سالها، هر روز با دقت میرفتم روی ترازو تا محاسبه اضافه وزنم رو انجام بدم و ببینم چقدر چاقتر یا لاغرتر شدم 😓.
📍 این جلسه ادامه گام ۴۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
اما وقتی با روش «لاغری با ذهن» آشنا شدم، فهمیدم وزن واقعی فقط عددی که روی ترازو میبینم نیست! 🤯 وزن ذهن و افکارم هم تأثیر بزرگی روی اضافه وزنم دارند.
حالا یاد گرفتم برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید وزن افکارم رو هم حساب کنم؛ یعنی باید افکار و باورهای منفی رو سبک کنم تا بدنم هم سبکتر بشه 🧠✨. اینطوری مسیر لاغری برام خیلی متفاوت و پایدار شده!
در این جلسه میآموزیم:

نقش ترازو در زندگی افراد چاق ⚖️
همه ما که اضافه وزن داریم، معمولا از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و بررسی میزان کاهش وزن استفاده میکنیم، ولی اینکار بیشتر باعث احساس ناراحتی و حتی دلسردی میشه. 😞
هر بار که رژیم میگرفتم، از همون روز اول چندین بار خودمو وزن میکردم که ببینم چقدر لاغر شدم.
اگر عدد ترازو کمتر از قبل بود، کلی خوشحال میشدم، ولی اگه عدد تغییر نمیکرد یا حتی بالا میرفت، داغون میشدم. 😣
گاهی بعد از پیادهروی، بعد از ورزش، یا حتی بعد از یه مهمونی، باز خودمو وزن میکردم تا ببینم چقدر تغییر کردم و از عدد ترازو انگیزه بگیرم یا نگرانی کنم! 🎢
برای خیلیها، نقش ترازو طوریه که نمیتونن حتی چند ساعت بدون وزن کردن زندگی کنن؛ چون از ندانستن عدد دقیق وزن خودشون میترسن! 😰
ترازو و رژیم؛ رابطهای پر از استرس
تو خیلی از برنامههای رژیمی، محاسبه اضافه وزن و نتیجه رژیم رو فقط با عدد روی ترازو میسنجن.
تصورش رو بکن: یه هفته یا حتی یک ماه کلی تلاش کردی، حسابی به برنامه رژیمت پایبند بودی، اما وقتی عدد ترازو همون نبود که دنبالش بودی، یه جوری سرزنش میشی و میگن چرا بهتر عمل نکردی!
در حالی که خیلی وقتها واقعا همه تلاشات رو کردی و حتی عالی هم عمل کردی، اما عدد ترازو نمیخواد راست بگه! 😓
واقعیت اینه…
استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن، به تنهایی هیچ تضمینی برای موفقیت در لاغری نیست!
بسیاری از روشهای لاغری فقط روی کم خوردن غذا و زیاد حرکت کردن تمرکز دارن، اما هیچ کدوم به برنامهریزی ذهن ما توجه نمیکنن.
وقتی ذهن آماده نباشه، این روشها بیشتر از چند هفته جواب نمیدن و اکثر افراد خیلی زود خسته میشن و کنار میکشن. 😞
چرا ترازو اینقدر مهم شده؟ 🤔
خیلی از ما چاقها به جای اینکه روی رفتار و دلیل اصلی چاقیمون کار کنیم، فقط چشممون به عدد ترازو دوخته شده.
از یه طرف فکر میکنیم چاقی تقصیر ما نیست و دلایل زیادی داره، از طرف دیگه عدد ترازو رو معیار سلامت و تناسب میدونیم و این باعث میشه همه احساساتمون به اون عدد وابسته بشه.
نکته مهم برای موفقیت در لاغری 🧠❤️
همونطوری که نمیشه همیشه کنترل کرد که دیگران درباره ما چی فکر کنن و حرف بزنن، نمیشه فقط با ترازو به لاغری دلخواه رسید!
اگر شادی و ارزشمندیمون وابسته به تایید ترازو باشه، هیچوقت احساس آرامش و لاغری پایدار رو تجربه نمیکنیم.
پس برای رسیدن به یه لاغری واقعی و آرامشبخش، باید از ترازو و اعدادش فاصله بگیریم و بیشتر به ذهن و رفتار خودمون توجه کنیم.

از چاقی تا لاغری؛ توهم یا واقعیت؟ 🤔⚖️
تو تمام سالهایی که چاق بودم، برای محاسبه اضافه وزن فقط به ترازو نگاه میکردم. هر بار که عدد ترازو بیشتر میشد، از خودم متنفر میشدم و کلی حس بد پیدا میکردم.
اما همین که عدد ترازو کمی کمتر میشد، خوشحال میشدم و فکر میکردم بالاخره تونستم لاغر شم! 🎉 اما مشکل اینجاست که شادی من از لاغری فقط به همون عدد روی ترازو وابسته بود.
یعنی به محض اینکه عدد دوباره تغییر میکرد، دوباره همون احساس چاقی و ناامیدی برمیگشت. 😞
اینکه با یه فرمول ساده و عدد روی ترازو بخوایم بگیم چاقیم یا نه، واقعاً یه توهمه! چون واقعاً نمیشه میزان چاقی رو فقط با اعداد روی ترازو مشخص کرد.
همینطور، خوشحال شدن صرف از کاهش عدد ترازو هم یه خیال پوچه! لاغری واقعی یعنی تغییر در احساس درونی، نگرش ذهنی و رفتار ما، نه فقط تغییر اعداد یا سایز دور کمر و باسن.
محاسبه اضافه وزن واقعی! 🧠❤️
محاسبه اضافه وزن واقعی باید بر اساس فرمولهای ذهنی چاقی، نگرش فرد و رفتارهای روزمرهاش باشه. این فرمولها قابل اندازهگیری دقیق نیستن چون ذهن ما مدام در حال تغییر و تصمیمگیریهای متفاوته.
لاغری واقعی هم یعنی تغییر عمیق در احساسات، نگرشها و رفتارها که اصلاً به راحتی قابل شمارش نیست!
پس استفاده از ترازو برای محاسبه اضافه وزن و میزان کاهش وزن میتونه کاملاً مخرب باشه!
وقتی عدد بالا میره، احساس ناامیدی و ناراحتی شدید میاد که خودش باعث چاقتر شدن میشه. و وقتی عدد پایین میاد، مغز بهش به چشم موفقیت نگاه میکنه و فرد فکر میکنه دیگه میتونه برنامه رو رها کنه و خیلی زود دوباره به حالت اول برمیگرده. 🎢د کار اشتباهی است.
مقایسه وزن جسم و وزن ذهن! ⚖️🧠
همه ما افراد چاق به خوبی تاثیر ترازو رو در زندگیمون حس کردیم.
حتی با اینکه در فایلها و آموزشهای «لاغری با ذهن» بارها درباره مضرات وزن کردن با ترازو صحبت شده،
ولی هنوز خیلیها عادت دارن هر روز، حتی هر ساعت برای محاسبه اضافه وزن خودشون روی ترازو برن! 😅
دسترسی راحت به ترازو باعث میشه همیشه بخوایم وزنمون رو چک کنیم، اما این تمرکز روی عدد ترازو نه تنها باعث ترس و اضطراب از چاقتر شدن میشه، بلکه امیدمون به لاغری رو هم کم میکنه. 😟
خلاصه اینکه…
عدد روی ترازو یه عدد «توهمی» هست!
نه برای محاسبه اضافه وزن واقعی باید بهش اتکا کنیم، نه برای سنجش موفقیت در لاغری. چون عدد واقعی که تاثیرگذار هست، وزن ذهن ماست که هیچوقت با ترازو قابل اندازهگیری نیست! ✨
ترازو برای وزن ذهن نداریم!
همه ما فقط وزن جسممون رو میبینیم و فکر میکنیم همین کافیه، ولی واقعیت اینه که قبل از اینکه جسم چاق بشه، ذهن پر شده از فرمولهای چاقی و نگرشهای محدود کننده!
وقتی این فرمولها در ناخودآگاه ذخیره میشن، کمکم جسم هم چاق میشه.
مشکل کجاست؟
💡 اگه میخوای این محاسبه ذهنی رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ در ادامه هم توی گام ۴۹ سراغ «آسانترین راه کاهش وزن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.70 از 60 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلاااام و درود بر دوستان مشتاق یادگیری
ذهن شما چند کیلو است ؟!…
چقدر جالب و قابل تأمل بود !…تجربیات چاق بودن من باعث خوشبختی و سعادت دنیا و آخرتم شد!؟واقعا این روزها کمی بهتر درک میکنم که پشت این تصویر چاقی چقدر اختلال ذهن وجود داشت که در شاخ و برگ هر قدم از زندگی من مؤثر بود من اومد اینجا لاغر بشم ولی به اراده الله مهربانم داره همه چیز زندگیم دگرگون میشه اونم از اون زیروروهایی که زیرش بهتره !…
در چاقی گوهرهایی نهفته است ✨
خیلی ها گول می خورند منفی باف منم اوایل پیشنهاد می داد بیا خودتو لاغر کن با همون روشهای بیرونی که انتظارشم داری!..بعد که به ایده آلت نزدیک شدی بیا با دوره لاغری با ذهن خودتو ثابت و ماندگار کن خودتو نگه دار 🤔یعنی چاقی را دور بزن !.
دوست عزیزم گول نخوری این نظر و تجربه شخصی خودم هست :چاقی نوعی بیرون ریزی جسمی هم داره انگار وقتی فرمولهای مخرب اساسی به سطح میان تا حل بشن و پاکسازی بشی از قسمتهای چاقت میزنند بیرون و نمایان می شوند، ولی واقعی نیست .
یعنی اگر گول منفی باف را بخوری ،وقتی میای توی دوره چاق تر میشی یعنی باید پاکسازی بشی !…و آماده دریافت یعنی فضا خالی کنی برای محتوای جدید !
ترازو عدد جسم ما را نشون میده و این عدد خیلی کمتر از وزنه های وصل شده به ذهنمون هست یعنی فشاری که چاقی روی ذهن و روح و روان داره به مراتب خیلی خیلی بیشتر از فشار بر جسم هست .
حدود ۲۵ سال از زندگی ام در رفت و آمد به چاق و لاغری سپری شد هر بار رژیم و ورزش سرزنش تحقیر و ترحم ترس و تنفر از والدین از خدا از آدمهای متناسب ذهن منو داغون تر می کرد هر بار که به صورت مقطعی هم لاغر میشدم انقدر ترس از چاق شدن داشتم یا عذاب وجدان از خوردن چند لقمه اضافه یا احساس خستگی و ناتوانی برای رسیدن به هدفم که چند کیلو مانده بود و اینها وزنه های سنگین ذهن من بودند دوبار در بارداری وزنم تا ۹۵کیلو پیش رفت اما وزن ذهن من ۱۵۰کیلو بود انقدر احساس بد و تنفر و انزجار از خودم را هرروز تجربه می کردم که آرزوی مرگ می کردم !…
مثال مورچه خیلی قابل تأمله بارها خودم مورچه را زیر نظر گرفتم و دیدم بیخیال بردن اون طعمه اش که چندبرابر از خودش سنگین تره نمیشه هربارمنم با رژیم و دمنوش و ورزش و ..همینطوری با تلاش بیشتری و اراده قویتری مصمم می شدم لاغر بشم انگار یک گوی را تا نزدیک قله با سختی و درد می کشیدم و اما در یک لحظه این گوی رها می شد و در جای اولش قرار می گرفت و این دردناااکترین قسمت اون روشهای بیرونی بود .
وقتی تصمیم گرفتم که من باید برای مدت طولانی تری زیر نظر کارشناس تغذیه باشم که حدود ۹ماهی شد و هر هفته وزن می شدم دیگه خودمم یک وزنه خریدم و انگار وسواس ذهنی گرفته بودم و اعصاب برام نمونده بود من یک لحظه روی ترازو عددی را مشاهده می کردم اما تا ساعتها یا روزها درگیرش بودم !؟چرا لاغر نمی شم؟چیکار کنم ؟انگار آخر بن بست فقط سرتو میکوبی به دیوار تا دیوار فرو بریزه …
چاقی از ذهن ما شروع شده انبوه افکار و محتویات الگوهای چاق کننده باعث نمایان شدن درصد کمی از چاقی جسمی ما هستند بنابراین لاغری هم باید از ذهن ما شروع بشه یک نکته دریافت کردم پس اگر اینگونه هست اول ذهنم ۳۰کیلو لاغر میشه و بعد مثلا حدود ۱۵کیلو از اضافه وزنم که رها شده را نمایان می کنه و این باعث خوشحالی امروزمه شاید در جسمم تغییری آنچنانی ایجاد نشده ولی ایمان دارم حدود ۱۰کیلو ذهنم لاغر تر شده .
دیشب منزل یکی از بستگان شام مهمان بودم تمام افراد مهمانی لاغر اندام بودند افرادی که تقریبا با اختلاف چندکیلو همیشه متناسب بودند و افرادی که پارسال چاق بودند و الآن تحت رژیم و حالا هرچی که نمی دونم لاغر شده بودند، البته صورتها پراز چین و چروک و اعصابها کاملا مشخص بود داغون…
دیشب با خودی که ساختم روبرو شدم با تمام نقاط قوت و ضعفش اول اینکه کاملا محکم و با اقتدار نشسته بودم کاملا در سکوت و لبخندی بر لب در حال تفکر و اما ۳۰٪از ذهن شروع کرد ببین لاغر شدن زیبا هستن چه لباسهایی پوشیدن راسیاتش خیلی دلم خواست ولی مشاجره داشتیم می گفتم من خودمو شناختم من آرومم من هزارتا نتیجه تناسب در اندام داشتم و اما ذهن مقایسه گرم داشت اذیتم می کرد اما یه کم قدرت نیروی درونی ام بیشتر بود تا میومد حس بد بشه میگفتم چیه الآن حسرته!؟یعنی من نمی تونم !؟صددرصد می تونم اونم در نهایت سلامتی و آزادی و اقتدار و ماندگار دوباره می گذشت اینبار میومد حسم بد بشه می گفتم یعنی چی؟محتاج لاغری ام چی بهم میده !؟دوباره حلشمی کردم و اما چقدر فرمولهای مخرب را از کودکیم شناسایی کردم اما کاملا رفتارم در جایگاه و شأن الهی ام بود اصلا فکر نمی کردم چی بخورم و چی نخورم !؟و کاملا حسم ازانتخابهام خوب بود هیچ سرزنشی وقت خوردن و بعدش نداشتم حتی سر سفره رنگارنگ ولع نداشتم و به اندازه از یک مدل خوردم اول به بشقاب اون دونفر تحت رژیم نگاه کردم یک عالمه سالاد برداشتند و غذایی که حجمشاز غذای من بیشتر بود منفی باف گفت ببین دارند می خورند راحت …اما امروز صبح شنیدم توی خونه خودشون ۲تا قاشق برنج می خورند پس فرمول مهمونیه و یک شبه بوده !…تا شب درگیر بودم با خودم و تمام آنچه هستم اما نیروی درونم ۶۰به چهل بود قشنگ متوجه می شدم در نهایت شب رسیدم خونه نشستم سر دفترمو نوشتم نقطه ضعف هامو و آنچه از نوجوانی باعث کم باوریم شده بود یک عالمه فرمول شناسایی شد اون افراد مدارک تحصیلی بالایی داشتنددکترا !…اما گفتم اگر ازشون مدرکشون را بگیرند چی براشون میمونه !؟فهمیدم این موضوع همیشه باعث مقایسه من شده از طرف خانوادم که فکر کردم چون مدرک بالایی ندارم هیچی نمیشم!…دوباره گفتم اگر چاق بشن یا لاغریشون ازشون گرفته بشه چه حالی میشن !؟
باز گفتم من دارم تو این راه ضد ضربه میشم دیگه اگر چاقم بشم میدونم این لباسمه من نیستم پس خودمو باور کردم عاااااشق خودم شدم با گلهای اون خونه حرف می زدم به راحتی بغلشون کردم گفتم عااااشقتونم از وجودم و خیلی احساسم خوب شد دیدم لطف خدارا معجزه اش را و تموم احترام و عزت و اقتداری که بهم بخشید .
از طرفی یک برادرزاده ۲ساله خیلی چاق دارم دائم طفلی را غذا میزارن دهنش و با دختر بسیار لاغر ۴ساله من مقایسه می کردند اول حالم بد شد نوعی ضعف و چرا ؟!نشستم فکر کردم از کودکی به من می گفتند استخونی و جوون نداری و انقدر این موضوع آزاد دهنده بود که چاقی برام لذت بخش شد و اما الآن در دخترم دارم تجربه می کنم انقدر نوشتم و از خدا خواستم حلش کنه …
در ذهن من نوعی کوچک بودن تصویر شده و همیشه کسانی زورگو بودند اما سپردم به خدا با تفکر به این جمله …
من خیلی کوچک نیستم و بزرگی ام از بزرگی خداست
بی اعتبار کردم کوچک بودن و ضعیف بودن را مطمئنم دخترم رشد طبیعیشو طی می کنه چون تصویر کوچک بودن را در ذهنم پاک کردم
هیچ کوچک و بزرگی وجود نداره همه ما در تعادل هستیم و از یک سطح روح الهی برخورداریم بنابراین هیچ فرقی بین یک پیرمرد یا آدم قدبلند با یک کودک و یا آدم چاق نیست .می خواااام درکش کنم و فقط طلب می کنم و پرورش دهنده ام خداست .
توجه من به برادرزاده چاقم باعث شد امروز ناهار رفتار چاق داشته باشم و پرخوری کنم احساسم چاقیه و فکر کنم برای فرمول مسافرت هم هست ولی نمی ترسم منفی باف سعی بر ناامیدی داره اما برای کسی که به خدا ایمان داره نمیتونه به اراده همون خدا مسلط بشه می دونم درست میشه فقط ادامه میدم چون دارم گوهرهای نهفته را کشف می کنم .
خیلی از افراد چاق وقتی یک فرد چاق تر می بینند خوشحال می شوند و میگند خداراشکر که اینطوری دیگه نیستم !..
من بارها قبلا این کارا کردم الآنم دارم کارما پس می دم چاق نمی شم اما خودم و اندامم را دارم همونطوری میبینم هربار با این کار داشتم توجه به چاقی بیشتر می کردم و تأکید بر خواستن و اما اون فرد یک روزی مثل من بوده هیچ معلوم نیست منم میتونم به اون وزن برسم .
اما خداراشکر که متناسبهای زیادی میبینم که یادم بیاد منم میتونم باشم یا چقدر اندامهای متفاوتی هست در لاغری میتونم خدارا شاکر باشم ودعاگوشون که به حالت طبیعی خودشون نزدیکند با هرروشی به من چه هرکسی مسیر زندگی خودشو داره …
یه جاهایی خوشحال میشی که من با تناسب فکری لاغر ماندگار میشم اما اونا چی !؟اینم بدجنسیه یه مدل دیگه بدخواهی و می خوام از خداوند برای همه اون افراد عشق مهر نعمت و آگاهی طلب کنم چون ما از یک تنیم و از یک منبع
منبع عشق❤️
خدایا سپاسگزارتم
خدایا عاااااشقتم❤️
خدایا اگر هر نفس شکر کنم هرگز نمی تونم سر سوزنی از فضل و لطفت را جبران کنم🙏
هذا فضل من ربی (هر چه هست از فضل توست)
سپاس و درود استاد پر مهرم
روح پدرو مادرتون شاد
دوستان همدلم سرافراز و بالنده باشید ☘️