یه داستان واقعی از دو انسان شگفتانگیز، که با قدرت ذهنشون نه فقط وزن کم کردن، بلکه زندگی جدیدی برای خودشون ساختن!
👫 مهدی و سیما، زوجی که با هم به سفر لاغری ذهنی پا گذاشتن. اما نه فقط به نیت وزن کم کردن… بلکه برای «تولد دوباره» ✨
💥 مهدی از سایز ۵۴ به ۴۴ رسید!
💃 سیما از وزن ۱۱۵ کیلو، مسیر رهایی رو شروع کرد!
👀 هر دو بدون رژیم، بدون ورزش سنگین، با لذت غذا خوردن، به تناسب دلخواهشون رسیدن!
🚘 و حتی در قرعهکشی سایپا، هر دو نفر برنده خودرو شدن!
💸 اعتمادبهنفس، آرامش، سلامتی، کسبوکار جدید، رابطه عاشقانهتر… همه اینا فقط بخشی از دستاوردهای این زوج در مسیر ذهنی بود!

🧠 دلنوشتههای مهدی: “من متولد شدم… دوباره!”
«همسرم با فایلهای رایگان شروع کرد… من فقط حس کردم که این روش درسته. با همین حس وارد شدم… و حالا بعد از چند ماه، زندگیام عوض شده.»
مهدی میگه:
وقتی وارد دوره شدم، انگار دنیا رنگ تازهای گرفت. من فقط لاغر نشدم، من آگاهتر، آرامتر، بااعتمادبهنفستر و زندهتر شدم 🙌
👓 از خدا خواستم همونطور که از چاقی نجاتم داد، از عینک هم نجاتم بده… و با همین ایمان، مسیر جدیدی رو شروع کردم.
💼 تکنسین فروشگاهیام. فروشندهها، آشناها، دوستانم دیگه منو نمیشناسن! بعضیها ازم کارت شناسایی میخواستن 😅
🎥 یه روز فایلی از خودم و همسرم فرستادم که بعداً تو سایت تناسب فکری منتشر شد به عنوان «زوج شگفتیساز». اون فایل زندگیمون رو متحول کرد.
👨👩👧👦 حتی وقتی رفتم خانوادهمو بعد از مدتها دیدم، با تعجب گفتن: «این تویی؟!» با لبخند گفتم: «بله… نسخهی جدید من.»
🍔 حالا هر غذایی که دلم بخواد میخورم، در جمع، با لذت… و تناسبم حفظ شده. نوشابه، بستنی، فستفود؟ بله… فقط فرقش اینه که حالا با ذهنی آگاه میخورم نه با اضطراب و پرخوری.
🚗 از آرزوی محال به واقعیت رسیدم: تو قرعهکشی ماشین، من و همسرم همزمان برنده شدیم!
چطور؟ فقط با تجسم، تمرکز و ایمان به قوانین ذهنی…
📱 گوشی مورد علاقهمون رو خریدیم، کسبوکار جدید راه انداختیم، حال روحیمون عالی شده… حتی لباسای چاقیمون رو بخشیدیم و لذت پوشیدن لباسای اندامی رو تجربه کردیم! 😍


👩🦰 دلنوشته سیما: “نمیخواستم لاغر بشم… فقط میخواستم زنده بمونم!”
«روی ترازو رفتم… ۱۱۵ کیلو. برق از سرم پرید. حتی نفس کشیدن برام سخت شده بود…»
روزی که سیما با خودش روبرو شد، فقط به دنبال یه راه برای زنده موندن بود. نه لاغری، نه تناسب، فقط یه راه برای تحمل این درد 😔
🧎♀️ به خدا پناه برد. با تمام وجود گفت:
«تو که میدونی من از رژیم متنفرم… از ورزشهای سخت هم. اما تو میدونی راه چیه. من فقط کمک میخوام.»
و جوابش رو از خدا گرفت… در قالب یه فایل رایگان.
در قالب آشنایی با دنیای «تناسب فکری» 🧠
📆 با همسرش شروع کرد. گامبهگام.
باور نمیکرد روزی بتونه راحت نفس بکشه، راحت لباس بپوشه، خودش باشه.
اما حالا…
✨ سیما در کنار مهدی، نه تنها لاغر شده، بلکه عاشقتر، آرامتر، با انرژیتر شده.

❤️ زوجی که «جسمشون» رو خودشون خلق کردن…
از بدن چاق و خسته، تا جسمی سبک و سرشار از انرژی
از ذهنی ناامید، تا ذهنی روشن و پرامید
از رابطهای خسته، تا رابطهای عاشقانهتر و الهامبخشتر
این داستان فقط یه داستان موفقیت نیست…
💎 این اثبات قدرته ذهن انسانه
💎 این پیامی برای توئه که فکر میکنی راهی نیست…
💬 حرف آخر مهدی و سیما:
«هنوز در سایز دلخواهم هستم. برای بار دوم دارم دوره رو میگذرونم… فقط برای لذت بردن از مسیر. چون این راه، مسیر زندگیه… نه فقط لاغری.»
آیا تو هم آمادهای داستان شگفتانگیز خودتو بسازی؟
📥 همین حالا با فایلهای دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کن… شاید این نقطهی تولد دوبارهی تو باشه.
گالری تصاویر زوج شگفتی ساز






فایل تصویری توضیحات زوج شگفتی ساز
امتیاز 4.57 از 42 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
خوندن و دیدن این فایل ارزشمند انگیزه ی منو برای لاغری و حتی کسب نتایج بهتر زندگی ترغیب کرد .
دیدن دوستانی که در شرایط سخت تر از من قرار داشتن چه از نظر جسمی و چه روحی به من کمک کرد تا اشتیاقم برای ادامه مسیر بیشتر بشه .
و نتیجه برام واضح و روشن باشه ،اطمینان قلبی من رو افزایش بده .
وقتی دوستان از هدایتشان گفتن ،منم یاد خودم افتادم و اینکه هدایت منم توسط لطف و مرحمت خداوند بوده .
خستگی شدید و ناامیدی از زندگی که واقعا کلافه ام کرده بود .
به خدا گفتم :خدایا یعنی تو منو خلق کردی که تمام عمرم رو فقط فکر کنم چی بخورم و کی بخورم .
ببخشید منکه حیوان نیستم که فقط روزهام این طوری سپری کنم .
از اینکه وقتم ،عمرم ،زندگیم همش لاغری و رژیم باشه خسته بودم .
دوست داشتم زندگی مفید تر و پر باری داشته باشم .
دوست داشتم از این افکار راحت بشم .
خسته بودم و از اینطور زندگی کردن نا امید
دوست داشتم کارهای دیگه ای انجام بدم .
خداروشاکرم با ورودم به این سایت بزرگترین خواسته ام که رهایی از فکر اینکه چی بخورم بود رهایی پیدا کردم ،سنگینی بار چاقی رو همون روزها زمین گذاشتم .
درسته بعد از این همه مدت به نتیجه ی دلخواه نرسیدم اونم به دلیل اینکه استمرار نداشتم ،خودمو باور نداشتم ،گاهی بعضی از فایل ها برام سنگین بود و فکر بهش اینقدر منو خسته می کرد باعث میشد رهاش کنم .
درست مثل یک فایل که دیروز دیدم تاثیر غذا بر چاقی که از دیروز خیلی اذیتم کرد انگشت گذاشت روی نقطه حساسم ،هنوز نتونستم درباره اش بنویسم و همش بهش فکر می کنم .
این بار قرار نیست از خودم فرار کنم با استوری زیبایی که دیروز از استاد دیدم به خودم گفتم ناراحتی هست ،فکر هست ،نفهمیدن هست حالا من قبولش می کنم بارها بررسی می کنم بالاخره به نتیجه ی مورد نظر می رسم .
گاهی بعضی از فایل ها رو میشه زود درباره اش نوشت چون شاید باور ما نباشه ولی بعضی از فایل ها که چالش ما باشه ،گاهی روزها احتیاج داره به بررسی و متقاعد کردن خودت و آوردن دلایل متعدد تا زمانی که به آرامش برسی .
دقیقا توی اون فایل دیدم که استاد فرمودن هنوز خودشون بعد از این همه سال گاهی بهش فکر می کنن پس فکر کردن بهش موردی نداره فقط نباید اسیرش شد باید بتونم سریع جایگزین هاشو برای خودم بیارم تا کمرنگ بشه .
یادمه یکبار هم زندگی با طعم خدا رو شروع کردم و اینکه در همون فایل های ابتدایی متوجه شدم اصلا بخدا ایمان ندارم منو داغون کرد .
اصلا باورم نمیشد و رهاش کردم .
اما دیگه رها کردنی در کار نیست ،حتی اگه مغزم از نفهمیدن و ندانستن و ناراحتی دود هم بکنه الان میدونم با استمرار ،صبر و شکیبایی، زمانی که لازم باشه و من ظرفیت اونو داشته باشم ،با آموزش ،آگاهی و اطلاعاتی که کسب می کنم ،موفق به یادگیری میشم .
امروز یاد گرفتم فرار کردن و فکر نکردن مشکلی از من رفع نمی کنه ،ممکنه چند روز بتونم فراموش کنم ولی برمی گرده پس با حوصله ناراحتی هست قبولش می کنم ،بهش آگاه میشم و با ادامه و استمرار در زمانی که لازمه رفع میشه .
شادی و آرامشی که الان دوستان درباره اش صحبت کردن برام فوقالعاده لذت بخش بود انگار خودم نتیجه گرفتم .
بهشون تبریک میگم و از اینکه این نتایج فوقالعاده رو با ما درمیان گذاشتن بی نهایت ازشون سپاسگزارم، براشون بهترین روزها و نتایج رو آرزو دارم .
دوست عزیزمون درباره ی خرید کردن و لذت بردن ازش نوشتن و این آرزوی بزرگه منه با ذوق و شوق فراوان روزی رو می بینم که منم بتونم به این مرحله برسم .
منم دقیقا وقتی میرم خرید اولین چیزی که به فروشنده میگم اینه که ،این تنم میشه .
همین دیروز برای خرید لباس برای مامانم رفتم چون ایشون نمی تونن بیان و من واقعا قدرت خرید ندارم بعد از دو ساعت بالا و پایین کردن بالاخره یک چیزی براشون خریدم ولی نه شادم از خریدم نه مطمئن .
طفلی فروشنده رو هم خیلی اذیت کردم .
دیگه بسه 😔😔😔
۴۴ سال از زیباترین روزهای زندگیم گذشته و من هنوز قدرت خرید کردن و لذت بردن از خریدم رو ندارم .
این بار یا میمیرم یا متناسب میشم .
منم تغییرات فوقالعاده ای در این سایت داشتم و اول خداوند رحمان و بعد از استاد عزیز بسیار سپاسگزارم که آنچه رو یاد گرفتن بدون هیچ کم و کاستی در اختیار ما قرار میدن .
منم دوست دارم به بقیه آدم ها کمک کنم و بهشون راه درست رو نشون بدم ،همیشه از سایت شما گفتم ولی الان فهمیدم گفتن فایده نداره و باید اونا نتیجه رو در من ببینن تا ان شاالله هدایت بشن .
خیلی لذت بخشه که همه بهت بگن چقدر خوش تیپی ،منم گاهی که خجالت نکشم حتی به عابران توی کوچه و خیابان میگم،که خیلی خوشتیپن، که اونا از تناسب اندامشون لذت ببرن ،همونطوری که من از دیدن اونا لذت می برم .
زندگی قشنگ میشه وقتی بدونی بعد از خداوند که بهترین ها رو برای تو ارزانی داشته ،همه ی تغییرات دست خودته .
تناسب اندام ،زندگی خوب ،سلامتی و سعادت و خوشبختی.
وقتی راه پیدا شده و این آگاهی به من رسیده باید خودم برای شرایطم استمرار داشته باشم ادامه بدم .
الان میدونم که همه چی در حال گسترش هست حتی آگاهی اینو میگم چون الان که به روزهای اول ورودم فکر می کنم حس می کنم درک بهتر و کامل تری ،نسبت به اون موقع دارم و شفافیت فایل ها و آگاهی هاش برام پررنگ تر شده .
اشتباه کردم، بارها و بارها، رها کردم اما الان اگه نفهمم هم این قدر ادامه میدم که آگاهیش به موقع بهم برسه .
اینکه لذت ببرم از مسیرم و نگران نباشم. گاهی یک تکان ساده در راه باعث میشه مسیرم توی سراشیبی بیفته پس باید بدون ترس ادامه بدم و بدونم فراز و نشیب مسیرم برای اینه که من زودتر و بهتر به اون چیزی که دوست دارم برسم .
گاهی سختیها و بالا و پایین شدن ها به نفع من هست و من نمیدونم .
فقط و فقط و فقط استمرار
من دوباره متولد خواهم شد و زندگی خواهم ساخت که خداوند از بنده اش انتظار داره .
بسیار از لطف و مهربانی شما استاد عزیز سپاسگزارم.
در پناه حق باشید 🙏🌼