اپلیکیشن تناسب فکریسایت را روی صفحه گوشی‌ات نصب کن تا با یک لمس باز شود
0

نقش خداوند در قانون جذب (گام ۱۲)

قانون جذب
اندازه متن

قانون جذب، یکی از مفاهیمی است که در سال‌های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است.

این قانون بر این باور استوار است که افکار و احساسات ما، به طور مستقیم بر واقعیت زندگی‌مان تأثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر، هر آنچه را که با شدت و جدیت به آن فکر می‌کنیم، به سمت خود جذب می‌کنیم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 38 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

اشتراک ویژه، دسترسی به جلسات و مطالب ویژه‌ی سایت است. اگر دنبال یک مسیر کامل و قدم‌به‌قدم برای لاغری هستید، دوره‌ی جامع «ورود به سرزمین لاغرها» جدا از اشتراک ارائه می‌شود.

یا مسیر کامل

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل اشتراک است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.98 از 132 رای

https://tanasobefekri.net/?p=20832

38 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

38 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه
      ۱۴۰۵/۰۸/۱۲ ۱۳:۲۳
      مدت عضویت: 343 روز
      امتیاز کاربر: 35038 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,082 کلمه

      🏵 خدایا شکرت که هر روز آگاهی تازه ای وارد زندگیم می کنی و کمکم می کنی با نگاه عمیق تری به خودم و دنیای اطرافم نگاه کنم.🏵

      🏵 سلام درود خدمت استاد عزیز و دوستان آگاهم 🏵

      🌿 برداشت من از درس امروز این بود که برای خواستن از خدا هیچ سقف و اندازه مشخصی وجود نداره. نباید به خاطر شرایط فعلی زندگی یا موقعیتی که توش قرار داریم، رویاها و خواسته هامون رو کوچک کنیم. ما می تونیم خواسته های بزرگی داشته باشیم و برای رسیدن بهشون تلاش کنیم. مهم اینه که باورمون به امکان پذیر بودن اون خواسته ها رو تقویت کنیم و با تمام وجود بخوایم.

      استاد امروز به مثال های جالبی اشاره کردن که نشون میداد خیلی از چیزهایی که زمانی در ذهن انسان ها فقط یک ایده یا تصور بودن، بعدها به واقعیت تبدیل شدن. این موضوع من رو یاد تجربه ای از زندگی خودم انداخت. یاد زمانی افتادم که پسرم نوزاد بود و برای عید می خواستم براش لباس های خاص و متفاوت بخرم. دنبال لباس مردونه برای نوزاد می گشتم، بعضی ها با تعجب می گفتن مگه میشه برای بچه چند ماهه لباس مردونه دوخت؟ یا چرا لباس های زیر دکمه دار رو یقه مردونه بدوزید تا لباس نوزاد خوش فرم بشه یا شلوار پیشبندی رو از همون سن برای بچه ها تولید نمی کنن؟ اون زمان شاید چنین چیزهایی برای خیلی ها عجیب بود، اما امروز می بینیم انواع لباس های شیک و متفاوت برای نوزادها وجود داره و دل همه رو هم میبره.

      مثال دیگه ای که همیشه توی ذهنم مونده، آبگرمکن نفتی و چراغ نفتی خونه مون بود. همیشه با خودم فکر می کردم چرا نباید یه راهی وجود داشته باشه که دیگه مجبور نباشیم مدام نفت بریزیم، دست و وسایلمون بوی نفت بگیره یا وسط حموم نگران تموم شدن نفت باشیم.همیشه میگفتم از بشکه نفت لوله بکشیم برای آبگرمکن و چراغ نفتی خونه و امروز پکیج ها اومدن و هم آب گرم داریم، هم خونه گرم و هم از اون دردسرها خبری نیست. وقتی به این مثال ها فکر می کنم، می بینم خیلی از چیزهایی که زمانی فقط یک ایده بودن، امروز به بخشی از زندگی عادی ما تبدیل شدن. پس نباید فقط به خاطر اینکه چیزی الان وجود نداره، فکر کنیم امکان به وجود اومدنش نیست.

      موضوع دیگه ای که خیلی روی من تاثیر گذاشت، صحبت استاد درباره یوم الحسرت بود. من این برداشت رو خیلی دوست داشتم که دنیا پر از نعمت های خداست و ما اومدیم که از این نعمت ها استفاده کنیم و از زندگی لذت ببریم. البته منظورم لذت بردن در حد تعادل و به شکل درست و معقول هست، نه زیاده خواهی و ولع(بیشتر منظورم در مورد خوردن ). به نظرم زندگی فقط عبادت کردن و انجام دادن یک سری وظایف نیست. نماز و روزه و عبادت جای خودشون رو دارن، اما نباید فراموش کنیم که خداوند این همه زیبایی و نعمت رو هم در اختیار ما گذاشته تا زندگی کنیم، تجربه کنیم و از داشته هامون لذت ببریم. دوست دارم من هم این نگاه رو بیشتر وارد زندگی روزمره ام کنم و بتونم رو باورهای فراوانیم رو قوی تر کنم .

      این گفته استاد هم خیلی برام جالب بود ما معمولا میگیم خدایا بابت نعمت های داده و نداده ات شکر، دقیقا چقدر اشتباه گفتیم چقدر بهتره بگیم خدایا بابت نعمت هایی که بهم دادی و نعمت هایی که در مسیر زندگی می خوای بهم ببخشی شکر. چون دوست ندارم در ذهنم این تصور شکل بگیره که خداوند چیزی رو از من دریغ کرده یا توانایی بخشیدنش رو نداشته. من ترجیح می دم با نگاه امید و اعتماد به آینده از خداوند تشکر کنم و این خیلی آگاهی ارزشمندیه .

      یه نکته ی دیگه اینه که وقتی از شرایط زندگی مون ناراضی هستیم، به جای اینکه درگیر مقایسه و حسرت بشیم، باید ببینیم واقعا چی می خوایم و برای رسیدن بهش چه کاری می تونیم انجام بدیم. من معمولا عادت ندارم خودم رو با دیگران مقایسه کنم، اما گاهی پیش اومده که با خودم بگم من با این همه استعداد چرا نتونستم آدم موفقی باشم؟ الان متوجه می شم که به جای تکرار این سوال و حسرت خوردن برای موفقیت دیگران، باید از خودم می پرسیدم برای اینکه به موفقیت برسم چه قدمی باید بردارم و چه تغییری باید در رفتارم ایجاد کنم. حسرت و نارضایتی قرار نیست ما رو متوقف کنن. شاید همون احساس ها دارن نشون میدن که چه چیزی رو تو زندگی می خوایم و باید ازشون برای حرکت کردن استفاده کنیم. من هم باید مسئولیت انتخاب ها و کارهای خودم رو بپذیرم و به جای سرزنش کردن خودم، برای ساختن شرایط بهتر اقدام کنم.

      من به این باور رسیدم که فراوانی در دنیا وجود داره. وقتی می بینیم یک نفر به خواسته ای رسیده، می تونه نشونه ای باشه که رسیدن به اون خواسته امکان پذیره. مثل برق که همه می تونن ازش استفاده کنن، یکی بیشتر و یکی کمتر. نعمت ها هم در دنیا وجود دارن و ما باید یاد بگیریم خواسته هامون رو بشناسیم، باور کنیم که امکان رسیدن بهشون هست و برای به دست آوردنشون قدم برداریم. البته خواستن به تنهایی کافی نیست و من باید باورها، رفتارها و تلاش خودم رو هم در مسیر خواسته هام قرار بدم.

      شاید مهم ترین چیزی که از این درس برای خودم برداشتم، پذیرفتن مسئولیت زندگی خودمه. وقتی به گذشته نگاه می کنم، می بینم خیلی از چیزهایی که زمانی از ته دل خواستم، وارد زندگی من شدن. شاید اون موقع آگاهی کافی نسبت به این موضوع نداشتم، اما امروز بهتر می فهمم که باور، خواستن و توجه به خواسته ها چقدر می تونه در مسیر زندگی ما تاثیرگذار باشه. در عین حال متوجه شدم بعضی باورهای اشتباه و بعضی انتخاب های من باعث شدن در جاهایی که می تونستم پیشرفت بیشتری داشته باشم، متوقف بشم.

      از این به بعد دوست دارم با تمام وجود روی باورهای خودم کار کنم، خواسته هام رو واضح تر و اصولی تر بشناسم و برای رسیدن بهشون برنامه داشته باشم. می خوام برای روزمره ام یک برنامه جدی و منظم در نظر بگیرم، ذهنم رو بیشتر مدیریت کنم، به جای مقایسه کردن، روی مسیر خودم تمرکز کنم و هر روز قدمی برای بهتر شدن بردارم. نمی خوام شرایط امروز زندگی ام سقف آرزوهای فردای من باشه. می خوام مسئولیت زندگی ام رو بپذیرم و برای ساختن زندگی ای که دوست دارم تلاش کنم.

       استاد عزیز بابت این درس ارزشمند که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزارم. 🏵

      خدایا شکرت که من رو با این مسیر آشنا کردی، آدم ها و آموزش هایی رو سر راهم قرار دادی که باعث میشن بیشتر خودم رو بشناسم .🏵

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۱/۱۷ ۱۵:۲۱
      مدت عضویت: 1383 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست. 

      شاید بشه توی چند خط نوشت که مقصود این حرفها چیه ولی در مجموع میشه درباره ش ساعتها حرف زد و فکر کرد و به نتایج خوبی هم رسید.مدتی بود که داشتم روی قدرت جذب کار می‌کردم و الحق هم نتایج عالی هم گرفتم ولی به مرور زمان فهمیدم که برای رسیدن به خواستهام باید در درجه اول خدا رو خوب تر بشناسم مثلا یکی از صفات خوبی که از خدا شنیدم ولی درک درستی ازش نداشتم این بود که خداوند مهربونه،هیچ وقت درک درستی ازش نداشتم مثلا با شنیدن این جمله ایم افکار و مرور میکردم که خدا بنده ش رو بغل میکنه و ی دستی ردی سرش میکشه،چرا آخه اینجوری میدیدم خدا رو ؟؟فکر نمیکردم که مثلا مهربونی خدا توی بخشایشگر بودنشه،مهربونی خدا توی عظیم بودنشه فقط و فقط ی بعد از خدا درونم وجود داشت ولی به لطف خدا از وقتی با قوانین آشنا شدمکم کم درک کردم خداوند مهربونی توی همه چیزه،مثلا توی وجود ی بچه خدا رو میشه دید،توی طبیعت و قشنگی دل طبیعت و رفتار حیوونها با بچه هاشون یا همدیگه میشه مهربونیه خدا رو دید.این چند خط فقط بخشی از دیدگاه ضعیف من از خدا بوده ولی من دارم یاد میگیرم که برای هر چیزی خدا رو صدا کنم،از خود خدا بخوام که توی خوشی هام و ناملایمات نادلخواه زندگیم،کمکم کنه. گاهی به این فکر میکنم که کاش میشد فراموشکار نبودم و هر لحظه با خدای خودم حرف میزدم.نمیدونم چه اصراری دارم که با آدمها درباره ی هرچیزی حرف بزنم؟؟دلم میخواد به جایی برسم که بتونم به جای تلفن دست گرفتها و حرف زدن با ادمهایی که هیچ شناختی از من ندارن،دست به تلفن خدا بشم،وصل بشم به خدایی که هر چه از مهربونی و عظمتش بنویسم و حرف بزنم بازم کمه.دلم میخواد ذهنم از این آشفتگی و سردرگمی دربیاد،دلم میخواد که با خالقی حرف بزنم که منو از خودم بهتر میشناسه.دلم میخواد خدایی رو بیشتر بشناسم که فقط در حال راه درست نشون دادن به منه.خدایی که هرچی ازش بخوام،از خزانه ی داراییش کم نمیشه،خدایی که هر چقدر من باهاش بد رفتاری کنم اون منو رها نمیکنه،خدایی که من در برابر کل مخلوقاتش به اندازه ی دونه گندم هم نیستم،خدایی که قلب و جسم و روح من از اونه.خدایی که منو به این دنیا دعوت کرده تا طعم با خودش بودن رو بچشم.الهی شکر خداجونم.ازت ممنونم که منو به این فایل کشوندی و باهام حرف زدی.الهی شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۳/۱۱/۰۴ ۱۲:۴۵
      مدت عضویت: 907 روز
      امتیاز کاربر: 7725 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 639 کلمه

      بنام خداوند جانم و سلام ودورد برا استاد جانم 

      همه ما میدونیم که همه چیز در جهان دوقطبی هست یعنی خوبش هست بدش هم هست مثل شب و روز خوبی بدی بیماری و سلامتی چاقی و لاغری 

      پس ازهر چیزی در جهان هستی هست که خوبه همه ما بندگان خداوند میتونیم توانایی داشتنش رو داشته باشیم

      فقط باید باور کنیم که میتونیم واین خود ما هستیم که با افکار ورفتارمون میتونیم تغییرش بدیم

      چرا کاعنات به من پاسخ منفی میده 

      چون که خودم افکارم ورفتارم منفی هست 

      چرا کاعنات با من سر ناسازگاری داره 

      چون که من خودم با خودم سر ناسازگاری با خودم دارم تمام انرژی های منفی رو خودم به خودم وزندکیم میدم و بازتاب این انرژی های منفی رو در کیفیت زندگیم مشاهده میکنم 

      کاعنات همون خدای درون من هست کاعنات همون ذهن ناخود آگاه من هست که ما با باورهای اشتباه در مورد خداوند وافکار ناامید کننده زندکی رو برای خودمون رنج آور میکنیم 

      زمانی که فرمول های اشتباه و غلط رو از رهنمون پاک میکنیم ومحدودش میکنیم و موانع ذهنی اشتباه رو برمی‌داریم پارس از هیچی نداشته باشیم میشم خالق زندگی خودمون تغییراتی در ما بوجود میاد که سراسر عشق واحساس خوب میشه درون ما ونتیجه اش رسیدن به آرزوها و خاسته های ما میشود 

      تنها راه رسیدن به خاسته ها خود شناسی و خدا شناسی هست حالا چگونه به این مهم دست پیدا کنم ؟

      اول باور کردن خودم شناختن خودم شناسایی توانایی هام وبعدپذبرفتن مسولیت افکارم و در ادامه رفتارم 

      باور کردن این که خدا سریع جواب میده وبرای من آسانی وراحتی میخاد رضایت داشتن از شرایط فعلی زندگیم شاد بودن و کنترل احساس خودم غیبت نکردن  متنفر نبودن از خودم و از دیگران 

      مهربان بودن شاد بودن ولذت بردن از زندکی الآنم وگله مند نبودن وجذب کردن تمام نیروهای الهی همه این ها می‌تونه منو‌به خاسته هام برسونه 

      حسرت خوردن برای زندگی دیگران چیزی هست که در مورد همه آدمها صدق می‌کنه ولی متاسفانه هرگز فکر نمی‌کنیم که اگر این مدل زندکی در دنیا دور بر ما هست پس ماهم میتونیم بدستش بیاریم یعنی غیر ممکن نیست و امکان داره برای ماهم پیش بیاد 

      ولی چون ذهن ما به ما مدام میگه که تو نمیتونی تو بدبختی ومحال هست برای تو چون اون شرایطش با تو فرق داشته که تونسته بنابراین ناامید میشیم وتا ابد تغییر نمیکنیم متاسفانه 

      من از زمانی که وارد سایت تناسب فکری شدم وبه آگاهی رسیدم بارها به افراد وخانومهای متناسب ولاغر نکاه کردم ولی دیگه نه باحسرت بلکه با این نگاه که مگر من چه فرقی با اینها دارم خدای هردوی ما یک خدا هست خلقت هردوی ما یکسان بوده مگر اینها چه کار خاصی انجام دادن حتی تغذیه ماها هم در یکه کشور و غذاها همه مشترک هست تنها فرق من با اونها نگرش ذهن مون هست که باهم یکی نیست باورهای اونها به چاقی به غذاها با باورهای من یکی نبوده و نتیجه هرکدوم‌از ما متفاوت شده پس دیگه باور میکنم که منم میتونم لاغر باشم و متناسب وبدون هیچ دغدغه ای زندکی کنم 

      وقتی شخصی لاغر هست پس غیر ممکن نیست که من هم بتونم لاغر باشم 

      وقتی کسی ثروتمند هست پس غیر ممکن نیست که من هم بتونم ثروتمند باشم 

      خدایی که من میشناسم را خودم توصیفش میکنم نه از روی کتابی در موردش می‌خوانم ونه از زبان دیگری 

      خدای من بخشنده قادر توانا هست 

      خدای من ثروتمند وزود اجابت کننده هست خدای من درون قلب من وبه من نزدیک هست خدای من نمیزاره آسیبی به من برسه خدای من همیشه منم هدایت می‌کنه خدای من عشق وفراوانی وزندکی خوب رو برای من دوست داره 

      خدای من همیشه پناهم هست مثل یک پدر 

      خدای من عاشق من هست ومن را ارزشمند آفریده  خدای من بهترین دوست رفیق و همراز من هست 

      این خود من هستم که تعیین کننده هستم که چطور زندکی کنم و خالق زندگی خوب یا بد خودم باشم 

      خدایا شکرت برای بودنت وبرای هدایتی که برایم انجام دادی و من امروز اینجا هستم و بیدار شدم و دارم لذت میبرم 

      استاد عزیزم بسیار ازشما سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار خدیجه علیزاده
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۱ ۰۸:۰۲
      مدت عضویت: 745 روز
      امتیاز کاربر: 18790 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 511 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی که بدون هیچ منتی مطالبی را برای ما میگذارد که باید چندین کتاب بخوانی تا بتونی همین مطالب را در ان کتابها پیدا کنی بهترین ها را برایتان ارزو میکنم. خیلی متن زیبا و فایل عالی بود مختصر و مفید و هر چی که این چند سال من در مورد قانون جذب و کائنات خونده بودم و در ذهنم درهم بود  را سرو سامان داد. ومن تونستم دقیقا درکش کنم. وخدای هرکس در قلب اون فرد هست خدای من خدای مهربانیست که درختان را در زمستان میمیراند و در زمستان با شکوفه های زیبا به ما هدیه میدهد. من متوجه شدم که به هر چیزی که بطور مداوم فکر کنیم و حس خوبی نسبت بهش داشته باشیم به سمت ما جذب خواهد شد خیلی خیلی از این اتفاق ها برای من افتاده تا زمانی که قانون جذب را درک نکرده بودم نمیدونستم یعنی چی ولی کم کم که باهاش اشنا شدم  ففهمیدم چقدر خدای ما مهربان است که از تمام صفات خودش در وجود ما هم نهاده است وقتی خودش اراده کنه و همه چی براش مهیا خواهد بود پس برای ما انسان ها هم همین و خواسته است   ییادم میاد وقتی که هفت سالم بود و داداش کوچولوی من رو همه ی پزشکان جواب کرده بودن و هیچ امیدی به زنده بودنش نداشتن و مادرم روزهای سختی را میگذراند همه جوابش کرده بودن روز عاشورا بود مادرم  هادی رو تو بغلش گرفت و با هم به کاروان عاشورایی که در روستای ما هر ساله تشکیل میشه رفتیم من نمیدونم تو قلب مادرم چه گذشت اون موقع من مادر نبودم حسش را درک نمیکردم  هادی رو توی گهواره علی اصغر گذاشت و بعد از چند دقیقه صدای گریه هادی بلند شد و ما به خونه برگشتیم و دیگه هادی بالا نیاورد معجزه شد و هادی شفا پیدا کرد تمام پزشک هایی که ردش کرده بودن شگفت زده شدن و میگفتن فقط خدا می تونه هر کاری بخوا  بکنه والان هادی دو تا پسر داره و تنها کسی که اون روز همراه مادرم بود من بودم و من معنی بزرگی خدا رو اینطوری درک کردم که باید از ته قلب چیزی را بخوای بهت میده دستی که تونسته یه کودک را از مرگ نجات بده همون دستی است که می افریند. درکش برایم کمی اسان تر شد تا بزرگ تر شدم و وقتی با فکر کردن به بعضی چیزها خواسته های من برا اورده میشد باز من سمج تر میشدم پس خدای من خدایی است که برای بندگانش خوبی و خیر و شادی میخواد ما اول باید در ذهن ان چیزهایی را که میخوایم پرورش بدیم تا بدستشون بیاریم. گام اول این است که ما باور کنیم اصلا همچین خدایی وجود داره که در وجود ما هست و ما جزئی از وجود خدا هستیم. ذهن را باید در دست بگیریم و اجازه ندهیم به چیزهای منفی فکر کند تا جذب کند هر انچه را ما میخواهیم دستان خدا همیشه اماده کمک کردن به ما هستند ما فقط باید باور کنیم و بخواهیم خدایا شکرت که زندگی من پر از معجزه هست پر از نور خداوند باشید. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۳/۰۹/۳۰ ۰۸:۲۷
      مدت عضویت: 2275 روز
      امتیاز کاربر: 9405 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 979 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم

      خداوند در ذهن همه ما انسان ها فکر هایی رو میاره محقق شدنیه اگه باورش کنیم دراصل باید به این باور برسیم چطور سخته ولی راه داره

      یادم اومد که قبلا یه فایل ازتون گوش داده بودم استاد که دقیقا به همین موضوع اشاره کرده بودین 

      فرموده بودین 

      مثلا میان به شما میگن کشور انگلستان چطور کشوریه 

      خب مثلا من رفتم دیدم یا درموردش خوندم واطلاعات راجبش دارم مثلا میدونم مثل شمال خودمون آب وهوای شرجی داره خیلی بارون میاد مردمش انگلیسی صحبت میکنن اکثریت مسیحی هستن و… خب این اطلاعات ازش هست من میتونم راجبش صحبت کنم چرا چون واقعا هست همچین کشوری درسته ؟خب حالا میان میگن درمورد کشور پاندا سو دارا کی صحبت کن وبگو چطوریه 

      من نمیتونم چون اصلا وجود خارجی نداره اصلا هیچ ذهنیتی ندارم اصلا ازش چیزی نمیدونم حتی اگه باشه پس برای من تاوقتی نتونم تصوری ازش داشته باشم یا اطلاعاتی راجبش داشته باشم وجود خارجی نداره

      خواسته های ماهم همین وقتی من درذهنم تصور می‌کنم می‌بینم یا از ذهنم عبور میکنه که درآمد ۱۰۰ میلیون دلاری دارم یعنی وجود داره همچین چیزی یعنی میشه بدستش آورد یعنی هست امکان پذیر وقتی پنت هوس بلندترین برج الهیه رو تصور می‌کنم که دارم یعنی هست یعنی من میتونم داشته باشمش حالا چطور نمیدونم مهم اینکه خدا میدونه چطور خدا فکرش انداخته تو ذهن من که بنده من من همونطور که تو خونه نداشتی مستاجر بودی تصور میکردی یه روزی خونه بخری وبرات امکان پذیرش کردم بعد گفتی نه هرجایی نمیخوام تهران باشه حتما دوباره خونه دارت کردم تو تهران الانم تصور میکنی دولت الهیه تهران پنت هوسش ومیخوام

      بازم بهت میدم یعنی خودم میخوام ببینی همچین چیزی هست وهمچنین چیزی روتو لایقشی 

      یه زمانی تصور درآمد ماه به ماه نداشتی تصور سرمایه گذاری مطمئن امنیت مالی الان داری درسته فعلا خیلی کوچیک درحد ۲ ملیون وماهی ۵۰ تومن ولی خب همینطور بزرگ وبزرگ تر میشه 

      تو دلت میخواست که ماه به ماه پول به حسابت بیاد پس اندازم کنی و بتونی طلا وماشین وخونه وویلا هم بخری خب استارت شروع کردم بیا

      حالا بیشتر میخوای بیشترش می‌کنم الان خودم تصور می‌کنم که ماهی ۲۰ ملیون درآمد دارم مثل یه کارمند بعدشم ۵۰ ملیون بعدشم ۱۰۰ ملیون درنهایت ۰۰ ۱ملیون دلار 

      خودم میبینم که کلی طلا دارم به اسمم ماشین دارم 

      به اسمم خونه دارم ویلا وباغ مورد علاقم دارم تو یه شهر خوش آب وهوا بزرگ پراز درخت وگل وحیوون های اهلی با یک خونه بزرگ مجهز مدرن ولی روستایی

      دختر خوشگلم میبینم که داره تو باغ ویلایی که خریدم بدو بدو میکنه وکیف میکنه داره دوچرخه سواری میکنه ومن لذتش میبرم 

      خودم وهمسر ودخترمو میبینم که با هواپیماوکشتی کلی سفر رفتیم ولذت بردیم کلی سوغاتی آوردیم 

      خودمو میبینم که چقدر خوشبخت با سلام خدمت استاد عزیزم

      خداوند در ذهن همه ما انسان ها فکر هایی رو میاره محقق شدنیه اگه باورش کنیم دراصل باید به این باور برسیم چطور سخته ولی راه داره

      یادم اومد که قبلا یه فایل ازتون گوش داده بودم استاد که دقیقا به همین موضوع اشاره کرده بودین

      فرموده بودین

      مثلا میان به شما میگن کشور انگلستان چطور کشوریه

      خب مثلا من رفتم دیدم یا درموردش خوندم واطلاعات راجبش دارم مثلا میدونم مثل شمال خودمون آب وهوای شرجی داره خیلی بارون میاد مردمش انگلیسی صحبت میکنن اکثریت مسیحی هستن و… خب این اطلاعات ازش هست من میتونم راجبش صحبت کنم چرا چون واقعا هست همچین کشوری درسته ؟خب حالا میان میگن درمورد کشور پاندا سو دارا کی صحبت کن وبگو چطوریه

      من نمیتونم چون اصلا وجود خارجی نداره اصلا هیچ ذهنیتی ندارم اصلا ازش چیزی نمیدونم حتی اگه باشه پس برای من تاوقتی نتونم تصوری ازش داشته باشم یا اطلاعاتی راجبش داشته باشم وجود خارجی نداره

      خواسته های ماهم همین وقتی من درذهنم تصور می‌کنم می‌بینم یا از ذهنم عبور میکنه که درآمد ۱۰۰ میلیون دلاری دارم یعنی وجود داره همچین چیزی یعنی میشه بدستش آورد یعنی هست امکان پذیر وقتی پنت هوس بلندترین برج الهیه رو تصور می‌کنم که دارم یعنی هست یعنی من میتونم داشته باشمش حالا چطور نمیدونم مهم اینکه خدا میدونه چطور خدا فکرش انداخته تو ذهن من که بنده من من همونطور که تو خونه نداشتی مستاجر بودی تصور میکردی یه روزی خونه بخری وبرات امکان پذیرش کردم بعد گفتی نه هرجایی نمیخوام تهران باشه حتما دوباره خونه دارت کردم تو تهران الانم تصور میکنی دولت الهیه تهران پنت هوسش ومیخوام

      بازم بهت میدم یعنی خودم میخوام ببینی همچین چیزی هست وهمچنین چیزی روتو لایقشی

      یه زمانی تصور درآمد ماه به ماه نداشتی تصور سرمایه گذاری مطمئن امنیت مالی الان داری درسته فعلا خیلی کوچیک درحد ۲ ملیون وماهی ۵۰ تومن ولی خب همینطور بزرگ وبزرگ تر میشه

      تو دلت میخواست که ماه به ماه پول به حسابت بیاد پس اندازم کنی و بتونی طلا وماشین وخونه وویلا هم بخری خب استارت شروع کردم بیا

      حالا بیشتر میخوای بیشترش می‌کنم الان خودم تصور می‌کنم که ماهی ۲۰ ملیون درآمد دارم مثل یه کارمند بعدشم ۵۰ ملیون بعدشم ۱۰۰ ملیون درنهایت ۰۰ ۱ملیون دلار

      خودم میبینم که کلی طلا دارم به اسمم ماشین دارم

      به اسمم خونه دارم ویلا وباغ مورد علاقم دارم تو یه شهر خوش آب وهوا بزرگ پراز درخت وگل وحیوون های اهلی با یک خونه بزرگ مجهز مدرن ولی روستایی

      دختر خوشگلم میبینم که داره تو باغ ویلایی که خریدم بدو بدو میکنه وکیف میکنه داره دوچرخه سواری میکنه ومن لذتش میبرم

      خودم وهمسر ودخترمو میبینم که با هواپیماوکشتی کلی سفر رفتیم ولذت بردیم کلی سوغاتی آوردیم

      خودمو میبینم که چقدر خوشبخت وخوش هیکل وجوان وبانشاطم کنار دختر وهمسرم وزندگی رویایی وبرادر سلامتی وثروت داریم تازه فامیلمون کمک کردیم که اونا هم زندگی بهتری داشته باشن تازه اونقدر پولدار شدیم که هر سال کلی به دارایی هامون اضافه میشه یعنی تصاعدی

      واین درحالیکه که ما درکشور وسرزمین خودمون زندگی می‌کنیم بدور از هیاهو وجنگ ومسائل دنیا

      وخوش هیکل وجوان وبانشاطم کنار دختر وهمسرم وزندگی رویایی وبرادر سلامتی وثروت داریم تازه فامیلمون کمک کردیم که اونا هم زندگی بهتری داشته باشن تازه اونقدر پولدار شدیم که هر سال کلی به دارایی هامون اضافه میشه یعنی تصاعدی

      واین درحالیکه که ما درکشور وسرزمین خودمون زندگی می‌کنیم بدور از هیاهو وجنگ ومسائل دنیا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم حیدری
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۴ ۱۷:۱۸
      مدت عضویت: 2100 روز
      امتیاز کاربر: 65313 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      بنام خدا 

      گام ۱۲ نقش خداوند در قانون جذب 

      من تا قبل از ورود به سایت تناسب فکری هیچ اطلاعی از قانون جذب و کائنات نداشتم واز وقتی که وارد سایت تناسب فکری شدم متوجه شدم که کائنات همان خداوند است و اینم متوجه شدم که زندگی فعلی خودم را خودم خلق کردم .

      من از بچگی خداوند را طوری دیگه شناخته بودم توسط بزرگترها و اطرافیان وهمیشه متهم ردیف اول اتفاقات زندگی من خداوند بود که این بلا سرم اومده همیشه میگفتم من درست نماز نمیخونم درست هم روزه نمیگیرم دیگه خدا به چی دلش خوش باشه پس برا همینه که بلا سرم میاره حتی تو جمعها که میخندیدم میگفتم خنده آخرش گریه است همیشه از خداوند میترسیدم تا اینکه با سایت تناسب فکری و کائنات آشنا شدم و تمام اون خرافات را در مورد خداوند کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم که بقیه زندگی خودم را با خدای جديدم سپری کنم و ایمان دارم که وقتی باورش کنم برام همه چی میشه این خدای جديدم بجز خیرو خوبی چیزی برای ما نمیخواد خداوند چیزی نداره که به ما نده اون همه چی میده فقط باید باورش کنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آیلین وارتانیان
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۴ ۰۴:۵۵
      مدت عضویت: 2191 روز
      امتیاز کاربر: 5860 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 387 کلمه

      با سلام و درود به استاد عزیز و همگی دوستان من این فایل را تمام امروز چندین بار گوش دادم واقعا نکات و آگاهی‌های این فایل ناب بود مثل الماس مثل همه فایلهای دیگر استاد . شهود من بیدار شد و یک حورهایی حس می کنم که یک نور خیلی زیادی درون مرا فرا گرفته خیلی احساس خوبیدارم و خدا را در وجودم در دلم و روحم و ذهنم حس می کنم و وقتی که به سال‌های گذشته عمرم نگاه میکنم وقتی فکر مهاجرت به سرم آمد و پی گیرش شدم و الان ۲۵ سال هست که در امریکا هستم . فکر پرستار شدن و الان سالهاست که پرستاریم . حتی دلم یک دختر می خواست و الان دخترم ۱۸ ساله شد. خدایا خدایا تو واقعا هر فکری را که از سرم می گذرانی معنایش این هست که من قادر هستم و لیاقت داشتنش را دارم و فقط باید باور کنم که لیاقت داشتنش را دارم چون تو اون مورد را به صورت رویا یا یک فکر در ذهن من گذاشتی و دلم خواست یعنی شدنی هست و فقط من باید ایمان داشته باشم که چون تو می خواهی من اون را خواهم داشت . پس قسمت من ایمان داشتن هست و پی گیر اون موضوع با پیروی از ایمانم باشم با سهولت و اسونی به دستش میارم چون اون موضوع یا مورد اونجا برای من گذاشته شده و من باید با قدمهای ایمان به سمتش برم و برش دارم چون تو ای خداوندا کلی و من جلوی از تو هستم و من آن چیزی را که در کل هست و وجود دارد می بینم و می خواهم و برای من وجود دارد و من باید با ایمان و باورم که مال من هست برش دارم و تو راه رسیدن به اون را به من نشان میدهی و مرا در مسیر رسیدن به آن هدایتم می کنی و من با آگاهی به این موضوع از تمام نعمتهای که تو به من میدی چون تو دهنده و بی انتها هستی و من از زندگی در این دنیا نهایت لذت را می برم و هیچ حسرتی بر دلم نمی مونه چون تو از دیدن شادی من و زندگی کردن من در فراوانی که تو برای من در نظر گرفتی لذت می بری. خدایا شکرت دوستا دارم و به وجود تو در قلبم و روحم و ذهنم ایمان دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکبر
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۳ ۲۲:۰۳
      مدت عضویت: 1183 روز
      امتیاز کاربر: 8115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      سلام بر استاد وهم مسیران عزیز

      گام ۱۲ و بسیار پربار اصولی وکاربردی وحیاتی و زیربنایی بود والحق که درک این نوشته ها وفایل صوتی جهش ومیانبری است بسوی آرامش وموفقیت 

      اگر حتی تیتر وار یک نگاه به این فایل بیندازییم به اهمیت آن پی خواهیم برد 

      ۱_ پذیرفتن این موضوع که در هرشرایطی هستیم خود خالق آن هستیم 

      ۲-کائنات قانون جذب همان خداوند زندگیست 

      ۳-باید قلم ونوشته صفحات سفیدزندگیمان را پر کنیم از خوبیها 

      ۴-تنها راه رسیدن به خواسته ها شناخت خداست 

      ۵- باوراینکه خداوند همواره برای من آسانی میخواهد 

      ۶_هر شرایطی به ذهن ما خطور کند امکان تجربه اش وجود دارد

      ۷-ما همواره درچالشها بفکر مخالف  و رفاه همان حالت هستیم پس میتوانیم تجربه اش کنیم 

      ۸-به شرط آنکه قدرت اگر میشدها را بخداوند بدهیم 

      ۹- فقط کافیست باور کنیم میشود تغییر کرد 

      ۱۰-همه انسانها وجهان تحت نظارت یک قدرت هست وهمه  دریک دایره هستیم 

      ۱۱-خداوند را با همه نعمتهایش باور کنیم ندادن را بخدا نچسبانیم او فقط برآورده میکند 

      ۱۲_ ذهن ما محل حضور نجواهای شیطانی است به این فکر کنیم وبه اهمیت ذهنمان پی ببرییم 

      قانون جذب   همان قانون وسیستم خداوند است 

      این ۱۲ تیتر را اگر بخواهیم بررسی کنیم هر کدامش بجهت اهمیت حداقل یک فایل یکساعته میطلبد ویک متن مفصل 

      استاد جان دمتانگرم ودستمریزاد که بارها باخود فکر کردم که واقعا چنین موضوعاتی آیا در بالاترین سطح آکادمیک وغیره مطرح میشوند من که ندیده ام ونشنیده ام 

      کار را کمی برای خودم و هم مسیرانم آسان کردم که فقط این ۱۲ تیتر رو با تامل وتفکر واندیشه بنگرند 

      به امید موفقیت های روزافزون برای همه شما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۳ ۲۰:۴۶
      مدت عضویت: 2603 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      ممنون استاد که مدام یلداوری میکنید از کارهای بیهوده بکاهید واقعا نبودن در فضاهای غیر از تناسب ذهنی بر موففیت ما تاثیر میزتره

      استاد من یادم کخ اوایل از اون همه سطح اگاهی و لذت تناسبم روی پاهام بند نبودم و میدویدم و مدام لبخند روی لبهام بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۳ ۱۸:۳۱
      مدت عضویت: 2613 روز
      امتیاز کاربر: 8223 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      استاد یه سوال دارم ممنون میشم راهنمایی کنید

      ما آدما گاهی یه خواسته ای داریم که همون خواسته ی ما ممکنه به ضرر دیگری باشه و اون شخص دیگه هم یه خواسته دیگه ای داره حالا خواسته کدوم شخص در این دنیا انجام میشه؟

      مثلا یه شخصی تو ذهنشه که از مال و ثروت یکی دزدی بکنه و شخص دیگه هم تو فکرشه که از مال و اموال خودش مراقبت کنه(مثلا از طلا یا پولی که تو خونه داره)حالا این دو فکر در دایره قدرت خداست که تو ذهن این اشخاص وارد شده وقتی خواسته دو نفر دقیقا در تضاد هم هستن خواسته کدوم یکی در نهایت محقق میشه؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم