اغلب اوقات فکر میکنیم که از خدا دور شدهایم، شاید به خاطر کارهایی که کردهایم 😔، یا شاید هم به خاطر دغدغههای روزمره زندگی 😩.
اما واقعیت چیز دیگری است.
اگر به دنبال نزدیکی خدا به انسان هستید، باید بدانید که این فاصله فقط یک تصور ذهنی است. ✨ خداوند در قرآن وعده داده که همیشه به ما نزدیک است، حتی نزدیکتر از رگ گردنمان!
پس وقت آن رسیده که این باور غلط را رها کنیم و این نزدیکی بینظیر را با تمام وجودمان حس کنیم. ❤️ بیایید با هم به این حقیقت الهی پی ببریم. 🤝
خداوند به ما نزدیک است
اغلب ما فکر میکنیم خدا اون بالا، خیلی دور از ما نشسته و ما این پایین، تنها و دست خالی هستیم. 😔 اما اگه به آیه ۱۸۶ سوره بقره نگاه کنیم، میبینیم که خدا یه چیز دیگه میگه:

و هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را اجابت مىكنم، پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.
اینجا خدا نگفته «من بخشندهام» یا «من روزیدهندهام»، بلکه گفته «من نزدیکم»! 🤩 یعنی کلید اصلی درک خدا، همین نزدیکیه. این یک نکته خیلی مهم و کلیدیه که همه صفات دیگه رو هم شامل میشه. این آیه، یک انقلاب فکری درباره نزدیکی خدا به انسان به وجود میاره.
فکرش رو بکنید: اگه خدا فقط خودش رو بخشنده معرفی میکرد، شاید بعضیها میگفتند «خب من که خیلی گناه کردم، حتماً دیگه منو نمیبخشه.» 😞 یا اگه فقط میگفت «من رزاقم»، باز هم شاید کسی با خودش فکر میکرد «من که بنده خوبی نبودم، پس حتماً رزق و روزی منو قطع کرده.» 😔
اما وقتی خدا میگه “نزدیکم”، یعنی هیچ فاصلهای بین ما نیست. 💖
یعنی مهم نیست چقدر از خودت ناامید شدی، اونجا هست، نزدیک تو. این نزدیکی خدا به انسان، ریشه همه باورهای مثبته.
این عبارت نه تنها شامل بخشش و رزق الهی میشه، بلکه به این معناست که خدا همیشه در دسترس است.
به همین دلیل، باید این باور رو در قلبمون جا بدیم و بدونیم که این فاصله فقط یک تصور اشتباهه و بس. ❤️✨
نزدیکی خدا به انسان مهمترین باوریه که برای داشتن یک رابطه سالم و عمیق با خدا به اون نیاز داریم.

خداوند تغییر نمی کند
یکی از مهمترین حقایقی که باید درک کنیم این است که خداوند تغییر نمیکند. ⚡️
وقتی خدا در قرآن وعده داده که «من نزدیکم»، این وعده برای همیشه پابرجاست.
خدا مثل انسانها نیست که امروز وعدهای بدهد و فردا آن را فراموش کند یا زیرش بزند. این حقیقت به ما آرامش و اطمینان خاطر میدهد. 😌
صفت تغییرناپذیری، هسته اصلی وعدههای الهی است. پس هر زمان که احساس دوری کردید، به یاد بیاورید که این نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت ابدی و ثابت است.
پس اگر فکر میکنید به خاطر اشتباهات یا گناهانتان، از خدا دور شدهاید یا او شما را رها کرده، باید بدانید که این فقط یک تصور ذهنی است. ما بهعنوان مخلوق نمیتوانیم ارادهی خدا را تغییر دهیم. 🙏
یعنی وقتی خدا اراده کرده که به ما نزدیک باشد، ما نمیتوانیم با کارهایمان این اراده را نفی کنیم. این ایده که “ما از خدا دور شدهایم” در واقع یک فریب شیطانی است، چرا که انسان قادر نیست از وعدهی خدای خود تخلف کند.
وقتی خداوند قول داده که به تو نزدیک است، چگونه میتوانی از او دور شوی؟!
این تصور با ماهیت خداوند و وعدههای او در تضاد است و مانع درک حقیقت نزدیکی خدا به انسان میشود.
درک این حقیقت، اولین قدم برای رهایی از این باورهای اشتباه و در آغوش کشیدن آرامش است. نزدیکی خدا به انسان یک موهبت دائمی است که هیچگاه از ما گرفته نمیشود.
نزدیکی خدا به انسان، یک حقیقت است، نه یک نظریه
هر نظری که دربارهٔ رابطهات با خدا داری، تنها یک برداشت شخصی است و در واقع هیچ تأثیری بر ماهیت رابطهی واقعی خدا با تو ندارد.
اینکه فکر میکنی او از تو دور شده یا تو را رها کرده، فقط نتیجهی افکار خودت یا تلقینهای دیگران است.
خداوند این باورها را ندارد؛ او به تو نزدیک است و نزدیکی خدا به انسان به هیچ دلیلی تغییر نخواهد کرد. 💖
برای اینکه یک رابطه واقعی و عمیق با خدا داشته باشی، باید ابتدا این فاصله ذهنی را از بین ببری. ✨
قدم اول این است که خودت را ببخشی و با تمام وجودت باور کنی که خداوند همانقدر به تو نزدیک است که در قرآن وعده داده است.
این پذیرش درونی، اولین قدم برای اصلاح نگرش و تجربه یک رابطه متفاوت و لذتبخش با خداست.
با حذف این فاصلهی خیالی، مسیر برای تجربهی واقعی نزدیکی خدا به انسان هموار میشود و درهای آرامش به روی زندگی شما باز خواهد شد.

توبه؛ کلید رهایی و نزدیکی به خدا
برای اینکه بتوانیم آن نزدیکی خدا به انسان را تجربه کنیم، باید اول از همه، گذشته را رها کنیم. 🕊️
گذشتهای که پر از حسرت و پشیمانی است و به ما احساس بد میدهد، مانع از حرکت ما به سمت جلو میشود و یک دیوار نامرئی بین ما و خدا میکشد.
بهترین و مؤثرترین راه برای پاک کردن این گذشته و رها شدن از بار آن، توبه است.
این راهی است که خداوند خودش برای ما قرار داده تا بتوانیم به پاکی اولیه خود بازگردیم و از شر گناهان و افکار منفی رها شویم.
در قرآن، بارها از عبارت توبه استفاده شده و انسانها به توبه دعوت شدهاند. نکته شگفتانگیز و بسیار دلگرمکننده اینجاست که هر بار پس از دستور به توبه، بلافاصله وعده بخشش و عفو الهی بدون هیچ قید و شرطی داده شده است. ✨
مثالهایی از قرآن برای بخشش بعد از توبه
- سوره نساء، آیه ۱۷:توبه نزد خدا، تنها برای کسانی است که از روی نادانی کار بدی انجام میدهند، سپس به زودی توبه میکنند. خداوند توبه این افراد را میپذیرد و خداوند دانا و حکیم است.
در این آیه، بلافاصله پس از اشاره به توبه، وعده پذیرش آن بیان شده است.
- سوره هود، آیه ۳:و از پروردگار خود آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید (و توبه کنید) تا شما را تا مدّت معینی، (از مواهب زندگی) به خوبی بهرهمند سازد و به هر کس که شایسته نیکی است، از فضل خود عطا کند.
- در این آیه هم توبه و استغفار مستقیماً به بهرهمندی از زندگی خوب و دریافت فضل الهی مرتبط شده است.
- سوره فرقان، آیه ۷۰:مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پس خداوند بدیهای آنان را به نیکیها تبدیل میکند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.
این آیه یکی از قویترین مثالها است که نه تنها وعده بخشش میدهد، بلکه میگوید خداوند گناهان را به حسنات تبدیل میکند، که نشاندهنده عظمت و مهربانی بینظیر اوست.
این آیات به وضوح نشان میدهند که توبه دروازهای مستقیم به سوی بخشش الهی است و نزدیکی خدا به انسان نامحدود و در دسترس است.
تنها شرطی که خداوند برای بخشش قرار داده، این است که فرد گناهکار واقعاً نیت کند که دیگر آن خطا را تکرار نکند.
همین نیت خالصانه و قلبی، کافی است تا درهای رحمت الهی به رویتان باز شود و شما را از بند گذشته آزاد کند.
پس، برای تمام افکار و احساسات منفی که باعث شدهاند فکر کنید از خدا دور شدهاید، توبه کنید. 🤲
از خداوند برای تمام خطاهایی که مرتکب شدهاید طلب بخشش کنید و سپس با تمام وجودتان، خود را نزدیک او احساس کنید.
با این کار، نه تنها گذشته را رها میکنید، بلکه نگرش و احساس شما نسبت به خداوند کاملاً دگرگون خواهد شد.
اینجاست که طعم واقعی ایمان و لذت یک رابطه نزدیک و عمیق با خدا را تجربه خواهید کرد. ❤️
استفاده از توبه، یک ابزار قدرتمند برای رسیدن به این آرامش درونی است و به شما کمک میکند تا باور کنید نزدیکی خدا به انسان یک حقیقت همیشگی است، نه چیزی که به اعمال شما وابسته باشد.
با رها کردن گذشته، آیندهای سرشار از نور و آرامش را در آغوش میکشید. این تغییر درونی، پلی است که شما را از دنیای تاریک ناامیدی به دنیای روشن امید و اتصال به خالق میرساند.
تجربه نزدیکی خدا به انسان، بزرگترین نعمت در زندگی است.
نتیجهگیری: از باور دوری به حقیقت نزدیکی
در نهایت، میتوانیم با اطمینان بگوییم که نزدیکی خدا به انسان نه یک نظریه، بلکه یک حقیقت تغییرناپذیر است. این باور که از خدا دور شدهایم، تنها یک مانع ذهنی است که خودمان و جامعه برایمان ایجاد کردهایم.
با پذیرش این حقیقت، دیگر نیازی نیست خود را به خاطر گذشته سرزنش کنیم یا از رحمت الهی ناامید شویم.
درک این موضوع به ما قدرت میبخشد تا با آرامش بیشتری به زندگی ادامه دهیم و هر لحظه حضور خداوند را در کنار خود احساس کنیم.
باور به نزدیکی خدا به انسان به ما این امکان را میدهد که گذشته را با توبه رها کنیم و با تمام وجود، خود را در آغوش پرمهر خداوند احساس کنیم.
توبه به ما فرصت میدهد تا از بند گناه و حسرت آزاد شویم و یک شروع تازه داشته باشیم.
این تغییر نگرش، زندگی ما را دگرگون میکند و به ما اجازه میدهد طعم واقعی آرامش و ایمان را بچشیم.
این آرامش ناشی از دانستن این حقیقت است که مهم نیست چقدر اشتباه کردهایم، او همیشه نزدیک ماست و منتظر بازگشت ماست.
پس بیایید از همین لحظه، دیوار فاصله را در ذهن خود خراب کنیم و از لذت بینظیر نزدیکی به خالق هستی بهرهمند شویم. ❤️
این حقیقت، کلید رهایی ما از رنج و ناامیدی است و ما را به سوی یک زندگی پر از نور و امید هدایت میکند.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.17 از 196 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام ِ خداوند ِ بخشنده ی مهربان
سلام خدمت ِ شما استاد عطار روشن ِ عزیز و تمام ِ دُردانه های خدای وهّاب.
الهی که حالتون عااالی باشه در تمام ِ جنبه ها…
جلسه ی سوم از زندگی با طعم ِ خدا، یک خطّ ِ باطل هست به روی تمام ِ شنیده هامون ، تمام ِ باورهای منفی و اعتقادات ِ ما به وصله های ناجوری که به خدا چسبونده بودیم.
اون باورها و اعتقادات به خدا که خالق ِ ماست رو ناخودآگاه پیدا کردیم اما
خبر ِ خوب اینه که خدارو صد هزاار مرتبه شکر که میتونیم تغییرشون بدیم اون هم بصورت ِ آگاهانه با کار کردن روی خودمون ، با شک کردن به تمام ِ شنیده هامون ، با تفکر کردن و با گوش دادن ِ بارها و بارها به این آگاهی ها که تمام ِ استنادش به قرآن هست .
بدون ِ توجه به اینکه بیام تحقیق کنم و بررسی کنم و پیگیری که من از چه روزی از کی از کجا از کِی این باورها توو وجودم شکل گرفته…کجا راه رو گم کردم…کجا دستان ِ خدارو ول کردم ؟ کجا به دوست داشتن ِ خدا شک کردم ؟ کجا به دوست داشته شدن توسط ِ خدا شک کردم ؟ کجا افتادم توو چاه ؟ کجا راه ِ قلبم رو به روی خدا بستم ؟ و و و ….
بدون ِ توجه به این ها ، بیام یک بار برای همیشه سعی کنم یه جوری دیگه به خدا نگاه کنم. سعی کنم یک دیدگاه ِ جدید ، از یک دریچه ی جدید با یک عینک ِ جدید به خالقم نگاه کنم. سعی کنم دنبال ِ نشانه های حضور ِ خدا توو زندگیم بگردم…بگردم تا پیداش کنم….مهربونی هایی که بهم کرده..سعی کنم به حساب ِ خدا زندگی کنم…سعی کنم روی خدا حساب کنم…سعی کنم باور کنم که دوستم داره…
آره بیام جوری خدارو توو زندگیم بسازم که به رشد ِ من کمک بشه…به حال ِ خوب ِ من کمک کنه…به رسیدن ِ من به باور ِ قدرت ِ خلقی که داده بهم کمک کنه..باور هایی درباره ش بسازم که به من کمک کنه…باور هایی که من رو بسازه…به من احساس ِ خوب بده…احساس ِ لذت بده…
اینقدر مهمه و خدا ما رو دوست داره که همین اول ِ کاری خدا به یاریمون شتافته به یاری ِ مایی که تصمیم گرفتیم که زندگی باطعم ِ خدا رو بچشیم…سند دارم اینو میگم و سندش الهام و هدایتی هست که استاد اول ِ فایل میگه : اینکه میخواست درباره ی یه موضوع ِ دیگه حرف بزنه اما خدا به استاد و ما گفت بیاین اول ِ راهی بهتون بگم که خط ِ باطل بکشین به روی ههر دروغی که درباره ی من شنیده بودین…و بعد ادامه ی راه…
میبینین؟؟ جهان به محضی که دید ما میخوایم به خودمون کمک کنیم استاد رو آورد بالا سرمون…شاگرد نباشه استاد نیست…هر استادی اول شاگردی ِ جهان رو کرده…و چه شاگرد زرنگی شایسته تر از استاد که اینقدر عالی و متعهدانه روی خودش کار کرده که به درجه ی استادی رسیده در مداری که هست و خدارو صدهزار مرتبه شکر که ماهم در مدارش هستیم…و گوش هامون میشنوه لایق ِ شنیدن شده…چشم هامون بینا شده…و این شاگردی ِ ما و خودم خودم رو بگم…این شاگردی ِ من تا ابد ادامه داره و بی انتهاست و پایانی براش نیست…پایانی برای یادگیری نیست…هر روز برای یادگیری ،درسی هست…خدارو صدهزار مرتبه شکر که من رو هدایت کرد به این مسیر که از کسی این حرف هارو میشنوم که خودش عمل کرده و نتیجه توو دستشه.
تعهّد ِ جلسه ی سوم
من آرزو از امروز تصمیم گرفته ام که متولد شوم…از نو…دوباره…از امروز تصمیم گرفته ام که برای همه ی اشتباهاتم ، برای همه ی گناهانم ، برای همه ی خطاهایم ، برای تمام ِ روز هایی که خودم رو کوبیدم ، برای تمام ِ ناسزاهایی که به خودم گفتم ، برای تمام ِ بی مهری ها و بی محبتی هایی که در حقّ ِ خودم کردم ، برای تمام ِ زجری که به خودم دادم ، برای تمام ِ احساس ِ گناه هایی که به خودم دادم ، خودم رو ببخشم و از خدای مهربانم طلب ِ مهر و محبت و لطف کنم که او هم من رو بخاطر ِ اینکه اینقدر کوچک و ناتوان میدیدمش و باور های زشتی که درباره ش داشتم و در تلاش هستم که درستشون کنم ، من رو ببخشه.و ** ایمان دارم ** خدای مهربانم بلافاصله درخواست ِ من رو تایید میکنه طبق ِ حرف و قول ِ خودش که اجیب الدعوه الداع اذا دعانه … که هر گاه صداش کنم و بخوامش قریبه از رگ ِ گردن نزدیک تر…
و من از این لحظه به بعد سعی میکنم که باور کنم و باورم قوی تر بشه درباره ی اینکه بنده ی پاک ، محبوب ، مورد ِ علاقه و دوست داشتنی ِ خداوند هستم.من دُردانه ی خدا هستم. من مهم ترین کار ِ خدا هستم. این احساس رو در خودم تقویت میکنم که من ** عشق ِ خداوند ** هستم. باور کنم که اگر من تنها خدا رو بپرستم و تنها از خدا کمک بخوام ، اون برام همه کار میکنه.باور کنم که خداوند من رو فوق العاده و شگفت انگیز خلق کرده. که دروازه ای از نعمت رو به روی من باز میکنه. که در پشت ِ پرده ، مشغول ِ تدارک خواسته های منه.
خدایی که اول و آخره…ظاهر و باطنه…خدایی که کنترل ِ تمام ِ امور به دستشه…خدایی که من رو هدایت به این مسیر کرده ، میخواد به من این رو بگه که من رو با ارزش خلق کرده. که من براش مهم هستم. که من رو برگزیده. خدایی که خودش رو قادر و توانا معرفی میکنه.
خدایی که میخواد برکت رو وارد ِ زندگی ِ من کنه.خداوندی که از تمام ِ مسائل ِ من بزرگتره.خداوندی که برکت و فراوانی رو وارد ِ زندگی ِ من میکنه.
میخواد آینده ی من ، زندگی ِ من باشکوه باشه. میخواد به هر آنچه که میخوام برسم. که بگه من زیباترین شاهکار ِ هنری ِ خداوند هستم انقدر که وقتی من رو خلق کرد به خودش آفرین گفت…
اگر این هارو باور کنم ، احساس ِ بسیااار فوق العاده ای بهم دست داد ههمین الآنی که این هارو نوشتم چقدر این درک و این باور به خدا ، زندگیم رو زیباتر میکنه. اگر باور کنم خداوند من رو به اندازه ی سااال ها جلو میندازه.
خداوندا
ما رو به راه ِ درست هدایت کن
به راه ِ کسانی که به آنها نعمت دادی
نه کسانی که بر آنها غضب کردی
و نه گمراهان…
آمین
خدایا شکرت بخاطر ِ مسیری که هستم و قراره به زندگیم طعم ِ شیرین تر از عسل ِ تو رو اضافه کنم…
آرزومند ِ آرزوهاتون آرزو…
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان
من خیلی به این فکر کردم که از کجا بین من و خدای من احساس فاصله گرفتن ایجاد شد و از کجا شد که احساس گنااه در من ایجاد شد
درست از روزی که به سن تکلیف رسیدم و جشن تکلیف برای من گرفتن و به صورت خیلی جدی به من گفته شد که دیگه تو موظفی یه سری کارها رو انجام بدی
انجام خیلی از کارها برای من واقعا ناراحت کننده بود مثل روسری سر کردن
مخصوصا که میگفتن اگر یک تار موت بیرون باشه ازون آویزونت میکنند و اینکه به من میگفتن به هیچ وجه اجازه صحبت کردن و بازی کردن با پسرهای فامیل و آشناهایی که به خونمون میومدن یا خونشون میرفتیم و نداری
میگفتن اگر نماز نخونی خدا میزندت خدا دوستت نداره و به هیچ جایی نمیرسی
و هر بار نماز نمیخوندم کلی از طرف خدا تهدیدم میکردن و من همیشه از روی اجبار به ظاهر نماز میخوندم و هیچوقت واقعا نماز نمیخوندم و همیشه وقت نماز به خدا میگفتم خدایا من و ببخش الان حوصله ندارم وقتی بزرگ شدم و پیر شدم همه نماز قضاهام و میخونم ولی همیشه حس گناهکار بودن و حس اینکه خدا من و دوست نداره داشتم و همیشه وقتی موقعیت گناه برام پیش میومد میگفتم منکه الان جز گناهکارا هستم بزار اینکارم انجام بدم بعدا توبه میکنم و نماز میخونم و همیشه به گناهکار بودنم اضاف میشد
و ازین تاریخ به به بعد من از خدای خودم معذرت میخوام و توبه میکنم و ایمان دارم که خدای من منو بخشیده و همه اون سالها و همه اونروزها در کنار من بود و به خاطر حال بد من اونهم ناراحت بود و میگفت بنده من ایکاش میدونستی که من درست درون تو هستم و منتظر کوچیکترین توجه تا دنیایت رادگرگون کنم ولی تو بین و من و خودت فاصله ای به اندازه دریاها انداختی و دیواری به ضخامت کل دنیا بینمون کشیدی که هیچ روزنه ای برای دیدن هم نداشتیم تا اینکه پشت دیواری که خودم کشیده بودم در تنهایی داشتم میمردم و هیچ امیدی نداشتم و به خدا گفتم خدایا دیگه بسه دستم و بگیر هرچقدرهم که گناهکار بودم تو خدایی و میتونی من و ببخشی و من و نجات بدی و از همون موقع خدا دیوار بینمون رو شکست و اومد و من و در آغوشش گرفت و همه چیز زندگی من یواش یواش درست شد و همه چیز به بهترین شکل شروع به تغییر کردن کرد تا به امروز که خدا این مسیر رو به من نشون داد تا به من بفهمونه بازهم بهتر میتونم زندگی کنم به امید خدا قراره من از همه نعمتهایی که روی زمین هست استفاده کنم و به لطف خدا به مرور راه رسیدن به همه شون برام نمایان میشن
سلام خدمت استاد عزیز من خانم ف هستم من تو دوره خدا هرگز دیر نمی کند هم حضور دارم فوق العاده خوب هست امروز در رابطه با توبه می خواستم چیز هایی بگم تو قران امده هرکس قبل از اینکه ایمان بیاره گناه کرده باشه چون از روی جهالت بوده بدون قید و شرطی می پذیرد و حتی اگر گناه کبیره هم داشته باشه توبه کنه ودرست در راه خدا باشه بخشیده میشه حتی گفته گناهش به حسنات تبدیل میشه اکثر ما فکر می کنیم ایمان داریم ولی من با اینکه به اسم مسلمانم ولی به معنای واقعی کافر بودم و هیچ شناختی از خدا نداشتم فقط به اسم می شناختم یعنی میشه گفت جاهل بودم ولی دیگه از این به بعد با دیدن دوره شما شناخت کاملی از خدا پیدا کردم یعنی ایمان دار شدم حالا که ایمان دارم تو قران گفته اگر کسی بعد از ایمان کار زشتی کرد توبه کند و بعدش اصلاح کار کند بخشیده میشه یعنی قبل از ایمان داشتن حرفی از جبران نگفته فقط توبه را پذیرفته ولی بعداز ایمان باید کارمان را جبران کنیم تا بخشیده بشیم پس در کل خدا مهربانه و همیشه پذیرای ماست وباید به او اعتماد کنیم در اخر از شما استاد عزیز تشکر می کنم چون من قبل از دوره خدا هرگز دیر نمی کند واقعا حالم خوب نبود و حتی بارفتن به روانشناس هم نتونستم حالمو خوب کنم ولی تو این دوره دوباره اون حس خوب بچگی ام را یافتم ودوباره به آغوش خدا که گمش کرده بودم رسیدم وبخاطرش از خدا و شما که زبان خدایید تشکر می کنم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام
من هم قبلنا این طرز فکر اشتباه و داشتم که خدا وقتی کسی دلش شکسته باشه بش نزدیک میشه و دعاش و مستجاب میکنه
اینکه باید دعای خاصی بخونم یا همرام باشه تا شانس به منم رو کنه
همیشه دنبال یه پیدا کردن یه راهی بودم تا خوش شانس بشم و بد نیارم ولی همیشه ته دلم روشن بود که بالاخره اون راه و پیدا میکنم
تا اینکه خود به خود با یه سری اتفاقات منم به حرفای شما رسیدم و فهمیدم اونچیزی که همیشه بیرون از خودم به دنبالش میگشتم درون خودم بود
خدا همیشه با من بود ولی من خودم ولایق نمیدونستم که ازش بخوام
خدا کنار من بود پابه پام میومد دستم و میگرفت وقتایی که ازش میخواستم و خودم و لایق میدونستم
الان چندوقتی هست که وجودم پر از عشق به خداست
من فکر میکنم که زمانی که به بخشندگی خدا ایمان دارم منم میبخشم و کمک میکنم به هر نحوی به دیگران
خدا هم در حق من بخشنده تر میشه
مثل اینکه یه کارت حساب بانکی به من داده و من هرچه ازون برای کمک به دیگران استفاده میکنم دوباره و بیشتر ازون اندازه شارژ میشه برام
سلام به همه دوستان خدا را شکر می کنم که در این مسیر خوب قرار گرفتم و کم کم دارم به اگاهی های بیشتری میرسم من یادمه بچه بودم یه حاج اقایی اومد مدرسه مون و هر کس هر سوالی داشت رو کاغذ می نوشت و ایشون جواب میدادند من خوب یادمه که اون موقع من چون خودم را ادم گنهکاری میدونستم سوالم این بود که اگه فردی گناهی مرتکب بشه چطوری باید توبه کنه و از کجا می تونه بفهمه که خدا گناهش را بخشیده و توبه اش پذیرفته شده؟… یادم نیست چی جواب دادند ولی الان که فکر می کنم می بینم ما در ذهنمون خیلی سوالاتی در باره خدا داشتیم و هنوز هم داریم که متاسفانه بدون پاسخ درست رها شده که این باعث سردر گمی ما میشود من قبلا خودم را انسان گنهکاری میدونستم پیش خودم فکر میکردم جای من حتما توی جهنمه چون خدا حتی برای ریزترین چیزها از انسان بازخواست میکنه پس چطور ممکنه من گناهی نداشته باشم با این همه دروغ و غیبت و نماز نخوندن ها و روزه نگرفتن ها….ولی الان که چند سالیه وارد بازار کار شدم و دیگه حرف از درس و مدرسه نیست کمتر به این موضوعات فکر کردم و تقریبا الان خودم را زیاد ادم گنهکاری نمی بینم بر عکس به خاطر اینکه کاری به کار کسی ندارم و سرم تو لاک خودم بوده و غیبت کسی را انجام نمیدم و حق کسی را حتی به اندازه یه ذره نخوردم و این جور مسایل خودم رابنده خوب خدا میدونم و از این بابت خوشحالم و خوشحالتر از این همه اگاهی که الان به دست اوردم خدایا من را به خاطر همه اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شدم ببخش خوشحالم که خدایی بخشنده دارم که به همین راحتی همه گناهان و خطاهای بندگانش را می بخشه خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان و بی همتا
روز ۱۲۴: روز سی و ششم تکرار ، سه شنبه ۱۴۰۰/۵/۲۶
سلام دوستان هدفمندم
امروز دقیقا ۴ ماه است که وارد دوره سرزمین لاغرها شده ام. من در ماه دوم دوره برای ثابت قدم بودن و تلاش و ادامه دادن برای خودم جشن گرفتم و به خودم جایزه دادم. در ذهنم برای ۴ ماه در مسیر بودن و ادامه دادن جایزه میخواستم ولی نه یک هدیه معمولی ، گویا از خدای بزرگ جایزه میخواستم و هزار مرتبه شکر که خدای مهربانم دیشب جایزه مرا داد و باعث خوشحالی بزرگ من و خانواده ام شد و ایمیل پذیرش مقاله ام را بعد از مدتهای طولانی انتظار دریافت کردم. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا از تو ممنونم برای خدایی خودت و وجود نازنین خودت که بخشنده مهربانی ، که نور مطلقی و همراه همیشگی ، یاورقدرتمند و اینکه با بندگانت با خدایی خودت رفتار میکنی و نه فراخور رفتار و اعمال ما.
خدای بزرگ و مهربانم سپاس که هیچگاه دیر نمی کنی و در زندگی ام همه چیز در بهترین زمان خود رخ می دهد.
خدای عزیز و مهربانم سپاس که حتی وقتی من غرق در دنیا و ظواهر آن می شوم و حواسم به خدایی تو نیست، تو همراه منی و حواست به من هست و مرا رها نمی کنی.
خدای بخشنده و مهربانم سپاسگزارم که فراخور خدایی خودت با من و سایر بندگانت رفتار می کنی نه فراخور اعمال و رفتار و نیات ما و همیشه هستی و منتظر مایی که بسوی تو بازآییم و با آغوش باز ما را بپذیری و ببخشی و با بهترینها بنوازی و بیارایی.
خدای مهربان بخشنده و توبه پذیرم سپاس که مرا مختار آفریدی که تجربه کنم و با درک مسیر غلط راه بازگشت به سمت خودت را برایم باز قرار دادی و فرشته های قدرتمند را حامی ما و نگهبان ما قرار دادی و ذهن قدرتمندی را در اختیارمان قرار دادی برای خلق کردن آرزوهایم و جهان را مسخر ما قرار دادی تا خوشبخت و آزاد و شاد زندگی کنم و خود نازنینت همواره با منی و مرا هیچگاه تنها رها نمی کنی و در همه حال مهربانانه یاری ام می کنی.
خدای مهربانم سپاس که هر لحظه از زندگیم در آغوش گرم و قدرتمند و مهربان خودت است و هیچگاه احساس دوری از وجود نازنینت را نداشته ام.
خدای بزرگ و مهربانم سپاس برای وجود راهنمایان آگاه و قدرتمند ، پدر عزیز و نورانی ام، معلمین خداشناس و پر نوری که تو را به بهترین شکل به من شناساندند و کتابهای پرمحتوا و با کیفیت و قران کریم که تنزیلی از سوی خودت است، که همگی راهنمایم شدند و نگذاشتند هیچ فاصله ای بین خودم و خدای خودم احساس کنم و هیچگاه خودم را با کوله باری از گناه و اشتباه تنها ندیدم و همواره اعتقاد داشته و دارم که خدای من نسبت به من از مادر مهربان تر است و هیچگاه مرا بحال خودم رها نمی کند و در صورت اشتباه کردن در توبه همواره برویم گشوده است اصلا دری در کار نیست که روزی بسته باشد این منم که گاهی به چیزی مشغول می شوم و به حضور قدرتمند خدایم توجه ندارم والا او همیشه هست و حضور دارد و همیشه حواسش به من هست و هیچگاه برای بی توجهی من مرا سرزنش نمی کند و همیشه با آغوش باز مرا می پذیرد و همواره بدنبال رقم زدن شرایطی برای سورپرایز شدن من است تا از زندگی لذت بیشتری ببرم و آگاه تر شوم و لایق تر و ستودنی تر.
خدای من خالق بی نظیرهاست. هیچ نقصی در خلقت او راه ندارد. اگر بهترینها را نمی بینم عیب از عینک آلوده ای است که بر چشمم زده ام باید دریچه نگاهم را تغییر دهم و بر آگاهی خود بیفزایم. اگر میخواهم خدای خود را بشناسم باید در جهت شناخت خود که برترین مخلوق خدایم، گام بردارم. همانگونه که با بررسی خط و امضای یک نفر می توان به شخصیت او پی برد.
می دانم خدای من عادل و دادگر است و ظلم در دستگاه او جای ندارد. خدای من بخشنده ای است که هر چه ببخشد دارایی اش کم نمی شود و برای همه به وفور نعمتهای بی پایان وجود دارد و اگر کسی کمتر دریافت می کند خودش کاسه اش را برعکس گرفته و راه را بر دریافت نعمت بسته است. هر کجای زندگیم که به عدل الهی شک کردم راهی برایم باز شد که بدانم چنین نیست و خدای عادل برایم خواسته و خودم برای خودم نخواسته ام. من گمان می کردم از حکمت خداوند است که عده ای را متناسب و عده ای را چاق آفریده و من از دسته محکومین به چاقی هستم چون هر چه تلاش میکردم متناسب بمانم نمی شد و تناسبی که با تلاش بسیار بدست می آوردم ذره ذره از دست میرفت و من و چاقی باز همراه می شدیم. به لطف آگاهی که در این دوره کسب کردم دریافتم چنین نیست و خدای عادل برای همه انسانها بهترینها را خواسته است و ما را متناسب افریده و خودم خالق چاقی خودم هستم نه خدای مهربانم. با اصلاح باورهایم در این روزها در حال برقراری تعادل بین جسم و روح و ذهن خودم هستم و از برداشتن هر گام در این مسیر لذت می برم.
خدایا ما را ببخش که نادانی ها و کوتاهی های خود را به پای تو می نویسیم و دریافتهایمان را به پای خود به حساب می آوریم. خدایا ببخش که برایت بندگانی هستیم مشابه دانش آموزی که وقتی ۲۰ می گیرد با خوشحالی فریاد می زند بیست گرفتم و وقتی نمره کمی می گیرد مثلا ۸،با ناراحتی فریاد می زند هشت بهم داد.
خدایا تو چه خوب خدایی هستی برای ما و ما چه بازیگوش بندگانی هستیم برای تو.
خدایا سپاس که در هر حال دوستدار ما هستی و مشتاق بازگشت و توجه ما.
خدایا سپاس که خدایی ات ازلی و ابدی است و بی منت و بی چشمداشت می بخشی ، کافیست که ظرف وجودم را برای دریافت لطف و نعمت و توجه تو آماده کنم تو همیشه هستی که بدهی و مرا سیراب کنی. ببخش که گاهی از یادت غافلم و مغرور می شوم به توانایی های خودم و گمان می برم به تنهایی برنده شدم و یاری بزرگ تو را فراموش می کنم و اگر باختم ناله سر میدهم و بی قرار به تو شکایت می کنم که کجا بودی و … خدایا سپاس که با همه قدر ناشناسی هایم و کمی و کاستی ام و شیطنتها و سر به هوایی هایم باز هم مهربانانه حامی من هستی و هیچگاه مرا تنها رها نمی کنی.
خدایا برای حضورت و وجود نازنینت ای خالق قدرتمند و مهربان و بخشنده هزاران هزاران هزاران بار شکر.
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به دوستان زیبانگرشم
من اگه از بچگیم بگم از همون موقع خودمو یه بنده گناهکار میدونستم چون اینقدر هر چیو به گناه و غضب خدا نسبت داده بودن که من از همون موقع خودمو گناهکار و جهنمی میدونستم همیشه باخودم میگفتم خوشبحال اونای که میرن بهشت من ک جهنمیم غیرممکنه خدا منو ببخشه یا مثلا خطای میکردم بعد تو ذهنم توبه میکردم و میگفتم دیگه این خطا و انجام نمیدم خدامنوببخش اما چون تو ذهنم این بود ک حتی اگه من توبه کنم بازهم بخاطر گناهم باید مجازات بشم پس آب از سرگذشت چه یک وجب چه صدوجب من ک جهنمیم پس بزار گناه کار باشم هرچند تو همه اینا اون ترس و لرز و غضب خدا بامن بود همش خدا رو با چماقی بالای سرم میدیدم از تامور و کاهلی در نماز از غیبت از ناراحت کردن و دلشکستن دیگران از ناراحت کردن پدرومادر و دروغ گفتن و گناه های دیگه وقتی میشمردم خودمو ته جهنم میدیدم تو همون دوران نوجوانی من علاقه پیدا کردم به شناخت خدا با همه کوله بار گناه که رو شونه هام حس میکردم اما متوجه میشدم روحم دنبال خداست برای همین کتابهای مذهبی و کتاب درباره جهنم و آخرت و پیامبران و اصول و احکام ودین این چیزها میخوندم خیلی چیزهای ک یاد گرفته بودم بیشتر منو محدود کرده بودن و اون ترس گناهانم سنگین تر شده بود و همیشه باخودم میگفتم مگه میشه خدا تورو ببخشه اصلا امکان نداره اگرهم شاید بخشید بلاخره یه جایی تلافی میکنه و میکوبونه تو سرت بعد از سالها تو مسیر انسانهای قرار گرفتم که خیلی خودشون رو پاک و عاشق خدا میدونستن اما توشون تعصبات و عقاید سختگیرانه خیلی زیاد بود یه مدت تمام اطلاعاتشون رو گرفتم اما بازهم حس میکردم این مسیر من نیس اون حس آرامشی که من میخوام اینجا نیس یا من ادم این مسیر نیستم اما همیشه تو قلبم اون شعله شناخت خدا بود که من از کجا امده ام امدنم بهر چه بود و اخر ب کجا میروم و همیشه از خدا میپرسیدم من برای چی خلق کردی منو به دنیا اوردی که پراز گناه بشم تا بعد منو تو جهنمت عذاب بدی اگه قراره منو عذاب بدی خب اصلا چرا خلقم کردی همیشه میگفتم خدایا من دلم به چی خوش باشه من که نه ادم پاک و خالصیم نه رسالتی دارم جهنمم منتظر منه همیشه یه جورای سردرگم بودم اگه نماز میخوندم بخاطر حرف بقیه واز رو عادت اجبار اما بازهم دنبال خدا بودم تااینکه با مسیر اگاهی قانون جذب اشنا شدم تو این مسیر انگار از اول متولد شدم و همش میگفتم این همون مسیریه رو روحم میخواست پیداش کنم و مطمئن بودم تو این مسیر به خدا میرسم هر چند بازهم اون بار گناهانم رو دوشم بود کم شده بود اما کامل برنداشته بودم تااینکه یه موقعهای میشد که با دوستان قانون جذبیم اشنا شدم خیلی حسم مثبت شده بود شادترشده بود و کم کم اعتمادبنفسم بهترمیشد و دیگه قرآن اگه میخوندم هرچند از عربیش هیچی نمیدونستم اما هرموقع دلم میگرفت محکم قران رو تو بغلم میگرفتم و چشمامو میبستم و حس میکردم تو بغل خدا هستم اونجا در حد ایمانم ازخدا چیزی میخواستم خدا خیلی سریع بهم میداد درصورتی که قبلا هرچی از خدا میخواستم بمن نمیداد که هیچ همیشه تو زندگیم درجا میزدم الان که فک میکنم اون موقع درسته از خدا میخواستم اما ایمان نداشتم خدا بمن بده هم به قدرت دادن خدا شک داشتم هم خودمو لایق نمیدونستم چون اون کوله بار گناهان نمیذاشت خودمو لایق خواسته هام بدونم تو مسیر همین جوری پیش رفتم کم کم بصورت تکاملی بهتر شدم تا اینکه تو مدار سایت استادعباسمنش و بعد تو مدار سایت استادعطارروشن قرار گرفتم که هرچند تو همین مدارهام کلی تکاملم طی شد و تااینکه با دوره زندگی باطعم خدا اشناشدم و رسیدم به این مرحله تکاملیم تو قسمت دومش کلی اشک ریختم کلی باخدا حرف زدم و اولین معجزهش همون روز سلامتیمو کامل بدست اوردم و اون آرامشه به قلبم وارد شد وباخوندن کامنتهای دوستان بیشتر به درک خدا رسیدم و الان باتمام قلبم عشق خدا رو حس میکنم و باتمام وجودم از خداوندم ازعشقم از رفیق بامعرفت و بامرامم و الله مهربونم که همیشه هوامو داشته و داره و منو تو مسیرش هدایت کرد و تو همین مسیرها بمن نشون داد که منو دوست داره وعاشق منه منم میخوام بندگیمو بهش نشون بدم و توبه خالصانه کنم و اطمینان دارم که خداوندرحمان و غفورم توبه منو میپذیره و اون کوله بار احساس گناه رو بزارم زمین و اسوده و باارامش براش بندگی کنم و خودمو لایق بهترینها میدونم چون دارم کم کم به این درک و ایمان میرسم که خدا درون منه و ازمن از روح خدام و خدا ازمن بمن نزدیکتره من خودمو لایق میدونم چون خدای درونم لایق شادی و آرامش و ثروت وسعادته
تحت هر شرایطی بخشنده بودن خدا را باور داشته و هرگز خود را از ترد شدگان نپنداریم و با توبه ای راستین هرگونه احساس پشیمانی از خطا و گناه را از خود پاک کنیم
جسم ما مانند یک لیوان هست و گویی که از دریایی بی کران (خدا و منشا هستی) به اندازه این لیوان پر شده که آن همان روح و وجود حقیقی ما (خویشتنِ برتر) می باشد
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهدم
استاد استاد استاد واقعا این فایل ها چه قدر به موقع میرسه
من امروز تو قران خوندم که سلیمان گفت خدایا من را ببخش و سلطنتی به من بده که بعد از من هیچ کس نداشته باشد و تو بسیار وهابی
ایه رو برای مادرم خوندم و سریع گفت اون سلیمان بود
استاد فایل امروزتون پاسخ سوال ذهن من بود اگر ما در حد سلیمان بشیم و باور کنیم که هر چه از خدا بخوایم بهمون میده خوب این بالاترین مقام اینکه من باور داشته باشم خدا من میبخشه و هر انچه بخوام به من میده چه ایمانی بالاتر از این مگر نه اینکه ما از امام ها که الگوهای دینیمان هستند شنیده ایم نا امیدی کفر است خدا جونم دوست دارم چه قدر به موقع دستم میگیری
نمیتونم ازش جدا باشم چرا وقتی به یادت نیستم ارامش ندارم چون من ذره ای از تو هستم
خدایا من به خاطر اشتباهات گذشته از تو معذرت میخوام من ببخش خودت میدونی که خودم به اشتباهاتم پی بردم خدایا بچگی کردم ازت ممنون که من بخشیدی من بنده خوب تو هستم انشاالله
من فکر میکردم خدا برای من همین حدی که هستم رقم زده ک بیشتر از این خواستن زیاده خواهی و گناه
من ایمان دارم خدا بلافاصله درخواست من را تایید میکنم و من همون دختر کوچولویی هستم که خدا خیلی هوام داشت
سلام خدمت همه عزیزان استاد گرامی
من توی این چند سال از زمانی که خودمو دیدم خوندم وشنیدمدکه گناه نکنید خدا شمارو نمیبخش ویا این جمله گناه کردی خدا توبه پذیره .توبه کن وبرگرد.یا اگر میخوای رابطه خوبی با خدا داشته باشی در خلوت خودت گریه وزاری کن ازش بخواه تورو میبخشه. فکر کردم یه مادر وقتی بچه ش خطایی میکنه ،هیچ وقت دوست نداره بچه ش اشکش دربیاد تا اونو ببخشه ،از طرف دیگر رحم ومهر مادر آنقدر زیاده که تحمل گریه بچه شو نداره
بلافاصله با دیدن اشک بچه خودشو ملامت میکنه .واونوبیشترتو آغوش خوش فشار میده اونوقت خدا با اون همه مهر بی نهایتش دریای بیکران لطف وبخشش مگه داریم!؟
من هر وقت خطایی کردم خیلی دچار سردرگمی شدم بابت شنیده هام خونده ها در باره خدا که با خودم چه کردم .گریه وزاری!ولی به خودم اومدم حالا خدا مگه کتکت زد ؟مگر اون باهات قهر کرد ؟ای بابا همین جایی که نشستی داری با اون حرف میزنی و درد دل میکنی فکر میکنی کجاست؟به خودت بیا اینجا خونه وملک خداست خونه وملک خودته اون اگه میخواست تورو راه نده ونبخشه که اینجا نبودی!وبین تو واون فاصله معنی نداره اون در تمام وجود تو قرار داره راه درو چرا!؟
با خودم پیمان میبندم با تمام ایمانی که به تودارم خودمو از تو دور ندانم وموظب اعمالم باشم واگر خطایی کردم تو دلم توبه کنم ودوباره به آغوش پر مهرت برگردم!