0

شما تغییر کنید، جهان تغییر می‌کند (گام ۱۱)

اهمیت تغییر
اندازه متن

سال‌های زیادی از عمرم به امید اینکه اوضاع خانواده، شهر، کشور و جهان تغییر کند تا شاید بتوانم زندگی بهتری داشته باشم سپری کردم اما هیچ اتفاقی رخ نداد.

زمانی که اهمیت تغییر را درک کردم متوجه شدم برای تغییر شرایط زندگی نیاز به تغییر و تحول در دنیای اطراف من نیست و فقط باید من تغییر کنم، این نگرش باعث دگرگونی دنیای من شد.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 32 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.64 از 66 رای

https://tanasobefekri.net/?p=20636

32 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

32 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۰ ۲۰:۰۴
      مدت عضویت: 2264 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 498 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد  عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد میخواستم قبل از هر چیزی ازتون خواهش کنم اگر براتون مقدور لطفا برای دورها قبلی هم این ویژگی سایت اعمال کنید اینکه علامت مثبت منفی گذاشتید میتونیم اون نوشته ها رو درشت یا ریز کنیم خیلی خوبه وقتی درشت میکنم خیلی راحتر و بهتر میتونم متن بخونم و همین طور میتونم بنویسم و تازه بهتر هم درک میکنم چون کلمه بزرگ میبینم با تشکر فراوان  از این ایده ارزشمندتان خیلی عالیه ولی دوره‌ای قبلی این ویژگی اعمال نشده 

      استاد من به این قدرت خداوند ابرها خیلی فکر میکنم  ابرها هر لحظه که نگاشون کنیم یه شکلی دارن گاهی بصورت حیوان گاهی به صورت سر خرس سر تمساح سر قو دیدم بیشتر سر حیوانات کمتر یه حیوان کامل میبینم مثل گوزن 

      و اینجا هم ابرهای سفید نو زیبایی داره میگم خدا چقدر زحمت کشیدی تا کلی آب از جای جای زمین جمع کردی تبدیل به بخار هوا شدن به آسمان رفتند تا تونستن این ابر زیبا تشکیل بدن و از  این قدرت خدا لذت بردم 

      کرج کنار نداره ولی فصل بهار که میشه یه چرخ دستی هایی وجود داره که میوه‌ای نوبرانه رو میدارن در میون اوم میوه ها که چاقاله بادام گوجه سبز هست کنار هم هست با قسمتی از اون هم فلفل شیرین و تند ریز 

      و خوشمزه است گفتم قبلا سبز تقریبا مشابه گوجه سبز اما بیضی شکل هسته اونم بیضی  و صاف نیست نقطه نقطه برآمده داره ولی ترد ترد و شیرین 

      اینجا با عناب تازه هم یه سری میاد نوبرانه منکه دوست دارم ولی نوبرانه است قیمتش یکم گرون خیلی نمیخرم

      میدونید استاد تا زمانیکه انسان خودش تجربه نکنه نمیتونه باور کنه یا درکش براش سخت میشه که باور کنیم که اگر باور کنیماگر تمرکز کنیم اگر بنویسیم میشه ا نها رو به واقعیت زندگی تبدیل کرد 

      و برای اینکه این باور در ما ایجاد بشه بهترین راه حلش اینکه بنویسی تمرکز کنی بر خواستهای بعد که وارد زندگیت شد ایمانت قوی‌تر میشه با تمر کز بیشتر با درک بهتر اون تمرین انجام میدی 

      من می‌نوشتم یه مدت موضوع یک میلیارد خدا شاهده اون مدت پول بیشتری وارد زندگیم میشد نفهمیدم چی شد که دیگه ننوشتم و تصمیم گرفتم دوباره بنویسم و هنوز شروع نکردم 

      من چون درک کردم ایمانم بیشتر شده که بنویس تا اتفاق بیافته واقعی بنویسی تجربش میکنی سخت نگیریم فقط تصمیم بگیریم بنویسیم و کم کم مهارت پیدا می‌کنیم 

      استاد منم خیلی این فکر دارم که کاش یه طوری بشه منم برم خارج از کشور زندگی کنم خیلی دوست دارم 

      منم بلد نبودم مسائل ربط بدم به خدا ولی امروز با مثال باد درک خوبی تجربه کردم و یاد گرفتم مسائل ربط بدم بخدا 

      و سعی میکنم بیشتر از مثال باد استفاده کنم یا مثال باران که بتونم ربطش بدم به خدا 

      و الان چند تا مثال بیشتر ندارم ولی وقتی تکرار کنم مثال‌های بیشتر میشه 

      خیلی فایل عالی بود من یاد گرفتم خدادند چطور باید درک کنم یا گرفتم به خدا ایمان آوردن یعنی چی قبلا هم شنیده بودم اما درک نکردم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۹ ۲۰:۱۷
      مدت عضویت: 2264 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 739 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      باعرض سلام خدمت شما استاد  عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد من هم از نوشتن استفاده میکنم و تصمیم گرفتم یعنی یاد داشت هم کردم که یکبار دیگه هر خواستهای که دارم بنویسم هر رویایی هم دارم بنویسم و دلم میخواد همیشه خواسته‌ام بنویسم چون قبلی رو تجربه میکنم میخوام خواسته جدید بنویسم 

      من به قدرت نوشتن ایمان دارم میدونم مطمئنم که حتما میتونم تجربه کنم چون من سناریو نوشتم و تجربه کردم البته منفی اونو ولی فکر نمیکنه منو به این درک رسوند که بنویسی خدا پاسخ میده و من سعی دارم این دفعه مثبت بنویسم مراقب خواسته هام باشم چی مینویسم 

      چون میدونم حتما تجربه میکنم من براتون نوشتم که من اول هر تمرینی هدفم مینویسم و الان دارم به فایلهایی هدایت میشم که اون هدف برای من واضح تر میکنه این دفعه به یه فایلی رسیدم که توپ بود بی نظیر بود عالی بود خیلی لذت بردم 

      من برای تمرین نوشتن هم استفاده کردم اول کل فایل تبدیل به متن میکردم می‌نوشتم بعد یه فایلی گوش دادم چطور تمرین بنویسم الان سطح بالاتری از اونو یاد گرفتم که هر فایلی گوش میدم بشینم فکر کنم به موضوع اون جلسه و الانم درک کردم و بعد از اون نمونه در زندگی خودم پیدا کنم 

      و اینکه استاد خیلی دوست دارم بیام اون درخت کنار ببینم از اون میوه بخورم چون من کلا خیلی دوست دارم که میوه‌ای هر شهری تجربه کنم ایشالا وقتی شرایط مهیا شد برای سفر سعی میکنم به دزفول هم بیاییم برم اون درخت ببینم 

      و واقعا استاد منم همین عقیده رو دارم اگر یه نفر از خارج کشور  حرفی بزنه منم باور نمیکنم میگم اون خودش در رفاه زندگی میکنه منو درک نمیکنه 

      یا الان در ایران خودمون میریم سالن ورزشی اگر ببینم استادش یه خانم که اضافه وزن داره خیلی تمایل ندارم باهاش کار کنم میگم اگر ورزشهاش کارساز بود خودش الان اضافه وزن نداشت من کلا ورزش دوست دارم بخاطر سلامتی خدایی بخاطر سلامتی چون دو هفته رفتم تو اوج بیماریم ولی همه میگفتن روحیه ات خیلی بهتر شده الان همسرم میگه برو برو ولی من نمیرم 

      و اما موضوع مؤمنان واقعا مؤمنین کسانی هستند که به چیزی که نمیبینن نمیتونن لمسش کنن حسش کن ایمان بیاورن 

      من هم استاد اون روزا همین چور بودم خدا رو که نمی‌پرسند هه خدا که ایمان نداشتم به چیزی که شنیده بودم ایمان داشتم اگر از من بپرسید خدای تو کیه یا یه همچین سوالی من فقط فقط درباره چیزهایی که یاد گرفتم کلی میتونم صحبت کنم بنویسم وگرنه خدا ند درک نکردم اما امروز 

      به بهترین شکل ممکن خداوندم درک کردم حسش کردم چرا چون شنیدم که مومن کیه کسی که به چیزی که نمیبینه و نمیتونه حسش کنه ایمان بیاره و من امروز تونستم این موضوع درک کنم زیاد از شما شنیده بودم مومن کیه اینا 

      یکم درک کرده بودم امروز درکم کاملتر شد واقعا من هم یه روزی بت پرست بودم شاید یه مجسمه رو نمی‌پرسیدیم هر وقت ازم میپرسیدن با غرور میگفتم نه شیعه هستم مسلمانم و…

      اما امروز تفاوت بت پرست و خدا پرست رو هم  درک کردم واقعا به اونا هم هیچ ایرادی وارد نیست نمیشه ایراد بگیرم قضاوتش کنم بگم چرا در صورتیکه پیامبر حی و حاضر بوده بت میپرسیدن 

      اونا هم مثل من قبلا بت می‌پرسیدم  درکی از خدا نداشتم هر چیزی شنیده بودم میگفتم اون خدا نه ویزگی های خدا 

      و امروز متوجه شدم که خدا رو نمیشه دید و حسش کرد ولی وجود داره همون طور که باد وجود داره و نمیشه دیدش فقط میشه حسش کرد 

      امروز اومدم جلوی پنجره دیدم هوای ابری سرده یکم نگاه کردم به کف خیابون که خیس بود گفتم عه باران اومده من متوجه نشدم دفع بعد رفتم جلوی پنجره دیدم برف میاد کلی به برف و  روش بارش چگونه باریدن اون چه مراحلی طی کرده تا شده برف فکر کردم جلوی پنجره خیلی لذت بردم و دیدم که مدرسه تعطیل چون خونه ما دقیقا روبه روی یه مدرسه است 

      استاد من داشتم بعدش می‌افتم داشتم فکر میکردم به درسم که این بافت منم رد پای خداوند که من این چند حرکت انجام میدم اونها بافته میشن روی هم چیده میشن در نهایت میشن یه بلوز زمستانه 

      بعد ایده ها به من داده میشه اینو ببافم اونو ببافم اینجوری بباف و بلوز تکمیل میشه 

      من خدا رو نمیبینم ولی نتیجه رو میبینم که بشکل بلوز تمام شده در میاد پس خداوند وجود داره در زندگی هر کس به شکل اون شخص تجلی پیدا میکنه 

      من خدارو نمیبینم ولی با فکر کردن من یه چیزی ساخته میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۹ ۰۸:۳۳
      مدت عضویت: 2264 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 678 کلمه

      من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و تغییر کردن 

      سلام خدای مهربون 

      با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      استاد منم ۴۸ سال از زندگیم طوری زندگی کردم که بگم از زندگیم راضی نبودم یا بیشتر اوقاتش راضی نبودم 

      و طبیعت هم زیاد نمی‌رفتم فقط باغ میریم و موقع کار و خیلی به خدای خودم توجهی ندارم یعنی یادم میره که فکر کنم 

      اینم بگم میوه که میچینم گاهی مثلا در یک سطل یک دونه یا چند تا گیلاس درشت سالم رسیده و کاملا سیاه شده میبینم من اونو میخورم چون عقیده دارم بهترین هر چیزی مال منه 

      و خدارو شکر میکنم بابت اون گیلاس و همه گیلاسها یا وقتی گردو جمع میکنم برای دونه دونه اونها از خداوندم سپاسگزاری میکنم 

      ولی امروز خیلی لذت بردم اول صبای لز این فایلی که شما زحمت تهیه کردن اونو کشیدید 

      اول اینکه خیلی دلم میخواد برم طبیعت اینجا هم هست ولی باغ مردم و یه جای دور و خلوتی من نمیرم 

      و همیشه  تو خونه هستم و امروز این مثالی که زدید خیلی لذت بردم درکش کردم 

      مومن کسی که به چیزیکه نمیبینه ایمان داشته باشه درسته من باد نمیبینم ولی نتیجه اونو میبینم 

      لان من دررختخواب خودم هستم تمرین مینویسم چون میخوام سروصدا نشه برق روشن نکنم کسی بیدار بشه 

      من الان یکم یخ کردم پس میگم اینجا سرما هست من نمیبینم جرا هست چون من دارم نتیجه اونو لمس میکنم احساس میکنم که نتیجه اون میشه سرمایی که تو اتاق هست 

      پس خداوند هم به همین شکل من نمیبینم ولی هست نتیجه اش میبینم که امروز من چشمامو باز کردم امروز من زنده هستم به روز دیگه فرصت زندگی کردن دارم 

      پس خداوند هست من رد پای خداوند میبینم که زنده بودن منه انگشت منه که روی این دکمه ها زده میشه اون نوشته ای میبینم که نتیجه این انگشت خوردن من روی دکمه های این کیبورد گوشی منه 

      پس خدا هست من نمینیمش احساسش هم نمیکنم ولی وحود داره چون نتیجه میبینم رد پای خداوند با وجودم حسش میکنم لمسش میکنم 

      خدایا شکرت که هستی خدایا شکرت که امروز چشمان منو باز کردی امروز یه روز جدید دیکه رو به من هدیه دادی خدایا شکرت برای هدیه امروزم خدایا شکرت برای لحظه لحظه زندگیم که با طعم تو دارم زندگیش میکنم 

      خدایا شکر که از الان به بعد تو رو بهتر درک میکنم و خدا رو شکر میکنم منو در این مسير الهی قرار دادی تا تو رو بهتر بشناسم از تو استفاده کنم ایمانم بیشتر کنم لذت ببرم و سپاسگزار خداوندم بشم خدایا شکرت 

      استاد من شاید هزاران بار حتی وقتی در باغ بودم حالم خوب نبوده برگهای درختان دیدم که تکون میخورن میدونستم باد میاد چون صدای اونو می‌شنیدم ولی این درک الان نداشتم که مثال از طبعت برای خودم پیدا کنم 

      که خداوند هم همین اینجاست خداوند به باد دستور داده بیا یه بادی ایجاد کن تا این بنده من که حالش خوب نیست اینجا دراز کشیده از آفتاب زیاد حالش بدتر نشه درک نکردم الان که یکم فکر کردم درکش کردم 

      استاد میدونید من خدارو شکر میکنم که شما فرشته نجات من و همه انسانهای چاق برای ما فرستاد تا ما هم بتونین خدای خودمونو درک کنیم ایمانمان بهش بیشتر بشه 

      استاد اگر بهتون بگم من عاشق اینم که خدای خودم بهتر بشناسم باور نمی‌کنید فکر کنم در تمرینات قبلم نوشته باشم و الان دارم خدای خودم بهتر می‌شناسن الان میتونم مسائل ربط بدم به خدا 

      و برام سوال بود که من چطور باید مسائل ربط بدم به خدا بلد نبودم ولی الان درک کردم لذت بردم 

      خدایا من ممنون متشکر و سپاسگزارم از این آگاهی امروز برای من در نظر داشتی من امروز اومدم این فایل گوش دادم اینو درک کردم خیلی لذت بردم احساس میکنم از الان به بعد زندگی من تغییر میکنه چون من باد گرفتم خداوند هسن همه جا هست در همه چیز هست و مت نمیبینم ولی هست اینم خیای گفتم خداوند در همه جا هست 

      ولی درک خوبی نسبت به اون نداشتم میگفتم این مبل تجلی خداوند از انرژی ساخته شده ولی خیلی بهش درک نداشتم چون اون اشیا ولی این گیاه موجود زنده است من میتونم حسش کنم لمسش کنم گاهی اوقات هم بو کنم 

      بازم ازتون تشکر میکنم برای این فایل عالیتون ممنون متشکر و سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم