو با تمام این نکات استاد مقایسه کردم دیدم که بله در این مدت همه این نکات کم یا زیاد در من به وجود اومده دیدم که من در این مدت به مرور هرچی جلوتر رفتم حالم بهتر شده انگیزه م بیشتر شده درکم از موضوع لاغری با ذهن بیشتر شده تا اینکه روی ترازو رفتم و لیز خوردم و بدجوری هم لیز خوردم ولی خداروشکر تونستم بلند بشم . عدد روی ترازو توهمی بیش نیست عدد ذهنی من مهمه که خداروشکر با این چیزایی که استاد گفتن مطمئنم که کاهش پیدا کرده . وزن کردن با ترازو جز حال خرابی چیزی برای آدم نداره شاید این روی ترازو رفتن برام لازم بود که چیزی رو میشنوم رو با تمام وجودم درکش کنم.ازتون ممنونم استاد که باز مثل همیشه تونستین با گفته هاتون بهم حس خوب و انگیزه بدین واقعاً این گفته تون رو قبول دارم که با باز کردن هر فایل از سایت تناسب فکری بدون استثنا حالم آدم بهتر میشه .
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
شاید یه جاهایی برای شما تلخ بوده ولی همش برای من لذت بود
اینکه می بینم بچه های تناسب فکری به این زودی به شکل بنیادی تغییر می کنند
موضوعی که از نظر شما پنهان بود اینکه اگه فرض کنیم رژیم بودید و متوجه میشید ۵ کیلو اضافه کردی هرگز ادامه اش نمی دادی ولی الان با همه فشار افکار منفی دوباره صبح اومدی سر کلاس حاظر شدی
این یعنی اطمینان به کسب نتیجه
یعنی ایمان به قدرت نیروی درون که شما رو به این سمت هدایت کرده
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز
من تا همین امروز نمیدونستم که بخشی توی سایت هست که میتونیم پاسخ به دیدگاه مون رو در اونجا ببینیم و امروز به طور اتفاقی به این بخش اومدم و پاسخ شما رو به دیده گاه خودم دیدم اول جا داره که ازتون تشکر کنم که وقت میزارین و تک تک نوشته های مارو میخونین و تک تک ما برای شما مهم هستیم و دوم اینکه وقت میزارین به دیدگاه ما پاسخ میدین و با کلید واژه هایی که به ما میدین اطمینان مون رو از راهی که انتخاب کردیم بیشتر میکنید.
و باز هم از ته قلبم از شما ممنونم و بهترین هارو برای شما از خداوند خواستارم .
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊 و منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
به نام خداوند صبورم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات محاسبه اضافه وزن ذهن چاق
نشان های دریافت شده
به نام خدای یکتا وبی همتا
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
برای من هم از یک طرف چاقی وچاق ترشدن استرس ولرد می کرد وازیک طرف وزن کردن یه فشار سنگینی رو بهم وارد میکرد.
و من تو دوران چاقیم آنقدر بیسکویت ساقه طلایی خوردم که وقتی آزمایش گرفتم دیدم مس بدنم رفته بالا . ونه تنها لاغرنشدم بلکه چاق تر هم شدم .چون شنیده بودم این بیسکویت رژیمی هست و بدون ترس میخوردم .
دستگاه درازنشست خونگی داشتم که چندباراول یه کم منظم استفاده میکردم بعدش اونم گذاشتم کنار .
چقدر من باشگاه میرفتم وچقدر قهوه مصرف کردم
وچقدرمن پیاده روی های سنگین تو دل گرمای تابستان میکردم وبعدش تویک اتاق بدون پنکه وکولر باهمان بدن عرق کرده میرقصیدم وچقدر خوشحال میشدم که امروز تلاش زیادی برای خودم کردم تا لاغربشم .
بعد اینهمه مدت فقط ۵ کیلو کم کردم به طوریکه زانوهام شب درد شدیدی میگرفت و از رنگ ورو افتاده بودم و بعد مدتی که به خودم استراحت دادم و گفتم روغذا بیشتر زوم میکنم و کمتر ازقبل میخورم بعد مدتی اون ۵ کیلو که هیچ ۷ کیلو بیشتر شدم .
شب و روز کارم این بود که دراینترنت بگردم یه روش لاغری سریع پیاده کنم که دیگران جواب گرفته باشند .
فشار چاقی بیشتر تو ذهنم بود تا درجسمم . وقتی نتونی از غذاخوردنت لذت ببری از خوابت لذت ببری از لباس پوشیدن لذت ببری از مهمانی رفتن لذت ببری دیگه میخای از چی لذت ببری .
تازه اونهمه طعنه وتحقیر وکنایه اطرافیانت ونزدیکانت که درد چاقی رو بیشتر میکنه و اینهمه فشار همه روی ذهن ماست نه جسم ما .
که به لطف الهی که هدایت شدم به این سایت و وقتی متوجه شدم که ریشع چاقی در ذهن من هست ومن اینهمه جسم خودم رو اذیت میکردم دیگه دست از سر جسمم برداشتم و روی محتویات ذهنم زوم کردم و مرتب کارکردم و آموزشها رو گام به گام طی کردم و بعد مدتی بدون فشار به جسمم تونستم وزن قابل توجهی رو از دست بدم و به تناسب اندام دلخواهم نزدیک بشم و از زندگی کردن با این حس وحال لاغری لذت بیشتری ببرم .