سال های زیادی از عمرم به امید اینکه اوضاع خانواده، شهر، کشور و جهان تغییر کند تا شاید بتوانم زندگی بهتری داشته باشم سپری کردم اما هیچ اتفاقی رخ نداد.
زمانی که اهمیت تغییر را درک کردم متوجه شدم برای تغییر شرایط زندگی نیاز به تغییر و تحول در دنیای اطراف من نیست و فقط باید من تغییر کنم، این نگرش باعث دگرگونی دنیای من شد.
نگرش منطقی ذهن من
در تمام آن سالها افراد و شرایط زیادی را مقصر ناکامی ها، رنج ها، کمبودها و حتی اضافه وزن خودم می دانستم.
به همین علت باور داشتم اگر قرار باشد زندگی من رنگ بهتری بگیرد و آب خوشی از گلوی من پایین برود باید ابتدا افراد و شرایطی که در ذهنم آنها را مقصر زندگیم می دانستم تغییر کنند تا اتفاقات بهتری در زندگی من رخ دهن و من به احساس خوشبختی برسم.
از آنجایی که ۳۵ سال بود هیچ تغییری در شرایط پیرامون من رخ نداده بود، بنابراین ۳۵ سال از زندگی را در شرایطی سپری کردم که مورد رضایت من نبود.
بهمن ماه سال ۱۳۹۳ بود که به لطف خدا با قدرت ذهن، قانون جذب و بعد از آن خداوند آشنا شدم و در سن ۳۴ سالگی تازه با مفهوم اهمیت تغییر در زندگی آشنا شدم.
البته از خیلی سال قبل آشنایی چندانی با موضوع زندگی و مخصوصا شناخت خداوند داشتم، اما از روزی که به اهمیت تغییر پی بردم، دیدگاه جدید و تعریف های تازهای از خداوند به من آموخت و هرچه زمان می گذشت بیشتر مطمئن میشدم که تمام مشکلات من در زندگی به واسطه نگاه و درک اشتباهی است که از خداوند داشته ام.
همه ما از کودکی بچه مسلمان به دنیا آمده ایم، و تحت تاثیر آموزش ها و دانسته های اطرافیانمان درباره دین و خدا قرار گرفته ایم.
من به یاد ندارم که در تمام ۳۵ سال زندگی درباره مهربانی و بخشندگی خداوند با من صحبتی شده باشد.
هرچه بوده دستورات دینی بوده است. به این شکل که ابتدا بایدها و نبایدها به من گفته می شد و سپس خداوند بعنوان مراقب یا فردی که با نیروی بی نهایت خود در آشکار و پنهان مرا زیر نظر دارد که به دستوراتش عمل کنم، معرفی می شد.
به عبارت ساده و کلی مسیر آموزش درباره خداوند از سمت بایدها و نبایدها و دستورات الهی شروع می شد و به نگهبانی خداوند توسط فرشتگان از ما برای عمل به دستورات و گفته هایش ختم میشد.
به همین دلیل تعریفی که از خداوند در ذهن من شکل گرفته بود با آن خدایی که خود را در قرآن معرفی کرده است تفاوت زیادی داشت و از زمانی که سعی کردم خداوند را به شکلی که در قرآن درباره خودش توضیح داده است درک کنم و روی کمک خداوند حساب کنم، زندگی من دستخوش تغییرات زیادی شد.
به همین دلیل اطمینان دارم تنها راه تغییر شرایط انسان ها در زندگی، اصلاح نگاه آنها نسبت به خداوند است.
چرا که خداوند در قرآن می فرماید: خداوند قائم به ذات خود و همه موجودات قائم به او هستند.
و اگر ما نگاه اشتباهی به خداوند داشته باشیم، همه آنچه در زندگی تجربه میکنیم چون قائم به ذات خداوند هستند، اشتباهی خواهد بود.
اشتباهی به این معنی که مورد رضایت یا خواسته ما نخواهد بود.
اهمیت تغییر کردن
اهمیت تغییر کردن در زندگی: گامی به سوی رشد و پیشرفت
تغییر یکی از اساسیترین عناصر زندگی انسان است. از تغییرات روزمره مانند جابهجایی محل کار گرفته تا تحولات بزرگ مانند تغییر سبک زندگی، تغییرات همواره بخشی جداییناپذیر از تجربه انسانی بودهاند. پذیرش و حتی استقبال از تغییرات میتواند گامی حیاتی در جهت رشد و موفقیت باشد.
تغییر؛ ضرورت زندگی
زندگی بدون تغییر شبیه به آبی است که در برکهای راکد مانده باشد. تغییر نه تنها برای پیشرفت فردی ضروری است، بلکه برای بقا نیز حیاتی است. در دنیای مدرن، جایی که فناوریها به سرعت تغییر میکنند و بازارها به طور مداوم در حال تحولاند، افرادی که نسبت به اهمیت تغییر در زندگی بی توجه هستند، اغلب در معرض خطر عقبماندن از جریان زندگی قرار میگیرند.
رشد شخصی از مسیر تغییر
تغییر اغلب با چالشها همراه است، اما همین چالشها فرصتهایی برای رشد شخصی فراهم میکنند. یادگیری مهارتهای جدید، پذیرش دیدگاههای متفاوت، و غلبه بر موانع از جمله دستاوردهایی هستند که تنها از دل تغییر حاصل میشوند. تغییر، افراد را وادار میکند که از محدوده امن خود خارج شوند و با ترسها و نااطمینانیهای خود روبرو شوند.
اهمیت تغییر در دستیابی به اهداف
هیچ موفقیتی بدون تغییر ممکن نیست. اگر بخواهیم به اهداف بزرگ دست یابیم، باید آماده باشیم تا عادتها، نگرشها و حتی مسیرهای خود را تغییر دهیم. برای مثال، افرادی که به دنبال موفقیت شغلی هستند، ممکن است نیاز داشته باشند مهارتهای جدیدی بیاموزند، نقشهای شغلی جدیدی بپذیرند یا حتی در محیطهای کاملاً جدیدی کار کنند.
در این شرایط فقط افرادی که به اهمیت تغییر پی برده و برای یادگیری مهارت های تغییر کردن اقدام می کنند می توانند شرایط و موقعیت های جدید را در زندگی خود تجربه کنند.
تغییر به عنوان یک فرصت
گرچه تغییر کردن اغلب با احساس ترس یا ناامنی همراه است، اما در واقع فرصتی است برای بهبود و نوآوری. تغییر به افراد این امکان را میدهد که وضعیت موجود را به چالش بکشند و راهحلهای بهتری بیابند. بسیاری از اختراعات و پیشرفتهای بزرگ در نتیجه افرادی حاصل شدهاند که تغییر را نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای تحول دیدهاند.
چگونه تغییر کنیم
پذیرش تغییر نیازمند نگرش مثبت و ذهنیتی باز است. در اینجا چند نکته برای استقبال از تغییرات آورده شده است:
1. دیدگاه مثبت داشته باشید: به تغییر به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد نگاه کنید.
2. انعطافپذیر باشید: یاد بگیرید که با شرایط جدید سازگار شوید.
3. برای تغییر کردن آماده باشید: برنامهریزی و پیشبینی تغییرات آینده میتواند از فشار روانی بکاهد.
4. به خودتان ایمان داشته باشید: اعتماد به تواناییهای خود برای مدیریت تغییر، از استرس ناشی از آن میکاهد.
نتیجهگیری
تغییر کردن بخشی ضروری و اجتنابناپذیر از زندگی است. مقاومت در برابر تغییر کردن نه تنها موجب محدودیت در پیشرفت شخصی و حرفهای میشود، بلکه باعث از دست دادن فرصتهای ارزشمند نیز خواهد شد. پذیرش تغییر و استفاده از آن به عنوان ابزاری برای رشد، میتواند به ما کمک کند تا زندگی پربارتری داشته باشیم و به اهداف بزرگتری دست یابیم. بنابراین، بیایید تغییر کردن را به عنوان یک نیروی مثبت در زندگی بپذیریم و از آن برای ساختن آیندهای بهتر بهره ببریم.
لازمه تغییر زندگی
به لطف خدا از آن زمان که تصمیم گرفتم درک بهتری از خداوند داشته باشم، زندگی من در تمام جنبه ها تغییر کرد و شرایطی که سالها آروزی تجربه کردنش را داشتم، آرام آرام وارد زندگی من شد.
و امروز در حالی در شرایط کاملا متفاوتی از سال ۹۳ زندگی میکنم که همچنان در کشور، شهر و خانواده خودم قبلی خودم زندگی میکنم.
۳۵ سال از عمرم را در آرزوی تغییر کردن افراد و شرایط پیرامونم زندگی کردم تا بلکه زندگی من تغییر کند، اما در ۴ سال با تغییر افکار و باورهایم درباره خداوند زندگی من در تمام جنبه ها تغییرات فراوان داشته است.
این تجربه به وضوح ثابت می کند که این شرایط محیطی نیست که زندگی ما را رقم می زند بلکه شرایط درونی که شامل افکار و باورها و انتظاری که ما از خداوند در زندگی خود داریم است که شرایط پیرامون ما را رقم می زند.
چرا که من در حالی در شرایط بسیار متفاوت از چند سال قبل زندگی میکنم که تغییری در مکان زندگی خود ایجاد نکردم بلکه با تغییر در افکار و نگرشم به خداوند در همان مکان در جهان بهتری زندگی میکنم.
برخلاف ظاهر جهان هستی که شکل سخت و فیزیکی به خود دارد، اما جهان هستی به تعداد انسانهای حاظر بر روی کره خاکی شکل های متنوعی دارد.
شکل جهان هستی که شامل شرایط، اتفاقات و تجربه های هر فرد در زندگی میشود مطابق با افکار و باورهایی که در ذهن هر انسان وجود دارد تعیین میشود.
به همین دلیل هر انسانی وقتی وارد این جهان مادی می شود با ذهنی پاک و بدون هرگونه اطلاعات تعیین کننده ای متولد میشود، و بعد از تولد به واسطه آگاهی که از جهان پیرامون خود که شامل آموزشها، آگاهی و عادت هایی است که از اطرافیان خود می آموزد شکلی از جهان هستی را برای خود انتخاب میکند و جهان هستی پاسخ او را می دهد و آن فرد را در شرایطی قرار می دهد تا آنچه در ذهن خود ساخته و ذخیره کرده است را تجربه کند.
به همین دلیل است که زندگی من و شما، بیشترین شباهت را به زندگی افرادی دارد که روزهای بیشتری از زندگی خود را با آنها سپری کرده ایم.
مهمترین موضوعی که باعث تغییر کردن گسترده در زندگی من شد، فقط و فقط تغییر شناختم نسبت به خداوند بود.
درک و تغییر این جنبه از زندگی به قدری مهم است که تصمیم گرفتم تجربه های خودم در تغییر زندگیم را با دوستانم به اشتراک بگذارم.
استفاده از این آگاهی و عمل کردن به آنچه گفته شده است به شما کمک میکند تا مسیر تغییر زندگی خود را آسان تر و سریعتر طی کنید
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.64 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام استاد
فایل شما تغییر کنید جهان تغییر میکند خیلی آگاهی زیادی داشت یعنی اینکه تا من و نگرشم نسبت به خداوند و نعمتهای خداوند تغییر نکند هیچ تغییری درزندگی من رخ نخواهد داد حتی اگر محل و شرایط زندگی خود را تغییر بدهم و یا ندهم و برای تثبیت شدن آرزوها بهتر است انها را بنویسیم چون با این کار حواس پنجگانه را بکار میبریم و وارد شدن بیشتر نعمتها به زندگی را بهتر درک میکنیم
خداوند در قران میفرمایند : ایمان آورندگان کسانی هستند که چیزهایی را که نمی بینند و یا حس نمیکنند ایمان میاورند
ما انسانها در زندگی دقیقا برعکس این ایه قران عمل میکنیم و چیزهایی را که با چشم میبینیم و یا با حواس پنجگانه ان را حس میکنیم مثل وزش باد که نمی بینیم ولی ان را لمس و حس میکنیم را باور میکنیم چون نتیجه حرکت اجسام را با چشم می بینیم و به ان ایمان داریم
ما خیلی از مواقع با زبان میگوییم که من به خداوند ایمان دارم وقتی درحقیقت ایمان ما بستگی به دیدن نشانه و دیدن ان نعمت در زندگی ختم میشود چون ان شرایط را دیدیم و درک میکنیم و چیزی را که ندیدیم و حس نکردیم را باور نداریم که من به ان نعمت خواهم رسید و افرادی را که ازاین مسیر به چیزی رسیدند را قضاوت میکنیم که یا (از مال حرام بدست اورده – یا پدر پولداری داشته – یا ارث هنگفتی بهش رسیده – پارتی درجه اول در راه رسیدن به هدفش داشته و به او کمک کرده – شانس داشته – ) و این نگرش غلط را درذهن داریم که افرادی که از راه حلال کسب درامد میکنند هرگز نمیتوانند چیزهایی که خیلی دوست دارند و شرایط خرید انها را ندارند بتوانند انها را بدست بیاورند و درزندگی از انها استفاده کنند ابتدا ما باید این نگرش اشتباه را از ذهن خود پاک کنیم که خداوند نعمتهای زیادی را دراین دنیا خلق کرده است و اگر من هم از انها استفاده کنم چیزی کم نمیشود و همیشه با دید گسترش نعمتهای خداوند ، این افکاررا در ذهنمان مرور کنیم مثلا من ماشین دنا پلاس میخواهم اول فکر کنم ببینم دراین دنیا چقدراین ماشین وجود دارد و روزانه چه تعداد ازاین ماشین تولید میشود بعد به خدا بگویم خدا شکرت که این ماشین هرروز به تعداد زیاد ساخته میشود و خیلی از بندگانت ازان استفاده میکنند برای من هم یکی ازاین ماشینها را فراهم کن تا لذت داشتن و رانندگی با این ماشین را بچشم وچقدر داشتن این نگرش مثبت باعث ایجاد احساس آرامش در وجود ما و سپاسگزاری خداوند میشود چون یکی از صفات خداوند گسترش نعمتها است
ما هرگز دراین دنیا خداوند را نمی بینیم ووقتی درمسیر هدایت قرار گرفتیم و نگرش خود را نسبت به خداوند و در نهایت نگرش خود را نسبت به خودمان تغییر بدهیم کم کم نشانه ها و تغییرات را دراین مسیر درک میکنیم و میتوانیم ان وقت ان را ربط بدهیم به خداوند متعال و با ایمان به خداوند میتوانیم تغییرات بسیار خوبی را درزندگی خود به وجود بیاوریم در تمام جنبه های زندگی ( سلامتی – پول – ثروت – موقعیت شغلی – خرید ماشین -خانه- باغ وروابط عالی و…) فقط باید دراین مسیر به خداوند و چیزهایی که نمی بینیم و حس نمی کنیم ایمان داشته باشیم چون وقتی نگرش ما تغییر کند و با اطمینان و ایمان به خداوند متعال دراین مسیر باشیم جهان افکار مارا به اجسام وواقعیت تبدیل میکند چون
1- ذهن اصل را ازبدل تشخیص نمیده بنابراین با داشتن احساس خوب تصور میکند ما دران شرایط هستیم و مارا به ان سمت میبرد
2- طبق قانون جذب افکار در ذهن کم کم به اجسام تبدیل میشوند و مارا به ان سمت جذب میکنند و ما نعمتهایی که حس نمیکردیم و نیمدیدیم را بعد از مدتی درزندگی هم میبینیم و هم حس میکنیم
پس بی دلیل نیست که خداوند درقران فرموده من انسان را ازاد و با اختیار خلق کردم تا با نگرش و تغییر افکار خودش شرایط زندگی خود را رقم بزند . ابتدا فکر میکنی گفتن اینها یک تئوری است و درعمل جایی ندارد ولی وقتی با ایمان به خداوند این حرفها و چیزهایی که نمیبینیم و حس نمیکنیم توجه کنیم و کم کم نشانه ها را با تغییر احساس خوب دریافت کنیم متوجه میشویم که برای تغییر در مسیر درست زندگی هستیم فقط اگر ایمان به تغییر و خداوند را دروجود خودمان باور کنیم چون تغییرات ابتدا از باور و نگرش شروع میشود و بعدها این افکار درزندگی واقعیت میبابد
خیلی از افراد موفق درجهان هستند که در بدترین شرایط فقر زندگی میکردند و اگر نگرش خود را نسبت به خداوند و خودشان تغییر نداده بودند هنوز دران شرایط زندگی میکردند و همه ی انها دقیقا با ایمان به خداوند و تغییر باورها و نگرشهای خود الان در بالاترین شرایط زندگی که حتی خودشان هم فکر نمیکردند هستند .
من زهرا ازامروز متعهد میشوم که چیزها و شرایطی را که دوست دارم به ان برسم را درذهنم تجسم کنم و با ایمان به خداوند و تغییر باورهایم که من حتما به ان خواهم رسید به انها فکر کنم و فقط نباید افکار منفی را درذهن مرور کنم که من با این شرایط فعلی چطور و چگونه میخواهم انها را داشته باشم من باید با تغییر نگرشم شرایط الانم را تغییر بدهم نه با تغییر شرایط خواسته باشم به ان نعمتها برسم .
استاد ممنون از شما که با مثالهای نعمتها درزندگی خودتان و تغییر نکردن شرایط زندگی اینها را برای ما قابل لمس تر میکنید . بازم ممنون